حرکت آزادیبخش ایران شمالی
__________________________________
حرکت آزادیبخش مردم ایران شمالی
و " آذربایجانچی " – های سازمان سیا در غرب
در سالهای اخیر و بویژه بعد از فروپاشی نظام های حکومتی در شوروی و یوگوسلاوی، گروههای مختلف در ایران شمالی بخصوص در شهرهایی مانند گنجه ، لنکران و ... نیز بسوی عدالت خواهی و برابر طلبی پیش رفته است. اهالی ایران شمالی که پس از انعقاد عهدنامه های شوم گلستان و ترکمانچای و به زور و اشغالگری روسیه از ایران جدا شده اند ، اندک اندک به سوی بازیابی هویت اسلامی – ایرانی خود پیش میروند . پس از انعقاد عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمن چای ، گروه های مختلف از اهالی ایران شمالی با شورشهای محدود و عصیانگری در برابر استیلای روسها بپا خاستند و همواره به شدت از سوی روسها سرکوب شدند . پس از استیلای حکومت تزار بر ایران شمالی ، هزاران تن از ساکنان منطقه به جرم داشتن هویت ایرانی و مسلمان بودن قتل عام شدند و این جنایات بعد از انقلاب قرون وسطایی کمونیستی ادامه یافت . اما این بار کمونیستهای بومی ( افراد جنایتکاری مانند میر جعفر باقر اف و ...هزاران عضو آذری ک. گ .ب و عمله های فرهنگی – هنری کمونیسم مانند صمد وورقون ، بختیار و هابزاده و ... ) نیز در خدمت مسکو بودند . در سالهایی که به سالهای 37 ( 37 نجی ایللر = 1937 ) معروف است ، هزاران تن از علما و روشنفکران و نویسندگان به اتهام داشتن تفکر ایرانی – اسلامی در ایران شمالی قتل عام شدند .حسین جاوید و میکاییل مشفق کشته شدند و شاعران مزدوری مانند صمد وورقون و بختیار وهابزاده به مدح گویی حکومت استالین پرداختند ...باری حرکت بیداری اسلامی علی رغم این فشارها و کشتارها ادامه یافت و پس از فروپاشی شوروی نیز شاهد تحرکات گسترده ای از سوی فعالان اسلامی در نقاط مختلف ایران شمالی بوده ایم . اگر چه رژیم باکو با اقدامات ننگینی مانند تعطیلی حوزه های علمیه و مساجد ، و ممنوعیت تدریس قرآن و علوم اسلامی در مدارس ، و دستگیری و کشتار فعالان آزادیخواه اسلامی تلاش میکند جریان اسلامگرا را سرکوب کند اما این جریان دیگر سرکوب شدنی نیست .چنانکه طی سالهای سالهای اخیر قیامهایی با رهبری اسلامگرایان رخ داده که قیام خونین نارداران و تحصن یازده ماهه اهالی غیور نارداران یکی از این قیامهاست. اکنون گروهها و اقوام مختلف ایران شمالی دوباره بپا خاسته و جایگاه خود را برای بوجود آوردن حکومتی مستقل و دموکراتیک باز می یابند. لزگیها درمناطق تاریخی خودشان (در نواحی زاکاتالا و هم مرز با داغستان ) و تالشها که حدود 2 میلیون نفر هستند در مناطقی مانند لنکران ، لئریک ، سالیان و... و حتی کردها و ارامنه ساکن در ایران شمالی تاکنون علایق خود به ایجادکشوری دموکراتیک و با تعیین حق تعیین سرنوشت برای همه ملل را پنهان ننموده اند. جریانات و محافل روشنفکری مناطق مختلف که در حاشیه و یا بطن این حرکت ها موضع گرفته اند، با صراحت و شفافی لازم، نظرات خود را اعلام نموده و تصریح مینمایند که، برنامه آنان، رفع نابرابری و تبعیضات ملی،فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در ایران شمالی و برقراری حکومتی بر مبنای مردم سالاری دینی می باشد. اما متاسفانه بموازات رشد گرایشات برابری طلبانه در بین این جریانات، تلاش ها و حرکت ها در بین شخصیت ها و محافل پان ترکیست و غربگرا و عوامل صهیونیسم نیز افزایش یافته است و حتی در این روند ، از ایرانیهایی که وابسته به احزاب و سازمانهای شوروی گرا بودند و و پس از انقلاب به خارج گریخته اند ، به صورت مزدور استفاده میکنند . بنظر می آید که یکی از دلایل ِ عدم حمایت آنان از این اقدامات، ترس آنان از امکان ِ پیوستن این مناطق به وطن اصلی شان یعنی ایران باشد! آری اکنون در برخی کشورهای اروپایی ، برخی اعضای رها شده سازمانها و احزاب شوروی گرای سابق ، که مدعی مبارزه با امپریالیسم امریکا بودند ، تحت پوشش برنامه های سازمان سیا و نهادهای امنیتی اروپایی قرار گرفته و ناگهان یکباره " آذربایجانچی ! " شده اند . دولت باکو نیز سربازان آذری راب ه عنوان مزدور به عراق اعزام کرده که تاکنون عده ای از این سربازان نیز کشته شده اند و " آذربایجانچی های " سازمان سیا و مزدوران کشورهای استعماری اروپایی سکوت کرده اند . برخی اعضای سازمانها و احزاب شوروی گرای ایرانی که بعد از انقلاب به شوروی گریخته بودند اینک در اروپا و امریکا به عملگی بر ضد میهن خود تحت پوشش " آذربایجانچی ! " مشغول شده اند ، همان کاری که سازمان تروریستی منافقین انجام داد و به مزدور صدام تبدیل شد و اینک به مزدور امریکا تبدیل شده تا موجودیت خود را حفظ کند . اری ، روزگاری " سازمان مجاهدین خلق " نیز داعیه دار مبارزه با امپریالیسم آمریکا بود . پایان وابستگی به بیگانگان چیزی جز سرگردانی و فاحشگی سیاسی و مزدوری برای دستگاههای اطلاعاتی بیگانگان نیست . چنانکه سرنوشت فرقه دمکرات پیشه وری نیز چنین بود...این مزدوران اینک به ابزار امریکا و صهیونیسم و رژیم باکو برای ایجاد اغتشاش و اشوب در آذربایجان ایران تبدیل شده اند ، غافل از اینکه مردم غیرتمند آذربایجان همانگونه که در 20 آذر 1325 مزدوران بیگانگان را تکه پاره کردند هرگز به عوامل اجانب رحم نمیکنند . و علاوه بر این مهم اینکه مردم ایران شمالی به سوی پیوستن به وطن اصلی خودشان حرکت میکنند و جریانهای اسلامگرا در بین اقوام مختلف ایران شمالی به دنبال برپایی یک حکومت ملی و هویتی مستقل از وابستگی به امریکا ، ترکیه و صهیونیسم هستند و در این مسیر نیز از حمایتهای گسترده مردمی برخوردار میباشند. اپوزیسیون نامنسجم پان ترکیست و شونیستی فعلی در ایران شمالی که مبنای ایدئولوژیک آن هذیانات پان ترکیسم گرگی و ضدیت با ازادی و مذهب است هر روز که می گذرد پریشانتر می شود و بسوی بی عملی و پاسیویسم رانده می شود. برخی از جریانات داخل اپوزیسیون پان ترکیسم و پان آذریسم و ایلچی بیگ ایسم و... نیز که در گذشته به جریانات منتسب وابسته بوده اند، مدتهاست که به دلیل بازی خوردن از غرب و نرسیدن به قدرت در ایران شمالی و ماندن در حاشیه و مشغول شدن به اقداماتی مانند انتشار روزنامه و ... از اندیشه های ضد اسلامی پان ترکیستی که پایه اعتقادات آنان را در گذشته تشکیل می داد، فاصله گرفته اند .
اکنون بی مسئولیتی و ترس از پذیرش الگوئی رادیکال و دموکراتیک برای پاسخگویی به نیازهای جامعه آزادیخواه اقوام مختلف در ایران شمالی ، برخی از جریانات و چهره های اپوزوسیون پان ترکیستی در ایران شمالی را هراسان نموده و به گوشه ای پرت نموده است. رژیم شونیست باکو ، که از فقر شخصیتهای تاریخی رنج میبرد ، خود را وارث حیدر علی اف ( ژنرال بازنشسته ک . گ . ب ) و امثال اینها می داند، همواره از گسترش موج بیداری ملی اسلامی اظهار نگرانی میکند. بعضی از این نژادپرستان پان ترکیست از ترس بیداری اسلامی ، حتی جلو تر رفته و احمقانه مواضعی درباره آذربایجان ایران اتخاذ میکنند و با تشویق و لبخند صهیونیستها و اربابان آمریکایی خود روبرو میشوند . اما سخن اینجاست که رغبت مردم ایران شمالی برای پیوستن به ایران روز به روز بیشتر میشود . و این طبیعی است . چرا که ایران شمالی همواره بخشی از خاک پاک ایران بوده و به زور و جنگ از ایران جدا و اشغال کرده اند . و مبارزه با اشغالگری در منطق تمام آزادیخواهان جهان پذیرفته شده است و مبنای حقوقی نیز دارد.
