تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

ایام سوگواری حضرت سیدالشهداء ( ع ) و انصاروفادارش را به عموم مسلمانان بویژه ملت ایران  و مردم ایران شمالی تسلیت عرض مینماییم .

 

Məhərrəm ayı və Hz. Seyyidülşühəda İmam Hüseyn(ə)-ın matəm günləri münasibəti ilə  cəmi müsəlmanlara təsliyət ərz edirik

 

خبر مهم

 

هشدار از سوي سرهنگ ارشد  وزارت امنيت باکو :

«احتمال  جدا شدن نخجوان از ایران شمالی در آینده نزدیک»

(روزنامه «يني مساوات»، چاپ باکو  ـ 24/10/86)

 

خبر منتشر شده در شماره ديروز روزنامه «يني مساوات» در باره فعاليت طرفداران « پ ـ ك ـ ك » در نخجوان، تشكل آنها در مدارس عالي نخجوان  و انتشار نقشه‌هاي «دولت كردستان» و آرم و پرچم « پ ـ ك ـ ك » در نخجوان توسط آنها بازتابهاي گسترده‌اي در جامعه يافت. الهام اسماعيل سرهنگ وزارت امنيت ملي و  رييس مركز مطالعات امنيتي در اظهار نظر در اين مورد با اعلام اينكه اطلاعات مندرج در روزنامه «يني مساوات» سخناني كلي است، افزود: «در اين مطالب حقايق جدي وجود دارد. وضعيت پيش آمده در نخجوان و روندهاي جاري در اين منطقه  دولت را تهديد مي‌كند و در عين حال، قادر است در آينده دولت جمهوری آذربایجان ( دولت حاکم بر ایران شمالی ) را با مشكلات جدي مواجه كند».

به نظر وي، مي‌بايست در اولين روزهاي آغاز اين روند از اين رويدادها جلوگيري به عمل مي‌آمد: «رو به تشنج بودن اوضاع در نخجوان ناشي از فقدان ارتباط دايم باکو با اين منطقه و قادر نبودن جامعه و مطبوعات باکو  براي تاثيرگذاري بر اين منطقه مي‌باشد. جنبه ديگر اين مسئله را غفلت مسئولان نخجوان از اين نكته مي‌باشد كه بر خلاف منافع دولت  عمل مي‌كنند. و اگر از اين نكته آگاه باشند، اين بدين معني خواهد بود كه شرايط ويژه‌اي را براي تحقق اين روند فراهم مي‌سازند. نهادهاي وزارت امنيت در نخجوان كه موظف به ارايه اطلاعات مربوطه هستند، يا اين وظيفه خود را اجرا نمي‌كنند، يا اينكه به اطلاعات ارايه شده توسط آنها توجه نمي‌شود. به دليل اينكه مسئولان نخجوان از اختيارات فوق‌العاده ‌اي برخوردار هستند، كسي از مسئولان دولت و همچنين هيچ يك از ارگانهاي دولتي غير از الهام علی اف ، امكان تاثيرگذاري بر مسئولان نخجوان را ندارند. اين وضعيت موجب شده است كه خطر جدي براي دولت جمهوري آذربايجان ( دولت حاکم بر ایران شمالی ) به وجود آيد، به گونه‌اي كه ممكن است در آينده نزديك مسئله جدايي نخجوان ازجمهوری آذربايجان ( ایران شمالی ) مطرح گردد. در صورتي كه از ادامه روند كنوني جلوگيري به عمل نيايد، خطر تحقق آن وجود خواهد داشت كه مي‌تواند منجر به از دست رفتن سرزمينهاي جديدي شود».

الهام اسماعيل با ابراز تاسف مي‌گويد، اهالي نخجوان كه همواره روحيه مبارزه‌طلبانه داشته اند، در حال حاضر ظاهرا دچار افت روحي شده اند. وي اين وضعيت را ناشي از روند عزيمت افراد فعال و مبارز از نخجوان دانست و افزود كه مطبوعات بايد روندهاي جاري در نخجوان را مورد توجه دايم قرار دهند، با جمع‌آوري اطلاعات از اهالي نخجوان  ، آن را در اختيار جامعه قرار دهند.

افسرارشد  وزارت امنيت با يادآوري اينكه در حال حاضر اعزام خبرنگار به نخجوان از باكو به امري غير ممكن در آمده است، آن را به عنوان آژير خطر  و اقدامي عليه امنيت ملي كشور تلقي نمود. به گفته وي، «اين رفتار مسئولان نخجوان و وجود شرايط مساعدي براي فعاليت نيروهاي خطرناك در اراضي نخجوان ، به فاجعه‌اي براي دولت منجر خواهد شد».

به نظر الهام اسماعيل ، بايد اين نكته نيز مورد توجه قرار گيرد كه نخجوان در مرز با ارمنستان واقع شده است: «با توجه به اينكه افرادي در اراضي نخجوان اسكان داده مي‌شوند كه احتمالا کرد هستند ، در چنين شرايطي اگر فردا عمليات ‌نظامي آغاز شود، آنها يا اين منطقه را ترك خواهند كرد، يا اينكه شرايط مناسبي را براي ارامنه فراهم خواهند نمود كه در نتيجه آن نخجوان به تصرف دشمن در خواهد آمد». وي هشدار داد كه روند فرو‌پاشي جمهوری آذربايجان در  نخجوان آغاز شده است.

به گفته الهام اسماعيل، تنها راه نجات از وضعيت خطرناك كنوني اين است كه ارگانهاي امنيتي كشور اطلاعاتي را كه در دست دارند و در مطبوعات منتشر شده است، جمع‌آوري و به رييس جمهوري ارايه نمايند تا بر اساس آن تدابير جدي اتخاذ گردد. 

توضیح حرکت آزادیبخش ایران شمالی :  ارتباط زمینی میان نخجوان با باکو از طریق خاک ایران میسر است و دولت جمهوری اسلامی ایران با هزینه میلیاردها تومان ، جاده مرزی بیله سوار – جلفا را  طی سالهای اخیر بازسازی و اسفالت کرده است که هم اکنون ارتباط زمینی باکو با نخجوان از طریق این جاده مرزی آسفالته صورت میگیرد . همچنین گاز نخجوان نیز  از سوی ایران تامین میشود.

در دوره ای که حیدر علی اف در نخجوان اقامت داشت و هنوز در باکو به قدرت نرسیده بود ، حتی آرد ، نان و نفت مردم مسلمان نخجوان نیز از سوی ایران تامین میشد . در آن هنگام مهندس عبدالعلی زاده که استاندار اذربایجانشرقی بود ، به نخجوان سفر و با علی اف ملاقات کرده بود . در این ملاقات حیدر علی اف خواستار برافراشتن پرچم ایران در نخجوان و پیوستن نخجوان به خاک ایران شده بود . که متاسفانه دولت وقت ایران پاسخ مناسبی به درخواست علی اف نداد. در آن زمان ، ارمنستان در صدد تصرف نخجوان بود و حزب پان ترکیستی جبهه خلق قدرت را در باکو در اختیار داشت که به علت بی کفایتی و دریافت رشوه های کلان ، بخش بزرگی از خاک ایران شمالی را در اختیار ارمنستان قرار داد. حیدر علی اف با احتمال اینکه ارمنستان نخجوان را نیز تصرف خواهد کرد ، خواهان آن شده بود که به طور رسمی نخجوان به خاک ایران ملحق شود . زیرا نخجوان قبل از انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای نیز بخشی از خاک ایران بود. همانگونه که ذکر شد متاسفانه دولت وقت ایران ، به جای پذیرش نخجوان به عنوان بخشی از اراضی اشغال شده ایران ، به حمایت همه جانبه از مردم نخجوان و تامین مواد غذایی و مایحتاج آنها اکتفا کرد.

شعبه حرکت آزادیبخش ایران شمالی در نخجوان و عموم فعالان حرکت اسلامی این منطقه خواهان پیوستن به خاک نیاکان و وطن اصلی خود ایران هستند.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:25  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 اعزام سرباز  از سوی دولت باکو به عراق جهت کشتار مسلمانان

در ادامة اعزام نيرو توسط دولت باكو به افغانستان و عراق براي كمك به اشغالگران و سركوب مسلمانان، يكصد تن ديگر از سربازان ارتش اين دولت به عراق اعزام شدند.

دولت باكو خود را متحد استراتژيك آمريكا مي‌داند و همكاري با آمريكا در حمله به افغانستان و عراق، ايجاد بازداشتگاه مخفي سيا در باكو، تأسيس پايگاه براي هواپيماهاي آمريكا، ايجاد مراكز شنود و جاسوسي در خاك ايران شمالي براي آمريكا از جمله موارد خدماتي دولت باكو براي دولت آمريكا مي‌باشد.

تورهاي گردشگري انگليس در قره‌باغ

شركت "سونويل ديسكاوري" انگليس در راستاي تشكيل و اعزام تورهاي سياحتي به منطقه قره‌باغ كوهستاني به طور مستمر فعاليت مي‌كند.

به گزارش خبرگزاري " آذري‌پرس " از باكو، در اين خصوص پيام اعتراض‌آميز توسط وزارتخانه‌هاي امورخارجه و فرهنگ و گردشگري دولت باكو به وزارت فرهنگ و گردشگري دولت انگليس ارايه شده است.

گفنني است: دولت قره‌باغ كه تاكنون از سوي مجامع جهاني به رسميت شناخته نشده، با داير كردن نمايندگي در آمريكا و برخي كشورهاي ديگر، موفق به جذب سرمايه‌گذاري برخي شركتهاي غربي در قره‌باغ شده است. برگزاري تورهاي گردشگري در قره‌باغ براي سياستمداران و فعالان  اقتصادی  غرب   از روش    های موثر برای جذب سرمایه گذاری در قره باغ  است.   

 

همايش درباره « تجارت انسان» در باكو

اين همايش يك روزه با هدف اجراي طرح " توسعه روش‌هاي مبارزه با تجارت انسان " با شركت جمعي از مقامات انتظامي باكو، نمايندگان سازمان امنيت و همكاري اروپا، سازمان بين‌المللي كار و مركز بين‌المللي توسعه سياست مهاجرت برپا شد.

"امران نجف‌اف" كفيل اداره مبارزه با تجارت انسان گفت: درپي تدوين و تصويب برنامه ملي مبارزه با تجارت انسان در سال 1382 در اين كشور ، اقدام لازم براي مبارزه با اين پديده افزايش يافته است.

وي افزود: درسال‌هاي 1383 تا 1386 در مجموع ۶۸۹مورد جرايم مربوط به تجارت انسان در ايران شمالي كشف شده كه در اين ارتباط يك هزار و ۹۳۷نفر بازداشت و توسط مراجع قضايي به مجازات‌هاي مختلف محكوم شده‌اند.

به گفته وي، فرصت طلبان اكثر قربانيان تجارت انسان را به كشورهاي تركيه، پاكستان، امارات متحده عربي و اسراييل منتقل كردند و در اغلب موارد از خاك ايران شمالي براي انتقال آنان استفاده شده است.  شايان ذكر است طي سالهاي گذشته، اخبار و مطالب گوناگوني در زمينة دست داشتن سفارتخانه‌هاي آمريكا و اسراييل در باكو در قاچاق كودكان و زنان ايران شمالي به كشورهاي غربي منتشر شده است.

 

پخش اذان در شهرستان "زاقاتالا"  ممنوع شد

پخش اذان از مسجد مركزي شهرستان "زاقاتالا" واقع در ۴۱۸كيلومتري شمال غرب باكو ممنوع شد.

به گزارش خبرگزاري "فورست نيوز" از باكو، ممنوعيت پخش اذان از اين مسجد به دستور فرمانداري اين شهرستان انجام شده است.

اين گزارش مي‌افزايد: فرمانداري زاقاتالا با تاييد اين اقدام اعلام كرد، صدور دستور ممنوعيت پخش اذان از اين مسجد با هماهنگي مقامات انجام گرفته است.

اقدام مشابهي نيز پيشتر در باكو مركز ايران شمالي انجام‌گرفت كه به دنبال واكنش و اعتراض شديد مردم، شهرداري باكو ناگزير به لغو آن شد.

 

 

بازداشت تعدادي از اهالي باكو به جرم همكاري با ارمنستان

 

 ماموران وزارت امنيت ملي دولت باكو طي عملياتي در قصبه نريمان‌اف شهر باكو شماري از اهالي باكو را كه پيروان طريقت «آدونتيست‌هاي روز هفتم» (صهيونيست مسيحي) هستند، بازداشت كردند.

 گزارش وزارت امنيت ملي در اين ارتباط حاكي است، طي اين عمليات 19 نفر مظنون به همكاري با سرويس‌هاي امنيتي ارمنستان و اسراييل، بازداشت شدند.

  لازم به ذكر است، در اطلاعيه چند روز پيش اداره اطلاع‌رساني وزارت دفاع دولت باكو نيز از سازمان‌هاي ميسيونري فعال در ايران شمالي به عنوان حامي سياست تروريستي و توسعه‌طلبانه ارمنستان نام برده شده است.

 در اين اطلاعيه همچنين آمده است كه ميسيونرها متقابلا از حمايت مادي و معنوي كليساهاي ارمني برخوردار مي‌شوند.

 در اين اطلاعيه به همكاري پيروان طريقت «آدونتيست‌هاي روز هفتم» با كليساهاي ارمني اشاره خاصي شده است.

گفتني است فعاليت كليساهاي مسيحي و مؤسسه‌هاي تبليغي غرب در ايران شمالي با حمايت و نظارت دولت باكو انجام مي‌گيرد و تاكنون اين كليساها توانسته‌اند، عده‌اي از خانواده‌هاي بي‌بضاعت را به مسيحيت جذب كنند.

 

 

اعضاي حركت اسلامي ايران شمالي در زندان رژيم باكو

 

15 تن از جوانان اسلامگراي ايران شمالي  به اتهام تلاش براي سرنگوني دولت علي اف در باكو به حبس طولاني محكوم شدند.

 

به گزارش رجانيوز به نقل از خبرگزاري فرانسه، منابع قضايي باکو از محاکمه آنها به اتهام تلاش براي سرنگون کردن دولت علي اف رئيس جمهور اين کشور‌ و محکوم شدن به چندين سال زندان، در دادگاهي در باکو خبر دادند.

 

بر اساس اين گزارش، "سعيد داداش بيگي" مغز متفکر اين گروه در دادگاه باکو به 15 سال حبس و 14 نفر ديگر عضو گروه، به 2 تا 14 سال زندان محکوم شدند.

 

ممنوعيت پخش برنامه به زبان اقوام در باكو

 

از ابتداي سال جاري ميلادي (دي ماه 1386)، شبكه‌هاي مختلف راديو تلويزيوني و رسانه‌هاي باكو، از پخش هرگونه برنامه به زبانهاي اقوام مختلف ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) از جمله تالش‌ها و لزگ‌ها ممنوع شدند.
نوشيروان محرمعلي رييس  شوراي دولتي تلويزيون و راديوي باكو اعلام كرد:اين قانون از ابتداي سال 2008( دي ماه 1386) اجرا مي‌شود و ديگر بحثي درباره آن در شورا صورت نمي‌گيرد.

خبرگزاري ترند اعلام كرد: بر اساس اين تصميم، تمام برنامه‌ها اعم از انيميشن، فيلم، موسيقي بايد به زبان آذري ارايه و پخش شود.

محرمعلي خاطر نشان كرد: شوراي ملي تلويزيون و راديو، نظارت دقيق و جدي بر اجراي اين مصوبه خواهد داشت و با متخلفان به شدت برخورد مي‌شود.

اين اقدام دولت باكودر حالي است كه حدود 40 درصد از جمعيت ايران شمالي را اقوام تالش، لزگ و ديگر اقوام تشكيل مي‌دهند.

 

عقب‌نشيني رژيم باكو

 

در پي اعتراض گسترده مردم مسلمان ايران شمالي، تلاش رژيم باكو براي تصويب « قانون منع حجاب» ناكام ماند . حركت اسلامي ايران شمالي به دنبال تلاش رژيم باكو براي تصويب قانون ضداسلامي « منع حجاب»، اعتراض‌هاي گسترده‌اي را به نمايش گذاشت كه منجر به عقب‌نشيني رژيم باكو و عدم تصويب اين قانون شد.

چندي پيش رژيم باكو پخش اذان از مساجد را نيز ممنوع كرده بود كه با اعتراض گسترده مردم، ناچار به عقب‌نشيني شد. با اين حال، دستگاههاي دولتي باكو همچنان به مقابله با احكام و قوانين اسلامي ادامه داده  و از پذيرفتن عكس‌هاي محجبه زبان براي صدور گواهي‌نامه رانندگي، مدارك تحصيلي و گذرنامه خودداري مي‌كنند.

 

 

۱۶حزب مخالف دولت باكو تفاهمنامه همكاري امضا كردند

۱۶حزب سياسي مخالف دولت فعلي حاكم بر ايران شمالي (خاندان علي‌اف‌ها) جمعه تفاهمنامه همكاري و فعاليت مشترك امضا كردند. به گزارش خبرنگار ايرنا، "ميرمحمود ميرعلي‌اوغلي" رهبر حزب جبهه خلق كلاسيك پس از اين مراسم در گفت وگو با خبرنگاران، هدف از همكاري مشترك اين احزاب را فعاليت براي انتخابات رياست جمهوري در سال 1387 ( ۲۰۰۸ميلادي)، ايجاد فضاي دمكراتيك، تامين آزادي بيان و مطبوعات در جمهوري‌آذربايجان اعلام كرد. ميرعلي‌اوغلو تصريح كرد: امضاكنندگان اين تفاهمنامه در آستانه انتخابات رياست جمهوري در زمينه اصلاح  قوانين انتخاباتي در جمهوري‌آذربايجان فعاليت خواهند كرد. اين در حاليست كه چهار حزب اصلي غربگرا ـ پان‌تركيست و مخالف دولت فعلي باكو يعني "مساوات"، "جبهه خلق"، "دمكرات" و "ليبرال" به احزاب ياد شده ملحق نشدند.

بحران سياسي و اقتصادي در ايران شمالي

رييس حزب "سبزها"ي ايران شمالي گفت: بحران سياسي و اقتصادي در آينده اين منطقه را تهديد مي‌كند. به گزارش خبرگزاري غيردولتي "دي.آذ"، "مايس گلعلي‌اف" افزود: طبق پيش- بيني بدنبال استخراج گسترده نفت و گاز در ايران شمالي، اين ذخاير در سال1396( ۲۰۱۷ميلادي) پايان مي‌يابد و اقتصاد وابسته‌اين كشور به درآمدهاي نفت و گاز، كشور را با مشكلات جدي روبرو خواهد كرد. وي اضافه كرد: در اين صورت وضعيت مردم ايران شمالي از وضع فعلي نيز بدتر خواهد شد و متعاقب آن قيمت‌ها افزايش و بودجه دولتي نيز با كسري شديد مواجه خواهد شد. رييس حزب سبزها، دولت الهام‌علي‌اف را به ناديده گرفتن نظرات صاحب نظران و كارشناسان اقتصادي متهم كرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 20:0  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 همايش ملي جوادخان گنجه‌اي،

مرزدار ايراني قفقاز

  ·          رحيم نيكبخت

 طی مراسمی علمی - فرهنگی از رشادت‌ها و حماسه‌هاي سردار و مرزبان رشيد ايراني جوادخان گنجه‌اي، ( حاكم فرمانده قشون ایران در گنجه) تجليل شد.

طي دو جنگ تحميلي سنگين به ايران توسط روسيه تزاري و انعقاد دو قرارداد ننگين گلستان و تركمانچاي، 17 شهر ايراني آران (ايران شمالي) به اشغال روسيه درآمد. به دلايل گوناگون از جمله احساس شكست و تأسف و حسرت عمومي ناشي از فاجعة‌ ملي (جدايي 17 شهر قفقازي)، تاكنون اقدام شايسته‌اي براي تجليل از حماسه‌ها و رشادتهاي سرداران و سربازان ايران در مقابل ارتش متجاوز روسيه صورت نگرفته بود كه اقدام شايسته مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران در برپايي آييني به ياد و نام شهيد جواد خان گنجه‌اي مي‌تواند، اقدامي ارزشمند در اين راستا تلقي شود.

اين مراسم در محل مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران با تلاوت قرآن مجيد، و ارايه گزارشي از سوي دبير همايش آقاي دكتر حسين احمدي آغاز شد، رياست جلسه اول با آقاي دكتر موسي حقاني بود. در جلسه نخست، اولين سخنران آقاي محمّد بهمني قاجار از نوادگان عباس ميرزا،( فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری ) مقاله جالبي از تبار و خاندان تاريخي جوادخان گنجه‌اي و جايگاه ايل و تبار آن در دولت صفويه ارايه داد. در مقاله بعدي كه توسط آقاي علي پورصفر محقق و پژوهشگر قفقاز ارايه گرديد، قلمرو خاندان زياداوغلي قاجار را مورد بحث قرار داد و آقاي مسعود عرفانيان در سخنراني مُستند و ارزشمند خود به بررسي چهره ارايه‌ شده در منابع رسمي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) از جوادخان گنجه‌اي پرداخت. چهره‌اي كه منابع اين جمهوري تازه‌استقلال‌يافته از جوادخان ارايه داده‌اند، بر اساس مستندات تاريخي و معتبر كه پژوهشگر ارشد تاريخ كشورمان مطرح نمود، كاملاً با واقعيت‌هاي تاريخي در تناقض مي‌باشد. داده‌هاي تاريخي كه در منابع اصلي وجود دارد، همگي بر ايران‌گرايي و دفاع سردار جوادخان گنجه‌اي از مرزهاي كيان اسلامي ايران در مقابل تجاوزات روس‌ها تكيه دارند كه در همين راه نيز به شهادت نايل شد.

جلسه دوم سخنراني با رياست آقاي دكتر صدر شروع گرديد. در جلسه دوم، اولين سخنراني را دكتر رحيم رئيس‌نيا با موضوع نبردهاي جوادخان زياداوغلي قاجار با روسها برای حفظ خاک ایران  ايراد كرد. در اين سخنراني مراحل مختلف رويارويي اين سردار بزرگ ايران با روس‌ها و سرانجام او بر اساس منابع و مأخذ معتبر مورد بررسي قرار گرفت.

سخنراني بعدي توسط محقق جوان محمّدعلي بهمني قاجار از نوادگان عباس ميرزا نايب‌السلطنه پيرامون فرزندان و بازماندگان جوادخان گنجه‌اي ايراد گرديد. در اين سخنراني ضمن معرفي نوادگان جوادخان، به ارايه تلقي آنها از ايران و تاريخ مبارزات و مجاهدات نياي بزرگ خود جوادخان از مرزهاي ايراني قفقاز پرداخت كه در نوع خود بسيار جالب بود. تعلق خاطر به ايران و آرزوي مجدد عظمت آن علي‌رغم جدايي آران از ايران در آثاري كه از يكي از نوادگان جوادخان به نام عادل‌خان زيادخان‌اُف در اثري چون «طيران قلم» برجاي مانده است، در سخنراني شنيدني آقاي بهمني قاجار بررسي شد.

پايان‌بخش «همايش ملي جوادخان گنجه‌اي، مرزدار ايراني قفقاز» سخنراني دبير همايش آقاي دكتر حسين احمدي با موضوع «قره‌باغ‌نامه‌ها؛ ايران‌گرايي جوادخان گنجه‌اي» بود. دكتر حسين احمدي كه طي چند سال گذشته فعاليت‌هاي ارزشمندي با برپايي نشست‌هاي تخصصي پيرامون مسايل تاريخ معاصر قفقاز و انتشار منابع ارزشمند تاريخ ايران شمالي چون « قره‌باغ ‌نامه‌ها » و ديگر منابع اصلي تاريخ اين خطه در كارنامه خود دارد، بر اساس منابع اصلي تاريخ ايران شمالي، مبارزات و مجاهدات جوادخان گنجه‌اي را تصوير نمود. از موضوعات مهم و جالب توجه، ايستادگي جوادخان در مقابل روس‌ها علي‌رغم تمام موانع و سختي‌هاست. در زماني كه روس‌ها به لطايف‌الحيل، حكمرانان محلي ايران شمالي چون مصطفي‌خان تالش، ابراهيم‌خان جوانشير و ديگران را به اطاعت خود فراخوانده بودند، جوادخان اين سردار شهيد ايراني به استقبال خطر رفت و به مبارزه با روس‌ها پرداخت و جان خود را در راه حفظ مرزهاي ايران فدا كرد.

جوادخان گنجه‌اي اولين سردار ايراني بود كه از دسيسه روس‌ها براي تسلط بر ايران شمالي و اراضي قفقازي كشورمان آگاه شد، مسأله‌اي كه ابراهيم‌خان جوانشير و مصطفي‌خان تالش زماني از آن آگاهي يافتند كه دير شده بود. خاندان جوانشير هنگامي كه قصد پيوستن به ايران را داشت، توسط روس‌ها قتل عام گرديد. اما جوادخان، كه آماج نخستين حملات ارتش متجاوز روسيه به ايران در گنجه بود، با دو هزار نيرو در مقابل سي‌هزار تن از ارتش  مجهز روسيه تا پاي جان ايستاد و جان خود وفرزند و سربازانش را در دفاع از ميهن فدا كرد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 9:55  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

وضعیت فلاکت بار  ارتش در ایران شمالی

 * ائلشن نصیراف

عای رغم اینکه  دولت باکو سالانه میلیاردها دلار به خاطر فروش نفت ، واگذاری منابع ملی به شرکتهای غربی و اسراییلی و حتی اجاره دادن پایگاه نظامی به روسیه و مراکز شنود و جاسوسی به آمریکایی ها و صهیونیستها درآمد دارد و علی رغم اینکه دولت باکو مدعی است که بودجه نظامی آن از کل بودجه ارمنستان و گرجستان  ( دو کشور همسایه ایران شمالی در قفقاز جنوبی ) بیشتر است ، ارتش در ایران شمالی وضعیت اسفبار و فلاکت باری دارد.

به نظر میرسد که بعد از فروپاشی شوروی و پیدا شدن دولت باکو در سال 1997میلادی / سال 1370 شمسی ، هرگز « ارتش » از سوی نظام حاکم بر ایران شمالی جدی گرفته نشده است.و از آن به عنوان وسیله ای در بازیهای سیاسی داخلی و بین المللی بهره برداری شده است . در مناقشه قره باغ ارتش نوپای ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان / اران ) چهره آبرومندانه ای از خود بر جای نگذاشت . اما بسیاری از نظامیان باکو علت عقب نشینی های مکرر ارتش در مقابل نیروهای ارمنی را دستورات مقامات سیاسی  عنوان میکنند . آنها اظهار میدارند که مکرر از باکو به انها دستور عقب نشینی داده میشد . یکی از علل عقب نشینیها این بود که جبهه خلق و پان ترکیستهای افراطی حاکم بر باکو میخواستند جنگ را به مرزهای ایران بکشانند . زیرا تصور میکردند که در چنین صورتی ، آذربایجانیهای ایران در حمایت از آنها قیام خواهند کرد و بدینگونه مرزها در هم خواهد ریخت و ایران تجزیه خواهد شد ! !

حیدر علی اف بعد از رسیدن به قدرت عده ای از سران ارتش را به اتهام خیانت و فروش ارزاق ارتش به گرجستان به دادگاه کشاند. اتهام  جمعی از سران ارتش این بود که با ارایه آمارهای ساختگی و چندین برابر بیشتر از  تعداد واقعی سربازان در جبهه قره باغ  از دولت ارزاق و مواد غذایی دریافت کرده و آن را به گرجستان صادر کرده و به ثروتهای هنگفت دست یافته اند. محاکمه این افراد بار دیگر حیثیت ارتش را لکه دار کرد. اما موجب شد که حیدر علی اف خود را به عنوان فردی که با خاینان برخورد میکند تبلیغ کند !! در حالی که اگر انها ارزاق به گرجستان فروخته بودند ، حیدر علی اف مملکت را به زیر سلطه امریکا و صهیونیسم بین الملل کشاند . و هرگز هم محاکمه نشد.

ارتش در دست حاکمان باکو چیزی بیش از یک اهرم سیاسی نیست . هنگامی که امریکا به افغانستان حمله کرد ، ارتش از سوی حیدرعلی اف ماموریت یافت تا با امریکا همکاری کند و حتی برخی پادگانهای ارتش در اطراف باکو در اختیار نظامیان امریکا قرار گرفت.

در حمله امریکا به عراق نیز ارتش مورد بهره برداری  سیاسی قرار گرفت و مجبور به همکاری با امریکا شد. زیرا منافع خاندان علی اف ها حکم میکرد که ارتش را در اختیار بیگانگان قرار دهند. بدتر از اینها به درخواست یا بهتر بگوییم به دستور جرج بوش ، صدها تن از سربازان و افسران از باکو به افغانستان و عراق اعزام شدند  تا در کشتار مسلمانانی که از وطن خود دفاع میکنند با نیروهای امریکایی همکاری کنند و تاکنون تعدادی از این سربازان کشته شده اند .بدینگونه ارتش همواره فدای منافع خاندان علی افها و گروه حاکم بر ایران شمالی بوده است و به مثابه یک « کارت » در بازی با امریکا و گروههای داخلی مورد استفاده قرار گرفته است . تنها ماموریتی که به ارتش بیچاره باکو محول نمیشود ، جنگ برای آزادی قره باغ است . در حالی که استقلال طلبان قره باغ به تشکیل دولت پرداخته و دفتر نمایندگی خود را در واشنگتن دایر کرده اند و سالانه از میلیونها کمک  انساندوستانه !! امریکا بهره مند میباشند. کمی عجیب به نظر میرسد که امریکا سالانه میلیونها دلار به استقلال طلبان قره باغ کمک کند و در همین حال سربازان مظلوم ایران شمالی به دستور دولت برای کمک به امریکا به افغانستان و عراق اعزام شوند .. . مظلومیت ارتش در ایران شمالی فراتر از این سخن هاست . طی سالهای گذشته اخبار و مطالب متعددی در مطبوعات باکو از مرگ و میر سربازان به خاطر  نبود امکانات بهداشتی و حتی گرسنگی منتشر شده است . اخباری نیز درباره شورشهای سربازان در مراکز نظامی از جمله پادگان گنجه  و نیز خودکشیهای  سربازان به خاطر ستمهای روا داشته شده از سوی افراد مافوق منتشر شده است .

در کنار این مسایل دهشت انگیز گفتنی است که همواره حقوق ارتشی ها در ایران شمالی بسیار اندک بوده است . به گونه ای که در سال 1376/ 1997 میلادی ، حقوق ماهانه یک افسر ارشد معادل بیست دلار بوده است که با گذشت ده سال ،  اکنون با فرمان جدید الهام علی اف به دویست دلار افزایش یافته است . تصور کنید یک افسر ارشد ارتش  همراه با خانواده اش چگونه میتواند با دویست دلار در ماه زندگی کند ؟ و انگیزه لازم برای دفاع از سرزمین را داشته باشد ؟ در حالی که مطربها و تلخکهای کاخ ریاست جمهوری باکو ، و کسانی چون کمال الدین حیدر ( رییس سابق گمرک و وزیر حوادث غیر مترقبه فعلی ) به داشتن ثروتهای افسانه ای شهرت یافته اند .

یکی از روزنامه های باکو مطلب کوتاهی از یک نظامی بازنشسته ارتش باکو درباره حقوق نظامیان درج کرده است .  علی رغم اینکه سخنان سرهنگ بازنشسته با لحنی نرم درج شده ولی دقت در سخنان وی میتواند گوشه هایی از وضعیت تکان دهنده ارتش را در ایران شمالی نشان دهد. روزنامه « آینه » گفتگوی خود با سرهنگ  عزیر جعفر اوف در شماره مورخ 19 / 10 / 1386 اینگونه درج کرده است : «سرهنگ دوم عزیر  جعفراف : نظاميان از افزايش اخير حقوقهايشان راضي نيستند . سرهنگ دوم عزیر جعفراف ، رييس اتحاديه اجتماعي «خبرنگاران نظامي » طي مصاحبه با روزنامه «آينه» گفت : تنها من بر اين عقيده نيستم كه سال 2007 سال موفقيت‌آميزي براي سازندگي ارتش جمهوري آذربايجان ( ایران شمالی ) نبوده است . بلكه ، افرادي كه سالهاي طولاني در زمينه دفاعي فعاليت داشته‌اند نيز به اين نتيجه رسيده‌اند . طي سال 2007 ميلادي 62 نظامي جان خود را به دلایل غیرنظامی  از دست داده‌اند  و برخی نیز در عراق کشته شده اند. در سال 2007 ميلادي تلفات غير رزمي ارتش به  مراتب بيشتر از تلفاتي است كه در حين عمليات جنگي متحمل آن شده است . در سال 2007 رويدادهايي جدي رخ داد كه بر حیثیت  ارتش لطمه وارد كرد. ولي ، حتي يك فرمانده هم بخاطر اين رويدادها مجازات نشدند .

گفتني است كه حقوق نظاميان در اول ماه جولاي سال 2006 ميلادي بطور ميانگين 100 درصد افزايش يافت . (  حقوق مقامات ارشد از صد دلار به دویست دلار افزایش یافت و حقوق درجه داران و افسران جزء و سربازان اصلا قابل ذکر نیست . ) زماني كه با نظاميان صحبت كرديم نارضايتي جدي آنها احساس مي‌شد . امروز وزارت دفاع اعلام ميكند كه مساله تعيين ميزان افزايش حقوق نظاميان را بررسي مي‌كند . اين بدين معني است كه بهبود رفاه نظاميان بستگي به اراده  مقامات سیاسی بستگی  خواهد داشت و از هم اكنون مي‌توان گفت كه افزايش اخير حقوق نظاميان سطح رفاه آنها را بهبود نخواهد بخشيد . افسران و نظاميان كه با آنها صحبت كردم از افزايش اخير حقوقهايشان اصلا راضي نيستند . زيرا ، آنها از هم‌ اكنون مي‌دانند كه اين افزايش قانع‌كننده نيست . اگر حقوق نظاميان باعث بهبود رفاه آنها نشود ، علاقمندي به حرفه افسري در ارتش به شدت كاهش خواهد يافت. »

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 19:48  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

اين بار در آمريكا

سفر از ایران شمالی به واشنگتن

 

( ميرشاهين مصطفي‌يف ، مجله «حسابات » ـ‌ چاپ باکو 24/9/86)

 

گزارش یک فعال رسانه ای باکو از سفر به آمریکا :

 

بزرگترين مدافع ايالات متحده آمريكا در طول تاريخ ، طبيعت و اگر صحيح‌تر بگوييم ، فضاي طبيعي است كه اين كشور در آن واقع شده است . جهانيان براي تعيين ارتفاع محلي كه در آن قرار دارند ، سطح دريا را به عنوان معيار قرار مي‌دهند ، در حالي كه براي آمريكاييها اين معيار دو اقيانوس مي‌باشد . روسيه و چين دو كشور هستند كه از لحاظ نظري تهديدي براي امنيت آمريكا است . به عبارتي ، صرفاً موشك‌هاي پرتاب شده از جانب اين دو كشور مي‌تواند آمريكا را مورد هدف قرار دهد . درست است كه تعداد كشورهاي هسته‌اي زياد است . ولي ، همه آنها همپيمانان آمريكا هستند . كار به اينجا رسيده است كه ايالات متحده آمريكا قاعدتاً جنگها را به ديگر قاره‌ها منتقل كرده و خود را به عنوان شكارچي جهاني در كنار به نمايش گذاشته است . در انتظار دشمن خود نبوده و حمله عليه آن كرده است . حتي اين امر نيز به اين كشور كمك كرده تا به يك قدرت جهاني تبديل شود.  هدف از سفرم به آمريكا آشنايي با وضعيت داخلي پيرامون جمهوري اسلامي ايران بود كه هدف بعدي اين كشور است . آمريكاييهاي معمولي سرگرم تداركات براي جشن عيد ميلاد است و كوچه و خيابانها پر از درختان كاج تزيين شده است . در طرز تفكر مردم اين كشور كه در تلاشند سود بيشتري از امتيازات عيد ميلادي به دست آورند ، جنبه مشتري بيش از احساسات ميهن‌پرستي بروز مي‌نمايد . آنها چنداني نسبت به اظهارات ديوانه‌وار بوش رييس جمهور كه اعتماد وي بين مردم بيش از پيش كاهش مي‌يابد ، توجه نشان نمي‌دهند . به هر حال ، ظاهراً چنين به نظر مي‌رسد . فوتبال آمريكا كه با احساسات ديوانه‌وار پيگيري مي‌شود ، هيچ ربطي با مرز ايران ندارد كه هشياري فوتباليستها را با عنادهاي آنها براي انتقال توپ به خط همسايه افزايش داده است . در مردم معمولي نيز مانند تروريستها احساسات ملي‌گرايانه وجود ندارد . آنها نيز همانند آذربايجانيها در فكر صلح و فرزندان خود هستند . هنگام سوال كردن از آنها پشيمان مي‌شويد . زيرا ، آنها نمي‌توانند احساسات خود را كتمان نمايند و شروع به گريه كردن مي‌كنند .

به نظر من ، فاصله بزرگي بين حكومت و مردم ايالات متحده وجود دارد . طرز تفكر مردم معمولي و مقامات اين كشور با يكديگر متفاوت است . فقط در موارد بسيار مهم اين فاصله از بين مي‌رود و هماهنگي مردم و دولت بطور آني تحقق مي‌يابد . شهروندان مانعي براي اجراي اراده دولت خود در ارتباط با مسايل سرنوشت‌ساز اين كشور ايجاد نمي‌كنند . گاهي اوقات آدمي چنين تصور می کند  كه اندازه‌گيري هوا ، سرعت و وقت در ايالات متحده و خط‌كش دموكراسي نيز متفاوت است . يك دموكراسي براي شهروندان اين كشور در نظر گرفته شده كه در آنجا در واقع يك آزادي مطلق و كثرت‌گرايي و حتي فيلمهايي در تمسخر  بوش وجود دارد و دموكراسي ديگر نيز صدور دموكراسي به جهانيان از جمله عراق ، افغانستان و ساير كشورهابا استفاده از سلاح است . به عبارتي ، بالاترين نوع دموكراسي براي آمريكاييها است. طبيعتاً ممنوعيتهايي نيز وجود دارد . به عنوان مثال ، در اين كشور همه درك مي‌كنند كه فيلمبرداري از برخي محلها از جمله تونلها و پلهاي بزرگ در اين كشور ممنوع است .  اين را درك مي‌كنند و از آن پيروي مي‌كنند . ما نيز به صومعه ديگري با آداب و رسوم خود داخل نشديم . ( دمکراسی آنجا را  مراعات کردیم ! )

در اينجا در واقع نيز اطمينان دارند كه ايران خواهان توليد سلاح هسته‌اي است و دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي ، تهديدي براي امنيت آمريكا است . ولي ، باوركنندگان آن  آمريكاييهاي معمولي نيستند . حكومت و متخصصان كه نان خود را از اين راه درمي‌آورند شامل اين گروه هستند . هرچند آنها خواهان تهاجم نظامي آمريكا عليه ايران نيستند ، ولي ، اكنون آينده‌ اجتناب‌ناپذير است . يعني ، موضوع بر سر تعيين زمان حمله احتمالي عليه ايران است . در اين كشور نه‌تنها با كفشها و لباسها بلكه با جنگ نيز با مد روز برخورد مي‌شود . به عنوان مثال ، ايالات متحده جنگ زميني را نشانه‌اي از گذشته محسوب مي‌كند و با اين شكل جنگ برخورد كنايه‌آميزي دارد  . مانند آريل كوئن كه نظر وي را به عنوان كارشناس جويا شديم .

ايالات متحده در آستانه تبليغات جنگ عراق از اعتماد بيشتري برخوردار بود . بررسيهاي اين كشور در مورد برخورداري عراق از سلاح كشتار جمعي نهايي شده ، محلهاي توليدي اين سلاحها شناسايي گرديده و حتي اهداف حمله به اين محلها نيز مشخص شده بود . آراي عمومي از نظر رواني براي حمله احتمالي عليه اين كشور فراهم آماده بود و كاخ سفيد موفق شد تا رقيب خود را به دشمن تبديل كند . از اين رو نيز اشغال بغداد به همراه همپيمانان آمريكا به آساني صورت گرفت : تبليغات حمله كوتاه مدت و سرنگوني رژيم صدام . ولي ، اكنون وضعيت خيلي متفاوت است : افراد هم‌صحبت من با اتفاق آرا با آغاز عمليات نظامي مخالفت كردند و ملاحظاتي كه جنگ شكست آمريكا را پيش‌بيني مي‌كند بيان مي‌كنند.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 10:52  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

خاندان علي‌اف و حمايت از سلمان رشدي باكو

 

از سوي الهام‌علي‌اف، رئيس دولت حاكم بر ايران شمالي، به بهانه سال نو مسيحي، رافيق تقي نويسنده مرتد مقاله موهن « اروپا و ما» در نشريه صنعت كه در مقاله خود به ساحت مقدس نبي مكرم اسلام‌(ص) و قرآن كريم توهين كرده بود و سامير صداقت اوغلو سردبير اين نشريه معلوم‌الحال، را آزاد شدند.

كارشناسان، آزادي دو روزنامه‌نگار ملعون و مرتد را ـ كه پيش از اين از سوي علماي طراز اول شيعه در ايران و باكو به عنوان ملحد معرفي شده‌اند ـ ناشي از افزايش نفوذ صهيونيستها در ارگانهاي دولتي باكو عنوان مي‌كنند.

واقعيت اين است كه اقدام اهانت‌آميز نشريه صنعت با برنامه‌ريزي رژيم صهيونيستي و كارگزاران آن صورت گرفت. اما سه تحول نشان داد كه محاسبات رژيم صهيونيستي در خصوص مردم آگاه ايران شمالي به اقدام اهانت‌آميز نشريات غربي به ويژه دانمارك در توهين به مقدسات اسلامي، محكوميت تهاجم 33 روزه رژيم صهيونيستي به لبنان و نهايتاً شركت گسترده مردم ايران شمالي در مراسم روز جهاني قدس به رغم ممنوع شدن آن توسط دولت باكو، پيام آشكاري براي نمايندگان صهيونيسم در ايران شمالي داشت و آن اينكه مردم مسلمان ايران شمالي همسو با جهان اسلام، شناخت دقيقي از ماهيت زشت صهيونيسم و استكبار جهاني دارند و به آنان اجازه نخواهند داد كه ايران شمالي را به پايگاه خود تبديل كنند. همين موضوع باعث عصبانيت نمايندگان صهيونيسم شده و آنها در سايت‌هاي اينترنتي خود به مردم ايران شمالي با به كار بردن الفاظ زشت توهين كردند و به دنبال آن رافيق تقي از مزدوران صهيونيسم در نشريه صنعت به مقدسات اسلامي توهين نمود.

در واقع توطئه‌هاي ضداسلامي از توطئه‌هاي برنامه‌ريزي شده صهيونيسم جهاني عليه اسلام و مسلمانان محسوب مي‌شود كه نمونه‌هايي از اين توطئه‌ها در كشورهاي غربي از جمله دانمارك مشاهده شده است. يكي از دلايل به اجرا درآمدن چنين توطئه‌هايي، هراس و نگراني محافل صهيونيستي از افزايش گرايش به اسلام است. در واقع توطئه‌پردازان درمقابل ارزشهاي نوراني منطق، عقلانيت و كارآيي اسلام در حل معضلات بشري، فاقد هر گونه منطق بوده و عاجز از مقابله با رشد اسلامگرايي هستند و در نتيجه اقدامات سخيف و توهين به ارزشهاي اسلامي را در دستور كار قرار داده‌اند.

به رغم اعتراضات گسترده در ايران شمالي از جمله در شهرك نارداران و تاكيد بر مهدورالدم بودن رافيق تقي نويسنده مقاله موهن، دولت باكو براي حفظ جان اين نويسنده خودباخته، چند ماه زندان تعيين كرد و اكنون نيز همزمان با تلاش پارلمان اين كشور براي ممنوع كردن حجاب و همزمان با تشديد جولاندهي صهيونيستها در ايران شمالي ، حكم آزادي وي صادر شده است. اين موضوع در واقع پيامي از سوي صهيونيستها به مزدوران خود براي افزايش اقدامات اسلام ستيزانه است و نشان مي‌دهد كه برخلاف خواست مردم مسلمانان ايران شمالي، دولت باكو اراده‌اي براي مقابله با اسلام ستيزان ندارد.

اين در شرايطي است كه انزجار از رژيم صهيونيستي و مزدوران آن در ميان مردم ايران شمالي در حال افزايش است و همانطوري كه سلمان رشدي مرتد سالهاست كه در حلقه محافظت نيروهاي امنيتي انگليس و صهيونيستهاست و نتوانسته در انظار عمومي حاضر شود، مطمئناً در بين مردم مسلمانان ايران شمالي، جاي امني براي رافيق تقي مرتد نخواهد بود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 14:55  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

سال نو مسيحي، سال نو دولت باكو!

 

سال 2008 سال جديد مسيحي، در شرايطي آغاز شده است كه مراسم مربوط به عيد كريسمس در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) و بخصوص در باكو بار ديگر از وجود بحران فرهنگي و هويت در اين منطقه جدامانده از ايران حكايت مي‌كند.

ضرب‌المثل معروف «‌كاتوليك‌تر از پاپ»، در شرايطي كه ايران شمالي به عنوان يك كشور اسلامي هيچ سنخيتي با عيد مسيحي كريسمس ندارد، مراسم اين عيد در آن حتي پررونق‌تر از برخي كشورهاي مسيحي نظير ارمنستان انجام مي‌شود. به طوري كه آمادگي براي برگزاري عيد سال نو مسيحي ، به عامل مشتركي براي منطبق شدن تبليغات تلويزيوني در باكو و ايروان درآمده است. شبكه‌هاي تلويزيوني باكو نيز همانند شبكه‌هاي ايروان و ساير كشورهاي مسيحي به تبليغ سال نو ميلادي به عنوان عيد مشغولند. چهره پايتخت ايران شمالي نيز به لحاظ نمايش بابانوئل‌ها و درخت‌هاي كاج تفاوتي با ايروان پايتخت ارمنستان ندارد. ( در شب سال نو مسيحي، ميدان آزادی و میدان « تارگوف» باكو شاهد انجام نورافشاني‌ها و انفجار ترقه‌ها و بابانوئل‌ها بود !؟.)

در اين ميان، برخي محافل سرسپرده در باكو مي‌گويند: « عيد ژانويه عيد مختص آذري‌ها است كه ارامنه اين عيد را سرقت فرهنگي كرده‌اند.»! اين در حالي است كه، همين محافل از عيد غديرخم كه از اعياد اصلي مسلمانان است، هيچ خبري ندارند. در عين حال عيد قربان كه از بزرگترين اعياد مسلمانان محسوب مي‌شود، هفته گذشته آنگونه كه بايد، در ايران شمالي جشن گرفته نشد و در جشن‌هاي برگزار شده نيز نه دولتي بلكه خودجوش و از سوي مردم بود. اما اعياد مسيحي و برخي روزهاي فرهنگ غرب نظير روز والنتاين در ايران شمالي به شكل گسترده جشن گرفته مي‌شود.

برگزاري گسترده عيد مسيحي كريسمس در ايران شمالي از دو بعد موجب ناخرسندي مردم اين كشور شده است. اول اينكه ايران شمالي به عنوان كشوري اسلامي و از اعضاي سازمان كنفرانس اسلامي داراي ارزشهاي اسلامي و ملي است كه در چارچوب آنها عيد مسيحي جايگاهي ندارد. دوم اينكه براي كشوري كه 20 درصد از خاكش اشغال شده است، برگزاري جشن‌هاي كريسمس به سبك ارامنه اشغالگر چيزي جز همسويي فرهنگي با دولت ايروان نمي‌تواند باشد. جالب اينكه در شرايطي كه آمارهاي بانك جهاني از گسترش فقر در ايران شمالي حكايت مي‌كند، اما هزينه‌هاي گزافي براي جشن‌هاي كريسمس در اين كشور هزينه مي‌شود به طوري كه برخي نمايندگان پارلمان باكو از برگزاري پرهزينه جشن‌هاي سال نو ميلادي توسط دولت باكو انتقاد و اعلام كردند: برگزاري چنين مراسمي با اين همه تبليغات و هزينه بيجا در كشوري اسلامي به هيچ‌وجه با قوانين و احكام شرع اسلام سازگاري ندارد و اساساً چنين جشني در سابقه تاريخي و فرهنگي مردم ايران شمالي ثبت نشده است.

واقعيت اين است كه پذيرش بي‌هويتي فرهنگي توسط برخي محافل در ايران شمالي بعد از استقلال اين منطقه از روسيه نيز ادامه داشته است، در دوران شوروي، كمونيست‌ها مولفه‌هاي ضدارزشي خود را بر جامعه ايران شمالي تحميل كرده‌اند كه نمونه آن مجسمه « زن آزاد» ‌است كه در باكو نصب شده است، بعد از استقلال نيز حاكمان لائيك ضمن ادامه اين روند در مقابل ورود مولفه‌هاي فرهنگي غرب به ايران شمالي نه تنها مقاومت نكرده بلكه به آن كمك هم كرده‌اند.

به طوري كه اكنون محافل شناخته شده غربي چنين ادعا مي‌كنندكه اساساً مردم ايران شمالي در گذشته مسيحي بودند. مطمئناً تاريخ نشان داده است كه مردمي كه فرهنگ و ارزشهاي خود را از دست دهد نمي‌تواند تماميت ارضي خود را احيا و استقلال خود را تقويت كند از اين رو نيز اكثر مردم ايران شمالي به رغم تبليغات عيد كريسمس در اين كشور به برگزاري عيد نوروز در ابتداي سال نو ايراني (شمسي) و بهار كه سنت كهن و تاريخي مشترك مردم شمال ارس با مردم ايران زمين محسوب مي‌شود، تمايل دارند.

گفتني است كه تقويم دولتي باكو نيز تقويم مسيحي است و سال جديد، همانند سال مسيحيان و ارامنه از 10 دي ماه آغاز مي‌شود! همانگونه كه ارامنه روزهاي يكشنبه را تعطيل مي‌كنند، دولت باكو نيز همين روز را روز تعطيلي هفته اعلام كرده است!

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:57  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

از قیام قهرمانانه مردم تبریز در  21 آذر

1325  تا  الحاق ایران شمالی به وطن

 

21 آذر، 61 مین سالگرد جنبش ملی و مردمی آذربایجان است، در این روز مردم آذربایجان در پی سال ها تحقیر و تبعیض و مواجهه با ترور و سرکوب که توسط ارتش اشغالگر شوروی و مزدوران وطنفروش ( فرقه دمکرات )  بر انها تحمیل شده بود  بپا خاستند تا حقوق سیاسی و اجتماعی خود را به دست آورند و در راه حفظ تمامیت ارضی و استقلال  ایران تلاش بار دیگر نقش بی بدیل خود را آشکار سازند . ایران کشور پهناوری است که در آن ملتی واحد و ریشه دار و مسلمان  متشکل از ، اقوام و گروه های گوناگون با ویژه گی های خود سال های طولانی در کنارهم زندگی کرده اند. جنبش های اجتماعی در ایران با پیوند و خواست مشترک این ملت بزرگ  شکل گرفته، گاهی با شکست و ناکامی روبرو شده و گاهی هم به پیروزی رسیده است. اتحاد و همکاری گروههای گوناگون در دوره های مختلف هم در حفظ تمامیت ارضی و هم در گسترش دمکراسی و خواسته های سیاسی موثر بوده، شانس پیروزی را بالا برده است. انقلاب مشروطیت در پروسه تکمیلی خود که با رهبری روحانیت و  تلاش مجاهدان و روشنفکران فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران و بخصوص مجاهدان مذهبی آذربایجان  شکل گرفت و با فداکاری و از خودگذشتگی آنها تحقق یافت نمونه بارز و روشن این همکاری و همیاری است. بنابرین همبستگی همراه با احترام به تنوع فرهنگی ضرورت جامعه مدرن برای رسیدن به کمال استقلال ملی است. یکی از ویژه گی های جنبش های اجتماعی در گستره ایران، با توجه به شرایط جغرافیایی و روابط اجتماعی، عدم پیگیری، مقطعی بودن آنها است، از آن رو تجربه ها به جنبش های بعدی منتقل نشده ، پویندگان و آغازگران جنبش مجبور به تجربه خود شدند که آنهم شانس پیروزی را به شدت پایین آورده  و پروسه تکمیل را طولانی کرده است. یکی دیگر از ویژه گی ها عدم پژوهش و ریشه یابی جنبش ها است. چگونگی زایش، رشد، تحول و تکامل و پایگاه اجتماعی آنهاست. مایه تأسف است که قیام 21 آذر و نقش مردم قهرمان تبریز در نابودی فرقه دمکرات شوروی در آذربایجان  آنگونه که باید و شاید حتی از سوی آذربایجانیها نیز مورد کنکاش قرار نگرفته و شکافته نشده است. کمتر پژوهشگر و فعال سیاسی یافت می شود که دور از تعصب و مسقل از داده های مراکز دو لتی به بازگاوی قیام مردم تبریز و سایر سهرهی اذربایجان خصوصا اردبیل بپردازد . شاه دیکتاتور که تا 1357 بر ایران حاکم بود ادعا میکرد که آذربایجان را از چنگ روسها و مزدوران انها نجات داده است امما همه میدانند که پیش از ورود نیروهای ارتش به آذربایجان و تبریز ، مردم تبریز دست به قیام زده و  طومار عمر فرقه وطن فروشان را در هم پیچیدند . فرقه دمکرات شوروی در آذربایجان در روز دوشنبه دوازدهم شهریور ماه 1324 با انتشار بیانیه  12 ماده ای اعلام موجودیت کرد. جمیل حسنلی پژوهشگز باکویی با انتشار اسناد  ک. گ .ب ثابت میکند که در سال 1320 هزاران تن از باکو و روسیه برای ایجاد یک حرکت تجزیه طلبانه به آذربایجان ایران اعزام شدند . بنا بر این اعلام موجودیت فرقه در سال 1324 و چهار سال بعد از فعالیتهای گسترده شوروی  این نکته را ثابت میکند که فرقه وطن فروش دمکرات  تولیدی کارخانه فرقه سازی شوروی بود.  فرقه روزنامه خود را بنام آذربایجان به مدیریت علی شبستری منتشر کرد.  اغلب در صفحات اول این روزنامه عکس استالین  رهبر حزب کمونیست شوروی چاپ میشد. در دهم مهر ماه 1324 اولین کنگره خود را با شرکت نمایندگان تعیین شده توسط شوروی  که در لباس نمایندگان شهر ها و روستا ها به صحنه می امدند  برگزار کرد و جعفر پیشه وری را به ریاست برگزید.(  همه  میدانند که پیش از آنکه پیشه وری در این کنگره به ریاست برگزیده شود روسها او را برگزیده بودند و ماهها قبل در باره چگونگی کار فرقه با وی مذاکره کرده و در تئاتر فرقه دمکرات نقش رییس را به او محول کرده بودند تا بازی کند )  در 21 آذر همان سال دولت خود را به ریاست پیشه وری تشکیل داد. عمر این دولت جعلی که از حمایت نیروهای اشغالگر شوروی برخوردار بود یکسال به درازا کشید و حوادث مهمی در این یکسال اتفاق افتاد. از سال 1320 تا 1324 و نیز در طی استیلای یکساله فرقه دمکرات بر اذربایجان صدها تن از آذربایجانیهای وطن پرست و مخالف با استیلای بیگانگان توسط تروریستهای فرقه و ماموران شوروی به شهادت رسیدند. در اردبیل ، سراب ، مشکین شهر و ... ده ها تن از فرزندان آذربایجان در مراکز نظامی به علت مقاومت در قبال تروریستهای فرقه سر بریده شدند .و حتی جنازه های برخی از این سربازان توسط فرقه چی  ها به اتش کشیده شد.

جنبش 21 آذر1325  در آذربایجان که از سوی شهر نشینان و توده های محروم جامعه بویژه دهقانان تهیدست حمایت می شد  بعد از خروج نیروهای اشغالگر شوروی از آذربایجان روی داد . این قیام به حدی گسترده بود که در یک روز به عمر فرقه و فرقه چیها  پایان داد. و نیروهای ارتش هنگامی وارد شهر تبریز شدند که اثری از فرقه بیگانگان  بر جای نبود و پیشه وری که همیشه شعار میداد : " اولمک وار دوندی یوخ " ( مرگ هست و بازگشت نه ) به اغوش اربابان روسی خود  در باکو پناه برده بود.

جنبش 21 آذر 1325و تشکیل و سازماندهی سریع آن در آذربایجان تجلی و بازتاب خواسته های مردم آذربایجان بود که سال های طولانی در آرزوی آنو رهایی میهن از اسارت وطن فروشان و روسها  بودند. عملکرد فرقه در یکسال حکومت بحدی نفرت انگیز بود که مخالفان هم از آن ستایش کردند،  نخستین اقدام فرقه که به دستور روسها صورت گرفت ، جمع آوری کتابهای درسی از مدارس و سوزاندن انها بود .  آنها کتابهای درسی را که به زبان فارسی یعنی زبان تاریخی و ملی ایرانیان بود سوزاندند و به جای آن کتابهای ترکی را که در باکو چاپ شده بود تحمیل کردند. ماموران فرقه به سرباز گیری اجباری و اعزام انها برای آموزش به باکو میپرداختند . مهاجران ( ماموران اعزامی از شوروی ) انگونه به مردم ستم میکردند که هنوز هم در میان مردم آذربایجان کلمه مهاجر یک کلمه ناخوشایند است ...

انچه مهم است اینکه طی دهها سال اخیر و بعد از نابودی فرقه و فرار بازماندگانآن به آغوش دولت مسکو ،  روسها و شاخه حزب کمونیست باکو همواره تلاش کردند تا کالای تولید شده در کارخانه حزب سازی شوروی یعنی " فرقه دمکرات " را به مردم مسلمان و غیور آذربایجان نسبت دهند . ( روسها در تمام دنیا به حزب سازی مشغول بودند و تولید احزاب قومی یکی از رایجترین اقدامات انها بود از جمله تولید پ ک ک در ترکیه که حیدر علی اف نیز دست اندرکار آن بود . )

اینک حرکت اسلامی و حرکت آزادیبخش ایران شمالی  را میتوان تداوم قیام مردم آذربایجان در 21 آذرماه 1325 دانست . در حقیقت با به ثمر رسیدن  حرکت آزادیبخش ایران شمالی و الحاق این منطقه به وطن  ، قیامی که مردم آذربایجان در 21 آذر 1325 انجام دادند به کمال میرسد. طی یک سال گذشته دهها تن از اعضای حرکت اسلامی در ایران شمالی بازداشت شده اند که ناشی از گسترش این حرکت و هراس حکومت آمریکایی – صهیونیستی  باکو از حرکت اسلامی است . با گسترش حرکت اسلامی در ایران شمالی ، رژیم باکو به اقدامات ضد اسلامی خود می افزاید که طرح قانون ضد حجاب اسلامی و ممنوع کردن زنان شیعه و مسلمان ایران شمالی از داشتن حجاب و وادار کردن زنان به عریانی و برهنگی نمونه ای از اقدامات ضد اسلامی و ضد آزادی این رژیم است .اگر افرادی امثال رضاخان و آتاترک توانستند با قانونهای ضد بشری زنان مسلمان را به عریانی و برهنگی وادارکنند و اسلام را از صحنه زندگی مردم حذف کنند ، خاندان منفور الهام علی اف و پان ترکیستهای آمریکایی باکو خواهند توانست این کار را انجام دهند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 13:5  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

ممنوعیت حجاب توسط دولت باکو

منبع : (روزنامه يني مساوات « مساوات نو » / چاپ باکو ، نويسنده اورخان ـ 7/10/86)

 

پيش‌نويس قانون تحصيلات دولت باکو در پي كشمكش‌هاي طولاني، سرانجام روز گذشته جهت بررسي تسليم پارلمان شد. لازم به ذكر است، ماده مربوط به حجاب در اين قانون خانم‌هاي محجبه را در مدارس، دانشگاه‌ها و ساير ادارات با مشكلاتي روبرو خواهد ساخت. زیرا به موجب این قانون ، خانمهای محجبه نمیتوانند به تحصیل و تدریس در مراکز آموزشی بپردازند و استخدام انها در ادارات نیز ممنوع است .

ایران شمالی  كشوري مسلمان‌نشين است و در مدارس و دانشگاه‌هاي آن هزاران خانم محجبه مشغول به تدريس يا تحصيلند. بي‌ترديد، در صورت عدم حذف ماده مربوط به ممنوعيت حجاب از قانون تحصيلات، شمار بسياري از شهروندان ما از تدريس يا ادامه تحصيل امتناع خواهند كرد. يعني حق اشتغال و تحصيل افراد نقض خواهد شد.

حاجي ايلقار ابراهيم‌اوغلو رييس مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني در مصاحبه با روزنامه «يني مساوات» گفت: ما دو روز قبل پيش‌نويس قانون تحصيلات را به دست آورديم و با متن آن آشنا شديم. بند يك ماده يازده اين قانون ناقض فاحش حقوق اساسي افراد مي‌باشد. زيرا در آن اساتيد، دانشجويان و شاگردان محجبه از ورود به دانشگاه‌ها و مدارس منع مي‌شوند.

به نظر ابراهيم‌اوغلو، ممنوعيت حجاب، همان ادامه روند ممنوعيت پخش اذان مي‌باشد: «به نظر من، در درون حاكميت گروه خاصي وجود دارد كه براي ايجاد چنين ممنوعيت‌هايي تلاش مي‌كند. يعني من بعيد مي‌دانم كه اين قضيه منعكس كننده موضع حاكميت آذربايجان نسبت به مساله حجاب باشد. فقط گروه خاصي براي ايجاد محدوديت‌هاي هرچه بيشتر در زمينه حقوق بشر از آن جمله آزادي‌ قلم و بيان، آزادي تجمع و اعتقادات ديني تلاش مي‌كنند.

ـ به نظر رييس مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني، اگر مردم در مقابل اين مساله پافشاري كنند، مي‌توان اين گروه مرتجع ( گروه حاکم ) را بر سر جاي خود نشاند: «اگر موضع واحدي در بين باشد، شهروندان  در اين مساله پيروز خواهد شد. نكته اينجا است كه ممنوعيت حجاب، محدوديت پخش اذان، نقض آزادي‌ها و مواردي از اين قبيل مي‌تواند موجب تقويت تمايلات جدايي‌طلبي و افراط‌طلبي شود. بنا بر اين، هر فردي كه وجدان دارد، بايد در چنين وضعيتي موضع خود را نسبت به مساله اعلام كند. مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني اين مساله را با شهروندان، حاكميت و نمايندگان مجلس در ميان گذاشته است. بررسي پيش‌نويس قانون تحصيلات در مجلس با بحث‌هاي جدي همراه بوده و چنانكه ما مطلع هستيم، حتي شماري از نمايندگان حزب حاكم نيز با اين قانون مخالفت كرده‌اند.

به گفته وي، سندي در اعتراض به مساله حجاب، با امضاي برخي شخصيت‌هاي برجسته اجتماعي و سياسي تهيه شده است (رهبران معروف سياسي، روشن‌فكران و شخصيت‌هاي اجتماعي متعددي از جمله علی اکرام علی اف ، عارف علي‌اف، الدار نمازاف، علي كريم‌لي، حاجي ايلقار ابراهيم‌اوغلو، حاجي صابر حسنلي، حكمت حاجي‌زاده، ، محرم ذوالفقارلي، مهمان علي‌اف، راسيم موسي‌بي‌اف، رئوف عارف‌اوغلو، ثابت باقراف، سردار جلال‌اوغلو، سيد جمال و زرتشت علي‌زاده اين سند را امضا كردند.) در اين سند بر ضرورت حذف ماده مربوط به ممنوعيت حجاب تاكيد مي‌شود. در عين حال، تشكل‌هاي ديني مختلف و ساير افراد متدين نيز به اين مساله اعتراض كرده‌اند. به علاوه، ما از اداره مسلمانان قفقاز انتظار داريم كه موضع آشكار خود را در قبال اين مساله اعلام نمايد. حتي در زمان شوروي بعنوان يك رژيم بي‌دين نيز چنين ممنوعيتي وجود نداشت. ولي امروز در ميهن مستقل ما، حجاب ممنوع مي‌شود. نبايد در برابر اين مساله سكوت اختيار كرد. هر فردي بايد جسارت لازم براي اعتراض به اين مساله را داشته باشد».

لازم به ذكر است، هنگام بررسي پيش‌نويس قانون تحصيلات در كميسيون دايمي علم و تحصيل پارلمان، شماري از حاضرين با گنجاندن ماده‌اي در رابطه با ممنوعيت حجاب در اين قانون مخالفت كردند. آبل محرم‌اف رييس دانشگاه دولتي باكو و نماينده پارلمان كه در اين مذاكرات حضور داشت، گفت كه ممنوعيت حجاب با قانون اساسي ایران شمالی و حتي ماده پنج قانون جديد تحصيل مغايرت دارد.

روند جريانات نشان مي‌دهد كه بررسي قانون مزبور در پارلمان واكنش‌ها و اعتراضات جدي را به همراه خواهد داشت. حتي احتمال مي‌رود، مجلس باکو اين پيش‌نويس را جهت اصلاح، بر گرداند و يا  آنرا پس از حذف ماده مربوط به حجاب، تصويب نمايد. به علاوه، منسوبين حاكميت نيز نمي‌خواهند اين مساله باعث درد سر شود.

 

 

 

ظفر قلي‌اف: حاكميت عامل دين را عمدا بزرگ جلوه مي‌دهد

 (روزنامه يني مساوات، نويسنده تامرلان ـ 10/10/86)

 

بي‌احترامي و برخورد مغرضانه حاكميت باکو با ارزش‌هاي ديني و هویت ملی ما ، همچنان ادامه دارد. گاهي اين حملات به دليل مقاومت اجتماعي داخلي، تضعيف مي‌شود. ولي اين فشارها هنوز كاملا از بين نرفته است. ممنوعيت فروش قرآن كريم و پخش اذان، بازداشت دينداران، بسته شدن فروشگاه‌هاي كتب ديني، حساسيت نسبت به حجاب و مواردي از اين قبيل از سوء نيت حاكميت آذربايجان حكايت دارد. در پشت پرده اين اقدامات چه انگيزه‌هاي سياسي وجود دارد؟ تحليلگران سياسي در باره اين موضوع نظرات مختلفي دارند.

به نظر ظفر قلي‌اف كارشناس خبرگزاري «توران»، حاكميت و نيروهاي وابسته به آن، عامل دين را عمدا بزرگ جلوه مي‌دهند: «ما در دو ماه گذشته شاهد بازداشت دسته جمعي دينداران و محدوديت‌هاي مختلفي در زمينه دين شده‌ايم. اخيرا مساله ممنوعيت حجاب مطرح شده است. آنها اين مسايل را عمدا مطرح مي‌كنند. ولي ما نمي‌دانيم هدف آنها چيست؟

به نظر قلي‌اف، حاكميت سعي دارد با مطرح كردن مسايل قبل از موعد، به هدف خود نايل شود: «امكان دارد، حاكميت مي‌خواهد به غرب ثابت كند كه در آذربايجان نيروهاي افراط‌‌طلب اسلامي فعاليت دارند و به همين دليل نمي‌توان دموكراسي را در اين كشور برقرار كرد و محدود كردن آزادي قلم و بيان نيز در اين كشور ضروري است. متاسفانه، غرب در بسياري موارد فريب چنين بازي‌هاي سياسي حاكميت آذربايجان را مي‌خورد. ص

 

 

حاكميت فعاليت فروشگاه‌هاي محصولات ديني را متوقف مي‌كند

 (روزنامه يني مساوات ـ 8/10/86)

 

فعاليت فروشگاه‌هاي محصولات ديني (لباس و كتب) در باكو يكي پس از ديگري متوقف مي‌شود. صاحب يكي از اينگونه فروشگاه‌ها واقع در نزديكي ايستگاه مترو در مصاحبه با «يني مساوات» گفت كه دو روز پيش كارمندان اتاق بازرگاني به فروشگاه آمده و از وي خواسته‌اند كه فعاليت اين فروشگاه را متوقف كند: «آنها به ما گفتند كه فروش مقنعه، كتب و عكس‌هاي ديني در اين فروشگاه ممنوع است. هنگامي كه از آنها در باره دليل اين مساله سوال كردم، پاسخ دادند كه کشور ما ، كشوري لاييك است و به همين دليل، فروش مقنعه و ساير لباس‌هاي ديني از اين به بعد در اين  كشور ممنوع خواهد بود. به گفته آنها، اين دستور از سوي مقامات عالي صادر شده است. به من دو روز مهلت داده‌اند تا اين محصولات را جمع كنم.

پس از اين حادثه‌ با ساير دارندگان فروشگاه‌هاي محصولات ديني رابطه برقرار كردم. معلوم شد كه چنين ممنوعيتي براي آنها نيز ايجاد شده است. يكي از آنها گفت ، اين چه بازي است؟ اين افراد با ناراضي كردن افراد متدين، مي‌خواهند به چه هدفي نايل شوند؟ چرا من بايد مجبور شوم كه لباس‌هاي بدن‌نما بفروشم؟ حتي كساني كه مشغول به فروش مواد مخدر هستند، به اين اندازه اذيت نمي‌شوند».

به گفته وي، دينداران قصد دارند تظاهراتي را در اعتراض به اين ممنوعيت‌ها برگزار كنند: «با حيثيت افراد متدين بازي مي‌شود. کشور ما  كشوري شیعه و مسلمان‌نشين مانند ایران  است. تعداد بسياري از زنان ما محجبه هستند. ظلم به شهروندان ما به حد نهايي رسيده است».

لازم به ذكر است، در چند ماه اخير اقدامات مختلفي عليه افراد متدين صورت گرفته است. بي‌ترديد، اين ممنوعيت‌ها در سطح مقامات عالي دولت الهام علی اف  ايجاد شده است. اين سلسله اقدامات پس از اينكه علي احمداف دبير اجرايي حزب «يني آذربايجان» ( حزب حاکم ) گفت كه حجاب به زنان ما چيزي نمي‌دهد ، وسعت گرفته است. فعاليت حاكميت در اين زمينه به ويژه پس از گنجانده شدن مساله ممنوعيت حجاب در پيش‌نويس قانون جديد تحصيلات ، مساله‌اي ساده نمي‌باشد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:25  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

برگي ديگر از کتاب شوونيسم در ایران شمالی

 

بر همگان روشن است که بعد از روي کار آمدن دولت وابسته به امریکا در منطقه ايران  شمالی ، اقدامات وسيعي براي زدودن ملیت٫ فرهنگ و گذشته پرافتخار مردم ایرانی در منطقه انجام گرفته است. اين اقدامات که با عناوين مختلف و توسط گروههاي متفاوت انجام شده اند همگي يک خط را دنبال کرده و ميکنند که همانا نابودي کامل فرهنگ اسلامی – ایرانی مردم ایران شمالی  است. در اين راه مهلکترين سلاح دشمنان مردم ایران شمالی در اختيار داشتن قدرت و کنترل فرهنگ و تلاش برای تحریف تاریخ و هویت اسلامی - ایرانی مردم بوده است.

ممنوعيت انتشار کتاب به زبان های فارسی ، تالشی و لزگی ٫ تنبيه و حتي قتل روشنفکران و علمای دینی و تیعید انان به سیبری  تبيعيد يا ايجاد مشکلات اقتصادي براي فعالين حرکت آسلامی ایران شمالی بخصوص اعضای حرکت آزادیبخش ایران شمالی و مهمتر از همه (شايد) ايجاد فشار براي قشر دانشجوئي و پوياي ایران شمالی از اقداماتي است که مسلسل وار در هر دو رژيم  کمونیستی و رژیم ضداسلامي علی افها انجام يافته اند.

اخيرا و پس از اعتراضات گسترده و قدرتمند حرکت اسلامی ایران شمالی در مقابل اقدامات توهين اميز و شوونيستي پان ترکیستهای غربگرا  و در نتیجه افزایش فعالان اسلامی ٫ دولت  باکو برگ جديدي براي ایران شمالی  مخصوصا تالشها و لزگها باز نموده است. دستگیری دهها تن از فعالان حرکت اسلامی  و مبارزان استقلال طلب تالش از جمله اقدامات دولت شوونیستی باکو میباشد.

در اين برگ شاهد ناميده شدن  تالشها و لزگها  با عنواني نامانوس چون ترکهاي آذري٫ ناميده شدن فرهنگ آنها به عنوان زيرمجموعه اي از فرهنگ مغول ٫ ناميده شدن همزبانان فارس زبان در مناطق باکو  به عنوان بيگانگان و يا عوامل جاسوسی ایران  هستيم.

دروغهاي شاخ داري که از زبان دانشمندان و مسئولان منتصب محلي بيان ميشوند نشاندهنده درماندگي کنوني شوونيسم است. امروز شوونيسم با حملات گسترده و خطرناک از جبهه هاي مختلف روبرو شده است و براي جنگيدن در يک جبهه مهمتر و حياتي تر نياز به تلطيف حملات از جبهه هاي جانبي را احساس ميکند. يکي از اين جبهه ها همانا اقدامات ضد شوونيستي اقوام  تحت ستم در ايران  شمالی ميباشد.

اين جبهه ميبايستي به عنوان خطرسازترين جبهه بر عليه شوونيسم دولت باکو باشد ولي در کمال تاسف بايد اعتراف کرد که قدرتهاي بزرگ با ايجاد جبهه هاي مجازي متعدد و نيز با عدم پشتيباني از مردم  تحت ستم٫ به شوونيسم استبدادی باکو  امکان سرکوب وحشيانه اين جبهه را ارزاني کرده اند. با اين حساب بايد قدرتهاي جهاني و شوونيسم  استبدادی باکو  را در يک کفه و در مقابل موج استقلال خواهي ملتها قرار داد نه در مقابل هم!

اگر توجه کنيم خواهيم ديد که براي پيروزي در مقابل شوونيسم دولتی در ایران شمالی  بايد چشم از همکاري و کمک دیگران  پوشيد و اقدامات مردمی  را گسترش داد. ضربه زدن به رگهاي حياتي شوونيسم بايد که بدون وقفه و کاري وارد شوند. يکي از ضرباتي که ميتوان تاثيرات کشنده اي بر پيکر بيمار شوونيسم دولتی در ایران شمالی  وارد کند٫ سازماندهي و متشکل شدن اقوام فعال در  ايران شمالی  است. براي واقع شدن اين امر٫ اقدامات اطلاع رساني گسترده و لابيگري با سازمانهاي غير وابسته و نيز ايجاد منابع اقتصادي کلان براي کمک به فعاليتهاي داخلي امري ضروري ميباشد.

نبايد از ديده پنهان داشت که براي رهبري يک حرکت وسيع ملي و داشتن هدف استقلال٫ قرض گرفتن از اين و آن٫ و قول دادن به اين و آن کاري حساس ميباشد. اگر در اين راه دچار اشتباه شويم٫ حرکت اسلامی و مبارزات اقوام بخصوص تالشها به همان عاقبتي بسنده خواهد کرد که تا به حال بارها تجربه کرده ايم.( در سال 1993 تالشهای ایران شمالی با تشکیل جمهوری تالش مغان اعلام استقلال کردند   و چشم یاری از دولت ایران داشتند . متاسفانه به دلیل تعلل در کمک به قوم ایرانی تالش به هجوم مشترک روسها و نیروهای دولت باکو صدها تن از تالشها به شهادت رسیدند و حکومت مستقل جمهوری تالش مغان  سقوط کرد. )

شوونيسم دولتی باکو  و حامیان صهیونیستی آن  و نظريه پردازان آن با تغيير مسير و شکل و رنگ استعماري و استثماري خود دست به حيله هاي بيشماري زده اند. البته شايد از نظر برخي اين اقدامات به عنوان قبول حقانيت ملتهاي تحت ستم از سوي شوونيسم باشد ولي من مطمئنم که شوونيسم دولتی باکو  به اين راحتي و به اين زودي از خواست خود که همانا نابودي اقوام مختلف در ایران شمالی  و تسلط بر این منطقه است چشم پوشي نميکند. اقدامات اخير شوونيسم براي آرام کردن جبهه هاي جانبي و براي تمرکز قوا براي جنگ با قدرت بزرگتر در مقابل خود ميباشد.

اگر رژيم لاییک و ضد اسلامی حاکم بر ايران  شمالی بتواند به هر نحوي با ارمنستان  مصالحه کند٫ ديگر نميتوان به راحتي از حقوق ملي حرف زد. باز دوران سياه حاکميت سیاه خاندان سلطنتی علی افها با کمک امریکا  بر تاروپود همهی مردم مظلوم ایران شمالی  آغاز خواهد شد و به خاطر نبود دشمني قدر در جبهه جنگ٫ جنگيدن با قدرتهاي پراکنده ملي براي شوونيسم – صهیونیسم  کاري آسان خواهد نمود. امروز را نبينيم که سيستم ننگین روسی – ترکی باکو  خود را در ارائه حمايت به اقليتهاي زباني-فرهنگي  کمکار دانسته و از زبان خود فروختگان  قول مساعدت و همکاري بيشتر ميدهد! الهام علی اف از سال 2003 بر مرکب قدرت سوار شده و ضمن اعطای منابع نفت باکو به امریکا ،  بزرگترین تامین کننده نفت اسراییل نیز میباشد.

بايد امروز از هر راهي براي الحاق ایران شمالی به وطن اصلی  بهره برد. بايد به هر طريقي که شده مانع از تمرکز قدرت رژيم در مقابل مردم شد و بايستي که تمرکز قوا و متشکل شدن منظم در داخل را سرعت بخشيد. براي به دست آوردن اين فرصتها نبايد دست روي دست گذاشته و فقط چشم به آينده بدوزيم. باید برای آزادی هموطنان خویش تلاش کنیم .

 

روزی نمیگذرد که عده ای از فعالان حرکت اسلامی در ایران  شمالی روانه زندان نشده باشند . آنها میخواهند ایران شمالی را به کشور بزرگ و میهن اصلی ملحق کنند . بایستی اتحادی نو شکل گیرد . اتحادی از گروههای ایرانی و فعالان حرکت اسلامی در ایران شمالی تا بتوان در آینده به خواست مردم مظلوم ایران شمالی جامه عمل پوشاند . اخیرا در سایت بی بی سی خبری درباره شهرک نارداران در حومه باکو خواندم که نوشته بود اینجا مانند شهری از شهرهای ایران  است . بر دیوارها شعارهای ایرانی نوشته شده و ....

آری حقیقتا چنین است . باکو شهری ایرانی است . اگر چه در طول تاریخ و پس از اشغال آن توسط روسیه و نیز در سالهای اخیر حکومت قره باغ فروش باکو تلاش کرده ، هویت این شهر را تغییر دهد اما همه جا آثار ایران و زبان فارسی را میتوان یافت . بر سر در مسجد جمعه باکو  صدها سال است که بیت زیر حکاکی شده است :

 

گشاده باد به دولت همیشه این درگاه

 

به حق اشهد ان لااله الا الله

 

دیوان نظامی گنجوی و خاقانی شروانی انکارناپذیرترین دلایل ایرانی بودن و ایرانی ماندن ایران شمالی است. اگر  روزی بتوانند اشعار خاقانی و نظامی را که به زبان ملی ایرانیان یعنی زبان فارسی نوشته شده از بین ببرند ، آن روز خواهند توانست رشته های پیوند ایران شمالی را با ایران بزرگ قطع کنند.

 

بابک تبریزی

۹ دی ماه ۱۳۸۶ 

 

Mübarək Qədir Xum Bayramı münasibəti ilə siz əzizləri təbrik edirik

 

 

عید ولایت ، عید بزرگ غدیر بر همه ی دوستداران

 

امام علی ( ع ) بخصوص شیعیان ایران شمالی

 

مبارک باد .

 

 

 

سهم آمريكاییها از دلارهاي نفتي باكو

افزايش قيمت جهاني نفت و افزايش درآمدهاي نفتي دولت باكو باعث شده است كه آمريكا به دنبال توطئه‌چيني براي جلوگيري از ورود دلارهاي نفتي به ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) باشد، به ويژه اينكه افزايش درآمدهاي نفتي باكو باعث افزايش بودجه نظامي باكو شده و اين موضوع منطبق بر خواسته‌هاي آمريكا نيست.

استعمار هميشه كوشيده است ثروت كشورهاي اسلامي را به يغما ببرد و مبلغ ناچيزي هم كه به خاطر اين غارت ارائه مي‌دهد، به حيل مختلف پس بگيرد، دولت باكو نيز از اين قاعده مستثني نيست. به عنوان نمونه در سال 1873  (1252شمسی ) رابرت نوبل يهودي برادر آلفرد نوبل، مخترع معروف ديناميت، به قصد خريدن چوپ براي ساختن قنداق تفنگ به باكو سفر كرد. نوبل با ديدن چاه‌هاي نفت آنچنان سرمست شد كه هر چه داشت را رها كرد و در همانجا رحل اقامت افكند و همه باقي مانده عمر و سرتاسر انرژي خود را براي تصاحب چاههاي نفتي باكو صرف كرد. شركت‌هاي نوبل و روچيلد يهودي كه جزو اولين استخراج‌كنندگان نفت در سواحل باكو بودند، براي بازگرداندن دلارهايي كه به كارگران نفتي مي‌‌دادند، اقدام به باز كردن مراكز ابتذال و فحشا كردند تا علاوه بر جلوگيري از سرمايه‌گذاري دلارهاي نفتي در راه توسعه، ارزشهاي اسلامي و ملي شيعيان را تضعيف كنند.

در حال حاضر نيز آمريكا و كشورهاي غربي چنين سياستي را به شكل‌هاي جديدتر در ايران شمالي دنبال مي‌كنند. در اين راستا آژانس بين‌المللي توسعه آمريكا (يو اس ايد) بر ضرورت جلوگيري از ورود درآمدهاي به ايران شمالي از محل صادرات نفت به اين كشور تاكيد كرد.

دكتر آرنولد هربرگر، استاد دانشگاه شيكاگوي آمريكا، جلوگيري از ابتلاي اقتصاد ايران شمالي به بيماري سندروم هلند را منوط به محدودسازي ورود درآمدهاي نفتي به داخل ايران شمالي و سرمايه‌گذاري در كشورهاي خارجي مي‌داند و مي‌گويد: ورود ارز خارجي به بازارهاي داخلي ايران شمالي باعث مي‌شود قدرت خريد ارز خارجي در اين كشور به طور سرسام‌آوري تضعيف شود. جالب اينكه اين استاد به ظاهر دلسوز آمريكايي براي اقتصاد ايران شمالي ، پيشنهاد كرده است كه دولت باكو درآمدهاي نفتي خود را با سود هشت درصد در اختيار بانك‌هاي خارجي قرار دهد.

واقعيت اين است كه اگر چنين پيشنهادي از روي صداقت مطرح شده باشد، اين سئوال مطرح است كه چرا تعدادي از بانك‌هاي آمريكايي براي تأسيس دفاتر نمايندگي در باكو ابراز تمايل كرده‌اند؟ به عنوان نمونه «سيتي بانك» آمريكا براي گشايش دفتر نمايندگي در باكو از بانك ملي اين كشور تقاضاي مساعدت كرده است و چند سال پيش نيز «كامرز بانك» آلمان براي افتتاح دفتر نمايندگي در باكو تقاضا كرد.

بايد گفت يكي از دلايل وقوع بيماري (سندروم) هلندي در اقتصاد ايران شمالي سياستهاي كشورهاي غربي است كه تنها به سرمايه‌گذاري در بخش انرژي در ايران شمالي اقدام كرده و از سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي مولد اقتصادي خودداري كرده‌اند.

از سوي ديگر كارشناسان اقتصادي معتقدند در صورت تداوم معاملات نفتي باكو با دلار آمريكا و با توجه به كاهش شديد نرخ دلار در بازارهاي جهاني، روند افزايش بي‌رويه نرخ تورم و نابساماني اقتصادي در ايران شمالي بيش از پيش تشديد خواهد شد. از اينرو جايگزيني ارزهاي معتبر نظير يورو به جاي دلار در معاملات نفتي ايران شمالي مي‌تواند كمك زيادي به جلوگيري از سندروم هلندي بكند. واقعيت اين است كه آمريكا تلاش دارد به بهانه كمك به جلوگيري از سندروم اقتصادي در ايران شمالي، دلارهاي نفتي اين كشور را در راستاي اهداف خود، مورد بهره‌برداري قرار داده، مانع به كارگيري درآمدهاي نفتي در آباداني اين كشور بشود.

نكته مهم اين است كه افزايش صادرات نفت باكو و فعال شدن خط لوله باكو ـ جيهان ـ كه 40 درصد از نيازهاي انرژي اسراييل از اين طريق تأمين مي‌شود ـ تأثيري در زندگي مردم ايران شمالي نداشته و مطبوعات مخالف، خاندان علي‌اف‌ها را به بهره‌برداري شخصي از درآمدهاي نفتي متهم مي‌كنند. سهراب حاجي‌اف كارشناس اقتصادي مي‌گويد: اكنون كشمكش ميان آمريكا و دولت الهام‌علي‌اف برسر نحوة تصاحب دلارهاي نفتي بالا گرفته است. آمريكايي‌ها از ميلياردها دلاري كه خاندان علي‌اف از بابت فروش نفت به جيب مي‌زنند، سهم خود را مي‌خواهند.اگر چه تاکنون شرکتهای وابسته به مقامات امریکا علاوه بر سودهای هنگفت ناشی از نفت سواحل باکو ، میلیاردها دلار سود کرده اند ،اما عده ای از دوستان امریکایی دولت باکو از بابت حمایت از الهام علی اف برای تداوم حاکمیت ، سهم مستقیمی از در آمد نفت می طلبند. آنها میگویند ؛ درصد بیشتری از درآمد ناشی از صدور نفت در باکو توسط خاندان سلطنتی علی اف ها تصاحب میشود که خاندان حاکم از این بابت نیز بایستی سهم دوستان امریکایی را بپردازد.

 

 

 

 

قره‌باغ و صلح ننگين الهام‌علي‌اف با ارمنستان

 

وزارت امور خارجه آمريكا از دولت‌هاي باكو و ايروان خواست خود را براي انعقاد پيمان صلح قره‌باغ آماده كنند.

سفارت آمريكا در باكو، گزارش داد: وزارت  امورخارجه آمريكا، در واكنش به نتايج ديدار روساي گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا با وزراي امور خارجه دولتهاي ايروان و باكو در مادريد، طي بيانيه‌اي از آنها خواست براي رفع اختلاف‌نظرهاي موجود بر سر يكي دو مسئله « پيش‌پا افتاده » و آماده شدن براي انعقاد پيمان صلح بزرگ، تلاش كنند. براساس اين گزارش، در بيانيه وزارت امورخارجه آمريكا همچنين آمده است كه، اين وزارتخانه با استقبال و حمايت از پيشنهاد اخير روساي گروه مينسك براي حل و فصل سريع اختلاف نظرهاي موجود ميان طرفين مناقشه قره‌باغ، از دولت باكو و ايروان مي‌خواهد آخرين مرحله مذاكرات صلح را به پايان برسانند.

وزارت امور خارجه آمريكا در اين بيانيه همچنين ادعا كرده است كه، طرفين مناقشه قره‌باغ در طول سه سال اخير توانسته‌اند در ارتباط با بسياري از موارد اختلاف به توافق برسند و به زودي درباره چند موضوع « پيش‌پا » افتاده نيز به توافق خواهند رسيد.

بيانيه وزارت امورخارجه آمريكا در خصوص مناقشه قره‌باغ نشان مي‌دهد كه از نظر آمريكا تمامي مسايل اساسي مناقشه قره‌باغ حل شده و تنها دو، سه مسئله جزئي باقيمانده است كه آنها نيز به زودي حل خواهد شد.

واقعيت اين است كه از نظر مردم ايران شمالي مسايل اساسي مناقشه قره‌باغ بازگشت اين منطقه به ايران شمالي، آزادي ساير اراضي اشغالي و بازگشت آوارگان دو طرف به خانه و كاشانه خود مي‌باشد. اگر اين بخش از بيانيه وزارت امور خارجه آمريكا كه در مورد مسايل اساسي توافق شده است، درست باشد، اين سئوال مطرح است كه چرا دولت باكو اين پيشرفت‌ها را پنهان مي‌كند و افكار عمومي را از روند مذاكرات با ارمنستان آگاه نمي‌كند؟

واقعيت اين است كه مسايل اساسي كه مدنظر آمريكا است، چشم‌پوشي باكو از قره‌باغ، لاچين و شوشا و عدم بازگشت آوارگان آذري و صرفاً آزادي پنج شهرستان در خارج از قره‌باغ مي‌باشد. بالطبع هر دولتي در باكو كه در اين خصوص توافق كند، از نظر مردم ايران شمالي به خيانت متهم خواهد شد. از سوي ديگر در ارمنستان نيز گروههاي افراطي معتقدند حتي يك متر از اراضي اشغال شده نبايد آزاد شود.

در چنين شرايطي دعوت وزارت خارجه آمريكا از باكو و ايروان به سازش، به معناي آن است كه آنها طرح فعلي گروه مينسك كه مشتمل بر ده ماده است، را بپذيرند. در چنين شرايطي بايد گفت با نزديك شدن موعد انتخابات رياست جمهوري در ايران شمالي، آمريكا بخش جديدي از سناريو توطئه‌آميز خود عليه تماميت ارضي ايران شمالي را آغاز كرده است و جالب اينكه منابع تركيه از جمله روزنامه حريت اعلام كردند در يك همكاري آشكار ميان آمريكا و ارمنستان، اعضاي گروه تروريستي « پ. ك.ك» نيز كه در شمال عراق از سوي آنكارا تحت فشار قرار گرفته‌اند، براي اسكان به اراضي اشغال شده ايران شمالي رهسپار شدند.

مجموعه اين مسايل اين انتظار را در مردم ايران شمالي ايجاد كرده است كه دولت باكو ضمن فاش ساختن پيشنهادات توطئه‌آميز آمريكا، با ميانجيگري گروه مينسك در مناقشه قره‌باغ مخالفت كند. اما دولت الهام‌علي‌اف، در عمل از طريق رسانه‌ها به بسترسازي براي ختم ننگين مناقشة قره‌باغ و واگذاري اين منطقه به ارمنستان در ازاي آزادي پنج شهر اشغالي پرداخته است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 13:22  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

گروه مهدي صاحب الزمان «عج» و عمليات رواني

 دولت باكو و طرفهاي خارجي عليه سپاه پاسداران

 

 

عارف محمدزاده – کارشناس مسایل قفقاز جنوبی

 

پس از فروپاشي شوروي و روي‌كارآمدن غربگرايان و كمونيست‌هاي سابق در باكو، انجام عمليات رواني ـ تبليغاتي از اين شهر عليه ايران آغاز شد.گرايش مسلمانان شيعة قفقاز جنوبي به ايران، تأثير انقلاب اسلامي در گسترش بيداري اسلامي در آن سامان، ايراني بودن هويت مسلمانان قفقاز جنوبي و عوامل اقتصادي مانند وجود منابع فراوان نفت در سواحل باكو از جمله علل مهم غرب و حاكميت ضداسلامي باكو در فعاليت عليه ايران است.

پس از فروپاشي شوروي و تشكيل دولت باكو، ابوالفضل علي‌اف (معروف به ابوالفضل ايلچي‌بيگ) كه با كمك آمريكا و فضاسازي‌هاي ناسيوناليستي توانسته بود، اياز‌مطلب‌اف (امضا كنندة سند استقلال دولت باكو) را از صحنة قدرت بيرون براند، آشكارا از تجزية ايران سخن مي‌گفت، در حالي كه هر روز، بخشي از خاك كشور را به نيروهاي ارمنستان واگذار مي‌كرد!

علي‌رغم موضع‌گيريهاي ايلچي‌بيگ عليه ايران، وي كه پس از چندين ماه حكومت و انتظار از آمريكا براي پيشگيري از پيشروي نيروهاي ارمني، عملاً از آمريكا مأيوس شده و مردم را آمادة شورش عليه خود مي‌ديد، براي پيشگيري از پيشروي ارامنه دست به دامن ايران زد و عده‌اي از نيروهاي سابقه‌دار ميدان جنگ اعم از ايراني‌ها و مجاهدين افغاني به باكو و جبهة قره‌باغ رفتند تا جوانان آذري را آموزش دهند و با نيروهاي متجاوز بجنگند. ورود نيروهاي داوطلب ايراني و مجاهدين افغان به ميدان جنگ قره‌باغ، دستاوردهاي درخشاني دانست. در مدت كوتاهي صدها جوان مسلمان و با ايمان تحت آموزشهاي نظامي قرار گرفته و با روحيه‌اي شهادت‌طلبانه به ميدان رفتند و توانستند ضربات كاري به نيروهاي مهاجم وارد كنند. مجاهدين افغان توانستند شايستگي خود را در نبرد با متجاوزين به اثبات برسانند و عده اي از آنها نيز به شهادت رسيدند. حكومت جبهة خلق به رياست ابوالفضل ايلچي‌بيگ در سال 1993 (1372) سقوط كرد و حيدرعلي‌اف كه دورة بازنشستگي خود را در نخجوان به عنوان رييس مجلس اين منطقة كوچك سپري مي‌كرد، به قدرت رسيد. وي، توافق آتش‌بس با ارمنستان امضا كرد (1994/1373) و بدينگونه ارمنستان توانست، حضور نظامي خود را در قره‌باغ و ساير مناطق اشغالي كه 20 درصد از خاك جمهوري شيعه‌نشين شمالي ايران بود، تثبيت كند. اقدام ديگر حيدرعلي‌اف، سركوب شديد مدافعان داوطلب جنگ قره‌باغ بود كه «آمونلار» (آمونها) ناميده مي‌شدند. روشن‌جواد‌اف كه به عنوان قهرمان ملي شهرت داشت و رهبري آمونها را عهده‌دار بود، طي يك درگيري از سوي نيروهاي امنيتي حيدرعلي‌اف در باكو به شهادت رسيد و بعد از آن، عده‌اي از چهره‌هاي مشهور جنگ قره‌باغ از لشكر آمونها دستگير و زنداني شدند.

حيدرعلي‌اف در حالي اين طرحها را اجرا كرد كه با آمريكا وارد معامله شده بود و آمريكايي‌ها به او وعده داده بودند كه براي سرمايه‌گذاري در امور انرژي جمهوري آذربايجان، بايستي «ثبات» برقرار شود. جنگ پايان يابد و نيروهاي اسلامي سركوب شوند. حيدرعلي‌اف پس از سركوب مدافعان قره‌باغ و امضاي توافق آتش‌بس با ارمنستان، مجاهدين افغان را مورد اذيت و فشار قرارداد و پس از ترور برخي از مجاهدين افغان، آنها مجبور به خروج از جبهة قره‌باغ شدند.

اقدام بعدي حيدرعلي‌اف كه مشخصاً با توصية آمريكا صورت گرفت، اخراج رزمندگان ايراني توام با اجراي عمليات رواني عليه ايران بود. علي‌اف، پادگانهاي آموزشي جنگ قره‌باغ را تعطيل كرد. در اين حال كتابي با عنوان «سس سيز محاربه» (جنگ بي‌صدا) با تيراژ وسيع از سوي دستگاه امنيتي حيدرعلي‌اف با هماهنگي سازمان سيا منتشر شد. در اين كتاب، رزمندگان ايراني در جنگ قره‌باغ، به عنوان جاسوس معرفي شده بودند. اقدام بعدي حيدرعلي‌اف ، سركوب گستردة حزب اسلامي و دستگيري رهبران و چهره‌هاي شاخص حزب بود. در اين مرحله «علي‌اكرام علي‌اف» و ديگر اعضاي شوراي رهبري حزب اسلامي دستگير شدند. سركوب حزب اسلامي نيز، با عمليات رواني گسترده عليه ايران توأم بود و رسانه‌هاي دولتي، غربگرا و ضدايراني باكو به طور مستمر دربارة‌ ارتباط اين حزب با ايران تبليغ مي‌كردند. پس از آن حيدرعلي‌اف، از جبهة خلق كه در موضع مخالفت با وي قرار داشت، درخواست كرد كه به جاي فعاليت عليه وي، عليه ايران فعاليت كند و در عوض از كمكهاي دولتي بهره‌مند شود! در اين مرحله فعاليت برخي مطبوعات وابسته به دولت و نيز برخي نشريات جبهة خلق ايران افزايش يافت و تشكلي به نام «باب» با حمايت آمريكا و دولت حيدرعلي‌اف در باكو تشكيل شد. اين تشكل در راستاي «آذربايجان بزرگ!» فعاليت مي‌كرد. در حالي كه استقلال‌طلبان ارمني، قره‌باغ را از كشور جدا كرده بودند!

برپايي «كميتة دولتي آذري‌هاي جهان» و «كنگره آذري‌هاي جهان (1380)» از ديگر عملياتهاي رواني و تبليغاتي حكومت حيدرعلي‌اف عليه ايران بود. كميته و كنگره ياد شده ارتباط گسترده‌اي با رژيم صهيونيستي و لابي جهاني يهودي دارد. پس از مرگ حيدرعلي‌اف نيز عملياتهاي رواني گسترده عليه ايران در باكو تداوم يافت. برپايي همايش دولتي موسوم به دومين كنگره آذريها (اسفند 1384) در باكو و سخنراني عليه تماميت ارضي ايران در اين همايش در حضور الهام‌علي‌اف از جمله عملياتهاي رواني رژيم باكو عليه ايران مي‌باشد. حدود دو سال پيش، «نيكلاس برنز» معاون سياسي وزير امورخارجه آمريكا از داير شدن شعبه‌هاي ويژه ايران در برخي شهرهاي جهان از جمله باكو  خبر داد، چندي پس از آن، برخي منابع و مطبوعات از ايجاد كارگاههاي ويژه در باكو براي ارتباط با عناصر تجزيه‌طلب و ايجاد اغتشاش در ايران خبر دادند. اندكي پس از برپايي همايش ضدايراني موسوم به دومين كنگره آذريها توسط دولت باكو، شورشها و اغتشاشات اوايل خرداد 1385 در برخي شهرهاي شمالغرب ايران به وقوع پيوست. مدتي پيش « اطلس جغرافيايي» از سوي انستيتو تاريخ آكادمي علوم باكو كه يك مركز دولتي است، منتشر شد كه در اين نقشة جغرافيايي، ايران جزو اراضي تاريخي دولت باكو شناسانده بود! (اكنون 17 سال از پيدايش دولت باكو و شناسايي رسمي آن در جهان مي‌گذرد)

انتشار اين نقشه واكنش گسترده نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ايران را برانگيخت و بيش از 20 تن از نمايندگان مجلس طي تذكري به وزير امورخارجه خواستار واكنش قاطع در مقابل اقدامات وقيحانة دولت باكو شدند، طي روزهاي اخير نيز خبر پخش فيلمي دربارة‌ صفويه از شبكة‌ دولتي تلويزيوني باكو انتشار يافت كه در اين فيلم، دولت ايران در عهد صفوي به عنوان «دولت آذربايجان!» معرفي شده است.

تداوم عملياتهاي رواني ، سياسي و تبليغي دولت باكو، اهداف متعددي را دنبال مي‌كند، از جملة‌ آنها مقابله با تفكر ايران‌گرايي در ميان شيعيان قففاز جنوبي و همراهي با آمريكا در جنگ رواني عليه ايران است.

از ماهها پيش، آمريكا اقدامات مشخصي را عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي دنبال كرده است. اين اقدامات كه در قالب جنگ رواني و عملياتهاي امنيتي از جمله آدم‌ربايي دنبال مي‌شود، حاكي از ناتواني آمريكا در اقدام نظامي و مستقيم عليه ايران، و ناراحتي شديد سران كاخ سفيد از نقش فعّال سپاه پاسداران در دفاع از ايران و انقلاب اسلامي است. برخي كارشناسان پيش‌بيني مي‌كردند كه علاوه بر جنگ رواني عليه سپاه كه نهادهاي امنيتي و رسانه‌هاي آمريكا و غرب آن را اجرا مي‌كنند، عملياتهاي رواني در برخي كشورهاي اسلامي و شيعه عليه سپاه پاسداران اجرا خواهد شد. در اين راستا، با هماهنگي دولت آمريكا اقداماتي در برخي كشورها عليه ايران و مشخصاً سپاه پاسداران انجام گرفت.

در دي ماه سال گذشته، وزارت امنيت دولت باكو، عده‌اي از جوانان اسلامگراي باكو را كه در قالب يك هيأت ديني با عنوان گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» فعاليت مي‌كردند، دستگير و زنداني كرد و پس از آن مطبوعات و خبرگزاريهاي تحت پوشش وزارت امنيت باكو، از گرايشات فكري اين گروه به انقلاب اسلامي و سفرهاي اعضاي گروه به مشهد و قم خبر دادند. پس از مدتي همان مطبوعات و خبرگزاريها، از مالكيت غيرقانوني اسلحه توسط اعضاي گروه خبر دادند و در نهايت با شدّت گرفتن عمليات رواني آمريكا عليه سپاه پاسداران، ناگهان خبر ارتباط گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در برخي از مطبوعات و خبرگزاريهاي باكو مطرح گرديد كه پيش زمينه‌هاي عمليات رواني رسمي دولت باكو عليه سپاه بود.

 

اطلاعیه روابط عمومی وزارت امنیت دولت باکو ، متنی سرشار از تناقض و فاقد انسجام

 

 

در نهايت در تاريخ 23/9/86 روابط عمومي وزارت امنيت دولت باكو اطلاعيه‌اي را منتشر كرد. اين اطلاعيه كه متن آن از طريق مطبوعات، خبرگزاريها و شبكه‌هاي تلويزيوني دولتي و مراكز رسانه‌اي تحت پوشش مالي دولت باكو به طور هماهنگ در تاريخ 23/9/86 پخش گرديد، كه دليلي آشكار بر فضاسازي و اوج عمليات رواني رژيم باكو عليه سپاه و ايران است.

در اطلاعيه وزارت امنيت دولت باكو اعضاي گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» اينگونه معرفي شده‌اند:

1ـ سعيد داداش بيگي(داداش‌بيگلي)           متولد                 1975/1354

2ـ جيحون علي‌اف                               متولد                 1983/1362

3ـ جهانگير كريم اف                            متولد                  1983/1362

4ـ ميكاييل ادريس‌اف                           متولد                  1974/1353

5ـ راسيم كريم‌اف                               متولد                  1981/1360

6ـ رشاد علي‌اف                                 متولد                  1976/1355

7ـ رشاد اسماعيل‌اف                            متولد                  1979/1358

8 ـ ‌فايق اسماعيل‌اف                            متولد                  1983/1362

9ـ مبارز سليمان‌اف                              متولد                  1983/1362

10ـ فريد آقايف                                 متولد                  1981/1360

11ـ اميل محبعلي‌اف                            متولد                  1977/1356

12ـ زاير اروج‌‌اف                                متولد                  1980/1359

13ـ سامر قوجايف                              متولد                  1979/1358

14ـ فتح‌الله بابراف                               متولد                  1979/1358

15ـ بيگ‌بالا قلي‌اف                             متولد                  1981/1360

 

دقت بيشتر در اطلاعيه وزارت امنيت دولت باكو، به خوبي نشان مي‌دهد كه اين اطلاعيه سرشار از موضوعات ضد و نقيض است و همين مسأله، دليل روشني است بر اينكه درباره گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» وزارت امنيت ملي باكو به داستان‌پردازي پرداخته، اما اين داستان استادانه تنظيم نشده است و حتي در تنظيم اطلاعيه هماهنگي دقيق ميان مأموران وزارت امنيت با دستگاه قضايي باكو به عمل نيامده است! از جمله نكات مورد توجه چنين است:

1ـ در اطلاعيه وزارت امنيت دولت علي‌اف، گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» به عنوان يك گروه «تجزيه‌طلب ديني» معرفي شده است. در حالي كه دادگاه «تجزيه‌طلبي» را حتي جزو اتهامات اعضاي گروه نيز ذكر نكرد!

2ـ در بخشي از اطلاعيه قيد شده كه گروه در ازاي ارايه اطلاعات به ايران مبلغ ده‌هزار دلار پول گرفته است. و در بخشي ديگر از اطلاعيه آمده است: « داداش بيگي براي گسترش و فعاليت اين سازمان [گروه  مهدي صاحب الزمان (عج)] صندوق مالي ويژه‌اي با اخذ حق عضويت، كمكهاي مالي و همچنين اخذ حدود 10 تا 15 درصد از درآمد حاصله از فعاليت‌هاي بازرگاني اعضا به وجود آورده بود.»

در اطلاعيه، اعضاي گروه به عنوان بازرگان معرفي شده‌اند و آنقدر سرمايه داشته‌اند كه در يك مورد فقط شصت هزار دلار ضرر كرده‌اند، با اين وصف‌ها، اين سؤال پيش مي‌آيدكه اگر اعضاي گروه بازرگان متمول بوده و حتي صندوق ويژه‌اي براي تأمين هزينه‌هاي فعاليت‌هاي خود از طريق سودهاي بازرگاني كلان داشته‌اند، چه نيازي به گرفتن ده هزار دلار از ايراني‌ها داشته‌اند؟

3ـ در اطلاعيه وزارت امنيت باکو آمده است: «‌سعيد داداش‌بيگي، تمرين‌هاي نظامي اعضاي سازمان  [گروه  مهدي صاحب الزمان (عج)] را از محل وجوه مالي صندوق [صندوق مشترك اعضا] در ساختمان انجمن پيش‌كسوتان جنگ قره‌باغ واقع در قصبة گونشلي و سالن تيراندازي وزارت كشور جمهوري آذربايجان و همچنين تمرينات جسماني آنها را در انجمن ورزشي اين سازمان، سازماندهي نموده است.» حال سؤال اين است كه چگونه‌ عده‌اي بازرگان جوان در مراكز نظامي دولتي مانند سالن تيراندازي وزارت كشور تيراندازي تمرين مي‌كرده‌اند؟ و از سوي ديگر، با ايران نيز در ارتباط بودند؟ اين گروه كه در اطلاعيه وزارت امنيت باكو يك گروه مخفي معرفي شده‌اند، چگونه مخفي بوده‌اند كه در سالن تيراندازي وزارت كشور تمرين تيراندازي مي‌كردند؟ در صورت واقعيت داشتن موضوع تمرين تيراندازي اعضاي گروه در سالن تيراندازي وزارت كشور، به يقين مي‌توان گفت كه طبق نقشة طراحي شده وزارت امنيت باكو، عده‌اي جوان به عنوان طعمه مورد استفاده قرار گرفته‌اند تا سوژه‌اي براي عمليات رواني عليه ايران پرداخته شود. به عبارت روشن، مأموران وزارت امنيت باكو طي ارتباط مداوم با اعضاي گروه آنها را به سوي مورد نظر خود سوق داده و امكانات لازم از جمله سلاح و سالن تيراندازي را برايشان مهيا ساخته‌اند تا به اصطلاح «مستندات!» لازم را براي تكميل نقشه فراهم كنند!

4ـ‌ در بخشهاي مختلف اطلاعيه وزارت امنيت باكو، گاهي از ارتباط گروه مهدي صاحب الزمان (عج) با «سپاه پاسداران» و گاهي از ارتباط گروه با «سازمان اطلاعاتي ايران» و گاهي از ارتباط آن با «ارگان امنيتي خارجي» سخن رفته است. ظاهراً حتي براي تنظيم‌كننده اطلاعيه وزارت امنيت باكو نيز مسأله ارتباط گروه با خارج و يا نام تشكيلات خارجي مبهم و نامعلوم بوده است. اين باور نيز وجود دارد كه اطلاعيه وزارت امنيت باكو با فشار آمريكا و ايستگاه سيا در باكو تنظيم شده و مقامات وزارت امنيت باكو براي بي‌اهميت جلوه دادن اطلاعيه در نزد كارشناسان، به طور عمد از عناوين گوناگون مانند سپاه پاسداران يا سازمان اطلاعاتي ايران يا ارگان امنيتي خارجي استفاده كرده‌اند تا با انتشار اطلاعيه‌اي غيرحرفه‌اي و فاقد انسجام، تحميلي بودن آن را براي كارشناسان نشان دهند.

در اطلاعيه وزارت امنيت باكو نام گروه تحت عنوان ارتش شمالي امام مهدي، (ارتش مهدي (عج) در ايران شمالي) به زبان انگليسي نيز درج شده است:

(NORTH  IMAM  MEHTY  ARMY ) كه در اين عبارت انگليسي، «مهدي» با لفظ «مهتي» نوشته شده، در حالي كه مردم باكو كه اكثريت آنها شيعه‌اند و بخصوص اعضاي يك گروه مذهبي حداقل نام مبارك امام مهدي (عج) را مي‌دانند. درج عنوان گروه به ترجمة‌ انگليسي (و البته ناشيانه) نيز حاكي از آن است كه افرادي غيرمسلمان و انگليسي زبان (ايستگاه سيا در باكو) اين عبارت را ترجمه كرده‌اند تا خبرگزاريها و رسانه‌هاي غربي با همين عنوان، گروه را معرفي كنند.

6ـ‌ توجه دامنه‌دار رسانه‌هاي مشهور آمريكايي و انگليسي و بخصوص رسانه‌هاي اسراييل به مسأله گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» و تداوم جنگ رواني با استفاده از اين سوژه عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيز نشانة ديگري است حاكي از اينكه، موضوع گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» يك عمليات رواني از سوي دولتين باكو و  واشنگتن با مشاركت رژيم صهيونيستي عليه سپاه است.

در پايان، آنچه گفتني است اينكه؛ عدم واكنش قاطع و عملي مراجع و وزارتخانه‌هاي تصميم‌گير در مقابل عملياتهاي رواني مستمر دولت باكو عليه كشورمان، موجب شده كه دولت باكو به رفتار ناشايست و مستمر خود ادامه دهد. مقامات باكو حتي برخي مواقع در گفتگو با ايراني‌ها، اقدامات خود عليه كشورمان را ناشي از فشارهاي آمريكا داشته و حتي اظهار مي‌دارند كه: « ما كشور و دولت كوچكي هستيم كه نمي‌توانيم در مقابل درخواست‌ها و فشارهاي آمريكا مقاومت كنيم». و بدينگونه اقدامات ضدايراني خود را توجيه مي‌كنند. كه متأسفانه گاهي نيز اين توجيهات و عذرها پذيرفته مي‌شود!؟ آنها البته راست مي‌گويند كه نمي‌توانند در مقابل فشارهاي آمريكا مقاوت كنند، ولي آيا تاوان ناتواني آنها را بايستي ملت ايران پرداخت كند؟

در هر حال، تا زماني كه سياست مقابله به مثل و اعمال فشار در مقابل دولت باكو به كار گرفته نشود، جمهوري اسلامي ايران همچنان هزينة اقدامات مشترك باكو ـ واشنگتن را پرداخت خواهد كرد.

نكتة مهم ديگر اينكه، هرگاه روابط جمهوري اسلامي با كشوري گسترش مي‌يابد، آمريكا و متحدانش و بخصوص اسراييلي‌ها براي تخريب اين روابط اقدامات متعددي انجام مي‌دهند. طي سالهاي اخير روابط تهران ـ‌ باكو روند روبه‌ رشدي داشته و علاوه بر سفرهاي متقابل آقاي خاتمي و آقاي الهام‌علي‌اف به باكو و تهران، آقاي احمدي‌نژاد نيز سه بار به نخجوان و باکو سفر كرده است و ايران در مجامع بين‌المللي از تماميت ارضي اين كشور حمايت كرده است. اگر چه مسايل متعددي در روابط تهران ـ باكو از جمله تلاش برخي كشورهاي خارجی و جريانهاي داخلي براي تبديل باكو به كانون تجزيه‌طلبي عليه ايران و نيز موضوع رژيم حقوقي درياي مازندران وجود دارد. با اين حال روابط دو كشور همسايه و شيعه، علي‌رغم فشارهاي خارجي بر دولت باكو روند مثبتي داشته و بخصوص شخص الهام‌علي‌اف، همواره از سالها قبل بر حلّ ديپلماتيك مسأله هسته‌اي ايران و صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي كشورمان و بر عدم همكاري باكو در حملة‌ احتمالي آمريكا عليه ايران تأكيد داشته است. در اين شرايط، كارشناسان از مدتها پيش‌بيني مي‌كردند كه طرفهاي خارجي، اقدامي در راستاي تخريب روابط تهران ـ باكو انجام خواهند داد كه به یقین عمليات رواني طراحي شده با سوژة‌ يك هيأت مذهبي ـ فرهنگي و داستان‌پردازي‌هاي عجيب و غريب درباره آن، بخشي از اقدامات انجام شده طرفهاي خارجي براي متوقف كردن روند به رشد روابط تهران ـ‌ باكو مي‌باشد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 12:23  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 

فعاليت‌هاي انسان‌دوستانه كميتة امداد امام خميني " ره " در ايران شمالي

اخيراً با حضور رئيس كميته امداد امام خميني‌(ره) در باكو به مناسبت فرارسيدن چهاردهمين سالگرد تاسيس كميته امداد خميني‌(ره) در ايران شمالي مراسم باشكوهي شامل اعطاي جهزيه به 200 نوعروس تحت پوشش كميته امداد، مراسم جشن خودكفايي 200 نفر از مددجويان تحت پوشش اين كميته، تجليل از 500 نفر دانش‌آموز و دانشجوي ممتاز و ايتام تحت پوشش كميته امداد، افتتاح مركز تخصصي ـ درماني (كلينيكي) امام علي (ع) در محل كميته امداد خميني‌(ره) در باكو، همايش « بررسي عملكرد 14 ساله كميته امداد و چشم‌انداز آينده فعاليت‌هاي اين كميته در ايران شمالي» با حضور شخصيت‌هاي علمي، فرهنگي، نمايندگان سازمان‌هاي بشردوستانه در باكو برگزار شد. اين موارد به تنهايي گستردگي فعاليت‌هاي كميته امداد خميني‌(ره) در ايران شمالي را نشان مي‌دهد.

نمايندگي كميته امداد خميني‌(ره) در ايران شمالي، به عنوان مهمترين سازمان امدادي در اين خطه شهرت دارد. علت مشهور و ملموس بودن خدمات اين تشكل، شركت كميته امداد خدمات ارزشمندي است كه كميته امداد از زمان فروپاشي شوروي به اقشار نيازمند جامعه ايران شمالي از جمله آوارگان آذري جنگ قره‌باغ، بي‌سرپرستان، معلولان و ساير نيازمندان ارائه كرده است و همچنان با جديت كامل به اين كمك‌ها ادامه مي‌دهد. به ويژه كه طي سال‌هاي اخير، بسياري از سازمان‌هاي امدادي بين‌المللي حتي «برنامه غذاي سازمان ملل» كمك‌هاي غذايي خود را به آوارگان جنگ قره‌باغ متوقف كرده و يا به شدت از ميزان آن كاسته‌اند. اما كميته امداد خميني‌(ره) اعلام كرده است تا زمان رفع نيازها به فعاليت‌هاي بشردوستانه خود در ايران شمالي ادامه خواهد داد.

نگاهي به عملكرد كميته امداد خميني‌(ره) در ايران شمالي در سالهاي اخير نشان مي‌دهد كه اين كميته، فعاليت‌هاي خود در كمك به نيازمندان را توسعه كمي و كيفي قابل توجهي داده است. در بخش توسعه كيفي اين فعاليت‌ها، كميته امداد خميني‌(ره) طرح‌هاي اشتغال‌زايي براي خانواده‌هاي نيازمند را آغاز كرده است. همچنين به همت و تلاش كاركنان كميته امداد خميني‌(ره) در باكو مركز تخصصي ـ درماني (كلينيك) امام علي (ع) در محل كميته امداد خميني‌(ره) در باكو داير شده است كه كمك شايان توجهي به رفع نيازهاي بهداشتي و درماني نيازمندان تحت پوشش كميته امداد امام مي‌كند. علاوه بر اين، كميته امداد خميني‌(ره) طي نزديك به 14 سال فعاليت مداوم وخستگي‌ناپذير در ايران شمالي، بيش از 40 هزار نفر را تحت پوشش دايمي كمك‌هاي انساني از جمله كمك‌هاي غذايي و پوشاك و تهيه مسكن قرار داده است و ده‌ها هزار نفر ديگر سالانه به طور غير دايم از كمك‌هاي شعبات كميته امداد خميني‌(ره) در باكو و ساير مناطق بهره‌مند مي‌شوند. با توجه به همين سوابق درخشان است كه، مقامات باكو در ديدار با حسين انواري سرپرست كميته امداد امام خميني (ره)، فعاليت اين كميته را الگويي براي كمك‌هاي بشردوستانه در سطح جهان ارزيابي كرده‌اند.

اهميت اين موضوع از آن جهت است كه طي سالهاي گذشته كشورهاي غربي به بهانه كمك‌هاي انساندوستانه، به گسترش فعاليت‌هاي ميسيونري و پيگيري اهداف سياسي و ضد اسلامي خود در ايران شمالي پرداخته‌اند و در واقع در قبال كمك‌هاي ناچيز به غارت معنوي، تبليغات عليه اسلام و گسترش نفوذ سياسي خود مشغول شده‌اند. اما كميته امداد خميني‌(ره) نه تنها در ايران شمالي بلكه در ديگر كشورها از جمله تاجيكستان، لبنان و افغانستان پرونده‌اي روشن از كمك‌هاي انساندوستانه در اختيار دارد.

كميته امداد خميني‌(ره) علاوه بر فعاليت گسترده در داخل ايران، در لبنان، سوريه، عراق، افغانستان و تاجيكستان نمايندگي دارد.

واقعيت اين است كه با فروپاشي شوروي و از هم گسستن شيرازه امور و تعطيلي و غارت كارخانه‌ها و مراكز اشتغال، اغلب اهالي به فقر و فلاكت و گرسنگي دچار شدند. بي‌توجهي دولت باكو به فقرعمومي و تلاش براي برپايي سيستم اقتصادي سرمايه‌داري و آزاد، بدون اعتنا به خرد شدن ميليونها تن از اهالي در زير بار سنگين فقر از يك سو، و از سوي ديگر مناقشه قره‌باغ باعث شد، هزاران از مردم ايران شمالي بي‌خانمان و آواره گشته و نياز فراواني به كمك ساير كشورها پيدا كنند. لذا جمهوري اسلامي ايران با احساس مسئوليت فراوان با تمام امكانات و تواني كه داشت به كمك مردم مسلمان ايران شمالي شتافت. در اين مسير كميته امداد خميني‌(ره) نيز به توصيه مسئولين نظام جمهوري اسلامي در اولين گام، اقدام به جمع‌آوري و ارسال كمكهاي مردمي براي آوارگان نمود. اكنون كه 14 سال از فعاليت‌هاي كميته امداد خميني‌(ره) در باكو مي‌گذرد، فعاليت‌هاي اين كميته تنها به كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي محدود نمي‌شود، بلكه طيف وسيعي از كمك‌هاي تحصيلي، بهداشتي و اشتغالزايي را شامل مي‌شود. در واقع گستردگي فعاليت كميته امداد امام خميني (ره) در ايران شمالي، نشان‌دهنده اين است كه جمهوري اسلامي ايران تنها به حمايت عملي از مردم ايران شمالي مي‌پردازد و اين موضوعي است كه موجب ناخرسندي دشمنان مناسبات دو كشور شده است و آنها تلاش دارند با تبليغات منفي و بي‌اساس بر اين روند مثبت مناسبات تاثير منفي بگذارند.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 11:28  توسط رسول اردبیلی و دوستان  |