تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 __________________________________

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

حرکت آزادیبخش مردم ایران شمالی

 

 و " آذربایجانچی " – های سازمان سیا در غرب  

 

در سالهای اخیر و بویژه بعد از فروپاشی نظام های حکومتی در شوروی و یوگوسلاوی، گروههای مختلف  در ایران شمالی بخصوص در شهرهایی مانند گنجه ، لنکران و ... نیز بسوی عدالت خواهی و برابر طلبی پیش رفته است. اهالی ایران شمالی  که پس از انعقاد عهدنامه های شوم گلستان و ترکمانچای و به زور و اشغالگری روسیه از ایران جدا شده اند ، اندک اندک به سوی بازیابی هویت اسلامی – ایرانی خود پیش میروند .  پس از انعقاد عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمن چای ، گروه های مختلف از اهالی ایران شمالی با شورشهای محدود و عصیانگری در برابر استیلای روسها بپا خاستند و همواره به شدت از سوی روسها سرکوب شدند . پس از استیلای حکومت تزار بر ایران شمالی ، هزاران تن از ساکنان منطقه به جرم داشتن هویت ایرانی و مسلمان بودن قتل عام شدند و این جنایات بعد از انقلاب قرون وسطایی کمونیستی ادامه یافت . اما این بار کمونیستهای بومی ( افراد جنایتکاری مانند میر جعفر باقر اف و ...هزاران عضو آذری ک. گ .ب و عمله های فرهنگی – هنری کمونیسم مانند صمد وورقون ، بختیار و هابزاده و ... ) نیز در خدمت مسکو بودند . در سالهایی که به سالهای 37 ( 37 نجی ایللر  = 1937 ) معروف است ، هزاران تن از علما و روشنفکران و نویسندگان به اتهام داشتن تفکر ایرانی – اسلامی در ایران شمالی قتل عام شدند .حسین جاوید و میکاییل مشفق کشته شدند و شاعران مزدوری مانند صمد وورقون و بختیار وهابزاده به مدح گویی حکومت استالین پرداختند ...باری  حرکت بیداری اسلامی علی رغم این فشارها و کشتارها ادامه یافت و پس از فروپاشی شوروی نیز شاهد تحرکات گسترده ای از سوی فعالان اسلامی در نقاط مختلف ایران شمالی بوده ایم . اگر چه رژیم باکو با اقدامات ننگینی مانند تعطیلی حوزه های علمیه و مساجد ، و ممنوعیت تدریس قرآن و علوم اسلامی در مدارس ، و دستگیری و کشتار فعالان آزادیخواه اسلامی تلاش میکند جریان اسلامگرا را سرکوب کند اما این جریان دیگر سرکوب شدنی نیست .چنانکه طی سالهای سالهای اخیر قیامهایی با رهبری اسلامگرایان رخ داده که قیام خونین نارداران و تحصن یازده ماهه اهالی غیور نارداران یکی از این قیامهاست. اکنون  گروهها و اقوام مختلف ایران شمالی دوباره بپا خاسته و جایگاه خود را برای بوجود آوردن حکومتی مستقل و  دموکراتیک باز می یابند. لزگیها  درمناطق تاریخی خودشان (در نواحی زاکاتالا و هم مرز با داغستان ) و تالشها که حدود 2 میلیون نفر هستند در مناطقی مانند لنکران ، لئریک ، سالیان و... و حتی کردها و ارامنه ساکن در ایران شمالی  تاکنون علایق خود به ایجادکشوری  دموکراتیک و با تعیین حق تعیین سرنوشت برای همه ملل را پنهان ننموده اند. جریانات و محافل روشنفکری مناطق مختلف  که در حاشیه و یا بطن این حرکت ها موضع گرفته اند، با صراحت و شفافی لازم، نظرات خود را اعلام نموده و تصریح مینمایند که، برنامه آنان، رفع نابرابری و تبعیضات ملی،فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در ایران شمالی و برقراری حکومتی بر مبنای مردم سالاری دینی  می باشد. اما متاسفانه بموازات رشد گرایشات برابری طلبانه در بین این جریانات، تلاش ها و حرکت ها در بین شخصیت ها و محافل پان ترکیست و غربگرا و عوامل صهیونیسم  نیز افزایش یافته است و حتی در این روند ، از ایرانیهایی که وابسته به احزاب و سازمانهای شوروی گرا بودند و و پس از انقلاب به خارج گریخته اند ، به صورت مزدور استفاده میکنند . بنظر می آید که یکی از دلایل ِ عدم حمایت آنان از این اقدامات، ترس آنان از امکان ِ پیوستن این مناطق به وطن اصلی شان یعنی ایران   باشد! آری  اکنون در برخی کشورهای اروپایی ، برخی  اعضای رها شده سازمانها و احزاب شوروی گرای سابق ، که مدعی مبارزه با امپریالیسم امریکا بودند ، تحت پوشش برنامه های سازمان سیا و نهادهای امنیتی اروپایی قرار گرفته  و ناگهان یکباره " آذربایجانچی ! " شده اند . دولت باکو نیز سربازان آذری راب ه عنوان مزدور به عراق اعزام کرده که تاکنون عده ای از این سربازان نیز کشته شده اند و " آذربایجانچی های " سازمان سیا و مزدوران کشورهای استعماری اروپایی سکوت کرده اند . برخی اعضای سازمانها و احزاب شوروی گرای ایرانی که بعد از انقلاب به شوروی گریخته بودند اینک در اروپا و امریکا به عملگی بر ضد میهن خود تحت پوشش " آذربایجانچی ! " مشغول شده اند ، همان کاری که سازمان تروریستی منافقین انجام داد و به مزدور صدام تبدیل شد و اینک به مزدور امریکا تبدیل شده تا موجودیت خود را حفظ کند . اری ، روزگاری " سازمان مجاهدین خلق " نیز داعیه دار مبارزه با امپریالیسم آمریکا بود . پایان وابستگی به بیگانگان چیزی جز سرگردانی و فاحشگی سیاسی و مزدوری برای دستگاههای اطلاعاتی بیگانگان نیست . چنانکه سرنوشت فرقه دمکرات پیشه وری نیز چنین بود...این  مزدوران اینک به ابزار امریکا و صهیونیسم و رژیم باکو برای ایجاد اغتشاش و اشوب در آذربایجان ایران تبدیل شده اند ، غافل از اینکه مردم غیرتمند آذربایجان همانگونه که در 20 آذر 1325 مزدوران بیگانگان را تکه پاره کردند  هرگز به عوامل اجانب رحم نمیکنند . و علاوه بر این مهم اینکه مردم ایران شمالی  به سوی پیوستن به وطن اصلی خودشان حرکت میکنند و جریانهای اسلامگرا در بین اقوام مختلف ایران شمالی  به دنبال برپایی یک حکومت ملی و هویتی مستقل از وابستگی به امریکا ، ترکیه و صهیونیسم هستند و در این مسیر نیز از حمایتهای گسترده مردمی برخوردار میباشند. اپوزیسیون نامنسجم پان ترکیست  و شونیستی فعلی در ایران شمالی که مبنای ایدئولوژیک آن هذیانات پان ترکیسم گرگی  و ضدیت با ازادی و مذهب  است  هر روز که می گذرد پریشانتر می شود و بسوی بی عملی و پاسیویسم رانده می شود. برخی از جریانات داخل اپوزیسیون پان ترکیسم و پان آذریسم  و  ایلچی بیگ ایسم و...  نیز که در گذشته به جریانات منتسب  وابسته بوده اند، مدتهاست که به دلیل بازی خوردن از غرب و نرسیدن به قدرت در ایران شمالی و ماندن در حاشیه و مشغول شدن به اقداماتی مانند انتشار روزنامه و ... از اندیشه های ضد اسلامی پان ترکیستی  که پایه اعتقادات آنان را در گذشته تشکیل می داد، فاصله گرفته اند .

اکنون  بی مسئولیتی و ترس از پذیرش الگوئی رادیکال و دموکراتیک برای پاسخگویی به نیازهای جامعه  آزادیخواه اقوام  مختلف در  ایران شمالی ، برخی از جریانات و چهره های اپوزوسیون پان ترکیستی در  ایران شمالی  را هراسان نموده و به گوشه ای پرت نموده است. رژیم شونیست باکو ،  که از فقر شخصیتهای تاریخی رنج میبرد ، خود را وارث حیدر علی اف ( ژنرال بازنشسته ک . گ . ب ) و امثال اینها می داند، همواره از گسترش موج بیداری ملی اسلامی  اظهار نگرانی میکند. بعضی از این  نژادپرستان پان ترکیست از ترس بیداری اسلامی ، حتی جلو تر رفته و احمقانه مواضعی درباره آذربایجان ایران اتخاذ میکنند و با تشویق و لبخند صهیونیستها و اربابان آمریکایی خود روبرو میشوند . اما سخن اینجاست که رغبت مردم ایران شمالی برای پیوستن به ایران روز به روز بیشتر میشود  . و این طبیعی است . چرا که ایران شمالی همواره بخشی از خاک پاک ایران بوده و به زور و جنگ از ایران جدا  و اشغال کرده اند . و مبارزه با اشغالگری در منطق تمام آزادیخواهان جهان پذیرفته شده است و مبنای حقوقی نیز دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 15:13  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

 

نشست وطنفروشان و سیاست خارجی ما

محمد غریب

 

در روزهای اخیر اخبار نشست مشتی ضد انقلاب پان ترکیست با حضور مقامات رسمی باکو در برخی رسانه ها ووسایل ارتباط جمعی باکو بازتاب وسیعی داشت. شکی نیست که این نمایش  یکصد نفره باصطلاح "کنگره آذریهای جهان"  و اقدامات قبلی مشابه ، با پشتیبانی وحمایت دولت باکو به اجرا در می آید.

به نظر می رسد اگر چنانچه به اظهارات سخیف و ضد ایرانی  عناصر خود فروخته در همایش موسوم به دومین کنگره آذریها  ( اسفند 84 – باکو ) پاسخی مناسب و در خور شان ومنزلت کشورمان داده می شد ، امروز دستگاه حاکمه باکو با احتیاط بیشتری اقدامات خود وتبلیغات ضد ایرانی وجسارت های گسترده در رسانه های "خود سازمانداده" را تنظیم می کرد.

چگونه است با درج  مقاله ای مستند و اشاره به حقایق تاریخی در یکی از روزنامه های کشور ، دستگاههای رسانه ای اعراب به هجمه علیه جمهوری اسلامی ایران  پرداختند تا جائی که  وزیر خارجه کشورمان مجبور به حضور در منامه وبه اصطلاح رفع سوء تفاهم شد ولی ارکان جامعه ما اعم از رسمی و غیر رسمی در مقابل انبوه اقدامات واظهارات  که آشکارا  علیه منافع ملی و تمامیت ارضی کشورمان، همه روزه در ارکان مختلف جامعه ایران شمالی  در حال وقوع است سکوت کرده اند.

بی تفاوتی وعدم وجود واکنش مناسب دستگاههای خودی ، در نتیجه انتقال گزینشی ونادرست  واقعیت های رفتار همسایه تازه به دوران رسیده شمالی ما می باشد. عواملی  که با توجه به علاقه مندی های شخصی خود ، با ارائه گزارشاتی قابل قبول از مواضع وعملکرد دولتمردان باکو به مسئولین نظام ، با تاثیر گذاری درسیاست های نظام ، عملا نقش لابی باکو را ایفا می نمایند.

به نظر می رسد در شرایطی که یکی از تاکتیک های  اصلی نظام سلطه جهانی در ضربه به کشورمان ، استفاده از حربه اختلافات قومی  و تجهیز و حمایت از مخالفین داخلی و خارجی تمامیت ارضی جمهوری اسلامی است، لازم است از حداکثر ظرفیت های کشور در مقابله با این توطئه بهره برد. در این راه مراکز علمی و پژوهشی کشور میتوانند با پرداختن به موضوعاتی مرتبط به تاریخ ،تمدن، فرهنگ، زبان ، ادبیات ، مشاهیر و گذشته افتخار آمیز کشورمان با تبیین اقتدار و عظمت تاریخی ایران و جایگاه همسایه های مدعی فعلی در آن، ضمن سعی در غنای معلوماتی جامعه خودی   با تحریفات و تاریخ سازی های دشمنان نیز مقابله نمایند.  

رسانه های ارتباط جمعی، روزنامه ها ، سایتهای اینترنتی و...نیز در این مبارزه تبلیغاتی میتوانند نقش به سزائی داشته باشند چراکه در طرف مقابل بیشترین سهم این هجمه به عهده رسانه هاست.  

نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی نیز بایستی با حساسیت نسبت به تهدیدات بالفعل و بالقوه به ویژه نمایندگان محترم استان های مرزی به وکالت از موکلین مسلمان و میهن پرست خود ، ساکت ننشسته و پاسخ های دندان شکن به یاوه گویان داخلی و خارجی بدهند. وکلای محترم  مردم میهن پرست استان های آذری زبان، با استناد به واقعیات تاریخی ، ذیصلاحترین افراد جهت پاسخگوئی و روشنگری به تحرکات تجزیه طلبانه و جعل تاریخ و فرهنگ در آنسوی ارس می باشند. این عزیزان به خوبی می دانند که نمایندگان مردمی هستند که  برغم گذشت نزدیک به دو سنه همچنان در حسرت سرزمین های از دست رفته می سوزند و در انتظار بازگشت  آنها به آغوش میهن اسلامی نشسته اند. 

دستگاه دیپلماسی کشور با استفاده از ظرفیت های متعارف در عرف روابط بین الملل قادر است به حضور مقامات رسمی باکو در مجامع ضد انقلابی ، تجزیه طلب و مخالفان تمامیت ارضی کشورمان اعتراض نماید. بسیار بجاست  سفیر سالها در تهران جا خوش کرده باکو به دلیل حضور رییس کمیته دولتی امور آذریهای دولت باکو در محفل پان ترکیستها در آلمان، به وزارت خارجه احضار و مراتب اعتراض مردم و دولت ایران به وی ابلاغ  گردد. سیاستمداران کشورمان به هوش باشند مبادا مانورهای یکی به نعل و یکی به میخ سیاست بازان باکو در موضوع همکاری با آمریکا در حمله احتمالی به ایران را به قیمت گزاف بخرند. دولت باکو در حرف از عدم همکاری با دشمنان جمهوری اسلامی ایران دم می زند ولی در عمل زمینه حضورهمه جانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی دشمنان درجه اول کشورمان را در بیخ گوش ما مهیا می سازد. نگارنده به ضرورت حفظ و توسعه روابط خارجی بخصوص با همسایه ای با ویژگیهای ایران شمالی  به خوبی واقف بوده در عین حال توجه به اصول عزت و حکمت د ر رابطه کشور بزرگی چون ایران باجمهوری نوپای  آذربایجان را ضروری می داند. به عنوان مثال در شرایطی که رییس جمهور کشورمان جایگاه بین المللی جمهوری اسلامی ایران را در حد امکان عالی ارزیابی می  نمایند ، سفر دو جانبه ریاست جمهوری به باکو ،بر اساس عرف دیپلماسی بایستی بعد از پیگیریهای مکرر و با اصرار باکو انجام گردد .

در حالی که رییس جمهور کشورمان در کمتر از دوسال دو سفر ( یکبار جهت افتتاح گاز رسانی به نخجوان ودیگری شرکت در اجلاس اکو) به آذربایجان داشته اند جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه ایجاب میکند سفر آتی ایشان به باکو صرفا با اصرار وپیگیریهای مشتاقانه طرف مقابل  و با  حوصله و طمانینه  کشورمان انجام پذیرد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 17:46  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

 

نشست علمي «  قفقاز 2006 » در ايروان و

همگرایی سه کشور قفقاز جنوبی

 

شركت كنندگان در اجلاس علمي بين‌المللي «قفقاز 2006» - كه اخيرا در ايروان برگزار شد، اين موضوع را بررسي كردند كه رويدادهاي سال گذشته ميلادي (10 دي ماه 84 تا 10 دي ماه 1385) چه تاثيري بر مسايل امنيتي منطقه داشته است و تمايلات توسعه‌سياسي، اقتصادي و اجتماعي در كشورهاي قفقاز شمالي و جنوبي چگونه مي‌باشد؟

شركت كنندگاني كه از طرف موسسه قفقازي رسانه‌هاي‌خبري از كشورهاي ارمنستان، ايران‌‌شمالي (جمهوري آذربايجان)، گرجستان (سه كشور پديد آمده در اراضي جدا شده از ايران طي قراردادهاي گلستان و تركمن‌چاي)، و ايالات متحده آمريكا و روسيه دعوت شده بودند، نظرات خود را درباره مسايل منطقه‌اي و رويدادهاي مختلف سال گذشته در سه كشور قفقاز جنوبي ارائه كردند.

عارف يونس‌اف، رئيس بخش مهاجرت و مناقشه‌شناسي انستيتوي صلح و دموكراسي از ايران شمالي، در اين اجلاس گرايشات حاكم در جامعه اين كشور را در قبال روند مذاكرات حل و فصل مناقشه قره‌باغ كوهستاني ارائه كرد.

اين تحليگر گفت: امسال هيچ چيز در روند مذاكراتي تغيير نخواهد كرد. تنها «منوي» ملاقاتها تغيير خواهد كرد.

گاگيك‌ هاروتونيان، مدير بنياد مطالعات علمي «نوراوانك» نيز در گزارش خود تحت عنوان «ارمنستان در جهان 2006» گفت: «ارمنستان از لحاظ سياستهاي مستقل در ميان كشورهاي قفقاز جنوبي جايگاه خاصي دارد.»

وي به مطالعات بين‌المللي استناد كرده و افزود: ارمنستان با شاخص دموكراسي اقتصادي در رده 32 كه در جهان رده بسيار بالايي شمرده مي‌شود، قرار دارد.

آنچه مسلم است اينكه اجلاس علمي بين‌المللي «قفقاز 2006» - بار ديگر فرصتي فراهم ساخت كه مسايل متعدد امنيتي، اقتصادي و اجتماعي قفقاز در كانون توجه محافل سياسي قرار گيرد.

واقعيت اين است كه اگر چه روند حركت اقتصادي و اجتماعي در قفقاز در سال 2006 رو به جلو بوده است، اما سرعت اين حركت با پتانسيل‌هاي عظيم موجود در منطقه همخواني ندارد. مهمترين دليل اين موضوع ادامه مناقشات در منطقه است و چنانچه در اين اجلاس نيز مطرح شد، تغييري در وضعيت مناقشات قره‌باغ، آبخازيا، اوسيتياي جنوبي و ساير مسايل حل نشده قفقاز ايجاد نشده است. اين در شرايطي است كه منطقه در سال 2006 شاهد افزايش جولاندهي امنيتي و نظامي آمريكا بود كه هر چه بيشتر فضاي منطقه را امنيتي و در نتيجه فضاي اقتصادي منطقه را محدود مي‌كند. ضمن اينكه به خاطر دخالت قدرتهاي خارج از منطقه عوامل اقتصادي منطقه در سال 2006 نه در راستاي همگرايي بلكه در راستاي صف‌بندي به كار رفت. و سران ايروان و باكو، هر از گاهي از آمادگي براي جنگ سخن گفتند. (سفر متقابل اخير هيأتهاي ارمني و آذري به باكو و ايروان و قره‌باغ، نشان داد كه سخن گفتن از جنگ، بلوف سياسي است و سران ايروان و باكو، درصدد زمينه‌سازي براي برقراري روابط سياسي هستند.)

در هر حال بايد گفت منطقه براي توسعه پايدار نيازمند راهكاري مستقل براي از بين بردن اختلافات و همگرايي در روند جهاني شدن است و مقامات ايروان، باكو و تفليس به تدريج وارد عرصة همگرايي شده‌اند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14:16  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

نقش قدرتهاي بيگانه

 

 در اختلافات مرزي كشورهاي قفقاز

احمدکاظمی

 

جنجال پيرامون احتمال موافقت باكو با واگذاري معابد «داويد گاريچي» به گرجستان بار ديگر مسئله اختلافات مرزي كشورهاي قفقاز و علل آن را در كانون توجه محافل سياسي قرار داده است.

اگرچه المار محمدياراف وزير امور خارجه دولت باكو، گزارش‌هاي مربوط به توافق الهام علي‌اف و ميخاييل ساآكاشويلي رئيس جمهوري گرجستان درمورد واگذاري مجموعه معابد «داويد گاريچي» به گرجستان را تكذيب كرد، اما مسئله مهم، همچنان ادامه دارد و آن لاينحل ماندن اختلافات مرزي كشورهاي قفقاز و دورنماي آن است.

واقعيت اين است كه يكي از عوامل ناامني در قفقاز‌جنوبي، اختلافات مرزي است. اصولاً اختلافات مرزي درمناطقي بروز مي‌يابد كه مرزها براساس قراردادهاي روشن ايجاد نمي‌شود و نقاط مبهم در تعيين مرز باقي مي‌ماند و يا دو كشور به خاطر توسعه‌طلبي، به بهانه‌هاي قومي و ... مرزهاي قراردادي را نمي‌پذيرد. خطوط مرزي اين منطقه كه بدون توجه به واقعيت‌هاي تاريخي  منطقه و تنها در اثر سياستهاي استعمارگرايانه بين‌المللي به وجود آمد‌ه‌اند، تا حدود دو كشور را مشخص نمايند، مرز تحميلي خوانده مي‌شوند. مناطق گرجي‌نشين، مسلمان‌نشين و ارمني‌نشين قفقاز جنوبي، بخش‌هايي از خاك ايران بود، روسيه بعد از اشغال اين مناطق و به دنبال برپايي نظام كمونيستي، براساس منافع خود، جمهوريهاي قلابي در سراسر شوروي به وجود آورد كه مرزهاي اين جمهوريها نيز براساس سياستهاي شوروي تعيين گرديد و به همين علت بعد از فروپاشي، اختلافات مرزي و قومي قفقاز جنوبي را فراگرفت.

قفقاز جنوبي نيز شاهد اينگونه مرزهاي تنش‌زا است. مرز ميان اوسيتياي شمالي و اوسيتياي جنوبي از اين نوع مرزها مي‌باشد.

هر سه كشور قفقاز تحت تأثير تحولات تاريخي با يكديگر اختلاف مرزي دارند. ضمن اينكه ايران شمالي و گرجستان با روسيه نيز اختلاف مرزي دارند.

واقعيت اين است كه گرجستان و ايران شمالي كه داراي اختلات مرزي هستند، از مدتها پيش تا به حال در چارچوب كميسيون ويژه‌اي به رياست معاونين وزراي امور خارجه دو كشور مذاكراتي را دراين خصوص انجام داده‌اند. برخي محافل در باكو، كيلومترها از اراضي اين كشور را ضميمه خود كرده است! دو كشور در خصوص علامت‌گذاري در 19 منطقه مرزي اختلاف دارند و تاكنون نيز نتوانسته‌اند اين اختلافات را حل و فصل كنند كه مهمترين آنها مربوط به منطقه‌اي 110 هكتاري است كه «معبد داود گاريچي» در آن قرار دارد. گرجستان با تاكيد بر اينكه اين معبد داراي پيشينه‌اي گرجي است، خواهان در اختيار گرفتن اين اراضي است. حال آنكه دولت باكو تاكيد دارد اين معبد در روزگاران ديرين يك آتشكده بوده است. (آتشكده‌هاي متعددي در حوالي باكو قرار دارند، و اين دليل انكارناپذيري بر جريان فرهنگ ايراني در اين مناطق از زمانهاي قديم به ويژه ايرانِ باستان و عهد زردشت است).

برخي محافل باكو معتقدند كه گرجستان سعي دارد از طرح انتقال نفت باكو – جيهان به عنوان ابزار فشار جهت رسيدن به خواسته‌هاي خود در مورد مسايل مرزي استفاده كند. كه اين نكته‌اي قابل قبول است و عبور خط لولة باكو – جيهان از خاك گرجستان، باعث شده است كه در مذاكرات سياسي ، طرف گرجي از موضع برتر با دولت باكو برخورد كنند. زيرا اگر گرجي‌ها، حتي براي چند ساعت، عبور نفت از خط لولة باكو – جيهان را متوقف كنند، زلزلة اقتصادي و سياسي دولت باكو را فرا مي‌گيرد.

آنچه مسلم  است، اينكه در ايجاد اين اختلافات، استعمار و اقدامات تزارهاي روس و شوروي موثر بوده است و اكنون نيز دخالت قدرتهاي بيگانه باعث تداوم اين اختلافات شده است.

با وجود  اين بايد گفت تجربه مثبت كشورهاي آسياي مركزي در حل بسياري از اختلافات مرزي خود و علامت‌گذاري مرزي در چارچوب پيمان شانگهاي نشان داد كه مذاكرات مستقل و دخالت ندادن قدرتهاي بيگانه مي‌تواند زمينه را براي تفاهمات مرزي فراهم سازد.

 قدرتهاي بيگانه تلاش دارند اختلافات مرزي در منطقه به صورت منجمد باقي بماند تا آنها هرگاه منافعشان ايجاب كرد، به شعله‌ور كردن آن اقدام كنند.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 18:3  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

حركت‏هاي آزاديبخش روحانيت و ايران شمالي

 

ناصر علیزاده قره باغی ( ناصر علی اف )/

 سردبیر مجله ایران شمالی

 

دوره حكومت سلسلة قاجار (1173 تا 1304 شمسي) ، يكي از تاريك‏ترين دوره‏هاي تاريخ ايران است. در دورة حكومت قاجار، بخشهاي بزرگ و مهمي از خاك ايران به اشغال بيگانگان درآمد. يكي از مهم‏ترين علل مخالفت بزرگان علماي شيعه با حكومت قاجار، ناتواني اين حكومت در حفظ تماميت ارضي كشور بود. پس از انعقاد عهدنامه‏هاي ننگين گلستان و تركمانچاي و اشغال شدن سرزمين‏هاي قفقازي ايران توسط روسيه، و نفوذ شگفت‏آور روس و انگليس در ايران به علت بي‏كفايتي حكومت، روحانيت شيعه در سطح مرجعيت به مخالفت با حكومت برخاست. قدرت مرجعيت در مخالفت با حكومت و مقابله با نفوذ بيگانگان با «فتواي تحريم تنباكو» كه توسط ميرزاي شيرازي صادر شد، آشكارتر شد. مبارزه روحانيت در طي زمان، به انقلاب مشروطيت انجاميد كه رهبري آن را علما و بخصوص آيت الله العظمي ملا محمد كاظم خراساني معروف به آخوند خراساني (1218 ـ 1290 شمسي)، شاگرد برجسته ميرزاي شيرازي بر عهده داشت. با رهبري حركت‏هاي مردمي توسط علما و بخصوص آخوند خراساني، مظفرالدين شاه مشروطيت را پذيرفت و مجلس شوراي ملي تأسيس گرديد، اما اندكي نگذشت كه محمدعلي شاه با غرور و نخوت پيمان پدر را زير پا نهاد و مجلس را به توپ بست. در اين زمان، آخوند خراساني نامه‏اي به محمدعلي شاه نوشت، نامه‏اي كه مي‏توان آن را محاكمه‏نامة‌ سلسلة قاجار ناميد كه چگونه تماميت ارضي مملكت شيعه را پاس نداشتند. آخوند خراساني خطاب به محمدعلي شاه نوشت:

«از بدو سلطنت قاجاريه ، صدمات فوق‏الطاقه به مسلمانان وارد آمده و چقدر از ممالك شيعه از حسن كفايت (!) آنان به دست كفار افتاده. قفقاز ، شيروانات، بلاد تركمان، بحر خزر، افغانستان، بلوچستان ، بحرين، مسقط و غالب جزاير خليج فارس و عراق عرب و تركستان، تمام از ايران مجزا شد. دو ثلث تمام از ايران رفت و اين يك ثلث باقي مانده را هم به انحاي مختلف، زمامش را به دست اجانب دادند. گاهي مبالغ هنگفت قرض كرده و در ممالك كفر خرج نمودند و مملكت شيعه را به رهن كفار دادند. گاهي به دادن امتيازات منحوسه، ثروت شيعيان را به مشركين سپردند... گاهي خزاين مدفونة ايران را به ثمن نجس (مبلغ ناچيز) به دشمنان دين سپردند. يكصد كرور بيشتر خزينه سلطنت كه از عهد صفويه و نادرشاه و زنديه ذخيره بيت‏المال مسلمين بود، خرج فواحش فرنگستان شد و آن همه اموال مسلمين را كه به يغما مي‏بردند، يك پولش را هم خرج اصلاح مملكت، سدّ باب احتياج رعيّت نمودند. به حدّي شيرازه ملك و ملت را گسيختند كه اجانب علناً مملكت را مورد تقسيم خود قرار داده.

اين منكر دين! اي گمراه! پدرت دستور (مشروطه) را صادر كرد. اما از روزي كه تو به سلطنت نشستي، همه وعده‏هاي مشروطه را زير پا نهادي... تو دشمن دين و خاين به مملكت هستي. من به زودي به ايران مي‏آيم و اعلام جهاد مي‏كنم»

از متن‏نامه آشكار است كه «حفظ تماميت ارضي مملكت شيعه» و مقابله با نفوذ دولتهاي خارجي در انديشة آخوند خراساني (و روحانيت شيعه) جايگاه بلندي داشت و يكي از علل مهم و اساسي مرجعيت شيعه با حكومت قاجار، ناتواني و بي‏كفايتي اين حكومت در حفظ تماميت ارضي مملكت شيعه بود. آخوند در نامه به محمدعلي شاه، انزجار خود را نه فقط از شخص او، كه از سلسلة قاجار نشان مي‏دهد كه چگونه دو سوم از خاك ايران را به اشغال بيگانگان داده‏اند...

در آن زمان ، روس و انگليس ، عملاً ايران را به سه منطقه (منطقة‌ جنوب تحت اشغال انگليس، منطقة شمال تحت اشغال روسيه، و منطقة مركزي و كويري كه نيروهاي نظامي روس و انگليس در آنجا حضور نداشتند.) تقسيم كرده بودند. هنگامي كه ايران به دو بخش نفوذ روس و انگليس تقسيم مي‏شود، آخوند خراساني با ارسال تلگرافي به دولتهاي روس و انگليس اعتراض شديد خود را ابراز مي‏دارد.

انحراف مشروطيت و قبضة حكومت توسط عوامل بيگانگان و دشمنان دين و مملكت از يك سو، و حضور نيروهاي بيگانه در كشور از سوي ديگر، تهديدي بزرگ را متوجه تماميت ارضي مملكت مي‏كند. آخوند خراساني كه به شدّت از برباد رفتن «دو ثلث از خاك ايران» در دورة‌ قاجار و پاره پاره شدن مملكت بزرگ شيعه ناراحت بود، گويي احساس مي‏كند كه بار ديگر تماميت ارضي ايران در معرض مخاطره قرار گرفته است.

اينجاست كه آخوندخراساني، مرجع بزرگ جهان تشيع ، براي حفظ ايران ، دفع ستم خارجي و داخلي و مبارزه مستقيم با اشغالگران حكم جهاد مي‏دهد، آقا نجفي قوجاني، صاحب «سياحت شرق» كه خود از ياران آخوند خراساني بوده و در نزد ايشان حضور داشته، نوشته است: «چون روس ظلم و تعديات جابرانه خود را از حد برد... آقاي آخوند در نيمة آخر ذيحجة هزار و سيصد و بيست و نه ، عازم ايران و دفاع از روس (دفاع در مقابل روسيه) گرديد.

طلاب در مسجد عمران، ناطقين به منبر مي‏كردند و مردم را تحريض و ترغيب بر دفاع از روس و حفظ بيضة اسلامي مي‏نمودند... آخوند تمام علما را با هم متحد ساخت در حركت نمودن ... رؤساي عشاير با آخوند بيعت مي‏كردند و قول مي‏دادند كه هر كدام با چند هزار تفنگچي كه داشتند، حركت نمايند. در ظرف دو روز عدد تفنگچي‏هاي عشاير كه ملتزم حركت شدند به دويست هزار رسيد و از حدود كرمانشاه، از داودخان و شيرخان و ساير خوانين تلگراف رسيد كه ما همه در ركاب ظفر انتساب حاضريم و تمام علماي نجف و طلاب نيز عازم به حركت بودند...»

به راستي اگر آخوند با صدها هزار سرباز وارد ميدان مبارزه با روسيه مي‏شد، چه اتفاقي رخ مي‏داد؟

دويست هزار سرباز فقط از اعراق در ركاب آخوند خراساني بودند و اگر پاي آخوند به ايران مي‏رسيد، صدها هزار سرباز ديگر به سپاه او مي‏پيوستند.

بي‏گمان نه تنها روس از خاك ايران اخراج مي‏شد، بلكه به احتمال زياد، اراضي قفقازي ايران نيزكه با انعقاد  عهدنامه‏هاي ننگين گلستان و تركمانچاي به اشغال روسيه درآمده بود، آزاد مي‏شد. مي‏توان گفت كه حركت جهادي آخوند خراساني، تداوم حركتي بود كه علما و روحانيت شيعه پس از عهدنامه گلستان آغاز كردند و از عباس ميرزا در جنگ با روسيه و آزادسازي اراضي اشغالي ‏حمايت كردند و با فتواي جهاد علما و حضور آنان در صف جهادگران، اراضي اشغالي آزاد گرديد. اما به علت بي‏كفايتي حكومت قاجار و در نتيجة بازيهاي سياسي انگليس و روس، عهدنامه ننگين ديگري به نام تركمانچاي رقم خورد...

اسناد وزارت خارجة انگلستان حاكي از آن است كه در دورة انقلاب مشروطيت، دولتهاي روس و انگليس با يكديگر توافق كردند كه به منظور آرام ساختن مردم، علما را از صحنة فعاليت‏هاي سياسي دور كنند، از اين رو دو دولت ياد شده طي يك يادداشت مشترك از آخوند خراساني و ساير علماي عراق خواستند كه فعاليت سياسي خويش را متوقف كنند. آخوند اين درخواست را نپذيرفت و پس از آن در مطبوعات انگلستان مطالبي شديداً خصمانه عليه آخوند انتشار يافت. روسها نيز از عزم ايشان در اعلام جهاد و سفر ايشان با صدها هزار سرباز شيعة‌ فدايي به ايران، به شدت مضطرب و نگران بودند.

آنها مي‏دانستند كه آخوند نه تنها توانايي اخراج روسها از ايران را دارد، بلكه قادر است سرزمين‏هاي قفقازي ايران را نيز آزاد سازد و ....

مرحوم آقا نجفي قوچاني مي‏نويسد: « پنجاه هزار قشون و رجال عثماني و سفراي دول تماماً حاضر بودند براي تماشا (تماشاي شكوه و عظمت حركت آخوند و صدها هزار سرباز داوطلب شيعه). قوت و شوكت اسلام (را) آن وقت فهميدم، و سفير روس ترسان  و لرزان بود.»

آقا نجفي كه خود شاهد ماجرا بوده ، مي‏نويسد: «آقاي آخوند مقرر داشتند كه فردا مي‏رويم به مسجد سهله. توسلي به جا مي‏آوريم ، پس از آن حركت مي‏نماييم... آقاي آخوند در آن شب به واسطة كثرت زوار عربي نتوانست در رواق برود  و نماز بخواند، در همان بيروني منزل مشغول به نماز گرديد و ماها هم اقتدا نموديم. بعد از نماز متفرق شديم، من آمدم به منزل...

صبح قبل از آفتاب رو به دروازه كوفه‏ رفتيم (براي رفتن به كربلا)، سيدعربي از رفقا پرسيد: كجا؟ ، گفتم ... كربلا؛ گفت: من شنيده‏ام آقاي آخوند ناخوش است، نمي‏تواند حركت كند.

گفتم: دروغ است، ديشب صحيح و سالم بود. گفت: بلكه مي‏گويند مرده.

گفتم: خدا دهنشان را بشكند. اين چه فايده دارد كه نيم ساعت ديگر كذب اين حرف آشكار شود.

او از من گذشت و من رو به دروازه رفتم. نهايت از كوچه‏اي رفتم كه منزل آخوند سر راه بود. به در منزل كه رسيدم. شنيدم صداي گريه از منزل بلند است...

راستي راستي آخوند مرده ... احرار يتيم شدند. خاك بر سر شدند... آخوند كجا رفت...

عصر برگشتم به خانه . با چشم گريان ... اهل بيت گفتند؛ با اشك ريزان مگر تو نمي‏روي؟ گفتم، آخوند تنها رفت، هيچكس را نبرد، قابل نبوديم، آدم نبوديم. الان برو، تمام نجف ببين هيچ نقطه‏اي بي‏گريه و زاري مي‏بيني ؟ بي‏سوز و گداز مي‏بيني؟ مرد گريه مي‏كند، زن گريه مي‏كند، ... زمين گريه مي‏كند، آسمان گريه مي‏كند...

در ربيع دوم 1330 خبر آمد كه روس ... بقعة مطهرة حضرت رضا(ع) را به توپ بستند و با اسب وسگهاي خود وارد صحن و رواق شدند...»

محققان نوشته‏اند كه آخوند خراساني را جاسوسان انگليسي و روسي مسموم كردند و بدين گونه رهبري بزرگ از رهبران شيعه، در مقابله با دولتهاي استعماري روس و انگليس و در تلاش براي حفظ مملكت شيعه به شهادت رسيد...

آخوند خراساني، و بعد از وي صدها و هزاران عالم شيعه در عراق، ايران شمالي (سرزمين‏هاي قفقازي ايران)، ايران و ... به شهادت رسيدند. بدون رهبري و مجاهدت علماي شيعه ، آزادي عراق از چنگ انگليس، شكل‏گيري نهضت مشروطيت، ملي شدن صنعت نفت در ايران، پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت  اسلامي در ايران ممكن نبود. در طول تاريخ شيعه و ايران، علما همواره رهبري جريانها و حركت‏هاي ضد اشغالگري و آزاديبخش را برعهده داشته‏اند. از اين روست كه روسها، پس از اشغال سرزمين‏هاي قفقازي ايران، بي‏درنگ به كشتار و تبعيد علما دست زدند و در نخستين ايام تجاوز به اراضي ايران و اشغال شهر گنجه، علما و سادات را در مسجدي جمع كرده و همه آنها را كشتند ... بعد از سرنگوني نظام تزاري و برپايي نظام كمونيستي نيز نخستين اقدام كمونيست‏ها، قتل عام و بازداشت و تبعيد علماي ايران شمالي بود كه در جريان آن صدها تن از علماي شيعه به شهادت رسيدند. نظام كمونيستي روسيه، حوزه‏هاي علميه را برچيد و مساجد را تعطيل، و آموزش قرآن و معارف اسلامي را ممنوع كرد. كمونيست‏ها مي‏دانستند كه با وجود علما و حوزه‏هاي علميه، تداوم اشغال اراضي قفقازي ايران كه عمدتاً شيعه‏نشين مي‏باشد، به آساني ميسر نخواهد بود.

پس از فروپاشي شوروي، كه آشفتگي سياسي بر ايران شمالي حاكم بود و كشمكش بين قدرت طلبان و حاكميت جويان به شدت ادامه داشت، مساجد بازگشايي و حوزه‏هاي علميه در سراسر ايران شمالي از نخجوان تا باكو و گنجه داير شد. اما در پي استيلاي خاندان علي‏اف و به دستور حيدرعلي‏اف حوزه‏هاي علميه دوباره تعطيل گرديد. آموزش قرآن در مساجد ممنوع شد. جواناني كه براي آموزش علوم اسلامي به حوزه‏ علميه قم رهسپار مي‏شدند. تحت تعقيب و فشار قرار گرفتند. فعالان حركت اسلامي زنداني شده و برخي از آنها به شهادت رسيدند... و اكنون، الهام‏علي‏اف (رييس گروه حاكم بر ايران شمالي) پخش اذان از مساجد را نيز ممنوع كرده است!...

آري، هنگامي كه ظالمان بر مردم مسلط مي‏شوند، اينگونه رفتار مي‏كنند. چه كسي مي‏تواند باور كند كه در ايران شمالي كه پاره‏اي از مملكت شيعة ايران است، پخش اذان از مساجد ممنوع شده است؟ و در مدارس دولتي، آموزش شطرنج و تخته نرد آزاد است. اما آموزش قرآن كريم ممنوع!...

با اين حال ، به نظر مي‏رسد، اينگونه اقدامات نمي‏تواند روند آزادي ايران شمالي و الحاق دوبارة‌ آن به مملكت شيعه را دچار سكون سازد. چرا كه حركت آزاديبخش ايران شمالي كه يك حركت تاريخي و مردمي است، از حمايت علماي بيدار و پيشتاز شيعه برخوردار است. در آغاز دور دوم جنگهاي ايران ـ روس كه به فرماندهي عباس ميرزا براي آزادي سرزمين‏هاي تحت اشغال روس، آغاز شد، عموم علما از آيت الله كاشف الغطاء تا آيت الله مجاهد فتواي جهاد دادند... پس از فروپاشي شوروي نيز علماي بيدار شيعه در ايران همواره توجه خاصي نسبت به شيعيان ايران شمالي و عموم شيعيان قفقاز داشته‏ و همواره نسبت به رژيم باكو معترض بوده‏اند. چنانكه وقتي در دورة حاكميت حيدرعلي اف و تدوين قانون اساسي ضداسلامي براي ايران شمالي، از معرفي «اسلام» به عنوان «دين رسمي» در اين قانون فرمايشي خودداري كردند، علما و حوزه‏هاي علميه تبريز و اردبيل و ... به اعتراض برخاستند... يا در موارد ديگري مانند دستگيري و شكنجه فعالان حزب اسلامي در باكو، تخريب مسجد «كؤهنه گونشلي» ، تعطيلي مسجد جمعة باكو و تعطيلي حوزه‏هاي علميه در ايران شمالي، علماي شيعه در ايران واكنش نشان دادند. سال گذشته نيز هنگامي كه نشرية غربگراي «صنعت» در باكو، مقاله‏اي اهانت‏آميز نسبت به پيامبر اسلام را منتشر كرد. حركت گسترده‏اي در ايران بخصوص در مناطق آذربايجان وتهران عليه رژيم باكو شكل گرفت كه رهبري اين حركت نيز با روحانيت بود.

حركت امروز روحانيت بيدار شيعه بخصوص علماي آذربايجان در حمايت از شيعيان مظلوم قفقاز و ايران شمالي، رهبري معنوي حركت آزاديبخش ايران شمالي و مقابله با سياست‏ها و اقدامات ضد اسلامي رژيم باكو، حركتي در امتداد حركت بزرگاني چون ميرزاي شيرازي، آخوند خراساني و امام خميني است و ريشه در تاريخ حركت‏هاي آزاديبخش روحانيت شيعه دارد و ترديدي نيست كه رهبري مستمر علماي شيعه مي‏تواند به آزادي  ايران شمالي و پيوستن دوبارة‌ آن به مملكت شيعه و قلمرو حاكميت دولت شيعي منجر شود. هنگامي كه شاه اسماعيل صفوي دولت فراگير شيعي و دولت وحدت ملي را در ايران تشكيل داد، نخستين اقدام وي آزادسازي شيروانات و ايران شمالي بود... 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 17:49  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

مطبوعات باكو چه ميگويند؟

 

 

بازتاب روابط دولت  حاكم بر

 

 ايران شمالي با رژيم اشغالگر قدس

 

 در مطبوعات باكو  

 

 

 

وزير رژيم صهيونيستي:

 

دولت باكو، شريكي بي‏مانند براي اسراييل است( شبكه تلويزيوني ATV ـ 14/1/86)

 

شبكه تلويزيوني ATV (شبكة غيررسمي دولت باكو) در تاريخ 14/1/1386 متن مصاحبه «آويگدور ليبرمان» وزير دولت صهيونيستي در مسايل استراتژيك را با مقدمه زير پخش كرد:

اخيرا تحولات سريع در مناسبات بين اسراييل و دولت باكو مشاهده مي‌شود. دولت باكو به شريكي بي‌مانند براي اسراييل  تبديل شده است. حجم معاملات تجاري بين دو كشور در دو سال اخير پنج برابر افزايش يافته است. اسراييل همچنان يكي از مهمترين خريداران نفت از دولت باكو مي‌باشد. جالب است ببينيم كه در كدام زمينه‌هاي ديگر امكان گسترش دامنه روابط بين اسراييل و جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) وجود دارد؟ منافع استراتژيك اين دو كشور در ارتباط با كدام مسايل ديگر با يك ديگر همخواني دارد؟

گفتگوي ما با «آويگدور ليبرمان» وزير دولت اسراييل در مسايل استراتژيك نيز به مسايل ذكر شده اختصاص يافته است:

س ـ سطح كنوني مناسبات بين اسراييل ودولت باكو به نظر شما قانع‌كننده است؟

ج ـ نه! به نظر من، به هيچ وجه قانع‌كننده نمي‌باشد. با توجه به امكانات بالقوه موجود، اين مناسبات مي‌تواند در سطح بالاتري قرار داشته باشد. بيش از 100 هزار يهودي مهاجرت كرده از ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) در اسراييل زندگي مي‌كنند. آنها موقعيت مهمي در جامعه اسراييل دارند!! ولي تاكنون سفارت دولت باكو در اسراييل داير نشده است. زمان آن فرا رسيده است كه مناسبات بين دو كشور به سطح بالاتري ارتقا يابد.

س ـ تا كنون موفقيتهاي زيادي در زمينه‌هاي اقتصادي و  ديپلماتيك بين دو كشور به دست آمده است. به نظر شما، دو كشور در كدام زمينه‌هاي استراتژيك ديگر نيز مي‌توانند همكاري نمايند؟

ج ـ در وهله اول سطح روابط اقتصادي ما قانع كننده نيست . اين امكان وجود دارد كه سهم شركت‌هاي اسراييلي مشغول فعاليت در زمينه فناوري‌هاي پيشرفته در باكو و مناطق ديگر افزايش يابد. رويدادهايي كه در قفقاز و آسياي ميانه جريان دارد، همكاري نزديك بين دو دولت (دولت باكو و رژيم صهيونيستي) و اتخاذ تصميمات مشترك توسط آنها را ضروري مي‌نمايد.

 

 

 

 

اسراييل از الهام علي اف حمايت مي‌كند

 

 (نويسنده: النور، روزنامه «525»،  21/1/86)

 

«آرتور لنك» سفير اسراييل در باكو در مصاحبه با خبرگزاري «نووستي ـ آذربايجان» گفت، اسراييل طرفدار حل مناقشه قره‌باغ در چارچوب گروه مينسك مي‌باشد.

وي با يادآوري اينكه الهام علي اف نيز از حل مسالمت‌آميز مسئله قره‌باغ حمايت مي‌كند، افزود كه اين مهم نه تنها پاسخگوي منافع دولت باكو است، بلكه در راستاي منافع ساير كشورها و ملت ها نيز مي‌باشد. 

سفير اسراييل به وجود روابط نزديك بين دو كشور اشاره كرد، ولي با اين حال افزود كه گشايش سفارت دولت باكو در اسراييل بستگي به تصميم اين دولت خواهد داشت. وي ابراز اميدواري نمود كه روابط موجود بين اسراييل و دولت باكو منتج به گشايش سفارت اين كشور در تل‌آويو گردد.