تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

تغيير سفير ايران در  باکو



سفير ايران در باکو نشستى را با چند خبرنگار محلى برگزار و از آنان خداحافظى کرد. ناصر حميدى زارع سفير جمهورى اسلامى ايران در باکو در نشستى با خبرنگاران محلى اين کشور از برخى تغييرات در اين سفارتخانه از جمله انتخاب سفير جديد خبر داد. عباس اسکندرى وابسته جديد مطبوعاتى سفارت ايران در باکو  در اين باره گفت: «سفير ايران در باکو نشستى را با چند خبرنگار محلى برگزار و از آنان خداحافظى کرد.» اسکندرى با بيان اين که در اين نشست حميدى زارع از انتخاب "بهرامى" به عنوان سفير جديد ايران در جمهورى آذربايجان خبر داده است، همچنین گفت: «اين ديدار يک مراسم خداحافظى سفير با خبرنگاران محلى بود.» از مدتى پيش بحث تغيير سفير ايران در باکو بين محافل و کارکنان سفارت و نهادهاى ايرانى در باکو مطرح بود. خبر تغيير سفير ايران در باکو و انتخاب بهرامى که قبلا نماينده همدان در مجلس شوراى اسلامى بود، در برخی روزنامه های باکو نیز منعکس شده است. شایان ذکر است اتخاب یک سفیر قوی و کاردان که بتواند از منافع ملی کشور بزرگ ایران در باکو به نحو رضایت بخشی دفاع کند همواره طی سالهای اخیر به بحثی  رایج در میان نخبگان و اشنایان مسایل قفقاز و ایران شمالی تبدیل شده است . این از ان نشات می یابد که سفرای سالهای گذشته در باکو نتوانسته اند وظایف خود را در حفظ منافع ملی و جایگاه بلند ایران در باکو  به خوبی حفظ کنند.

سفیر اسبق ایران در باکو احد قضایی از وابستگان حزب کارگزاران بود که در کنار ماموریت سیاسی خویش در باکو به تجارت اشتغال داشت . نامبرده در برخی مواقع ضروری به جای دفاع از سیاستهای کشورمان به همدردی با مقامات باکو میپرداخت از جمله در جریان یک انتخابات که شبکه سحر آذری زبان ایران طی برنامه ای با عنوان کمپاس به پخش تصاویر سرکوب اهالی معترض باکو و مصاحبه ای با یک چهره اپوزوسیون اقدام کرد که ناراحتی مقامات دولتی رابرانگیخت و احد قضایی به وزارت خارجه باکو احضار شد نامبرده طی مصاحبه با رسانه های باکو اقدام شبکه سحر را محکوم کرد ! این در حالی است که رسانه های باکو اعم از دولتی و نیمه دولتی همواره به تحریف تاریخ ایران و پخش برنامه های ضد ایرانی مشغول  بوده و هستند و حتی در کتابهای درسی رزیم باکو تبلیغات علیه ایران در سطح وسیعی صورت میگیرد.

احد قضایی بعد از اتمام ماموریت در باکو به تهران بازگشت و انجمنی با عنوان " انجمن دوستی ایران و اذربایجان " با دستیاری برخی افراد و شریکان تجاری خود تاسیس کرد. وی فعالیتهای تجاری  و سفرهای مکرر خود به باکو را تحت پوشش همین انجمن ادامه میدهد.

افشار سلیمانی سفیر سابق ایران در باکو که از طیف عناصر افراطی بود در دولت خاتمی به سفارت در باکو منصوب شد. نامبرده نیز اقداماتی علیه منافع ملی انجام داد . که سرویس دهی به عناصر شناخته شده بیگانه گرا از جمله موارد آشکار میباشد . وی به تحصیل در باکو نیز پرداخت و از باکو دکترا گرفت !! سلیمانی بعد از اتمام ماموریت نیز مدتها در باکو اقامت داشت ! وی دلیل این مساله این مساله را تحصیل فرزندش ذکر میکرد . شایع بود که نامبرده نیز فعالیتهای تجاری دارد. وی بعد از بازگشت به تهران سفرهایی نیز به خارج از کشور از جمله استانبول داشت و خود اظهار میداشت که فعالیت تجاری دارد.

ناصر حمیدی زارع سفیر سابق در باکو نیز که بعد از  سلیمانی به سفارت منصوب شد کارنامه ضعیفی در نخجوان در سمت سرکنسول از خود بر جای گذاشته بود.وی نیز در برخی اقدامات تجاری در نخجوان دست داشت . اما این نکته را باید ذکر کرد که علی رغم ضعف ها وی شخصا در مورد دفاع از هویت ایرانی و واکنش به اقدامات طرف مقابل مواضع شایسته ای داشت . مواضعی که بعد از انتصابش به سفارت در باکو کمرنگ شد. اصولا افرادی چون قضایی و زارع محافظه کارانی هستند که بیشتر تمایل دارند خبرها و گزارشهای صرفا مثبتی از عملکرد طرف مقابل به وزارت خارجه مخابره کنند. سلیمانی فرد تندرویی بود که حتی به تغییر آبدارچی سفارت نیز دست زد  . زیرا وی نیز همنام سفیر بود !

انتظار میرود سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در باکو با نگاهی به کیفیت و نحوه روابط دولت باکو با  ایران . جهت گیریهای ظاهری سیاسی . چگونگی سوگیری رسانه های دولتی و رسانه های وابسته به دولت درباره ایران . بررسی برخی اقدامات ضد ایرانی دولت باکو از جمله برگزاری همایش رسوای " دومین همایش آذریهای جهان ! " در اسفند ۱۳۸۴ در باکو  . انتشار اطلس جعلی . فعالیتهای برخی نمایندگان دست نشانده و ضد شیعی پارلمان باکو . اقدامات مشترک دولت باکو با رژیم صهیونیستی علیه جهان اسلام و ایران و . . .  بتواند خطوط اصلی فعالیت خود را طی مدت ماموریت ترسیم کرده و اهداف مشخصی را تعریف کند که از ان جمله میتوان مسایلی مانند روابط اقتصادی . گفتمان  و فضای حاکم بر روابط سیاسی . مدیریت و ابتکار عمل در روابط فرهنگی . مساله خزر و . . . مسایل ناگفته دیگر را  در کانون توجه قرار داد.

آیا سفیر جدید خواهد توانست انتظارات ملت ایران را در مدت ماموریت خود تامین کند ؟ این سوالی است که به مرور زمان پاسخ ان را خواهیم یافت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 13:22  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

واكنش الهام علي‌اف به تركيه؛

فرافكني مسووليت مناقشة قره‌باغ يا ...؟

  • احمد كاظمي

 

اوباما در اظهاراتي قابل تامل در آنكارا گفت؛ با اينكه معتقد است كشتار هزاران نفر از ارامنه در زمان حكومت عثماني‌ها در تركيه به منزله «نسل‌كشي» است، ولي با اين حال بر ضرورت ادامه گفتگوهاي ميان ارمنستان و تركيه نيز تاكيد دارد و اين گفتگوها مي‌تواند «‌به زودي» نتايج خوبي در پي داشته باشد.

 

الهام‌علي‌اف رئيس دولت باكو به رغم برنامه‌ريزي قبلي، از شركت در اجلاس بين‌المللي اتحاد تمدنها در استانبول خودداري كرد.

هر چند منابع رسمي باكو درباره دلايل اين تصميم علي‌اف ابراز نظر نكرده‌اند، اما اغلب كارشناسان اين اقدام وي را در اعتراض به اخبار مربوط به گسترش روابط تركها و ارامنه و بازگشايي قريب‌الوقوع مرز تركيه و ارمنستان ارزيابي مي‌كنند.

همزمان با سفر باراك اوباما رئيس جمهوري آمريكا و ادواردنعلبنديان وزير خارجه ارمنستان به تركيه، برخي منابع خبري از بازگشايي قريب‌الوقوع مرز تركيه و ارمنستان خبر دادند، برخي ديگر از منابع خبري نيز از امضاي توافقنامه‌اي ميان مقامات ترك و ارمني در اين باره خبر دادند. بخصوص اينكه خبر مي‌رسد جاده‌هاي مواصلاتي تركيه به مرزهاي ارمنستان اخيراً در حال تعمير و بازسازي است.

 

طي 17 سال گذشته اين اولين بار است كه دولت باكو واكنشي تند به تركيه نشان مي‌دهد. پيش از اين دو كشور همواره از روابط خود به عنوان «مناسبات راهبردي» نام مي‌بردند.

لغو سفر الهام‌علي‌اف به تركيه نشان مي‌دهد كه اخبار اخير مبني بر هشدار باكو به آنكارا مبني بر تجديد نظر در مناسبات و نيز قطع انتقال نفت و گاز به تركيه واقعيت دارد. به همين دليل مقامات تركيه از جمله گل و اردوغان بازگشايي رسمي مرز با ارمنستان تا قبل از حل مناقشه قره‌باغ را تكذيب كردند، اما لغو سفر الهام علي‌اف به تركيه نشان داد، باكو از تو خالي بودن اين تكذيب‌ها به خوبي آگاه است.

در واقع مقامات آنكارا طي ماه‌هاي گذشته اقدامات بسيار گسترده‌اي براي عادي‌سازي مناسبات با ارمنستان انجام داده‌اند كه از چشم مقامات باكو نيز پنهان نمانده است. بازسازي گمركات و تاسيسات مرزي، گشايش غيررسمي بخشي از مرز و انجام دهها ميليون دلار مبادله تجاري، تسهيل صدور ويزا براي ارامنه، افزايش پرواز خطوط هوايي ايروان ـ‌ استانبول، تاسيس صداي ارمني تركيه، برقراري تماس و مذاكرات در سطح عالي ميان روساي جمهوري و وزيران خارجه دو كشور و برنامه‌ريزي سفر رئيس‌جمهوري ارمنستان به تركيه تنها بخش اندكي از تحولات مربوط به روند عادي‌سازي مناسبات آنكارا ـ‌ ايروان است.

در حال حاضر همچنين تركيه به شدت نگران شناسايي كشتار 1915 ارامنه از سوي كنگره آمريكاست. همزمان با سفر باراك اوباما به تركيه مقامات آنكارا تلاش كردند با دادن تضمين جدي درباره بازگشايي مرز با ارمنستان به اوباما، از پيگيري مسئله كشتار 1915 ارامنه توسط ارمنستان و آمريكا جلوگيري كنند. در اين راستا نيز اوباما در اظهاراتي قابل تامل در آنكارا گفت؛ با اينكه معتقد است كشتار هزاران نفر از ارامنه در زمان حكومت عثماني‌ها در تركيه به منزله «نسل‌كشي» است، ولي با اين حال بر ضرورت ادامه گفتگوهاي ميان ارمنستان و تركيه نيز تاكيد دارد و اين گفتگوها مي‌تواند «‌به زودي» نتايج خوبي در پي داشته باشد.

اين در شرايطي است كه تركيه سالهاست با اين ادعا كه به خاطر مناقشه قره‌باغ مرز خود را با ارمنستان بسته است، امتيازات قابل توجهي از باكو به ويژه درحوزه انرژي گرفته است. از اينرو اين تحركات آنكارا در عادي‌سازي مناسبات با ايروان ضربه‌اي بزرگ به موقعيت باكو است.

همين موضوع باعث شد يك روز پس از نشست پارلمان باكو در مورد عادي‌سازي مناسبات تركيه و ارمنستان و ناباورانه خوانده شدن اين روند، مسئله لغو سفر علي‌اف به تركيه مطرح شود و حتي وعده ديدار علي‌اف با اوباما در تركيه نيز نتوانست علي‌اف را به شركت در اجلاس اتحاد تمدنها در استانبول مجاب نمايد.

·        نگاهي ديگر به موضوع /  رسول اردبیلی

 

طي روزهاي اخير در مطبوعات باكو اخبار و مطالب زيادي دربارة گسترش روابط ارامنه ـ‌تركها درج شده است. برخي مطبوعات باكو يادآور شده‌اند كه سياستهاي اشتباه دولت باكو از جمله اعتماد به تركيه و دادن امتيازهاي بزرگ اقتصادي در حوزه انرژي، تجارت و ... به دولت آنكارا وضعيت ناهنجاري را پيش آورده است، وضعيتي كه در آن آذريها قرباني روبط دوستي ارامنه و تركها شده‌اند. روابط ارمنستان و تركيه به منزله دو تيغة‌ يك قيچي است كه جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) در وسط دو تيغه گير كرده‌ است و هر قدر روابط تركها و ارامنه محكم‌تر شود، آذريها ( مناقشة‌ قره‌باغ) در لاي دو تيغه صدمه مي‌بينند. اين بخشي از نتايج سياست  اشتباه دولت باكو در اعتماد به تركيه است.

برخي ديگر از تحليل‌گران نيز معتقدند كه دولت تركيه در راستاي تأمين منافع ملي خود، روابطش را با ارمنستان گسترش مي‌دهد و هرگز نبايد انتظار داشت كه دولت تركيه منافع ملت و كشورش را در پاي مناقشة قره‌باغ يا منافع دولت باكو قرباني كند. چنانكه باكو تاكنون در موارد متعددي سياستهايي برخلاف منافع دولت تركيه در پيش گرفته است كه از جمله آنها مي‌توان به همكاري گسترده دولت باكو با آمريكا در تهاجم به عراق، روابط تجاري محافل دولتي باكو با گروههاي تجزيه‌طلب كردي مانند پ . ك . ك ، تقويت گروههاي كردي ضد تركيه در شمال عراق از طريق اسراييل با همكاري دولت باكو، گسترش حضور اسراييل ( به عنوان يكي از حاميان اصلي گروههاي تجزيه‌طلب كردي) در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) اشاره كرد.

عاكف حميداف تحليل‌گر سياسي در باكو مي‌گويد: دولت باكو به علت وابستگي به آمريكا، صهيونيسم و  اروپا تاكنون در مناقشه قره‌باغ در نقشي انفعالي بازي كرده و برخلاف شعارهاي بزرگ و دهن‌پركن، نتوانسته مناقشة قره‌باغ را حل كند. يك روز ايران را متهم مي‌كردند كه به ارمنستان كمك مي‌كند و امروز تركيه را متهم مي‌كنند. روابط همسايگي بين تركيه يا ايران با ارمنستان يك اقدام عادي است. اما دولت باكو با اقداماتي از جمله لغو سفر الهام‌علي‌اف به تركيه تلاش مي‌كند فرافكني كرده و در منظر مردم كشور، خود را از مسووليت بري نشان دهد. تركيه نمي‌تواند تا آينده نامعلوم منتظر حل مناقشه قره‌باغ باشد. مردم كشور بايد اين را درك كنند كه دولت باكو و نه هيچ دولت ديگر، در مناقشة‌ قره‌باغ و آزادي بخشهاي اشغالي مسووليت دارد و اين مسووليت را نبايد در پوشش كارها و تبليغات سياسي به ايران و تركيه نسبت دهد.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 15:5  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گذشت درباره قره‌باغ به نفع كيست؟

 

" گذشت "درباره قره‌باغ به نفع كيست؟

·        احمد كاظمي

مسئله «گذشت درمناقشه قره‌باغ» بار ديگر از سوي نهادهاي اروپايي مورد توجه قرار گرفته است. ( در ادبيات سياسي ايران شمالي « جمهوري آذربايجان» كلمه فارسي «گذشت» با همين تلفظ فارسي به معناي مصطلح در ايران يعني اغماض و بخشش به كار مي‌رود)

ژواوسوارش رئيس مجمع پارلماني سازمان امنيت و همكاري اروپا در گفتگو با خبرگزاري ترند در وين گفت: ما خواهان گذشت روساي جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) و ارمنستان درباره قره‌باغ هستيم.

وي همچنين با حمايت از فعاليت گروه مينسك جهت حل مناقشه قره‌باغ افزود: مناقشه قره‌باغ نبايد از طريق جنگ حل شود. تنها راه حل اين مسئله گفتگوهاي سياسي با حضور دولت‌هاي باكو و ايروان مي‌باشد.

پيش از اين نيز به ويژه درجريان مذاكرات سال 2001 پاريس و كي‌وست ميان سران دولتهاي باكو و ايروان مسئله لزوم گذشت در مناقشه قره‌باغ به دشت از سوي گروه مينسك مطرح شد. همان زمان نگراني‌هاي زيادي در ميان جامعه ايران شمالي ايجاد شد.

باكو بارها بر تعلق قره‌باغ به اين كشور و آمادگي خود براي اعطاي خودمختاري شبيه تاتارستان در روسيه به قره‌باغ يا مدلي مشابه اعلام كرده است اما ارمنستان با رد تعلق قره‌باغ به باكو بر استقلال اين منطقه، ارتباط زميني آن با ارمنستان و تامين امنيت ارامنه قره‌باغ تاكيد كرده است. از اين رو اين سئوال مطرح است كه منظور نهادهاي غربي از تاكيد بر گذشت در مناقشه قره‌باغ چيست؟ و تاكيد بر اين موضوع اصولاً به نفع كداميك از طرفين مناقشه محسوب مي‌شود؟

واقعيت اين است كه اظهارات رئيس مجمع پارلماني سازمان امنيت و همكاري اروپا همسو با طرح جديد گروه منيسك مبني بر آزادي پنج شهرستان از هفت شهرستان اشغالي جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) در خارج از قره‌باغ و برگزاري همه‌پرسي در قره‌باغ براي تعيين سرنوشت حقوقي آن است. براين اساس دولت باكو بايد درباره كلبجر، لاچين و قره‌باغ گذشت كند.

مشخص است كه در اين طرح، عملاً گذشت يكي از طرفين مناقشه پيش‌بيني شده و با تحقق آن، سه شرط ارمنستان مبني بر استقلال قره‌باغ، ارتباط زميني قره‌باغ و  ارمنستان و امنيت بين‌المللي ارامنه قره‌باغ تامين مي‌شود.

بر اين اساس مي‌توان گفت كه اظهارات رئيس مجمع پارلماني سازمان امنيت و همكاري اروپا با مصوبات اجلاس 1966 ليسبون سازمان امنيت و همكاري اروپا مبني بر حفظ تماميت ارضي ایران شمالی ( جمهوري آذربايجان )، اعطاي خودمختاري به ارامنه و تأمين امنيت آنها مغايرت دارد. در واقع اين موضع‌گيري نشان مي‌دهد ـ چنانچه عملكرد گروه مينسك نيز ثابت كرده است ـ نهادهاي غربي و سازمان امنيت و همكاري اروپا قادر به حل عادلانه مناقشه قره‌باغ نيستند و اساساً به دنبال حل عادلانه آن نيز نمي‌باشند.

بنابر اين انتظارات در ایران شمالی  براي خروج دولت باکو از گروه مينسك و استفاده از پتانسيلهاي منطقه‌اي جهت حل مناقشه قره‌باغ افزايش يافته است، چرا كه روند كنوني تنها به تثبيت شرايط استقلال قره‌باغ كمك مي‌كند.با این حال آنچه طی حدود 15 سال گذشته از سیاست دولت باکو به صراحت درک میشود ، این است که این دولت خارج از خطوط ترسیم شده گروه مینسک و سیاستهای امریکا و اروپا درباره مناقشه قره باغ عمل نکرده است. در سال 2004 مقامات باکو اعلام کردند که سال 2005 سال سرنوشت ساز درباره قره باغ میباشد . در این سال الهام علی اف اعلام کرد که در صورت عدم حل مساله از راه صلح دولت باکو به اقدامات نظامی دست خواهد زد اما با گذشت چهار سال نشان داد که دولت باکو توانایی اقدام نظامی ندارد . در برابر تهدیدهای الهام علی اف مقامات ارمنستان اعلام کردند که اگر باکو باز هم میخواهد بخشهایی دیگر از قلمرو خود را از دست بدهد به اقدام نظامی دست بزند.

از سوی دیگر با گذشت زمان موضع باکو درباره قره باغ ضعیف تر میشود .

 همگرایی استراتژیک ترکیه - ارمنستان

 دولت باکو اعلام میکرد " ترکیه و جمهوری آذربایجان  یک ملت با دو دولت است " اما اندک اندک با گذشت زمان سیاست ترکیه از مقابله با ارمنستان به " همگرایی " تغییر یافت . سفر عبدالله گل در شهریور 1387 با هیاتی 120 نفری به ارمنستان  دولت باکو را در بهت و حیرت فروبرد. این علامتی انکارناپذیر درباره آغاز " همگرایی استراتژیک ترکها و ارامنه " بود .شرکتهای ترک فعالیتهای خود را روزبه روز در ارمنستان و حتی قره باغ گسترش میدهند . و دولت باکو ناچار اعتراضهایی به ترکیه ابراز داشته اما مقامات ترک بی توجه به باکو سیاست همگرایی با ارمنستان را پیش میبرند . اخیرا الهام علی اف در اعتراض به سیاست ترکیه از سفر به ترکیه جهت شرکت در همایش " ائتلاف تمدنها " خودداری کرد.در هر حال باکو که به حمایتهای ترکیه امید بسته بود و امتیازهای فراوان اقتصادی – نظامی و سایسی به ترکها واگذار کرده بود اکنون هیچ اهرم فشاری برای تاثیرگذاری در سیاستهای ترکیه ندارد . اخیرا یکی از تحلیلگران اذری اعلام کرد که : ترکیه از پشت به جمهوری آذربایجان خنجر زده و منافع آن را در پای دوستی با ارمنستان قربانی کرده است .در هر حال دوستی ترکیه – ارمنستان باکو را سخت در موضع انفعال قرار داده است ... با در نظر گرفتن مجموع شرایط دولت باکو نه میتواند از گروه مینسک خارج شود و نه میتواند با فشار بر ارمنستان مناقشه را حل کند . به بیان روشن حل مناقشه قره باغ از عهده باکو و ایروان به تنهایی خارج است . و دولتهایی مانند امریکا ، ترکیه و روسیه نیز خواهان تداوم وضعیت کنونی مناقشه هستند .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 20:37  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

تخریب مسجد حضرت محمد (ص) در باکو توسط دولت

تخریب "مسجد حضرت محمد (ص)"  واقع در باکو از سوی شهرداری باکو آغاز شد.

میرواله معصوم اف رئیس جمعیت دینی بخش یاسامال شهر باکو به خبرنگاران گفت: شهرداری بخش یاسامال باکو با ماموران مسلح به مسجد آمده و لوحه و دیوار اطراف مسجد را تخریب کردند.

دادگاه بخش یاسامال شهر باکو در سال گذشته بر اساس در خواست شهرداری این بخش حکم تخریب "مسجد حضرت محمد (ص)" واقع در بخش یاسامال شهر باکو را صادر کرد.

در هنگام صدور حکم دادگاه گفته شده که این مسجد به طور غیر قانونی بنا شده است!

ساکنان محل که این مسجد را بعد از فروپاشی شوروی ساخته‌اند، رأی دادگاه بخش یاسامال شهر باکو را خلاف قانون دانسته و به دادگاه تجدید نظر کشور جهت الغای آن مراجعه نموده اند.

مختار مصطفی اف وکیل جمعیت دینی بخش یاسامال شهر باکو گفت: قبل از صدور حکم از سوی دادگاه تجدید نظر، تخریب مسجد اقدامی غیر قانونی است. مراجعه ما در دادگاه تجدید نظر کشور مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما همچنین از دادگاه تجدید نظر خواستار صدور حکم در باره تایید اجباری لایحه ساخت "مسجد حضرت محمد (ص)" در بخش یاسامال شهر باکو از سوی شهرداری باکو و شهرداری بخش یاسامال شده ایم.

آغاز تخریب مسجد پیش از نهایی شدن حکم دادگاه نیز حاکی از آن است که تصمیماتی از سوی دوایر دولتی برای تخریب مسجد گرفته شده است.

تخریب مسجد درمیان اهالی باعث بروز اعتراض شده واداره مسلمانان قفقاز با تخریب "مسجد حضرت محمد (ص)" واقع در بخش یاسامال باکو مخالفت ضمنی خود را ابراز داشته است.

گفته می‌شود به دنبال بی‌توجهی مقامات باکو به درخواست‌ اهالی مبنی بر جلوگیری از تخریب مسجد، تعدادی از اهالی  جهت جلوگیری  از تخریب مسجد به «تری دویس» دبیر شورای اروپا نیز مراجعه نموده اند.

تری دویس در جواب درخواست آنها گفته است:‌ شورای اروپا جهت حل این مساله صلاحیت ندارد!! (شورای اروپا که دولت باکو عضو آن است از حقوق همجنس‌بازان و تشکلهای سیاسی غربگرا نیر در باکو حمایت می‌کند) شایان ذکر است بعد از روی کار آمدن حیدرعلی‌اف نیز مساجد دیگری از جمله مسجد «کؤهنه گونشلی» واقع در بخش خطایی باکو تخریب گردیده و از فعالیت برخی مساجد دیگر از جمله مسجد جامع شهر باکو جلوگیری شده است. دولت هر از گاه به بهانه‌های مختلف مساجدی را که مردم بیشتری به آنها مراجعه می‌کند، تخریب می‌کند.

تداوم همکاری دولت باکو با دولت‌های اشغالگر

دولت باکو دهها تن ا ز نیروی نظامی ارتش خود را دوباره  به افغانستان اعزام کرد.

واحد مطبوعاتی وزارت دفاع باکو اعلام کرد؛ با این اقدام مجموع نیروی نظامی این کشور در افغانستان تحت فرماندهی ناتو به 95 نفر رسید.
پارلمان باکو در سال گذشته، مصوبه مربوط به افزایش تعداد نظامیان این کشور مستقر در افغانستان را تایید کرد و گروه 45 نفره مزبور طبق این مصوبه به افغانستان اعزام شدند.
استقرار نیروهای نظامی دولت باکو در افغانستان در قالب برنامه همکاری باکو با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) صورت می گیرد.

شایان ذکر است ، دولت باکو در جریان حمله آمریکا به افغانستان و عراق همکاری همه‌جانبه‌ای با اشغالگران داشته است. و برخی از نیروهای ارتش باکو در عراق کشته شده‌اند.

 

صدور حکمی از سوی دادگاه حقوق بشر اروپا در مورد دولت باکو

 دادگاه حقوق بشر اروپا، حکم دیگری درخصوص دولت باکو صادر کرد.

این حکم دادگاه بر اساس پرونده خانم ماهره مراداوا یک شهروند ایران شمالی بوده است. که به علت صدمات وارده از شکنجه و رفتارهای غیرانسانی یک چشم خود را از دست داده است. دادگاه حقوق بشر اروپا با صدور حکمی دولت باکو را به مبلغ 25 هزار یورو جریمه نموده است.

 

شایان ذکر است، عیسی عاشوراف، وکیل ماهره مراداوا گفت: صدمات وارده به خانم مراداوا جبران‌ناپذیر است و جریمه‌ای که دادگاه حقوق بشر درحق دولت باکو صادرکرده، نمی‌تواند مرهمی بر رنجهای شش ساله خانم مراداوا باشد.

شکایتهای دیگری به دادگاه حقوق بشر اروپا از سوی شهروندان باکو نیز ارائه شده که یکی از آنها از سوی فردی بوده که در تظاهرات 16 اکتبر سال 2003 (تظاهرات علیه تداوم حاکمیت خاندان علی‌اف)‌ در باکو مورد ضرب و شتم پلیس قرار گرفته است.

دادگاه اروپا تا به حال 16 حکم مختلف در مورد دولت باکو صادر کرده است.

 

حمایت آمریکا از دیدارهای سرکیسیان و الهام‌علی‌اف

 و استقلال قره‌باغ

حکومت باراک اوباما برای به ثمر رسیدن فعالیت‌های گروه مینسک سازمان امنیت وهمکاری اروپا برای حل بحران قره باغ متعهد به استفاده از تمام امکانات شده است.

مسدول واحد مطبوعاتی سفارت آمریکا در باکو در گفتگویی اعلام کرد : آمریکا علاقمند به برگزاری دیدار جدید الهام علی اف و سرژ سرکیسیان در آینده نزدیک است و هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا برای دستیابی به پیشرفتی در این زمینه «متیو برایزا» معاون دستیار این وزارت در امور اروپا و آورو اسیا را به منطقه می فرستد.

برایزا در چارچوب  سفر به باکو با مقامات عالی رتبه دولتی دیدار خواهد کرد و در باره تاثیر روند چشم انداز عادی سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه به حل بحران قره باغ مذاکراتی انجام خواهد داد. 

مناقشه قره‌باغ در سال 1367 آغاز شده است. طرفها در سال 1373 در باره آتش بس به توافق رسیده اند. از آن زمان به ریاست گروه مینسک سازمان امنیت وهمکاری اروپا از روسیه ، فرانسه و آمریکا مذاکرات صلح جریان دارد و مقامات ارمنی و آذری در سطوح بالا مذاکرات را دنبال می‌کنند. 

اوباما پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری، در پاسخ به نامة‌ تشکلهای ارمنی آمریکا مبنی بر حمایت از استقلال قره‌باغ نوشت که از تصمیم مردم قره‌باغ برای رسیدن به استقلال کامل حمایت می‌کند و دولت باکو باید با توجه به اصل حق تعیین سرنوشت ملل، اقدام مردم قره‌باغ را در کسب استقلال به رسمیت بشناسد.               

یک عنصر فرهنگی ـ‌ اطلاعاتی دولت باکو مدال گرفت!

به گزارش خبرگزاری دولتی آذرتاج باکو ، به دستور الهام علی اف، نظامی خودی اف فرزند مناف به دلیل شرکت فعال در زندگی سیاسی - اجتماعی و فرهنگی این کشور مفتخر به دریافت «نشان شهرت» شده است .

نظامی خودی‌یف از اشخاصی است که از دوره شوروی با دستگاه اطلاعاتی ک . گ . ب روابط نزدیک داشت و پس از فروپاشی شوروی نیز،همکاری اطلاعاتی خود را در مسوولیت‌های مختلف مانند مدیریت رادیو ـ تلویزیون و مناصب دانشگاهی در راستای تحکیم قدرت علی‌اف‌ها ادامه داد. وی همچنین در راستای ترویج اختلافات قومی در آذربایجان ایران از طریق ارتباط با برخی مطبوعات محلی بیگانه‌گرا فعالیت داشته و برخی مقالات وی در یک نشریه بیگانه‌گرا که در ارومیه منتشر می‌شد، به چاپ رسیده است.

سفیر آمریکا امنیت «ایران شمالی» را تضمین می‌کند؟

سفیر آمریکا در باکو گفت: آمریکا تمام اقدامات لازم را برای تامین امنیت جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) در عرصه های سیاسی، اقتصادی و دیگر بخش ها انجام می دهد.

" ان درسی" در دیدار با جمعی از نمایندگان مرکز غیردولتی"همگرایی خزر و اروپا" افزود : آمریکا از همگرایی دولت باکو با ساختارهای یورو آتلانتیک حمایت می کند.
وی افزود : ایران شمالی (جمهوری آذربایجان)  تنها به واسطه همگرایی با نهادهای غربی می تواند امنیت لازم را تامین و استقلال خود را حفط کند!
سفیر آمریکا در باکو با تاکید بر این که واشنگتن از سیاست غربگرایی دولت باکو به طور کامل حمایت می کند ، ابراز امیدواری کرد این سیاست همچنان تداوم یابد.
سفیر آمریکا دولت باکو را همکار مورد اعتماد و استراتژیک آمریکا در منطقه خواند و گفت: نقش مهم و محوری دولت باکو برای آمریکا در جریان رویدادهای تابستان گذشته در گرجستان بار دیگر آشکار شد.

 

گسترش همکاریهای نظامی باکو و آمریکا

دولت باکو و آمریکا همکاری های نظامی دوجانبه خود را گسترش می دهند.

خبرگزاری فرست نیوز از باکو خبر داد:  توافق در این زمینه در نشست کاری مربوط به همکاری نظامی دو جانبه دولت باکو با آمریکا حاصل شده است.
این خبرگزاری بدون اشاره به محل این نشست به نقل ازمرکز فرماندهی نیروی نظامی آمریکا دراروپا ( EUCOM) افزود : در این نشست ، پیش نویس برنامه همکاری نظامی دو کشور طی سالهای 2009 تا 2011 (1388 ـ‌1389) تدوین و در باره مسایل امنیتی حوزه دریای مازندران و همکاری نظامی دولتهای باکو و قزاقستان با هماهنگی آمریکا، بحث و تبادل نظر شد.
این گزارش افزود : در نشست مذکور همچنین فعالیت ها و همکاری های نظامی دولت باکو با آمریکا در دو سال گذشته مورد بررسی قرار گرفت.
این منبع افزود : برنامه همکاری نظامی دو کشور برای دو سال آینده از سوی " صفر ابی اف " وزیر دفاع باکو و " کارتر خم " فرمانده نیروی زمینی آمریکا در اروپا در باکو به امضا رسیده و سپس به تصویب پارلمان های دو کشور خواهد رسید.
هیات نمایندگی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز که اخیراً به باکو سفر کرده بود، در خصوص همکاری های دو جانبه از جمله آموزش نیروهای نظامی شرکت کننده در طرح صلح این سازمان و بررسی ایجاد مسیر جدید برای انتقال محمولات به نظامیان مستقر در افغانستان با مقامات باکو مذاکره انجام داده است .

 

جامعه ایران‌شمالی  ازاطلاع سانی صحیح محروم است

رییس اتحادیه ارتباطات اینترنتی ایران شمالی گفت : 99 درصد برنامه های تفریحی شبکه های تلویزیونی این کشور، جایی برای اطلاع رسانی صحیح نگذاشته است.

"عثمان گوندوز در یک گفت وگوی خبری با بیان اینکه جامعه به برنامه های معارف و اطلاع رسانی صحیح از بخش های مختلف این کشور نیاز دارد، افزود: سطح هنری و فرهنگی برنامه های تفریحی پخش شده از شبکه های تلویزیونی باکو نیز بسیار پایین و بی ثمر است.
وی افزود: نتیجه این روند به رویگردانی اغلب مردم ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) از تماشای برنامه های این شبکه های تلویزیونی شده و با نصب آنتن های ماهواره ای و کابلی بیشتر برنامه های شبکه های تلویزیونی خارجی را تماشا کنند.
این کارشناس امور اطلاع رسانی با بیان اینکه درزمان حاضر اکثر شهروندان ایران شمالی از طریق گیرنده های ماهواره ای برنامه های شبکه های تلویزیونی خارجی بخصوص روسیه  را تماشا می کنند، این وضعیت را برای جامعه نامطلوب خواند.
گوندوز با اشاره به اینکه شهروندان در اغلب موارد اطلاعات مورد نیاز خود را از منابع خارجی به دست می آورند، افزود: این وضعت نامطلوب در آینده می تواند مشکلاتی را برای نسل جوان این کشور ایجاد کند.
رییس اتحادیه ارتباطات اینترنتی ایران شمالی افزود: تاثیر پذیری نسل آینده از منابع اطلاع رسانی خارجی تهدیدی برای امنیت ملی کشور ایجاد می کند که لازم است مسوولان و تصمیم گیرندگان به این مهم توجه جدی داشته باشند.
وی با تاکید بر اینکه پخش برنامه های معارف و ارایه اطلاعات صحیح از بخش های مختلف این کشور نیاز جدی جامعه ایران شمالی است،افزود: متاسفانه به دست آوردن این اطلاعات از منابع اطلاع رسانی محلی بسیار سخت و دشوار است.
در ایران شمالی یک شبکه تلویزیونی دولتی و شش شبکه تلویزیونی نیمه دولتی فعالیت دارند.

 

تأثیر منفی روابط ترکیه ـ ارمنستان بر حل عادلانه مناقشة قره‌باغ

روشنفکران ایران شمالی معتقد هستند که بازگشایی مرز ترکیه با ارمنستان تاثیر مثبتی بر حل مناقشه قره باغ کوهستانی نخواهد گذاشت.

ائلدنیز قلی اف رئیس اتحادیه روشنفکران در باکو به خبرگزاری "ترند نیوز" گفت: بهبودی روابط ترکیه با ارمنستان تاثیر بدی بر حل مناقشه قره باغ کوهستانی خواهد گذاشت. بازگشایی مرز ترکیه با ارمنستان میتواند موجب تقویت ارمنستان و کاهش اهمیت حل مناقشه قره باغ کوهستانی در سطح بین المللی شود.

به گزارش روزنامه "صباح" ترکیه، یک مقام بلند پایه اتحادیه اروپا که نخواسته است نامش فاش شود، اظهار امیدواری کرده است که پس از سفر باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا به ترکیه، مرز این کشور با ارمنستان به صورت رسمی باز خواهد شد.

مناقشه قره‌باغ از سال 1367 آغاز شد. در سال 1373 بین دولتهای ایروان و باکو توافق آتش بس حاصل گردیده و همچنان مذاکرات صلح بین طرفین ادامه دارد.  

گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا عبارت از سه کشور- ایالات متحده آمریکا، فرانسه و روسیه در مسئله حل صلح آمیز مناقشه قره باغ کوهستانی میانجیگری می کنند که، فعالیتهای آنها تا به حال هیچ نتیجه ای نداشته است.

ائلدنیز قلی اف افزود: اقدامات اخیر ترکیه در گسترش روابط با ارمنستان اقدامی علیه منافع و تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) است. بازگشایی مرز ترکیه با ارمنستان موجب تضعیف روابط آنکارا و باکو خواهد شد. ما از این عکس العمل ترکیه خیلی متاسفیم. یکی از اسباب بوجود آمدن مناقشه قره باغ کوهستانی خود ترکیه بوده است. ارامنه پس از آنکه از بدست آوردن اراضی مورد ادعای خود از ترکیه مایوس گشتند، مناقشة قره‌باغ به وجود آمد و در حقیقت مناقشة قره‌باغ نتیجة درگیریها و مناقشات ترکیه با ارامنه است. ترکیه باید این را در نظر داشته باشد.

وزیر خارجه باکو: باید روابط آذری‌ها و ارامنه دوستانه باشد

 

ائلمار محمدیاراف وزیر خارجه دولت باکو طی یک نشست مطبوعاتی در تفلیس با توضیح دربارة سؤالی در مورد چشم اندازهای حل مناقشه قره باغ کوهستانی گفت: در منطقه قفقاز جنوبی سه دولت وجود دارد و نباید به ایجاد کشورهای جدید ( دولت قره‌باغ) اجازه داد.

وی گفت: "ما باید به ارمنستان و ارامنة گرجستان توضیح دهیم که حل مسالمت آمیز بهترین راه خروج از بحران است. این امر بمعنی برقراری ارتباطات حمل و نقلی، بازگشت آوارگان، توسعه تأسیسات زیربنایی و غیره خواهد بود".

وزیر خارجه یادآور شد که "آذربایجانی ها و ارامنه بایستی به عادی سازی روابط مبادرت ورزند که موجبات آغازدوستی و گفتگو توسط آنها را فراهم خواهد ساخت".

محمدیاراف با اشاره به بیانات برنار فاسیه رئیس فرانسوی گروه مینسک در خصوص ضرورت اجرای بدون شرط سند مادرید اظهار داشت که ابتدا میبایستی "فضا و بستری مناسب برای گفتگوی موفق فراهم آورد".

وزیر امور خارجه باکو افزود، باید به ارامنه اطمینان داد که همزیستی مسالمت‌آمیز امکان پذیر است.

رونمایی از کتاب ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام در باکو

 

طی مراسمی در باکو از کتاب ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام رونمایی شد.

در این مراسم که با حضور جمعی از اساتید، دانشمندان و هنرمندان ایرانی و باکویی، در فلارمونی شهر باکو برگزار شد، از ترجمه آذربایجانی کتاب رباعیات حکیم عمر خیام رونمایی شد.

در این مراسم پروفسور رافائل حسین اف ضمن بحث از شخصیت والای علمی، معنوی و عرفانی حکیم عمر خیام از جایگاه جهانی رباعیات وی در جهان سخن گفت و از خدمات علی پولاد وهابزاده گردآورنده آن  که با کوشش و زحمت چهارساله ایشان این کتاب نفیس به زیور طبع آراسته شده تقدیر کرد.

در این مراسم قطعاتی از موسیقی اصیل ایرانی با شعرهایی از حکیم عمر خیام اجراشد.

در این کتاب نفیس که مزین به مینیاتورهای زیباست، رباعیات حکیم عمر خیام با ترجمه میکاییل مشفق، حسین جاوید، دکتر یوسف معماری و برخی دیگر از شعرای معاصر به زبان آذربایجانی تقدیم علاقمندان گردیده است.

حکیم غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری از علما و عرفای قرن پنجم و ششم هجری شمسی است. وی در سال 439 قمری در شهر نیشابور ، به دنیا آمد. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. او از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شُعرای بنام ایران در دوره سلجوقی است. آوازه رباعیات عمر خیام شهرت جهانی یافته و به اغلب زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است.

از آثار وی می توان به : رساله ای در جبر و مقابله، رساله ای در شرح اصول اقلیدس، زیج ملکشاهی یا زیج جلالی، رساله ای در طبیعیات، رساله در وجود، رساله فلسفی که در آن از حکمت الهی در آفرینش عالم و تکالیف مردم و عبادات بحث می کند، رساله ای در اختلاف فصول و اقالیم، نوروز نامه که درباره رسوم و اعیاد ایرانیان به ویژه تاریخ و آداب ایرانیان در روز عید نوروز است، دیوان رباعیات و از ایشان  همچنین بیش از ۱۰۰ رباعی برجای مانده‌است.

 

تبریک امنیتی الهام‌علی‌اف و باز هم تحریف واقعیات!

به گزارش خبرگزاری دولتی "آذرتاج"، الهام علی اف رئیس دولت باکو بمناسبت نودمین سالگرد روز تاسیس نهادهای امنیت ملی را به تمامی کارمندان امنیتی کشور را تبریک گفت.

الهام علی اف افزود: وزارت امنیت کشور در طول این 90 سال بطور شایسته در مسیر توسعه و ترقی فعالیت خود را انجام داده است. حیدر علی اف در طول سالهایی که بر نهادهای امنیتی کشور رهبری مینمود، اقدامات خویش را بر اساس آرمانهای ملی برای آینده کشور، برای حفظ منافع مردم و جهت تقویت کشور انجام میداد.

الهام علی اف همچنین گفت: جهت اجرای اقدامات سریع و تامین احتیاجات مادی و فنی نهادهای امنیتی، تامین مالی کارمندان امنیتی و تقویت کار آنها دولت تا به حال اقدامات زیادی را انجام داده و از این پس نیز خواهد داد.

در حالی که از پیدایش عمر دولت باکو 17 سال می‌گذرد، معلوم نیست الهام‌علی‌اف چگونه از 90 سالگی دستگاه امنیتی باکو سخن می‌گوید؟ دردوره شوروی، حیدرعلی‌اف مدتها ریاست شعبة ک . گ .ب (سازمان جاسوسی شوروی) در باکو را برعهده داشته است، احتمال می‌رود مقامات باکو با جعل تاریخ برای دستگاه اطلاعاتی روسها در دوره شوروی، قصد دارند، فعالیت‌های حیدرعلی‌اف در ک . گ .ب و خدمات وی به روسها را به عنوان خدمت به «خلق آذربایجان!» قلمداد نمایند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 14:26  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی


کتاب درسی موسوم به " آتا یوردو"- سرزمین پدری - به عنوان کتاب تاریخ در کلاس ۵ ابتدایی در مدارس دولتی باکو تدریس میشود . این کتاب سرشار از دروغها و جعل ها و تحریفات تاریخی است و درباره ایران نیز دروغها و جعلیات زیادی در آن یافت میشود . از جمله اینکه در این کتاب بزرگانی مانند استادشهریار و ستارخان سردار ملی و شهید شیخ محمد خیابانی به عنوان افرادی پان ترکیست و تجزیه طلب و ضدایرانی معرفی شده اند !

همانگونه که گذشت دروغهای غیرقابل تحمل در این کتاب  در سی به قدری است که نویسندگان و مولفان آن از جمله یعقوب محموداف - که اکنون به عنوان نماینده پارلمان باکو و مدیر انستیتو تاریخ دولتی  است - حتی در یک مورد از کتاب به منبعی برای نوشته های خود استناد نکرده است . کتاب تاریخ ! از تملق گویی برای حیدرعلی اف سرشار است و اینکه اگر حیدرعلی اف نبود تاکنون بارها و بارها کشور از روی زمین محو میشد و...

این کتاب به قدری از ورطه تاریخ دور افتاده و به ورطه هزل و طنز درغلتیده است که تاکنون تعداد زیادی از نویسندگان و تاریخ شناسان در باکو  از مقامات خواسته اند که این کتاب را از ردیف کتابهای درسی حذف کنند . اما ظاهرا تملقهای زیاده از حدی که در این کتاب از حیدرعلی اف شده مانع از آن است . اخیرا یکی از روزنامه نگاران باکو ( آقای مراد کهنه قالا ) از نویسندگان روزنامه "آزادی " مطلبی طنز درباره این کتاب درسی نوشته است که ضمن اینکه با زبان طنز واقعیات و حقایق مربوط به کتاب را باز میگوید بسیار مفرح و نشاطآور نیز هست. فعلا مطلب را به زبان آذری و با الفبای لاتین ( که بعد از فروپاشی شوروی به جای الفبای اصیل و کهن و تاریخی توسط دولت باکو بر مردم تحمیل شد ) می آوریم تا بعدا ترجمه فارسی اش را تقدیم علاقمندان کنیم :


 

Ata yurdu” - tarix kitabı

 

 

Murad Köhnəqala

 

 

 Qeyd olunduğuna görə, kitabın elmi redaktoru əməkdar elm xadimi, AMEA-nın müxbir üzvü Yaqub Mahmudlu, rəyçilər isə, tarix elmləri doktoru, professor Süleyman Məmmədov, pedqoji elmlər namizədi, dosent Mübariz Əmirov və Bakı şəhər “Intellekt” liseyinin müəllimi Elmin Imanovdur. Aşağısından yazılıb: “Dərslik metodik cəhətdən Nərgiz Məmmədova tərəfindən işlənmişdir” (Bakı-2008, Askoliqrafiya).
!!“Can Azərbaycan”
Kitaba, mən başa düşə bilmədim, ön sözdü, girişdi, siftədi-nədi, “Vətənim Azərbaycandır!” adlı düz 12 səhifəlik yazı verilib. Bu yazını oxuyanda bilmirsən Zəlimxan Yaquba qulaq asırsan, bilmirsən meyxana yarışındasan, yoxsa rəhmətlik Şirin Zərdablı ilə şirin-şirin söhbət eləyirsən. Yazı başdan-ayağa yersiz-səbəbsiz gur-gur guruldayır. Hər cümlədə - Zəlimxan Yaqubun cümlələri kimi - həmcins üzvlər mütləq sadalanır. Meyxanada olduğu kimi, hər bəndin arxasında cümlələr təkrarlanır. Bəs Şirin Zərdablı haradan yada düşür? Çünki, yazının cümlələri rəhmətliyin prezidentliyə namizəd olanda oxuduğu platformanın cümlələrinə çox bənzəyir. 12 səhifəlik bu yazının sonunda isə belə yazılıb: “Yaqub Mahmudlu, əməkdar elm xadimi, AMEA-nın müxbir üzvü”. Sanki şairin şeirlərinə uğurlu yol yazıb. Hər halda mən tarix kitabına yazılan bu siftənin janrını dəqiq müəyyən eləyə bilmədim. Yazı, aşağıdakı xırda başlıqlara bölünüb: “Ulularımızın müqəddəs əmanətidir - Vətən!” “Namusum, qeyrətimdir - Vətən!” “Dünyanın ən qədim məmləkətidir Vətənim!” “Bol sərvətli: min nemətli, qızıl körpü - Azərbaycan!” “Qədim dövlətlər diyarı - Azərbaycan!” “Vətən üçün yaşayanlar yaşadırlar Vətəni!” “Birlik yox olanda yox olur Vətən də!” “Dirçəlir Vətən”… Yarımbaşlıqların hər biri tapança kimi açılan bu sözlərlə qəfil tamamlanır: “Can Azərbaycan!” Həyatında belə bir tarix dərsliyindən istifadə eləməyən vətəndaşlar tamarzı qalmasın deyə, Yaqub müəllimin bu yazısından onlara sürpriz eləmək istəyirəm. Elə ilk cümlələrdən baqşlayaraq ki, 5-ci sinif şagirdinin sentyabr dilxorçuluğunu hərə özündə sınasın: “Vətənim Azəraycandır, ulu babalarımızın bugünkü nəsillərə müqəddəs əmanəti - Azərbaycan! Atalarımızın hər bir Vətən övladına candan əziz yadigarı - Azərbaycan! Vətən mənim tərcümeyi-halım, şanlı keçmişim, bu günüm, sabahım, əbədiyyətimdir”. Bəsinizdimi? Hələ sonra nələr yazılıb… Nə bilim, Vətən bir əmanətdir, əmanətə xəyanət eləməyin və s. Və birdən qara seçmə hərflərlə yazır: “And içirəm Vətən şəhidləri, şəhid babam, atam, anam, qardaşım, bacım… müqəddəs ruhlarınız qarşısında and içirəm: bizə əmanət etdiyiniz müqəddəs Vətən torpağını göz bəbəyi kimi qoruyacağam! Nə qədər canda canım var, sənə sadiq qalacağam, müqəddəs Ata yurdum mənim! Yolunda canından keçməyə hazıram, Azərbaycan, Azərbaycan! Can Azərbaycan!” Necədi səninçün? Əsgərlikdəki andiçmə mərasiminə bənzəmir ki?.. Sonra hər başlıq altında nələr yazır, nələr yazır… Nə bilim, “şanım-şöhrətim, namusum-qeyrətim, vüqarımsan, qürurumu səndən alıram, elim-günüm, yurdum-yuvam, bəxtim-taleyim, gücüm-qüdrətim, arxam-dayağım, əbədi sığınacağım, son mənzilim, əbədiyyətim Azərbaycan!” Arxasınca yenə: “Can Azərbaycan!” Təzədən o məsələ yenə başlayır, nə bilim: “Dünyada hərə öz ölkəsinə bağlıdır, mən də öz ölkəmə - Odlar yurdu Azərbaycanıma bağlıyam. Yer üzünün ən qədim mədəniyyət ocağı, Avropanın ən qədim sakinləri (guya biz! - M.K), Qədimdən də qədim diyarım…” Sonra yenə bir dənə gurultulu: “Can Azərbaycan!” Dayanın, dayanın, hələ qaçmayın, bu hələ harasıdır. Bezdirəcəm sizi. Niyə maraqlanmırsınız, görək, uşaqlarımıza dərsliklərdə nə keçirlər? Xeyri yoxdur, buraxmayacağam sizi, xahiş edirəm, öz cəzanızı çəkibən axıra qədər oxuyun bu yazını! Sonra yazır: “Ulu Tanrı heç nəyi əsirgəməmişdir mənim Vətənimdən - doğma Azərbaycanımdan! Başı qarlı dağları, şəfalı yaylaqları, bağlı-bağatlı, minbir nemətli vadiləri, bərəkətli düzləri, bol sulu çayları: gölləri, ovalıqları, sıx meşələri, ormanları, ucsuz-bucaqsız çölləri, səhralıqları, qışlaqları, gül-çiçəkli çəmənləri, buz bulaqları… var yurdumun!” Bir az nəfəs alın, arxasını gedəcəyik… Hazırmısınız?.. Onda getdik: “Ana torpağımın altı da, üstü də min cür sərvətlə zəngindir. Dünyaya səs salan neftim, qazım, filiz yataqlarım, pambığım, taxılım, ipəyim, çayım, meyvə bağlarım… daha nələrim, nələrim var mənim! Bu bol sərvət, hər cür nemət anamız Azərbaycana, qədirbilən xalqımıza ilahidən bəxş olunub. Bəxş olunub ona görə ki, Vətən övladları heç zaman, heç nəyə möhtac olmasınlar, yadlara əl açmasınlar!” Axırda yenə: “Müqəddəs ata yurdum - Azərbaycan!” Can Azərbaycan!” Hər şeyi var, bircə tarix kitabın yoxdur!
“Qara donlu kafirlər”
Sonra müəllif heç bir tarix göstərmədən, heç bir tarixi mənbəyə istinad etmədən Azərbaycan torpaqlarında tarixən qurulmuş dövlətlərin adını fəxrlə sadalayır. Tarixi düşmənlərimizi isə “qara donlu kafirlər” adlandırır. Müəllif ermənilərə və qeyri-müsəlmanlara öz nifrətini daldeyləyə bilmədiyindən “qara donlu kafirlər” ifadəsini xüsusi qara qrafikada verir. Mətnin qıraqlarını isə müxtəlif şəkillər bəzəyir. Məsələn, hansısa tarixi xəritədən kəsilib götürülmüş, üstündə “Şəki xanlığı”, “Quba xanlığı”, “Təbriz xanlığı”, “Gəncə xanlığı” yazılan bu anlaşılmaz şəkillərin ölçüsü kibrit qutusunun yarısı, yaxud komsomola keçmək üçün tələb olunan fotoşəkil ölçüsündə olar. Bayaqdan sizə sürpriz eləmək istədiyim məsələnin də üstünə gəldik. Məsələ ondadır ki, sən demə, Yaqub Mahmudlu həm də şair imiş. Bəs bayaqdan guruldatdığımız “Can Azərbaycan!” ifadələri elə-belə yaranmayıb ki!!! Yazının düz 11-ci səhifəsində belə bir tükürpədici şer parçası da verilib:
“Şaqqalandı, parçalandı Azərbaycan, Öz içindən parçalanmış Azərbaycan!”
Sonra mötərizə açılıb, arasında yazılıb: Yaqub Mahmudlu. Sonra yenə: “Can Azərbaycan!” Bayaq sizin üstünüzə dirənməyimə baxmayın, artıq mən özüm bıkdım bu yazıdan. Mən başa düşmürəm, bu tarix kitabıdır, yoxsa deklamasiya konspekti?
Babaların əmanəti,
Balaların xəyanəti
Yaxşı, adlayaq əsas dərs mətnlərinə. Birinci paraqrafın adı: “Azərbaycan abidələr diyarıdır”. Mətn yenə başlayır zarıyıb zəhlə tökməyə, nə bilim abidələr tarixin yadigarıdır, babalarımızın qoyub getdiyi müqəddəs əmanət… Axır ki, gəlib çıxır Azıx mağarası haqda məlumat verməyə. Nəhayət, ilk təxmini tarixi rəqəm, Azıx adamı 350-400 min il bundan əvvəl yaşamışdır. Paraqrafın sonu seçmə qara hərflərlə belə qurtarır: “Ulu torpaqlarımızın xeyli hissəsini düşmənlər müxtəlif vaxtlarda ələ keçirmişdir. Bu ərazilərdə onlar özlərinə dövlət də qurmuşlar. Məsələn, hazırkı Ermənistan adlı dövlət də belə yaranmışdır. Xalqımızın yağı düşmənləri həmin torpaqlarımıza yiyələnmək, burada ulu babalarımızın izini itirmək üçün bütün bu abidələri məhv etmişlər. Ulu keçmişimizə, babalarımızın əmanətinə layiqli varis olmaq üçün həmin abidələr haqqında məlumatları dərindən öyrənməli, tarixi həqiqəti bilməliyik. Çünki zaman keçəcək, biz yenidən itirilmiş torpaqlarımızın sahibi olacağıq!” Bax, beləcə gurultulu sözlərlə mətni başa vurub və inanırıq ki, mütləq itirilmiş torpaqları atəşkəs yoluyla geri qaytaracağıq…
Keçi otaran qardaşlar
Ikinci paraqraf çox maraqlıdı, dadlıdı, ləzzətlidi, məzəlidi: “Azıx mağarasının sirri”. Mətnin əvvəlində bu cümlələr qara seçmə hərflərlə beş misralı şeir kimi verilmişdi: “Yüz min illərlə hesablanır Azərbaycan torpağında ömür sürmüş ən qədim insanın - Azıx adamının yaşı!.. Avropanın ən qədim sakinlərindən, dünyanın ən qədim xalqlarından biridir mənim xalqım - Azərbaycan xalqı!” Yaxşı, qoy bir-iki kəlmə də mən deyim. Birincisi, Azərbaycan Asiya qitəsində yerləşir. Azərbaycan insanı da asiyalı insan tipinə aid olunur. Ikincisi, “Azərbaycan xalqı” sözü lap bu yaxınların söhbətidir. Yaxşı, mən bu qədər. Keçək mətnə, görək Azıx mağarasını, əməkdar elm xadimi Yaqub Mahmudlunun bayaqdan dediyi ulu xalqımızın hansı ulu arxeoloqu, hansı ulu alimi kəşf etmişdir. Mən dedim, siz də inandınız… Nə arxeoloq, nə tarixçi, nə ulu alim?! Azıx mağarasını, sən demə, keçi otaran qardaşlar kəşf edibmiş. Mətndə deyilir ki, Bəşir və Lətif adlı iki qardaş Füzuli şəhəri yaxınlığında Kaha dərəsi deyilən qayalıqda keçi otarırmışlar. Qardaşlar keçiləri buraxıb moruq yığmağa gedirlər. Necə deyərlər, “soldat spit, slujba idyot”. Hə, bir də uşaqlar qayıdıb gəlirlər ki, bəs, keçilər yoxdu. Ora keçi, bura keçi… uzaqdan görürlər ki, keçilər bir kahanın ağzına yığışıblar. Yaxınlaşanda görürlər ki, keçilər yenə yoxa çıxdı. Lap sehrli nağıllardakı kimi. Sən demə, keçilər kahaya giriblər. Qardaşlardan Bəşir tayı ağıllı çıxır, ayağındakı qaloşunu kəsib ağaca keçirir və yandırır. Onlar düzəltdikləri bu məşəllə kahanın içinə doğru xeyli irəliləyirlər… Bax, Azıx mağarası belə kəşf olunur. Mətnin axırlarında belə bir ürəkparçalayan epizod yazılıb: “…Azıx sakinlərinin yeməyi qurtarmışdı. Iki gün idi ki, ovçular əliboş qayıdırdılar. Budur, bu gün də ovçu dəstəsi mağaradan çıxıb ova yollandı. Kahada qalanların isə hərəsi bir işlə məşğul idi. Kimi ocağın közünü qoruyur, kimisi ocaq üçün odun, çör-çöp yığır, kimisi də ətrafdan meyvə və s. yem toplayıb gətirirdi. Azıx adamlarının həyatı yem toplayanlardan və ovçulardan asılı idi”. Bu abzas bitdikdən sonra, ovçuları iki gün əliboş qayıdan Azıx sakinlərinin taleyi haqda heç bir məlumat verilmir. Başa düşülmür, əməkdar elm xadimi 5-ci sinif şagirdlərini nə üçün bilə-bilə belə nigaran qoyub? Hər halda arxeoloji qazıntılar nəticəsində “ata yurdu” elminə məlum olmuşdur ki, ulu xalqımızın ulu ovçuları ovdan düz iki gün əliboş qayıdıblarmış.
Novruz, Novruz bahari… Üçüncü paraqrafın adı nə olsa yaxşıdır? “Xalqımızın novruzu”. Bəli, sentyabr ayıdır, dərslər təzəcə başlayıb. Qəfil Novruz bayramı haqda gurultulu bir mətn gəlir. Müəllim də, şagirdlər də çaş-baş qalırlar. Dördüncü dərs “Azərbaycan dövləti Manna” adlanır. Dərhal qara hərfli bir pafos: “Dünyada ən qədim dövlətlər diyarıdır Azərbaycanım mənim!” Mətn başlayır: “Biz indi sizinlə çox uzaq bir keçmişə - üç min il bundan əvvəlki keçmişə - üç min il bundan əvvəlki dövrə səyahətə çıxırıq”. Sanki uşaqları avtobusa doldurub harasa aparırlar. Sonra nağıl başlayır. Manna dövləti haqda dəqiq tarixi bilgilər vermək əvəzinə, düz beş səhifə hansısa, xəyali iki tacirin söhbəti verilir. Maraqlananlar kitabı əldə edib oxuya bilərlər.
Can Yaqub Mahmudlu!
Nə isə, onsuz da, bundan tarix kitabı düzəltmək mümkün deyil. Keçək kitabın lap arxa səhifələrinə. Əlbəttə, bunsuz kitabmı olar? Heydər Əliyevin hakimiyyətə gəlməsi haqda “Yeni Azərbaycan qurucusu” adlı mətn 252-ci səhifədən 283-cü səhifəyə qədər uzanır. Mətndə Heydər Əliyevin düz 12 ədəd şəkli verilib. Insanı bu qədər bayağılaşdırmaqmı olar?. Axı bu fotoalbom yox, tarix kitabıdır. Şəkil demiş, kitabın 215-ci səhifəsində maraqlı bir şəkil də var. Yaqub Mahmudlu və Abel Məhərrəmov yan-yana qurulmuş kürsülərə sinə gəriblər. Misir Mərdanov isə onların arasında məğrur dayanıb. Görünür kitaba bu qədər əziyyət çəkmiş Yaqub Mahmudlu özünü də əbədiləşdirməkdən geri qalmır. Can Yaqub Mahmudlu

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 16:9  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 


گزارشی از  سفر به داغستان ؛دیار " قمری دربندی "

با تآملي بر تاريخ ايران‌شناسي در داغستان

نويسنده: ابوذر ابراهیمی ترکمان، رايزن فرهیخته فرهنگي ايران در روسيه

 

 

برای شرکت در کنفرانس"نقش فرهنگ در روابط ایران و روسیه" عازم مخاچ قلعه پایتخت داغستان شدم.از مسکو تا داغستان حدود دوهزار کیلومتر است که هواپیما این مسیر را در دوساعت وده دقیقه پیمود. در فرودگاه از سوی آقای ماگومدوف آرسن رسولویچ رییس دانشکده شرق شناسی دانشگاه دولتی داغستان وجمعی از مسئولین دانشگاه دولتی داغستان مورد استقبال قرار گرفتم.آقای رسولویچ دانش آموخته رشته باستانشناسی است واکنون رییس دانشکده ای است که کرسی زبان فارسی نیزدر آن دانشکده فعال است. به زبان فارسی علاقه مند است واز همین رو بیشترین توجه را در دوران ریاستش بر دانشکده از این کرسی به عمل آورده است. داغستان همواره برای من خاطره انگیز بوده است به ویژه از آن رو که هموطنان زیادی در این دیار زیسته اند چه آنکه تا پیش از دویست سال پیش این منطقه در قلمروحاکمیت ایران بوده است وتقریبا دویست سال پیش در12 اکتبر 1813 میلادی  داغستان به همراه بخش های زیادی از کشور بزرگ ایران، به دلیل بی کفایتی پادشاهان قاجار و در زمان سلطنت فتحعلیشاه قاجار و طی قرارداد ننگین گلستان از پیکره ایران جدا شد، در فصل سوم این قرارداد که به جدایی داغستان انجامید آمده است:
اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم مالك بالاستقلال كل ممالك ايران به جهت ثبوت دوستي و وفاقي كه به اعليحضرت خورشيد رتبت، امپراطور كل ممالك روسيه دارند به اين صلحنامه به عوض خود و وليعهدان عظام تخت شاهانه ايران ولايات قراباغ و گنجه كه الآن موسوم به اليزابت پول است و الكاي خوانين نشين شكي، شيروان، قوبٌه، دربند، بادكوبه و هر جا از ولايات طالش را با خاكي كه الآن در تحت تصرف دولت روسيه است و تمامي داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، كورنه، مينگرلي، آبخازي و تمامي الكا و اراضي كه در ميانه قفقازيه و سرحدات معينه الحاله بوده و نيز آنچه از اراضي درياي قفقازيه الي كنار درياي خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالك آمپيريه روسيه مي داند. (معاهدات و قراردادهای تاریخی در دوره قاجاریه، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، صفحه 77)
آن روز که داغستان از پیکره ایران جدا شد،از فرهنگی کاملا ایرانی اسلامی برخورداربود واکنون پس از گذشت دویست سال و ایجاداختلاط قومی فراوان، دیدن ماندگاری آموزه‌های اسلامی ایرانی برای هر بیننده ای شگفت انگیز است تعداد مناره‌های مساجد داغستان بسیار بیشتر از ناقوس کلیسا ها است وهر مسلمانی بی دغدغه می تواند در رستوران های داغستان غذا تناول کند زیرا مسلمانان داغستان تقید زیادی به ذبح اسلامی دارند ومی توان گفت که داغستان به عنوان یک سرزمین اسلامی در میان فدراسیون روسیه باقی مانده است.اسامی مردم داغستان همه نشان از توجه به اسلام دارد.در داغستان بسیار پیش می آید که با اسامی کریم، حبیب الله، نورالله، محی الدین، اکبر، رقیه، زینب،رسول و... مواجه می شویم. اقوام مختلف ایرانی ساکن در داغستان، که اغلب از اهالی آذربایجان ایران بودند در این دیار زندگی می کنند وتمرکز عمده آنان در شهر دربند است واکنون در مخاچ قلعه پایتخت داغستان بسیارند کسانی که ریشه خود را از اردبیل وتبریز وسراب می دانند

موقعیت جغرافیایی داغستان
داغستان در ساحل غربی دریای خزر واقع شده است. بخش جنوبی جمهوری را کوهها و دامنه‌های کوه قفقاز اشغال کرده اند، در بخش شمالی جلگه حواشی خزر قرار دارد. از بخش مرکزی جمهوری، رودهای ترک و سولاک عبور می کنند. دو رود اصلی آن که در کوه جریان دارند، سولاک در شمال و سامور در جنوب است. سلسله جبال سنگاووی وآندییسکی، مرزهای طبیعی داغستان را تشکیل می دهند. داغستان از ترکیب کلمات «داغ» که در زبان‌های ترکی به معنای کوه است و «ستان» که در زبان‌های ایرانی به معنای «جای یا سرزمین» است، پدید آمده‌است. داغستان یکی از جمهوری‌های خودمختار روسیه در غرب قفقاز و ساحل شرقی دریای خزر است. مردم داغستان از اقوام مختلف نژاد قفقازی هستند، به واسطه حضور گروه‌های قومی بسیار گوناگون در این سرزمین به‌جز روسی، بیش از ۳۰ زبان دیگر نیز در داغستان صحبت‌ می‌شود.
داغستان به معنای کشور کوهی است. برای اینکه بهتر بتوان این منطقه را با قسمت های دیدنی اش در ذهن مجسم کرد، می توان گفت که دامنه شمالی کوههای مرکزی و شرقی قفقاز که منطقه کارباردینو- بارلکار، استیای شمالی، چچن و اینگوشه را اشغال کرده اند، از نظر مساحت با کوههای داغستان برابری می کنند. این منطقه در داخل به دو بخش تقسیم می شود، بخش کوهستان غیر مرتفع و بخش مرتفع آلپ، که در زمره مناطق جالب توجه توریستی قرار می گیرد. کوهها مساحتی در حدود 25 هزار کیلومتر را به خود اختصاص داده اند و ارتفاع منطقه به طور متوسط 960 متر است. داغستان با چچن نیز همسایه است واین همسایگی در سال های اخیر وبه هنگام ناآرامی های چچن،سبب گردید تا دولت مرکزی حساسیت خود را برروی داغستان نیز متمرکز کند.

گروه‌های نژادی در داغستان
نژادها ی مختلفی در داغستان زندگی می کنند که البته بسیاری از این نژادها پس از تصاحب داغستان از سوی حکومت تزار به این دیار کوچانده شده اند؛
• آوار =٥٠٠,٠٠٠جزئی از نژاد متحد داغستان
• دارگین = ٣٠٠,٠٠٠جزئی از نژاد متحد داغستان
• لزگی‌ها =٢٠٠,٠٠٠جزئی از نژاد متحد داغستان
• مردم لک = ١٠٠,٠٠٠جزئی از نژاد متحد داغستان
•‌‌ طبرسران جزئی از نژاد متحد داغستان
•‌ رتول جزئی از نژاد متحد داغستان
•‌ اگول جزئی از نژاد متحد داغستان
•‌ تساخور جزئی از نژاد متحد داغستان
•‌
•‌ کومیک = ۳۶۵٫۸۰۴ نفر یا (۱۴٫۲٪)
•‌ نوگای = ۳۸,۱۶۸ نفر یا (۱٫۵٪)
•‌‌ آذری زبان  ۱۱۱,۶۵۰ نفر یا (۴٫۳٪)
•‌ روس =۱۲۰,۸۷۵ نفر یا (۴٫۷٪) جمعیت
•‌ چچن = ۸۷٫۸۶۷ نفر یا (۳٫۴٪)

 اقلیت‌های کم جمعیت
•‌‌ تات
•‌ اوکراینی
•‌‌ تاتار
•‌‌ اوستی
•‌‌ یهودیان

وقایع مهم داغستان از قرن نوزدهم تا کنون
قرن نوزدهم
قیام همگانی شریعت در داغستان جهت نشان دادن عکس العملی به جنگ میان روسیه و عثمانی  در سالهای 1877 تا 1878 صورت گرفت. اما با وجود نتایج مثبتی که اوایل قیام به دست آوردند، این قیام به شدت سرکوب شده و قیام کنندگان مورد مجازات شدید قرار گرفته به مناطق مختلف روسیه تبعید شدند.
قرن بیستم
سال 1944 حکومت دینی مسلمانان قفقاز شمالی به رهبری مفتی این منطقه آغاز شد. سالهای 1989 تا 1997، دوره قانونی فعالیت های اجتماعی بقاء الدین کبدوف (بقاءالدین محمد نیز نامیده می شود)، محسوب می شود. سال 1990، با فروپاشی حکومت معنوی مسلمانان قفقاز شمالی، حکومت مسلمانان داغستان تشکیل شد.  17 سپتامبر سال 1991، تغییر وضعیت و تغییر نام در حکومت رخ داد و 17 دسامبر سال 1991، به صورت جمهوری داغستان درآمد. سال 1994، قانون اساسی جمهوری داغستان به تصویب رسید. سال 1998، بقاءالدین محمد با طرفداران خود شورای اسلامی داغستان را به نام سازمان رادیکال اسلامی سازماندهی کرد  21 می 1998، برادران خاچیلایف با طرفداران خود در ماخاچ قلعه، ساختمان دولت را محاصره کردند. سال 1999، وهابیون در داغستان غربی و مرکزی نفوذ کردند. سال 2006 به پیشنهاد ولادیمیر پوتین، موخا علی یف به عنوان رییس جمهوری داغستان انتخاب شد.

جمعیت
جمعیت این جمهوری  براساس سرشماری سال 2008  دومیلیون وششصدوهشتاد وهفت هزار نفر اعلام شده است. جمعیت کشاورز این منطقه 5/57 درصد کل جمعیت را تشکیل می دهد، حدود 700 هزار نفر داغستانی در خارج مرزهای این کشور زندگی می کنند. با آنکه رشد جمعیت فدراسیون روسیه منفی است ولی مردم داغستان از نظر میزان موالید، پس از اینگوشه و چچن جایگاه سوم را در روسیه به خود اختصاص می دهند. جمعيت روسيه از زمان فروپاشي شوروي در سال 1991 رو به كاهش گذاشته و اكنون با پنج‌درصد كاهش به 5/142 ميليون نفر رسيده‌است. اين كاهش جمعيت موجب شده تا برنامه‌هاي چند ميليارد دلاري براي افزايش ميزان زاد و ولد در اين كشور به اجرا گذاشته شود. اما در شرايطي كه بومي‌ها و اقوام روسي به دليل كاهش زاد و ولد براي ادامه بقاي خود با چالش جدي رو به رو هستند، هر سال موجي از مهاجران از مناطق عمدتا مسلمان آسياي مركزي به روسيه هجوم مي‌آورند.  آمار و ارقام رسمي جمعيت مسلمانان روسيه را در سال 1989، 12 ميليون نفر نشان مي‌داد. اين رقم اكنون تا 30 ميليون نفر رسيده‌است.

اسلام در داغستان
تاثیر دین بر جریانات اجتماعی- سیاسی در جمهوری داغستان، اواخر سالهای 1990 میلادی به بالاترین حد خود رسید. جمعیت محلی این منطقه حتی در دوره اتحاد جماهیر شوروی از نظر اعتقادات دینی متمایز بودند. با آغاز دوره پرسترویکا در اواخر سال های 1980، جمعیت سلفی ها در کنار جمعیت های صوفیان افزایش یافت. با اینکه در این منطقه، حضور سلفی ها پر رنگ می باشد، اما هیچ مناقشه ای منطقه ای یا بین منطقه ای با صوفیان رخ نداده است. در قرن هفتم اسلام از بخش قفقاز شرقی در این منطقه گسترش یافت واوایل قرن دوازدهم، حکومت مسلمانان در این منطقه آغاز شد درقرن پانزدهم، اسلام در داغستان با وسعت بیشتری گسترش یافت. مردم داغستان اسلام را به شمال قفقاز نیز گسترش دادند.اکنون 96% جمعیت داغستان معتقد به اسلام هستند که 95% آنان سنی و 5% شیعه می باشند. 4% کل جمعیت را مسیحیان (پراواسلاو) تشکیل می دهند. وجمعیت روس های داغستان از شیعیان کمتر است.

شیعیان در داغستان
در حال حاضر شیعیان داغستان که در بخش دربند زندگی می کنند حدود 200 هزار نفر، شیعیان ماخاچ کالا 4000 نفر و منطقه دربند 3000 نفر و منطقه کیزلیار 1500 نفر می باشند. شیعیان در طول سالهای سیطره حکومت کمونیستی نیز پایبندی به آموزه‌های خود را حفظ کردند. 

مسجد جامع مخاچ قلعه – پایتخت داغستان
در ماخاچ قلعه پایتخت داغستان، یکی از زیباترین و بزرگترین مساجد اروپا قرار دارد که به شیوه مسجد استامبول «مسجد آبی» ساخته شده است. مسجد جامع ماخاچ کالا یک یادبود شگفت انگیز به شمار رفته و به عبارتی شهر را مزین می کند. هر سال که می گذرد، مسجد وسیع تر و وسیع تر می شود و در عین حال هارمونی خود را حفظ می کند. این مسجد از جذابیت بسیار بالایی برای مردم داغستان برخوردار است.  نه تنها زیبایی و بزرگی این مسجد، بلکه عدم نفوذ سیاست در آن، مهمانان این جمهوری را به سوی خود می کشاند. در حال حاضر این مسجد گنجایش 15 نفر را در خود دارد. امام جماعت کنونی مسجد، امام محمد رسول حاجی سعادویف، تحصیلات خود را در داغستان آغاز کرده و سپس در مدینه به پایان رسانیده است. به گفته وی، تمام هفته به مراجعه کنندگان اختصاص دارد و مسجد به آنان کمک های مادی و غیر مادی می کند. مسجد در مطبوعات، موسسات آموزش عالی و سازمان های دولتی فعالانه به ایفای نقش می پردازد. به سوالات مردم پاسخ می دهند، به امور شرعی می پردازند و به افراد اجازه بحث در خصوص مسایل دینی می دهند.
این مسجد نسبتا از وجهه و اعتبار بسیار خوبی در میان مردم برخوردار است. در مسجد به طور مرتب کلاس های آشنایی با زندگی پیامبر اسلام برگزار می شود، مراسم دینی را به جای می آورند و دوره‌های کوتاه مدت دانش دینی، نماز وآموزش قرآن برپا می کنند. برخی از کودکانی که در این کلاسها شرکت می کنند، فعالیت خود را متوقف نکرده و به تحصیل در مدارس مذهبی می پردازند. آموزش قرآن برای تمام علاقه مندان آزاد است. روزهای تعطیل حدود 60 نفر برای فراگیری شیوه درست نماز خواندن به این مسجد آمده و چند ساعتی را در آنجا می گذرانند. و هر شنبه یک ساعت را در کانال تلویزیون محلی به پرسش و پاسخ با بینندگان اختصاص می دهند. دو سال پیش در ماخاچ کالا شورایی به نام شورای امامان تاسیس شده است. به اعتقاد آنان، در دنیای ارتباطات و اطلاعات امروز، امامان نبایستی از دنیا عقب بمانند، آنان نیز باید اطلاعات خود را همگام با دنیا ارتقا دهند، چه در زمینه‌های دینی و چه غیر دینی.

مسجد شیعیان : مسجد خامنه ای
تنها مسجد شیعیان در ماخاچ قلعه،مسجد خامنه ای است که بیش از یکصد سال پیش توسط دوبرادر به نام های حاج اسدالله وحاج لطف الله خامنه ای در شهر ماخاچ قلعه ساخته شده است ودر دوران شوروی سابق تبدیل به سالن ورزشی شده بود که پس از فروپاشی به همت شیعیان استرداد وبه کاربری مسجد بازگشت واکنون کلاس های مختلف اصول عقاید وقرآن در این مسجد برگزار می شود ودر ایام محرم ورمضان عده زیادی از شیعیان گرد هم می آیندومراسم مذهبی خود را اجرا می کنند. درماه‌های رمضان ومحرم با حضور مبلغ شیعه آذری برنامه‌های این مسجد رونق بیشتری می گیرد این مسجد تنها مسجد شیعه در ماخاچ قلعه است ویکی از 333 مسجد موجود در این شهر محسوب می شود.

دانشگاه دولتی داغستان
این دانشگاه در سال 1931 میلادی در شهر مخاچ قلعه تاسیس شد. دانشگاه دولتی داغستان یکی از مراکز علمی و فرهنگی  بزرگ به شمار می رود که به آماده سازی متخصصان آتی در مقاطع آموزش عالی، قبل از دانشگاهی و بعد از آموزش عالی و همچنین تحصیلات تکمیلی در زمینه‌های علوم طبیعی، انسانی، اقتصادی، فنی می پردازد. این دانشگاه تا سال 1957 به نام شاعر ملی داغستان، سلیمان ستالسکی بود. در گروه علمی دانشگاه بیش از 3000 استاد و کارمند مشغول به کارند.  این دانشگاه شامل: 18 دانشکده، 9 شعبه، 86 گروه،‌ 2 موزه: بیولوژی و تاریخی، مجموعه گیاهان خشک، کتابخانه ای با بیش از 2 میلیون جلد کتاب، ایستگاه بیولوژیک، ایستگاه فضایی است. اکنون رییس دانشگاه آقای پروفسور مرتضلی ربادانف است که از روابط خوبش با چند تن از وزرای فعلی روسیه برای بازسازی وجذب امکانات برای دانشگاه بهره گرفته است.مردی مودب وبسیار آرام وعلاقه مند به خدمت.

شرکت در کنفرانس نقش فرهنگ در روابط ایران و روسیه
به اتفاق آقای پروفسور مرتضلی ربادانف رییس دانشگاه دولتی داغستان برای افتتاح کنفرانس مشترک "نقش فرهنگ در روابط ایران وروسیه" به سالن کنفرانس واقع در محل کتابخانه ملی داغستان رفتیم.افراد فرهنگی بانفوذ داغستان در این کنفرانس شرکت کرده بودند افرادی چون: آقای قربانف قارون محمد اویچ وزیر اطلاع رسانی داغستان،آقای احمد محمداف نماینده رییس جمهوری داغستان در امور ادیان و آقای تمیرف عالم پاشا رئیس کتابخانه ملی داغستان،پروفسور نوری عثمانوف مترجم قرآن به زبان روسی وعده ای از دانشمندان آذربایجان وداغستان نیز در این کنفرانس حضور داشتند. در سخنانم به سابقه روابط فرهنگی ایران وروسیه اشاره کردم واشتراکات فرهنگی ایرانیان با روس ها وبه ویژه با مردم داغستان را برشمردم. رییس دانشگاه ومیهمانان نیز بر ضرورت گسترش روابط فرهنگی تاکید داشتند. نکته ای که برایم جالب بود این بود که در داغستان توجه مردم به ایرانیان بسیار صمیمی واز روی اشتیاق است. ایرانیان در چشم مردم داغستان صاحب احترام وکرامت هستند وهرگز به دیده تحقیر به ایرانیان نمی نگرند.
افتتاح نمایشگاه نسخ خطی قرآنی. پس از کنفرانس برای افتتاح نمایشگاه نسخ خطی قرآنی در سالن ورودی کتابخانه ملی رفتیم که جمع زیادی از خبرنگاران واهالی مطبوعات وشرکت کنندگان در آنجا منتظر افتتاح بودند.از اینکه نمایش نسخه‌های خطی وکهن قرآنی توانسته بود اینهمه از اهل فرهنگ را به کتابخانه بکشاند بسیار لذت بردم.احترام قرآن در میان مسلمانان داغستان وصف ناشدنی است.نمایشگاه افتتاح شد ومردم به بازدید نسخه‌ها پرداختند وهرکس می کوشید تا در کنار قرآن های نفیس تصویری به یادگار بردارد.

ایرانشناسی در داغستان
در این بخش بهتر آن دیدم که از نوشته دوست،همراه ومیزبان عزیزم در این سفرآقای دکتر نوری محمد زاده استاد زبان فارسی در دانشگاه دولتی داغستان، بهره جویم.

نوری محمدزاده در مقاله ای با عنوان ایران شناسی در داغستان مینویسد:

 روابط داغستان با ایران زمین را می توان از زمان دولت ماد مشاهده کرد، زیرا درآن زمان داغستان جزء آلبانیای قفقاز به شمار می آمد و به قول تاریخشناس معروف روسی دیاکونوف، ما باید روابط آلبانیای قفقاز با دولت ماد را روابط بسیار نزدیکی تصور کنیم. از این زمان می توان در باره روابط فرهنگی بین مردمان داغستان و ایران صحبت کرد. و یکی از دلایل آن این است که بین مادها و اقوام سواحل شمالی دریای خزر درهزاره اول قبل از میلاد روابط تجاری برقرار بوده و ما می دانیم که روابط تجاری معمولاً همراه با روابط فرهنگی می باشد.
با این همه تاریخ زبان و ادبیات فارسی در داغستان از دوران دولت ساسانی شروع می شود. پیوستن آلبانیای قفقاز به ایران در زمان حکومت شاپور اوّل (241-272 ق.م.) صورت گرفت. ولی اوّلین اطلاعاتی که بر روابط اقوام داغستان با ایران زمان دولت ساسانی دلالت می کند، اطلاعات راجع به شرکت داغستانی هادر لشکرکشی های شاهان سلسله ساسانی و به ویژه شاپور دوّم می باشد. برای نفوذ بیشتر درمنطقه داغستان ایرانیان شروع به تبلیغ و گسترش دین زرتشتی خود کردند. و به نظر می رسد که این مسئله آغاز پیدایش کتب و هر نوع دیگری از آثار ادبی مذهب ساسانی ها و گسترش زبان پهلوی می باشد که این دو امرلازمه تبلیغ دین هستند. ایرانیان در داغستان استحکاماتی را ساختند و یکی از آنها شهر دربند می باشد. ساخت این شهر را می توان به دوران حکومت شاپور مرتبط ساخت ولی حتی اگر ساختن دیوار معروف دربند را شاپور آغاز نکرد دست کم ساخت آن نتیجه کوشش های وی می باشد. بیشترین نفوذ ایرانیان در این شهر بود که نام آن خود گواه بر این امر است. بعد از ساخت این دیوار مهاجرت مردم ایران به این شهر شروع شد. طبق اطلاعات اثر معروف دربندنامه، از مناطق داخل ایران به دربند سه هزار خانوار منتقل شده بودند و بر اساس اثر مکتوب آختی نامه، انوشیروان 60 خانوار از مردم فارس و 300 نفر سپاهی به قلعه ای در نزدیکی روستای آختی منتقل ساخت.
تمامی این موارد گواه بر پیدایش و گسترش زبان و ادبیات ایران در داغستان می باشد که نمونه بارز آن کتیبه‌هایی است به زبان پهلوی که در شهر دربند به جای مانده است. قبلاً 25 کتیبه کوچک به خط پهلوی متصل در باروی شهر دربند معروف بوده اند. ولی بر اساس کشف و بررسی های اخیر که در این شهر صورت گرفته اند، باستانشناسان شش کتیبه جدید به فارسی میانه را درآنجا کشف کردند. تمام این سی و یک کتیبه شامل نام های خاص سنگتراشان یا کسانی می باشند که در کشیدن دیوار سهمی داشته اند و یا اینکه نام و عنوان آمارگر را دربردارند. بعد از سقوط دولت ساسانی و حمله اعراب و به خصوص بعد از آمدن آنان به داغستان (اوّلین گردانهای سپاه اعراب درسال 22 ه.ق. به در بند آمده بودند ) روابط ایران و داغستان کاهش یافت. بعد از گسترش دین مبین اسلامدر داغستان زبان عربی جایگاه اوّل را احراز نمود و زبان اصلی تمام مناسبات تجاری، سیاسی، فرهنگی و ادبی شد. ولی در اواخر قرن 11 و اوایل قرن 12 میلادی و به خصوص بعد از قرن 16 میلادی، زبان فارسی دری در زندگی روزمره و فرهنگ، ادبیات و حتی مکاتبات سیاسی و تجاری جایگاه خاصی را به خود اختصاص داد.
 کتاب های فارسی ازاستقبال زیادی را در داغستان برخوردارندو شاهد این مدعا، شرح و یادآوری هایی در باره کتابخانه‌های شخصی، مجموعه‌های کتب مساجد و نسخه‌های خطی انستیتوی تاریخ، باستانشناسی و نژادشناسی مرکز علوم داغستان وابسته به فرهنگستان علوم فدر اسیون روسیه است. به ندرت کتابخانه یی پیدا می شد که در مجموعه کتاب های آن دیوان های شعر زیبای حافظ، سعدی، نظامی، فردوسی، جامی، فضولی، مولوی و غیره نباشد. در باره عشق و علاقه زیاد مردم داغستان به شعر فارسی، داستان معروف نظامی گنجوی و فرمانروای دربند دلیل واضحی بر این مورد می باشد. فرمانروای دربند بعد از خواندن مخزن الاسرار نظامی با وجودی که شعر به او اتحاف نشده بود مع ذلک با اهدای کنیزی قپچاقی به نام آفاق به وی از کارش تحسین کرد و نظامی چنان مفتون زیبایی آفاق گردید که در سال 569 ه. ق. وی را به عقد نکاح خویش در آورد. او منظومه خسرو و شیرین را در دوران عشق همین زن سرود.
همان طور که اشاره شد، زبان فارسی زبان مکاتبات و آموزش گردید. مکاتبات شخصی و اداری یکی از حکام بزرگ داغستان اُمّه خان آواری (1744-1801 م.) بنا بر این مطلب می باشد، ازاین خان160 نامه به زبان فارسی نگارش شده است. همچنین فرمان شاه طهماسب اوٌل(1524-1576م.) در باره معاف شدن چند منطقه جنوب داغستان از پرداخت برخی مالیات ها به منظور جذب صوفیان آن دیار نیز از جمله این مكاتبات می‌باشد.علاوه براین زبان فارسی را در مدارس سنتی و دینی داغستان نیز تدریس می کردند. روابط ایران و داغستان و زبان فارسی چنان گسترش وسیعی پیدا کرد که مردم داغستان نیاز به فرهنگ هایی از فارسی به زبان های خود احساس کردند. اوّلین فرهنگی که درآن لغات فارسی با ترجمه به یکی از زبان های داغستان ارایه شده، فرهنگی به نام فصل فی جمع التصاریف للفظ الواحد و مؤلف این فرهنگ محمد شفیع دبیر قاضی آواری عالم، فرهنگ نویس، ادیب و مترجم نامدار داغستان (1742-1817م.) می باشد.
این فرهنگ در واقع فرهنگ ترکی با ترجمه به زبان های فارسی، عربی و آواری است. همین طور در سال 1196 ه.ق. وی فرهنگ عربی-فارسی-ترکی-آواری را تألیف نمود. دبیر قاضی الآواری در تألیف فرهنگ های خود از منابعی مانند تفاسیر فی لغة الفرس تألیف قطران ابو منصور ارموی، صحح فرس تألیف هندوشاه نخچوانی، مجمع الفرس تألیف محمد سروری کاشانی و غیره استفاده کرده بود. محمد شفیع آواری همچنین کلیله و دمنه را از عربی و اشعار فارسی را به آواری ترجمه کرده و گزیده اشعار گلستان سعدی را با معانی و شرح به عربی و فارسی برای دانش آموزان تألیف نمود. تمامی این موارد بیانگر استقبال مردم داغستان از زبان و ادبیات فارسی می باشد. و به تدریج تأثیر فرهنگ، ادبیات و زبان فارسی چندان افزایش یافت که خود داغستانی ها شروع به تألیف و نوشتن اثاری به زبان شیرین فارسی نمودند.ازنظر نگارنده شعراء، نویسندگان و علمایی که برای بیان تفکر و عقیده خود زبان فارسی را انتخاب کرده بودند، می توان به چهار گروه تقسیم کرد: 


1) فرهیختگان داغستان که متأسفانه آثار آنها به دلائل مختلف تاریخی از بین رفته و فقط در کتب و تذکره‌ها اشاره ای به آنها شده است. از جمله آنها، میرزا علی الآختی (1771-1858م.) می باشد که شعر فارسی می سرود، سید میر تقی کاشانی که شاعر ایرانی و مؤلف دیوان عندلیب، میرزا بیک الشعاعی که با زبان فارسی آشنایی کامل داشت و آثار و اشعار زیاد خود را به این زبان نوشته بود.


2) مؤلفینی که هیچ اطلاعی از زندگی آنها در دست نیست ولی در نسخه‌های مجموعه‌های منتخب اشعار فارسی، عربی و ترکی و نیز در تذکره‌های مختلف که در مراکز پژوهشی و غیره نگهداری می گردند، ابیات و اشعاری از آنان به فارسی موجود است. به عنوان نمونه غزل شاعر گمنام داغستانی – دربندلی درلر می باشد که در انستیتوی نسخ خطی آکادمی علوم جمهوری آذربایجان نگهداری می شود.


 3) مهاجران ایرانی که به خاطر اوضاع سخت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران آن زمان به این منطقه دارای مردمان آزادی خواه پناه بردند. از سال 1891م. تا سال 1905م. در قفقاز بین 15 تا 62 هزار اسامی از مهاجران ایرانی ثبت شده است. از جمله این بزرگان عبد الرحیم طالبوف بوده که در اواخر دهه شصت قرن 19 میلادی به داغستان مهاجرت نمود.


4) شعرا، نویسندگان، علما و روشنفکران داغستان که شرح حال و همچنین آثاری از آنها به زبان فارسی به جای مانده است. از جمله آنان می توان به ابوسفیان آقایف، قمری دربندی و القداری اشاره نمود. تمامی موارد فوق الذکر، دلیلی بر دخول کلمات فارسی میانه و دری در زبانهای داغستانی می باشند. مثلاً کلمات ایرانی که وارد زبان لزگی شدند بدون احتساب اسامی خاص، 554 واژه می باشند. کلمات ایرانی که وارد زبان لاکی شده اند شامل حدود 350 واژگان هستند. بیشتر از همه کلمات ایرانی وارد زبان اودینی شدند که حدود 1200 واحد زبانی را تشکیل می شوند.   کمتر از همه زبانهای داغستان، زبانهای ایرانی بر زبان آواری تأثیر گذاشتند، در زبان آواری حدود 160 واژه ایرانی وجود دارد.
با در نظر داشتن تمام موارد مذکوره مشخص می شود که روابط داغستان با ایران و ادبیات فارسی در داغستان ریشه‌های عمیق تاریخی دارد، اما متأسفانه این امر ناشناخته می باشد. و همین روابط سبب شده تا داغستانی ها بیشتر در رشته ایران‌شناسی بکوشند.
 
ایران‌شناسان داغستانی در دورة شوروي
تا فروپاشی شوروی ما در داغستان هیچ مرکز یا مؤسسه ای علمی پژوهشی که در آنها رشته‌های ایران‌شناسی تدریس شود، مشاهده نمی کنیم. علاقه مندان به پژوهش های   ایران‌شناسی از داغستان ناچار به ترک زادگاه خویش در طلب علم بودند. اوّلین و بارزترین نمونه آنان میرزا محمد علی کاظم بیک می باشد. پروفسور کاظم بیک شخصیت بزرگ و پیشرو افکار دانشگاهی روسیه قرن 18 میلادی بود. قاسم  پدر کاظم بیک شیخ الاسلام دربند بود. در سفر خود به ا ماکن مقدس اسلامی وی با دخترمیر باقر خان فرماندار رشت ازدواج کرد که از این ازدواج در 22 ژوئن سال 1802 میلادی میرزا محمد علی کاظم بیک در شهر رشت چشم به دنیا گشود. در سن 9 سالگی کاظم بیک به همراه مادرش پیش پدر به دربند آمده بود. وی تحصیلات مقدماتی را نزد پدرش فرا گرفت، و سپس از استادان پر آوازه آن شهر فلسفه اسلامی، بلاغت، منطق، احکام دین را آموخت. وی به زبان های آذری، عربی، فارسی و ترکی تسلط کاملی داشت و در 18 سالگی اشعاری به فارسی در لغو و معما می سرود. کاظم بیک پس از دستگیری پدر در سال 1820 و تبعید آن به سیبری در پی وی به آستراخان رفت.
در آن شهر از آوازه گرهای پروتستان اسکاتلندی زبان های اروپایی آموخت و به آنها زبانهای شرقی را یاد داد. مبلغان با سو استفاده از جوانی و بی تجربگی کاظم بیک وی را به دین خود در آوردند. کاظم بیک در آستاراخان زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و تا حدی عبری آموخت. در سال 1824 از وی برای ارتقاء سطح علمی خود در انگلستان دعوت به عمل آمد. ولی طبق دستور فرماندار قفقاز وی را به سیبری تبعید کردند. در راه وی مریض شد و در شهر قازان او را پیاده کردند. کاظم بیک در منزل فوکس پروفسور دانشگاه قازان سکونت یافت. از اکتبر 1826 وی با پیشنهاد اساتید دانشگاه قازان در این دانشگاه بلاغت شرق را تدریس می کرد.كاظم بیک در آغاز کار خود، روسی را بلد نبود ولی به سرعت این زبان را آموخت و نه فقط به این زبان درس می داد بلکه شروع به ترجمه گلستان سعدی به زبان روسی نمود که این کار را در سال 1829 با موفقیت به پایان رساند. تعلیمات عمیق وی سبب شد تا کاظم بیک در سال 1835 عضو وابسته آکادمی علوم روسیه گردید. در سال 1849 وی با دعوت دانشگاه پترزبورگ قازان را به مقصد پترزبورگ ترک کرد. در سال 1851 کاظم بیک عضو انجمن جغرافیای روسیه شد و در همان سال اثر اصولی خود را در باره تاریخ دربند با عنوان دربندنامه و به زبان فارسی آماده چاپ کرد. در حال تألیف دربندنامه کاظم بیک هم از نسخ خطی و هم از آثار دانشمندان غرب در باره تاریخ دربند و شروان بهره جست.
کاظم بیک بعد از چاپ این اثر در غرب و شرق شهرت پیدا کرد، چنانکه به خاطر این کار برنده جایزه دمیدوف معتبرترین جایزه علمی روسیه، مدال طلای ملکه انگلیس و نشان شیر و خورشید ایران شد. بعداً جایزه دمیدوف 3 بار نصیب کاظم بیک شد.در ماه اکتبر سال 1854 بخش زبان های شرقی دانشگاه پترزبورگ به دانشکده تبدیل شد که کاظم بیک به عنوان اوّلین رئیس آن منصوب شد. وی در دانشکده رشته‌های جدید که در اروپا بی نظیر بود، روش های تازه آموزش شرق شناسی را به اجرا گذاشت. میرزا فتحعلی آخوندوف در یکی از نامه‌های خود در باره کاظم بیک چنین می گوید: "اما کاظم بیک را شخصی فاضل و صاحب ذهن و مستحق تکریم می توان شمرد".   آخوندوف نسخه ای از الفبای خود را برای کاظم بیک فرستاده بود تا از نظریات وی بهره ببرد. جلال الدّین میرزای قاجار نیز نسخه ای از جلد نخست نامه خسروان خود را برای کاظم بیک فرستاد. کاظم بیک آثار زیادی در ایرانشناسی تألیف نموده است. او در شاهنامه پژوهی نیز قلم زده و اساطیر ایرانی شاهنامه وی شهرت جهانی یافته اند. باب و بابی ها، ادبیات فارسی پیش از اسلام، حماسه ایرانی و غیره از جمله آثار وی می باشند. پروفسور کاظم بیک در سال 1870 م. در پطرزبورگ از دنیا رفت. به خاطر زحمات وی در توسعه خاورشناسی روسیه وی را پدر خاورشناسی روسیه می خوانند.
در دوره حکومت کمونیست ها در شوروی ایرانشناسان متعددی از داغستان به شهرت رسیدند، مثل کوردی زاکویف، عثمانوا و... اما ما در این مقاله می خواهیم به آقای عثمانوف اشاره کنیم و شرح حال خیلی مختصری را در باره وی بیاوریم. محمدنوری عثمانویچ عثمانوف در 6 فوریه سال 1924 میلادی در پایتخت داغستان در شهر ماخاچ قلعه به دنیا آمد. در سال 1950 وی تحصیل در دانشگاه دولتی مسکو را به پایان رساند. در سال 1954 دکترای ادبیات را گرفت. از آن زمان عثمانوف در راه سخت ایرانشناسی گامی جدی نهاد تا در 1981 موفق به دریافت رتبه پروفسوری شد. پروفسور عثمانوف در رشته ادبیات ایران چهار اثرتحقیقی و گرانبها به رشته تحریر در آورد که در خاورشناسی نوآوری محسوب می شوند و موجب تقریظ های مثبت در اروپا و ایران شدند. این آثار به شرح زیر می باشند:
1) شرح حال و تحلیل آثار عمر خیام که در سال 1958 منتشر شد.
2) شرح حال و تحلیل آثار فردوسی که در سال 1960 به چاپ رسید.
3) سبک شعر فارسی تاجیکی در قرن 9-10 میلادیکه در سال 1974 به چاپ رسید و به مؤلف شهرت جهانی بخشید. در این اثر عثمانوف صور خیال در شعر فارسی سده چهارم هجری را نیز آورده بود.
4) پروفسور عثمانوف زمان زیادی در رأس یک گروه مؤلفین در تألیف تاریخ ادبیات فارسی که قرار بود چندجلدی باشد، شرکت می کرد. متأسفانه این کار به دلائل وضع نابسامان کشور به پایان نرسید.
پروفسور عثمانوف در زمینه متن شناسی تحت تأثیر افکار آکادمیک لیخاچف به نظریه متن شناسی شرقی توسعه داد و در این زمینه چند مقاله نوشته است. وی تصحیح انتقادی شاهنامه فردوسی را آماده چاپ کرد. عثمانوف همچنین در زمینه فرهنگ نویسی یک چهارم فرهنگ فارسی روسی توسط این ایرانشناس تدوین گردیده است. این فرهنگ چندین بار در شوروی و ایران به چاپ رسیده بود. همین طور وی اوّلین فرهنگ بسامدی در تاریخ خاورشناسی جهان را تدوین نمود که عنوان آن فرهنگ بسامدی عنصری می باشد. عثمانوف به عنوان مترجم کارهای زیادی را انجام داده است. وی سندنامه، بختیارنامه، جواهر الآثار، درر الکلم، قرآن کریم...را به روسی ترجمه کرده است. صرف نظر از سن خود عثمانوف هنوز نیز پرکار و برای گسترش ایرانشناسی در داغستان فعالیت می کند. از امسال وی به عنوان رئیس کرسی جدید التاسیس ادبیات ایران و ترکیه دانشگاه دولتی داغستان انتخاب شد.

ایران‌شناسی در داغستان در دورة پس از فروپاشی شوروی
پس از فروپاشی شوروی ما شاهد رشد ایران‌شناسی در داغستان می باشیم. این رشد را می توان از سال 1991 م. به خوبی درک کرد. البته نمی توان گفت که زمان شوروی در داغستان در زمینه ایرانشناسی کاری انجام نشده بود چنان که به عنوان مثال در سال 1980م. سرکار خانم کازلووا در همایشی که در شهر دوشنبه برگزار شد، با مقاله ای به عنوان "زبان فارسی در داغستان" سخنرانی کرد، بلکه کار اساسی انجام نشده بود. کارهایی را که محققین داغستانی انجام داده و آن دسته کارها که در دست تحقیق می باشند می توان به چند رشته تقسیم کرد:
1) زبانشناسی. در این زمینه با جرأت می توانیم بگوییم که تنها جناب آقای افندییف تلاش کرده است. وی تا به امروز جامعترین بررسی کلمات دخیل از زبان های ایرانی در زبان لزگی را انجام داد و اثر خود را با عنوان کلمات مأخوذ ایرانی در زبان لزگی در سال 2000 م. به چاپ رساند. در این اثر پرارزش در مرحله اوّل عوامل تاریخی کلمات مأخوذ ایرانی و جایگاه آن در زبان لزگی را بررسی کرده است سپس به بررسی مسأله ورود کلمات ایرانی به زبان لزگی، گرفتن معنی و روش به کارگیری آنها را در زبان مذکور می پردازد. وی در آخر کتاب خود وی واژه نامه کلمات ایرانی دخیل در زبان لزگی را می آورد. وی همین طور فرهنگ کلمات ایرانی در زبان لزگی و فرهنگ کلمات ایرانی در زبان آواری را چاپ کرد. در زمینه تأثیر زبانهای ایرانی به زبان های داغستانی نیز چند مقاله تألیف نمود.
2) تاریخ. در زمینه تاریخ روابط داغستان و ایران می توان به کتاب پروفسور حسنوف به عنوان "داغستان و دنیای ایران" اشاره کرد. مؤلف در این کتاب که در واقع مجموعه مقالات وی می باشد و برای دانشجویان دانشکده‌های تاریخ شناسی دانشگاه‌ها توصیه می شود، به بررسی چندتا مسأله از تاریخ روابط مردمان داغستان و ایران پرداخته است. این تحقیق را می توان به 4 بخش تقسیم کرد:
1)روابط داغستانیان با اقوام و دولت های ایرانی قبل از ظهور اسلام.
2)تاریخچه "مسکت"، ناحیه ای در جنوب شرقی داغستان.
3)تاریخ قوم تات.
4) روابط داغستانیان با دولت های ایران بعد از ظهور اسلام.
3)ادبیات فارسی در داغستان. در این زمینه کاری اساسی صورت نگرفته است و بیشتر مقالات پراکنده ای در نشریات مختلف چاپ شده اند. از جمله کسانی که در این زمینه کار می کنندمی توان به دکتر سرکار علیبکوا و نگارنده تشاره کردهستیم.
4) باستانشناسی. در این زمینه باید به بررسی های کتیبه‌های دربند اشاره کرد و به خصوص نام پروفسور حاجیف را ذکر کرد که مشغول بررسی های آثار دربند و نواحی جنوب داغستان می باشد. مقالات پراکنده از ویدراین خصوص به چاپ رسید.
5)آموزش زبان فارسی. آموزش زبان فارسیدردانشگاه دولتی داغستان از سال 1996 م. به عنوان درس اختیاری برای دانشجویان بخش خاورشناسی دانشکده تاریخ دانشگاه دولتی داغستان آغاز شد. از سال 2000 م. بعد از تأسیس دانشکده خاورشناسی دانشگاه مذکور، زبان فارسی به عنوان درس اصلی در آن تدریس می شود. از امسال کرسی مشترک ادبیات ایران و ترک دراین دانشکده افتتاح گردید و پس از یک سال قرار است بر اساس برنامه آموزشی کرسی ادبیات ایران به عنوان کرسی مستقل تأسیس شود. در حال حاضر4 نفر در این کرسی مشغول به تدریس زبان و ادبیات فارسی می باشند.
 
چشم‌انداز گسترش ایران‌شناسی در داغستان
با بررسی روابط فرهنگی تاریخی داغستان با ایران و فعالیت ایرانشناسان داغستانی در دوره‌های مختلف و همین طور آغاز بررسی های پژوهشگران درزمینه ایرانشناسیدرداغستان امروز و شروع فعالیت کرسی ادبیات ایران در دانشگاه دولتی داغستان ما می توانیم چشم انداز و مشکلات آینده ایران‌شناسی را در داغستان ترسیم کنیم و همین طور اهمیت پژوهش های جدید رادراین زمینه مشاهده نماییم.

چشم‌اندازها
1) در زمینه زبان شناسی و به خصوص در زمینه تآثیر زبان های ایرانی بر زبان های داغستانی پژوهشگران دافستانی و ایرانی می توانند همکاری نمایند. چنان که دیده می شوددراین زمینه کارهایی انجام شده ولی نیاز به بازنگری و گسترش آنها احساس می شود. در این زمینه می توان کارهای گروهی همراه با تبادل نظرهای متقابل انجام داد.
2) در زمینه تاریخ روابط داغستان و ایران طرفین می توانندبه تبادل اسناد و منابع تاریخی از جمله میکروفیش ومیکروفیلم های نسخ خطی بپردازندکه نیاز به ارایه فهرست های آن دارد. همین طور می توان تحقیقاتیدرزمینه رجال داغستانیدرایران و شخصیت های ایرانی در داغستان که به دلائل مختلف از وطن های خود کوچیدند انجام داد.
3) در زمینه باستان شناسی متخصصین ایرانی می توانند با انجام مأموریت های علمی به داغستان با همکاری متخصصین داغستانی با آثار باستان شناسی و کتیبه‌های موجود آشنا شوند.
4) درزمینه ادبیات فارسی در داغستان محققان ما باید جستجوهای لازم با هدف پیدایش نسخه‌های جدید را انجام دهند و با کمک های طرف ایرانی آنهارا به چاپ برسانند.
5) درزمینه آموزش زبان فارسی طرفین باید برای تدوین روش های جدیدتر و بهتر آموزش زبان فارسی به توابع داغستان همکاری های نزدیک و هماهنگی های پیدرپی داشته باشند. دراینجا می توان به تدوین کتب آموزشی و کمک آموزشی با نظر به خصوصیات زبان شناسی ملل داغستان اشاره کرد.
6) درزمینه قوم شناسی متخصصین داغستنای و ایرانی می توانند در باره اقوام ایرانی داغستان مثل تات تحقیق کنند.
7) در زمینه دین شناسی می توان درباره علل ورود تشیّع به داغستان، مراسم شیعیان داغستان و همین طور تآثیر سلسله‌های صوفیان ایران به رشد تصوف در داغستان با همکاری متخصصین ایرانی تحقیق کرد.
8) در زمینه فرهنگ شناسی محققین ایران و داغستان باید به تآثیر متقابل ملت هابه فرهنگ و آداب یکدیگر توجه کنند. به عنوان مثال می توان به آداب نوروز و بکارگیری آلات موسیقی مشابه اشاره کرد.
تمام این کارها نیازمند همکاری های تنگاتنگ و متمادی محافل علمی دانشگاهی طرفین می باشد. درراستای این تحقیقات باید همایش ها و میزگردهای علمی، تبادل اطلاعات و تجربه انجام شود عقد قرداد همکاری میان دانشگاه دولتی داغستان ورایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران ومتعاقب آن تاسیس مرکز ایرانشناسی دردانشگاه دولتی داغستان کهدراوایل سال 2005.م صورت گرفت.نقطه عطفی درتحقق ایده‌های فوق محسوب می شود.این مرکز می تواند با همکاری با مؤسسات مربوط جمهوری در ایران از تمام تحقیقات در زمینه‌های مذکور حمایت های لازم را به عمل آورد و تجهیزات لازم را در اختیار آنان بگذارد.

مشکلات
مشکلات زیادی دراین راه وجود دارند: از نبود امکانات اولیه برای تدریس زبان فارسی درداغستان تا عدم حمایت های مالی از تحقیقات صورت گرفته و عدم اطلاعات مردمان دو کشور از روابط دیرین یکدیگر. ولی به نظر می رسد که با تعامل و همکاری این مشکلات با مرور زمان قابل حل می باشند.
ایران‌شناسی در داغستان هر چند درسطح ابتدایی خود می باشد ولی امید می رود مثل روابط تاریخی دو دیار محکم و پایدار باشد. ( پایان مقاله نوری محمدزاده )


حرکت به سوی شهر دربند. روز پنج شنبه برای بازدید از شهر تاریخی دربند راهی این شهر شدیم.شهر دربند در فاصله 120 کیلومتری شهر مخاچ قلعه قرار دارد وتقریبا در مرز روسیه و جمهوری  آذربایجان( ایران شمالی ) است.

دربند
قباد يکم، شاه ساساني ايران، پس از عقب راندن خزرها به آن سوي رود ولگا و بازگرداندن نظم و آرامش به قفقاز شمالي، در ژوئيه سال 527 ميلادي )طبق محاسبه تقويم نگاران، پنجم ژوئيه( دستور بازسازي شهر دربند )واقع در داغستان امروز و تلفظ کنوني: دربنت( را صادر و بودجه لازم را اختصاص داد. وي خسرو انوشيروان وليعهد خود را به عنوان ناظر بر اين نوسازي تعيين کرد. خسرو در دوران پادشاهي خود هم بر استحکامات اين شهر افزود و آن را آبادتر کرد. داريوش بزرگ و شاپور يکم )پسر اردشير پاپکان( در سنگ نبشته‌هايي، مناطق ايراني قفقاز را ذکر کرده اند. شهر دربند ميان درياي مازندران و کوه‌هاي قفقاز در تنگه يي به عرض سه کيلومتر قرار گرفته و پادگان آن قرن ها مانع ورود اقوام مهاجر )آوارها، خزرها و...( به قلمرو ايران و روم مي شد و امپراتوري روم بابت اين عمل، هر ساله به ايران مقداري طلامي داد. منطقه داغستان که اينک يک ايالت )جمهوري خودمختار( فدراسيون روسيه است در طول حکومت ساسانيان، علاوه بر حکمران غير نظامي يک مرزبان )ژنرالي با درجه اسپهبد( داشت که عملاً مقام برتر منطقه بود. مرزبانان قفقاز پس از حمله عرب، همانند مرزبانان «فرارود» سازمان هاي خود را منحل نکردند بلکه مستقلاً و يا با کمک حکمرانان ايراني محل تا زمان صفويه به کار ادامه دادند. ايستادگي آنان در سال 728 ميلادي در برابر حمله عرب که قصد ورود به داغستان امروز را داشتند مشهور است و گور مقتولان اين ايستادگي که به «چهل قهرمان» معروفند هنوز مورد احترام است.دربند دیواری بسیار عظیم است که با جاده ای محصور و از قله‌های کوه تا کناره‌های دریا گسترده شده است.
چه زیبا توصیف می کند، نویسنده و رمان نویس بزرگ قرن نوزدهم، آ.دوما در کتاب «قفقاز»: در مقابلمان تنها دروازه ای بسیار بزرگ قرار دارد که می توان گفت به هنر معماری قوی شرق منسوب می شود و قرنها را حقیر و کوچک می شمارد. اولین بار گیکاتی میلتسکی (م. قرن 5 قبل از میلاد)، تاریخ نویس یونان قدیم از این شهر دیدنی یاد می کند. تاریخ دربند در قرنهای نمور و تاریک گم می شود. کنکاش های زمین شناسان که از اوایل سالهای 70 قرن بیستم آغاز شد، نشان دادند که در منطقه دژها و قلعه‌ها «نارین – قلعه»، در اواخر قرن چهارم هزاره سوم قبل از میلاد روستاهایی با وسعت زیاد وجود داشته اند. می توان گفت که 5 هزار سال برای یک شهر هیچ حد و حصری ایجاد نمی کند، چرا که با ادامه کنکاش های زمین شناسی، در دنیای علم و گردشگری دیدنی های جدید و جالب توجه به بار می آید. مرحله بعدی در تاریخ شهر حدودا از 2700 سال پیش آغاز می شود، در آن زمان قلعه‌هایی از پاره سنگهای منطقه دربند بنا می کردند.
قرن یک قبل از میلاد، دربند به منطقه آلبانی قفقاز پیوست. دربند در آن دوره شهر گلها بود و علاوه بر این لطافت روحی، کنترل مهمترین مسیرهای نظامی- استراتژیکی را به عهده داشته و در امر تجارت نیز از شهرت برخوردار بود. بی جهت نبوده که امپراطور نرون، برای جنگ با این منطقه سپاهی عظیم به منطقه دربند گسیل داشت. در قرون 5 و 6 بعد از میلاد، پادشاهان ایرانی از سلسله ساسانیان، با گسترش مرزهای خود به سمت دربند، به ساخت و سازهای باشکوه پرداخته و سعی داشتند با این کار مسیر دربند را به طور کامل ببندند. قرن هشتم تا دهم بعد از میلاد، شهر در قلمرو خلفای عرب قرار گرفت و در فاصله قرون 10 تا 12 شهر، با تشکیل یک دولت اعلام استقلال کرد. در فاصله قرون 13 تا 14، به تصرف اقوام تاتار و مغول درآمده و قرون 15 تا 17، در زمره رقبای ایران و ترکیه قرار گرفت. سال 1722، پتر اول به دربند رفت و در سالهای 1747- 1806، این شهر به صورت خان نشین درآمد. سال 1806، شهر دربند به روسیه متصل شد.
اولین گروهی ساکن در این منطقه به عصر برنز – اواخر قرن 4 قبل از میلاد- برمی گردد. این منطقه جنوبی ترین منطقه مسکونی روسیه است که از سال 1840 به صورت استان درآمد.. سازمان اداره کننده این منطقه خودگردان، شورای نمایندگان شهری «شهر دربند» است که 35 نماینده منتخب به مدت 5 سال در آن خدمت می کنند. سازمان اجرایی این منطقه خودگردان، دفتر شورای شهری «شهر دربند» نام دارد با 54 عضو. در حال حاضر فلیکس کازیاخمدوف، اداره دولت را به مدت 5 سال بر عهده دارد. این منطقه از نظر جغرافیایی در 121 کیلومتری جنوب شرقی پایتخت داغستان – ماخاچ قلعه و در قسمت غربی سواحل دریای خزر واقع شده است. آب و هوای این منطقه قاره ای بوده و به دلیل کوهستان و ساحلی بودن، آب و هوا بسیار متغیر است.

صلای اذان شیعی بر ماذنه‌های دربند
در شهر دربند میهمان شعبه دانشگاه دولتی داغستان بودیم ابتدا به دیدار قلعه عظیم دربند رفتیم. قلعه ای بر فراز بلندترین مکان در دربند که برای حکمرانی وحفاظت از حملات تاسیس گشته است واکنون از آن شکوه وعظمت باز بقایایی به یادگار مانده که البته مورد حفظ ومرمت نیست.از این قلعه تمام دربند نمایان است.هنگام ظهر هنوز برروی این قلعه بودیم که صدای اذان بر فراز ماذنه‌های دربند بلند شد.این اولین جایی بود در روسیه که دیدم صدای اذان بدون هیچ مشکلی از بلندگوهای مساجد پخش می شود. در میان اذان هایی که پخش می شد واغلب شیعی بودند دو صدا برای من بسیار خاطره انگیز بود یکی اذان مرحوم موذن زاده که از یکی از مساجد پخش می شد ودیگر اذانی با صدای یکی از مومنین.الله اکبر..........اشهد ان مولانا وامامنا بالحق ووصینا امیر المومنین علیا ولی الله.اصرار بر شیعه بودن با تاکید بر شهادت امامت وولایت ووصایت حضرت امام علی (ع). مگر می شود شیعه باشی ودر دیار غربت از این اذان لذت نبری؟
دربند شهر"  قمری دربندی " است
ميرزا محمدتقي‎ قمري‎‎ گلزار دربندي»، شاعر و مرثيه‎‏سراي‎‎ داغستانـي‎ در سال ‎1235 هجـري قمري‎ در شهر دربند روسیه  متولد  شد و علوم‎ دينـي‎ و زبان‎هاي‎ فارسي‎‎ و عربـي را  در زادگـاهش  فرا گرفت.وی در سال 1309 ه.ق در گذشت. قمری دربندی یکی از چهار شاعر برجسته‌ مرثیه‌ آذربایجانی است؛ کتاب‎‎ منظوم‎ کنزالمصائب از آثار او است. قمری دربندی آشنایی کمی با زبان روسی داشت. ، چنانچه خودش می گوید "عمر خود را صرف وصف خط و خال ابروی هلال زیبارویان نمود که یک دفعه عقل ممتاز به خطاب درآمد". وی از بزرگترین کاتب های دربند بود. از سی سالگی به روضه خوانی و مقتل نویسی پرداخت و کتاب کنز المصائب را به نظم در آورد که این کتاب بارها و بارها در تبریز چاپ شد. قمری بجز کنز المصائب اشعار دیگری هم داشت.
در سن پنجاه سالگی آن اشعار را به کنز المصائب می افزاید و این اثر را دیوان کامل قمری می نامد که دربردارنده اشعار ترکی و فارسی او است كه با تصحیح آقا بن عابد در باکو به سال( 1285 ه.ق.) و تهران سال (1372 ه.ش.) به چاپ رسیده است.   اثر سوم و ناشناخته قمری دربندی دیوان کنز المعارف هست که بعد از وفات شاعر به دست فرزند او تحریر و تکمیل شده است و نسخه خطی آن در انستیتوی نسخ خطی باکو نگهداری می شود. این اثر قمری شامل 188 صفحه شعر فارسی می باشد. شعر قمری بیشتر دربردارنده مدایح و مراثی اهل بیت (ع) و به خصوص امام حسین (ع) و یارانش می باشد، ولی شعرهای عارفانه و ساقی نامه‌ها نیز در شعرش به چشم می خورند. قالب شعرهای وی بیشتر قصیده و غزل می باشد، ولی در شعر فارسی وی رباعیات هم وجود دارد. در شعر مرثیه خود در عزای امام حسین (ع) و یاران و اهل بیتش از روضة الشهدای کاشفی به عنوان سند تاریخی و از حدیقة السعدای فضولی (چنان که خودش از مکتب فضولی پیروی می کرد) بهره جسته است. شعر خواجوی کرمانی، منوچهری و محتشم کاشانی بر شعر فارسی قمری تأثیر گذاشته است. میرزا محمد تقی قمری گلزار دربندی تنها شاعر ماهر داغستانی می باشد که هم اشعار زیاد از وی به زبان فارسی و هم اطلاعاتی هر چند محدود از زندگی وی به جای مانده است.
میرزا حسن فرزند عبد الله القداری (1834-1910م.) تاریخ نگار و شاعر داغستانی.از دیگر مشاهیر دربند است. در روستای القدار به دنیا آمد. او از نوادگان شیخ شامیل بود. وی زبانهای ترکی، فارسی، عربی و روسی را در سطح عالی می دانست. با اکثر روشنفکران داغستانی، آذربایجانی و ایرانی مقیم داغستان دوست بود و با آنها مکاتبه داشت. در 1877م. به سبب شرکت در شورش علیه نظام تزاری روسیه دستگیر، زندانی و سپس تبعید شد. او آثار زیادی داشت از جمله دیوان الممنون و آثار داغستان. بعضی از شعرهای فارسی به جای مانده است از وی دارای کنایات و استعاره‌های زیبا می باشند.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 19:50  توسط رسول اردبیلی و دوستان  |