حرکت آزادیبخش ایران شمالی
Shimal8iranim@yahoo.com
لزوم توسعه مناسبات فرهنگي تهران ـ باكو
خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران
Shimal8iranim@yahoo.com
لزوم توسعه مناسبات فرهنگي تهران ـ باكو
Shimal8iranim@yahoo.com
فارسي پژوهي در ايران شمالي
· علياصغر شعردوست
آموزش و پژوهش زبان فارسي در سالهاي اخير بيشتر در دانشكدة شرقشناسي دانشگاه دولتي باكو متمركز شده است. در اينجا تاريخچة تشكيل و فعاليت اين دانشكده، به اختصار ذكر ميشود. تشكيل دانشكده شرقشناسي در جلسه 30 مارس 1922 (1301 هجري خورشيدي). شوراي دانشگاه، به تصويب رسيد. پيش از آن شعبه شرق در دانشكده تاريخ و ادبيات فعال بود. پس از تصويب شورا، در واقع شعبه مذكور به دانشكده شرقشناسي تبديل شد. در 12 آوريل همان سال پروفسور پ.ك. ژوره خاورشناس مشهور به رياست دانشكده منصوب شد. تشكيل مدارس خاورشناسي مستقل، تربيت معلماني در زمينه تاريخ و زبان و ادبيات ملل ديگر و ايران، تربيت كادر مجرب براي كار در آرشيوها، موزهها و كتابخانهها، تربيت كارشناسان و متخصصان از كشورهاي همسايه از اقدامات اوليه بود.
طرح جديد شوراي دانشگاه باكو در 13 ژوييه 1922 م. به تصويب نهايي حكومت رسيد و امكانات و تجهيزات لازم جهت تشكيل دانشكده و كتابخانه آن اختصاص يافت.
پس از دانشكده شرقشناسي، دانشگاه باكو دانشمندان و محققان نامآوري چون چوپانزاده، گووايدولين، مشانينوف، بارتولد، سامويلوويچ، ژوزه، برتلس و ... را براي همكاري جذب كرد. هم اينان در تربيت و آموزش كادرهاي علمي آموزشي نقش به سزايي داشتند. دانشكده، در سالهاي نخست حيات خود، شامل دو شعبه زبان فراسي و زبان تركي [استانبولي] بود. سال 1957 (1336) شعبه عربي و در سال 1993 (1372) شعبه عبري نيز در شماره شعب دانشكده شرقشناسي درآمد.
در اين دانشكده سه كرسي فعاليت ميكنند: كرسي ادبيات عرب، كرسي ادبيات ايران و كرسي ادبيات تركي. جهات فعاليتهاي علمي پژوهشي كرسيهاي سهگانه چنين است:
1. كرسي ادبيات عرب:
پژوهشي در مسائل نظري و عملي زبان عربي ، بررسي مسائل متنشناسي و تاريخ ادبيات، آماده كردن كتب درسي و ديگر امكانات تحصيلي آموزشي.
2. كرسي ادبيات ايران:
بررسي مسائل ادبيات فارسي ، تهيه فرهنگ فارسي ـ آذري آثار نظامي گنجهاي، آماده كردن كتب و لوازم درسي.
3. كرسي ادبيات تركي: بررسي مسائل نظري و عملي زبان تركي استانبولي، روابط ادبي ايران شمالي و تركيه، تهيه كتاب درسي و ديگر لوازم.
در جنب كرسي ادبيات ايران مركز علمي ـ پژوهشي موسوم به «فرهنگ آثار نظامي» تشكيل يافته است. كادر علمي دانشكده شامل حدود چهل و پنج نفر استاد، دانشيار و ... ميباشد. اين گروه علاوه بر تدريس به فعاليتهاي تحقيقاتي نيز اشتغال دارند.
فاغالتحصيلان دانشكده، در دانشگاهها ، مدارس متوسطه، هنرستانها، انستيتوهاي شرقشناسي، نسخ خطي، تاريخ، ادبيات، زبانشناسي، فلسفه، حقوق، هنر و ... فرهنگستان علوم ايران شمالي، موزة نظامي، شعب برونمرزي راديو و تلويزيون و ... اشتغال مييابند.
دانشكده شرقشناسي دانشگاه باكو با دانشكدههاي شرقشناسي دانشگاههاي مسكو، سنپترزبورگ، تفليس، تاشكند، دوشنبه، آلماآتا، مخاچقلعه و دربند روابط علمي ـ آموزشي دارد. در سالهاي اخير به ايجاد ارتباط و تبادل علمي ـ ادبي با مراكز علمي و تحقيقاتي ايران، تركيه و كشورهاي عربي توجه خاصي ميشود. در سالهاي اخير به سعي اعضاي هيئت علمي و پژوهشگران دانشكده، كتابهاي زير تأليف شده است:
1. محمد علييف، و : ترجمه آذري قرآن كريم( به انضمام متن عربي)،1994 /1373
2. زمان، شخص و وجه فعل در زبان عربي، 1993 /1372
3. كاظم اف، م: اسلافِ نظامي، 1991 /1370
4. محمداف، ا: «زبان عربي» (براي مدارس متوسطه و دانشگاهها)، 1991، 1992، 1993، 1994 (1370 تا 1373)
5. حاتمي، ن: زبان فارسي (كتاب درسي ـ بخش سوم)، 1992 /1371
6. محموداف، ع: زبان فارسي (براي كلاس ششم) 1993 /1372
7. رسولاف ـ رستماف: زبان تركي [استانبولي]. (كتاب درسي براي آذري زبانان و روس زبانان) 1992 و 1994 (1371 و 1373)
8. رستماف، ر: اجزاء كمكي كلام در زبان تركي [استانبولي] معاصر. 1994 /1373
9. رستماف ـ صادقاف: فرهنگ تركي (استانبولي) ـآذري ـ روسي. (با خط لاتين). 1994 /1373
10. عيوضاف: الفباي قديم عثماني. (كتاب كمك درسي)، 1992 /1371
11. قاسماوا: معراج محمدرسولالله (ص) . 1994 /1373
12. قارايف ـ احمدوف: كتاب مكالمه آذري ـ عربي، 1994/1373
و ...
بخش اعظم فعاليت دانشكده شرقشناسي به زبان و ادب پارسي اختصاص دارد و كرسي ادبيات ايران فعالترين كرسي دانشكدة مذكور به شمار ميآيد. بيشك دليل اين توجه خاص، اشتراكات فرهنگي ـ تاريخي ميان كشور ما و ايران شمالي است كه تا قبل از انعقاد عهدنامههاي ننگين گلستان و تركمانچاي بخشي از ايران بود و همة آثار گذشته ايران شمالي به زبان فارسي است و ميتوان گفت كسي كه در ايران شمالي با زبان فارسي آشنا نباشد، نميتواند از پيشينة فرهنگي و تاريخي خود معلومات صحيحي در دست داشته باشد. از يك سوي اغلب چهرههاي برجسته و ممتاز تاريخ ادبيات ايران بزرگ همچون نظامي، خاقاني و ... آثار خود را به زبان پارسي آفريدهاند، از ديگر سوي در گذشتهاي نه چندان دور، ايران شمالي پارهاي از پيكر ايران زمين بود. مردم آن ديار فرهنگ و ادبيات خود را جداي از فرهنگ و ادب كهن پيشينه ايراني نميانگارند. از اين روي دانشكده شرقشناسي توان خود را بيشتر در كرسي ادبيات ايران متمركز ساخته است. به گونهاي كه اغلب، دانشكده شرقشناسي باكو را به مثابه مركز فارسي پژوهي و نيز آموزش زبان ادب پارسي ميشناسند.
فارسي پژوهي و ايرانشناسي
در پايهگذاري دانشكده شرقشناسي دانشگاه باكو، ايرانشناسان و محققان برجستهاي براي تدريس در آنجا دعوت شدند. در خبرنامة دانشكده كه انتشار آن چند سال ادامه داشت، مقالات بسياري دربارة مسايل مهم زبان و ادبيات فارسي به چاپ رسيده است. در اين خبرنامه مقالات تحقيقي متعددي به قلم كساني چون برتلس، كريمسكي، ساموتلوويچ، ژوزه، بارتولد، چوپانزاده و ... آمده است.
كتاب «تاريخ دستور زبان فارسي» (باكو، 1928/1307) تأليف ميرزا محسنابراهيمي از درخشانترين آثار چاپ شده در اين دوره ميباشد. همچنين در سالهاي (25 ـ 1923)(1302 تا 1304) نمونههايي از ادبيات فارسي دري و ادبيات پهلوي منتشر شد.
در دهههاي 30 و 40 فعاليت دانشكده رو به ضعف نهاد. دليل اصلي آن بازداشت و اعدام عدهاي از محققان و اساتيد به اتهام «خيانت به ملت»! و نيز آغاز جنگ جهاني دوم بود. با وجود اين دشواريها در سال 1940/1319 كتاب درسي «فارسي» علي آذري و در سال 1945/1324 «فرهنگ روسي ـ فارسي ـ آذربايجاني» ميربابايف منتشر ميشود. از دهة پنجاه ميلادي، در زمينه فارسيپژوهي و ايرانشناسي تحركي دوباره ايجاد ميشود. در گنجينه كتب خطي آكادمي علوم و دانشكدة شرقشناسي دانشگاه باكو، تحقيق دربارة ادبيات فارسي و زبانهاي ايراني ، سرعت ميگيرد.
اصليترين و مهمترين مركز آموزش و پژوهش زبان فارسي، دانشكده شرقشناسي بود. تأليف كتب درسي، منتخبات، كتب دستور زبان براي تدريس بهتر زبان فارسي در دانشكده، نقش به سزايي داشت. كتابهاي درسي علي آذري (دانشيار دانشگاه) براي دانشجويان زبان فارسي، از درخشانترين فعاليتهاي دانشكدة شرقشناسي به شمار ميرود. آذري، ايرانيالاصل بود؛ كتاب «زبان فارسي» وي كه براي دانشجويان سال اول و دوم تأليف شده بود (باكو، 1925) در همة مدارسي كه زبان فارسي در آنها تدريس ميشد، به عنوان كاملترين كتاب درسي مورد توجه بود. آذري در تشويق دانشجويان به فراگيري زبان وادب فارسي از هيچ كوششي دريغ نميورزيد. وي به اتفاق حسن عليزاده كتاب درسي «زبان فارسي» (براي مدارس متوسطه) را نوشته و مؤلف مقالات تحقيقي بسياري است.
در دهة پنجاه پروفسور رحيم سلطاناف به رياست دانشكدة شرقشناسي منصوب شد. سلطاناف در امر تدريس و تحقيق زبان فارسي در ايران شمالي استادي بيبديل است؛ وي به زبان و ادبفارسي احاطه كامل دارد. سلطاناف فعاليت خود را در زمينه شرقشناسي به ويژه آموزش و پژوهش زبان فارسي متمركز كرده است. او از سال 1329 تا 1339 به مدت ده سال رياست دانشكدة شرقشناسي را برعهده داشت. پس از آن سالهاي اخير با عنوان مدير كرسي زبانهاي خاور نزديك در دانشكدة شرقشناسي مشغول فعاليت بود. سلطاناف مؤلف كتب و مقالات متعددي در زمينة تاريخ زبان فارسي و شيوههاي تدريس زبان فارسي، همچنين كتابهاي درسي و كمك درسي براي مدارس متوسطه و دانشگاهها ميباشد. «جايگاه گلستان در ميان آثار سعدي» (باكو، 1340) و «روش تدريس زبان فارسي»(1352) از آن جملهاند. سلطاناف در ترجمة متون كلاسيك فارسي به تركي آذربايجاني نيز نقش بسيار مهمي داشته است. «گلستان» سعدي (باكو، 1362)، «كليله و دمنه»، «قابوسنامه»، «اخلاق ناصري»(باكو، 1359)، «بهارستان» و «سياستنامه» (باكو، 1368) با سعي پروفسور سلطاناف به تركي آذربايجاني برگردانده شده است. در زمينة لهجهشناسي و لغتشناسي، آثار خانم دكتر نيرالزمان حاتمي كه از سالها پيش به تدريس زبان فارسي در دانشگاه اشتغال دارد، نمود بارزتري داشتهاند. موضوع رسالة دكتري وي «لغتشناسي زبان فارسي و راههاي تكامل آن» ميباشد.
حاتمي مؤلف كتب درسي مختلف براي دانشجويان و دانشآموزان مدارس متوسطه است. «زبان فارسي» براي كلاسهاي ششم و هفتم (با علي آذري ـ 1338)، «زبان فارسي» (با حسن عليزاده ـ1343)، «زبان فارسي» براي كلاسهاي نهم، دهم و يازدهم (با رستم اوا ـ 1344)، «زبان محاورهاي فارسي» (1363) و كتاب قرائت (با حسن محموداف ـ 1354) از آن جملهاند.
پروفسور احمد شفايي و پروفسور حسن محموداف از اساتيد دانشكدة شرقشناسي، اغلب به موضوعات و مسائل دستوري خاصي كه كمتر مورد تحقيق و تفحص قرار گرفته، توجه داشتهاند. موضوع رسالة دكتري احمد شفايي «جملههايي مركب پيرو در زبان فارسي» (1346) و موضوع رسالة دكتري حسن محموداف «جملات ساده در زبان فارسي» (1361) ميباشد. اين دو دربارة مسايل گوناگون دستور زبان فارسي، مقالات بسياري نگاشتهاند. همچنين مؤلف چند كتاب درسياند. «كتاب قرائت فارسي» (ر. سلطاناف، ا . شفايي ، غ . دارآبادي ـ 1338)، «زبان فارسي» براي كلاسهاي ششم (ا.شفايي، آ. رضايوا ـ 1341)، «زبان فارسي» براي كلاسهاي ششم (ا. شفايي، آ . علي اكبروا ـ 1335)؛ «زبان فارسي» براي كلاسهاي هفتم و هشتم (ر. سلطاناف ح. محموداف ، ا. نظرلي ـ 1343) ، «زبان فارسي» براي دانشجويان دانشكدههاي شرقشناسي و ادبيات (ا. شفايي، ح . محموداف ـ 1345) و «نحو جملات ساده در زبان فارسي» (ح . محموداف ـ1354) ... در شمار آثار پروفسور شفايي و پروفسور محموداف ميباشد.
افزون بر اينها كتاب وزين «مباني علمي دستور زبان فارسي» تأليف پروفسور احمدشفايي در تهران منتشر شده است.
از ميان محققان دانشكدة شرقشناسي، ح . عليزاده، ت . رستماوا، و . ش . شيرعلياف ، مسائل صرفي زبان فارسي را موضوع مطالعات و تحقيقات خويش قرار دادهاند:
«صفات فاعلي و تركيبات آن در زبان فارسي » (ت. رستم اوا ـ 1356)، «زبان فارسي» براي دانشجويان شعب شبانه و غير حضوري (ت. رستم اوا، ح . عليزاده ـ 1345)، «مورفولوژي زبان فارسي » (ا. شفايي، ت . رستم اوا ـ 1356) و ...
خانم آنيا علياكبراوا بيش از چهل سال است كه در دانشگاه باكو مشغول فعاليت علمي و تحقيقي است. وي دانشيار دانشكدة شرقشناسي و مؤلف آثار متعددي در زمينة زبان وادب پارسي است به شرح زير:
1ـ زبان فارسي براي كلاسهاي ششم متوسطه (با همكاري احمد شفايي ـ 1345)
كتاب قرائت براي كلاسهاي پنجم، ششم و هفتم متوسطه (با همكاري عدالت زينالاف ـ 1345).
زبان فارسي براي كلاس ششم متوسطه (با همكاري منظره محمداوا ـ 1371) .
وي همچنين مؤلف مقالاتي چون «انواع قيد در زبان فارسي» (از نظر معنا)، «قيد كيفيت در زبان فارسي» ، «قيد حالت در فارسي معاصر»، «قيد زمان در فارسي معاصر»، (تركيباتي كه نقش قيدي دارند»، «قيد مقدار در فارسي ادبي معاصر» ، «قيد در ليلي و مجنون نظامي» و ... كه بيشتر اين مقالات در «مجموعه آثار علمي» از انتشارات دانشگاه دولتي آذربايجان به چاپ رسيده است.
فخرالتاج ذوالفقاراوا حدود 34 سال است كه در دانشگاه دولتي باكو به خدمت اشتغال دارد. وي اكنون دانشيار دانشگاه باكو ميباشد. خانم ذوالفقاراوا مؤلف مقالات مختلف علمي ـ تحقيقي است. او همچنين يكي از مؤلفان «فرهنگ مختصر تعابير فارسي ـ آذربايجاني» ( با همكاري پروفسور شفايي ـ 1366) است.
خانم منظره محمداوا، با سي سال پيشينه تدريس، در حال حاضر دانشيار دانشگاه دولتي باكو ميباشد. م . محمداوا در تأليف كتاب «زبان فارسي براي كلاس ششم متوسطه» با خانم آنيا علي اكبراوا همكاري داشته است. اين كتاب از تازهترين كتب درسي فارسي به شمار ميرود. (باكو ،1371) او همچنين مقالات مختلفي درباره دستور زبان فارسي و نيز آثار قطران تبريزي و نظامي گنجهاي نگاشته است.
يكي از محققان و مدرسان دانشكدة شرقشناسي كه به طور خستگيناپذير مشغول فعاليتهاي پژوهشي است، خانم عصمت محمداوا ميباشد. كتابهاي «زبان فارسي» براي كلاس نهم متوسطه (زير چاپ) و «خصوصيت آواشناختي و جايگاه تكيه در زبان فارسي» (فرهنگستان علوم، 1352) از آثار اوست.
توفيق جهانگيراف نيز در تدريس و تحقيق زبان فارسي مقالات گوناگوني نگاشته است.
محمد عليزاده (مبارز) از چهرههاي ممتاز دانشكدة شرقشناسي به حساب ميآيد. او از سال 1324 تا 1344 مديريت دانشكده را بر عهده داشت و از سال 1340 مدير كرسي ادبيات ملل خاورميانه و خاور نزديك ميباشد. پروفسور عليزاده مؤلف آثار بسياري در زمينه ادبيات كلاسيك ايران و آذربايجان ميباشد. وي همچنين در ترجمة آثار شاعران متقدم و معاصر فارسيگوي به تركي آذري نقش فعالي داشته است. از اين ميان برگردان منظوم «شاهنامه فردوسي» شاهكار حيات ادبي اوست. عليزاده نويسندة كتاب «نظامي و عصر ما» (به تركي ـ 1326) و نويسندة بخش نظامي گنجوي از كتاب «تاريخ ادبيات آذربايجان» ميباشد.
از ديگر اساتيد برجسته دانشكده بايد پروفسور ميرزا رحيماف را نام برد.
سال 1337 در فرهنگستان علوم ايران شمالي، انستيتوي خاورشناسي تشكيل گرديد. در آن انستيتو تاريخ ، اقتصاد، فلسفه، زبان و ادبيات ايران و چندكشور ديگر خاورميانه مورد پژوهش و تحقيق قرار گرفت. اگرچه انستيتو نخست از كادر علمي ـ پژوهشي چندان مجربي برخوردار نبود، بعدها با جلب ادبا و محققان ارشد كه با زبان فارسي آشنايي داشتند، به تدريج فارسي پژوهي به يكي از شاخههاي پژوهشي نيرومند تبديل شد. از دهه 60 ( 1339 تا 1349 هجري خورشيدي) دانشكده شرقشناسي دانشگاه دولتي باكو، انستيتوي شرقشناسي فرهنگستان علوم و انستيتوي كتب خطي ايران شمالي به عنوان سه كانون علمي ـ نيرومند به موازات هم و به طورهماهنگ فعاليت ميكنند. در اين مراكز فعاليتهاي فارسي پژوهي در چند شاخه مشخص مانند صرف و نحو، لغتشناسي ، لهجهشناسي و فرهنگنويسي صورت ميگيرد.
كتابهاي «كلمات آذربايجاني در زبان فارسي» اثر . ح. زرينه زاده (1341)؛ كتاب «مكالمة آذربايجاني ـ فارسي» اثرعبداللهاف (1347)، «امور امورفمهاي كلمهساز در زبان فارسي» تأليف طيبه علياصغر اوا (1972)؛ «ضماير شخصي در زبان فارسي» تأليف جميله صادقاوا (1354)؛ «فارسي پژوهان آذربايجان» نوشتة، ج. صادقاوا ـ ط. علياصغر اوا (1369)، «لهجة قوناقكند زبان تاتي» تأليف م. حاجياف، «كلمات متضاد در زبان فارسي» اثر. ش عليبيگلي (1370) و ... آثار ارزشمندي هستند كه در زمينة فارسي پژوهي منتشر شدهاند. دانشمندان خاورشناس ايران شمالي درباره پيدايش لغتشناسي فارسي و رشد و شكوفايي آن، نقش فرهنگنويسان ايران شمالي در اين رشته، لغتنامههاي فارسي و دو زباني ، ويژگيهاي آنها، اصول تنظيم و موضوعات ديگر، همچنين درباره نسخ خطي موجود در انستيتوي نسخ خطي آثار متعددي نوشتهاند. در اين زمينه فعاليت ج . زرينه زاده ، ج . قهرماناف، م . محمداوا، ج . صادقاوا وط . علياصغراوا از اهميت ويژهاي برخوردار است. در زمينه لغتنامههاي فارسي ـ تركي و عربي ـ فارسي كه توسط نويسندگان ايران شمالي تأليف شده، تحقيقاتي صورت گرفته است. از آن ميان متن علمي ـ انتقادي «الصحاحالعجميه» به تأليف هندوشاه نخجواني در زير چاپ ميباشد و تنها نسخه موجود از لغتنامة فارسي ـ تركي «تحفه سام» از حسامالدين خويي (قرن هفتم هجري) به زودي براي چاپ آماده ميشود.
كتاب «فارسي پژوهان آذربايجان» تأليف جميلهصادقاوا و طيبه علياصغراوا كه پيشتر بدان اشارت رفت، يك اثر علمي ـ تحقيقي قابل توجه ميباشد. اين كتاب شامل هفت فصل است. در فصول مختلف از تاريخ زبانشناسي فارسي و آموزش دستور زبان فارسي در ايران شمالي بحث ميشود. مؤلفان همچنين دربارة آن دسته دانشمندان ايران شمالي كه در كشورهاي شرق و روسيه در زمينه تدريس و تحقيق فارسي كوشيدهاند، اطلاعاتي ارائه ميكنند و ...
از ميان دانشمندان و محققان ايران شمالي نام پرفسور رستم علياف نيز در زمينه تحقيق و تدريس زبان و ادب پارسي بر اهل ادب آشناست. پروفسور علياف علاوه بر آثاري در زمينه نظامي ، فضولي، سعدي و ... كه به زبانهاي فارسي، روسي و تركي آذربايجاني نوشته ، در تصحيح متون ادبي نيز زحماتي بسياري را برتافته است. «گلستان» و «بوستان» سعدي از جمله آثاري است كه با تصحيح و تحشية رستم علياف چاپ شدهاند.
انستيتوي شرقشناسي فرهنگستان علوم ـ به سال 1336 كه كنگرة شرقشناسان در تاشكند برگزار شده بود، پيشنهاد تشكيل انستيتوي شرقشناسي در جمهوري آذربايجان از سوي دانشمندان آذري مطرح شد. بدين ترتيب با تصويب دولت به سال 1337 انستيتوي شرقشناسي تأسيس شد . در اين انستيتو شعبة ايران (شامل بخشهاي پژوهش دربارة زبان و ادبيات فارسي و بخش انتشار متون كلاسيك) به فعاليتها و تحقيقات ايرانشناسي و فارسي پژوهي اختصاص دارد. آثار همكاران اين انستيتو در مجموعههايي با عنوان «مسايل ادبيات ايران» منتشر شده است. (1345 ـ 1352)
از ميان آثاري كه انستيتو شرقشناسي منتشر كرده است، ميتوان به كتابهاي زير اشاره كرد:
1. حسيناف ، بيوك آقا: سنت و نوگرايي در شعر قرن بيستم ايران، 1354
2. حاجي زاده، علي بالا: شعر فرخي يزدي، 1344
3. محرماف، طاهر: متن انتقادي ليلي و مجنون اميرخسرو دهلوي، 1349
4. عليزاده ، عبدالكريم: متن انتقادي اسكندرنامه، مخزنالاسرار، جامعالتواريخ.
5. صادق اوا، جميله ـ علياصغر اوا، طيبه: فارسي پژوهان آذربايجان، 1369
6. علييف، رستم: ترجمة ادبي خمسه نظامي به زبانهاي تركي آذربايجاني و روسي ( با همكاري دانشمندان ديگر) ـ در انتشار خمسه نظامي انستيتوي ادبيات «نظامي» نيز شركت داشته است.
7. محمدي، مسيحآقا: صائب تبريزي و سبك هندي در شعر فارسي، 1373
8. زرينهزاده، حسن: واژههاي آذربايجاني در زبان فارسي، 1341
9. عليزاده ، نوشابه: نثر بزرگ علوي، 1368
در حال حاضر كارهاي زير در انستيتوي شرقشناسي در دست انجام است.
1. بررسي و تهيه متن انتقادي تجريداللغات ـ علي بادكويي
2. بررسي و تهية متن انتقادي تحفة حسام ـ حسامالدين خويي
3. تهيه متن انتقادي خمسة اشرف مراغهاي
4. تهية متن انتقادي ديوان فارسي جهانشاه حقيقي
5. ترجمة آثار بوداق منشي قزويني به زبان تركي آذري
6. ترجمه و تهيه متن انتقادي هفتجنان اثر يوسف قرهباغي
7. انستيتوي نسخ خطي ـ سال 1329. با عنوان بنياد نسخ خطي جمهوري شروع به فعاليت كرد.
از سال 1365 با عنوان انستيتوي نسخ خطي فرهنگستان ، به كار خود ادامه داد.
در اين مركز فعاليتهاي علمي مختلف دربارة زبان فارسي صورت ميگيرد:
1. تهية كاتالوگ و تصوير نسخ فارسي ـ ج 1 (شامل حرف «آ» تا «پ»، 1373 (به زبان روسي)
2. كاتولوگ نسخ خطي فارسي در سه جلد (به زبان تركي آذري)
3. تصوير و معرفي توصيفي نسخ خطي موجود از آثار جامي در باكو
4. كاتولوگ كتب فارسي چاپ سنگي و چاپ قديم (در دست تهيه) شامل حدود 1331 كتاب موجود در انستيتوي مذكور. قديميترين كتاب در سال 1783 /1362چاپ شده است.
5. ترجمه بررسي اسناد تاريخي فارسي مربوط به تاريخ قرهباغ.
همچنين براساس اين كتاب «فرهنگ اصطلاحات فارسي ـ آذربايجاني» در دست تهيه است.
جنت نقياوا، محسننقياف، نصيب گؤيوشاف ، كرم باقروف، مهري محمداوا، نظامي محمدوف و ... از همكاران فعال انستيتوي نسخ خطي به شمارميروند.
مراكز آموزش عالي:
زبان فارسي در مراكز آموزش عالي زير تدريس ميشود:
1. دانشگاههاي تربيت معلم ـ دانشكدة علوم انساني ـ باكو، گنجه، نخجوان، لنكران
2. انتستيتوي زبانهاي خارجي ـ دورة دو سالة ويژة آموزش زبان فارسي از سال 1339 تاكنون ايجاد شده است و در حال حاضر به روش غيرانتفاعي فعاليت ميكند.
3. دانشگاههاي خصوصي (= آزاد) ـ شامل كالج عالي ديپلماسي (شعبة زبانهاي شرقي)، دانشگاه آسيا، دانشگاه سياسي ـ اجتماعي، دانشگاه زادگانلار و دانشگاههاي خصوصي ديگر. در اين دانشگاههاي فارسي به عنوان يك زبان خارجي تدريس ميشود.
4. آموزشگاهها
در باكو چند كنگره و كنفرانس دربارة زبان و ادبيات فارسي تشكيل شده است. به سال 1342 كنفرانس زبان و ادبيات ايران در باكو برگزار شد. در اين كنفرانس حدود 35 مقاله قرائت شده، كه از آن ميان 16 مقاله از استادان آذري بوده است.
در سال 1355 كنفرانس ترجمة متون علمي ـ فني از زبانهاي شرقي (به ويژه فارسي) به مدت دو روز در باكو برگزار گرديد.
در سال 1356 نيز به مناسبت شصتمين سال انقلاب اكتبر كنفرانس بررسي مسائل ادبيات ايران در باكو تشكيل شد. همچنين به سال 1361 كنفرانس علمي شرقشناسان اتحاد شوروي برگزار شد.طی سالهای گذشته کتابهای مختلفی درباره زبان فارسی درباکو منتشر و کنفرانسها و نشست های علمی متعددی برگزار شده است که حاکی از رغبت اهل دانش به فراگیری زبان فارسی در ان سامان است.
●
پس از فروپاشي شوروي و جدا شدن ايران شمالي از آن به عنوان يك واحد سياسي جديد، گرايش به زبان و ادب فارسي در اين خطه بيشتر شده است. عليرغم تبليغات جريانهاي وابسته به آمريكا و روسيه مانند پانتركيسم در ضديت با ايران، فرهيختگان ايران شمالي در طي مدارج تحصيلي با اين حقيقت شيرين روبرو ميشوند كه ميراث مكتوب و پيشينة تاريخي ـ فرهنگي آنها به زبان فارسي است و به همين علت براي آموختن زبان فارسي تمايل نشان ميدهند.
Shimal8iranim@yahoo.com
گروه مينسك و نمايشي ديگر
روساي گروه مينسك (كه پرونده مناقشة قرهباغ با رضايت دولت باكو در اختيار اين گروه است.) اخيراً از ايروان، خانكندي (مركز قرهباغ) و باكو ديدار كردند.
يوري مرزلياكوف، برنارد فاسيه و ميتو برايزا روساي روسي، فرانسوي و آمريكايي گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا در پايان سفر خود بار ديگر بمانند سفرهاي گذشته، از سازنده و مثبت بودن اين سفر خبر داده و اعلام كردند كه در اين سفر به پيشرفتهاي مشخصي در زمينه مذاكرات صلح قرهباغ دست يافتهاند. با وجود اين حتي در خود اظهارات روساي گروه مينسك نيز تضاد و تفاوت وجود داشت. در حالي كه يوري مرزلياكوف رئيس روسي گروه مينسك در مصاحبه مطبوعاتي خود با وارد كردن اصول جديد به مذاكرات مخالفت كرد، اما برنارد فاسيه رئيس فرانسوي گروه مينسك تاكيد كرد: در اين مقطع زماني، بايد شكل ونحوه حل و فصل مناقشه قرهباغ تغيير كند.
به اين ترتيب به نظر ميرسد هدف عمده روساي گروه مينسك از سفر به منطقه طرح موضوعات تكراري و سرپوش گذاشتن بر ناكامي گروه مينسك براي حل مناقشه قرهباغ بود.
در ديدار روساي گروه مينسك با باگو ساهاكيان رئيس جمهوري جديد جمهوري قرهباغ وضعيت كنوني و دورنماي مذاكرات حل و فصل مسئله قرهباغ مورد بررسي قرار گرفت.
ساهاكيان در اين ديدار گفت: «مناقشه بايد از طريق مسالمتآميز حل و فصل شود. ضروري است كه قرهباغ به طور كامل در مذاكرات شركت كند و روساي گروه مينسك در هر سفر خود به منطقه، از قرهباغ نيز بازديد نمايند.»
به گفته سخنگوي رياست جمهوري قرهباغ، ميانجيرگان، رؤساي گروه مينسك با نظر باگوساهاكيان در خصوص لزوم شركت قرهباغ در مذاكرات موافقت نمودهاند، ولي خاطرنشان كردهاند كه مسئله بايد به مرور زمان تحقق يابد.
در اين راستا برنارد فاسيه رئيس فرانسوي گروه گفته است: «بديهي و ضروري است كه يك روز نمايندگان قرهباغ را دور ميز مذاكرات ببينيم و هر چقدر زودتر ، بهتر.»
در اين ميان به رغم انتقادات از عملكرد گروه مينسك وزير امور خارجه ارمنستان ديدار روساي گروه مينسك با مقامات ارمني را نتيجهبخش توصيف كرد.
وارتان اوسكانيان درعين حال از وجود برخي اختلافات ميان طرفين مناقشه قرهباغ سخن گفت. اين در شرايطي است كه موضعگيري منفي مقامات باكو نشان ميدهد سفر روساي گروه مينسك به منطقه موفق نبوده و يا حداقل اين سفر به نفع ارمنستان و استقلالطلبان قرهباغ بوده است.
واقعيت اين است كه تحولات روزهاي اخير در خصوص مناقشه قرهباغ نشان ميدهد كه هنوز زمينه لازم براي حل مناقشه قرهباغ وجود ندارد و دقيقاً گروه مينسك نيز با آگاهي از اين موضوع سعي دارد با طرح مسايل تكراري نظير مشاركت يا عدم مشاركت قرهباغ در مذاكرات صلح، افكار عمومي را از علل طولاني شدن مناقشه منحرف سازد.
يك هفته قبل از سفر روساي گروه مينسك به منطقه، نظاميان جمهوري خودخوانده قرهباغ رزمايشي در چهار مرحله شامل آمادگي دفاعي رزمي، اجراي جنگ تن به تن، آمادگي حمله و اجراي عمليات تهاجمي برگزار كردند. همزمان با اين رزمايش نيز مقامات دولت باكو تاكيد كردند كه تجهيزات نظامي جديد روسيه در نواحي مشرف بر قرهباغ توسط ارمنستان مستقر شدند. همچنين صفر ابياف وزير دفاع دولت باكو نيز در خصوص علل افزايش نقض آتشبس گفت: «اين موضوع طبيعي است، زيرا كه جنگ ميان دو كشور همچنان ادامه دارد. نيروهاي مسلح ارمنستان به سوي مواضع ارتش ما تيراندازي ميكنند و بالعكس نيروهاي ما به شليك آنها پاسخ ميدهند.»
مجموع اين تحولات نشان ميدهد كه برخلاف ادعاي روساي گروه مينسك، به خاطر ناكارآمدي اين گروه و شرايط حاكم بين دولتهاي ايروان و باكو، فضاي موجود فضاي تفاهم و توافق نيست. به طوري كه اخيراً برخي شخصيتها و احزاب ارمنستان از جمله رافي هوانيسيان رهبر حزب ميراث پيشنهاد كردند كه رسماً استقلال جمهوري قرهباغ از طرف ارمنستان به رسميت شناخته شود.
همچنين تلاشهاي دولت باكو براي طرح مسئله قرهباغ در شصتو دومين مجمع عمومي سازمان ملل نشان داد كه باكو اساساً اعتقادي به فعاليتهاي گروه مينسك ندارد و تلاش دارد سازمان ملل را جايگزين گروه مينسك بكند. اين در حالي است كه روساي گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا با واگذاري مناقشه قرهباغ به مراجع بينالمللي از جمله سازمان ملل مخالفند. حال آنكه برخي كارشناسان نيز معتقدند گروه مينسك با در انحصار نگه داشتن روند حل مناقشه قرهباغ تلاش دارد از اين مناقشه بهرهبرداري سياسي انجام دهد و منافع كشورهاي عضو گروه مينسك را تأمين كند.
آنچه مسلم است اينكه نتايج سفراخير گروه مينسك به منطقه بار ديگر ناكار آمدي اين گروه براي حل مناقشه قرهباغ را نشان داد. گروه مينسك طي سالهاي اخير طرحهاي متعددي براي حل مناقشه قرهباغ ارائه كرده است، اما اين طرحها به خاطر همهجانبه نبودن مورد پذيرش قرار نگرفتهاند.
اغلب كارشناسان معتقدند كه گروه مينسك با تركيب فعلي قادر به حل مناقشه قرهباغ نخواهد بود. چرا كه روسا و اعضاي اين گروه داراي منافع متقاوت و حتي متضاد در قفقاز هستند و در نتيجه هر كدام از آنها به جاي تلاش براي حل مناقشه، به دنبال استفاده ابزاري از مناقشه قرهباغ براي رسيدن به اهداف خود هستند. از اين رو نيز حتي برخي محافل سياسي در باكو و ايروان بر لزوم انحلال گروه مينسك تاكيد دارند، جالب اينكه در چهار پنج سال اخير و با افزايش انتقادها از عملكرد گروه مينسك، برخي نهادهاي اروپايي نظير شوراي اروپا، مجمع پارلماني ناتو و اتحاديه اروپا نيز در خصوص قرهباغ فعال شدهاند تا در صورت انحلال احتمالي گروه مينسك، ابتكار عمل در روند مناقشه همچنان در دست نهادهاي غربي باشد.
اين در شرايطي است كه تجربه نشان داده است هدف كشورهاي غربي حل مناقشه قرهباغ نيست، بلكه آنها هدف اداره بحران براساس منافع خود و در چارچوب ايده «نه جنگ و نه صلح» را دنبال ميكنند.
●
در اين ميان نكتة ديگري كه بايستي مورد توجه قرار گيرد، بينتيجه بودن اقدام دولت باكو در ايجاد ارتباط با لابي جهاني يهودي و صهيونيسم بينالملل و اسراييل براي حل مسأله قرهباغ و قرباني كردن حيثيت و منافع مردم مسلمان ايران شمالي در پاي صهيونيسم جهاني است. ابوالفضل ايلچيبيگ، پانتركيست معروف و رييس جمهور اسبق باكو، روابط با رژيم صهيونيستي و لابي يهودي را آغاز كرد و حيدرعلياف و فرزندش اين روابط را توسعه دادند. سران باكو در توجيه روابط خود با صهيونيسم جهاني و رژيم اشغالگر قدس، اظهار ميداشتند كه: « در دنيا دو لابي نيرومند وجود دارد كه عبارت است از لابي ارمني و لابي يهودي. ما با تكيه بر لابي يهودي و اسراييل ميتوانيم لابي ارمني و ارمنستان را شكست داده و مسأله قرهباغ را حل كنيم!»
با گذشت 15 سال از تأسيس سفارت رژيم نامشروع اسراييل در باكو و امتيازهاي كلاني كه دولت باكو به صهيونيستها واگذار كرده و امروز عمدهترين تأمينكننده انرژي و نفت اسراييل، دولت باكو است، با اين حال حتي يك وجب از اراضي قرهباغ آزاد نشده است.
Shimal8iranim@yahoo.com
روز قدس و سياست دولت باكو
· احمد كاظمي
به رغم ممنوعيتهاي دولتي، همگام با ساير كشورهاي اسلامي، مسلمانان در ايران شمالي بخصوص در شهر باكو نيز به انحاي مختلف از جمله انتشار بيانيه، تشكيل ميزگرد و برگزاري تظاهرات از جمله در نارداران روز قدس را گرامي داشته و از رژيم غاصب قدس ابراز انزجار كردند.
در روز قدس سفارت رژيم صهيونيستي در باكو به شدت محافظت شد و پليس باكو به بسياري از گروههاي مستقل هشدار داده بود كه نبايد به سفارت رژيم صهيونيستي نزديك شوند. در چنين شرايطي نيز جوانان حركت اسلامي باكو بدون توجه به تهديدات پليس در مقابل سفارت رژيم صهيونيستي به تظاهرات پرداختند كه در اين تظاهرات مورد ضرب و شتم پليس قرار گرفته و عدهاي دستگير و يا متفرق شدند. از جمله تشكل دفاع از حقوق خبرنگاران ايران شمالي با صدور بيانيهاي بازداشت فيلمبردار پايگاه اينترنتي و خبرنگار روزنامه «ديرلر» (ارزشها) كه در تلاش براي ثبت تظاهرات در مقابل سفارت رژيم صهيونيستي بودند، محكوم كرد.
جمعي از هواداران مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني كه سعي در برگزاري تظاهرات اعتراضآميز به مناسبت روز جهاني قدس در مقابل سفارت رژيم صهيونيستي داشتند نيز توسط پليس متفرق شدند.
تشكل دفاع از حقوق خبرنگاران بازداشت خبرنگاران به هنگام اجراي فعاليت حرفهاي خود را نقض آشكار حقوق آنها دانسته و اين اقدام را مغاير اصول آزادي مطبوعات و بيان خواند.
فواد مختارزاده فيلمبردار پايگاه اينترنتي «ديرلر» و رضا عادل خبرنگار روزنامه «ديرلر» بازداشت شدند و پليس نوار ويديويي و گزارشهاي تهيه شده اين پايگاه اينترنتي مذكور را مصادره كرد.
واقعيت اين است كه روز قدس روز تجلي و نماد مخالفت مسلمانان با صهيونيسم است. در واقع اعلام نمادين آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز قدس گامي در نزديكي و وحدت مسلمانان با يكديگر بود.
فاجعه اشغال فلسطين پس از گذشت شش دهه، همچنان واقعهاي مصيبتبار و تلخ است و كماكان نشانهاي از ظلم و سلطه جهان به ظاهر متمدن غرب تلقي ميشود كه با تحميل صهيونيستها به سرزمين فلسطين، نه فقط فلسطينيان بلكه كل منطقه خاورميانه را درگير ساخته است. از اين روست كه بسياري از صاحبنظران سياسي، ابتكار امام خميني (ره) را ابتكاري الهي و نوراني ميدانند كه طي 28 سال گذشته، بسياري از توطئههاي مشترك آمريكا و رژيم صهيونيستي را براي حذف فلسطين از صحنه جهان خنثي كرده است.
حضور گسترده مردمي در اقصي نقاط جهان از فلسطين تا خاورميانه، اروپا و حتي آمريكا در مراسم روز جهاني قدس براي دادخواهي مردم فلسطين، واقعيتي است كه صهيونيستها هيچگاه نگراني خود را از آن پنهان نكردهاند.
در اين ميان مردم مسلمان ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) نيز با برگزاري مراسمهاي باشكوه روز جهاني قدس نشان دادند كه در پيشبرد اهداف و آرمانهاي جهان اسلام پيشتاز هستند. در واقع براي مردم ايران شمالي كه بيست درصد از خاك كشورشان توسط ارامنه و با همكاري پانتركيستهاي داخلي (جريانهاي آمريكايي ـ صهيونيستي ) اشغال شده است روز قدس به مراتب از اهميت بيشتري برخوردار است. چرا كه شكي نيست كه اشغال قرهباغ در ادامه اشغال قدس صورت گرفته است.
مقايسه تطبيعي اشغال قدس با اشغال قرهباغ نشان ميدهد كه در پشت هر دو مورد استكبار جهاني و صهيونيسم بينالملل قرار دارند و اكنون آمريكا و رژيم صهيونيستي بزرگترين حاميان جداييطلبان قرهباغ هستند و لابي ارمني و صهيونيستي نقشههاي متعددي براي تجزية ايران شمالي دارند. هماكنون آمريكا سالانه ميليونها دلار به دولت قرهباغ كمك ميكند و شركتها و مؤسسات آمريكايي و اروپايي به فعاليت در قرهباغ مشغول هستند.
در چنين شرايطي اين سئوال مطرح است كه چرا بايد برگزاري مراسم روز قدس در ايران شمالي ممنوع باشد؟ آيا اين ممنوعيت در راستاي كمك به آرمانهاي مردم ايران شمالي و منافع ملي اين كشور است يا براي خوشايند مشتي صهيونيست است كه به دنبال سلطه بر جهان هستند؟
پاسخ به اين سئوالات در دنياي امروز كه معادلات آن مشخص شده است، روشن است. مردم معتقدند اگر دولت باكو واقعاً تمايل به آزادي قرهباغ دارد، بايد خود در برگزاري مراسم باشكوه روز قدس پيشقدم شود. اما واقعيت اين است كه صهيونيستها كه در پوششهاي مختلف در دولت باكو نفوذ كردهاند، مانع آن ميشوند كه تصميمي مغاير با خواست صهيونيستها اتخاذ شود.
Shimal8iranim@yahoo.com
سفر محرمانه رئيس سيا به باكو
· احمد كاظمي
درادامه تحركات توسعهطلبانه آمريكا در منطقه، مايكل هايدن رئيس سازمان اطلاعات مركزي آمريكا(C.I.A ) اخيراً در قالب سفري محرمانه به چند كشور حوزه درياي مازندران از باكو نيز ديدار كرد. هايدن در اين سفر با الهامعلياف و الدار محموداف وزير امنيت ملي دولت باكو ملاقات كرد. سخنگوي سفارت آمريكا در باكو، هدف از سفر رئيس سيا به باكو را بررسي چشمانداز فعاليت مشترك عليه تروريسم و مسايل امنيت منطقهاي اعلام، ولي از ذكر جزئيات خودداري كرد.
به باور كارشناسان سفر رئيس سازمان سيا به باكو را از ابعاد متعددي ميتوان مورد ارزيابي قرار داد. اين سفر در راستاي استراتژي كلي آمريكا براي تبديل كردن ايران شمالي به پايگاه پيشبرد اهداف تنشزايانه خود در حوزه درياي مازندران صورت ميگيرد. براي رسيدن به چنين هدفي نيز طي سالهاي گذشته مقامات عاليرتبه سياسي، نظامي و امنيتي آمريكا به طور آشكارا و پنهان به باكو سفر كردند تا بتوانند با دادن وعدههاي توخالي، از موقعيت ايران شمالي براي پيشبرد راهبرد تنشزايانه خود در منطقه استفاده بكنند. اگرچه مقامات باكو چنين همكاري را همواره انكار كردند، اما فاش شدن همكاري دولت باكو با آمريكا در زمينه انتقال مظنونين تروريستي توسط سيا به زندانهاي مخفي نشان داد كه در پشت سفرهاي محرمانه مقامات عاليرتبه سيا به باكو، همكاري گسترده امنيتي مغير با منافع مردم مسلمان ايران شمالي وجود دارد كه تنها بخشي از آنها فاش شده است. از اينرو پاسخ به اين سئوال كه مهمترين هدف ديدار مايكل هايدن از باكو چيست؟ هرچه بيشتر اهميت پيدا ميكند.
واقعيت اين است كه آمريكا در حال حاضر دور جديدي از تبليغات گسترده و جنگ رواني عليه ايران را به راه انداخته است. اين تبليغات منفي پس از انتشار گزارش كراكر ـ پترائوس كه سند گوياي شكست آمريكا در عراق محسوب ميشود و نيز پس از گزارش مثبت محمدالبرادعي درباره برنامه هستهاي ايران كه به شدت واشنگتن را خشمگين ساخت و همچنين بعد از سخنراني افشاگرانه رئيس جمهوري ايران در نيويورك به شدت افزايش يافته است.
آمريكا در ادامه تحركات ناكام گذشته خود تلاش دارد كشورهاي منطقه از جمله ايران شمالي را در اين جنگ رواني گسترده با خود همراه سازد. آمريكا طي سالهاي گذشته با هزينه كردن ميليونها دلار زنجيرهاي از نشريات، رسانهها و احزاب وابسته و سرسپرده به خود در باكو را ايجاد كرده است و برخي از آنها نظير حزب موسوم به استقلال ملي (به مديري اعتبار محمداف) كه از پرچمداران خيانت در مناقشه قرهباغ ميباشند، اخيراً با دريافت دلارهاي جديد، به شانتاژهاي تبليغاتي خود عليه ايران شدت بخشيدند. صابر رستم خانلي رييس حزب همبستگي كه از بسترسازان نفوذ رژيم صهيونيستي در ايران شمالي است، اخيراً به تكرار عليه ملت ايران موضعگيري كرده است. در چنين شرايطي رئيس سازمان سيا با سفر به باكو تلاش كرد به فعاليت اين گروهها شدت دهد و از دولت باكو براي كمك همه جانبه در اين خصوص تضمين بگيرد. تصور مقامات آمريكايي اين است كه در صورتي كه در صحنه رواني موفق شوند ميتوانند در آينده هر چه بيشتر از موقعيت ايران شمالي براي اهداف تنشزايانه خود در منطقه استفاده كنند. اين در شرايطي است كه مردم مسلمان ايران شمالي به خوبي از اهداف توسعهطلبانه آمريكا عليه جهان اسلام آگاهي دارند و از نظر آنها سفر رئيس سازماني كه صدها اقدام تروريستي و دهشتناك در پرونده خود دارد، افتخاري براي باكو محسوب نميشود. مردم ايران شمالي انتظار دارند نمايندگان مجلسشان اگر واقعاً دغدغه عزت كشورشان را دارند، در خصوص علت سفر رئيس سيا به باكو و نتايج آن از دولت توضيح بخواهند.
Shimal8iranim@yahoo.com
__________________________________
Beynəlxalq Qüds Günü
خيزش فعالان حركت اسلامي در باكو به مناسبت روز جهاني قدس
باكو ـ خبرنگار حركت آزاديبخش ايران شمالي
فردا تظاهرات روز جهاني قدس در اعتراض به جنايات رژيم اشغالگر فلسطين در باكو برگزار ميشود. عليرغم تلاشهاي گستردة دستگاههاي امنيتي و پليسي رژيم باكو براي پيشگيري از تحركات فعالان حركت اسلامي، تشكلهاي مختلف اين حركت براي برپايي تظاهرات روز قدس آماده شدهاند.
فعالان حركت اسلامي در نارداران از چند روز پيش، طي تماس با رسانههاي داخلي و خارجي اعلام كردهاند كه تظاهرات ضدصهيونيستي در ميدان امام حسين (ع) شهرك نارداران برپا خواهد شد. علياكرامعلييف، حاجينورياف، فايز نارداراني و ديگر چهرههاي برجسته حركت اسلامي در نارداران اعلام كردهاند كه عليرغم تهديدهاي پليس و مأموران امنيتي اهالي نارداران بار ديگر بپا خواهند خاست.
شاخة جوانان حركت اسلامي در باكو با انتشار بيانيهاي اعلام كرد: چنانكه سال گذشته، پليس و مأموران امنيتي نتوانستند مانع از حركت اعتراضآميز جوانان مسلمان شوند، فردا نيز نخواهند توانست. دراين بيانيه آمده است: رژيم باكو در اتحادي شوم با رژيم صهيونيستي، كشور ما را به جولانگاه يهوديان و صهيونيستها تبديل كرده است. رژيم باكو در خط سياسي صهيونيسم جهاني گام برميدارد و مانع از آزادي قرهباغ ميشود. چندي پيش وزيركشور ارمنستان به باكو سفر كرد و هنگامي كه جوانان حركت اسلامي به اين اقدام اعتراض كردند، بيش از 15 نفر از اين جوانان توسط رژيم دستگير و زنداني شدند. اگر رژيم باكو به اتحاد سياسي با آمريكاي اشغالگر و صهيونيسم جنايتكار نميپيوست و مقاوله شوم آتشبس را با رژيم ارمنستان امضا نميكرد و اگر اين رژيم، جوانان رزمنده قرهباغ و بخصوص شهادتطلبان «آمونلار» را دستگير و زنداني نميكرد، ما سالها پيش قرهباغ را آزاد ميكرديم. همانگونه كه جوانان شيعة لبنان، رژيم صهيونيستي را از جنوب لبنان بيرون راندند... اما حاكميت باكو در هراس از رشد حركت اسلامي، قرهباغ را فداي منافع خود و منافع صهيونيسم كرده است.
طبق اعلام حركت اسلامي (شاخه جوانان)، فردا روز جهاني قدس، تجمع در« مسجد تازهپير باكو» برگزار خواهد شد و دستههاي تظاهركننده از خيابانهاي اطراف به سوي اين مسجد حركت خواهند كرد.
همچنين تجمعي در مقابل سفارت رژيم صهيونيستي در اعتراض به فعاليت اين سفارت در باكو برگزار ميشود و در اين تجمع پرچم رژيم صهيونيستي به آتش كشيده خواهد شد.
خبر محرمانه :
با گسترش فعاليتهاي ضدصهيونيستي حركت اسلامي درايران شمالي، يك منبع در باكو از اقدامات ويژه پليس و مأمورين امنيتي دولت براي مهار و سركوب فعالان حركت اسلامي در روز جهاني قدس خبر داد. وي گفت: در آستانه روز جهاني قدس، مقامات MTN (وزارت امنيت رژيم باكو)، و پليس جلسهاي تشكيل دادند كه در اين جلسه هدايت اروجاف (مسوول كميتة ضدديني و از هواداران وهابيت) و اللهشكر پاشازاده (از عناصر قديمي ك.گ.ب و موسوم به شيخالاسلام) شركت داشتند. در اين جلسه دربارة راهكارهاي مقابله با تظاهرات روز جهاني قدس در باكو بحث و تبادل نظر شده است. در اين جلسه تصميم گرفته شده است كه تعداد دستگيرشدگان روز قدس اعلام نشود. زيرا اين مسأله موجب گسترش احساسات ضدصهيونيستي در ايران شمالي ميشود.
__________________________________
روز جهانی قدس
بار دیگر همچون سالهای قبل روز جهانی قدس با همت جوانان مسلمان و انقلابی در باکو برگزار خواهد شد
و رسانه های باکو
منبع :
azerbayjankhabar.persianblog.ir
Shimal8iranim@yahoo.com
· احمد كاظمي
ادامه تضييع حقوق ابتدايي و اساسي اقليتهاي قومي مسلمان در ايران شمالي باعث شده است، فعالان قومي از نهادهاي اروپايي از جمله شوراي اروپا استمداد كنند. چرا كه دولت باكو به هنگام عضويت در شوراي اروپا تعهد داده است حقوق و آزاديهاي اساسي را براي تمامي شهروندان اين كشور تأمين كند. در اين راستا تالشها، كردها و تركهاي آخيسكاي ايران شمالي با كارشناسان امور قومي شوراي اروپا در دفتر اين شورا در باكو ديدار و گفتگو كردند.
هلال محمداف رئيس كميته دفاع از حقوق « نوروز علياف » سردبير زنداني نشريه توقيف شده «صداي تالش» (توليشي صدو) در ديدار با كارشناسان امور قومي شوراي اروپا، در مورد وضعيت سردبير اين نشريه در زندان وزارت امنيت ملي و نيز تعهدات دولت اين كشور در قبال شوراي اروپا در مورد تامين حقوق اقليتهاي قومي توضيحاتي داد.
هلال محمداف پس از اين ديدار افزود: «به كارشناسان شوراي اروپا اعلام كردم كه هيچ يك از شهروندان ساكن در جمهوري آذربايجان [ايران شمالي] مشكلي براي ديگر اقوام نيستند اما دولت باکو سیاستهای اقتصادی ، فرهنگی شدیدی علیه تالش زبانان اتخاذ کرده است ».
سردبير نشرية «صداي تالش» بعد از انتشار شماره اوّل اين نشريه در سال گذشته دستگير و زنداني شده است. «صداي تالش» به زبانهاي تالشي و آذري منتشر شد. صداي تالش تنها نشريهاي بود كه مطالبي به زبان تالشي منتشر كرد. اما بعد از انتشار شماره اول توقيف و سردبير و كاركنان آن زنداني شدند.
با وجود اينكه ايران شمالي منطقه ای كثيرالمله ميباشد و غيرآذريها، تركها، ارامنه، لزگيها، تالشها، آوارها، اودينها، تاتها و كردها در اين كشور زندگي ميكنند، اما پس از استقلال اين كشور نه تنها سياستهاي داخلي بلكه سياست خارجي دولت باكو نيز در مقطعي براساس رويكرد شوونيستي بوده است. از اينرو نيز دولتهاي حاكم بر اين كشور در اوايل استقلال خود به ويژه در سالهاي 1992 (1371) تاوان سنگيني به خاطر اين سياست داد و اساساً اشغال شدن بيست درصد از خاك كشورِ ارتباط مستقيم با بحرانهاي قومي در اين كشور داشت و اين بحران را جبهه خلق و كساني ايجاد كردند كه مدعي بازگرداندن قرهباغ به باكو بودند.
در سال 2001 پيوستن دولت باكو به كنوانسيون حقوق اقليتهاي قومي شوراي اروپا اين اميد را ايجاد كرد كه وضعيت اقليتهاي قومي در اين كشور بهبود خواهد يافت و در ايران شمالي تنها يك قوم، شهروندان درجه اول نخواهند بود. اما اين خوشحالي يك سال طول نكشيد و در ژوئن سال 2002 (1381) با تشكيل كميته دولتي امور به اصطلاح آذريها و افزايش دفعات برگزاري كنگره به اصطلاح آذريهاي جهان، اقدامات شوونيستي و قومپرستانه دولت باكو شدت يافت كه نتيجه آن اكنون تبعيد، مهاجرت و زنداني شدن دهها تن از نخبگان اقوام مختلف به ويژه از ميان تالشان و لزگيها است كه بسياري از آنها نظير نوروزعلياف هنوز به رغم گذشت ماهها از بازداشتشان حتي محاكمه نشدهاند!
در اين ميان اميد به شوراي اروپا و نهادهاي غربي براي حل مشكلات قومي در ايران شمالي كه جزو وظايف اين شورا و تعهدات دولت باكو به آن است، اميد واهي ميباشد. چرا كه مراكز حقوق بشر، مراكز و سازمانهاي غربي طي سالهاي گذشته، از دولت باكو براي پيشبرد تحريكات قومي نفاقافكنانه خود در منطقه سوء استفاده كردهاند و هم اكنون از همين تحريكات قومي عليه خود باكو استفاده ميكنند تا دولت باكو را به پذيرش خواستههاي نامشروع و تحميلي غرب در مورد موافقت با استقلال ارامنه جداييطلب قرهباغ تحت فشار قرار دهند. در واقع از نظر غرب همانطوري كه در سالهاي 1992 ـ 93 (3 ـ 1371) بحران قومي در ايران شمالي به اشغال بيست درصد از خاك ايران شمالي كمك كرد، اكنون نيز ايجاد بحرانهاي قومي در اين كشور ميتواند به اين اشغال و جدايي قرهباغ از باكو رسميت دهد. به ويژه طي 16 سال گذشته جداييطلبان قرهباغ تلاش كردند با تاريخسازي افكار عمومي جهان را با استفاده از ضعفهاي دولت باكو با خود همراه سازند.
در اين ميان آمريكا نيز در راستاي طرح خاورميانه جديد به دنبال تجزيه كشورهاي منطقه است و در اين راستا ايران شمالي نيز به طور ويژه مدنظر است. در چنين شرايطي بيشك راه برون رفت از بحران و ايجاد وحدت، اتخاذ سياستهاي تساهلگرايانه فرهنگي و نيز تقويت اصول اسلامي در باكو و رفع محدوديتهاي سياسي از احزاب اسلامي كه كليّات آن مورد احترام بيش از 98 درصد مردم ايران شمالي است، ميباشد.
●
در اين ميان نكته ديگري كه جالب به نظر ميرسد، اقدامات برخي احزاب و عناصر افراطي غربگرا در باكو عليه ملت ايران به خصوص آذريهاي ايران است. افرادي مانند عيسيقنبراف (فرزند يونس قنبراف از اعضاي سازمان ك.گ.ب) ، اعتبار محمداف همكار سياسي صهيونيستها، و صابررستم خانلي (از وابستگان سفارت اسراییل در باکو) كه از سوي بيگانگان و دشمنان ايران تأمين مالي ميشوند، هر از گاهي به بهانة «دفاع از حقوق آذريهاي ايران!» عليه ملت ايران اقدامي انجام ميدهند. اين افراد از سوي ديگر با دولت باكو در همكاري نزديك هستند و مجري سياست غيررسمي رژيم باكو ميباشند. در ايران آذريها، كردها و عربها و اقوام ديگر داراي نشريات مختلف، شبكة راديويي ـ تلويزيوني، مؤسسات فرهنگي و ... بوده و در رأس جمهوري اسلامي يك شخصيت آذري قرار دارد، اما در ايران شمالي و در قلمروي تحت سلطة رژيم باكو، يك نشريه حق ندارد، به زبانهاي قومي مطلبي منتشر كند، چه رسد به اختصاص شبكههاي راديويي ـ تلويزيوني به اقوام.
علت اصلي تحركات ضدايراني در باكو توسط عناصر شوونيست و آمريكايي، هراس آنها از تأثيرپذيري مردم شيعة ايران شمالي از ملت ايران است و به همين سبب تلاش ميكنند تا همواره چهرهاي منفي از سيماي درخشان ملت بزرگ ايران در افكار عمومي ترسيم كنند.
Shimal8iranim@yahoo.com
نمادهاي ايران باستان در آذربايجان و قفقاز
نويسنده: محمد بهمني قاجار
آذربايجان يكي از مهم ترين كانون هاي تمدن ايراني در درازاي تاريخ بوده است. سرزمين هاي قفقاز (بخصوص ایران شمالی یا همان اران ) نيز در غناي فرهنگ و تمدن ايراني تأثير داشته اند. از اين رو، نمادها و آثار باستاني گسترده اي در آذربايجان بويژه قفقاز وجود دارد كه نشانه اي از پيوند ناگسستني فرهنگ و تمدن ايران با قفقاز و ایران شمالی است. در اين مقاله سعي شده كه برخي از آثار برجسته باستاني ايران در آذربايجان و قفقاز در قرون گذشته مورد بررسي قرار گيرد. به همين لحاظ، در ۲ بخش به اين مهم مي پردازيم؛ در بخش نخست، به بررسي اين آثار در آذربايجان پرداخته و در بخش دوم به آثار باستاني قفقاز اشاره خواهيم كرد.
بخش نخست، آذربايجان
تي بورتون برون (T.Burton Brown) نماينده مكتب انگليسي باستان شناسي، در كاوش هاي خود در گوي تپه در نزديكي درياچه اروميه آذربايجان غربي كه در سال ۱۹۴۸/1327 انجام گرفته است، روي گوي تپه ۸ شكاف باز كرد كه هيچ كدام از آنها به زمين بكر نرسيد. با وجود اين براي نخستين بار آشكار شد كه در آذربايجان طبقات از نظر آثار تمدني كه در آن بوده به گونه اي منظم روي هم قرار گرفته. بورتون برون طبقه پنجم (در قرون گذشته) را در گوي تپه بدين ترتيب شرح مي دهد: «قبرهاي اين طبقه متعلق به دو هزار سال پيش از ميلاد بود و در آنها جمجمه هاي نوع شمالي ديده مي شد.» او اين طور نظر داده كه اين قبرها از آن نخستين آريايي هايي بوده اند كه از راه فلات ايران به آذربايجان وارد شده اند. آنها روي قبرها تخته سنگ هايي قرار داده بودند. (۱)
به اين ترتيب ملاحظه مي شود كه خطه آذربايجان از قدمتي طولاني برخوردار است و اين امر موجب آن شده كه افزون بر متون تاريخي و روايات ملي و مذهبي در بيان اسطوره هاي باستاني ايران نيز از آذربايجان و نمادهاي بزرگ ديني و فرهنگي آن فراوان ياد شود. يكي از اين آثار كه ريشه در اسطوره هاي ايراني دارد، مركز عظيم ديني شيز بوده كه آتشكده آذرگشسب در آن قرار داشته است. اين مركز بنا به گفته گيرشمن: محل اقامت موبدان و مغاني بوده كه ضمن داشتن دين زرتشتي، بسياري عقايد باستاني خود را از زمانهاي خيلي دور حفظ كرده و از عهدي كه نمي شود آن را مشخص كرد، اين جامعه قديمي در آذربايجان سكونت داشتند. (۲)
در زمان اشكانيان همين محل، مركز آذربايجان به شمار مي رفت. در زمان ساسانيان، همچنان بر ارزش سياسي و ديني آذربايجان افزوده شد و در همين شيز، عده اي به پاسداري آثار گذشتگان مي پرداختند و آذرگشسب همچنان در آذربايجان فروزان بود. آثار باقي مانده شيز (آذرگشسب) اكنون در منطقه تخت سليمان قرار دارد. لوگي و اندنبرگ در اين مورد مي نويسد: در حدود ۲۰۰ كيلومتري درياچه (درياچه اروميه) تخت سليمان قرار دارد كه درزمان اشكانيان (فراآسيا) ناميده مي شد. در آنجا روي تپه اي ويرانه هاي ساختمانهاي قديمي و در اطراف، درياچه عميقي ديده مي شود. حصار شهر قديمي كه در اين محل وجود داشته، هنوز پا برجاست و محيط آن ۱۲۰۰ متر است، اين ديوارها ۵ متر ضخامت و ۱۴ متر ارتفاع دارند و در اطراف آن ۲۷ برج بوده كه هر كدام دو دروازه داشته است. در مركز شهر يك آتشگاه، كاخ ها و سربازخانه هايي وجود داشته است. مؤسسه آمريكايي براي هنر و باستانشناسي ايران از اين ويرانه نقشه بسيار دقيقي برداشته، ولي جز يك گزارش مقدماتي چيز ديگري هنوز به چاپ نرسانده است. (۳) آتشكده آذرگشسب در دوره ساساني از رونق فراوان برخوردار بوده است و در واقع آثار به جاي مانده از شيز و آذرگشسب با معماري دوره ساساني تكميل مي شود. علاوه بر آتشكده آذرگشسب، آثار ديگر باقي مانده در منطقه آذربايجان، نشاندهنده اهميت هنر به ويژه دردوره ساساني در اين منطقه است.
«هيأتي مركب از ر.كر پورتر، فلاندن، گست، دمرگان و لمان هوپت از نقش برجسته اي واقع در ۳۰ كيلومتري سلماس (شاهپور) در دهكده اي به نام تخته خان ياد مي كند. اين نقش برجسته از اوائل دوره ساساني، يعني حدود سال ۲۵۰ ميلادي و در واقع ۱۸۰۰ سال پيش است. اين نقش برجسته خيلي خراب شده و فقط آثاري از نقش دو اسب سوار، با دو شخص تميز داده مي شود.
به عقيده (زاره)، اين نقش از اردشير اول ساساني و پسرش شاهپور اول است كه مورد تجليل قرار گرفته است. (۴) همچنين اثر تاريخي ديگري در اردبيل «به فاصله كمي از قريه آغميون واقع در ۳ كيلومتري جاده اردبيل و ۸/۵ كيلومتري شمال شرقي سراب قرار دارد. اين بنا كه يك چهار طاقي سنگي است به چهار طاقي ساساني يا آغميون موسوم است. اين بنا در درون محوطه اي به طول ۱۵/۸ متر و عرض ۱۴ متر محصور است كه پايه هاي سنگي ديوارهاي مزبور هنوز باقي است. ابعاد خارجي بنا ۴/۵ * ۶ متر، ابعاد داخلي آن به طو ل۳ متر و عرض ۲/۶ متر و ارتفاع آن از كف زمين ۳/۶ متر است. اين گنبد مدت هاست كه فروريخته و ويران شده است. آنچه از قرائن به دست مي آيد نشان مي دهد اين بنا يك آتشكده يا عبادتگاه ساساني بوده است. مصالح ساختماني اين چهارطاقي از قلوه سنگ هايي به اندازه ۳۰ سانتي متر و ملات گچ و آهك تشكيل شده است. (۵)
بناي ديگري به نام رباط سنگين صائين در فاصله ۳۵ كيلومتري سراب و ۱۴ كيلومتري نير واقع شده، اين بنا ساختمان يك كاروانسراست. سبك بنا شباهت زيادي به چهار طاقي هاي سنگي ساساني دارد و با توجه به قرائن آن را به دوره ساساني نسبت داده اند. (۶)
اما يكي از بناها و قلعه هاي مهم آذربايجان بناي «قلعه جمهور» يا دژ «بذ» در ۵۰ كيلومتري شمال اهر و در ۱۶ كيلومتري جنوب غربي كليبر و برفراز ارتفاعات غربي رود قره سو است. ( این دژ هرگز قلعه بابک نام مداشته و قلعه بابک نامی است که اخیرا پان ترکیستها به این قلعه تاریخی داده و این نام را جعل کرده اند ) براي رسيدن به دروازه قلعه، بايد از معبر دالان مانندي به طول ۲۰۰ متر عبور كرد. اين قلعه از برج و باروهاي متعددي تشكيل شده كه برج هاي مدور آن با سنگ مالون با ملات ساروج استوار شده و باروها نيز از نوع سنگ خارا ساخته شده اند. پس از عبور از معبر تنگي كه به زحمت يك نفر مي تواند از آن بگذرد، به قصري مي رسيم كه به صورت دو سه طبقه مشتمل بر تالار اصلي و ۷ اتاق در اطراف تالار مركزي خودنمايي مي كند. در جبهه شرقي، تأسيسات ديگري مركب از چند اتاق و آب انبار قرار دارد. سقف آب انبارها با طاق هاي جناغي و گهواره اي پوشيده شده، در جبهه شمال غربي، از پلكان هاي سرتاسري كه اكنون ويران شده به قسمت فوقاني مي توان صعود كرد كه مدخل آن به وسيله دو نيم ستون مشخص شده است.در قسمت علياي اين ستون ها، محلي جاسازي شده كه شامل چند بخش است و احتمال مي رود كه اين محل مقر سربازان براي ديده باني و اشراف كامل به اطراف بوده باشد. مجموعاً مساحت اين دژ به حدود ۱۰ هزار متر مربع مي رسد. زمان قطعي ساخت بنا معلوم نيست، احتمال دارد مجموعه قلعه در دوره ساساني ساخته شده باشد. از آنجا كه اين مجموعه در قرن سوم يكي از پايگاه هاي مهم و مستحكم بابك خرم دين در مصاف با اعراب و لشكريان خلفاي بني عباس بوده، تعميرات و الحاقاتي نيز به آن افزوده شده است.(۷)
يكي ديگر از آثار مهم تاريخي آذربايجان كه اكنون چيزي از آن باقي نمانده قلعه نظامي «زينتا» بوده كه از نظر جغرافيايي محل آن در شمال خوي واقع است. اين قلعه از نظر حفظ آذربايجان در مقابل هجوم رومي ها و از جهت نظامي بسيار پرارزش بوده و رومي ها همواره در طول جنگ هاي خود با ايرانيان مي كوشيدند اين قلعه را به تصرف درآورند. (۸)
* بخش دوم، قفقاز
خطه بزرگ قفقاز خود از سرزمين هاي گوناگون تشكيل يافته. اين سرزمين ها كه در حال حاضراز نظر جغرافياي سياسي قسمت هايي از خاك جمهوري فدراتيو روسيه در منطقه داغستان و چچنستان و همچنين سه كشور جمهوري آذربايجان ( ایران شمالی )، ارمنستان و گرجستان است، از منطقه اران (قره باغ) و نخجوان و ايروان در سواحل شمالي رود ارس آغاز شده و تا سواحل شرقي درياي سياه گسترش مي يابد. «منطقه قفقاز در واقع سرزميني است به طول ۱۲۰۰ كيلومتر و عرض حدود ۱۶۰ كيلومتر.»(۹) مردم قفقاز هيچ گاه خود را از فرهنگ، تمدن و تاريخ ايران جدا نمي دانند و هنوز آثار به جاي مانده از تمدن و فرهنگ ايراني در قفقاز باقي مانده است. در عصر ما نيز پژوهشگران آن ديار به دنبال يافتن آثار و نمادهاي اين ميراث فرهنگي و تاريخي مشترك بوده و بر نزديكي آن خطه كهن با كشور باستاني ايران تأكيد دارند. ايتبروف تيمور، از دانشگاه دولتي جمهوري داغستان فدراسيون روسيه، به اين نزديكي ها، در همايش بين المللي جهان ايراني و توران تأكيد كرده و مي گويد: «ارتباطات تاريخي ميان اهالي داغستان و دولت ايران به زمان باستان و قرن هاي گذشته باز مي گردد. اين ارتباطات در عهد صفوي بسيار زياد شد و مردم داغستان از شاه عباس به نيكي ياد مي كنند.»(۱۰) خانم فاطمه علي بكوا، از همين دانشگاه، نيز به اين روابط ديرين اشاره كرده، و مي گويد: «روابط تاريخي و فرهنگي ميان ايران و داغستان به دوران هاي خيلي قديم مي رسد و كتيبه هايي از دوره ساساني توسط باستان شناسان در اين مورد به دست آمده است.»(۱۱)
اين نزديكي هاي فرهنگي و اين گذشته مشترك تاريخي با تمام نقاط قفقاز از دوره هاي اساطيري آغاز شده است. مسعودي در «مروج الذهب» در مورد قلعه هاي مستحكمي كه در زمان اسفنديار پسر ويشتاسب در منطقه آلان در شرق ابخاز ساخته شده و ادامه آن به دوره هاي بعدي تاريخي و زمان ساسانيان كشيده شده، شرحي در كتاب خود آورده كه مينورسكي در كتاب «تاريخ شروان و دربند» به نقل از او در مورد آن چنين مي نويسد: «ميان مملكت آلان و كوه قبخ، پلي و قلعه اي روي رودي پهناور (رود تِرك Terck) قرار دارد. اين قلعه را قلعه آلان مي گويند. در روزگار كهن يكي از شاهان ايران به نام اسفنديار پسر ويشتاسب آن را ساخت. (قلعه بر صخره اي استوار است) » مينورسكي در جاي ديگري مي نويسد: «اين قلعه در ميان قلعه هاي جهان به استواري و تسخيرناپذيري معروف است». ايرانيان از آنچه اسفنديار پسر ويشتاسب در ساختن آن قلعه انجام داده، ياد كرده اند. اعمال اسفنديار و آنچه از او گفتيم در كتابي به نام «كتاب پيكار» بيان شده است كه ابن مقفع آن را به عربي گردانيد.(۱۲) در دوره هاي بعدي نيز تا دوره ساساني منطقه قفقاز همواره مورد توجه ايرانيان بوده است. در دوره ساساني، به دليل حملاتي كه مستقيماً به وسيله رومي ها يا به تحريك آنها، متوجه مرزهاي ايران در قفقاز و همچنين موجب تهديد ايالت آذربايجان مي شد در ساختن بناها و قلعه هاي نظامي در اين منطقه اهتمام جدي شد و «شاهكارهاي مهندسي نظامي فراوان در مناطق مذكور ساخته شد. آثار بسياري از اين استحكامات هنوز پابرجاست و حتي در حال حاضر ديوارهاي سنگي شهر دربند كه به امر انوشيروان ساساني (۵۷۹ - ۵۳۱) ساخته شد، در دربند ديده مي شود. اين ديوارها به وسيله وي و ديوارهاي خشتي آن به امر پدرش قباد (۵۳۱ - ۴۸۸) ساخته شد و نوشته هاي ثبت شده به زبان پهلوي بر اين ديوارها نشانگر اين موضوع است. حتي در اوايل قرن چهارم هجري قمري نيز ديوار ساخته شده در دوره انوشيروان از مصالح زمان وي ساخته و تعمير شد.(۱۳) در مورد قبه نيز پژوهشگران معتقدند كه اين اسم از نام قباد ساساني گرفته شده است.(۱۴) قبل از اين نيز در زمان يزدگرد دوم (۴۵۱ - ۴۳۸) ديوار نخست دربند ساخته شده بود(۱۵) به طور كلي، در دوره ساساني دربند به يكي از نقاط مهم كشور ايران تبديل شده بود و حاكميت فرمانداران ايراني تا آخر دوره ساساني بر اين نواحي ادامه داشت. به طوري كه در هنگام هجوم تازيان به ايران در سال ۲۲ هجري ( ۶۴۳ ميلادي) حاكم باب يا دربند كه از طرف يزدگرد تعيين شده بود، شهر براز نام داشت.
گذشته از بناها و قلعه هايي كه از دوران ساسانيان در نقاط مختلف قفقاز به يادگار باقي مانده، حضور هنر ساساني را در آثار كشف شده ديگري نيز در آن خطه مي توان ملاحظه كرد. قدرت اسماعيل زاده يكي از پژوهشگران ایران شمالی در مقاله خود كه با عنوان «عنصر هنر ساساني در فرهنگ مادي آذربايجان» به آثاري كه از تمدن ايران در كشورش كشف شده، اشاره كرده است. اسماعيل زاده در مقاله خود از تاريخ و فرهنگ گذشته اين منطقه و آثار به دست آمده چنين ياد مي كند: «تاريخ ايران، تاريخ كشوري برخوردار از تمدن باستاني و بالا، از قديم الايام، پيوندهاي عميقي با تاريخ مناطق همجوار به ويژه آسياي مركزي و قفقاز داشته است. اين كشور در طول هزاران سال، ضمن حفظ و توسعه فرهنگ غني و بالاي خود، تأثيرات مثبتي روي همسايگان نزديك و كشورهاي دوردست داشته و بر غناي دستاوردهاي آنها در زمينه هاي اقتصادي و فرهنگي افزوده است. عهد ساسانيان مرحله فوق العاده مهمي در روابط همه جانبه ايران و مناطق همجوار بود. كافي است به آثار كشف شده در تابوت هاي سنگي در سال ۱۹۷۲ در بخش فضولي آذربايجان اشاره كنيم. هر يك از اين تابوت ها نمونه هاي زيادي از اشياي فلزي حاوي عناصر بارز هنر ساساني را داشتند. بخش اصلي مكشوفات را ظروف، تزيينات و اشيايي از برنز و نقره تشكيل مي دادند.» (۱۶)
منابع:
۱- لوئي و اندنبرگ «باستانشناسي ايران باستان» ترجمه عيسي بهنام، دانشگاه تهران، ،۱۳۴۵ ص ۱۱۶
۲- رومان گيرشمن، «از آغاز تا اسلام» ترجمه محمد معين، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ هشتم، تهران، ،۱۳۷۰ ص ۳۲۱
۳- لوئي و اندنبرگ، همان كتاب، ص ۱۱۷
۴- همان، ص ۱۱۹
۵- محمدعلي مخلص، «فهرست بناهاي تاريخي آذربايجان» نشريه شماره ۱۴ سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، سال ،۱۳۷۱ ص ۱۳۲
۶- همان، صص ۱۳۷ و ۱۳۶
۷- همان؛ صص ۱۴۳ و ۱۴۲
۸- غلامحسين مقتدر، «جنگ هاي هفتصد ساله ايران و روم» دنياي كتاب، تهران ،۱۳۶۲ صص ۷۵ و ۷۴
۹- علي پورصفر، «حكومت هاي محلي قفقاز در عصر قاجار، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، چاپ اول، بهار ،۱۳۷۷ پيشگفتار
۱۰- وزارت امور خارجه، «مقالات سمينار بين المللي جهان ايراني و توران»، (۲۵ و ۲۶ بهمن ماه ۱۳۷۹) خلاصه مقاله ايتبروف تيمور (دانشگاه دولتي جمهوري داغستان فدراسيون روسيه ص ۶
۱۱- همان، مقاله خانم فاطمه علي بكوا (دانشگاه دولتي جمهوري داغستان فدراسيون روسيه)، ص ۸
۱۲- ولاديمير فدرويچ مينورسكي، «تاريح شروان و دربند» ترجمه محسن خادم، بنياد دايره المعارف اسلامي تهران، ،۱۳۷۵ صص ۲۹۵ و ۲۹۴
۱۳- همان، صص ،۱۶۰ ،۱۲۸ ۲۱ و ۲۰
۱۴- همان، ص ۱۹۹
۱۵- همان، ص ۲۰۴
۱۶- وزارت امور خارجه، همان، مقاله قدرت اسماعيل زاده استاد دانشگاه دولتي باكو، (عنصر هنر ساساني در فرهنگ مادي آذربايجان)، ص ۴
سفر هيئت نمايندگان ستاد فرماندهي نيروهاي مسلح آمريكا مستقر در اروپا به ايران شمالي بار ديگر مسئله همكاريهاي نظامي واشنگتن ـ باكو و نتايج آن را در كانون توجه قرار داد.
بررسي طرح همكاري نظامي نيروهاي مسلح آمريكا مستقر در اروپا با دولت باكو، بازسازي يك فرودگاه نظامي در ايران شمالي، تشكيل و تاسيس مدرسه نظام، تكميل طرح تاسيس مركز همكاري به خاطر صلح، تاسيس مركز طراحي نظامي و نيز آموزش پرسنل پاسدار صلح در باكو توسط نظاميان آمريكايي از جمله اهداف سفر هيئت بلندپايه نظامي آمريكا به شمار ميرود.
همكاريهاي نظامي دولت باكو با آمريكا در شرايطي است كه مواضع آمريكا عليه مردم ايران شمالي در خصوص مناقشه قرهباغ در حال تشديد است. آمريكا به عنوان متحد عملي و اعلام نشده ارمنستان و استقلالطلبان قرهباغ بارها تهديد كرده است كه از سرگيري جنگ پيامدهاي ناگوار مختلفي براي باكو به دنبال خواهد داشت.
جالب اينكه چندي قبل ميتوبرايزا رئيس آمريكايي گروه مينسك اعلام كرد كه شايد قرهباغ كوهستاني استقلال كسب كند كه در واقع اين سخن بدان معناست كه آمريكا مخالف استقلال قرهباغ نيست. چنانچه واشنگتن در عمل نيز از جداييطلبان قرهباغ حمايت مالي و سياسي ميكند.
نكته مهم اينكه جهتگيري همكاريهاي نظامي آمريكا با رژيم باكو، اساساً با تهديدات موجود عليه اين كشور همخواني ندارد. در شرايطي كه تهديد اصلي عليه دولت باكو اشغال شدن 20 درصد از خاك اين كشور است، اما آمريكا تلاش دارد در حوزه درياي مازندران و مرزيابي با اين كشور همكاري نظامي بكند. هدف آمريكا از اين موضوع نظامي كردن درياي مازندران و جلوگيري از همگرايي کشورهای ساحلی این دریا و نيز انجام اقدامات جاسوسي عليه همسايگان باكو به ويژه روسيه به بهانه همكاريهاي مرزباني است. اين روند نه تنها كمكي به حل مشكلات اساسي باكو در قرهباغ نميكند كه جديدي را براي دولت الهام ايجاد خواهد كرد.
در شرايطي كه اساساً نظاميگري آمريكا در اقصي نقاط جهان به ويژه پس از حادثه 11 سپتامبر بحران ايجاد كرده است، سفرهاي هيئتهاي نظامي آمريكايي به باكو، نگراني مردم اين كشور را افزايش داده است. اما مسئله اساسيتر اينكه ارمنستان هيچگاه به همكاريهايي نظامي واشنگتن ـ باكو اعتراض نكرده است و از اين موضوع آگاه است كه هر چه ميزان نفوذ نظامي آمريكا در منطقه بيشتر شود، به همان اندازه سياستهاي دولت باكو منفعلانه شده و شرايط در مناقشه قرهباغ به نفع ارمنستان پيش خواهد رفت. چنانچه همكاريهاي نظامي باكو با ناتو نيز در عمل همسو با منافع ارمنستان بوده است.
به عنوان نمونه نمايندگان ارتش باكو اخيراً دردورههاي آموزشي عمليات نظامي ناتو در شهر اسكوود سوئد شركت كردند.
اين در شرايطي است كه ناتو در سال 2005 رزمايش نظامي خود در ايران شمالي را لغو كرده، به اين دليل كه باكو اجازه نداده است نظاميان ارمني كه 20 درصد خاك ايران شمالي را اشغال كردهاند، در اين رزمايش شركت كنند. در واقع ناتو انتظار دارد باكو با ارمنستان تعامل كند و در چنين شرايطي ناتوگرايي باكو به نفع ارمنستان است و اين روند، روند بيفايدهاي براي باكوست.
سفر هيئت نمايندگان ستاد فرماندهي نيروهاي مسلح آمريكا مستقر در اروپا به باكو در شرايطي است كه از سال 2003 در پنتاگون مسئله جابهجايي پايگاههاي آمريكا در ايران شمالي نيز به طور جدي مطرح شده است. مخالفان دولت در اين كشور نيز ادعا ميكنند كه دولت الهامعلياف در نهايت به استقرار نيروهاي نظامي آمريكا در خاك باكو در قبال چشمپوشي آمريكا از طرح مسايل حقوق بشر و دموكراسي در باكو رضايت خواهد داد با وجود اين مقامات عاليرتبه باكو همواره اخبار منتشره در اين خصوص را تكذيب كردند. با وجود اين تكذيبها، اقدام دولت باكو در استقبال از پيشنهاد استفاده مشترك آمريكا و روسيه از پايگاه راداري قبله، ارائه پايگاههاي راداري در شمال و جنوب ايران شمالي به آمريكا، استقبال باكو از طرح آمريكايي گارد خزر، تاكيد گزارشگر شوراي اروپا مبني بر همكاري باكو با واشنگتن در زمينه زندانهاي مخفي سيا، همكاري نظامي باكو با اشغالگران آمريكايي در عراق و افغانستان همگي اين نظر را تقويت ميكنند كه گويا باكو راه كشورهايي نظير گرجستان، چك، لهستان و مغولستان را در اعطاي پايگاه به آمريكاييها در پيش گرفته است.
اما آنچه مسلم است اينكه حضور نظامي آمريكا در باكو موجب تقويت موجِ تروريسم در اين كشور، تضعيف موقعيت باكو در مناقشه قرهباغ و اخلال در روند همگرايي منطقهاي خواهد شد. از اين رو نيز اين انتظار در محافل سياسي باكو وجود دارد كه دولت باكو در عمل نشان دهد كه تبديل به پايگاهي براي جولاندهي آمريكا نخواهد شد.
دولت باکو تاکنون در مقابل امتیاز طلبی های نظامی امریکا کوچکترین مقاومتی از خود نشان نداده است . در جریان حملات امریکا برای اشغال افغانستان و عراق ، دولت باکو امکانات و فرودگاهها و پادگانهای ایران شمالی را در اختیار نظامیان قرار داد و هم اکنون صدها تن از سربازان ارتش باکو در عراق ، تحت فرماندهی نیروهای امریکایی به کشتار مردم عراق مشغول هستند و تاکنون چند تن از سربازان ارتش باکو در عراق کشته شده اند .اکنون این سوال مطرح است که : بین تجاوزگری دولت ارمنستان درباره قره باغ ، و تجاوزگری دولت باکو در عراق چه تفاوتی وجود دارد ؟
Shimal8iranim@yahoo.com
ايران شمالي (جمهوري آذربايجان/ ارّان) طي يك دهه گذشته و با ورود فرهنگ مبتذل غرب در كنار معضلات متعدد اجتماعي و فرهنگي، با معضل جدي و خانمانسوزي با عنوان قاچاق و تجارت انسان روبرو شده است كه به شكلهاي مختلف از جمله گسترش فحشاء سوءاستفاده جسمي و جنسي از كودكان و زنان ديده ميشود. اگرچه آمار رسمي در اين خصوص توسط دولت باكو ارائه نشده است، اما فاش شدن مشاركت برخي ماموران سرويس امنيتي فرودگاه بينالمللي باكو از جمله اميل سليماناف رئيس اين سرويس، در اين تجارت كثيف و دستگيري دسته دسته از زنان آذري مبتلا به ايدز در كشورهايي نظير تركيه و ايران و امارات، و اخراج و بازگرداندن آنها به باكو، گنجه و نخجوان نشان ميدهد كه پديده شوم قاچاق انسان بر فضاي اجتماعي و فرهنگي ايران شمالي سايه افكنده است.
در واقع ايران شمالي در رديف كشورهاي فعال از لحاظ تجارت انسان قرار دارد. براساس گزارش اداره مبارزه با جرايم و مواد مخدر سازمان ملل ، سالانه ميليونها زن و كودك در كنار درصد كمي از مردان از 127 كشور جهان ربوده و يا به استخدام نهادهاي غيرقانوني درميآيند و در پايان در يكي از 137 كشور مقصد و با اهدافي همچون استثمار جنسي و كار اجباري به كار گرفته ميشوند. براساس اين گزارش كشورهايي چون آلباني، بلاروس، بلغارستان، چين ، ليتواني، نيجريه، مولداوي، روماني، روسيه، تايلند ، جمهوري آذربايجان و اوكراين در فهرست كشورهاي مبدا تجارت انسان قرار دارند و كشورهاي همچون بلژيك، آلمان، يونان، ايتاليا، ژاپن ، هلند ، تايلند، تركيه ، آمريكا و رژيم صهيونيستي نيز در فهرست كشورهاي مقصد تجارت انسان به چشم ميخورند.
در چنين شرايطي اين سئوال مطرح است كه چه عواملي باعث شده در ايران شمالي بخصوص در شهر باكو، اين پديده شوم گسترش يابد؟ آنچه مسلم است اينكه عوامل مختلفي نظير فقر و تبعات اجتماعي و شكلگيري مافياهاي متعدد و گسترده در ادارات و سازمانهاي دولتي در اين خصوص نقش دارند؟ با وجود اين به نظر ميرسد در گسترش قاچاق انسان در ايران شمالي دو عامل يعني ترويج فرهنگ مبتذل غرب به ويژه توسط رسانههاي اين كشور و نيز برخي قدرتهاي بيگانه نقش دارند.
واقعيت اين است كه تجارت انسان يك پديده شوم جهاني است كه در پشت آن مافياهاي بزرگ و برخي كشورهاي سلطه به ويژه آمريكا قرار دارند كه از بابت اين تجارت كثيف سالانه ميلياردها دلار به جيب ميزنند و ميليونها خانواده را دچار بحران ميكنند. در اين راستا طي سالهاي گذشته اخبار متعددي مبني بر دست داشتن رژيم صهيونيستي و آمريكا در تجارت و قاچاق زنان و كودكان در ايران شمالي بخصوص در شهرهاي باكو و گنجه منتشر شده است. اخباري نيز در خصوص انتقال جوانان اين منطقه به فلسطين اشغالي براي انجام كارهاي پست است.
خبرگزاري توران كه مركز آن در باكو است، در اول فوريه 1996 (1375) گزارش داد يك گروه كه اقدام به فروش نوزادان آذري به مافياي صهيونيستي ميكردند دستگير شدند. شبكه مذكور در پي دستگيري يك زن تبعه اسرائيل به نام ژاسمين اميراني كه قصد خارج كردن يك نوزاد را از باكو داشت كشف شد. وي با هماهنگي يك زن ديگر تبعه اسرائيل و با پرداخت 300 دلار اطفال را از بيمارستان ميخريد. زنان مذكور اين نوزادان را در قبال دريافت 700 دلار در اختيار يك دكتر اسرائيلي به نام ژرمن قرار ميدادند. خبرگزاري توران تعداد نوزادان خريداري شده از بيمارستان مذكور را 13 نفر اعلام نمود.
تجارت انسان در واقع نوعي بردگي مدرن است و اقدامات رژيم صهيونيستي در ايران شمالي در اين خصوص در شرايطي صورت ميگيرد كه آركادي ميلمان، سفير وقت رژيم صهيونيستي در سال 2000 در درگيري لفظي با واحد مصطفياف مدير شبكه آ. ان . اس به طور بيشرمانه از مردم ايران شمالي به عنوان بردههاي اسراييل نام برده بود. در حال حاضر نيز رژيم صهيونيستي براي پيشبرد آسانتر اين اهداف خود به دنبال مجاب ساختن دولت باكو به تاسيس سفارت درتلآويو است.
در عين حال آمريكا نيز در تجارت انسان در ايران شمالي نقش دارد. به طوري كه دو سال پيش به دنبال فاش شدن نقش سفارت آمريكا در باكو در قاچاق زنان و دختران آذري به خارج براي فحشاء و مشخص شدن نقش رنوهارنيش، سفير سابق آمريكا در باكو در قاچاق زنان آذري، واشنگتن براي سرپوش گذاشتن روي رسوايي پيش آمده زودتر از موعد به ماموريت هارنيش پايان داد. اين در حالي است كه دو تن از اتباع آذري از جمله راننده سفارت آمريكا در باكو كه اطلاعات فراواني در خصوص نقش سفارت آمريكا در زمينه گسترش فحشاء در ايران شمالي داشتند، با تصادف ساختگي كشته شدند. و يك زن مترجم آذري كه در سفارت آمريكا در باكو شاغل بود و در جريان نحوة قاچاق كودكان و زنان آذري توسط سفير آمريكا قرار داشت، ترور شد و تاكنون عامل ترور وي شناسايي نشده است.
در چنين شرايطي است كه آنتونيومارياكاستا، مدير اجرايي اداره مبازه با جرايم و مواد مخدر سازمان ملل، آمريكا و رژيم صهيونيستي را سردمدار قاچاق انسان در جهان عنوان كرده است. وي گفته است: حقيقت اين است كه بردهداري، در شكل جديد خود يعني قاچاق انسان همچنان در قرن بيست و يكم ادامه يافته است. بدين ترتيب آمريكا و رژيم صهيونيستي سردمداران بردهداري مدرن هستند و در اين خصوص به ايران شمالي به عنوان يكي از پايگاههاي خود نگاه ميكنند.
بديهي است كه يكي از علل عمدة تبديل شدن ايران شمالي به پايگاه قاچاق انسان توسط آمريكا و رژيم صهيونيستي اين است كه دولت باكو در روابط با آمريكا و اسراييل در موضع ضعف و ناتواني قرار دارد و قادر به پيشگيري از اقدامات ضد بشري آمريكا و اسراييل در ايران شمالي نيست.