تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

 

احزاب سياسي در ایران شمالی




مقدمه

سيستم سياسي تك حزبي و رسميت تنها يك حزب تعريف شده ( حزب كمونيست ) در ساختار قدرت شوروي ، اجازه شكل گيري و فعاليت به احزاب متعدد را نمي داد و همه موظف و مجبور بودند به عضويت حزب كمونيست در آمده و در چارچوب آن به فعاليت حزبي آنهم به صورت فرماليته و بدور از رعايت درست قواعد تحزب بپردازند.

با فروپاشي شوروي، دوران حيات و فعاليت سيستم تك حزبي نيز در قلمرو اين امپراطوري ورشكسته و جمهوري هاي زير مجموعه آن پايان يافت و تحت تاثير فضاي باز سياسي بوجود آمده، در اكثر جمهوري هاي جدا شده از مسكو، تشكل ها و احزاب سياسي نوپا وارد ميدان فعاليت حزبي شدند.

ایران شمالی  که در دوره شوروی جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی خوانده میشد و جزو مناطقی از خاک ایران است که در جنگهای ایران روس تحت اشغال روسیه قرار گرفته بود  از جمله جمهوري هاي استقلال يافته بود كه در همان اوايل بروز و ظهور علايم اضمحلال در اركان حكومت شوراها و به دنبال اجراي برنامه اصلاحات سياسي گورباچف ( گلاسنوست ) تمايل به فعاليت هاي سازمان يافته حزبي در ميان برخي از فعالان سياسي غربگرا  خود نمايي كرد و حتي قبل از آنكه ابرقدرت شرق رسما دچار فروپاشي شود، فعاليت هاي حزبي با تمایل غربی و صهیونیستی در باكو شكل گرفت.



شكل گيري و فعاليت «جبهه خلق» به عنوان اولين حزب سياسي

 


در استانه فروپاشی شوروی احزابی  با نام جبهه خلق  جهت تقویت و گسترش  ناسیونالیسم  غیر روسی در مناطق مختلف شوروی مانند اوکراین و قفقاز  با هدایت غرب به وجود امد . این جبهه ها ترویج کننده  شوونیسم و راسیسم ( نژاد پرستی ) غیر روسی و  اندیشه های تفرقه افکن در میان ملل شوروی بودند و  نژادپرستی ارمنی ، آذری ، گرجی و... را تبلیغ میکردند . «جبهه خلق»  به عنوان اولين حزب سياسي در باکو بوجود آمد و چهره هاي ضد روس و شوونیست  آذري تحت اين عنوان، سكان هدايت و رهبري حركت هاي تجزیه طلبانه  را بر عهده گرفتند. اين تشكل سياسي با رهبري ابوالفضل عليف ( ايلچي بيگ) در سال 1989 م يعني 2 سال قبل از فروپاشي رسمي اتحاد جماهير شوروي پا به عرصه فعاليت گذاشت و موفق شد در سايه شعارهاي شوونیستی و  تند ملي گرايانه، عده زیادی را گرد خود جمع نمايد.

با تشکیل دولت باکو برای نخستین بار در تاریخ  در سال 1991م ، فعاليت هاي اين حزب گسترده تر شد و رهبر آن ايلچي بيگ با سوار شدن بر موج احساسات  شوونیستی و جريانات پر شتاب داخلي، موفق گرديد يك سال پس از استقلال ( 1992م )، حكومت را بدست گيرد. از آنجا كه وي فردي غير سياسي و فاقد توان و شعور مديريتي در اين عرصه مهم بود نتوانست بيش از يك سال بر مسند رياست جمهوري كشورش بنشيند و شكست هاي فضاحت بار  در جبهه هاي جنگ با ارمنستان و در كنار آن اختلافات داخلي مزيد برعلت شد تا وي مجبور به كناره گيري از قدرت شود.

ايلچي بيگ اگرچه به عنوان رهبر «جبهه خلق» بيش از يك سال رياست جمهوري نكرد ولي پايه و اساس بسياري از مشكلات داخلي و خارجي ایران شمالی در اثر بي كفايتي سياسي او گذاشته شد بطوري كه اين كشور بويژه در سياست خارجي هنوز هم هزينه هاي اشتباهات و ضعف مديريت سياسي او را مي پردازد. وي  در حالی که قره باغ و دیگر مناطق را به ارمنستان واگذار میکرد  از تشکیل اذربایجان بزرگ و امپراتوری توران  سخن میگفت . در مقام يك رئيس جمهور، آشكارا اين ايده غلط و توهم آميز را مطرح و تعقيب مي كرد. بطوري كه با گذشت 14 سال از رياست جمهوري وي، هنوز هم سايه سنگين رويكرد كج انديشانه و دخالت جويانه او در روابط باکو با کشورهایی مانند ازبکستان  ، ایران و...  سنگيني مي كند.

از سوي ديگر، بسياري از شكست ها  در جنگ با ارمنستان و از دست رفتن اراضي آن كشور، در زمان يك سال حكومت ايلچي بيگ اتفاق افتاد تا جايي كه پس از سال ها، مردم ایران شمالی  همچنان تاوان بي تدبيري هاي وي در رهبري كشور را مي پردازند و هنوز نتوانسته اند اراضي به اشغال در آمده خود را آزاد سازند.

پس از بركناري ايلچي بيگ از قدرت كه با صحنه گرداني حيدر عليف صورت گرفت ، جبهه خلق به عنوان يك حزب مخالف دولت حاكم، به حيات خود ادامه داد تا اينكه بعد از مرگ وي دچار انشعاب و تجزيه گرديد و به دو شاخه سنتي ها و اصلاح طلبان تقسيم شد. رهبري شاخه اصلاح طلبان را علي كريم لي برعهده گرفت و جناح سنتي نيز به رهبري مير محمود ميرعلي يف به حيات خود ادامه داد.

در حال حاضر نيز اين حزب با دو شاخه اش در صف مخالفان حزب حاكم و دولت كنوني قرار دارد و در نقش يك حزب تقريبا درجه سه به حيات سياسي خود ادامه مي دهد.


دسته بندي احزاب سياسي موجود



پس از شكل گيري و شروع به كار «جبهه خلق» در ایران شمالی  به عنوان اولين حزب سياسي به صورتي كه اشاره شد، طي16 سال گذشته احزاب و تشكل هاي سياسي زيادي در ایران شمالی  تاسيس شده و اعلام موجوديت كرده اند كه عدد آنها به دهها حزب و گروه سياسي بالغ مي شود. بسياري از احزابي كه در قالب حزب سياسي تاسيس شده و به ثبت رسيده اند، عملا در صحنه سياسي كشور حضور جدي و چشم گيري ندارند و يا در رديف احزاب مطرح و اسم و رسم دار نيستند.

بر اساس يك تقسيم بندي رايج، احزاب موجود در ایران شمالی  را مي توان به دودسته تقسيم كرد كه عبارتند از : 1- حزب حاكم و احزاب و گروههاي طرفدار آن 2- احزاب مخالف دولت



حزب حاكم و احزاب و گروههاي طرفدار آن



حزب حاكم فعلي «آذربايجان نوين» است كه در سال 1992م توسط حيدر عليف و در زماني كه وي رئيس مجلس جمهوري منطقه کوچک  نخجوان بود تاسيس شد. اين حزب پس از كناره گيري اجباري ابوالفضل ايلچي بيگ رهبر جبهه خلق و رئيس جمهور وقت از قدرت در سال 1993م ، روي كار آمد و از آن زمان تاكنون بصورت پيوسته حاكميت را در اختيار داشته است.

از سال 1993 تا 2003م حيدر عليف رهبر اين حزب دو دوره پنج ساله رياست جمهوري و قدرت را در اختيار داشت و از سال 2003م نيز با در گذشت وي پسرش كه رهبري حزب را عهده دار شد بر مسند رياست جمهوري تكيه زد و تا حال حاضر نيز كرسي قدرت را در تملك خود دارد.

هم اكنون اين حزب علاوه بر دولت ( قوه مجريه )، اكثريت كرسي هاي مجلس و دستگاه قضايي كشور را هم در اختيار دارد بطوري كه مي توان گفت تمامي اركان و پايه هاي قدرت و حكومت در دست اين حزب متمركز شده است. اين وضعيت، غير از دو سال اول روي كار آمدن حزب ( از سال 1993 تا 1995م ) كه مجلس در دست تركيب قبلي نمايندگان بود، در تمام مدت ياد شده كه حزب آذربايجان نوين در راس امور كشور قرار گرفته، حاكم بوده است.

گرايشات و جهت گيري هاي اين حزب در رهبري و اداره امور كشور، در درجه اول تمايل به غرب ( اعم از آمريكا و اروپا,  و اسراییل ) و تقويت هرچه بيشتر روابط با آن جبهه است. در منطقه و ميان همسايگان نيز الويت اول آن تحكيم مناسبات و برقراري روابط استراتژيك با تركيه در قالب همگرايي هاي سياسي اقتصادي و فرهنگي است. روسيه و ايران در مراحل بعدي اهميت از نظر رهبري اين حزب در سياست خارجي كشورشان قرار دارند.

در كنار حزب حاكم، برخي گروهها و احزاب سياسي كوچكي هم وجود دارند كه وظيفه حمايت و طرفداري از حزب صاحب قدرت را بر عهده گرفته و عملا بر اساس تصميم و اراده رهبري حزب آذربايجان نوين حركت مي كنند. حزب آذربايجان مستقل به رياست نظامي سليمانوف از جمله اين احزاب است. اين تشكل هاي سياسي نقش طفيلي را بازي مي كنند و فلسفه وجودي آنها از منظر سياست گذاريها و نوع مديريت داخلي كشور توسط حزب حاكم، قابل تحليل و ارزيابي است.

احزاب مخالف

بيشتر احزابي كه امروزه در عرصه سياست داخلي ایران شمالی  فعال و داراي اسم و عنوان شناخته شده هستند در رديف احزاب مخالف دولت  علی اف ها قرار دارند. در ميان اين احزاب ، تعدادي از تحرك سياسي بيشتر و فعاليت حزبي چشم گيرتري در مقايسه با ساير احزاب ثبت شده ولي غير فعال، برخور دارند كه ذيلا به معرفي و توضيحات مختصر در باره آنها پرداخته مي شود.

بلوك )ائتلاف) آزادي (

اين ائتلاف حزبي كه در شكل فعال و منسجم خود بعد از تصاحب قدرت و بدست گيري رياست جمهوري توسط الهام عليف درعرصه حضور يافته، عمدتا از چهار حزب مخالف دولت كه در ميدان فعاليت هاي حزبي براي مردم و فعالان سياسي شناخته شده تر هستند تشكيل يافته است. اين احزاب عبارتند از : حزب مساوات ( يئني مساوات يا مساوات نو ) به رهبري عيسي قنبر، حزب جبهه خلق ( شاخه اصلاح طلبان ) به رهبري علي كريم لي ، جبهه اتحاد ملي به رهبري خانم لاله شوكت و حزب دموكرات به رهبري رسول قلي يف و دبيركلي سردار جلال اوغلو.

البته در حال حاضر حزب دموكرات از اين ائتلاف خارج شده و با آن اختلاف پيدا كرده است.

حزب مساوات - عيسي قنبر رهبر اين حزب و ساير گردانندگان اصلي آن قبلا در جبهه خلق به رهبري ابوالفضل ايلچي بيگ عضويت داشتند كه در سالهاي 1992 و 93 م اقدام به تاسيس اين حزب كرده و از جبهه خلق جدا شدند.

در دوران رياست جمهوري ايلچي بيگ ، عيسي قنبر رياست مجلس اين كشور را بر عهده داشت كه با روي كار آمدن حيدر عليف در سال 1993 و تغيير و تحولاتي كه در هيئت رئيسه پارلمان صورت گرفت پست خود را از دست داد و رسول قلي يف بر جاي او نشست.

حزب مساوات از احزاب ملي گرا و مخالف دولت محسوب مي شود كه تمايلات شديد غرب گرايانه دارد و در راستاي تعقيب اهداف و مقاصد پان تركيستي با تركيه نيز داراي مناسبات خوبي است. روزنامه يئني مساوات در حكم ارگان اين حزب عمل مي كند و به عنوان ابزار رسانه اي و تبليغاتي آن در سطح كشور، اهداف و برنامه هاي حزب را تعقيب و منعكس مي سازد.

لازم به اضافه است كه ديدگاه هاي اين حزب در باره جمهوري اسلامي ايران كاملا منفي است و معمولا بصورت آشكار با كشورمان دشمني و مخالفت مي كند. این حزب ارتباطات گسترده ای با امریکا و اسراییل دارد و توسط این کشورها تامین مالی میشود.

جبهه خلق ( شاخه اصلاح طلبان ) - عضو ديگر ائتلاف آزادي، شاخه اصلاح طلبان جبهه خلق به رهبري علي كريم لي است كه پس از درگذشت ابوالفضل ايلچي بيگ، بنيانگذار و رهبر اين جبهه تاسيس شد كه خاستگاه شديد ملي گرايي و پان تركيستي دارد و از مدافعان تز خيالي و ايده ساختگي آذربايجان واحد است.
این حزب نیز تحت حمایت مالی و سیاسی امریکا و اسراییل قرار دارد و با کمک و هدایت ماموران امنیتی سیا و موساد  علیه تشیع و ایران فعالیت میکند.
جبهه اتحاد ملي - اين تشكل حزبي توسط خانم لاله شوكت رهبري مي شود و سومين عضو ائتلاف ( بلوك) آزادي به حساب مي آيد. اين شخص در اوايل رياست جمهوري حيدر عليف مدتي رئيس دفتر وي و دبير هيئت دولت بود و در مقطعي نيز حزبي بنام «حزب ليبرال آذربايجان» را رهبري مي كرد. حزب وي به تنهايي در حيطه فعاليت هاي حزبي ایران شمالی  محلي از اعراب ندارد و چندان تاثير گذار نيست.

تشكل هاي حزبي كوچكتري هم هستند كه با اين ائتلاف همكاري دارند ولي داراي نقش و اسم و عنوان قابل توجهي نيستند.

حزب دموكرات

اين حزب توسط رسول قلي يف كه در آمريكا اقامت دارد و از چهره هاي مخالف حزب حاكم و دولت عليف ها بشمار مي رود تاسيس شده و اداره مي شود. وي در سالهاي اول رياست جمهوري حيدر عليف مدتي بر مسند رياست پارلمان كشور تكيه زد ولي در نتيجه بروز اختلاف مابين وي و رئيس جمهور، راهي آمريكا شد و تاكنون در همانجا زندگي مي كند.

اخيرا در كادر رهبري حزب دموكرات اختلافاتي بروز كرده و همانند جبهه خلق عملا به دو شاخه تقسيم شده است. سردار جلال اوغلو كه نفر دوم و معاون رهبر حزب بود با رسول قلي يف دچار اختلافات شديد شد و ايندو با متهم كردن يكديگر باعث انشعاب در حزب شدند. رسول قلي يف بنيانگذار و رهبر حزب كه در خارج از كشورش به سر مي برد و به علت تحت تعقيب بودن نمي تواند وارد باکو  شود، نفر دوم حزب را متهم به همدستي با دولت و حزب حاكم مي كند و سردار جلال اوغلو نيز اتهام سوء استفاده از موقعيتش در رهبري حزب را به رسول قلي يف وارد مي كند.

اين حزب نيز مثل اكثريت احزاب مخالف موجود،غرب گراست و غربي شدن را نسخه نجات بخش براي كشور و ملتش مي داند. ارگان رسانه اي اين حزب روزنامه حريت است كه خوانندگان زيادي هم در ایران شمالی  دارد. عده اي از مردم ایران شمالی  بر اين باورند كه اگر رسول قلي يف رهبر اين حزب طي چند سال گذشته اجازه حضور و فعاليت در داخل كشورش را مي يافت مي توانست از رقيبان جدي الهام علي يف و داراي شانس براي رسيدن به قدرت باشد.

جبهه خلق ( شاخه سنتي ها )

پس از انشعاب شاخه اصلاح طلبان جبهه خلق به رهبري علي كريم لي، چهره ها و بدنه سنت گراي حزب كه ابراز وفاداري بيشتري به بنيانگذار جبهه خلق داشتند، شاخه كلاسيك يا سنت گراي حزب را به رهبري ميرمحمود ميرعلي يف شكل دادند.

اين شاخه از جبهه خلق نيز در كنار داشتن ديد گاههاي غرب گرايانه، مبلغ افراطي پان تركيسم و داعيه دار ايجاد آذربايجاه واحد يا بزرگ است كه معمولا در قبال جمهوري اسلامي ايران هم ديدگاه هاي خوب و مثبتي ندارد.

حزب استقلال ملي

اين حزب در سال هاي اول شکل گیری کشور ایران شمالی تاسيس شد و از سال 1992 م بصورت رسمي آغاز به فعاليت كرد. رهبر اين حزب اعتبار محمد اف است كه سابقه عضويت در پارلمان و نمايندگي مجلس را هم در سال هاي گذشته در كارنامه سياسي خود دارد.

حزب استقلال ملي اگرچه در حال حاضر در صف احزاب مخالف دولت حاكم قرار دارد ولي از قدرت و نقش قابل توجهي در عرصه فعاليت هاي سياسي اين كشور برخوردار نيست. طی سالهای گذشته فعالیتهای این حزب کاملا تعطیل شده بود و اعتبار محمد اف  رهبر ان به دنبال فعالیتهای بازرگانی بود . وی طی سفری به امریکا با سازمان سیا وارد مذاکره شد و از کمکهای قابل توجه این سازمان برخوردار گردید و دوباره فعالیت خود را شروع کرد . اما اعتبار محمد اف اعلام کرد که  با مسایل داخلی و قضیه قره باغ کاری ندارد و تنها به  فعالیت علیه ایران خواهد پرداخت . اين رويكرد، ماموريت تازه اي است كه برخي از مراكز و ارگان هاي سياسي و امنيتي آمريكا بر دوش اين حزب گذاشته و با اختصاص كمك مالي به آن در صددند از طريق اين حزب سياسي فعال در باكو كه سرسپردگي خوبي به غرب و آمريكا دارد، پروژه ضربه زدن به وحدت و انسجام ملي درایران اسلامی  را پيش ببرند.

حزب اسلامي

تنها حزبي كه با گرايشات اسلامي در ایران شمالی  فعاليت دارد " حزب اسلامي " اين كشور است كه در سال هاي 1991 و 92 م به رهبري علي اكرام علي يف از پیشتازان جنبش بیداری اسلامی در قفقاز تاسيس شد و با شعارها و موضع گيري هاي اسلامي به فعاليت پرداخت.

اعضاي كادر رهبري اين حزب نيز ابتدا در جبهه خلق عضويت داشتند ولي از زماني كه شعارها و تمايلات ضد اسلامي و ايراني رهبران جبهه خلق آشكارتر شد اين عده از آن جدا و به تاسيس حزب اسلامي اقدام كردند. حزب اسلامي تمايل به غرب و يا شرق را مردود دانسته و خواهان اداره كشور با قوانين و مقررات اسلامي است و اين امر را با توجه به مسلمان و شيعه بودن اكثريت مردم ایران شمالی  ضروري و خواست ملت مي داند.

دولت استبدادی  حیدر علی اف  در سال 1996م / 1375  به توصیه امریکا ، علي اكرام و تعدادي ديگر از كادر رهبري اين حزب را به اتهام اقدام عليه دولت و وابستگي به خارج از كشور بازداشت و فعاليت آن را غير قانوني اعلام كرد.  برخی از اعضای حزب نیز در زیر شکنجه به شهادت رسیدند و علی اکرام علی اف مدت  پنج سال در زندان بسر برد. بعدها اين حزب تاحدودي خود را باز سازي كرد و هم اکنون به فعالیت خود ادامه میدهد.
رهبران و اعضاي اين حزب ديدگاه هاي مثبت و طرفدارانه اي نسبت به جمهوري اسلامي ايران دارند و در مسائل و تحولات بين المللي از ايران حمايت مي كنند.

لازم به اضافه است با توجه به لائيك و سكولار بودن نظام سياسي حاكم بر ایران شمالی ( بر اساس قانون اساس اين كشور ) مقامات و ارگان هاي ذيربط اجازه ورود رهبران و اعضاي اين حزب به ساختارهاي حكومتي نظير مجلس و دولت را نمي دهند و از اين جهت با محدوديت ها و موانع زيادي برخوردارند.

حزب سوسيال دموكرات

حزب سوسيال دموكرات از سال هاي اول استقلال اين كشور فعاليت دارد و از احزاب منتقد دولت به حساب مي آيد. رهبر اين حزب آراز عليزاده است كه پسر پروفسور مبارز عليزاده ايرانشناس معروف و برجسته ایران شمالی  مي باشد. مرحوم مبارز علیزاده شاهنامه فردوسی را به زبان آذری ترجمه کرده است.

اين حزب علي رغم اينكه منتقد دولت است ولي مثل ساير احزاب مخالف نظير مساوات ، جبهه خلق ، دموكرات و .... مخالفت شديد و عملي با دولت ندارد و به برگزاري تظاهرات اعتراض آميز و ميتينگ هاي خياباني اقدام نمي كند. و بیشتر معتقد به تغییرات مسالمت امیز است . به حسن رابطه با کشورهای مختلف عقیده مند است  و در قبال جمهوري اسلامي ايران نيز باز بر خلاف همان احزاب مخالف و شوونیست و غربگرای باکو  موضع خصمانه و كينه توزانه اي به خود نمي گيرد.

علي رغم اينها، حزب سوسيال دموكرات در مجموع حزب قدرتمند و تاثير گذاري نيست و در تحولات سياسي و اجتماعي اين كشور نقش قابل توجهي ايفا نمي كند.

ساير احزاب

احزاب سياسي متعدد ديگري نيز به ثبت رسيده و موجود هستند كه در مراتب بعدي اهميت و توانايي قرار دارند و عملا فعاليت چشم گيري از خود نشان نمي دهند. عناوين و اسامي رهبران برخي از آنها به شرح زير است :

-
حزب همبستگي ملي ( منتقد دولت ) به رهبري صابر رستم خانلي ( وي نماينده پارلمان و ترانه سرا  است  )

صابر رستم خانلی اگر چه میکوشد  حزب خود را مستقل نشان دهد ، اما  همه ی احزاب مخالف عقیده دارند که این حزب از پشتیبانی مالی و سیاسی دولت برخوردار است . حزب همبستگی ملی نیز گرایشات شوونیستی دارد و صابر رستم خانلی با دوایر صهیونیستی از رابطه خوبی برخوردار است .رستم خانلی میکوشد تا از ناسیونالیسم به عنوان سدی در برابر گسترش  بیداری اسلامی در میان  آذریها استفاده کند .  وی بارها به اسراییل سفر کرده و در سمینارهایی که به منظور  برنامه ریزی برای مبارزه با حرکتهای اسلامی در قفقاز تشکیل میشود شرکت کرده است .

-
حزب عدالت ( مخالف دولت) به رهبري الياس اسماعيل اف

-
حزب اقتدار ملي ( مخالف دولت ) به رهبري نعمت پناه اف

-
حزب اميد ( مخالف دولت ) به رهبري اقبال آقازاده

-
حزب آنا وطن به رهبري فضائل آقامانلي

-
حزب وحدت به رهبري طاهر كريملي

-
حزب اصلاحات دموكراتيك به رهبري عاصم ملا زاده

-
حزب آذربايجان مستقل ( طرفدار دولت ) به رهبري نظامي سليمانوف

-
حزب كمونيست آذربايجان ( با چند شاخه و انشعاب )


ملاحظات

1--  اكثر احزاب مخالف دولت در ایران شمالی  حتي آنها كه در درجه اول اهميت و فعاليت قرار دارند نظير مساوات، جبهه خلق ، دموكرات و.... از وزن و اعتبار كافي براي ايجاد تحول در لايه هاي سياسي و اجتماعي جامعه برخوردار نيستند و نمي توانند منشاء اثر و دگرگوني در حكومت باشند.

بويژه اينكه تقريبا رهبران همه اين احزاب مطرح در سال هاي گذشته در راس امور دولت و مجلس قرار داشتند و نتوانستند خواسته ها و نياز هاي اساسي شهروندان را برآورده سازند به طوري كه مردم در حال حاضر سابقه خوبي از دوران اقتدار و حكومت داري آنها در حافظه خود ندارند.

 
2 -اكثر احزاب مخالف براي رسيدن به حكومت دل به حمايت ها و پشتيباني هاي خارجي بويژه آمريكا و اروپا بسته اند و بجاي اتكا به مردم خود اميدوارند روزي با كمك بيگانگان بر مصدر حكومت برگردند.

طبيعي است كه اين رويكرد و نحوه عمل در ميدان سياست با استقبال و حمايت مردمي مواجه نمي شود و نمي تواند اين احزاب را رشد و ارتقاء دهد.

3 -- در مقابل، احزاب مخالف دولت، حزب حاكم را متهم به نقض اصول دموكراسي كرده و بر اين عقيده اند كه رهبران فعلي كشور از حكومت استفاده ابزاري مي كنند و به اشكال مختلف مخالفان را سركوب مي نمايند.

آنان همچنين حزب حاكم را به تخلف در انتخابات گذشته متهم كرده و معتقدند كه انتخابات مجلس و دولت در دوره رياست جمهوري حيدرعليف و فرزندش الهام، سالم و آزادانه نبوده است.

4 -    اگرچه ایران شمالی  در مقايسه با برخي ديگر از جمهوري هاي جدا شده از اتحاد جماهير شوروي از فضاي مشابهی براي فعاليت هاي حزبي و رسانه اي برخوردار است ولي اكثر احزاب و گروه هاي حزبي و سياسي، قواعد و چارچوب هاي فعاليت در اين عرصه را نمي دانند و يا رعايت نمي كنند. به نظر مي رسد تا زمان رسيدن به قانون مندي در اين عرصه، سال ها فاصله هست.
 
به طور کلی میتوان گفت که بسیاری از احزاب در ایران شمالی مستقل نیستند و به دولت یا خارجی ها وابسته هستند . حزب حاکم ( اذربایجان نوین ) نیز با حمایت خارج تشکیل شده است . حیدر علی اف هنگامی که در نخجوان بود پول برای خرید نفت و بنزین  شخصی خود نداشت تا چه رسد به هزینه تشکیل حزب . حزب یا بهتر یگوییم گروه حاکم بر ایران شمالی به مثابه یک دولت پادشاهی عمل میکند و طی پانزده سال گذشته قدرت را در اختیار داشته و قدرت پس از حیدر علی اف به فرزندش واگذار شده است .انتخابات نمایشی ریاست جمهوری در اکتبر آینده در ایران شمالی برگزار خواهد شد و از هم اکنون میتوان پیش بینی کرد که الهام علی اف  باز هم خود را انتخاب خواهد کرد !
 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:41  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 

 

 

 

 

کارنامه ناصر حمیدی زارع ،

 

 از نخجوان تا باکو

 

غلامعلی سجادی

 

 

 

مقاله «‌ باكو، مركز تجاري سفيران ايران» كه سال گذشته در برخي از سايت‌ها و وبلاگها منتشر شد، حكايتگر درد و رنجي نهفته دربارة نحوة كاركرد سفارت جمهوري اسلامي در باكو بود كه پس از سالها گوشه‌اي از آن افشا شد. پيش از انتشار مقالة ياد شده كه به گوشه‌هايي از تجارتگري برخي ديپلماتها پرداخته بود، «‌سايت بازتاب» خبرهايي از اقدامات تجاري احد قضايي ـ سفير اسبق ايران در باكو ـ‌ را منتشر كرده بود كه انتشار اين خبرها، واكنش احد قضايي را برانگيخت...

« افشار سليماني » سفير سابق دولت اصلاحات در باكو، علي‌رغم كارنامة‌ سياهي كه در  تلاش برای رسيدن به منصب حتي از طريق گرايش به بيگانگان داشت، در دورة اصلاحات، خود را در صف تندروهاي اصلاحات جا زد و با حمايت افرادي مانند امين‌زاده ( معاون وقت وزارت خارجه) و مهدي صفري

 ( ديپلمات چند نبش) به سفارت در باكو منصوب شد. افشار سليماني به دليل عدم كفايت در ادارة امور سفارتخانه، بيشتر اوقات خود را به درگيري با كاركنان سپري مي‌كرد و در نهايت پيش از پايان مأموريت، بركنار شد. در حالي كه مي‌كوشيد وانمود كند كه به دليل وابستگي به طيف اصلاح‌طلبان بركنار شده است. اين درحالي بود كه وي در ماههاي آخر سفارتش به شدت خود را طرفدار احمدي نژاد نشان مي‌داد!؟ درحالي كه پيش از انتخاب احمدي نژاد و در دوره حاكميت اصلاح‌طلبان نيز مسألة بركناري افشار سليماني مطرح بود...

انتصاب ناصر حميدي زارع به عنوان سفير در باكو، حكايتي طولاني دارد. كساني كه در جريان انتصاب وي قرار دارند، مي‌دانند كه نامبرده تنها نه به دليل شايستگي خويش، بلكه به دليل «‌ موقعيت و شرايط» ايجاد شده به عنوان سفير منصوب شد. كارنامة‌ فعاليت وي به عنوان سركنسول در نخجوان نشان مي‌داد كه وي از توانايي و شايستگي لازم براي سفارت در كشوري مانند ايران شمالي برخوردار نيست. به طور خلاصه اينكه وي در دورة‌ سركنسولگري‌اش در نخجوان، به جاي تأثيرگذاري بر نحوة شكل‌گيري و مديريت روابط نخجوان ( كه منطقه‌ايست در حد و قوارة شهرستان مرند ) با مناطق هم‌مرز آن در ايران، به سرويس‌دهي براي طرف مقابل مشغول بود. گاهي كارواني از ورزشكاران نخجواني را با هزينة ملت ايران به استانهاي مرزي ايران اعزام مي‌كرد. گاهي پروژة مشترك كشت سيب‌زميني با نخجواني‌ها را اجرا مي‌كرد.( گفته مي‌شود هنوز هم پول چند تن بذر سيب‌زميني كه از همدان توسط عوامل سركنسولگري در نخجوان خريده شده بود، پرداخت نشده است) و حتي به برخي افراد نخجواني مجوز مي‌داد كه در برخي استانهاي مرزي ايران به تدريس موسيقي بپردازند!؟

از مهم‌ترين عوامل دخيل در انتصاب ناصرحميدي زارع به عنوان سفير، مي‌توان موارد ذيل را نام برد:

1ـ لزوم بركناري سريع افشار سليماني

2ـ تلاش برخي طيف‌ها براي انتصاب افراد موردنظر خود به سفارت باكو كه افراد مطرح شده مناسب نبودند.

3ـ تغيير دولت و روي كارآمدن افرادي مانند منوچهر متكي، مهدي مصطفوي و مهدي صفري در وزارت امور خارجه كه نسبت به طرفداران هاشمي رفسنجاني ( از جمله ناصر حميدي زارع) نگاه مثبتي دارند.( مهدي صفري كه پيش از دور دوم انتخابات رياست جمهوري، به شدت خود را طرفدار هاشمي رفسنجاني نشان مي‌داد، و حتي بعد از برگزيده شدن احمدي نژاد، طي سفري به باكو در جلسه‌اي يكي از ديپلماتها را به خاطر رأي دادن به احمدي نژاد مورد عتاب قرار داده بود، بعد از انتصاب منوچهر متكي به وزارت امور خارجه، ارتقاي مقام يافت و از مديركلي به معاونت رسيد! پيدا كنيد علت ارتقاي وي را ...)

4ـ موافقت برخي مراكز تصميم‌گير با سفارت ناصر حميدي زارع، علي‌رغم آگاهي از ناتواني‌هاي وي. اين مراكز بر آن بودند كه حميدي زارع اگرچه كارنامة‌ فعالي در نخجوان ندارد، اما در صورت برطرف كردن ضعف‌هاي خود، مي‌تواند به عنصري مفيد تبديل شود.

5ـ تلاشهاي برخي از دوستان حميدي زارع براي انتصاب وي به سفارت كه از جمله مي‌توان به افرادي چون احد مرحبا (نمايندة آستارا ـ زادگاه ناصر حميدي زارع) و حجت‌الاسلام سيدعلي‌اكبر اجاق نژاد

( مسوول رايزن فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي در باكو كه مدتي به عنوان امام جمعه در آستارا بوده و آشنايي ديريني با ناصر حميدي زارع دارد.) و نيز برخي افراد تأثيرگذار كه از دوستان حميدي زارع نبودند، اما  تصور مي‌كردند كه در مقايسه با فردي مانند افشار سليماني، وي گزينة‌ خوبي است.

انتصاب حميدي زارع به عنوان سفير در باكو، در ابتدا اميدهايي را در درون آشنايان مسايل ايران شمالي و روابط تهران ـ باكو برانگيخته بود. اما اين اميدها رفته رفته رنگ باخت. چرا كه وي نتوانست باگذشت يك سال از سفيري خود، فعاليت‌هايي انجام دهد كه نويدبخش تأثيرگذاري بر روابط تهران ـ‌ باكو در حوزه‌هاي مختلف باشد. و اگر اوضاع به همين منوال پيش رود، ح