روز نكبت و روابط باكو ـ تل آويو
دکتر محمود خرمی
سرزمینهای قفقازی ایران که با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای به اشغال روسیه در آمد ، بعد از فروپاشی شوروی به سه کشور تقسیم شد که اکثریت شیعیان این منطقه در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )هستند . این کشور کوچک اکنون به پایگاه صهیونیسم جهانی در قفقاز و همسایگی ایران تبدیل شده است...
روزي كه در جهان اسلام به « روز نكبت » مشهور است، يكي از شومترين و سياهترين روزهاي تاريخ معاصر است. روز 26 ارديبهشت (15 ماه مي) يكي از فاجعهبارترين و خونينترين طرحهاي استعماري و ضدبشري، پس از كشتار و آوارگي صدها هزار مسلمان بيگناه طي سالها به نتيجه رسيد و رژيم نامشروعي كه براي بشريت دستآوردي جز قتل و ترور و رنج و مصيبت نداشته است، اعلام موجوديت كرد.
در 15 مي 1948 (1327 شمسي) موجوديت « اسراييل» اعلام شد، شكلگيري «اسراييل» به شيوة شكلگيري هيچ يك از كشورهاي جهان بجز « آمريكا» نبود، همانگونه كه تشكيل آمريكا با ورود مهاجران اروپايي و قتل و محو بوميان آغاز شد، اسراييل نيز با كشتار مسلمانان و در سرزميني متعلق به ساكنان آن ( فلسطين) تأسيس شد.
گرچه رژيم صهيونيستي در 1948، يك روز پس از خروج آخرين سرباز انگليسي از فلسطين تشكيل شد، اما اين اقدام زمينهها و ريشههايي داشت كه به گذشتهها و افكار پليد زرسالاران يهود و اروپايي باز ميگشت. زمينهسازيها براي تشكيل اين رژيم به نيم قرن قبل از روز اعلام تشكيل اين رژيم يا « روز نكبت » باز ميگردد.
پس از برپايي نخستين كنگره صهيونيسم در سال 1896 در شهر بال سويس و تصويب تشكيل دولت يهود در سرزمين فلسطين، مهاجرت صهيونيستها به اين سرزمين تحت حمايت استعمار، توسط سازمان جهاني صهيونيسم آغاز گرديد. چهار سال پس از اين تاريخ، سازمان جهاني صهيونيسم با هدف تسريع در روند مهاجرت يهوديان، شركتي تحت عنوان « صندوق ملي يهود » تشكيل داد تا براي سكنا گزيدن يهود در فلسطين زمين بخرد. زمينهاي خريداري شده توسط اين صندوق، به عنوان دارايي غيرقابل انتقال مردم يهود محسوب ميشد. پس از پايان جنگ جهاني اول، مهاجران يهودي به سمت فلسطين روانه شدند. « آژانس يهود » براي هماهنگسازي و تسريع در روند مهاجرت يهوديان تشكيل شد.
با روي كار آمدن هيتلر در آلمان، نازيسم بهانهاي شد تا روند مهاجرت يهوديان به فلسطين شدت يابد، به گونهاي كه شمار يهوديان مهاجر ساكن در فلسطين تا سال 1948 به طرز فزايندهاي افزايش يافت، در حالي كه تنها 12 درصد از خاك اشغالي فلسطين در تصرف يهوديان بود. از اين زمان، خشونتها و ستيزهگريها و وحشيگريهاي يهوديان آغاز گرديد. جنبش عزالدين قسام در اين دوران آغاز شد كه توسط انگليسيها سركوب شد. در سال 1947 قطعنامهاي صادر شد و فلسطين به دو بخش يهودي و فلسطيني تقسيم شد. بلافاصله پس از اين قطعنامه 181، كشتارهاي خونين گروههاي ترور صهيونيستي آغاز شد. از سال 1947 تا مي 1948، چند كشتار وسيع بلده الشيخ، سعسع، الجليل، قطار قاهره، حيفا، دير ياسين و ناصرالدين توسط گروههاي ترور صهيونيستي از جمله هاگانا، اشترون انجام گرفت كه در اين قتل عامها تعداد زيادي از فلسطينيها اعم از مرد و زن و پير و جوان كشته شدند. تنها در كشتار «ديرياسين» كه توسط دو گروه ايرگون و اشترون انجام شد، 254 تن از افراد غيرنظامي كشته شدند. صهيونيستها يك روز بعد از خروج سربازان انگليسي از فلسطين، تشكيل رژيم صهيونيستي را اعلام كردند. و فلسطينيان اين روز را « روز نكبت » ناميدند و از آن پس، « روز نكبت » به عنوان مفهومي از معناي « دولت اسراييل» در جهان شهرت يافت. چرا كه رژيم صهيونيستي، قبل از تأسيس و بعد از تأسيس حاصلي جز «نكبت» و مصيبت و كشتار و ترور براي بشريت بخصوص مسلمانان نداشته است و تنها در طي روزهاي منتهي به 15 مي 1948 حدود يك ميليون نفر از اهالي مسلمانان فلسطين براي گريز از مرگ و گلولههاي تروريستهاي سازمانيافته يهودي كه از حمايت انگليس و محافل يهودي اروپا برخوردار بودند، ناچار خانه و كاشانة خود را ترك و به كشورهاي همجوار پناهنده شدند، و با گذشت شصت سال از « روز نكبت» و اعلام موجوديت رژيم صهيونيستي، هنوز هم صدها هزار فلسطيني در اردوگاهها زندگي ميكنند و شمار آوارگان به چهار ميليون نفر رسيده است. به عبارتي صدها هزار خانواده مسلمان فلسطيني عمر خود را در چادرها سپري كردهاند و اين آوارگي چندين نسل ادامه يافته است. «دولت اسراييل» كه دولتي غيرطبيعي و جعلي است، از بدو تشكيل با بحران مشروعيت و بحران ارتباط با جهان اسلام و حتي كشورهاي غيراسلامي مواجه بوده است. اكثريت دولتهاي جهان بخصوص دولتهاي اسلامي دولت و كشوري به نام اسراييل را به رسميت نميشناختند و هنوز هم تعداد زيادي از كشورهاي جهان با اسراييل روابط سياسي ندارند. يكي از مهمترين اقدامات سياسي ـ تبليغي دولت اسراييل و سازمانهاي صهيونيستي جهان، اين است كه با گراميداشت روز 15 مي به عنوان « سالروز تأسيس اسراييل » و برپايي مراسمها و سمينارهاي مختلف وانمود كنند كه اسراييل هم مانند كشورهاي عادي و قانوني جهان، روزي به نام « روز تأسيس» يا «روز استقلال!» دارد!
رژيم اشغالگر قدس و سازمانهاي صهيونيستي، طي سالهاي گذشته همواره تلاش كردهاند تا در كشورهايي كه با اسراييل رابطه دارند، در اين روز مراسمي برگزار كنند و به صورت گسترده اخبار و مطالب مربوط به « روز نكبت» را از طريق شبكههاي تلويزيوني و رسانههاي وابسته منتشر سازند تا براي موجوديت نامشروع اسراييل از طريق فريب افكار عمومي « مشروعيت سازي» نمايند.
ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) يكي از كشورهايي است كه به دلايل متعدد از جمله شيعه بودن مردم و همجواري آن با ايران به شدت در كانون توجه و دقت دولت اشغالگر قدس و سازمانهاي صهيونيستي جهان است. حتي مدتي پيش از فروپاشي شوروي، صهيونيستها تلاش خود را براي نفوذ در بين مردم و دستگاههاي دولتي ايران شمالي آغاز كردند.
ابوالفضل علياف ( مشهور به ابوالفضل ايلچيبيگ) كه يكي از پانتركيستهاي ضداسلامي و ضدايراني بود، اندكي بعد از فروپاشي شوروي با حمايت آمريكا، اسراييل و تركيه در باكو قدرت را به دست گرفت و روابط بسيار نزديكي با رژيم صهيونيستي برقرار كرد. پانتركيسم كه ايلچيبيگ به شدت به آن وابسته بود، ذاتاً انديشهاي ضداسلامي و صهيونيستي است كه بنيانگذاران و نظريهپردازان اصلي آن ( مانند آرمينيوس وامبري) يهودي بودهاند. نزديكي تفكر پانتركيسم ـ صهيونيسم و در كنار آن ديگر حلقههاي مشترك فكري دولت باكو با اشغالگران قدس ( مانند ضديت با اسلام و تشيع، ضديت با ايران، لزوم ترويج ايدههاي انحرافي مانند پانآذريسم درميان شيعيان آذري) باعث شدكه روابط دولت باكو با اشغالگران قدس روز به روز گسترده شود. در حالي كه هنوز سفارتخانه دولت باكو در بسياري از كشورهاي اسلامي و نيز سفارتخانههاي بسياري از كشورهاي اسلامي در باكو گشايش نيافته بود، صهيونيستها با كمك ايلچي بيگ سفارتخانة خود را در باكو گشودند و پرچم منحوس صهيونيسم را در قلب شهر مسلماننشين باكو به اهتزاز درآوردند.
ايلچيبيگ و ساير مقامات حزب پانتركيستي جبهة خلق (حزب حاكم وقت) دربارة امتيازدهيهاي خود به اشغالگران قدس و توجيه نفوذ صهيونيسم درايران شمالي از جمله گشايش سفارتخانة صهيونيستي در باكو ميگفتند: « در دنيا دو نيروي قدرتمند وجود دارد كه عبارتند از لابي جهاني ارمني و لابي جهاني يهودي. ما براي مقابله با ارمنستان و گرفتن قرهباغ بايد با لابي يهودي اسراييل ارتباط نزديكي داشته باشيم و به آنها امتياز بدهيم. چند ماه نخواهد گذشت كه با كمكهاي سياسي و نظامي اسراييل و يهوديهاي جهان، قرهباغ را خواهيم گرفت و حتي ممكن است ايروان (پايتخت ارمنستان) را نيز تصرف كنيم...»
بعد از ايلچيبيگ، حيدرعلياف به قدرت رسيد. حيدرعلياف كه بيش از نيم قرن از عمر خود را در راه بسط و گسترش كمونيسم و مبارزه با دين اسلام سپري كرده بود، روابط با اسراييل را بيش از پيش گسترش داد. از آغاز دوره حاكميت حيدرعلياف بر ايران شمالي ( از سال 1993 تا 2003 يعني از 1372 تا 1382) روز به روز نفوذ صهيونيسم در ايران شمالي بيشتر شد. حيدرعلياف نيز در توجيه روابط با رژيم اشغالگر قدس اظهار ميداشت كه: « با كمك ( لابي جهاني يهود ) كه از نفوذ گستردهاي در اروپا و آمريكا برخوردار است، بدون شليك يك گلوله ارمنستان را شكست خواهيم داد و به زودي مناقشة قرهباغ حل خواهد شد!»
در دوره حاكميت حيدرعلياف و پس از آن، هر سال سفارتخانة رژيم صهيونيستي در باكو مراسمي به مناسبت « روز نكبت» برگزار ميكند كه در آن جمعي از مقامات باكو و سران احزاب ضداسلامي حضور مييابند، در سال 1377 (1998) سفارت دولت اشغالگر قدس مراسمي را در باكو به مناسبت « روز نكبت» و پنجاهمين سال تأسيس رژيم خون و ترور برپا كرد. در اين مراسم حيدرعلياف نيز شركت كرد و طي سخنراني خود مردم شيعه و مسلمان ايران شمالي را با يهوديان اشغالگر و خونريز مقايسه كرد و گفت: « همانگونه كه يهوديان پراكنده عاقبت موفق شدند دولت خود را تأسيس كنند، مردم جمهوري آذربايجان نيز پس از صدها سال توانستند دولت خود را به وجود آورند.»
مقايسه كردن مردم مسلمان و شيعة ايران شمالي با صهيونيستهاي جنايتكار و اشغالگر در حالي بود كه مردم ايران شمالي در طول تاريخ مردمي بدون دولت نبودند، اين مردم شيعه چه در دورة صفويه، چه در ادوار ديگر تاريخ ايران تا زمان فتحعلي شاه همواره اتباع دولت شيعي ايران بودند و پس از انعقاد قراردادهاي شوم گلستان و تركمانچاي تحت اشغال روسيه به حيات خود ادامه دادند...
حيدرعلياف به مناسبتهاي گوناگون از جمله اعياد يهودي، روز تأسيس رژيم صهيونيستي و يا كشته شدن عدهاي صهيونيست در عملياتهاي مجاهدان فلسطيني، پيامهاي تبريك و تسليت خطاب به مقامات اسراييلي و يهوديان صادر ميكرد كه هر يك از اين پيامها سندي سياه در كارنامة دولت باكو است. الهامعلياف هنگامي كه به قدرت رسيد، تحت تأثير عوامل مختلف از جمله روابطي كه از زمان ايلچيبيگ با اسراييل ادامه داشت و فشارهاي خارجي و افراد نفوذي صهيونيست، روابط با صهيونيسم را ادامه داد. طي سالهاي گذشته نفوذ صهيونيسم در ايران شمالي در زمينههاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي گسترش يافته است. الهامعلياف نيز به هر بهانهاي براي يهوديها و صهيونيستها پيام تبريك صادر ميكند. وي كه تاكنون درباره اعياد اسلامي مانند عيد اضحي (قربان) پيام تبريكي صادر نكرده است، به مناسبت عيد يهوديها تبريك صادر ميكند. در نمونهاي از پيام تبريك وي به تاريخ 14 سپتامبر 2004 كه در روزنامة خلق ( وابسته به دولت) در تاريخ 26/6/83 منتشر شده، عيد « روشها شانا» را به عنوان عيد قديمي به يهوديها تبريك ميگويد و ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) را « وطن مادري يهوديها » مينامد و مينويسد: « افتخار ميكنم كه بگويم در طول تاريخ يهودستيزي در جمهوري آذربايجان وجود نداشته و كشورمان در طول اعصار به محل زندگي امن و وطن مادري يهوديان تبديل شده است» !؟ الهامعلياف در پيام سياه خود ادامه ميدهد: « در حال حاضر، سازمانها، بنيادهاي اجتماعي و خيريه، كنيسهها و مدارس يهودي زيادي در كشور فعاليت ميكنند.»!؟ بعيد به نظر ميرسد كه اين پيام توسط رييس دولت باكو نوشته شده باشد و ممكن است متن چنين پيامي را برخي نفوذيهاي صهيونيستها نوشته و به نام الهامعلياف منتشر كردهاند!
رسانههاي دولتي باكو نيز در اجراي سياستهاي دولت، فلسطينيها و لبنانيهايي را كه از وطن و دين و موجوديت خود دفاع و با اشغالگري مبارزه ميكنند، تروريست مينامند...
دو سال قبل، خبر « برگزاري كنگرة جهاني يهوديان» در باكو از طريق رسانهها منتشر شد و مسلمانان را در بهت و حيرت فرو برد. به راستي آيا همانگونه كه الهامعلياف در تبريك نامة خود نوشته بود، ايران شمالي و باكو « وطن مادري» يهوديان جهان است كه ميخواهند كنگرة يهوديان جهان را در اين شهر برگزار كنند؟ اين خبر موجي از اعتراض و نارضايتي در بين مردم مسلمان ايران شمالي برانگيخت و دولت باكو ناچار به لغو كنگره يهوديان جهان شد، اما اسراييليها هر سال مراسم « روز نكبت» را در باكو برگزار ميكنند.
امسال روز نكبت « 26 ارديبهشت» با شصتمين سال تأسيس دولت اشغالگر مصادف است. دولت صهيونيستي كه حاصل تلاشهاي شصت سالة خود براي ترسيم « تصويري شكستناپذير و واقعيتي محونشدني» در جنگ سي و سه روزه با حزبالله لبنان از دست داده است، و حتي بعد از جنگ سي و سه روزه بسياري از يهوديان ساكن در فلسطين اشغالي نيز به ترك اين سرزمين اقدام كردهاند و موجوديت اسراييل در آينده در هالهاي از ابهام و ترديد و يأس قرار گرفته است، از ماهها پيش تلاشهاي زيادي را براي برگزاري گستردة مراسم « روز نكبت» و « بازسازي رواني يهوديها» و انجام يك عمليات رواني ـ تبليغي و سياسي آغاز كرده است، دولتهايي كه حامي رژيم صهيونيستي و شريك جنايات اين رژيم هستند، در تلاش اسراييل براي برگزاري « روز نكبت» همكاري ميكنند.
دولت صهيونيستي براي ترميم خسارتهاي رواني و سياسي ناشي از جنگ سي و سه روزه و شكست در برابر حزب الله لبنان، درصدد است، مراسم « روز نكبت» را با حضور رؤساي برخي دولتها در « تلآويو» برگزار كند. رسانهها از تلاش دولت صهيونيستي براي حضور رؤساي 20 دولت در مراسم « روز نكبت» خبر دادهاند كه از اين 20 تن تاكنون فقط اسامي جورج بوش، ساركوزي ( رييس جمهور فرانسه) و برلوسكني ( نخست وزير ايتاليا) اعلام شده است. حضور اين افراد و جنايتكاراني مانند جورج بوش و دوستان وي مانند ساركوزي در تلآويو براي تبريك گفتن به مناسبت سالروز پيدايش موجوديت دولت اشغالگري تعجبآور نيست، چرا كه اين افراد و دولتهايشان نيز مانند دولت صهيونيستي دشمنان قسم خورده مسلمانان هستند و هنوز دست جورج بوش از خون مردم افغانستان، عراق، لبنان و غزه رنگين است...
دولت اشغالگر قدس با ارسال دعوتنامهاي از الهامعلياف ( رييس دولت باكو) نيز براي حضور در مراسم « روز نكبت» در تلآويو دعوت كرده است. طبيعي است كه الهامعلياف از حضور در اين مراسم خودداري ورزد، چرا كه حضور وي در اين مراسم ميتواند پيامدهاي داخلي و خارجي عميقي براي باكو در برداشته باشد. با اين حال، «سليمان شاپيرو »، مسوول كنگرة آذريهاي يهودي (صهيونيست) گفته است كه الهامعلياف در مراسم «روز نكبت» شركت خواهد كرد و با توجه به روابط باكو با رژيم صهيونيستي ممكن است هيأتي از سوي دولت باكو به تلآويو اعزام شود. برخي كارشناسان سياسي در باكو اظهار ميدارند كه اسراييليها تمايل دارند در صورت عدم سفر الهامعلياف به تل آويو، هيأتي به سرپرستي نخستوزير از باكو به تلآويو اعزام شود، عليرغم اينكه نخست وزيري در دولت باكو يك مقام تشريفاتي است، اما اعزام اين هيأت نيز ميتواند نارضايتيها را برانگيزد و بخصوص اينكه جامعة ايران شمالي، جامعهاي است كه احساسات و عقايد اسلامي در آن رو به رشد است. نيز ممكن است هيأتي با حضور « يودا آبراماف» نماينده صهيونيست پارلمان باكو به تلآويو اعزام شود...
سفارت اسراييل در باكو از روزها قبل براي برپايي مراسم « روز نكبت » در باكو نيز برنامهريزي كرده است. براي اسراييليها برگزاري پرشكوه مراسم « روز نكبت» در باكو بسيار مهم تلقي ميشود. از اين رو تلاش ميكنند تا تعداد بيشتري از مقامات باكو در اين مراسم شركت كنند و بخصوص به دنبال آن هستند كه الهامعلياف در اين مراسم در باكو شركت كند. به نظر ميرسد الهامعلياف پس از پنج سال سياستورزي در نقش رياست جمهوري و تجربهاندوزي، از حضور در اين مراسم نيز خودداري كند. چرا كه اقدامات وي به نفع اسراييل مانند تأمين نفت مورد نياز اسراييل حساسيتهاي جامعه و اكثر كشورهاي اسلامي را به دنبال داشته است و حضور وي در مراسم « روز نكبت» به اين حساسيتها دامن ميزند. چندي پيش شاهزاده بنطلال از مقامات بلند پايه عربستان سعودي به ارمنستان سفر كرد كه گفته ميشد اين سفر و آغاز روابط در سطح بالا ميان ارمنستان و عربستان سعودي ناشي از سياستهاي باكو به نفع اسراييل است.
محافل رسانهاي از تلاش سفارت اسراييل در باكو براي نامگذاري يكي از خيابانهاي باكو به نام « خيابان دوستي اسراييل و آذربايجان » خبر ميدهند. همچنين صهيونيستها تلاش دارند كه يكي از بوستانهاي باكو نيز « پارك اسراييل » ناميده شود. اين اقدام اسراييل در راستاي عادينمايي روابط باكو ـ تلآويو است. چرا كه تاكنون اخبار و اطلاعات مربوط به ابعاد همكاريهاي باكو ـ تلآويو به خاطر حساسيت مردم مسلمان ايران شمالي و جهان اسلامي منتشر نميشود. اسراييليها براي عادينمايي نفوذ و حضور خود در ايران شمالي، هم ميخواهند جشن بزرگي در « روز نكبت» با حضور فعالان سياسي ضداسلامي و گروههاي موسيقي در باكو برگزار كنند و هم خياباني به نام اسراييل در باكو نامگذاري شود تا نام منحوس اسراييل پيوسته در جامعه تكرار شود و بدينگونه از واژة اسراييل كه مترادف با مفاهيمي چون ترور و جنايت است، حساسيتزدايي شود...
اقداماتي كه اسراييل براي برگزاري پرهزينه « روز نكبت » در شصتمين سالگرد پيدايش رژيم صهيونيستي انجام ميدهد، پس از آن برنامهريزي شد كه « تئوري نابودي اسراييل» بعد از جنگ سي و سه روزه، از سوي بسياري از شخصيتها و جريانهاي سياسي در كشورهاي مختلف مورد توجه قرار گرفته است. رژيم صهيونيستي، رژيمي است كه عليرغم برخورداري از كمكهاي همه جانبة سياسي، مالي، نظامي و تبليغاتي اروپا و آمريكا به سوي سقوط و نابودي حركت ميكند. رژيمي كه خود را از لحاظ نظامي قدرتمندترين رژيم خاورميانه ميدانست، نتوانست در جنگي كه بيش از يك ماه به طول انجاميد، بر « حزب الله لبنان» كه فاقد نيروي دريايي و هوايي و داراي چند هزار چريك شيعه است، پيروز شود. آيا چنين رژيمي به سوي سقوط و نابودي در حركت نيست؟
يكي از مهمترين علل نارضايتي ملت ايران از رژيم شاه، روابط اين رژيم با اسراييل بود. اين مسأله همواره در محافل سياسي و مذهبي و محافل روشنفكري مطرح ميشد، و بر مخالفت مردم با شاه دامن ميزد، اما صهيونيستها طوري شاه را فريب داده بودندكه گمان ميكرد سازمانهاي جهاني صهيونيستي قادر به انجام هر كاري و حتي تضمين تداوم حكومت او هستند ... در حالي كه مسأله كاملاً برعكس است و اين دولت جعلي اسراييل است كه از طريق سنجاق كردن خود به كشورهاي ديگر بخصوص برخي كشورهاي مسلمان تلاش ميكند، تداوم حيات ننگين خود را تضمين كند.