تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

 

گشايش سركنسولگري ارمنستان درتبريز و نقش آن در توسعة بازرگاني خارجي

 

·        عارف محمدزاده

طي ماههاي اخير، موضوع گشايش سركنسولگري ارمنستان در تبريز و گشايس سركنسولگري جمهوري اسلامي در « قاپان» ( ارمنستان) به عنوان يكي از موضوعات مثبت در روابط ايران ـ‌ ارمنستان، در رسانه‌ها مطرح شده است. بي‌ترديد گشايش سركنسولگري ارمنستان در تبريز، در توسعة روابط دو كشور همسايه به ويژه در تسهيل فعاليت‌هاي اقتصادي بازرگانان و سرمايه‌گذاران آذربايجان شرقي در ارمنستان نقش مثبتي مي‌تواند داشته باشد. تبريز به عنوان يكي از شهرهاي مهم كشورمان، همواره مورد توجه كشورهاي خارجي و همسايه براي داير كردن دفترهاي نمايندگي سياسي بوده است و روزگاري در اين شهر سركنسولگري‌هاي متعددي از جمله سركنسولگريهاي آلمان، عثماني، آمريكا، روسيه و ... داير بوده است. امروز نيز دولتهاي آنكارا و باكو در تبريز سركنسولگري دارند و با گشايش سركنسولگري ارمنستان و ابراز علاقة برخي كشورهاي ديگر از جمله روسيه براي گشايش سركنسولگري موقعيت سياسي و اقتصادي اين شهر تاريخي ارتقا مي‌يابد.

مناسبات سياسي و اقتصادي و حتي فرهنگي ارمنستان با ايران اگرچه از رشد چشمگيري برخوردار نيست، ولي بيانات مقامات دو كشور در زمينة روابط دو جانبه، همواره حاكي از روابط دوستانه و همسايگي خوب است. بخصوص استان آذربايجان شرقي روابط بسيار خوبي با ارمنستان دارد و صدها تن از فعالان اقتصادي تبريز در ارمنستان، مشغول تجارت هستند و توليدات صنعتي و مواد غذايي عمدتاً از آذربايجان شرقي به ارمنستان صادر مي‌شود.

مقامات تركيه هرگز دربارة روابط همسايگي ايران ـ ارمنستان موضع‌گيري منفي نداشته‌اند. تركها همواره به دنبال برقراري مناسبات خوب با ارمنستان هستند، چنانكه اخيراً به دنبال انتخابات رياست جمهوري در ارمنستان و انتخاب « سركيسيان» براي رياست جمهوري، رييس جمهور تركيه پيام تبريكي به همتاي ارمني خود ارسال داشت و در اين پيام، آرزو كرد كه در دورة رياست جمهوري سركيسيان، روابط ارمنستان ـ‌ تركيه بهبود يابد.

پافشاري ايروان براي پذيرش مسووليت ماجراي موسوم به نسل‌كشي ارامنه در دورة ‌عثماني توسط دولت تركيه، مانع از رشد روابط ايروان ـ‌ آنكارا شده است. با اين حال سالها پيش خط هوايي استانبول ـ ايروان به عنوان نمادي از علاقه دولتهاي ترك و ارمني به گسترش روابط داير شد. روابط اقتصادي بخش خصوصي بين ارمنستان و تركيه فعال است. شركت‌هاي ترك از طريق گرجستان محصولاتي مانند موادغذايي، پوشاك، و ... به ارمنستان صادر مي‌كنند.

برخلاف تركها، مقامات باكو ناراحتي خود را از گشايش سركنسولگري ارمنستان در تبريز به شيوه‌هاي مختلف نشان دادند. آنها مي‌گويند: «‌ چون ارمنستان در تجزية قره‌باغ نقش داشته، پس ايران نبايد روابط خود را با اين همسايه ( ارمنستان) توسعه دهد، زيرا ارمنستان اشغالگر است » اگر منطق سست مقامات باكو را دربارة «‌رابطه با اشغالگر» بپذيريم، اين سؤال پيش مي‌آيد كه دولت باكو چگونه با رژيم صهيونيستي، آمريكا و انگليس كه كشورهاي اسلامي فلسطين و افغانستان و عراق را اشغال كرده‌اند، روابط گسترده‌اي دارد؟ از سوي ديگر مي‌دانيم كه دولت باكو، صدها تن  از نيروهاي مسلح خود را به عراق و افغانستان اعزام كرده است و اين نيروها تحت فرماندهي آمريكايي به كشتار مسلماناني كه از وطن خود دفاع مي‌كنند، مشغول هستند، آيا اين چيزي جز ائتلاف با اشغالگران و حمايت از اشغالگري است؟

از سوي ديگر، مي‌دانيم كه مذاكرات پيگيري ميان مقامات باكو و ايروان براي حل مناقشة‌ قره‌باغ و احياي روابط دوستانه در جريان است، چندي پيش هيأتي مركب از سياستمداران و هنرمندان باكو به سرپرستي پولاد بلبل اوغلي ( سفير باكو در مسكو) به ايروان و قره‌باغ سفر كردند و با رييس جمهور خودخواندة قره‌باغ نيز ملاقات و مذاكره كردند.

سران دولت‌هاي ايروان و باكو بارها و بارها با هم ملاقات و گفتگو كرده‌اند و به گفته منابع رسمي باكو، در آيندة نزديك الهام علي‌اف و سركسيان بار ديگر با هم ديدار خواهند داشت. هر دو دولت تلاش مي‌كنند تا با حل مناقشة‌ قره‌باغ، روابط دوستانه‌اي با هم داشته باشند، اما برخي قدرتهاي بين‌المللي مانع از حل مناقشه مي‌شوند و در مسير روابط باكو ـ‌ ايروان مانع ايجاد مي‌كنند. بي‌گمان از سرگيري روابط دوستانه بين باكو و ايروان مي‌تواند نقش مؤثري در توسعه دو كشور داشته باشد و مقامات باكو و ايروان همواره در اين راستا تلاش مي‌كنند. با اين حال دولت باكو چنين تبليغ مي‌كند كه روابط ايران با همسايه‌اش ارمنستان نبايد گسترش يابد، زيرا قره‌باغ به عنوان بخشي از خاك جهان اسلام در اشغال است و دولت ايران به عنوان يك دولت اسلامي بايد منتظر باشد كه مسايل بين باكو و ايروان حل شود و روابط دوستانه بين اين دو دولت برقرار شود و بعد از آن، ايران با كشور همسايه ارمنستان روابط خود را توسعه دهد!!

در اين باره گفتني است كه اگر واقعاً مقامات باكو، ايران شمالي ( جمهوري آذربايجان) را بخشي از خاك جهان اسلام مي‌دانند، چرا در اين بخش از خاك جهان اسلام، فعاليت احزاب اسلامي ممنوع است؟ چرا حجاب ممنوع است؟ چرا فعالان ديني حق ندارند وارد سيستم حكومتي مانند پارلمان و ... شوند؟ چرا در قانون اساسي دولت باكو « اسلام» به عنوان ديني رسمي معرفي نشده است؟ چرا در مدارس، علوم واحكام ديني و قرآن كريم تدريس نمي‌شود؟ چرا حوزه‌هاي علميه تعطيل شده است؟ و ...

حقيقت اين است كه ايران شمالي خاك اسلام است، اما حكومت آن ضداسلامي است. و دولت ايران با همين حكومت نيز روابط سياسي و اقتصادي و فرهنگي دارد!

دولت ايران كه جمهوري اسلامي است، به غير از اسراييل و آمريكا با همة دولتها و كشورهاي جهان به دنبال رابطه با حفظ احترام متقابل است. و عدم وجود رابطه با اسراييل و آمريكا به خاطر يهودي يا مسيحي بودن مردم آنها نيست. ايران اسراييل را كه كشوري جعلي است، اساساً به رسميت نمي‌شناسد و با آمريكا نيز آمادة برقراري رابطه است، به شرط اينكه آمريكا، آدم شود.

دولت باكو به جاي اينكه سپاسگزار كمكهاي ايران بخصوص در مناقشه قره‌باغ و اسكان آوارگان، احداث جادة مرزي بيله‌سوار و جلفا براي ارتباط باكو ـ نخجوان، ميليونها دلار كمكهاي مالي بلاعوض، برق‌رساني و گازرساني به نخجوان و ... باشد، همواره با توصيه‌هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه اسلام، تشيع و ايران اسلامي اقدامات مختلف انجام داده است. از جمله اقدامات خام رژيم باكو، حمايت از گروهكها و عناصر ضدايراني بخصوص تجزيه‌طلبان و ارتباط با اينهاست و حتي اخبار روابط محافل تجزيه‌طلب ضدايراني با مقامات باكو در مطبوعات باكو نيز درج مي‌شود.

دولت باكو از دورة ايلچي‌بيگ به اين اقدامات خام و نفرت‌آور ادامه مي‌دهد، در حالي كه تاكنون دولت ايران مقابله به مثل نكرده است. كارشناسان سياسي اعتقاد دارند كه دولت باكو از حمايت گروههاي ضدايراني دست برنخواهد داشت مگر اينكه ايراني‌ها نيز همين رفتار را با تجزيه‌طلبان قره‌باغ در پيش گيرند...

گشايش سركنسولگري ارمنستان در تبريز با استقبال فعالان اقتصادي و توليدكنندگان آذربايجان شرقي روبرو شده است. سفرهاي اخير مقامات ارمني به تبريز نيز حاكي از پيگيري گشايش اين سركنسولگري در تبريز است.

توسعه بازرگاني خارجي يكي از عوامل مهم در توسعه هر منطقه محسوب مي‌شود. استان آذربايجان شرقي به دليل موقعيت خاص جغرافيايي و اقتصادي خود، اين پتانسيل را دارد كه بازرگاني خارجي آن توسعه يابد و سطح رفاه عمومي و اشتغال در آن بهتر شود. از اين نظر، ارمنستان بازاري مناسب براي صادركنندگان، بازرگانان و شركتهاي اقتصادي آذربايجان شرقي است. همچنين براي شركتهاي اقتصادي و بازرگانان ارمني، تأمين نيازمنديهاي خود از آذربايجان شرقي به دليل نزديكي مسافت، امكانات آسان حمل و نقل و حضور تعداد زيادي از بازرگانان آذربايجان شرقي در ارمنستان مقرون به صرفه مي‌باشد.

فعاليت سركنسولگري ارمنستان در تبريز همانند سركنسولگري باكو در اين شهر، علاوه بر نقش آن در توسعة روابط سياسي و اقتصادي دو كشور همسايه، موجب صرفه‌جويي در وقت و هزينة هزاران شهروند شمالغرب كشور مي‌شود كه هر سال به ارمنستان مسافرت مي‌كنند.

تبريز را « شهر اوّلين‌ها» لقب داده‌اند، شايد در آيندة نه چندان دور، اين شهر از لحاظ تعداد سركنسولگريهاي كشورهاي خارجي نيز رتبة اول را به خود اختصاص دهد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 11:37  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گزیده خبرهای مطبوعات باکو

سران گروه تجزیه طلب همدیگر را جاسوس ایران میدانند.

(‌روزنامه باکو خبر ـ‌ 07/02/87)

 

پاسخ تند  به نیام الدین موسی اف و الهامه قلی یوا

کنگره آذربایجانیهای جهان بیانیه مطبوعاتی منتشر نمود و طی آن اعلام شد: مدتی است که هرج و مرج بوجود آمده در کنگره ادامه دارد. متأسفانه غلامرضا صبری تبریزی، بعنوان عضو هیئت مدیره به تصمیمات اتخاذ شده هیئت مدیره اهمیتی نمی دهد و از طریق مطبوعات مردم را به اشتباه می اندازد.

با اینکه چندین بار به وی هشدار داده شده، ولی او همچنان بیانات غیر مسئولانه ابراز می‌نماید، ازنام تشکیلات استفاده، مسئله همایش ساختگی را مطرح می نماید و حتی حوادث بوجود آمده فعلی در کنگره را باانتخابات ریاست جمهوری پیوند می دهد.

صبری تبریزی پس از 6 ماه فعالیت در مقام ریاست کنگره، خود را بعنوان روشنفکر معروف معرفی نموده و از نام مرحوم حیدر علی اف رئیس جمهور سابق باکو جهت مقاصد سیاسی خود هر از گاهی استفاده می نماید و به دنبال اهداف غیر قانونی خود زیر پرده نام این سیاستمدار معروف می باشد. علاوه بر آن وی،‌ مسائل داخلی کنگره را به وضعیت سیاسی داخلی آذربایجان ربط می دهد. لذا یک بار دیگر توسط مطبوعات آذربایجان به غلامرضا صبری تبریزی عضو هیئت مدیره کنگره بطور جدی هشدار داده می شود که از این پس در برداشتن قدمهای خود دقت نماید. این قدمهای وی با سیاست ایجاد تفرقه در مجامع و تشکیلات ملی و از نظر انداختن این تشکیلات همسو می باشد که از سوی سرویس جاسوسی کشوری که ایران نامیده می شود، پیاده میگردد. در صورتی که وی به این نوع بی مسئولیتی و سیاست غیر قانونی خود خاتمه ندهد، در جلسه بعدی هیئت مدیره کنگره آذربایجانیهای جهان، مسئله عضویت غلامرضا صبری تبریزی در کنگره مورد بازنگری قرار خواهد گرفت.

درخصوص اظهارات چند روز قبل اعضاء کنگره الهامه قلی یوا و نیام الدین موسی اف درخصوص تشکیلات اعلام میدارد که در کنگره بخشی بنام آکادمی فرهنگی موجود نمی باشد و اظهارات آنان هیچگونه ربطی به کنگره ندارد. در خصوص اظهارات شوک‌آور الهامه قلی یوا چنین حساب می نمائیم که این مطالب صرفاً جهت معروفیت از سوی وی بیان شده است.

جهت اطلاع اعلام میدارد که در تاریخ 23 آوریل 2008 در ارگانهای مالیاتی سوئد نام صابر رستم‌خانلی بعنوان رهبر کنگره ثبت شده است.

از سوی دیگر صبری تبریزی نیز بیان کرد که رستم خانی یک جاسوس دوجانبه است که هم از ایران و هم از اسراییل پول میگیرد. صبری گفت که صابر رستم خانی تمام اطلاعات مربوط به کنگره از جمله ارتباطات آن با امریکا را در اختیار ایران قرار داده است .

توضیح : غلامرضا صبری تبریزی ، ساکن لندن میباشد . وی متولد تبریز بوده و پیش از انقلاب اسلامی عضو حزب رستاخیز ( حزب شاه ) بود.

صابر رستم خانی نیز از اعضای حکومتی پارلمان باکو میباشد. وی از طرفداران صهیونیسم است و با سفارت اسراییل در باکو رابطه نزدیک دارد.  چندی پیش مطلبی از وی در برخی مطبوعات باکو منتشر شد که خشم عموم را برانگیخت . رستم خانی در مطلب خود به اسلام و مسلمانان اهانت کرده و راه پیشرفت مسلمانان را تغییر دین از اسلام به یهودیت دانسته بود!

  

 رؤسای کنگره های آذربایجانیهای جهان به اتهامات الهامه قلی یوا پاسخی تند دادند

(‌روزنامه باکوخبر ـ‌ 05/02/87)

                      

غلامرضا صبری تبریزی: نظریات الهامه قلی یوا مطابق با واقعیت نمی باشد

صابر رستم خانلی: وی از اقدامات صورت گرفته در کنگره آذربایجانیهای جهان اطلاعی ندارد

چند ماه می باشد که اختلاف در کنگره آذربایجانهای جهان شروع شده است؛‌ اکنون نیز الهامه قلی یوا خواننده مشهور که وابستگی به این تشکیلات دارد، اعلام نموده است که رئیس کنگره نه صابر رستمخانلی و نه صبری تبریزی است.این دو جاسوس ایران هستند . قابل ذکر می باشد که چند روز قبل الهامه قلی اوا خواننده مشهور درمورد فعالیت کنگره آذربایجانیهای جهان کنفرانس مطبوعاتی برگزار نموده و خود را بعنوان رئیس آکادمی فرهنگی کنگره آذربایجانیهای جهان معرفی کرده است. وی اعلام داشته که پس از انتخاب صبری تبریزی بعنوان رئیس کنگره درهمایش مورخ 7/6/2007 شهرکلن آلمان، در تشکیلات اختناق ایجاد شده است.

جهت بررسی اظهارات الهامه قلی یوا با رؤسای کنگره تماس گرفتیم. غلامرضا صبری تبریزی رئیس کنگره اظهارات الهامه را بی معنی نامید. طبق اظهارات نامبرده اظهارات این خواننده در کنفرانس مطبوعاتی واقعیت ندارد. تبریزی خود را رئیس قانونی کنگره می شمارد و اعلام میدارد که وظیقه خود را تا همایش بعدی انجام خواهد داد.

صابر رستم خانلی رئیس کنگره نیز اعلام نمود که در کنگره قسمتی بنام آکادمی فرهنگی وجود ندارد و هیچ کسی حق ندارد از طرف کنگره چنین مسئله ای را مطرح نماید. شخصی که از حوادث داخلی کنگره اطلاعی ندارد نباید در این خصوص اظهار نظر نماید. خانم الهامه در خصوص شخصی بنام اژدر تقی زاده نیز مطالب ناخوشایندی مطرح نموده است. این شخص از کارکنان امور بین المللی کنگره است و با آذریهای ساکن اروپا همواره در تماس می باشد. از طرف خودم اعلام میدارم که من خود علاقه داشتم که صبری تبریزی رئیس کنگره باقی بماند ولی اعضاء هیئت مدیره مرا انتخاب نمودند و تا برگزاری همایش بعدی رئیس کنگره باقی خواهم ماند. خانم الهامه خواننده معروفی است ولی در خصوص کنگره آذربایجانهای جهان اطلاعاتی ندارد. این خواننده در زمانهای اخیر ارتباط خود را با کنگره قطع نموده لذا وی صلاحیت اظهار نظرپیرامون کنگره را ندارد.   

 

 کشته شدن دو ایرانی توسط مرزبانان باکو

(  روزنامه ینی مساوات ـ 09/02/87)

 

ایران از کشته شدن دو تبعه خود درمرز جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )خشمگین شده است. دراین خصوص محمد علی حسینی سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روز گذشته درکنفرانس خبری اطلاع داده است.

حسینی اعلام داشته است که اتباع ایرانی غیر مسلح بوده اند و بهنگام عبور از مرز نیروهای مرزبانی باکو بدون دستور ایست به طرف آنان آتش گشوده اند. این عمل مرزبانان باکو را نماینده رسمی ایران خشونت بار توصیف نموده است. وی اضافه نموده که در حال حاضر از طریق مراجع رسمی موضوع مورد بررسی قرار می گیرد.

توضیح : دو جوان کشته شده توسط مرزبانان جنایتکار دولت باکو بیست ساله و اهل استان اردبیل شهرستان گرمی هستند . مطبوعات باکو آذری بودن این دو جوان بیگناه را سانسور کردند . زیرا  دولت باکو مدعی است که دولت آذریهای جهان است !

 

تکرار رویدادهای ارمنستان در ایران شمالی  ممکن نیست

(روزنامه 525 ـ 11/02/87)

 

 

 رامیز مهدی‌اف رییس دستگاه اجرایی نهاد ریاست جمهوری باکو در گفتگو با خبرنگاران با عالی ارزیابی کردن اوضاع سیاسی و اجتماعی موجود در ایران شمالی از توسعه دموکراسی در کشورش خبر داد و ثبات را عامل هدایت کننده‌ی به سوی پیشرفت خواند.وی گفت:  آینده جمهوری آذربایجان در گرو وجود ثبات است. ولی افرادی هستند که سعی در برهم زدن ثبات دارند و باید جلوی اینگونه افراد گرفته شود.

وی در اظهار نظر پیرامون گمانه زنی‌ها در خصوص احتمال تکرار رخدادهای ارمنستان ( اعتراض مخالفان به حاکمیت انحصاری ) در باکو، آن را غیر ممکن دانست و گفت: کسی جرات  این را ندارد . آنچه درجریان انتخابات ارمنستان روی داد، نمیتواند در اینجا نیز تکرار شود.

مهدی‌اف با بیان اینکه انتخابات در ایران شمالی  در محیطی شفاف، عادلانه و دموکراتیک برگزار خواهد شد!  تاکید کرد که ملت باز هم به الهام علی‌اف رای خواهد داد.

وی با غیر قابل فهم خواندن تصمیم برگزاری تظاهرات جناح مخالف، گفت: چرا اینها می‌خواهند مانع زندگی آرام مردم کشور شوند؟.

مهدی‌اف همچنین اعلام کرد که پارلمان در آینده‌ای نزدیک به بررسی قانون انتخابات خواهد پرداخت و برخی تغییرات فنی در این سند ایجاد خواهد شد. وی با تاکید بر عادلانه بودن ترکیب فعلی کمیسیونهای انتخاباتی، تصریح کرد که ترکیب این کمیسیونها بر اساس برابری تعداد کرسی‌ها نخواهد بود.

وی در اعلام موضع نسبت به ادامه حبس سه خبرنگار( غنیمت زاهد، عین‌اله فتح‌اله‌اف و میرزا ساکت) گفت که دادگاه از نظر حقوقی رای خود را در رابطه با این افراد صادر کرده و لزومی به سیاسی کردن این مساله وجود ندارد.

مهدی‌اف دراظهارنظر پیرامون فعالیت وهابیها در ایران شمالی ، گفت:  فکر نمیکنم که بتوان فعالیت طریقتهای دینی و وهابی‌ها درکشور  را ممنوع کرد. به گفته وی، چنانچه تخلفی در فعالیت طریقتها مشاهده شود، باید با آنها برخورد قانونی صورت بگیرد. وی گفت:  شاید نیروی تندرویی باشد که در مسیر خلاف قانون فعالیت بکند. در اینصورت باید در چارچوب قانون با آنها برخورد شود.    

 

شیخ‌الاسلام پاشازاده ابراز اطمینان کرد که همه به الهام علی‌اف رای خواهند داد

(روزنامه باکو خبر ـ 11/02/87)

در کنفرانس بین‌المللی  با موضوع حیدر علی‌اف و ارزشهای ملی و فرهنگی که به ابتکار اداره مسلمانان قفقاز در دهم اردیبهشت ماه برگزار شده بود، شیخ‌الاسلام پاشازاده رییس این اداره( روحانی نمای درباری و عامل ک گ ب در دوره شوروی . دوست نزدیک حیدر علی اف ) اعاده آزادی اعتقادات در ایران شمالی  را با نام حیدر علی‌اف مرتبط دانست. وی با بیان اینکه خط سیاسی پایه گذاری شده از سوی حیدر علی‌اف توسط الهام علی‌اف ادامه داده می‌شود، از همه  خواست در انتخابات ریاست جمهوری پاییز امسال به الهام علی‌اف رای بدهند. وی گفت: اطمینان دارم که همه در انتخابات ریاست جمهوری به الهام علی‌اف رای خواهند داد.

رامیز مهدی‌اف رییس دستگاه اجرایی نهاد ریاست جمهوری باکو نیز حیدر علی‌اف را شخصیتی معرفی کرد که با سابقه معنوی و اخلاقی ملت از نزدیک آشنا بود و به تربیت افراد مطابق با ارزشهای اخلاقی اهمیت می‌داد. به گفته مهدی‌اف، باکو در زمان حیدر علی‌اف با همه کشورهای مسلمان بخصوص ایران روابط دوجانبه برقرار کرده است. ارتباط با ایران نشان میدهد که ما به عامل دین اهمیت قایلیم !

 

پنتاگون مصمم به ایجاد پایگاه نظامی  در ایران شمالی است

(روزنامه اینه ـ 20/20/87)

 

به گزارش رسیده ازمنابع نظامی، انتظار می‌ رود که هیات بزرگی مرکب از بیش از 50 افسر نیرو‌های مسلح آمریکا در پاییز سال 2008 به باکو سفر نماید. آنها وظیفه کسب اطلاع از وضعیت اجرای برنامه عملیاتی مربوط به همکاری انفرادی باکو با ناتو و برنامه کاری امضا شده بین باکو و فرماندهی نیرو‌های مسلح آمریکا در اروپا را بر عهده خواهند داشت. در چارچوب این مذاکرات نتیجه گیری نهایی در مورد  چشم‌انداز استقرار گروههای نظامی متحرک (واکنش سریع) آمریکا در اراضی ایران شمالی در آینده توسط آنها به عمل  خواهد آمد.

بی تردید، هدف اصلی آمریکایی‌ها در رابطه با ایران شمالی  ایجاد زیرساختهای  پایگاه‌ نظامی آمریکا در اراضی این کشور می‌باشد. بر اساس اطلاعاتی که اخیرا به دست رسیده است، امور بازسازی و عمران در شماری از فرودگاه‌های نظامی منظور شده بین باکو و ناتو و فرماندهی اروپایی آمریکا وارد مرحله نهایی شده است. فرودگاه‌های نظامی واقع درقصبه حاجی زین العابدین  تقی یف (قصبه «ناسوسنی» سابق) و بخش کوردمیر این کشور که آمریکایی‌ها آن را قابل قبول می‌دانند، از این لحاظ تقریبا آماده فعالیت می‌باشد. این منبع افزود که امورتعمیر و مرمت درهر دو فرودگاه تا پاییزسال جاری ادامه خواهد یافت. قرار است در آینده نزدیک نصب تجهیزات ناوبری در این فرودگاه‌ها انجام گیرد. گفته می‌شود که بخش عظیم وجوه ضروری برای بازسازی وتعمیر فرودگاه‌ها توسط دولت آمریکا پرداخت شده است.

گزارشهای رسیده همچنین حاکی است: کارهای بازسازی و تعمیر در میدان تیراندازی قارا هیبت واقع دراراضی بخش قره‌داغ نیز که در مورد توجه آمریکا‌یی‌ها قرار دارد، مدتی پیش به پایان رسیده است. گفتنی است که قاراهیبت یکی از بزرگترین میدانهای تیراندازی می‌باشد که از ارتش چهارم اتحاد شوروی سابق برای باکو به ارث مانده است. بنظر یک کارشناس نظامی که خواست نامش فاش نشود، احتمال دارد پس از انجام شماری مراحل تشریفاتی یعنی تصویب سندهای حقوقی مبنی بر مجاز بودن ورود و استقرار نظامیان آمریکا در اراضی ایران شمالی توسط پارلمان باکو ظرف چند سال اولین گروه نظامیان آمریکایی وارد ایران شمالی  شود. ورود آمریکایی‌ها به تدریج انجام خواهد گرفت: پیشبینی می‌شود که در مرحله اول 300تا500 نفر در اراضی ایران شمالی مستقر شوند و سپس تعداد آنها به 7 ـ 3 هزارنفر رسانده شود. پیشبینی می‌شود که ظرف چندسال آینده آمریکایی‌ها در افزایش سطح آمادگی جسمانی و حرفه‌ای نظامیان باکو شرکت کنند و تمرین‌هایی در واحد‌های ارتش و ناوگان دریایی برگزار نمایند. 

 

قانون آزادی تجمعات عمومی تغییر نیافته است (روزنامه 525 ـ 20/02/87)

 

 صفا میرزایف: درقانون به پلیس اختیارات مضاعف داده نشده است

صفا میرزایف رئیس دبیرخانه پارلمان باکو با ادعاهای گروههای مخالف در مورد تشدید قانون آزادی تجمعات عمومی موافق نیست.

صفا میرزایف اعلام نموده است که اختیارات پلیس همیشه وجود داشته و در قانون جدید نیز بهمان صورت باقی مانده است. اگر تجمع بطور غیر قانونی برگزار شود،‌ یعنی از فرمانداری محل مجوز لازم اخذ نشده باشد، پلیس مانع برگزاری آن خواهد گردید. وی اضافه نمود که در قانون مذکور مسئله اخذ مجوز جهت برگزاری تجمعات عمومی از مراجع مختلف دولتی بهمان صورت قبلی باقی مانده است. در قانون درج شده است که، برگزاری تجمعات عمومی نبایستی مانع تردد سایر شهروندان گردد. در اینصورت به برگزاری تجمعات در محل مورد درخواست اجازه داده نخواهد شد. فرمانداریهای محل به مجامعی که درخواست برگزاری تجمع آزاد را دارند مشاوره خواهند داد که تجمع در چه محلی می تواند برگزار گردد. در تجربه بین المللی نیز مسئله بهمین ترتیب میباشد.      

 

مقاله نویسی سفیر یهودی در باکو

(روزنامه اکسپرس ـ 19/02/87)

 

 به قلم: آرتور لنک سفیر رژیم غاصب اسراییل درباکو

 

دولت اسراییل امروز در 8می(بر اساس تقویم قمری یهودی) شصتمین سالگرد تاسیس خود را جشن می‌گیرد

مبارزه اصلی ما تلاش برای یافتن صلح برای شرکتها درچارچوب اقتصاداسراییل و اقتصاد خاور میانه می‌باشد.! همکاری اقتصادی می‌تواند به ایجاد شبکه برای نیروهای مترقی کمک کند. این شبکه می‌تواند جایگزین افراط گرایان منطقه باشد که ایران،‌ حزب ا... و حماس آنها را رهبری می‌کنند.  من باور دارم که روابط اسراییل با دولت باکو  بهترین نمونه برای نشان دادن نحوه این مبارزات در سالهای آتی می‌باشد.

حجم معاملات تجاری در بخش غیرنفتی بین تل اویو و باکو درسال 2007 به 80 میلیون دلار رسیده است. اگر واردات نفت را نیز به آن اضافه کنیم، مشخص می‌گردد که در سال گذشته معاملات تجاری به ارزش بیش از یک میلیارد دلار بین دو کشور انجام گرفته است. در سال 2008 این آمار به مراتب بیشتر خواهد بود.

قرار است بنیامین بن الیزر وزیر زیرساخت‌های ملی اسراییل نیز در ماه آینده برای شرکت در نمایشگاه نفت و گاز خزر به باکو سفر کند. این سفر در واقع به منزله ادامه سفرهای واقع‌بینانه و موفقیت‌آمیز وزیران محیط زیست و ذخایر طبیعی، اوضاع غیرمترقبه و حمل و نقل باکو به اسراییل و نیز معاون نخست وزیر اسراییل به باکو می‌باشد که در سال گذشته انجام گرفت.

کلاً می‌توان گفت، پل انسانی موجود بین جوامع ما یعنی یهودیان آذری و یهودیان اذری مهاجرت داده شده به اسراییل و نیز توسعه همکاری‌های متقابل بین دو کشور پاسخی وزین به کسانی است که دم از رویارویی تمدن‌ها می‌زنند. همکاری موفقیت‌آمیز بین دولتهای کوچک، لاییک و غربگرا همچون دولت بسیار محترم باکو  و اسراییل برای کسانی که بر خلاف افراطیون، علاقمند به ایجاد روابط و پلهای ارتباطی بیشتری بین غرب و شرق هستند، عاملی امیدوار کننده می‌باشد. این لاییک گرایی کلیدمناسبات ما است. همانگونه که اسراییل امیدوار به برقراری صلح و ثبات در قفقاز جنوبی و حل مسالمت‌آمیز مناقشات موجود در این منطقه  می‌باشد، رهبران باکو نیز هر از گاهی در مورد خاور میانه فراخوانی‌های مشابهی دارند. ما هر دو همسایگانی داریم که خواهان برقراری صلح در منطقه نیستند. هر دو کشور ضمن مبارزه فعال علیه تروریسم، در راستای توسعه دولتهای جوان خود به عنوان اعضای صلح‌دوست جامعه بین‌المللی کوشش می‌نمایند

غلامرضا صبری تبریزی نیز برخی از اعضاء کنگره آذربایجانیهای جهان را موردحمله قرارداد

(روزنامه باکو خبر ـ 19/2/87 )

            از چه زمان کسی که اتحاد می خواهد را دشمن تلقی می نمایند؟

غلامرضاصبری تبریزی بعنوان مدعی ریاست کنگره آذربایجانیهای جهان در خصوص پروسه های صورت گرفته در اطراف کنگره بیانیه صادر نمود. براساس اطلاع خبرگزاری آپا، در این بیانیه اعلام شده است که برخی ازاشخاص به ایجاد تفرقه در کنگره آذربایجانهای جهان پرداخته و مانع برگزاری همایش مشترک می گردند.

براساس توافقنامه مورخ 3/12/2007 امضاء شده بین کنگره آذربایجانیهای جهان وکنگره دموکراتیک آذربایجانیهای دمکراتیک برگزاری 10 همایش در نظر گرفته شده است و لیکن کلیه اقدامات صورت گرفته، نه تنها از سوی برخی ازاعضاء هیئت مدیره کنگره آذربایجانیهای جهان درک نگردیده،‌ برعکس آنرا خیانت به خط کنگره محسوب نموده اند. تعجب آور است، ازچه زمان درخواست اتحاد به عنوان خیانت محسوب می گردد. اگر اینگونه است، درآنصورت اقداماتی همچون امضای‌ موافقتنامه اتحاد و سپس انکار آن، ایجاد تفرقه در کنگره جهت منافع شخصی، معرفی خود به عنوان رییس کنگره با استناد به اسنادی که در جیب نگه داشته می‌شود و‌ معرفی بعنوان رییس کنگره با اینکه اهل ایران نبوده و با این کاربه دولت باکو ضربه می‌زنند را چه می‌توان نامید.

 

پیام تبریک الهام علی اف رییس جمهور آذربایجان به شیمون پیرز رییس جمهور اسرائیل به مناسبت روز ملی

(روز نامه خلق 19/02/87)

 

 

رییس جمهور محترم، به مناسبت روزملی اسرائیل به شما و ملت عزیزتان صمیمانه‌ترین تبریکات خود را عرض مینمایم. امیدوارم که بسط و توسعه مناسبات، روابط دوستانه و همکاری بین آذربایجان واسرائیل، همواره به منافع دو کشور خدمت خواهد کرد. برای شما آرزوی تندرستی و توفیق در امور محوله، برای ملتتان ثبات و رفاه را آرزومندم.

 با احترام

 الهام علی اف

 باکو 29 اوریل 2008

 

ملاقات وزیران امور خارجه آذری و ارمنی

(روزنامه باکو خبر 18/02/87)

 

 

المار محمد یاراف وزیر امورخارجه دولت باکو و ادوارد نعلبندیان وزیر امور خارجه ایروان در دفتر نمایندگی دائم فرانسه نزد شورای اروپا دراستراسبورگ با همدیگر دیدار کردند.

 دراین دیدار روسای گروه مینسک و نماینده ویژه سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز شرکت کردند. طبق گزارشات این دیدار به دلیل انتصاب وزیر خارجه جدید ارمنستان جنبه آشنایی داشته است.

گفتنی است، گروه مینسک دیدار جداگانه ای با المار محمد یاراف وزیر امور خارجه آذربایجان برگزار کرد. طرفین در این دیدار دو ساعته در مورد راههای حل مناقشه قره باغ تبادل نظر کردند. سپس روسای گروه مینسک با وزیر امور خارجه ارمنستان نیز ملاقات کردند. 

در اینده نزدیک الهام علی اف با سرکیسیان ملاقات خواهد کرد.

 

 اسراییلی‌ها درانتظار گاز طبیعی باکو هستند

(روزنامه روسی‌زبان نوویه ورمیا ـ 18/02/87)

 

به گزارش خبرگزاری آپا، آرتور لنک سفیر اسراییل در باکو به خبرنگاران گفت: کارشناسان دو دولت باکو و تل اویو اغلب ملاقات می‌کنند و دراین ملاقات ها مسئله مربوط به صادرات احتمالی گاز طبیعی از باکو  به اسراییل مذاکره می‌شود.

قابل ذکر است که بنجامین بن الیزر وزیر زیرساخت‌های ملی اسراییل در سخنانش در کنفرانسی در شهر تل‌آویو گفته بود که اسراییل برای افزایش تعداد صادر کنندگان گاز طبیعی به این کشور می‌کوشد و این وزارت در حال انجام مذاکرات با دولت های مختلف از جمله باکو دراین مورد است. ناگفته نماند که خزی کوگلر مدیر کل وزارت زیرساخت‌های ملی اسراییل مذاکراتی درمورد صادرات گاز طبیعی با مقامات باکو انجام داده است. 

 

اظهارات مسخره وزیر دفاع

(روزنامه آزادلیق17/02/87)

 

 صفر ابی‌اف ارتش را وارد سیاست می‌کند؛ صفر ابی‌اف وزیر دفاع دولت الهام علی اف در مراسمی که در ارتباط با 85مین سالگرد تولد حیدر علی‌اف رییس جمهور سابق  برگزار شده بوده، اعلام کرده است که پرسنل نیروهای مسلح از نامزدی الهام علی‌اف در انتخابات آینده حمایت خواهند کرد. الدار صابراوغلو رییس واحد مطبوعات وزارت دفاع نیز در گفتگو با خبرنگاران این خبر را تایید کرده است.

عزیر جعفراف کارشناس نظامی با تعبیر این اظهارات وزیر دفاع به منزله نقض خشن مفاد قانون مربوط به نیروهای سیاسی گفته است که ارتش پیش از نیز در سیاست دخالت می‌کرد، ولی این باراین دخالت بطور واضح و آشکار صورت می‌گیرد: درحوادث اکتبر 2003 نیز توسط وزارت دفاع، سلاح وارد میدان آزادی در باکو شده بود. ولی این نخستین باری است که این دخالت آشکارا بیان می‌شود و صراحتا یک اشتباه سیاسی صورت می‌گیرد. براساس قانون، عضویت پرسنل نظامی در هر حزب سیاسی و سازمان اجتماعی ممنوع است. وزیر عملاً به 80 هزار پرسنل تحت امر خود دستور می‌دهد که به چه کسی رای بدهند.

به عقیده عزیر جعفراف، صفر ابی‌اف وزیر دفاع که 14 سال است در این پست به سر می‌برد، برای ادای دین خود در برابر حاکمیت که علیرغم فسادهای مالی و سایر تخلفات بوقوع پیوسته در داخل این وزارت و ارتش، وی را مورد بازخواست قرارنداده، چنین اظهاراتی را بیان کرده است.

  

افتتاح کلیسا  توسط سفیر امریکا در باکو

(روزنامه باکو خبر 17/02/87)

 

سفر ان دورسی سفیرآمریکا به منطقه شمالغرب ایران شمالی  همچنان ادامه دارد

به گزارش خبرگزاری آپا، ان دورسی سفیر آمریکا دیروز در مراسم گشایش کلیسای آلبان مربوط به قرن 5 میلادی واقع در روستای قوم شهرستان قاخ که باکمک مالی دولت آمریکا بطوراساسی مرمت وباز سازی شده است، شرکت نمود.

بنا به گزارش خبرگزاری آپا به نقل از ابراهیم افندی اف روحانی منطقه و رییس دانشگاه اسلامی زاگاتالا، سیف الدین علی اف یکی از پیروان طریقت نقشبندی است که از شاخه های افراطی دین اسلام محسوب می شود و علت برکناری وی در ارتباط با این مساله است. بنا به گزارشات این دیدار بنا به درخواست  سیف الدین علی اف انجام گرفته است. مهدی قلی اف کارمند واحد مطبوعات سفارت آمریکا علیرغم تائید خبر این دیدار، اطلاعی در مورد جزئیات آن نداده واعلام کرده است که این دیدارجنبه آشنایی داشته است.      

 

صابر رستمخانلی غلامرضا صبری تبریزی را به ایجاد تفرقه در کنگره آذربایجانهای جهان متهم کرد

(روزنامه 525 ـ 12/02/87)

 

اولین کنفرانس نمایندگی باکو کنگره درهم ریخته آذربایجانیهای جهان برگزار گردید. بر اساس اطلاع خبرگزاری آپا، پس از انتخاب مسئولین کمیسیونهای نظارت، بازرسی و محاسبات و ارائه گزارش توسط اسماعیل آقایف بعنوان رئیس نمایندگی؛ صابر رستمخانلی رئیس کنگره در خصوص مسائل داخلی پیش آمده در کنگره و فعالیت تشکیلات سخن گفت. وی صبری تبریزی را درایجاد تفرقه در کنگره آذربایجانیهای جهان متهم کرد. صبری تبریزی بدون توافق هیئت مدیره تصمیم اخذ می نمود. کنگره آذربایجانیهای جهان یک تشکیلات دمکراتیک می باشد لذا باید این مسائل مورد توجه قرار گیرد. صرفاً تبریزی مانع اتحاد کنگره آذربایجانیهای جهان با کنگره آذربایجانیهای دمکراتیک جهان گردید. با احمد اوبالی معاون کنگره آذربایجانیهای دمکراتیک جهان در این خصوص حتی توافقنامه نیز امضاء نموده بودیم.و این توافق با توصیه دوستان یهودی صورت گرفت . لیکن صبری تبریزی مانع برگزاری همایش مشترک گردید.

رستمخانلی درباره اتهامات صبری تبریزی دایر براینکه وی جاسوس ایران است گفت : پنهان نمکنم که چند بار به ایران سفر کرده ام . اما ایا این سفرها به معنای این است که من با ادارات جاسوسی ایران ارتباط دارم ؟ صبری میگوید که من از ایران دوبست هزاردلار پول گرفته ام اما وی سندی ندارد. و من به خوبی میدانم که وی در لندن اقامت دارد و رابطه او با سرویس جاسوسی ایران را همه ایرانی های ساکن لندن میدانند.

در این جلسه خبرنگاری گفت : بالاخره معلوم نشد کدامیک از شما جاسوس ایران هستید ؟ و پیش از رستمخانی یکی از حضار گفت : شما بنویسید هر دو ، و خیال همه را راحت کنید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:33  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

.

همكاري هاي رژیم باکو و ناتو، هدف ها و واقعيت ها


مقدمه  :

با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال 1991 م، پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) در يك شرايط و موقعيت جديد جهاني قرار گرفت. از يك طرف فلسفه وجودي خود را كه مقابله با توسعه و پيشروي سياسي و جغرافيايي شوروي و پيمان ورشو - بويژه به سمت اروپا - بود از بين رفته مي ديد و از سوي ديگر با حذف رقيب قدرتمندش عرصه را براي يكه تازي در دنيا مهيا و آماده مي پنداشت. در آن مقطع زماني، تلقي برخي ها اين بود كه ناتو فعاليت و ماموريت خود را پايان يافته اعلام خواهد كرد و پرونده عمر آن مختومه خواهد شد، چرا كه رقيب قدرتمند و عامل تهديد آن از بين رفته و از صحنه بازي حذف شده بود. ولي نه تنها اين امر اتفاق نيفتاد بلكه وسوسه يكه تازي و سلطه بر جهان، سرتاسر وجود اين سازمان نظامي را- به عنوان بازوي اجرايي آمريكا و غرب- فرا گرفت و ناتو به سمت باز تعريف اهداف و مقاصد خود و گسترش حيطه مانور و عمل خويش در مناطق مهم و استراتژيك دنيا حركت كرد
.

در موقعيت جديد جهاني و در دنياي عبور كرده از نظام دو قطبي، گسترش ناتو به سمت شرق به عنوان يكي از راهبرد هاي جديد اين پيمان تعريف شد و سازماندهي و هدف گذاري جديدي در ناتو شكل گرفت. در واقع، از قرائن موجود چنين استنباط مي شد كه طراحي جديد رهبران و اداره كنندگان پيمان آتلانتيك شمالي اين بود كه از ناتو به عنوان ابزار و وسيله تحقق جهان تك قطبي استفاده كرده و به يك هژموني مسلط بر دنيا تحت رهبري آمريكا دست يابند. هدف و گام اول در اين مسير، اروپاي شرقي و حضور در آن بود كه زماني خط مقدم رويارويي دو بلوك قدرت به حساب مي آمد و هماوردي دو طرف در آن به نطقه اوج خود رسيده بود.. مرحله و قدم دوم دست اندازي به قفقاز جنوبي و آسياي مركزي بوده و هست كه امروزه به عنوان يكي از پروژه هاي در دست اجراي ناتو از آن ياد مي شود.

پروژه دست اندازي ناتو به اروپاي شرقي (به تعبير درست امروزي، شرق اروپا) تقريبا با موفقيت به پيش رفت و اين سازمان، غالب كشورهاي اين حوزه را به عضويت پذيرفته و تحت پوشش خود قرار داد. گام دوم پيشروي ناتو به سمت شرق كه هم اكنون مرحله به مرحله در حال اجرا و عملياتي شدن است، جمهوري هاي قفقازو اوكراين مي باشد كه امروزه از پرونده هاي باز و در دست اقدام شوراي ناتو و كميته هاي تصميم گيري و اجرايي آن است. اوكراين و گرجستان چندي است كه طرح و تقاضاي عضويت خود را به ناتو ارائه داده اند و همانطور كه اعلام شد در آخرين اجلاس اين سازمان در بخارست روماني، پذيرش عضويت آنها با تاكيد بر پيگيري در آينده، به تعويق افتاد.

در تداوم روند مورد بحث، در منطقه مهم و استراتژيك قفقاز جنوبي، آذربايجان كشوري است كه در معرض توجه ناتو قرار دارد و رهبران اين جمهوري نيز سالهاست كه ضمن ارتباط با اين سازمان، به شكل هاي مختلف با آن همكاري دارند.

نوع و سطح همكاري باكو و ناتو

تماس و ارتباط رهبران باكو با ناتو در زمان رياست جمهوري ابوالفضل ايلچي بيگ در سال 1992م آغاز شد. ولي شروع همكاري عملي دولت باکو با ناتو در سال 1994 م و زماني كه حيدر عليف به تازگي روي كار آمده بود اتفاق افتاد. در آن سال، باکو به عضويت برنامه " مشاركت براي صلح "(1) ناتو در آمد و اين امر به نقطه آغازي براي همكاري دو طرف در قالب يك برنامه دسته جمعي تبديل شد. در تداوم روند اين همكاري ها، باکو و ناتو در سال 2006م وارد فاز همكاري دو جانبه شده و دو طرف با امضاي توافق نامه اي در بروكسل مقر دبير خانه ناتو، همكاري دو جانبه خود را نيز به موازات همكاري دسته جمعي در چارچوب " برنامه مشاركت براي صلح"، آغاز كردند.

چنانچه اشاره شد، مجموعا همكاري هاي ناتو و دولت باکو را در حال حاضر مي توان در دو رده زير دسته بندي كرد:


1 - همكاري در قالب برنامه " مشاركت براي صلح " با عضويت باكو در اين برنامه كه نوعي همكاري دسته جمعي به حساب مي آيد.

2-  همكاري دو جانبه بر اساس توافق امضاء شده ميان دو طرف.

محورها و موضوعات همكاري ناتو و باکو در قالب بند اول عبارتند از:

-
آموزش نيرو هاي نظامي باکو مطابق با استانداردهاي ناتو

 -
شركت نيرو هاي باکو در تمرينات و مانورهاي ناتو

-
استفاده ارتش دولت علی اف از فناوري هاي نظامي و دفاعي ناتو

-
شركت نيرو هاي ارتش باکو در برنامه ها و فعاليت هاي صلح باني ناتو

در قالب محور اول همكاري ها كه آموزش نيرو هاي نظامي ارتش باکو است، دوره هاي آموزشي و كلاس هاي تدريس متعددي تاكنون برگزار شده و تعدادي از نيرو هاي باکو در آنها شركت كرده اند.

يكي ديگر از نمونه ها و موارد همكاري دسته جمعي دو طرف كه ذيل " برنامه همكاري براي صلح" تعريف شده است، اعزام نيرو هاي صلح بان ! به مناطق درگيري و جنگ مي باشد. از زماني كه باكو همكاري خود را با ناتو در قالب اين برنامه شروع كرده، سربازان و نيرو هاي صلح بان اين جمهوري به سه كشور جنگ زده صربستان ( كوزوو )، افغانستان و عراق اعزام شده و زير نظر فرماندهان ناتو به انجام ماموريت هاي محوطه اقدام كرده اند.) ( بعد از استقلال کوزوو ، باکو نیروهای خود را از کوزوو خارج کرد. مدل کوزوو به عنوان الگویی برای  رسمیت یافتن استقلال جمهوری قره باغ در جهان مطرح شده است )

سربازان صلح بان اعزامي باکو به كوزوو و افغانستان با توجه به تعداد كم آنها در تركيب نظاميان تركيه قرار گرفته و وارد عمل شدند ولي اين نيروها در عراق كه بر اساس اخبار منتشره حدودا 150 نفر هستند، تحت فرماندهي مستقيم آمريكا به ماموريت مي پردازند.

نكته اي كه در اين قسمت از بحث لازم به اشاره است، صحبت هايي است كه هر از گاهي پيرامون پيوستن دولت باکو به ناتو به عنوان عضو دائم مطرح مي شود. مقامات باکو بار ها در اين خصوص اظهار نظر كرده و مسئله عضويت كشورشان در ناتو را رد كرده اند و اعلام نموده اند كه باكو در شرايط فعلي چنين قصدي ندارد و به همكاري هاي فعلي( دو جانبه و در چارچوب برنامه مشاركت براي صلح ) اكتفا مي كند. ولي با اين حال به نظر مي رسد در چشم انداز آينده اين همكاري ها، ولو در دراز مدت امكان تحقق چنين امري وجود دارد و هر دو طرف از انگيزه هاي لازم براي اين كار برخوردارند.

اهداف باكو از همكاري با ناتو

با بررسي كارشناسي تحولات سياسي و امنيتي قفقاز ( سرزمینهای جدا شده از ایران با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای )  در طي 17 سالي كه از استقلال جمهوري هاي واقع شده در آن مي گذرد و با عنايت به چالش ها و بحرانهايي كه ایران شمالی در طول اين سالها با آنها دست به گريبان بوده و همچنان هست، مي توان اهداف باكو از تمايل به ناتو و همكاري با آن را در سه محور زير مورد توجه و ارزيابي قرار داد:

1- تلاش براي حل مشكل قره باغ

هنوز فروپاشي اتحاد جماهير شوروي صورت نگرفته بود كه مناقشه قره باغ شروع شد و همزمان با استقلال ایران شمالی و پیدایش دولت باکو، به يك بحران دامنگير تبديل گرديد. اين مناقشه در سال هاي 1992 تا 1994م به يك جنگ تمام عيار مبدل شد و ادامه اين داستان با همه فراز و فرودش تا به امروز جريان دارد. دولتمردان باكو براي حل مشكل قره باغ فعالیتهایی از خود نشان داده اند  كه جهت گيري عمده آن توسل به غرب و تلاش در جهت جلب كمك و حمايت قدرت هاي غربي و صهیونیسم جهانی بود. در ميان مجموعه اين تلاش ها براي فائق آمدن به بحران قره باغ، شايد اميد بستن به ناتو در درجه اول اهميت قرار داشته باشد. جداي از اينكه اين رويكرد چقدر به كمك باکو آمده يا اصلا نيامده (به اجمال اشاره خواهد شد ) ممکن است  يكي از اهداف همكاري باكو با ناتو استفاده از اين اهرم براي گشودن گره كور اين مناقشه مي باشد.

2-  جهت گيري غرب گرايانه

باکو  پس از كسب استقلال، با هدف ايجاد يك نظام و ساختار سياسي، اقتصادي و فرهنگي جديد، مدل و الگوي غرب را انتخاب كرد و تلاش نمود تا با فاصله گرفتن از مسكو در اين زمينه ها، چهره اي غربي از خود ارائه نمايد. اين امر بوضوح در قانون اساسي بعد از استقلال كه در سال 1995م نوشته و به همه پرسي گذاشته شد نمايان است و عملكرد رهبران و دستگاههاي اداري اين جمهوري نيز آن را نشان مي دهد. در این قانون اساسی ننگین " اسلام " به عنوان دین رسمی معرفی نشده و از حکومت به عنوان حکومتی لاییک نام برده شده است. در سال 1374/ 1995 اسلامگرایان ایرانی شمالی علیه این قانون ننگین تظاهرات کردند . در تبریز نیز تظاهرات گسترده ای توسط مردم به عمل آمد . مردم تبریز تدوین قانون اساسی ضد دینی توسط حیدر علی اف را اقدامی برای جدایی معنوی ایران شمالی از وطن اصلی ( ایران ) دانستند.

تلاش براي پيوستن به ساختار هاي غربي نظير پارلمان اروپا، سازمان امنيت و همكاري اروپا و نيز همكاري با ناتو در اين راستا قابل تحليل و ارزيابي است. پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) به عنوان نماد قدرت و توسعه نظامي و امنيتي غرب، مورد توجه رهبران باكو است و آنان سعي مي كنند از طريق همكاري با اين سازمان نظامي- امنيتي غربي، تمايلات غربگرايانه خود را نشان دهند.


اهداف ناتو

ایران شمالی  قبل از آنكه في نفسه و به تنهايي براي ناتو يك هدف محسوب شود، يكي از حلقه هاي زنجيره گسترش آن سازمان به سمت شرق بشمار مي رود. ترديدي نيست كه اين جمهوري نوپا، شرايط و ويژگيهايي دارد كه نسبت به خيلي ديگر از كشور هاي منطقه از اهميت و حساسيت زيادي براي ناتو برخوردار است و مي تواند انگيزه اي باشد تا اين سازمان بتدريج و گام به گام ارتباط و همكاري خود را با باكو افزايش دهد.

از ويژگيها و شرايط مهم ایران شمالی موارد زير قابل اشاره است:

1- داشتن ذخاير نفت و گاز قابل توجه

2- قرار گرفتن در حاشيه درياي مازندران  و داشتن سواحل طولاني با آن
3-  همسايگي با فدراسيون روسيه

4 -  همسايگي و داشتن مرز هاي طولاني با ايران

5 -پل ارتباطي قفقاز با آسياي مركزي از طريق درياي مازندران


شرايط و ويژگيهاي فوق براي تشكيلاتي نظامي- امنيتي مثل ناتو، اهميت فوق العاده اي دارد و چنين سازماني حتي با وجود يكي از اين ويژگيها، مي تواند انگيزه كافي براي حضور در كشور دارنده اين موقعيت استراتژيك را داشته باشد.

چنانچه اشاره شد در چارچوب پروژه پيش روي ناتو به سمت شرق، ایران شمالی  مي تواند به عنوان يك حلقه واسط عمل كرده و نقش خود را در محور ها و موارد زير ايفا نمايد:

-
كنترل و مهار بيش از پيش روسيه با استفاده از اراضي اين كشور توسط ناتو

-
حضور ناتو در درياي مازندران  با استفاده از سواحل ایران شمالی

-
فشار بيشتر به جمهوري اسلامي ايران( با توجه به اينكه قلمرو تحت حاکمیت دولت وابسته باکو  مرز هاي طولاني با ایران  دارد)

-
تسلط و اشراف بيش از پيش به آسياي مركزي( از طريق ایران شمالی و درياي مازندران ) و رسيدن به مرز هاي چين از طريق اين منطقه

-
و نهايتا كمك به آمريكا و غرب در راستاي تحقق هژموني جهاني با استفاده از ابزار ناتو

ملاحظات

1-  به نظر مي رسد 14 سال همكاري با ناتو دست آورد قابل توجهي براي باكو نداشته و اين كشور به هدف مهم خود از همكاري با اين سازمان نظامي - امنيتي كه همان استفاده از موقعيت و توانمندي هاي ناتو براي حل مشكل قره باغ و آزادي اراضي اشغالي خود بود، دست نيافته است.

2- همكاري دولت باکو  با ناتو عملا به جاده اي يك طرفه تبديل شده كه در آن فقط ناتو است كه اهداف خود را پيگيري مي كند و اين سازمان توجهي به خواسته ها و اهداف همكار و طرف مقابل خود ندارد.

3- حضور ناتو در ایران شمالی  در همين حدي هم كه هست، موجب ناخرسندي و نگراني برخي از همسايگان اين كشور بويژه ايران و روسيه شده است و جا دارد سران باكو به مصالح و منافع همسايگان نزديك خود نيز توجه بيشتري داشته باشند.

4 - در صورت پيوستن باكو به ناتو بصورت عضو دائم، شرايط سياسي و امنيتي منطقه، بيش از پيش ملتهب و بحراني خواهد شد و تبعات ناشي از اين امر در مجموع به سود كشور هاي منطقه رقم نخواهد خورد چراكه ناتو معمولا ملاحظه ديگران را نمي كند و فقط بدنبال اهداف يك طرفه خود است.

5-  بر خلاف تصور بعضي ها كه حضور ناتو در منطقه را هم تهديد مي دانند و هم فرصت، چنين تحليلي با واقعيت هاي موجود سازگاري ندارد و با توجه به اينكه ناتو تحت رهبري و هدايت آمريكاست و در درجه اول نيز اهداف و مقاصد نظامي و امنيتي را تعقيب مي كند، نمي تواند براي كشور هاي مستقل منطقه فرصت به حساب آيد.

نويسنده: سيدرضا ميرمحمدي

پي نوشت ها:

1- "parthner for peace "

2-
برآورد استراتژيك آذربايجان ( اقتصادي- نظامي )، ج 2، موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر، تهران، 1385، ص445

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:7  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

توقيف محموله نيروگاه بوشهر توسط دولت باکو

 و اعتراف دیپلمات امریکایی به حضور در مرزهای ایران شمالی

 

احمد کاظمی

 

شان مك كورمك، سخنگوي وزير امور خارجه آمريكا اخيراً بر لزوم حل و فصل مسئله توقيف محموله ارسالي روسيه براي نيروگاه اتمي بوشهر ميان باكو و مسكو تاكيد كرد.

وي در گفتگو با خبرنگاران اعلام كرد: ضرورت ايجاب مي‌كند كه باكو و مسكو مشكل انتقال محموله ارسالي روسيه براي نيروگاه اتمي بوشهر را كه از تاريخ 29 مارس در ناحيه مرزي آستاراي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) توقيف شده است، هر چه سريعتر برطرف كنند.

مك كورمك افزود: آمريكا هيچ مدركي كه دال بر حمل اين محموله برخلاف مفاد قطعنامه شوراي امنيت باشد، در دست ندارد.

در عين حال در پي افشاگري برخي رسانه‌هاي باكو مبني بر مداخله آمريكا و رژيم صهيونيستي در توقيف محموله ارسالي روسيه به ايران، جاناتان هنيك، سرپرست روابط عمومي سفارت آمريكا در باكو منكر هرگونه دخالت كشورش در توقيف محموله ارسالي روسيه به نيروگاه اتمي بوشهر در مرز آستارا شد.

وي در گفتگويي گفت: « هر چند واشنگتن به هيچ نحوي در مسئله اخير بين مسكو و باكو نقشي ايفا نكرده است، اما به صراحت مي‌گويم آمريكا در حراست از مرزهاي جغرافيايي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) براي جلوگيري از قاچاق مواد مخدر و عبور احتمالي مواد و تجهيزات هسته‌اي، اين كشور را ياري مي‌كند.»

( اعتراف ديپلمات آمريكايي به حضور آمريكايي‌ها در حراست از مرزهاي ايران شمالي جالب است. از مدتها پيش اخباري دربارة استقرار پايگاههاي كوچك آمريكايي در مناطق مرزي ايران شمالي منتشر شده است. اين در حالي است كه آمريكا چندي پيش در سازمان‌ ملل، به تماميت ارضي ايران شمالي رأي منفي داد و به عبارتي، قره‌باغ را جزو ايران شمالي ندانست!»

گفتني است محموله عايق‌هاي حرارتي نيروگاه بوشهراز 29 مارس تا 30 آوريل در گمرك آستاراي ايران شمالي توقيف شد. اگرچه دولت باكو نهايتاً پس از اعتراض‌هاي روسيه مجوز عبور اين محموله را صادر كرد اما همچنان دلايل اين موضوع در كانون توجه محافل سياسي قرار دارد.

توقيف اين محموله زماني صورت گرفت كه جفري روبن، معاون وزير امور خارجه آمريكا يك روز قبل به باكو سفر كرده بود. برخي مطبوعات باكو فاش ساختند كه در ديدار روبن با مقامات باكو در خصوص سناريو توقيف اين محموله كه براساس مقررات بين‌المللي اسناد آن آماده شده و به تأييد بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نيز رسيده است، مذاكره شده است.

براساس سناريو مورد نظر آمريكا، دولت باكو به بهانه مشخص نبودن اسناد گمركي و سپس به بهانه احتمال مغايرت اين محموله با قطعنامه‌هاي شوراي امنيت آن را در گمرك آستارا توقيف مي‌كند و در عوض آمريكا نيز ضمن كاهش حمايت خود از مباحث مربوط به اعتصاب غذاي روزنامه‌نگاران، در انتخابات آينده رياست جمهوري در ايران شمالي از ادعاهايي نظير تخلف گسترده در انتخابات را مطرح نمي‌سازد.

در ناپختگي اين سناريو همين بس كه به محض ادعاي مقامات باكو مبني بر كامل نبودن اسناد گمركي و لزوم صدور اجازه ويژه براي اين محموله اين سئوال در افكار عمومي ايران شمالي مطرح شده است كه اگر به راستي اسناد اين محموله مشخص نبوده و يا به اجازه ويژه احتياج داشته است، چرا دولت باكو اجازه داده اين محموله از مرز روسيه و از گمرك خاچماز وارد خاك ايران شمالي شود و بعد از طي صدها كيلومتر، در مرز ايران و در آستارا توقيف شود؟ آيا قوانين تنها در برخي گمرك‌هاي دولت باكو اجرا مي‌شود و يا اينكه ادعاي كامل نبودن اسناد همانطوري كه شركت روسي اتم استروي اكسپورت گفته است، دروغ بوده است؟

در اين ميان اظهارات مستند مقامات روسي و مجبور شدن‌شان مك كورمك به اذعان به اين واقعيت كه آمريكا هيچ مدركي كه دال بر حمل اين محموله برخلاف مفاد قطعنامه شوراي امنيت باشد، در دست ندارد، هر چه بيشتر دولتمردان باكو را كه به آمريكائيها اعتماد كرده بودند در تنگنا قرار داد، چه اينكه خضر ابراهيم، سخنگوي وزارت خارجه باكو در اظهارات مدعي شده بود كه مسئله مغايرت اين محموله با قطعنامه‌هاي تحريمي بايد بررسي شود. حال آنكه نيروگاه بوشهر و محموله‌هاي آن در فهرست قطعنامه‌هاي تحريمي شوراي امنيت نيست، ضمن اينكه با توجه به تاكيد آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران و پاسخ دادن تهران به تمام سئوالات آژانس، صدور اين قطعنامه‌ها غيرحقوقي و سياسي بوده است.

از سوي ديگر اساساً شش ماه پيش، الهام علي‌اف با حمايت از فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران تاكيد كرده بود كه قطعنامه‌ها تاثيري بر مناسبات تهران ـ باكو نخواهد گذاشت.

واقعيت اين است كه نگاهي به تاريخ انتخابات در ايران شمالي نشان مي‌دهد كه ماههاي قبل از انتخابات در اين كشور نوعي فرصت مغتنم براي كشورهاي غربي به ويژه آمريكاست تا بتوانند امتيازات مورد نظر خود را از باكو اخذ كنند.

اين در شرايطي است كه با توجه به اقدامات متعدد كشورهاي غربي عليه ايران شمالي از جمله خودداري آمريكا از دادن راي مثبت به تماميت ارضي اين كشور در مجمع عمومي سازمان ملل، مردم ايران شمالي خواهان پرهيز از اقدامات تنش‌زايانه و گامهاي دولت باكو براي همگرايي منطقه‌اي بدون دخالت بيگانگان هستند. از اين رو نيز مردم ايران شمالي با استقبال از اقدام دولت باكو در صدورمجوز ارسال محموله نيروگاه بوشهر، انتظار دارند در سفر آتي الهام‌علي‌اف به ايران گامهاي گسترده‌اي براي توسعه مناسبات دو كشور دوست و همسايه برداشته شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:0  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

صهيونيسم و پان  ترکیسم در" باغ دوستی "باکو

 

 

دکتر محمود خرمی

 

در آستانة سالروز اعلام موجوديت اسراييل كه رسانه‌هاي جهان از آن به عنوان «‌ روز نكبت» ياد مي‌كنند، قرار است يكي از پاركهاي باكو طي مراسمي با حضور سفير رژيم صهيونيستي در اين شهر و مقامات دولتي و شهرداري باكو به نام «‌ باغ دوستي اسراييل» نامگذاري شود. انتشار اين خبر و نيز احتمال اعزام هياتي از سوي دولت باكو به فلسطين اشغالي براي شركت در مراسم « روز نكبت »‌ بار ديگر روابط باكو با رژيم صهيونيستي كانون توجه قرار داده است.

با فروپاشي شوروي و با روي كار آمدن ابوالفضل ايلچي‌بيگ در باكو، روابط رسمي رژيم صهيونيستي با دولت باكو آغاز شد و در حالي كه هنوز سفارتخانة‌  بسياري از كشورهاي اسلامي در باكو گشايش نيافته بود، با مجوز ايلچي‌بيگ، رژيم صهيونيستي سفارتخانة‌ خود را در باكو گشود و پرچم منحوس خود را در قلب اين شهر شيعه‌نشين به اهتزاز درآورد.

مقامات جبهة خلق ( حزب تحت رياست ايلچي‌بيگ) در توجيه روابط گرم خود با رژيم اشغالگر قدس اظهار مي‌داشتند كه مي‌خواهند از رقابت بين قدرت جهاني ارمني و يهودي به نفع خود بهر‌برداري كرده و با استفاده از نفوذ صهيونيسم جهاني در مراكز بين‌المللي، مسأله قره‌باغ را حل كنند!؟ امّا كارشناسان و تحليل‌گران مستقل سياسي، روابط گرم باكو ـ تل آويو را ناشي از ماهيت لائيك و ضداسلامي دولت باكو، پيوند ميان انديشة‌ پان‌تركيسم ( پان آذريسم) و صهيونيسم ( نژادپرستي يهودي) و اهداف مشترك اين دو انديشه مي‌دانند. صهيونيست‌ها مدعي هستند كه نياكان آنها، تركهاي قفقاز و سواحل خزر هستند كه بعدها به اروپا و .... كوچ كرده‌اند!

در دورة‌ زمامداري حيدرعلي‌اف كه حدود ده سال به طول انجاميد، روابط باكو ـ تل آويو گسترده‌تر شد، با اين حال حيدرعلي‌اف كه سياستمدار سابقه‌داري بود، اجازه نمي‌داد صهيونيست‌ها برخي اقدامات تبليغي حساسيت‌برانگيز در باكو انجام دهند. اما بعد از درگذشت حيدرعلي‌اف، رژيم صهيونيستي اقدامات تبليغي ـ فرهنگي گسترده‌اي را با كمك برخي مقامات باكو انجام داد كه از آن جمله مي‌توان به گشايش دفتر نمايندگي خبرگزاريهاي « ليدر» و « آپا» ( كه هر دو به دولت وابستگي دارند) و گشايش دفتر نمايندگي برخي شبكه‌هاي تلويزيوني باكو در فلسطين اشغالي اشاره كرد. ارتباط بسيار نزديك ميان « كميته جهاني آذري‌هاي دولت باكو» با رژيم صهيونيستي نيز قابل توجه است، سال گذشته باكو و تل‌آويو با برگزاري مراسمي در فلسطين اشغالي، تشكلي به نام « مجمع بين‌المللي آذربايجان ـ اسراييل» را تأسيس كردند، رژيم صهيونيستي با هماهنگي دولت باكو « كنگره يهوديان آذري» را تحت عنوان « كنگرة آذربايجاني‌هاي خاورميانه!» تشكيل داد. بعد از درگذشت حيدرعلي‌اف، براي نخستين بار يك يهودي صهيونيست به عنوان نماينده پارلمان باكو تعيين شد كه نقش گردانندة لابي اسراييل در پارلمان باكو را بازي مي‌كند. همچنين هيأتهاي زيادي از سازمانهاي صهيونيستي آمريكا و ساير نقاط در باكو حضور يافتند. اينگونه اقدامات تبليغي كه آشكارا بيانگر پيوندهاي نزديك ميان ايدة پان‌تركيسم ( پان آذريسم) و دولت باكو با صهيونيسم و رژيم اشغالگر قدس است، از سوي اسراييل و در راستاي نفوذ فرهنگي ـ سياسي در جامعة شيعيان قفقاز جنوبي انجام مي‌شود.

گشايش « باغ دوستي اسراييل» كه طي مراسمي روز 19 ارديبهشت 1387 در باكو انجام خواهد شد، اقدامي در تداوم طرحهاي تبليغي ـ فرهنگي دولت صهيونيستي است. جالب اين كه روز 19 ارديبهشت، سالروز سقوط شهر شيشه (شوشا) در جنگ قره‌باغ مي‌باشد. برخي از تشكلهاي فعال باكو مانند « تشكل آزادي قره‌باغ » با انتشار بيانيه به گشايش « باغ دوستي اسراييل » اعتراض كردند، اما سفير اسراييل گستاخانه از اعتراض‌كنندگان خواست كه در روز موعود به درختكاري در « باغ دوستي اسراييل» بپردازند!؟

گسترش روابط دولت باكو با رژيم صهيونيستي در حالي است كه اين رژيم، رژيمي جعلي و تحميلي بر منطقه است كه ساكنان آن نيز از نقاط مختلف جهان جمع‌آوري شده و در فلسطين اشغالي اسكان يافته‌اند و علاوه بر اراضي فلسطين، هم‌ اكنون بخشي از اراضي سوريه و لبنان نيز در اشغال اين رژيم است. علاوه بر اينها، اسراييل مظهر و نماد تروريسم دولتي و نسل‌كشي است و نسل‌كشي مسلمانان فلسطين، فاجعه‌اي است كه از سالهاي قبل از تأسيس اسراييل (1327) آغاز شده و بيش از شصت سال است كه ادامه دارد. گسترش روابط باكو با رژيم اشغالگر قدس از يك سو، و از سوي ديگر همكاري باكو با اشغالگران افغانستان و عراق و اعزام نيروي نظامي به اين دو كشور براي كمك به اشغالگران، موجب شده است كه دولت باكو در جهان اسلام به عنوان « متحد اشغالگران » شناخته شود.

طي پانزده سالي كه از روابط رو به رشد رژيم صهيونيستي با باكو مي‌گذرد، اين روابط جز به نفع اسراييل نبوده است. البته بديهي است كه برخي از مقامات باكو از سفرة مالي صهيونيسم بهره‌مند شد و با دريافت مبالغ كلان براي گسترش رابطه با اسراييل اقدام كرده اند، پرداخت رشوه‌ براي مقامات سياسي كشورها جهت برقراري رابطه سياسي، از شيوه‌هايي است كه رژيم صهيونيستي از بدو تشكيل آن را به كار بسته است، چنانكه معروف است در زمان محمدرضا پهلوي نيز اسراييل با پرداخت 400 هزار تومان رشوه ـ كه نيم قرن قبل مبلغ سنگيني بود ـ به ساعد، نخست‌وزير وقت با دولت شاه رابطه سياسي برقرار كرد.

روابط يك طرفة دولت باكو با رژيم صهيونيستي در پيشبرد اهداف اين رژيم و صهيونيسم جهاني عليه اسلام و مسلمانان تأثير زيادي دارد، در حالي كه براي دولت باكو حاصلي جز بدنامي و نفرت در جامعه و جهان اسلام ندارد.

گشايش « باغ دوستي » اسراييل در قلب شهر شيعه‌نشين باكو، به معناي گشايش « دروازة دشمني »‌ با مسلمانان است. در حالي كه آينده رژيم صهيونيستي و موجوديت اسراييل، آينده‌اي تاريك و سرشار از مخاطره است، دولتي كه خردمندان سياسي در مديريت آن نقش داشته باشند، سرنوشت خود را با چنين رژيمي پيوند نمي‌زند. آيا كساني در عرصة مديريت باكو هستندكه مانند ساعد (نخست وزير شاه) در ازاي دريافت پول با اسراييل وارد معاملات سياسي شده‌اند؟

شناسايي اين افراد در پارلمان و دولت باكو كار دشواري نيست. اينها هستند كه « باغ دوستي صهيونيسم » را در باكو ايجاد مي‌كنند، باغي كه حاصلي جز خارهاي درشت و تيز براي رژيم اشغالگر قدس و سياست‌بازان يهودي پرور باكو نخواهد داشت.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:33  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

روز نكبت  و  روابط  باكو ـ تل آويو

 

دکتر محمود خرمی

 

سرزمینهای قفقازی ایران که با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای به اشغال روسیه در آمد ، بعد از فروپاشی شوروی به سه کشور تقسیم شد که اکثریت شیعیان این منطقه در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )هستند . این کشور کوچک اکنون به پایگاه صهیونیسم جهانی در قفقاز و همسایگی ایران تبدیل شده است...

 

روزي كه در جهان اسلام به «‌ روز نكبت »‌ مشهور است، يكي از شوم‌ترين و سياه‌ترين روزهاي تاريخ معاصر است. روز 26 ارديبهشت (15 ماه مي) يكي از فاجعه‌بارترين و خونين‌ترين طرحهاي استعماري و ضدبشري، پس از كشتار و آوارگي صدها هزار مسلمان بيگناه طي سالها به نتيجه رسيد و رژيم نامشروعي كه براي بشريت دستآوردي جز قتل و  ترور و رنج و مصيبت نداشته است، اعلام موجوديت كرد.

در 15 مي 1948 (1327 شمسي) موجوديت « اسراييل» اعلام شد، شكل‌گيري «‌اسراييل» به شيوة شكل‌گيري هيچ يك از كشورهاي جهان بجز « آمريكا» نبود، همانگونه كه تشكيل آمريكا با ورود مهاجران اروپايي و قتل و محو بوميان آغاز شد، اسراييل نيز با كشتار مسلمانان و در سرزميني متعلق به ساكنان آن ( فلسطين) تأسيس شد.

گرچه رژيم صهيونيستي در 1948، يك روز پس از خروج آخرين سرباز انگليسي از فلسطين تشكيل شد، اما اين اقدام زمينه‌ها و ريشه‌هايي داشت كه به گذشته‌ها و افكار پليد زرسالاران يهود و اروپايي باز مي‌گشت. زمينه‌سازي‌ها براي تشكيل اين رژيم به نيم قرن قبل از روز اعلام تشكيل اين رژيم يا « روز نكبت » باز مي‌گردد.

پس از برپايي نخستين كنگره صهيونيسم در سال 1896 در شهر بال سويس و تصويب تشكيل دولت يهود در سرزمين فلسطين، مهاجرت صهيونيست‌ها به اين سرزمين تحت حمايت استعمار، توسط سازمان جهاني صهيونيسم آغاز گرديد. چهار سال پس از اين تاريخ، سازمان جهاني صهيونيسم با هدف تسريع در روند مهاجرت يهوديان، شركتي تحت عنوان « صندوق ملي يهود »‌ تشكيل داد تا براي سكنا گزيدن يهود در فلسطين زمين بخرد. زمينهاي خريداري شده توسط اين صندوق، به عنوان دارايي غيرقابل انتقال مردم يهود محسوب مي‌شد. پس از پايان جنگ جهاني اول، مهاجران يهودي به سمت فلسطين روانه شدند. « آژانس يهود »‌ براي هماهنگ‌سازي و تسريع در روند مهاجرت يهوديان تشكيل شد.

با روي كار آمدن هيتلر در آلمان، نازيسم بهانه‌اي شد تا روند مهاجرت يهوديان به فلسطين شدت يابد، به گونه‌اي كه شمار يهوديان مهاجر ساكن در فلسطين تا سال 1948 به طرز فزاينده‌اي افزايش يافت، در حالي كه تنها 12 درصد از خاك اشغالي فلسطين در تصرف يهوديان بود. از اين زمان، خشونت‌ها و ستيزه‌گريها و وحشي‌گريهاي يهوديان آغاز گرديد. جنبش عزالدين قسام در اين دوران آغاز شد كه توسط انگليسي‌ها سركوب شد. در سال 1947 قطعنامه‌اي صادر شد و فلسطين به دو بخش يهودي و فلسطيني تقسيم شد. بلافاصله پس از اين قطعنامه 181، كشتارهاي خونين گروههاي ترور صهيونيستي آغاز شد. از سال 1947 تا مي 1948، چند كشتار وسيع بلده الشيخ، سعسع، الجليل، قطار قاهره، حيفا، دير ياسين و ناصرالدين توسط گروههاي ترور صهيونيستي از جمله هاگانا، اشترون انجام گرفت كه در اين قتل عام‌ها تعداد زيادي از فلسطيني‌ها اعم از مرد و زن و پير و جوان كشته شدند. تنها در كشتار «‌ديرياسين» كه توسط دو گروه ايرگون و اشترون انجام شد، 254 تن از افراد غيرنظامي كشته شدند. صهيونيستها يك روز بعد از خروج سربازان انگليسي از فلسطين، تشكيل رژيم صهيونيستي را اعلام كردند. و فلسطينيان اين روز را « روز نكبت »‌ ناميدند و از آن پس، « روز نكبت » به عنوان مفهومي از معناي « دولت اسراييل» در جهان شهرت يافت. چرا كه رژيم صهيونيستي، قبل از تأسيس و بعد از تأسيس حاصلي جز «‌نكبت» و مصيبت و كشتار و ترور براي بشريت بخصوص مسلمانان نداشته است و تنها در طي روزهاي منتهي به 15 مي 1948 حدود يك ميليون نفر از اهالي مسلمانان فلسطين براي گريز از مرگ و گلوله‌هاي تروريست‌هاي سازمان‌يافته يهودي كه از حمايت انگليس و محافل يهودي اروپا برخوردار بودند، ناچار خانه و كاشانة خود را ترك و به كشورهاي همجوار پناهنده شدند، و با گذشت شصت سال از « روز نكبت» و اعلام موجوديت رژيم صهيونيستي، هنوز هم صدها هزار فلسطيني در اردوگاهها زندگي مي‌كنند و شمار آوارگان به چهار ميليون نفر رسيده است. به عبارتي صدها هزار خانواده مسلمان فلسطيني عمر خود را در چادرها سپري كرده‌اند و اين آوارگي چندين نسل ادامه يافته است. «‌دولت اسراييل» كه دولتي غيرطبيعي و جعلي است، از بدو تشكيل با بحران مشروعيت و بحران ارتباط با جهان اسلام و حتي كشورهاي غيراسلامي مواجه بوده است. اكثريت دولت‌هاي جهان بخصوص دولت‌هاي اسلامي دولت و كشوري به نام اسراييل را به رسميت نمي‌شناختند و هنوز هم تعداد زيادي از  كشورهاي جهان با اسراييل روابط سياسي ندارند. يكي از مهم‌ترين اقدامات سياسي ـ تبليغي دولت اسراييل و سازمانهاي صهيونيستي جهان، اين است كه با گراميداشت روز 15 مي به عنوان « سالروز تأسيس اسراييل » و برپايي مراسمها و سمينارهاي مختلف وانمود كنند كه اسراييل هم مانند كشورهاي عادي و قانوني جهان، روزي به نام « روز تأسيس» يا «‌روز استقلال!» دارد!

رژيم اشغالگر قدس و سازمانهاي صهيونيستي، طي سالهاي گذشته همواره تلاش كرده‌اند تا در كشورهايي كه با اسراييل رابطه دارند، در اين روز مراسمي برگزار كنند و به صورت گسترده اخبار و مطالب مربوط به « روز نكبت» را از طريق شبكه‌هاي تلويزيوني و رسانه‌هاي وابسته منتشر سازند تا براي موجوديت نامشروع اسراييل از طريق فريب افكار عمومي « مشروعيت سازي» نمايند.

ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) يكي از كشورهايي است كه به دلايل متعدد از جمله شيعه بودن مردم و همجواري آن با ايران به شدت در كانون توجه و دقت دولت اشغالگر قدس و سازمانهاي صهيونيستي جهان است. حتي مدتي پيش از فروپاشي شوروي، صهيونيست‌ها تلاش خود را براي نفوذ در بين مردم و دستگاههاي دولتي ايران شمالي آغاز كردند.

ابوالفضل علي‌اف ( مشهور به ابوالفضل ايلچي‌بيگ) كه يكي از پان‌تركيست‌هاي ضداسلامي و ضدايراني بود، اندكي بعد از فروپاشي شوروي با حمايت آمريكا، اسراييل و تركيه در باكو قدرت را به دست گرفت و روابط بسيار نزديكي با رژيم صهيونيستي برقرار كرد. پان‌تركيسم كه ايلچي‌بيگ به شدت به آن وابسته بود، ذاتاً انديشه‌اي ضداسلامي و صهيونيستي است كه بنيانگذاران و نظريه‌پردازان اصلي آن ( مانند آرمينيوس وامبري) يهودي بوده‌اند. نزديكي تفكر پان‌تركيسم ـ صهيونيسم و در كنار آن ديگر حلقه‌هاي مشترك فكري دولت باكو با اشغالگران قدس ( مانند ضديت با اسلام و تشيع، ضديت با ايران، لزوم ترويج ايده‌هاي انحرافي مانند پان‌آذريسم درميان شيعيان آذري) باعث شدكه روابط دولت باكو با اشغالگران قدس روز به روز گسترده شود. در حالي كه هنوز سفارت‌خانه دولت باكو در بسياري از كشورهاي اسلامي و نيز سفارتخانه‌هاي بسياري از كشورهاي اسلامي در باكو گشايش نيافته بود، صهيونيست‌ها با كمك ايلچي بيگ سفارتخانة خود را در باكو گشودند و پرچم منحوس صهيونيسم را در قلب شهر مسلمان‌نشين باكو به اهتزاز درآوردند.

ايلچي‌بيگ و ساير مقامات حزب پان‌تركيستي جبهة خلق (حزب حاكم وقت) دربارة امتيازدهي‌هاي خود به اشغالگران قدس و توجيه نفوذ صهيونيسم درايران شمالي از جمله گشايش سفارتخانة صهيونيستي در باكو مي‌گفتند: « در دنيا دو نيروي قدرتمند وجود دارد كه عبارتند از لابي جهاني ارمني و لابي جهاني يهودي. ما براي مقابله با ارمنستان و گرفتن قره‌باغ بايد با لابي يهودي اسراييل ارتباط نزديكي داشته باشيم و به آنها امتياز بدهيم. چند ماه نخواهد گذشت كه با كمك‌هاي سياسي و نظامي اسراييل و يهودي‌هاي جهان، قره‌باغ را خواهيم گرفت و حتي ممكن است ايروان (پايتخت ارمنستان) را نيز تصرف كنيم...»

بعد از ايلچي‌بيگ، حيدرعلي‌اف به قدرت رسيد. حيدرعلي‌اف كه بيش از نيم قرن از عمر خود را در راه بسط و گسترش كمونيسم و مبارزه با دين اسلام سپري كرده بود، روابط با اسراييل را بيش از پيش گسترش داد. از آغاز دوره حاكميت حيدر‌علي‌اف بر ايران شمالي ( از سال 1993 تا 2003 يعني از 1372 تا 1382) روز به روز نفوذ صهيونيسم در ايران شمالي بيشتر شد. حيدرعلي‌اف نيز در توجيه روابط با رژيم اشغالگر قدس اظهار مي‌داشت كه: «‌ با كمك ( ‌لابي جهاني يهود ) كه از نفوذ گسترده‌اي در اروپا و آمريكا برخوردار است، بدون شليك يك گلوله ارمنستان را شكست خواهيم داد و به زودي مناقشة قره‌باغ حل خواهد شد!»

در دوره حاكميت حيدرعلي‌اف و پس از آن، هر سال سفارتخانة رژيم صهيونيستي در باكو مراسمي به مناسبت « روز نكبت» برگزار مي‌كند كه در آن جمعي از مقامات باكو و سران احزاب ضداسلامي حضور مي‌يابند، در سال 1377 (1998) سفارت دولت اشغالگر قدس مراسمي را در باكو به مناسبت «‌ روز نكبت» و پنجاهمين سال تأسيس رژيم خون و ترور برپا كرد. در اين مراسم حيدرعلي‌اف نيز شركت كرد و طي سخنراني خود مردم شيعه و مسلمان ايران شمالي را با يهوديان اشغالگر و خونريز مقايسه كرد و گفت: «‌ همانگونه كه يهوديان پراكنده عاقبت موفق شدند دولت خود را تأسيس كنند، مردم جمهوري آذربايجان نيز پس از صدها سال توانستند دولت خود را به وجود آورند.»

مقايسه كردن مردم مسلمان و شيعة ايران شمالي با صهيونيست‌هاي جنايتكار و اشغالگر در حالي بود كه مردم ايران شمالي در طول تاريخ مردمي بدون دولت نبودند، اين مردم شيعه چه در دورة صفويه، چه در ادوار ديگر تاريخ ايران تا زمان فتحعلي شاه همواره اتباع دولت شيعي ايران بودند و پس از انعقاد قراردادهاي شوم گلستان و تركمانچاي تحت اشغال روسيه به حيات خود ادامه دادند...

حيدرعلي‌اف به مناسبت‌هاي گوناگون از جمله اعياد يهودي، روز تأسيس رژيم صهيونيستي و يا كشته شدن عده‌اي صهيونيست در عملياتهاي مجاهدان فلسطيني، پيامهاي تبريك و تسليت خطاب به مقامات اسراييلي و يهوديان صادر مي‌كرد كه هر يك از اين پيامها سندي سياه در كارنامة‌ دولت باكو است. الهام‌علي‌اف هنگامي كه به قدرت رسيد، تحت تأثير عوامل مختلف از جمله روابطي كه از زمان ايلچي‌بيگ با اسراييل ادامه داشت و فشارهاي خارجي و افراد نفوذي صهيونيست، روابط با صهيونيسم را ادامه داد. طي سالهاي گذشته نفوذ صهيونيسم در ايران شمالي در زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي گسترش يافته است. الهام‌علي‌اف نيز به هر بهانه‌اي براي يهودي‌ها و صهيونيست‌ها پيام تبريك صادر مي‌كند. وي كه تاكنون درباره اعياد اسلامي مانند عيد اضحي (قربان) پيام تبريكي صادر نكرده است، به مناسبت عيد يهودي‌ها تبريك صادر مي‌كند. در نمونه‌اي از پيام تبريك وي به تاريخ 14 سپتامبر 2004 كه در روزنامة خلق ( وابسته به دولت) در تاريخ 26/6/83 منتشر شده، عيد « روشها شانا» را به عنوان عيد قديمي به يهوديها تبريك مي‌گويد و ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) را «‌ وطن مادري يهوديها » مي‌نامد و مي‌نويسد: « ‌افتخار مي‌كنم كه بگويم در طول تاريخ يهودستيزي در جمهوري آذربايجان وجود نداشته و كشورمان در طول اعصار به محل زندگي امن و وطن مادري يهوديان تبديل شده است» !؟ الهام‌علي‌اف در پيام سياه خود ادامه مي‌دهد: «‌ در حال حاضر، سازمانها، بنيادهاي اجتماعي و خيريه، كنيسه‌ها و مدارس يهودي زيادي در كشور فعاليت مي‌كنند.»!؟ بعيد به نظر مي‌رسد كه اين پيام توسط رييس دولت باكو نوشته شده باشد و ممكن است متن چنين پيامي را برخي نفوذي‌هاي صهيونيست‌ها نوشته و به نام الهام‌علي‌اف منتشر كرده‌اند!

رسانه‌هاي دولتي باكو نيز در اجراي سياست‌هاي دولت، فلسطيني‌ها و لبناني‌هايي را كه از وطن و دين و موجوديت خود دفاع و با اشغالگري مبارزه مي‌كنند، تروريست مي‌نامند...

دو سال قبل، خبر « برگزاري كنگرة جهاني يهوديان» در باكو از طريق رسانه‌ها منتشر شد و مسلمانان را در بهت و حيرت فرو برد. به راستي آيا همانگونه كه الهام‌علي‌اف در تبريك نامة خود نوشته بود، ايران شمالي و باكو « وطن مادري» يهوديان جهان است كه مي‌خواهند كنگرة يهوديان جهان را در اين شهر برگزار كنند؟ اين خبر موجي از اعتراض و نارضايتي در بين مردم مسلمان ايران شمالي برانگيخت و دولت باكو ناچار به لغو كنگره يهوديان جهان شد، اما اسراييلي‌ها هر سال مراسم « روز نكبت» را در باكو برگزار مي‌كنند.

امسال روز نكبت « 26 ارديبهشت» با شصتمين سال تأسيس دولت اشغالگر مصادف است. دولت صهيونيستي كه حاصل تلاشهاي شصت سالة خود براي ترسيم « تصويري شكست‌ناپذير و واقعيتي محونشدني» در جنگ سي و سه روزه با حزب‌الله لبنان از دست داده است، و حتي بعد از جنگ سي و سه روزه بسياري از يهوديان ساكن در فلسطين اشغالي نيز به ترك اين سرزمين اقدام كرده‌اند و موجوديت اسراييل در آينده در هاله‌اي از ابهام و ترديد و يأس قرار گرفته است، از ماهها پيش تلاشهاي زيادي را براي برگزاري گستردة مراسم « روز نكبت» و «‌ بازسازي رواني يهوديها» و انجام يك عمليات رواني ـ تبليغي و سياسي آغاز كرده است، دولتهايي كه حامي رژيم صهيونيستي و شريك جنايات اين رژيم هستند، در تلاش اسراييل براي برگزاري « روز نكبت» همكاري مي‌كنند.

دولت صهيونيستي براي ترميم خسارتهاي رواني و سياسي ناشي از جنگ سي و سه روزه و شكست در برابر حزب الله لبنان، درصدد است، مراسم « روز نكبت» را با حضور رؤساي برخي دولت‌ها در « تل‌آويو» برگزار كند. رسانه‌ها از تلاش دولت صهيونيستي براي حضور رؤساي 20 دولت در مراسم « روز نكبت» خبر داده‌اند كه از اين 20 تن تاكنون فقط اسامي جورج بوش، ساركوزي ( رييس جمهور فرانسه) و برلوسكني ( نخست وزير ايتاليا) اعلام شده است. حضور اين افراد و جنايتكاراني مانند جورج بوش و دوستان وي مانند ساركوزي در تل‌آويو براي تبريك گفتن به مناسبت سالروز پيدايش موجوديت دولت اشغالگري تعجب‌آور نيست، چرا كه اين افراد و دولتهايشان نيز مانند دولت صهيونيستي دشمنان قسم خورده مسلمانان هستند و هنوز دست جورج بوش از خون مردم افغانستان، عراق، لبنان و غزه رنگين است...

 

 

 

 

  • روز نكبت و دولت باكو
  •  

دولت اشغالگر قدس با ارسال دعوتنامه‌اي از الهام‌علي‌اف ( رييس دولت باكو) نيز براي حضور در مراسم « روز نكبت» در تل‌آويو دعوت كرده است. طبيعي است كه الهام‌علي‌اف از حضور در اين مراسم خودداري ورزد، چرا كه حضور وي در اين مراسم مي‌تواند پيامدهاي داخلي و خارجي عميقي براي باكو در برداشته باشد. با اين حال، «‌سليمان شاپيرو »، مسوول كنگرة آذري‌هاي يهودي (صهيونيست) گفته است كه الهام‌علي‌اف در مراسم «‌روز نكبت» شركت خواهد كرد و  با توجه به روابط باكو با رژيم صهيونيستي ممكن است هيأتي از سوي دولت باكو به تل‌آويو اعزام شود. برخي كارشناسان سياسي در باكو اظهار مي‌دارند كه اسراييلي‌ها تمايل دارند در صورت عدم سفر الهام‌علي‌اف به تل آويو، هيأتي به سرپرستي نخست‌وزير از باكو به تل‌آويو اعزام شود، علي‌رغم اينكه نخست وزيري در دولت باكو يك مقام تشريفاتي است، اما اعزام اين هيأت نيز مي‌تواند نارضايتي‌ها را برانگيزد و بخصوص اينكه جامعة ايران شمالي، جامعه‌اي است كه احساسات و عقايد اسلامي در آن رو به رشد است. نيز ممكن است هيأتي با حضور « يودا آبرام‌اف» نماينده صهيونيست پارلمان باكو به تل‌آويو اعزام شود...

سفارت اسراييل در باكو از روزها قبل براي برپايي مراسم « روز نكبت » در باكو نيز برنامه‌ريزي كرده است. براي اسراييلي‌ها برگزاري پرشكوه مراسم « روز نكبت» در باكو بسيار مهم تلقي مي‌شود. از اين رو تلاش مي‌كنند تا تعداد بيشتري از مقامات باكو در اين مراسم شركت كنند و بخصوص به دنبال آن هستند كه الهام‌علي‌اف در اين مراسم در باكو شركت كند. به نظر مي‌رسد الهام‌علي‌اف پس از پنج سال سياست‌ورزي در نقش رياست جمهوري و تجربه‌اندوزي، از حضور در اين مراسم نيز خودداري كند. چرا كه اقدامات وي به نفع اسراييل مانند تأمين نفت مورد نياز اسراييل حساسيت‌هاي جامعه و اكثر كشورهاي اسلامي را به دنبال داشته است و حضور وي در مراسم « روز نكبت» به اين حساسيت‌ها دامن مي‌زند. چندي پيش شاهزاده بن‌طلال از مقامات بلند پايه عربستان سعودي به ارمنستان سفر كرد كه گفته مي‌شد اين سفر و آغاز روابط در سطح بالا ميان ارمنستان و عربستان سعودي ناشي از سياستهاي باكو به نفع اسراييل است.

 محافل رسانه‌اي از تلاش سفارت اسراييل در باكو براي نامگذاري يكي از خيابانهاي باكو به نام « خيابان دوستي اسراييل و آذربايجان » خبر مي‌دهند. همچنين صهيونيست‌ها تلاش دارند كه يكي از بوستانهاي باكو نيز « پارك اسراييل » ناميده شود. اين اقدام اسراييل در راستاي عادي‌نمايي روابط باكو ـ تل‌آويو است. چرا كه تاكنون اخبار و اطلاعات مربوط به ابعاد همكاريهاي باكو ـ تل‌آويو به خاطر حساسيت مردم مسلمان ايران شمالي و جهان اسلامي منتشر نمي‌شود. اسراييلي‌ها براي عادي‌نمايي نفوذ و حضور خود در ايران شمالي، هم مي‌خواهند جشن بزرگي در « روز نكبت» با حضور فعالان سياسي ضداسلامي و گروههاي موسيقي در باكو برگزار كنند و هم خياباني به نام اسراييل در باكو نامگذاري شود تا نام منحوس اسراييل پيوسته در جامعه تكرار شود و بدينگونه از واژة اسراييل كه مترادف با مفاهيمي چون ترور و جنايت است، حساسيت‌زدايي شود...

اقداماتي كه اسراييل براي برگزاري پرهزينه « روز نكبت » در شصتمين سالگرد پيدايش رژيم صهيونيستي انجام مي‌‌دهد، پس از آن برنامه‌ريزي شد كه « تئوري نابودي اسراييل» بعد از جنگ سي و سه روزه، از سوي بسياري از شخصيت‌ها و جريانهاي سياسي در كشورهاي مختلف مورد توجه قرار گرفته است. رژيم صهيونيستي، رژيمي است كه علي‌رغم برخورداري از كمكهاي همه جانبة سياسي، مالي، نظامي و تبليغاتي اروپا و آمريكا به سوي سقوط و نابودي حركت مي‌كند. رژيمي كه خود را از لحاظ نظامي قدرتمندترين رژيم خاورميانه مي‌دانست، نتوانست در جنگي كه بيش از يك ماه به طول انجاميد، بر « حزب الله لبنان» كه فاقد نيروي دريايي و هوايي و داراي چند هزار چريك شيعه است، پيروز شود. آيا چنين رژيمي به سوي سقوط و نابودي در حركت نيست؟

يكي از مهم‌ترين علل نارضايتي ملت ايران از رژيم شاه، روابط اين رژيم با اسراييل بود. اين مسأله همواره در محافل سياسي و مذهبي و محافل روشنفكري مطرح مي‌شد، و بر مخالفت مردم با شاه دامن مي‌زد، اما صهيونيست‌ها طوري شاه را فريب داده بودندكه گمان مي‌كرد سازمانهاي جهاني صهيونيستي قادر به انجام هر كاري و حتي تضمين تداوم حكومت او هستند ... در حالي كه مسأله كاملاً برعكس است و اين دولت جعلي اسراييل است كه از طريق سنجاق كردن خود به كشورهاي ديگر بخصوص برخي كشورهاي مسلمان تلاش مي‌كند، تداوم حيات ننگين خود را تضمين كند.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:29  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 

 

 

چهارشنبه خونین در مرز اردبیل

 

جنایت جدید ماموران مرزی دولت باکو در قتل جوانان اردبیلی

 

غلامعلی سجادی

 

 

عصر چهارشنبه ( چهارم ارديبهشت 1387)،‌ دو جوان كم سن و سال از اهالي استان اردبيل (شهرستان گرمي) در نوار مرزي منطقة پارس‌آباد آماج گلوله‌هاي مأموران جنايتكار دولت باكو قرار گرفته و كشته شدند...

هر دو جوان (مجتبي كهن گل و كيوان ابراهيمي) بيست ساله هستند. خبرگزاريهاي ايراني از قول فرمانده هنگ مرزي پارس‌آباد نوشتند كه، اين دو جوان، هنگام بازگشت به سوي ايران توسط مأموران دولت باكو آماج گلوله قرار گرفته‌اند. در پي اين حادثه و به منظور روشن شدن و بررسي دقيق انگيزه و علت قتل، هيأتي مركب از نيروها و فرماندهان هنگ مرزي و دستگاه قضايي، منطقه عازم ايران شمالي شدند تا با مسوولين مرزي دولت باكو مذاكره كنند.

فرمانده هنگ مرزي پارس‌آباد مي‌گويد: پس از گذشت دو روز از كشته شدن جوانان، عصر روز جمعه ( 6/2/1387)، اجساد خونين اين جوانان به مرزبانان ايراني تحويل داده شد.

·        دو جوان اردبيلي چگونه كشته شده‌اند؟

نخست اين توضيح ضروري است كه ورود و خروج غيرمجاز توسط مرزنشينان در اغلب مرزها صورت مي‌گيرد كه انگيزه‌هايي مانند كنجكاوي جوانان كم و سن و سال، خريد و فروش‌هاي جزئي غيرقانوني، روابط دوستي بين مرزنشينان و حتي شركت در مراسم‌هاي عزا و عروسي و ... علت اصلي ترددهاي غيرمجاز مي‌باشد كه البته اينگونه ترددها، با ترددها و اقدامات باندهاي قاچاق تفاوت زيادي دارد. و اگر بنا بر اين باشد كه هر كسي به صورت غيرمجاز از مرز گذشت، آماج گلوله قرار گيرد و كشته شود، در اينصورت بايستي تاكنون دهها هزار تن از اهالي ايران شمالي توسط مرزبانان ايراني كشته مي‌شدند. پس از رويدادهاي مربوط به مناقشة قره‌باغ، هزاران تن از اهالي ايران شمالي و نظاميان فراري دولت باكو، به صورت غيرقانوني از مرز گذشته و وارد خاك ايران شدند و دولت ايران و مردم مهربان منطقة مرزي از آنان پذيرايي كرده و امكانات مختلف در اختيار آنها قرار دادند.

علاوه بر اين، به علت شيوع فقر و گرسنگي در مناطق مرزي ايران شمالي (بخصوص در مناطق نزديك به استان اردبيل مانند روستاهاي مرزي جليل‌آباد، لريك و ...)، اهالي اين منطقه كه حتي از توان مالي لازم براي اخذ مجوز از مأموران دولت باكو و پرداخت رشوه به آنها براي سفر به ايران و تأمين مايحتاج غذايي خود (گوشت مرغ، سيب‌زميني و ...) برخوردار نيستند، اغلب به صورت غيرمجاز وارد خاك ايران مي‌شوند كه تاكنون حتي يك تن از اين افراد توسط مرزبانان جمهوري اسلامي كشته نشده‌اند، اما عده‌اي از همين بيچاره‌ها توسط مرزبانان دولت باكو كشته شده‌اند...

سرهنگ محمدعلي طاهري فرمانده هنگ مرزي پارس‌آباد دربارة نحوة قتل دو جوان كم سن و سال اردبيلي توسط مأموران جنايتكار دولت باكو مي‌گويد: «‌ مرزبانان دولت باكو، از فاصله 10 متري در حالي كه به راحتي مي‌توانستند، آنان را دستگير كنند به سويشان شليك كرده‌اند و قبل از تحويل جنازه‌ها به مرزبانان ايراني برخلاف قوانين بين‌المللي اجساد اين دو جوان را كالبد شكافي كردند.»

·        علت انجام جنايت توسط مأموران باكو چيست؟

دربارة وقوع جنايت‌هاي مكرر توسط مرزبانان و مأموران امنيتي دولت باكو در مرزهاي مشترك اين دولت با استان اردبيل، علل متعددي مورد توجه كارشناسان و تحليل‌گران سياسي است:

ـ نخست اينكه اغلب اهالي مناطق جنوبي ايران شمالي (لنكران، لريك، جليل‌آباد، بيله‌سوار و ...) كه با استان اردبيل ايران هم مرز هستند، داراي اعتقادات و باورهاي مذهبي هستند و به ايران خصوصاً به اردبيل تمايل و گرايش ويژه‌اي دارند، چرا كه اهالي استان اردبيل و بخصوص مردم شهر اردبيل ـ كه خاستگاه نهضت شيعي صفوي است ـ در عشق به امام حسين (ع) و اهل بيت (ع) شهره هستند. اردبيل، كانون عاشقان، شاعران، مداحان و ثناگويان و سوگواران اباعبدالله الحسين «‌عليه‌السلام» است و فرهنگ حسيني و عاشورايي از طريق اين استان در شهرهاي جنوبي ايران شمالي (لنكران، لريك، جليل‌آباد، بيله‌سوار، سليان، ماساللي) ترويج و تبليغ مي‌شود. به طوري كه در ايام محرم و عزاداري، اشعار شاعران حسيني اردبيل در محافل و مساجد لنكران، جليل‌آباد و ... خوانده مي‌شود و مردم اين شهرها از مداحان اردبيلي براي اقامة عزاي حسيني دعوت مي‌كنند... صدور فرهنگ حسيني و عاشورايي از اردبيل به مناطق هم مرز در ايران شمالي از طريق مراودات مردمي، هيأتهاي مذهبي و ارتباطات بين اهالي دو سوي مرز صورت مي‌گيرد... دولت باكو براي پيشگيري از ارتباط گستردة اهالي جنوبي ايران شمالي با مردم استان اردبيل و در تلاش براي ايجاد مانع در شكل‌گيري ارتباطات مردمي، به صورت مكرر و به بهانه‌هاي مختلف مانند عبور غيرقانوني از مرز، دست به قتل و كشتار مرزنشينان مي‌زند. تاكنون دهها تن از اهالي مرزي به دست مأموران و مرزبانان دولت باكو به خون غلتيده‌اند و خانواده‌هاي زيادي داغدار شده‌اند. اين جنايت‌هاي غيرانساني و وحشيانه و كشتار بي‌رحمانه مرزنشينان به خاطر جلوگيري از برقراري روابط مردمي بين اهالي استان اردبيل با مردم ايران شمالي انجام مي‌شود.

ـ علت ديگري كه مورد توجه كارشناسان است اينكه، قاچاق اجناس قانوني و غيرقانوني در ايران شمالي توسط گروهها و باندهاي وابسته به دستگاههاي دولتي مانند وزارت داخله، وزارت امنيت، وزارت توسعة اقتصادي، گمرك و ... انجام مي‌گيرد. چندي پيش گروهي در وزارت داخله دولت باكو به اتهامهايي نظير آدمكشي، باج‌گيري و ... دستگير و محاكمه شدند كه از اعضاي عالي رتبه وزارت داخله بودند. البته محاكمة اين افراد به دليل تسويه حسابهاي داخلي صورت گرفت... كمال‌الدين حيدر رييس سابق گمرك دولت باكو يكي از چهره‌هاي مشهور در بين مردم ايران شمالي در قاچاق عمده اجناس است. جلال علي‌اف ( برادر حيدرعلي‌اف و عموي الهام‌علي‌اف) فرد ديگري است كه مقدار ثروت وي نامشخص است. و حتي چند سال پيش، برخي مطبوعات ايران اخباري را دربارة قاچاق اشياي عتيقه و باستاني توسط « عباسعلي حسن‌اف» سفير دولت باكو در تهران منتشر كردند... به عبارت ديگر، « قاچاق» در ايران شمالي در انحصار دولت است و افرادي كه خارج از مقامات دولتي به قاچاق اجناس اقدام كنند، بي‌درنگ كشته مي‌شوند. با اين زمينه، هر كس كه به انجام عبور و مرور غيرقانوني از مرز اقدام كند، در حكم قاچاقچي محسوب شده و كشته مي‌شود.

 از سوي ديگر، پليس مرزي دولت باكو نيز آداب و رسوم خاص خود را دارد. بدين‌گونه كه قاچاق هر نوع جنس با اطلاع پليس مرزي و پس از پرداخت سهم پليس بلامانع است. اين قانون نانوشته توسط پليس رژيم باكو در مزرها به شدت رعايت مي‌شود. و اگر كسي سهم پليس را ندهد، كشته مي‌شود.

ـ علت ديگر انجام جنايت‌هاي مرزي توسط مأموران باكو، مسايل سياسي است. دولت باكو با كشتار مرزنشينان بيگناه اردبيلي و جليل‌آباد و ...  اين پيام را به آمريكا و اسراييل ابلاغ مي‌كند كه روابطش با ايران دوستانه نيست و به توصيه‌هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي دربارة روابط با ايران و پيشگيري از شكل‌گيري ارتباطات مردمي بين مرزنشينان دو سوي ارس عمل مي‌كند. خصوصاً اينكه قتل دو جوان بيگناه، بعد از آن صورت گرفت كه دولت باكو، تجهيزات فني ارسال شده از سوي روسيه به ايران را در گمرك آستارا توقيف كرده است.

ـ علت ديگري كه براي تداوم جنايت‌هاي پليس مرزي باكو، دربارة اهالي استان اردبيل و مرزنشينان ايران شمالي ذكر مي‌شود، حضور نيروهاي آمريكايي در مناطق جنوبي ايران شمالي مانند جليل‌آباد و ... است. نيروهاي آمريكايي كه در پوشش‌هاي مختلفي دراين مناطق حضور دارند، با هماهنگي پليس مرزي دولت باكو، مرزنشينان ايراني را كه به شمال ارس تردد مي‌كنند، به بهانه‌هاي مختلف دستگير كرده و از آنها بازجويي به عمل آورده و اطلاعاتي را از آنها خواستار مي‌شوند.

مرزنشينان اردبيلي از همكاري با دشمنان خودداري كرده و به همين دليل زنداني مي‌شوند، چنانكه امروز دهها تن از اهالي مرزي گرمي، پارس آباد، بيله‌سوار و ... در زندانهاي رژيم باكو بسر مي‌برند.

ـ علت نهايي ديگري كه كارشناسان در علت‌يابي جنايات دولت باكو دربارة مرزنشينان ذكر مي‌كنند، عدم پاسخگويي عملي به اين جنايات است. كارشناسان بر اين اعتقادند كه اگر پاسخي مناسب و عملي به دولت باكو و پليس مرزي اين رژيم داده نشود، جنايات تداوم خواهد يافت.

·        دو جوان اردبيلي به چه بهانه‌اي كشته شدند؟

مطبوعات باكو دربارة بهانة قتل دو جوان بيست سالة اردبيلي از قول مقامات پليس مرزي خود نوشتند كه: اين دو جوان قصد داشتند مشروبات الكلي به ايران قاچاق كنند!

به نظر مي‌رسد اين پاسخ مقامات جنايتكار پليس مرزي دولت باكو با توجه به روحيه و فرهنگ مردم ايران تنظيم شده است كه قاچاق مشروبات الكلي را قبيح مي‌دانند. خريد و فروش مشروبات الكلي در سرتاسر ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) آزاد است و حتي صحنه‌هايي از شرابخواري مقامات باكو از تلويزيون دولتي پخش مي‌شود... از اين گذشته، حتي اگر بپذيريم كه دو جوان بيست ساله، با پاي پياده قصد قاچاق مشروبات الكلي داشتند، آنها مي‌توانستند چقدر مشروبات الكلي قاچاق كنند؟ هر كدام يك بسته؟! آيا آنها مستحق قتل بودند؟!

از سوي ديگر مي‌دانيم كه اين دو جوان بيست سالة اردبيلي از فاصلة ده متري آماج گلوله‌هاي جنايتكاران اونيفورم پوش دولت باكو قرار گرفته‌اند. چرا مأموران باكو به جاي دستگيري، آنها را كشته‌اند؟ و حتي گيريم كه مأموران دولت باكو، مجبور به تيراندازي شده‌اند، آيا نمي‌توانستند پاهاي دو جوان سادة روستايي را هدف قرار دهند و آنها را زخمي و دستگير كنند؟

·        فرار از قره‌باغ و كشتار غيرنظاميان مرزنشين

مقامات باكو و شخص الهام‌ علي‌اف، سالهاست كه درباره آغاز جنگ با ارمنستان براي بازپس‌گيري قره‌باغ بلوف مي‌زنند. اما مطبوعات باكو هر از گاهي از كشته شدن سربازان خودشان در خطوط مرزي با قره‌باغ خبر مي‌‌دهند. پليس مرزي و ارتش باكو هرگز جرأت تعرض به خاك قره‌باغ را ندارد، اما غيرنظاميان آذري را در مرزهاي ايران به خاك و خون مي‌كشد و اهالي و طوايف مرزنشين استان اردبيل را داغدار مي‌كند. رژيم باكو به ياد داشته باشد كه شهر اردبيل خاستگاه نهضت صفوي است. شاه اسماعيل در ابتداي قيام خود به ايران شمالي (شيروان و باكو) يورش برد و اين خطه را از وجود حكومت‌هاي كوچك و خودسر پاك كرد. روزي خواهد رسيد كه در قيامي ديگر، بار ديگر ايران شمالي با همت ملت ايران و پيشتازي قهرمانان اردبيلي آزاد خواهد شد. همانگونه كه شاه اسماعيل و سپاهيان شيعه‌اش از ستمگران حاكم بر شيروان و باكو انتقام گرفتند، بار ديگر مردم اردبيل انتقام خون جوانان خود را از حكومت كوچك باكو خواهند گرفت.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:28  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 

 

 

سازمان تروريستي پ . ك. ك و روابط آن با دولت باكو

دکتر عارف محمدزاده

 

سازمان تروريستي پ . ك . ك كه از بدو تشكيل تاكنون موجب قتل حدود چهل هزار تن از مردم كشورهاي تركيه، ايران، عراق و سوريه شده است، روابط دور و درازي با مقامات دولت باكو دارد. اين سازمان مخوف تروريستي كه موجب مرگ حدود سي و سه هزار تن از اهالي تركيه ( كردها، ترك‌ها و ...) و عدة‌ زيادي از اهالي ايران و عراق و سوريه بخصوص كردها شده است، در دورة‌ جنگ سرد توسط اتحاد جماهير شوروي ايجاد شد. در دورة جنگ سرد يكي از مهم‌ترين اقدامات دولت شوروي در كشورهايي كه روابط نزديكي با غرب داشتند يا عضو پيمان ناتو بودند، ايجاد گروهها و سازمان‌هاي مسلح تجزيه‌طلب بود تا از طريق اين گروهها و سازمانهاي مسلح، بخشي از منافع شوروي در رويارويي با رقيب خود تأمين شود. اينگونه گروهها و سازمانها علاوه بر اينكه اقدامات سياسي، تبليغاتي و جاسوسي به نفع شوروي انجام مي‌دادند، مهم‌ترين كاركردشان ايجاد تهديد براي تماميت ارضي كشورهاي مخالف شوروي بود. بدينگونه بخشي مهم از توان نظامي ـ اطلاعاتي كشور مخالف يا رقيب، صرف مبارزه با يك سازمان تجزيه‌طلب مي‌شد. همچنين ثبات سياسي و اجتماعي كشور مخالف، توسط سازمان تجزيه‌طلب مورد حمايت شوروي در حد امكان در هم مي‌ريخت. يكي ديگر از اهداف شوروي، از ايجاد سازمانهاي تجزيه‌طلب و مسلح در كشورهاي مخالف كمونيسم، بخصوص كشوري كه عضو ناتو بود ( مانند تركيه)، اين بودكه اگر نبردي بين شوروي يا يك كشور كمونيستي با غرب يا كشور متعلق به اردوگاه غرب رخ مي‌‌داد، سازمانها و گروههاي تجزيه‌طلب ايجاد شده توسط شوروي، مي‌توانستند در درون آن كشور به عمليات خرابكارانه اقدام كنند.

در دورة جنگ سرد، شوروي تعدادي سازمان تجزيه‌طلب و كمونيستي مسلح را در ايران تشكيل داد كه از آن جمله مي‌توان به فرقة دمكرات در آذربايجان، حزب دمكرات در كردستان، حزب توده ( كمونيست) و چريكهاي فدايي خلق اشاره كرد. حزب توده سازمانها و گروههاي متعددي نيز با نامهاي مختلف مانند سازمان زنان، سازمان افسران، سازمان درجه‌داران و ... ايجاد كرده بود.

سياست « ايجاد سازمانهاي مسلح تجزيه‌طلب و ترويج افكار تجزيه‌طلبانه» در كشورهاي مخالف كمونيسم در پوشش شعارهايي مانند خودمختاري، حقوقي قومي و فدراليسم يكي از سياستهاي دايمي دولت شوروي از زمان حاكميت استالين تا سالهاي آخر فروپاشي شوروي بود. در اجراي همين سياست نيز پ . ك . ك در تركيه تأسيس شد. حيدرعلي‌اف كه در سال 2003 درگذشت، از چهره‌هاي مهم امنيتي و سياسي حزب كمونيست شوروي بود. وي مدتها رييس ك . گ . ب ( سازمان جاسوسي شوروي) در باكو و سپس دبيركل حزب كمونيست باكو و بعد از آن مسوول ميز ايران در سازمان ك . گ . ب، عضو مهم ادارة‌ كشورهاي شرق در ك . گ . ب ، و در نهايت معاون نخست‌وزير شوروي بود. وي چهره‌اي مهم در دولت شوروي براي بسط فعاليت‌هاي كمونيستي و تجزيه‌طلبانه در ايران و تركيه بود و هنگام تشكيل پ . ك . ك نيز از چهره‌هاي قديمي ك . گ . ب به شمار مي‌رفت. گفته مي‌شود، روابط حيدرعلي‌اف با پ . ك . ك به زماني باز مي‌گردد كه وي در سازمان ك . گ . ب بود و طبيعي است كه تأسيس و راه‌اندازي پ . ك . ك جزو كارهاي ك . گ . ب بود. بعد از به قدرت رسيدن مجدد حيدرعلي‌اف در سال 1993 در باكو، اخبار و شايعات زيادي در مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و محافل سياسي ايران شمالي پيرامون روابط وي با پ . ك .ك شنيده مي‌شد. اين نكته نيز قابل ذكر است كه برخي محققان برآنند كه عليرضا، پدرحيدرعلي‌اف از كردهاي ايراني بود كه پيش از روي كار آمدن حكومت كمونيستي در روسيه به نخجوان مهاجرت كرده و به عنوان كارگري ساده مشغول كار بوده است. درهر حال گفته مي‌شود، تبار كردي حيدرعلي‌اف نيز در سپردن بخشي از كارهاي تشكيل پ.ك.ك به وي در دورة‌ شوروي و تداوم ارتباط وي با اين سازمان تأثير داشته است.

طي سالهاي گذشته نيز اخبار و مطالبي در برخي مطبوعات باكو پيرامون روابط مقامات دولتي با پ . ك . ك منتشر شده است. روابط پ . ك .ك با دولت باكو، همزمان با حملات تركيه به شمال عراق براي از بين بردن اين سازمان تروريستي، از سوي محافل و نشريات پان‌تركيستي و مورد حمايت تركيه در باكو بيشتر مورد توجه قرار گرفت، به نحوي كه روزنامه‌هاي « آزادي » و « ‌مساوات نوين » بيشترين اخبار و مطالب را در اين باره منتشر كرده‌اند. برخي از نمايندگان پارلمان باكو نيز از حضور كردهاي خارجي و عناصر پ . ك .ك در ايران شمالي خبر داده‌اند، چند ماه پيش در بحثي پيرامون مسأله تروريسم در پارلمان باكو، برخي نمايندگان از جمله « پناه حسين‌اف» خواستار آن شدند كه دولت باكو، سازمان پ . ك .ك را در ليست سازمانها وگروههاي تروريستي قرار دهد، اما اين پيشنهاد پذيرفته نشد و پناه حسين اظهار داشت كه روابط برخي مقامات با اين سازمان مانع از آن مي‌شودكه دولت باكو پ . ك . ك را به عنوان يك گروه تروريستي اعلام كند.

از چند ماه پيش، برخي مطبوعات باكو و حتي يك افسر ارشد امنيتي بازنشسته به نام الهام اسماعيل  از حضور كردها در نخجوان خبر داد. اين افسر امنيتي طي گفتگويي با روزنامة مساوات نوين از احتمال جدا شدن نخجوان از ايران شمالي به واسطه حضور كردها در اين منطقه سخن گفت.

الهام اسماعيل گفت: « در صورتي كه در مرز ارمنستان و نخجوان درگيري ايجاد شود، حضور كردها در نخجوان مي‌تواند به اشغال آن توسط ارمنستان منجر شود.» به دنبال انتشار اين خبر حركت آزاديبخش ايران شمالي (شعبة نخجوان) بيانيه‌اي منتشر كرد و خواستار اجراي خواست تاريخي اهالي نخجوان براي پيوستن به ايران شد.

حركت آزاديبخش ايران شمالي، شعبة نخجوان، در بيانية خود با اشاره به اينكه اهالي نخجوان بعد از انعقاد عهدنامة تركمانچاي، در موقعيت‌هاي مختلف تاريخي از جمله هنگام وقوع جنگ جهاني اول خواستار پيوستن به وطن اصلي خود ايران بوده‌اند، يادآور شده بود كه در سال 1991 (1370) به دليل جنگ قره‌باغ، نخجوان نيز در معرض اشغال بود، چنانكه در «‌صده‌رك» نيروهاي ارمني به نخجوان تعرض كردند. ارمنستان مي‌خواست نخجوان را نيز تصرف كند كه با هشدار دولت ايران روبرو شد. در اين هنگام نيروهاي ايراني در سواحل ارس مستقر شدند و حتي گردانهايي از رزمندگان ايراني، طي عملياتي شبانه ارامنه را از كنار مرزهاي ايران دور كرده و بخشهايي از ايران شمالي را نيز آزاد كردند. در اين وضعيت حيدرعلي‌اف به عنوان رييس مجلس عالي (فرماندار) در نخجوان بسر مي‌برد. وضعيت نخجوان به قدري وخيم بود كه حتي براي خودروي حيدرعلي‌اف نيز بنزين پيدا نمي‌شد. در چنين وضعيتي ايراني ها به كمك نخجوان شتافتند و كاروانهاي حامل آرد، مواد غذايي، سوخت، دارو و ... از سوي ايران به نخجوان سرازير شد. در اين هنگام، نخجوان همانند يك منطقة‌ ايراني تحت كمكهاي همه‌جانبة ايران قرار داشت، حيدرعلي‌اف زود زود به تبريز و تهران سفر مي‌كرد... در اين شرايط، هنگامي كه استاندار وقت آذربايجانشرقي (عبدالعلي زاده) براي بازديد به نخجوان سفر كرده بود، حيدرعلي‌اف به وي گفت: اين منطقه‌اي ايراني است، كافي است كه پرچم ايران را هم در اينجا برافرازيد...

در هر حال، سخن پيرامون حضور اعضاي پ . ك .ك در نخجوان است، آخرين خبري كه در روزنامه «‌ مساوات نوين» باكو دربارة حضور اعضاي پ.پ. ك در نخجوان منتشر شده، علاوه بر اينكه خبري دقيق است، حاكي از روابط اقتصادي گسترده بين پ . ك ك و حكومت باكو مي‌باشد.

روزنامه مساوات نوین  چاپ باکو که تاکنون اخبار و گزارشهای متعددی درباره حضور سازمان تروریستی پ پ ک در ایران شمالی بخصوص باکو و نخجوان و ارتباط این سازمان با برخی محافل و دستگاههای باکو منتشر کرده است ، در شماره مورخ 29 فروردین 1387 بار ديگر از حضور اعضای پ پ ک در نخجوان خبر داد . این روزنامه نوشت :

«‌ چند نفر از اهالی نخجوان  با وجود ممانعت  مقامات  نخجوان از سفر آنها به باكو، موفق شده‌اند خود را به باكو برسانند. پيش بيني مي شود كه اين گروه نيز در تظاهرات عليه واصف طالب‌اف (فرماندار نخجوان) شركت كنند و اين تظاهرات روز جمعه (30فروردين) پس از خاتمه جلسه پارلمان باکو، در مقابل ساختمان پارلمان برگزار شود. از دو روز پيش تعدادي از كاركنان شركت ساختمانسازي اوچار كه به عنوان نمايندگان  پ. ك. ك شناخته مي‌شوند، با خودروهاي پلاك دولتي در شهر نخجوان تردد مي‌كنند. گفتني است كه رياست اين شركت را اميل اوچار، شهروند كردتبار تركيه برعهده دارد. وي شريك واصف طالب‌اف است و عمليات احداث بزرگراه نخجوان ـ شرور ـ ايغدير نيز كه به تازگي آغاز شده، به اوچار سپرده شده است. اوچار كسي است كه به رغم بيكاري جوانان نخجواني، كاركنان كردتبار از تركيه به نخجوان آورده و شرايط اسكان آنها در نخجوان را نيز فراهم كرده است. واصف طالب‌اف همه طرحهاي ساختمانسازي در نخجوان را به وي محول كرده است.

 افراد نزديك با اميل اوچار با خودروهايي كه شماره آنها با 70AA  و 85 AA  در شهر تردد مي‌كنند و همه مي‌دانند كه اين شماره‌ها دولتي هستند. حتي پليس راهنمايي نخجوان نيز جرات متوقف كردن اين خودروها را كه سمپاتهاي پ. ك. ك هدايت مي‌كنند، ندارد. »

به راستي علت روابط ميان سازمان تروريستي پ . ك .ك و كمك دولت باكو به ادامة‌ حيات اين سازمان تروريستي چيست؟ كارشناسان سياسي در اين باره نظرهاي مختلفي دارند؛ مانند وجود روابط ميان برخي مقامات ارمنستان با پ . ك .ك و تلاش دولت باكو براي بهره‌برداري از اين روابط به نفع خود، استفاده از پ . ك . ك در چالش با تركيه (مانند حمايت تركيه از استقلال كوزوو و برخي احزاب مخالف دولت باكو مانند حزب مساوات و جبهه خلق)،‌ روابط نزديك پ . ك . ك (وپژاك) و سازمانهاي تجزيه‌طلب كردي با اسراييل و آمريكا و ... كه هر يك از اينها مي‌تواند مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 14:0  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

ناتو و روابط آن با دولت باكو

·       احمد كاظمي

همايش « وضعيت جاري و چشم‌انداز همكاري دولت باكو با ناتو» با حضور جمعي از صاحبنظران اين كشور اخيراً در باكو برگزار شد.

« عزيز جعفراف» كارشناس مسايل نظامي طي سخناني در اين گردهمايي يك روزه گفت: دولت باكو از سال 1373 (1994 ميلادي) در قالب مشاركت براي صلح با ناتو همكاري مي‌كند.

وي افزود: با گذشت 14 سال از اين همكاري، اقدام عملي در زمينه همگرايي دولت باكو با ناتو و مطابق‌سازي ارتش اين دولت با استانداردهاي اين تشكيلات نظامي صورت نگرفته است.

جعفراف گفت: همكاري دولت باكو با ناتو فقط محدود به حفاظت خط لوله نفتي « ‌باكو ـ تفليس ـ‌ جيحان » و مشاركت گروه‌هاي نظامي اين كشور در عمليات مختلف حافظ صلح ناتو شده كه اين وضعيت را نمي‌توان همگرايي با اين سازمان نظامي بين‌المللي ارزيابي كرد.

« علي‌اكبر محمداف » ديگر كارشناس نظامي باكو نيز در اين مراسم گفت: اصلاحات در ارتش اين كشور براي اعمال استانداردهاي ناتو صورت ظاهري دارد.

وي افزود: پوشيدن لباس‌هاي نظامي غربي و انجام رژه‌هاي مطابق ناتو را نمي‌توان همگرايي با اين تشكيلات نظامي دانست.

نظرات صاحبنظران شركت‌كننده در همايش «‌وضعيت جاري و چشم‌انداز همكاري دولت باكو با ناتو» بار ديگر نشان مي‌دهد كه رويكرد ناتوگرايي باكو شكست خورده است. به طوري كه حتي اخيراً روزنامه آينه كه از مبلغان سياست‌هاي ناتوگرايانه در باكو محسوب مي‌شود، فاش ساخت كه براساس نظرسنجي‌هاي انجام شده، تنها 15 درصد از مردم ايران شمالي از عضويت اين كشور در ناتو حمايت مي‌كنند.

بدين ترتيب مشخص است كه رويكرد دولت باكو در مورد ناتو كاملاً با رويكرد و ديدگاه مردم ايران شمالي در اين خصوص مغايرت دارد.

دولت باكو از سال 1373 با پيوستن به برنامه مشاركت براي صلح، همكاري گسترده‌اي با ناتو آغاز كرده است و اين همكاري با پيوستن باكو به شوراي اروپا آتلانتيك ناتو، عضويت ناظري در مجمع پارلماني ناتو نهايتاً تدوين مرحله اول برنامه همكاري انفرادي باكو ـ ناتو كه مرحله دوم آن از سال جديد ميلادي شروع شده، هر چه بيشتر گسترش يافته است.

اما واقعيت اين است كه مردم ايران شمالي از همان ابتدا با همكاري كشورشان با ناتو مخالف بودند. اگرچه در سال 1373 مردم ايران شمالي هنوز تجربه همكاري با ناتو را كسب نكرده بودند، اما به خوبي از عملكرد، ماهيت و اهداف اين سازمان غربي آگاهي داشته و از نقش تنش‌زايانه ناتو در اقصي نقاط جهان و نيز ناتواني ناتو حتي در حل مشكلات اعضاي خود نظير اختلافات ديرينه يونان و تركيه آگاه بودند.

با وجود اين سياستمداران غربگرا و عوامل آمريكا با جنجال و تبليغ اينكه ناتوگرايي دولت باكو باعث بازگشت قره‌باغ به ايران شمالي خواهد شد، براي همگرايي با ناتو هزينه زيادي صرف كردند و حتي در چارچوب نشستهاي ناتو بر پشت ميز مشتركي با نظاميان ارمنستان به گفتگو نشستند. اما با گذشت 14 سال، سياست ناتوگرايي نتيجه معكوس داد، به طوري كه در برخي از اسناد و كتب چاپ شده توسط ناتو حتي نخجوان نيز منطقه‌اي متعلق به ارامنه عنوان شده است و جالب اينكه ناتو رزمايش شهريور 1384 خود در ايران شمالي را به منظور حمايت از ارمنستان لغو كرد.

در همين راستا معاون دبيركل ناتو سال گذشته در ديدار از باكو در برابر اصرار خبرنگاران تاكيد كردكه قره‌باغ موضوعي مستثني در روند همكاري ناتو ـ‌ باكو است و بدين ترتيب آب سردي بر پيشاني ناتوگرايان در باكو ريخت و نشان داد كه ناتو تنها به دنبال اهداف توسعه‌طلبانه خود در راستاي نظامي كردن درياي مازندران و تضمين تسلط غرب بر منابع انرژي ايران شمالي است.

به همين جهت افكار عمومي ايران شمالي به شدت مخالف رويكرد ناتوگرايي است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:29  توسط رسول اردبیلی و دوستان  |