تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

 

 

 

شیطنتهای رسانه های صهیونیستی باکو

 

 

به دنبال مطرح شدن پیشنهاد رییس جمهور روسیه به آمریکا  درباره استفاده ی مشترک از پایگاه " قبله " واقع در ایارن شمالی در طرح  موسوم به " سپر ضد موشکی "  ، شبکه ی تلویزیونی آینس A. N.S  که ارتباط تنگاتنگی با رژیم صهیونیستی دارد و هزینه های آن نیز توسط اسراییل تامین میشود ، خبری را به نقل از مسوول واحد مطبوعاتی سفارت ایران در باکو  منتشر کرد که در ان از قول مسوول واحد مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی نقل شده بود که : پیشنهاد پوتین مساله داخلی دولت باکو است و جمهوری اسلامی ایران در این باره نگرانی ندارد "

از سوی دیگر موضع وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی و مجلس شورای اسلامی درباره پیشنهاد پوتین ، موضع دیگری بود که " ایران شمالی " موضوع را منعکس کرد. و یاد آور شد که با توجه به وابستگی شبکه ی آینس به رژیم صهیونیستی امکان جعل خبر توسط این شبکه زیاد است .

به دنبال انتشار خبر جعلی آینس ، سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو  ، اطلاعیه ای منتشر کرد 

 

 

 

تکذیب شایعات منتسب به سفارت ایران در باکو
______________________________
باکو- خبرنگار حرکت ازادیبخش ایران شمالی

سفارت جمهوری اسلامی ایران درباکو با انتشار اطلاعیه ای، خبرسازی های اخیر رسانه های باکو مبنی بر اظهار نظر تهران درباره استفاده مشترک روسیه و آمریکا از پایگاه استراق سمع قبله را تکذیب کرد .
در اطلاعیه ضمن تکذیب اظهارات منتسب به سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو در برخی رسانه های ایران شمالی درمورد پیشنهاد اخیر ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه برای استفاده مشترک روسیه و آمریکا ازایستگاه راداری غبله ، آمده است : در پاسخ به پرسش برخی از رسانه های باکو گفته شده بود ، در صورت لزوم مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران دراین باره اعلام نظر و سفارت نیز در این باره اطلاع رسانی خواهد کرد . در ادامه این اطلاعیه ، با استناد به اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در نشست هفتگی با خبرنگاران ، آمده است :
سید محمدعلی حسینی درپاسخ به پرسشی درباره پیشنهاد آقای پوتین اظهار داشت : اخیرا" اظهارات ضد و تقیض زیادی از سوی مقامات روسی مطرح شده است که ، تهران این اظهارات را با حساسیت و دقت مطالعه و بررسی می کند .
حسینی افزود : روس ها آن چه را که آمریکایی ها به عنوان مایه نگرانی مطرح می کنند ، رد می نمایند . روس ها می گویند : ادعای آمریکایی ها پایه و اساس ندارد و اساسا" تصنعی و ساختگی است . وی تاکید کرد که ، هدف آمریکایی ها از ایجاد سپر دفاع موشکی در اروپا ، گسترش دامنه سلطه و نفوذ امنیتی در منطقه و اروپا است . البته برخی از صاحب نظران نیز معتقدند که ، این سیستم آمریکایی اساسا" برای مقابله با موشک های چینی و روسی طراحی شده است . .......( ادامه اظهارات آقا ي حسيني)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 12:25  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت اسلامی در ایران شمالی

در سالهای اخیر و بویژه بعد از فروپاشی نظام های حکومتی در شوروی و یوگوسلاوی، گروههای مختلف  ایرانی در قفقاز بخصوص در ایران شمالی نیز بسوی عدالت خواهی و برابر طلبی پیش رفته است. اهالی ایران شمالی  که طی قریب دو قرن پس از اشغال اراضی قفقازی ایران توسط روسیه تحت ستمهای وحشتناک بسر برده اند  دوباره به پا خاسته و مجددا اظهار وجود می نماید. تالشهای  نواحی جنوبی ایران شمالی که به شدیدترین شکل سرکوب شده بودند،و باز هم سرکوب میشوند ، اکنون دوباره بپا خاسته و جایگاه خود را برای بوجود آوردن حکومتی مستقل و  دموکراتیک باز می یابند. لزگها در شمال ( ایران شمالی )ا و کردها  و ارامنه  مقیم در ایران شمالی نیز تاکنون علایق خود به ایجادکشوری  دموکراتیک و با تعیین حق تعیین سرنوشت برای همه اقوام  را پنهان ننموده اند. جریانات و محافل روشنفکری مناطق ملی که در حاشیه و یا بطن این حرکت ها موضع گرفته اند، با صراحت و شفافی لازم، نظرات خود را اعلام نموده و تصریح مینمایند که، برنامه آنان، رفع نابرابری و تبعیضات قومی و مذهبی در ایران شمالی و برقراری حکومتی بر مبنای اسلام می باشد. اما متاسفانه بموازات رشد گرایشات برابری طلبانه در بین این جریانات، تلاش ها و حرکت ها در بین شخصیت ها و محافلروسگرا ، غربگرا و حکومتی باکو  ( اعم از اپوزیسیون تا لایه های حکومتی) هرگز در جهت تایید و یاهماهنگی این فعالیت ها نبوده است. بنظر می آید که یکی از دلایل ِ عدم حمایت آنان از این اقدامات، ترس آنان از امکان ِ پیوستن ایران شمالی به وطن اصلی یعنی ایران  باشد!

کابوس ِ الحاق ایران شمالی به مام میهن  که بدون شک از جانب جریانات و محافل دمکراتیک  ، اصلاح طلب  و نیز حرکت اسلامی تبلیغ می گردد، به عنوان تاکتیکی ، تاکنون تاثیرات مثبت  خود را در حرکت های آزادی خواهانه ایران شمالی نشان داده است و در عمل نیز موجب نزدیک شدن جریانات منتسب به اقوام مختلف ایران شمالی ، با دیگر نیروهای ضد استبدادی و دموکراتیک در ایران شمالی  گردیده است. بر اساس تبلیغات این جریانات، که اساسا الگوی تاریخی برای حکومت در ایران شمالی ، همان الگوی شاه اسماعیل صفوی است . به عبارت دیگر این جریانها به دنبال برپایی یک حکومت شیعی  و ایرانی هستند و در این مسیر نیز از حمایتهای گسترده مردمی برخوردار میباشند. اپوزیسیون نامنسجم غربگرا ی فعلی در ایران شمالی که مبنای ایدئولوژیک آن هذیانات پان ترکیسم و دمکراسی امریکایی است  هر روز که می گذرد پریشانتر می شود و بسوی بی عملی و پاسیویسم رانده می شود. برخی از جریانات داخل اپوزیسیون غربگرا و پان ترکیست نیز که در گذشته به جریانات منتسب به “چپوابسته بوده اند، مدتهاست که از اندیشه های کمونیستی  و سوسیالیستی که پایه اعتقادات آنان را در گذشته تشکیل می داد، فاصله گرفته اند و در مقالات و سخنرانی های خود، اصطلاحات و فرهنگ زنگ زده و پان ترکیستی را تبلیغ می نمایند

اکنون  بی مسئولیتی و ترس از پذیرش الگوئی رادیکال و دموکراتیک برای پاسخگویی به نیازهای جامعه دینگرای ایران شمالی ، برخی از جریانات و چهره های اپوزوسیون غربزده و پان ترکیستی ایران شمالی را هراسان نموده و به گوشه ای پرت نموده است. یکی از این چهره های سیاسی، آقای عیسی قنبراف  می باشد، ایشان که خود را اصلاح طلب و وارث محمد امین رسولزاده ( عامل معروف حکومت ترکیه ) می داند ( پدر عیسی قنبراف به نام یونس از اعضای ک . گ . ب بود ) و خویشاوندی خود با جریانهای بیگانه و کشورهای خارجی بخصوص ترکیه و امریکا  را هرگز نمی پوشاند، همواره از گسترش موج بیداری اسلامی در ایران شمالی اظهار نگرانی میکند. اعتبار ممداف که خود را مدیر حزب موسوم به " استقلال ملی " میداند دیگر چهره  چند رنگ  ومعامله گر ضد اسلامی است . وی که در دوره حیدر علی اف میخواست کاندیدای ریاست جمهوری شود مورد تمسخر حیدر علی اف قرار گرفت . علی اف  گفت : اعتبار نمیتواند یک مدرسه را اداره کند ، با اینحال میخواهد رییس جمهور شود"

اعتبار ممداف که از همه جا رانده شده و دیگر نه جایی در بین اوپوزوسیون و نه جایی در بین حاکمیت خاندان غلی اف دارد ، به همکاری با اسراییل روی آورده است . از سال گذشته  ، می با اسراییلی ها توافق کرده که در قبال دریافت مبلغی معین ، اقدامات تبلیغی و سیاسی علیه اسلامگرایی در ایران شمالی بخصوص در باکو انجام دهد.

بگذریم، آیا وقت آن نرسیده است که اپوزوسیونی که خواهان تحولات در آینده ایرانشمالی  است، از تاریخ و گذشته ها درس بگیرد؟ آیا نفی عدالت در عرصه های اجتماعی و فرهنگی و مذهبی، چنانکه حکومت کمونیستی به اثبات رسانیده است، به معنای نهادی کردن سیستم حکومتی دیکتاتوری در ایران شمالی  نیست؟ در آن صورت آیا غیر از دزدان سرمایه وغارتگران بی هنر، کس دیگری بر مردم ایران شمالی  حکومت خواهد نمود؟

اما نکته مهم این است که مردم ایران شمالی روزبه روز گرایش و شناخت بیشتری از اسلام پیدا میکنند . چریان ممنوعیت اذان یک دلیل روشن در این باره است . دولت کوشید تا پخش اذان از مساجد را ممنوع کند اما اعتراض گسترده مردمی دولت را به عقب نشینی واداشت و الهام علی اف اظهار داشت که وی دستور ممنوعیت پخش اذان را صادر نکرده است !!

جریان بیداری اسلامی در ایران شمالی گسترش می یابد و این را حتی امریکاییها نیز درک کرده اند  . امریکاییها با درک این نکته که حاکمیت در آینده در اختیار اسلامگرایان ایران شمالی خواهد بود از هم اکنون تلاش میکنند تا با جریان اسلامگرا و چهرهای شاخص ان تعامل داشته باشند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 16:26  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 برگزاري تظاهرات در نارداران

باکو – خبرنگار ایران شمالی

به دنبال اقدامات تروریستی وهابیون در سامرا و انفجار مناره های حرم مطهر عسکریین ، صدها تن از اهالی شهرک مذهبی نارداران ، به خیابانها ریخته و تظاهرات کردند .

ساكنان نارداران در اعتراض به انفجار حرم عسگری واقع در شهر سامراي عراق در هفدهم ماه ژوئن سال 2007 ميلادي تظاهراتي برگزار كردند. تظاهركنندگان اعلام كردند كه همه اماكن مقدس از مصونيت برخوردارند و تخريب اين اماكن غير قابل قبول است. تظاهركنندگان بيان داشتند كه آماده كمك به كشورهاي مسلماني كه مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، هستند.

در این تظاهرات که چهره های سابقه دار  حرکت اسلامی ایران شمالی ، و شخصیتهایی مانند علی اکرام علی اف ، فیاض ، نوری اف  و ... پیشاپیش انبوه تظاهرات کنندگان حرکت میکردند ، مردم نارداران ، به شعار دادن علیه امریکا ، انگلیس و رژیم صهیونیستی پرداختند.

علی پولادف از جوانان انقلابی نارداران در گفتگو با خبرنگار حرکت آزادیبخش ایران شمالی گفت : وهابیت از آغاز در خدمت منافع غرب بوده و آل سعود با کمک و هدایت انگلستان بر حجاز تسلط یافتند و همواره به ایجاد تفرقه در جهان اسلام میپردازند.

رامیز حسن اف از ریش سفیدان منطقه نیز اظهار داشت : وهابیها در صد سال گذشته ، همواره به تامین منافع غرب و مبارزه با شیعیان مشغول بوده اند . و بارها به اماکن مقدس شیعیان و مزار های مطهر فرزندان رسول اکرم ص جسارت کرده اند .

در این تظاهرات ، که نخبگان و تشکلهای اجتماعی نیز شرکت داشتند ، اهالی اعتراض خود را به حضور نیروهای مسلح دولت باکو در عراق و افغانستان ابراز داشتند .

وصال محمد اف از فعالان حرکت آزادیبخش ایران شمالی در جمع اهالی گفت : امروز جمعی از نیروهای مسلح ما توسط دولت به عراق و افغانستان اعزام شده اند تا در کشتار مسلمانها و کسانی که به مبارزه با اشغالگری پرداخته اند مشارکت کنند . در حالی که ما از جهان میخواهیم ما را در مبارزه با اشغالگری و ازادی قره باغ کمک کند ، دولت الهام علی اف نیروهای مسلح ما را برای کشتار مسلمانها به عراق و افغانستان فرستاده است و ملتهای مسلمان دولت ما رابه عنوان دولت متجاوز میشناسند .

در این تظاهرات علی اکرام علی اف از پیشکسوتان حرکت اسلامی ایران شمالی و نخستین رهبر حزب اسلامی  سخنرانی پرشوری ایراد کرد و آمادگی اهالی نارداران را برای مبارزه با دشمنان مسلمانان اعلام کرد.

در پايان اين تظاهرات، پرچمهاي انگلیس ، امريكا و اسراييل در میان فریادهای خشمگین مردم سوگوار نارداران  به آتش كشيده شد.

 

مراسم سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) و مجالس سوگواری ایه الله العظمی فاضل لنکرانی  در ایران شمالی

 

مراسم سوگواري سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) و مجالس ترحيم آيت‌الله‌العظمي فاضل لنكراني در مساجد و تكاياي شهرهای مختلف ایران شمالی  برگزار شد.

در اين آيين‌ها كه در نقاط مختلف از جمله مساجد باكو برگزار شد، جمع كثيري از دوستداران اهل بيت(ع) به سوگواري و مرثيه‌خواني پرداختند.

به اين مناسبت، مراسمي در شهرك "نارداران" واقع در حومه باكو، با حضور جمعي از ساكنان مسلمانان اين منطقه و ايرانيان مقيم باكو برگزار شد.

حجت‌الاسلام سيد علي‌اكبر اجاق‌نژاد از روحانیون ایرانی  در اين مراسم درباره شخصيت والاي دخت گرامي پيامبر عظيم‌الشان اسلام حضرت فاطمه الزهرا(س) سخنراني كرد.

وي با استناد به احاديث، فضايل و سجاياي اخلاقي آن حضرت را نمونه خواند و گفت: جايگاه و عزت اهل بيت (ع) در نزد خداي بزرگ بسيار است و كساني كه به آنها توسل جسته و به توصيه‌هايشان عمل كنند، رستگار خواهند شد.

وي همچنين از مجاهدتهاي ديني و علمي و فضيلت‌هاي اخلاقي مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنكراني سخن گفت و درگذشت اين عالم رباني را كه از شاگردان برجسته اهل بيت (ع) و شيفتگان حضرت فاطمه(س) بود ضايعه‌اي بزرگ براي مسلمانان دانست.

براساس اين گزارش، به مناسبت سالروز شهادت دخت گرامي پيامبر اسلام (ص) همچنين مراسم عزاداري و نوحه‌خواني در حسينيه اهل بيت (ع) باكو، با حضور جمع زيادي از شهروندان آذري و ايرانيان مقيم برگزارشد.

دراين مراسم هم حجت‌الاسلام اجاق نژاد طي سخناني به تشريح جايگاه و ارزش والاي حضرت فاطمه‌الزهرا(س) و ساير اهل بيت (ع) در نزد خداي بزرگ و آفرينش پرداخت و از مرحوم آيت الله‌العظمي لنكراني به عنوان شخصيت وارسته ديني و عاشق اهل بيت (ع) ياد كرد.

از سوی گزارشها حاکی از تلاش نیروهای امنیتی و دوایر سیاسی دولت باکو در لنکران برای پیشگیری از برگزاری مرام سوکواری برای آیه الله العظمی لنکرانی در لنکران  است . مومنین و فعالان حرکت اسلامی در منطقه لنکران سیاه پوشیده اند و فیلمهای مربوط به تشییع پیکر مطهر آیه الله العظمی فاضل لنکرانی را در خانه ها ، مراکز عمومی مردمی به نمایش گذاشته اند .

گفتنی است پدر مرحوم ایه الله فاضل لنکرانی معروف به فاضل قفقازی از اهالی لنکران بود که بعد از تسلط کمونیستها بر ایران شمالی  به ایران مهاجرت کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 12:30  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

سالروز شهادت ام الائمه ، صدیقه کبری ، فاطمه زهرا (س)

 

و ارتحال مرجع تقلید جهان تشیع و مرجع مومنین قفقاز و

 

 ایران شمالی ،

 

حضرت آیه الله العظمی فاضل لنکرانی (ره ) را تسلیت

 

 میگوییم .

 

 

 

1-ci məsum İmamımız Həzrət Əli (ə)-ın həyat yoldaşı və imamlar anası Həzrət Fatimeyi Zəhra (s.ə)-nın şəhadət gününün ildönümü və Fatimiyyə əyyamının başlanması münasibəti ilə baş sağlığı veririk

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 18:21  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

دولت باكو در گرداب قره‏باغ

 

رسول اردبیلی

 

بار ديگر ملاقات الهام علي‏اف و رابرت كوچاريان در روسيه، دربارة مناقشة قره‏باغ بدون رسيدن به نتيجه‏اي در روسيه، دربارة مناقشة قره‏باغ بدون رسيدن به نتيجه‏اي خاص پايان يافت. ملاقات‏هاي مكرر حيدر و الهام علي‏اف با رابرت كوچاريان (قريب سي ديدار) نتيجه‏اي در برنداشته است. به نظر مي‏رسد، هر دو طرف مذاكره (كوچاريان و علي‏اف) در موقعيت پيچيده‏اي قرار دارند كه اين موقعيت پيچيده ناشي از عوامل مختلف مانند تمايل آمريكا، روسيه و اسراييل براي تداوم بحران قره‏باغ، تبليغات ايروان در افكار عمومي ارمنستان براي الحاق قره‏باغ به ارمنستان، احساس تحقير مردم ايران شمالي به خاطر از دست رفتن قره‏باغ، وجود گروه‏هاي افراطي و نژادپرست مانند مساوات، جبهة خلق و داشناكسيون در ايروان و باكو و نيز تداوم وضعيت كنوني مناقشه به نفع ارمنستان و كشورهاي گروه مينسك مي‏باشد.

مهم‏ترين علت تبديل شدن مسأله قره‏باغ به يك موضوع طولاني، در ضعف‏هاي عميق دولت باكو نهفته است. چرا كه نه دولت ارمنستان قوي‏تر از دولت اسراييل است و نه شيعيان و مردم ايران شمالي از شيعيان و مردم لبنان ضعيف‏تر هستند. چگونه حزب‏الله لبنان توانست، اسرائيلي‏ها را از جنوب لبنان وادار به عقب‏نشيني كند؟ چرا مردم ايران شمالي نمي‏توانند اراضي اشغالي خود را آزاد كنند؟...

مهم‏ترين مانع در مسير آزادي قره‏باغ، دولت باكو و سياستهاي وارونة اين دولت مي‏باشد. دولت باكو در سازش با آمريكا، اسراييل و ديگر دولتهاي ضد اسلامي، پس از امضاي توافق‏نامه آتش‏بس با ارمنستان، به سركوب شديد نيروهاي اسلامي و رزمندگان داوطلب دست زد. اين گروهها كه از انگيزة قوي ديني و ملي براي جنگ با اشغالگران برخوردار بودند، به دليل اعتقادات اسلامي‏شان سركوب شدند. زيرا دولت علي‏اف و غربي‏ها، احساس مي‏كردند كه گسترش اسلامگرايي مي‏تواند علاوه بر آزادي قره‏باغ، به برپايي يك حكومت اسلامگرا در ايران شمالي منجر شود. از اين رو، نه تنها آمريكا و اسراييل، حتي روسيه و تركيه نيز از سياست دولت باكو در امضاي آتش‏بس با ايروان حمايت كردند.

از سوي ديگر ، دولت باكو بر اين تصور بود كه مي‏تواند با دادن امتيازهاي كلان به اسراييل و صهيونيسم بين‏الملل (تأمين نفت مورد نياز اسراييل، بسترسازي براي حضور اسراييل در قفقاز جنوبي و در كنار مرزهاي ايران ، گشايش سفارت رژيم صهيونيستي در باكو)، لابي صهيونيستي را در مقابل لابي ارامنه در آمريكا قرار دهد كه تصوري خيالي و اشتباه بود. چنانكه بعد از گذشت 14 سال از آتش‏بس امضا شده توسط حيدرعلي‏اف، هنوز يك سانتي متر از اراضي اشغالي آزاد نشده است.

اكنون كه افكار عمومي ايران شمالي از بازيهاي سياسي دولت باكو و گروه مينسك خسته شده است، غربي‏ها بازي ديگري را آغاز كرده‏اند  و آن زمينه‏سازي براي تشكيل گروه ديگري مشابه گروه مينسك و انحلال گروه مينسك است.

«براندا شفر» كه تحصيل كرده در تل‏آويو و از عوامل صهيونيسم جهاني، و از حاميان تفكر ضداسلامي پان تركيسم است، پيشنهاد انحلال گروه مينسك را مطرح ساخته است، تا گروه تازه‏اي تشكيل شود و بعد از 15 سال دوباره اين گروه منحل و گروه ديگري تشكيل گردد و بدين گونه مسأله قره‏باغ به مسأله‏اي تاريخي و بايگاني شده تبديل گردد.

چنانكه پيش‏بيني مي‏شود، دولت باكو نيز چنين پيشنهادي را خواهد پذيرفت تا سوژه‏اي براي تبليغات و فريب افكار عمومي داشته باشد و حتي ممكن است مقامات باكو اعلام كنند كه گروه مينسك را ما تغيير داده‏ايم! در هر حال، دولت باكو به دليل وابستگي‏هاي عميق به كشورهاي گروه مينسك و عدم برخورداري از استقلال سياسي، قادر به حل مناقشة‌ قره‏باغ نيست و تا زماني كه اين دولت تغيير نكند و دولتي مستقل در باكو تشكيل نشود، وضعيت كنوني قره‏باغ حفظ خواهد شد، سياست واقعي دولت باكو، رسيدن به صلح و سازش با ارمنستان و از سرگيري روابط گسترده با اين كشور مي‏باشد.

اين سياست نيز از طريق «گفتگوي سياسي» دنبال مي‏شود. معناي حقيقي «گفتگوي سياسي» نيز «معاملة‌ سياسي» است. اگر دولت ارمنستان، به اخذ امتيازهاي متعادل از باكو قانع باشد، مقامات باكو بيدرنگ اين امتيازها را مي‏دهند. اما ايروان ، قره‏باغ را با جنگ به دست آورده است و بدون به دست آوردن امتيازي بزرگ آن را از دست نخواهد داد. اين امتياز در نهايت مي‏تواند، حضور نيروهاي بين‏المللي در قره‏باغ و تعيين سرنوشت قره‏باغ از طريق رفراندم باشد... دولت باكو به دلايل متعدد سياسي ، وابستگي اقتصادي و ماهيت لاييك قادر به آغاز جنگ نمي‏باشد و ناچار به تداوم مذاكرات سياسي است...

مقاله‏اي كه در زير مي‏خوانيد به قلم احمد كاظمي  و پيرامون ملاقات اخير كوچاريان و الهام علي‏اف نوشته شده است.

 

شكست نشست سنت پترزبورگ

 

 

 

 

به دنبال ديدار اخير الهام علي‏اف و رابرت كوچاريان، سران ايروان و باكو در سنت پترزبورگ، مقامات رسمي دو دولت از شكست اين مذاكرات خبر دادند. به طوري كه تنها دو طرف براي ادامه ديدار وزيران امور خارجه خودشان توافق كرده‏اند.

اين در شرايطي است كه يك ماه قبل از اين ديدار تحركات سازمان امنيت و همكاري اروپا و گروه مينسك در منطقه افزايش يافته بود و سفر روساي گروه مينسك و رئيس دوره‏اي سازمان امنيت و همكاري اروپا به ايروان و باكو نشان‏دهنده اين موضوع است.

قبل از ديدار سنت پترزبورگ، ماتوي برايزا رئيس آمريكايي گروه مينسك و همچنين رئيس دوره‏اي سازمان امنيت وهمكاري اروپا مدعي شدند كه ايروان و باكو در يك قدمي صلح قرار دارند و ديدار سنت پترزبورگ سرنوشت‏ساز خواهد بود. حال آنكه با اذعان وارتان اسكانيان وزير امورخارجه ارمنستان و المار محمد ياروف وزير امور خارجه ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) بر اين نكته كه اختلاف ريشه‏اي دو طرف حل نشده، بار ديگر دروغ‏گويي گروه مينسك در مورد روند مذاكرات صلح قره‏باغ مشخص مي‏شود.

گروه مينسك پيش از اين سال 2006  (1385) را سال حل مناقشه قره‏باغ عنوان كرده بود، اما در سال 1385 هيچ پيشرفتي در اين خصوص ايجاد نشد و اكنون نيز پيش‏بيني گروه مينسك در خصوص ديدارهاي روساي گروه مينسك دروغ‏ از كار درآمده است.

آنچه مسلم است اينكه؛ اگر ادعاي گروه مينسك مبني بر قريب‏الوقوع بودن توافق صلح، ناشي از ارزيابي سطحي و خوشبينانه از روند مذاكرات بوده است، بايد گفت براي مردم منطقه جاي بسي تعجب است كه گروهي كه 15 سال ادعاي حل مناقشه قره‏باغ را دارد، ارزيابي وارونه از روند مذاكرات دارد. اگر نيز گروه مينسك عمدا با ارائه تحليل‏هاي خوشبينانه به دنبال انحراف افكار عمومي از واقعيت روند حل مناقشه قره‏باغ است، نشان‏دهنده آن است كه اين گروه سياست حل مناقشه را دنبال نمي‏كند، بلكه سياست سوء استفاده از مناقشه قره‏باغ را دنبال مي‏كند.

آنچه از نقل و قول‏هاي مقامات باكو و ايروان بر مي‏آيد، در ديدار سنت پترزبورگ قرار بود نه در مورد طرح مشخصي، بلكه در خصوص روش حل مناقشه قره‏باغ گفتگو شود. در چنين شرايطي بي‏نتيجه بودن مذاكرات سنت پترزبورگ نشان مي‏دهد كه به زعم 15 سال فعاليت گروه مينسك ديدگاههاي باكو و ايروان در خصوص مناقشه قره‏باغ به هم نزديك نشده است و عامل اصلي اين روند كنوني نيز گروه مينسك است. چرا كه گروه مينسك به رياست آمريكا، روسيه و فرانسه از سال1371 (1992) تاكنون تنها مرجع رسمي و ظاهراً فعال براي حل و فصل مناقشه قره‏باغ است.

تحركات ماههاي اخير روساي گروه مينسك در منطقه از نظر محافل غربي به اين معناست كه با فعاليت گروه مينسك، سال 1386 (2007) سال پرجنب و جوشي براي حل مناقشه قره‏باغ خواهد بود. اما چنانچه شكست مذاكرات در سنت پترزبورگ نشان داد، به نظر مي‏رسد انتظار پيشرفت در سال 1386 در خصوص مناقشه قره‏باغ با روند فعلي قرين به واقعيت نيست. چنانچه وعده گروه مينسك مبني بر حل مناقشه در سال 1385 نيز تحقق نيافت.

گفته مي‏شود در طرح چهارم و جديد گروه مينسك تخليه برخي اراضي ايران شمالي از نيروهاي ارمني در قبادلي، فضولي، زنگلان، جبرائيل و آقدام كه در خارج از قره‏باغ قرار دارند، پيشنهاد شده است. در مقابل دولت باكو نيز بايد در خصوص هويت حقوقي قره‏باغ، لاچين و شوشا مصالحه كند. اما اين طرح در ايران شمالي با مخالفت مردم اين كشور همراه است.

ناكارآيي گروه مينسك باعث شده است حتي تئوريسين‏هاي غربي نيز مسئله تاسيس گروه ديگري به جاي گروه مينسك را مطرح كنند. در اين راستا برندا شافر، مدير برنامه «تحقيقات خزر» دانشگاه‏ هاروارد آمريكا معتقد است كه مانع اصلي در روند حل و فصل مناقشه قره‏باغ فعاليت بي‏نتيجه گروه مينسك است.

در هر حال بايد گفت شكست مذاكرات روساي دولتهاي باكو و ايروان در سنت پترزبورگ بار ديگر گروه مينسك را با رسوايي جديد و بحران پاسخگويي مواجه ساخته است. چرا كه سابقه فعاليت گروه مينسك در 15 سال اخير ثابت كرده است كه تضاد منافع اعضاي گروه مينسك هرگونه اقدام مثبت را از اين گروه گرفته است.

بايد گفت در شرايط كنوني گروه مينسك نه سياست حل بحران قره‏باغ را دنبال مي‏كند و نه سياست كنترل بحران قره‏باغ را، بلكه اين گروه در شرايط كنوني در جهت منافع اعضايش، سياست هدايت بحران قره‏باغ را دنبال مي‏كند و اين موضوعي نيست كه به نفع مردم ايران شمالي و صلح در منطقه باشد. از اينرو اكنون بيش از هر زمان ديگري اين انتظار افزايش يافته است كه دولت‏هاي باكو و ايروان به جاي اميد واهي به گروه مينسك به همگرايي منطقه‏اي و امكانات كشورهاي منطقه كه ثبات قفقاز را ثبات خود مي‏دانند، براي حل مناقشه قره‏باغ توجه كنند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 17:51  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

 

 

اهداف بنياد سوروس در ايران شمالي

 

·        احمد كاظمي

 

 

طي سالهاي اخير فعاليت تشكل‏هاي غيردولتي غربي نظير بنياد سوروس و جامعه باز و موسسه ملي دموكراسي در كشورهاي منطقه از جمله ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) و تركيه افزايش يافته است.

قراين و شواهد انكارناپذير همسويي فعاليت اين نهادها با اهداف آمريكا و رژيم صهيونيستي را نشان مي‏دهد. يكي از موضوعاتي كه همسويي بنياد سوروس و موسسه دموكراسي ملي آمريكا با سياست‏هاي كاخ سفيد و رژيم صهيونيستي را نشان مي‏دهد، حمايت اين نهادها از سناريوي انقلابهاي رنگين است. سناريويي كه توسط وزارت امورخارجه آمريكا تعريف شده است.

سوروس فقط در سال 2003 ميلادي (1372 خورشيدي) مبلغي معادل 20 ميليون دلار به منظور حمايت از به اصطلاح جنبش‏هاي اصلاح‏طلب در پنج كشور آسياي مركزي هزينه كرده است. اخيراً نيز فردي اسداف رئيس بنياد سوروس در ايران شمالي اعلام كرد كه اين بنياد در سال 2006 (1385)در ايران شمالي چهار ميليون دلار هزينه كرده است.

در واقع بنياد سوروس بيشتر تلاش مي‏كند، به عنوان يك شاخة عملياتي مراكز تصميم‏گيري آمريكا، افرادي را بر مسند قدرت در كشورهاي منطقه بنشاند كه يا تعليم ديده آمريكا هستند و يا به نوعي طرفدار و حامي منافع اين كشور در منطقه. تحركات سوروس در هيچ جا با منافع واشنگتن و تل‏آويو مغايرت نداشته است.

ايران شمالي از جمله مناطق قفقاز است كه بنياد سوروس بلافاصله پس از فروپاشي شوروي كوشيد، حضور خود را در اين منطقه افزايش دهد. اين موضوع دلايل مختلف دارد. اول اينكه ايران شمالي تنها كشور اسلامي در قفقاز محسوب مي‏شود. دوم اينكه ايران شمالي با داشتن منابع قابل توجه انرژي به عنوان يك كشور ثروتمند در قفقاز شناخته مي‏شود. در چنين شرايطي است كه در سال 1993(1372 خورشيدي)، بنياد سوروس نيز فعاليت‏هاي خود را در اين كشور آغاز كرد.

بنياد سوروس با توجه به بافت مذهبي ايران شمالي ، براي از هم پاشيدن بنيادهاي اجتماعي و مذهبي در اين كشور نيز فعاليت مي‏كند. در همين ارتباط، روزنامه «اولايلار» در شماره 12 سپتامبر 2003 خود از تلاش بنياد صهيونيستي سوروس براي گسترش مواد مخدر در ايران شمالي در پوشش برنامه مبارزه با مواد مخدر خبر داد.

در ايران شمالي، بنياد سوروس طي سالهاي گذشته در زمينه نفوذ در رسانه‏ها و روزنامه‏ها مبالغ قابل توجهي خرج كرده است. ديويد استابس، نماينده صندوق جورج سوروس اعلام كرده است كه اين صندوق طي سالهاي گذشته مبلغ 20 ميليون دلار به مطبوعات آزاد، رسانه‏هاي غيردولتي و تشكل‏هاي غيردولتي در ايران شمالي كمك كرده است. نشرياتي مانند « صنعت» چاپ باكو، كه از بنياد سوروس كمك مالي اخذ كرده‏اند، بارها مطالب اهانت‏آميز نسبت به ارزشهاي اسلامي، دين و پيامبر اسلام و تشيع چاپ كرده‏اند.

همچنين طي سالهاي گذشته اخبار متعددي در مورد ارتباط بنياد سوروس با احزاب غربگرا در ايران شمالي و نيز تلاشهاي اين بنياد براي ايجاد تغييرات سياسي مورد نظر غرب در در اين منطقه منتشر شده است. به عنوان نمونه چنانچه روشن نوروز‏اوغلو ، تحليلگر ارشد مسايل امنيتي ايران شمالي نيز گفته است، بنياد سوروس در راستاي خواست آمريكا به دنبال اجراي طرحهايي براي آماده كردن مردم ايران شمالي جهت پذيرش صلح ننگين و ناعادلانه است.

در اين راستا طاهر پاشا، «رئيس انجمن روزنامه‏نگاران كهنه سرباز» در باكو، نيز سال گذشته از حمايت مالي نمايندگي بنياد سوروس از طرحهاي نفاق‏بر‏انگيز جدايي‏طلبان قره‏باغ و خودداري اين بنياد از حمايت طرحهاي مطالعاتي حل كننده مشكلات در ايران شمالي انتقاد كرد. با توجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري سال 2008 (1387) در ايران شمالي ، بنياد سوروس در حال افزايش دادن فعاليت خود در اين كشور است.

بنياد سوروس در تركيه نيز فعاليت گسترده‏اي دارد. مجله آكسيون چاپ تركيه چندي پيش ازسرمايه‏گذاري پنج ميليون دلاري سوورس در تركيه خبر داد. به گفته هاكان آلتين آي، رئيس دفتر نهاد سوروس در استانبول، در طول فعاليت نبياد سوروس در تركيه، 95 درصد از ميزان سرمايه‏گذاري شده براي به اصطلاح حمايت از نهادهاي مردمي صرف شده و پنج درصد نيز براي فعاليت‏هاي اجتماعي دولت اختصاص داده شده است.

ارزيابي فعاليت بنياد سوروس در اقصي نقاط جهان نشان مي‏دهد كه اين بنياد در كشورهاي مورد نظر، از پنج طريق ارتباط با رسانه‏ها، روزنامه‏ها، نهادهاي غيردولتي ، احزاب و دولتمردان براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‏كند.

نكته قابل توجه اينكه بنيادهايي مانند بنياد سوروس گاه براي فريب افكار عمومي زبان به انتقاد از مقامات آمريكا مي‏گشايند. حال آنكه روند كلي فعاليت اين نهادها در راستاي منافع آمريكا است. بر همين اساس پروفسور ويليام رابينسون، نويسنده و استاد مطالعات بين‏الملل دانشگاه كاليفرنيا، گروهها و سازمانهايي نظير سوروس را شاخه‏هاي فرعي وزارت امور خارجه آمريكا و سازمان سيا عنوان كرده است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 12:28  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

بیانیه حزب اسلامی ایران شمالی

 

حزب اسلامي ایران شمالی  در بيانيه‌اي پيشنهاد ولاديمير پوتين رييس جمهوري روسيه درباره استفاده مشترك با آمريكا از پايگاه رادار قبله را مغاير با منافع ملي مردم ایران شمالی  خواند.

به گزارش روابط عمومی حزب اسلامی از باکو در بیانیه آمده است : روسيه با اين اقدام سعي دارد ایران شمالی را گروگان سياست خود كرده و آن را به سمت رويارويي با برخي كشورهاي اسلامي منطقه سوق دهد.

حزب اسلامي اقدام سنجيده دولت كشورش در چنين شرايطي را ضروري دانست و ابراز اميدواري كرد كه دولت الهام علي‌اف همچنان به سياست خود در اجازه ندادن به استفاده از خاك کشور  عليه كشورهاي ديگر از جمله ايران پايبند باشد.

در اين بيانيه به اثرات زيانبار ناشي از فعاليت پايگاه رادار قبله به محيط زيست و سلامتي ساكنان مناطق همجوار آن اشاره شده و آمده است در صورت استفاده مشترك روسيه و آمريكا از اين پايگاه خسارت وارده چند برابر خواهد شد.

اين بيانيه‌افزود: پيشنهاد روسيه موجب نگراني مردم متدين ایران شمالی  به علت احتمال استفاده آمريكا از اين پايگاه عليه برخي كشورهاي اسلامي شده است.

حزب اسلامي ایران شمالی  در اين بيانيه اعلام كرد : با توجه به اين كه فعاليت پايگاه رادار قبله مغاير با منافع ملي بوده و خسارت جدي به محيط زيست و سلامتي مردم وارد مي‌كند دولت علي اف بايد براي تعطيلي آن تمهيدات جدي بينديشد.

پايگاه نظامي قبله كه در سال ‪ ۱۹۸۴ميلادي توسط شوروي سابق در منطقه مرزي قبله در ‪ ۳۲۶كيلومتري شمال غرب باكو احداث شد به سيستمهاي ردياني حملات موشكي تا هفت هزار كيلومتر مجهز است.

دولت باکو  پس از استقلال اين پايگاه را در سال ‪ ۲۰۰۲ميلادي به مدت ‪ ۱۰سال در مقابل دريافت هفت ميليون دلار به روسيه اجاره داده است

وزير راه دولت باکو  در فلسطین اشغالی

 

"ضيا محمداف" و "شاوول موفاز" وزيران راه دولت باکو  و رژیم اشغالگر قدس ، روز سه‌شنبه   موافقتنامه همكاري میان دو دولت را  در فلسطین اشغالی  امضا كردند.

منابع خبري باكو به نقل از سفارت اسراييل در باکو گزارش دادند: براساس موافقتنامه، گروه كاري كارشناسي دولت باکو و رژیم صهیونیستی  به منطور تهيه و اجراي طرحهاي مشترك در امور راه و حمل و نقل تشكيل مي‌شود.

بر پايه اين گزارش، دو طرف در جريان امضاي اين موافقتنامه علاقه‌مندي خود براي گسترش همكاريهاي دوجانبه در بخش حمل و نقل را اعلام و ابراز اميدواري كردند كه اين سند به تعميق روابط دو دولت یاد شده  كمك كند.

ضيا محمداف وزير راه دولت باکو ، برای دیداری به مدت پنج روز به فلسطین اشغالی رفته است .

گفتنی است ، دولت باکو حدود 40 در صد از نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی را تامین میکند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 14:24  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

پیشنهاد پوتین و موضع متفاوت سفارت ایران در باکو با موضع تهران !!

 

در پی پیشنهاد رییس جمهور روسیه به آمریکا مبنی بر استقرار سپر موشکی در همسایگی ایران  ، خبرنگار ایران شمالی در باکو با ارسال گزارشی  ، موضع گیری منفعلانه سفارت ایران در باکو را تبیین کرد. در حالی  که احزاب و شخصیتهای مستقل ایران شمالی  ، استقرار سیستم سپر موشکی  آمریکا در اراضی ایران شمالی ( جمهوری اذربایجان )  را ضد منافع مردم این کشور و اقدامی علیه ایران ارزیابی میکنند ، یک شبکه تلویزیونی باکو ، از قول مسوول واحد مطبوعاتی سفارت ایران در باکو اعلام کرد که : این مساله ، از مسایل داخلی دولت باکو بوده و برای تهران نیز نگران کننده نمیباشد.!!!

با توجه به انتشار این خبر از طریق شبکه صهیونیستی " آینس "  ،  ممکن است ، این خبر جعلی باشد . اما هنوز با گذشت چهار روز این خبر از سوی سفارت ایران در باکو تکذیب نشده است.

ایا مسوولین وزارت خارجه  بخصوص معاونت آسیا و اقیانوسیه این وزارتخانه  ، بر عملکرد و موضع گیریهای سفارتخانه ها اشراف دارند ؟

 

تفاوت موضع  سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو با موضع  وزارت امور خارجه درباره پیشنهاد " پوتین " به

 

آمریکا پیرامون استقرار سپر موشکی امریکا در خاک ایران شمالی  ( ایستگاه موسوم به قبله )

 

گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی از باکو :

شبكه تلويزيوني غير دولتي "آينس" جمهوري آذربايجان ضمن پخش خبر پيشنهاد پوتين به آمريكا براي استفاده مشترك از پايگاه رادار قبله به نقل از "مجيد فيض‌اللهي" مسوول واحد مطبوعاتي سفارت جمهوري اسلامي ايران در باكو گفت ، اين موضوع از مسايل داخلي جمهوري آذربايجان است و براي تهران نگران‌كننده نيست.

 

گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی از تهران ، سخنگوی وزارت امور خارجه :

مشغول بررسي آن هستيم..

 

..........................................................................

با گذشت 4 روز هنوز سفارت ایران در باکو ، موضع بیان شده توسط مسوول واحد مطبوعاتی این سفارت را تکذیب نکرده است . سوال این است : چرا  برخی دیپلماتها اینگونه  از منافع ملی هزینه میکنند ؟

 

بازتاب پيشنهاد استفاده روسيه و آمريكا از پايگاه قبله، در مطبوعات باكو

باكو ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۳/۱۸
خارجي.سياسي.رسانه.جمهوري آذربايجان
پيشنهاد اخير رييس جمهوري روسيه براي استفاده مشترك روسيه و آمريكا از پايگاه رادار "قبله" در شمال جمهوري آذربايجان، در مطبوعات روز جمعه باكو بازتاب داشت.

روزنامه روس زبان " زركالو " به نقل از خبرگزاري " آسوشيتدپرس " نوشت :
ولاديمير پوتين با طرح اين موضوع در نشست كشورهاي صنعتي گروه هشت در آلمان گفت، طي مكالمه تلفني در اين مورد با الهام علي‌اف رييس جمهوري آذربايجان، توافق كرده است.

بر اساس اين گزارش ، وي استفاده مشترك از پايگاه قبله جمهوري آذربايجان را مهم و به نفع غرب خواند و افزود : در اين صورت موشك‌هاي پرتاب شده به سوي كشورهاي اروپايي به اقيانوسها هدايت خواهد شد.

روزنامه "اكسپرس" هم در مطلبي پيشنهاد استفاده مشترك از پايگاه رادار قبله توسط رييس جمهوري روسيه به همتاي آمريكايي خود را بلوف سياسي خواند و افزود: مسكو خواهان استقرار سپر ضدموشكي آمريكا به جاي اروپا در جمهوري آذربايجان است.

بر اساس اين گزارش، هر چند جورج بوش رييس جمهوري آمريكا پيشنهاد روسيه را جالب خواند ولي از دادن پاسخ به آن خودداري و برلزوم مذاكرات راهبردي با شركت مقامات نظامي و ديپلماتها در اين زمينه تاكيد كرد.

اكسپرس نوشت : پيشنهاد غير منتظره رييس جمهوري روسيه باعث دستپاچگي مقامات كاخ سفيد شده است.

اين روزنامه افزود : "آراز عظيم‌اف" معاون وزير امور خارجه جمهوري آذربايجان گفته است ، پيشنهاد پوتين تازگي ندارد و باكو آماده مذاكرات دو جانبه و حتي سه جانبه براي بررسي اين موضوع است.

اين روزنامه به نقل از كارشناسان نظامي باكو اضافه كرد : پايگاه رادار قبله براي روسيه از اهميت خاصي برخوردار است و مسكو در صدد صرف نظر از آن نيست ولي در وهله اول بايد امنيت جمهوري آذربايجان تامين شود.

بر اساس اين گزارش ، "قابل حسينلي" كارشناس سياسي باكو واكنش ايران به پيشنهاد روسيه را مهم خواند و نوشت : روسيه بايد ابتدا تهران را متقاعد سازد كه هدف از آن تهديد ايران نيست و صرفا جنبه دفاعي دارد.

روزنامه "اكسپرس" هم با درج مطلب مشابهي از تقسيم شدن پايگاه رادار قبله جمهوري آذربايجان ميان روسيه و آمريكا خبر داد و آن را نوعي معامله مسكو و واشنگتن بر سر جمهوري آذربايجان خواند.

در اين ميان شبكه تلويزيوني غير دولتي "آينس" جمهوري آذربايجان ضمن پخش خبر پيشنهاد پوتين به آمريكا براي استفاده مشترك از پايگاه رادار قبله به نقل از "مجيد فيض‌اللهي" مسوول واحد مطبوعاتي سفارت جمهوري اسلامي ايران در باكو گفت ، اين موضوع از مسايل داخلي جمهوري آذربايجان است و براي تهران نگران‌كننده نيست.

خاورم/‪۱۱۳۹/۱۴۳۹/۲۴۵/۲۴۰۱

واكنش سخنگوي وزارت امورخارجه به پيشنهاد اخير رييس جمهوري روسيه

تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۳/۲۰
داخلي.سياسي.سخنگو.ايران.روسيه.

سيد محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت امورخارجه ايران درخصوص پيشنهاد اخير ولاديمير پوتين رييس جمهوري روسيه به آمريكا مبني بر استفاده مشترك از رادار قبله در كشور آذربايجان گفت: روسيه موضع آذربايجان ، عراق و تركيه را مطرح كرده است كه مشغول بررسي آن هستيم.


حسيني روز يكشنبه در نشست هفتگي خود با خبرنگاران تاكيدكرد: روسها اساسا آنچه را كه از طرف آمريكا به‌عنوان نگراني مطرح شده است، رد مي‌كنند.

سخنگوي وزارت امورخارجه خاطرنشان كرد: ايران در چارچوب مذاكراتش با روسيه اين موضوع را پيگيري خواهد كرد و آن‌را مورد تبادل نظر قرار خواهد داد.

حسيني در پاسخ به اين سووال، آيا زمان تجديدنظر در روابط با روسيه فرانرسيده است، گفت:ايران و روسيه زمينه‌هاي فراواني براي همكاري دارند.

ادامه دارد
---> حسيني.مصاحبه.ايرنا.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 15:58  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 لزوم تصحیح تاریخ جعلی در ایران شمالی

 

مردم مسلمان ایران شمالی  ،  خواستار تصحيح تحريفات تاريخي بجا مانده از دوران تسلط کمونیسم  شده اند . در دوره استیلای کمونیسم بر ایران شمالی ، در راستای " ایجاد گسست فرهنگی " میان شیعیان ایران شمالی با کانون شیعه و وطن اصلی آنان ( ایران ) ، روسها و کارگزاران و خدمتکاران کمونیست آنها در ایران شمالی  ( کمونیستهایی مانند میر جعفر باقر اف ، خودفروختگانی چون میرزا ابراهیم اف ، صمد وورقون ، بختیار وهابزاده ..) به تحریف و جعل تاریخ دست زده و وانمود کردند که مردم ایران شمالی بخشی از ملت ایران نیست . آنها برای فریب افکار عمومی و بی اطلاع نگه داشتن نسل جدید ف الفبار ا نیز تغییر دادند تا نسل جدید در ایران شمالی از گذشته ایرانی خود بیخبر بماند.

 اکنون لازم است حركتي جدي براي تصحيح تحريفات تاريخي در ایران شمالی  شروع شود.

 تاريخ ایران شمالی  در دوره کمونیسم و سپس در دوره تسلط شوونیستهایی مانند ایلچی بیگ  رو به  تحريف رفته است و متاسفانه برغم گذشت چند ین سال از فروپاشی شوروی ، همچنان ردپاي اين تحريفات باقي مانده است.  این تحریفات به گونه ای غیر علمی و خنده آور است  که حتي بسياري از افراد مسوول و كاركنان موسسات تاريخ شناسي درباکو تصحيح اين تحريفات تاريخي تمایل نشان میدهند.

مطالب تحريف شده تاریخی درباره ترکان و آذربایجانیهای ترک  حتی در كتب درسي دولت تهران،  حتي در كتابهاي ويراستاري شده توسط اساتيد دانشگاهي هم ديده مي‌شود.

در اين كتابها اطلاعات نادرستي از تاريخ ایران و گذشته ایران شمالی  به خوانندگان داده مي‌شود و متاسفانه در كتب درسي دولت باکو ،   گذشته مردم ایران شمالی به صورتی کاملا تحریف امیز  القا شده است.

اين اطلاعات و برداشت تاريخي كاملا نادرست است و صرفا به اقتضاي منافع گروه حاکم  و سیاست ضد اسلامی دولت باکو و به سفارش امریکا  گنجانده شده است ، در گذشته روسیه و اکنون امریکا  مي‌كوشد مردم ایران شمالی را که به وطن نیاکان خود یعنی ایران عشق میورزند ، از ایران  دور نگه داشته و شكاف را بین مسلمانان  منطقه بيشتر كند و با تفکر شوونیسم قومی و تبلیغ ایده های استعماری زبان گرایی و قوم پرستی به مقابله با اسلام و تشیع اقدام کند.

اشتراكات فرهنگي ، ديني و تاريخي ایران  شمالی، با ملت ایران به حدی است که نمیتوان مردم ایران شمالی را از ایران جدا دانست.  در طول تاريخ يك زبان و فرهنگ مشترك داشتيم  . چنانکه شاعرانی مانند نظامی گنجوی و خاقانی شروانی به زبان ملی ایرانیان یعنی زبان فارسی شعر سروده اند و حتی یک بیت به زبان ترکی شعر نگفته اند. و متاسفانه درپي اشغال سرزمینهای قفقازی ایران بخصوص ایران شمالی توسط روسيه تزاري و تحريف تاريخ ، اكنون هم برخي از نويسندگان و محققان در ایران شمالی  نیز  تحت تاثير اموزه های دوران روسیه و یا تبلیغات شوونیستی پان ترکیستهای ضد اسلام  همچنان به اين تحريف تاريخ ادامه مي‌دهند.

اکنون در ایران شمالی روند تصحیح تاریخ اغاز شده است .و نسل جدید تاریخ شناسان ، تحلیلی درست  از تاريخ جنگهاي ايران و روسيه ارايه مي‌دهند، كه نشان می دهد  ایران شمالی یا همان اران قدیم و جمهوری آذربایجان ،  از ايران جدا شده است . مسلما اگر ایران در جنگ با روسیه پیروز میشد هم اکنون ایران شمالی مانند دوره صفویه و نادرشاه بخشی از قلمرو ایران بود.

در زمان شوروي سابق عليه "عباس میرزا " قهرمان ملي ایران و فرمانده دلاور ارتش ایران ( و فرمانده دلاور گنجه شهید جوادخان قاجارکه در دفاع از ایران در گنجه به شهادت نایل شد ) كه سالها در مقابل تهاجم قشون روس به فرماندهي "سيسيانوف "جانانه مقاومت كرد ، نگرش منفي وجود داشت اما خوشبختانه در سالهاي اخير اين تحريف تاريخي اصلاح شده است. زیرا عباس میرزا یک ایرانی  آذری بود واگر الان هم زنده بود در مقابل شوونیستهای تجزیه طلب آمریکا پرست  قهرمانانه می ایستاد و تا نابودی انان از پا نمی نشست . اصولا آذری ها در طول تاریخ  در مبارزه با دشمنان ایران پیشقدم بوده اند . چنانکه در دروه جنگ دوم جهانی روسیه تلاش کرد ، تا در تکمیل نقشه دوره تزار برای تجزیه ایران ، آذربایجان را اشغال کند و برای رسیدن به این هدف ، گروهی خودباخته و مزدور به نام " فرقه دمکرات آذربایجان " تشکیل داد که این گروه با قیام قهرمانانه مردم آذربایجان بخصوص مردم تبریز در 20 آذر 1325 نابود شد و سران آن با ننگ و ذلت به دامان استالین پناه بردند.

متاسفانه هنوز ديدگاه منفي باقيمانده از تفكرات حاکمان کمونیست و  شونیستهایی مانند ایلچی بیگ  و ..در ایران شمالی  نسبت به قهرمانان ملی مقابله‌كننده با قشونهای روس در قرن نوزدهم ميلادي باقي است كه متضاد با منطق و واقعيات تاريخي است.  

اهالي ایران شمالی و ملت ایران   ريشه ای واحد و جدا ناپذیری دارند واغلب مردم ایران شمالی  مي‌گويند كه اجدادشان ایرانی  است و با آداب و رسوم ملی خودشان زندگي كرده‌اند ولي متاسفانه اكنون کمتر کسی است  كه اين واقعيت را در ميان افكار عمومي  ایران شمالی  مطرح كند،

در پي اعلام ديدگاههاي مثبت الهام علي اف رييس دولت باکو مبنی بر بازنگری در تاریخ و لزوم گسترش مناسبات با ایران  ،  این مسله در رسانه های باکو منعکس شد. انتشار شمار زيادي از كتابها و برگزاري همايشهاي مشترك ميان تاريخ شناسان باکو با اساتید ایرانی  براي روشن كردن واقعيتهاي تاريخي ضروري است.

در شرايطي كه وابستگان و مزدبگیران امریکا  برای ایجاد نفرت و کینه میان ملتهای منطقه تلاش میکنند ، و جریانهای وابسته به آمریکا مانند داشناکسیون و پان ترکیسم  برای ایجاد جنگ و ویرانی در منطقه با حمایت امریکا فعال شده اند نمي‌توان صرفا به عنوان تماشاگر اين مسايل باقي ماند.  بایستی از روشها و اقدامات عقلی برای منزوی کردن جریانها و گروههای  افراطی و ضد صلح مانند داشناکسیون و پان ترکیسم و قوم پرستی  بیشتر تلاش کرد.

شایان ذکر است وجود تحریفات فراوان در تاریخ ایران شمالی که توسط  روسها و کارگزاران فرهنگی انها در باکو انجام شده و توسط پانترکیستها  های آمریکایی  ادامه دارد موجب نگرانی تاریخ شناسان مستقل در ایران  شمالی شده است . متاسفانه  . این تحریفات به کتابهای درسی نیز راه یافته است.

باید به  بسیاری از تحریفهای ضد اسلامی و ضد ایرانی  پاسخ داد. دانشمندان مستقل در ایران شمالی مانند  مرحوم پروفسور اقرار علی اف ،  با استناد به یافته ها و اشیای باستانی در ایران شمالی و ایران ، تحقیقات تاریخی و زبانشناسی  و با استناد به نظریات  تاریخ شناسان و زبانشناسان و کتب کهن تاریخی ثابت کرد، که زبان ترکی  در سده های اخیر به ایران شمالی  وارد  شده و سپس به آذربایجان ایران راه یافته است.

در هرحال با تاکید مجدد بر لزوم تصحیح تاریخ در ایران شمالی ، این نکته قابل ذکر است که جریان امریکایی پان ترکیسم که امروز با کمکهای مالی و حمایت سیاسی  تبلیغی کشورهای خارجی بخصوص امریکا و اسراییل فعال شده اند ، برای ایجاد شکاف میان دولت باکو با ایران تلاش میکنند . این در حالی است که دولت باکو بخصوص بعد از روی کار امدن الهام علی اف ( علی اف دوم از سلسله  علی اف ها )  ملاحظات خاصی درباره ایران دارد . پان ترکیستها و الهام علی اف میدانند که موضع گیریهای احمقانه ایلچی بیگ علیه ایران باعث شد که ایران با به میدان آوردن حیدر علی اف حکومت ایلچی بیگ را به سقوط بکشاند. معروف است که حیدر علی اف با هواپیمای ایرانی از نخجوان به باکو پرواز کرد و بر قدرت نشست . ..

ایرانیها بایستی برای به قدرت رسیدن اسلامگرایان در باکو فعالیت کند . به قدرت رسیدن اسلامگرایانی  چون نجم الدین اربکان در ترکیه نشان داد که ایران میتواند اراده خود را عملی کند... مگر اینکه دولت باکو ، در تنظیم روابط خارجی خود ملاحظات ایران و مطالبات مردم مسلمان ایران شمالی  را به نحو راضی کننده ای در نظر بگیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 13:29  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

پايگاه «گبله» سوژه جديد معامله روسيه و آمريكا

 

 

سي و سومين اجلاس سران هشت كشور صنعتي دنيا، در حالي به كار خود در آلمان پايان داد كه تنشها و اختلافات مسكو و واشنگتن بر سر استقرار سامانه دفاع موشكي آمريكا در چك و لهستان وارد مرحله جديدي شد و در شرايطي كه انتقادات پوتين از جرج بوش بر سر اين موضوع به اوج خود رسيده بود، پيشنهاد غير مترقبه وي به همتاي آمريكايي اش در روز دوم نشست مبني بر استفاده مشترك از«پايگاه راداري گبله» در خاك  ایران شمالی كه در اجاره روس ها است، تعجب محافل رسانه اي و تحليل گران مسائل سياسي را برانگيخت.


اينكه سرانجام اين پيشنهاد به كجا خواهد انجاميد و تا چه اندازه اين موضوع، تنش هاي بوجود آمده ميان مسكو و واشنگتن بر سر استقرار سيستم موشكي آمريكا در شرق اروپا را كم خواهد كرد، نياز به گذشت اندكي زمان و بررسي و تامل بيشتر در زواياي پيدا و پنهان آن دارد ولي با توجه به اهميت مسئله نكات زير در اين خصوص قابل طرح است.

با توجه به تهديدي كه از ناحيه استقرار سامانه دفاع موشكي آمريكا در چك و لهستان متوجه منافع ملي روسيه است و اين امر در موضع گيري هاي تند و عصبي پوتين و ساير مقامات كرملين كاملا پيداست، پيشنهاد رئيس جمهور روسيه در مورد استفاده مشترك از «گبله» مي تواند نوعي امتياز دهي به آمريكا با هدف صرف نظر كردن آن كشور از پيگيري و اجراي پروژه مورد بحث تلقي شود. ترديدي نيست كه حضور نظامي آمريكا در قفقازيكي از دغدغه هاي آن كشور در چارچوب برنامه هاي آينده رهبران كاخ سفيد به شمار مي رود و چه بسا پس از اتمام پروژه چك و لهستان، گام بعدي پيشروي آمريكا، حضور در قفقاز باشد. از اين جهت، شايد رهبران كرملين پيشدستي كرده و قبل از آنكه آمريكا بطور يك جانبه در قفقاز حضور نظامي- امنيتي پيدا كند زمينه هاي حضور مشترك و درعين حال قابل كنترل واشنگتن را فراهم كرده باشند تا بدين وسيله از ميزان تهديدات و خسارت هاي آتي بكاهند.

2ـ از سوي ديگر، اين پيشنهاد حاكي از آنست كه روسيه علي رغم تهديدات موجود و پيشروي هاي گام به گام آمريكا در حوزه هاي امنيتي اين كشور، تمايلي به رودررويي با واشنگتن ندارد و يا اساسا توان و پتانسيل اين كار را در خود نمي بيند. اگر غير از اين بود پيشنهاد حضور آمريكا در پايگاه گبله كه بصورت كامل و بدون رقيب درد سرزا در دست روسيه است قابل توجيه به نظر نمي رسيد. تجربه تحولات دو دهه قبل نشان مي دهد كه روس ها در چنين مواقعي ابتدا گارد جدي و مصمم به خود مي گيرند ولي وقتي تاثيري مشاهده نكردند كوتاه آمده و از در معامله وارد مي شوند. به نظر مي رسد اين پيشنهاد روسيه هم، نوعي معامله و كوتاه آمدن از مواضع قبلي است و طبعا هزينه هاي كمتري در مقايسه با تداوم مواضع و جبهه گيري هاي قبلي مي تواند براي مسكو در پي داشته باشد.

3ـ سومين نكته اي كه مي توان از دلايل پيشنهاد تعجب آور پوتين استنباط كرد بر ملا ساختن ميزان صحت و سقم ادعاي آمريكا از هدف خود در پيگيري استقرار سيستم دفاع موشكي در شرق اروپا براي افكار عمومي دنيا و رهبران كشورهاي درگير با اين قضيه است.چنانچه بارها تكرار شده رهبران آمريكا هدف از استقرار سامانه مورد بحث در چك و لهستان را مقابله با تهديدات موشكي ايران و كره شمالي ذكر كرده اند. علي رغم اينكه روسيه و حتي ساير كشورها از كذب بودن اين ادعا آگاهي دارند ولي پيشنهاد روسيه مي تواند آمريكا را در مقابل يك آزمون قرار داده و از نوع پاسخ و عكس العملي كه اين كشور مي دهد، صحت و سقم ادعاهاي قبلي آن آشكار شود. مسلما اگر هدف آمريكا جلوگيري از تهديد ايران باشد - كه فعلا نمي توان گفت هست- اين كشور بايد از پيگيري پروژه نظامي خود در چك و لهستان صرف نظر كرده و از حضور در پايگاه گبله كه اشراف و تسلط بيشتري بر ايران و كره شمالي دارد استقبال نمايد.

4ـ جداي از واكنش نه چندان صريح آمريكا به پيشنهاد روسيه كه استقبال تلويحي مقامات اين كشور را در پي داشت و آنها اعلام كردند كه پيشنهاد پوتين را بررسي خواهند كرد، عكس العمل ساير كشور هاي در گير نيز در نوع خود مي تواند قابل تامل و بررسي باشد. طبعا براي اروپاييها كه قبلا بر سر استقرار سيستم دفاع موشكي آمريكا در شرق اين قاره به توافق رسيده و با واشنگتن همكاري و همگرايي دارند، اين پيشنهاد در عين جالب بودن خيلي هم نمي تواند داراي اهميت فوق العاده باشد. چنانچه دبير كل ناتو هم در واكنش خود، با ترديد به قابليت هاي پايگاه گبله نگاه كرده و از اينكه مشاركت آمريكا در آن پايگاه بتواند اهداف غرب را تامين نمايد ابراز اطمينان نكرده است.

5ـ طرف سوم اين بازي، دولت باکو  است كه پايگاه راداري«گبله» در قلمرو حاکمیت  آن واقع شده و مورد پيشنهاد روس ها در تملك اين جمهوري قرار دارد. با توجه به اينكه اين پايگاه طي توافق امضاء شده در سال 2002 م ميان روساي جمهور روسيه و دولت باکو در مسكو، براي مدت 10 سال در اجاره روس ها قرار گرفته، طبيعتا مشاركت هر دولت يا كشور ثالثي نياز به موافقت باكو دارد. با اين حال از اظهار نظر ديروز المار محمد يار اف وزير امور خارجهدولت باکو  پيرامون اين موضوع كه در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سئوال آنها صورت گرفت، چنين بر مي آيد كه پوتين قبلا با رهبران باكو صحبت كرده و نظر مثبت آنان را جلب كرده است. محمد يار اف علي رغم اينكه تصريح كرد اين موضوع بايد توسط تيمي از كارشناسان نظامي سياسي و امنيتي بررسي شود ولي از هماهنگي قبلي مسكو با رهبران باكو در مورد پيشنهاد ياد شده خبر داد. ضيافت عسگر اف رئيس كميسيون امنيتي و دفاعي پارلمان جمهوري آذربايجان نيز ديروز در مصاحبه اي با ياد آوري بند 4 توافق نامه روس ها با باكو در خصوص اجاره ده ساله پايگاه گبله كه مشاركت هر طرف ثالثي در اين پايگاه را در طي مدت اجاره منوط به موافقت جداگانه باكو مي داند، اظهار داشت كه عملي شدن پيشنهاد پوتين نيازمند بررسي كارشناسي و موافقت رسمي دولت باکو است.علي رغم اين اظهارات، به نظر مي رسد كه باكو نه تنها با اين پيشنهاد موافقت كرده بلكه از مشاركت آمريكا در بهره برداري از پايگاه مذكور استقبال هم بكند. چرا كه مقامات باکو  اين امر را در راستاي منافع خود دانسته و به زعم خود مي توانند از عوارض آن در حل پاره اي از مشكلات بزرگ و اصلي كشورشان نظير بحران قره باغ به نحو احسن استفاده نمايند.

6ـ قطعا مشاركت و حضور نظامي آمريكا در پايگاه راداري گبله تهديد كننده منافع ملي برخي ديگر از كشور هاي منطقه بويژه جمهوري اسلامي ايران نيز هست. اين نكته مهم هم، به نوبه خود بايد مد نظر دولتهای در گير در اين مسئله خصوصا دولت باکو  به عنوان دارنده خاك و مالك اين پايگاه و روسيه به عنوان پيشنهاد دهنده حضور آمريكا در منطقه اي كه با امنيت كشور ما گره خورده است باشد.

7
ـ آخرين ملاحظه اي كه ياد آوري آن لازم به نظر مي رسد، اين است كه رهبران روسيه و ساير كشور هاي در گير با اين مسئله بايد تدابيري اتخاذ نمايند تا آمريكا با زيركي ها و شيطنت هاي خاص سياسي، طوري اين مسئله جديد را هدايت و راهبري نكند كه نهايتا هم در پايگاه گبله مشاركت نمايد و هم به اتمام و استقرار پروژه سامانه دفاع موشكي چك و لهستان موفق شود. چرا كه دولت هاي چك و لهستان با آمريكا توافق كرده و در راستاي تامين منافع اقتصادي و حتي سياسي خود پيگير موضوع هستند و به راحتي از فوايد كار چشم پوشي نخواهند كرد.

سيدرضا ميرمحمدي

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:24  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

 

حاشیه ای بر مقاله ی " باکو ، مرکز تجاری سفیران ایران "

به دنبال انتشار مقاله ی یاد شده به قلم روزنامه نگار و محقق ارجمند آقای غلامعلی سجادی در سایتهای خبری و وبلاگهای مختلف ، سایت آذربایجان نیوز نیز آن را در معرض دید مخاطبان خود قرار داده است . اما در ابتدا نکاتی به عنوان مقدمه مطرح کرده است که قابل توجه است . از جمله لزوم اطلاع رسانی به موقع درباره عملکرد سفیران تاجر ، پرهیز از موضع گیریهای شخصی ، علت سکوت رسانه ها درباره ی اقدامات سفیران در دوره سفارت آنها و...

" ایران شمالی " که مقاله ی ارزنده ی جناب آقای سجادی را منتشر کرده بود ، بر خود لازم میداند در راستای اطلاع رسانی ، توضیحات و نکات مطرح شده توسط " آذربایجان نیوز " را نیز به اطلاع مخاطبان برساند. با این توضیح که ظاهرا نویسنده محترم آذربایجان نیوز از مطالبی که در دوره سفارت آقایان قضایی و سلیمانی در ایران شمالی ، در مطبوعات و رسانه های ایران بخصوص برخی نشریات اردبیل  مطرح شده اطلاع ندارند. همچنین از نگاه منطقی ، داشتن مناسبات شخصی با یک مسوول یا سفیر و حتی گرفتن عکس یادگاری با این اشخاص هرگز نباید مانع از توجه به منافع ملی و انتشار مطالب هشداردهنده باشد .

نکته دیگر اینکه اگر کسانی  دیروز تعلل کرده و در مورد سفیران تاجر چیزی ننوشته اند ، این نباید مانع از آن باشد که امروز هم کسی چیزی ننویسد.  حداقل برای اطلاع افکار عمومی و سپردن موضوع به حافظه ی تاریخ ... به امید آزادی ایران شمالی و الحاق آن به میهن .

توضیحات

" آذربایجان نیوز"http://azerbaycannews.blogfa.com/

 

مقاله ( باکو ، مرکز تجاری سفیران ایران ) در وبلاگ خبری ایران شمالی ارگان رسانه ای جنبش آزادیبخش ایران شمالی  منتشر شده است و از آنجائی که  شخصا  به نیات و  اهداف  این دوستان آشنایی داشته و دارم . هر آنچه را که این دوستان در  وبلاگ ایران شمالی  منعکس می کنند را قبول داشته و دارم ( تا بحال که اینگونه بوده) و در اینجا هم با استناد به آنها  دوباره در وبلاگ قرار می دهم . اما نکته ای را هم  لازم می دانم به عنوان نظر شخصی  خود در اینجا بنویسم که  بیایید  واقع بین باشیم . من شخصا هر دو نفری را که  در این  مقاله نام برده شده اند جناب آقای  قضائی و افشار سلیمانی  را از نزدیک می شناسم و از هر دو این عزیزان مطلب برای نوشتن دارم .اما  خدا نکند روزی را شاهد باشیم که  همانند  بعضی از روزنامه نگاران  باکو باشیم که به خاطر منافع شخصی روزی کسی را تعریف و روز دیگری  بر علیه او  مطلب بنویسیم . روزی با احد قضائی عکس یادگاری بگیریم و روز دیگر که  سفیر نیست علیه او بنویسیم . روزی  میهمان   افشار سلیمانی باشیم و روزی که دیگر سفیر نیست ، علیه ایشان بنویسیم . 

در سایت بازتاب  من هم شاهد بسیاری افشا گریها و  نوشته شدن مسائل شخصی افراد بوده ام ، در مقامی هم نیستم که  تائید و یا تکذیب بکنم ، اما اینکه چرا این مسائل زمانی که خود این آقایان سفیر  هستند  مطرح نمی شود اما وقتی که  دیگر همه چیز تمام شده  این چیزها را می نویسیم .

چند نکته :

زمانی آقای  احد قضائی سفیر  ایران در  باکو بود، همان زمان  هیاتی به سرپرستی آقای حسن الماسی به عنوان  ناظر برگزاری  انتخابات  ایران شمالی به باکو  اعزام شد . 

انتخاباتی را که  نه مردم ایران شمالی و نه نهادهای بین المللی  آن را تائید نکردند ، آقای  الماسی و هیات همراه آن را تائید کرد و این  اوج  سهل انگاری دستگاه دیپلماسی ما بود . 

در عجبم  کسی همان زمان  از این موضوع  مطلبی ننوشت .

ومثالهایی از این دست در باره  زمان سفارت  آقای قضائی بسیار دارم  که دیگر .............

سراغ آقای  افشار سلیمانی برویم :

ایشان  به عنوان سفیر ایران در باکو مدتی انجام وظیفه کردند . (صد البته دستگاه دیپلماسی  پارامترهایی برای انتصاب سفیر در نظر میگیرد و حتما ایشان  دارای این  صلاحیت ها برای سفارت بوده اند ) چرا همان زمان  کسی مطلبی ننوشت که : آی  ! دستگاه دیپلماسی ! پسر خاله  جناب سفیر پان ترکیست و تجزیه طلب تشریف دارند و یکی از نشریات  مروج تجزیه طلبی را در یکی از استانهای آذری نشین  سردبیری می کنند و  این آقای سردبیر  پسر خاله  سفیر خود (آقای افشار سلیمانی رابه دفعات و در محافل  بسیاری/ از فرماندهان نیروی قدس سپاه معرفی می کند . و می گوید  من برای  انتشار  نشریه با شخص آقای افشار سلیمانی  هماهنگی می کنم ) 

چرا همان موقع کسی  دادش در نیامد که : آی دستگاه  دیپلماسی ! آقای افشار سلیمانی  تا به عنوان سفیر ایران در  باکو  منصوب شد ، سریعا بدون فوت وقت درخواست انتشار نشریه  در اردبیل را  نه به اداره  ارشاد اردبیل بلکه مستقیما و بدون  بروکراسی اداری به دفتر مدیر کل وقت  مطبوعات وزارت ارشاد  ارسال کرد .

چرا همان زمان که  قرار بود کنگره آذربایجانیهای دنیا در باکو ( اسفند 1384) با شرکت سران گروههای  تجزیه طلب فراری از ایران  برگزار شود ، آقای افشار سلیمانی  سردبیران  نشریان مروج  تجزیه طلبی در  استانهای آذری نشین را جمع کرده با عنوان  سفر  روزنامه نگاران  ایرانی به جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) به باکو برد .و سردبیر  هفته نامه  وراوی /آراز / آوا و ...... به خرج بیت المال جمهوری اسلامی  میهمان جناب سفیر بودند و در همین سفر با احمد اوبالی ....صابر رستم خانلی ...جمیل حسنلی ...دفتر نمایندگی  گروهکهای مخالف نظام . با آغری قاراداغلی ....با خانم ..... دیدارهای  محرمانه و .... داشتند  .

 اما  هیچ کس مقاله ای  خبری تحلیلی  ننوشت . به نظر شما این جای تعجب ندارد؟؟؟؟ حال  آقای قضائی  سفارتشان که هیچ  دو و یا سه سمت دیگر را هم  پشت سر گذاشته اند .آقای افشار سلیمانی دیگر سفیر نیست و ما تازه داریم می نویسیم که آی دستگاه دیپلماسی  هشیار باش !!!!!!!!

چرا  کسی ننوشت : دستگاه دیپلماسی   مصاحبه ی  همسر آقای  افشار سلیمانی با  روزنامه ۵۲۵ باکو را بده ترجمه کنند تا  بدانی همسر نماینده رسمی  دولت ایران چه به روزنامه  می گوید ؟؟

دوستان عزیز ! بیایید  همزمان با  دستگاه دیپلماسی ما هم  هشیارتر باشیم . نکند آقای  حمیدی زارع  هم  بعد از چند سال که  سفارتشان تمام شد  همین را تکرار کنیم ؟

ماها که قلم دست گرفته  و این موضوعات را موشکافی می کنیم ، حتما  دستی بر آتش  در عرصه اطلاع رسانی و  شفاف سازی داریم . همین امروز اگر  مطلبی در خصوص  جناب سفیر و جنابان سفرا  می بینیم و  به نظرمان  غیر معقول است ،  پیدا کردن  ایمیل  و تلفن ، فکس و یا راه ارتباطی با این  عزیزان  کار سختی نیست اول برای خودشان بنویسیم .حتی اگر شده به عنوان یک  هموطن ایرانی . من خودم را می گویم و دیگران را کاری ندارم اگر روزی به این نتیجه رسیدم با همان شخص جناب سفیر ارتباط برقرار کرده و  به دیدارش می روم حتی اگر  استطاعت مالی نداشته باشم  از ایشان می خواهم که مرا به عنوان میهمان بپذیرد و  درباره مسائل  با ایشان  صحبت کنم .اما  هیچ وقت  این اجازه را به خودم نخواهم داد که  خدای نکرده زمانی به خاطر  مسائل  حزبی / گروهی  و یا منافع شخصی  علیه کسی مطلبی بنویسم و یا عکس یادگاری با ایشان بگیرم .

در اینجا این نکته را لازم می دانم  توضیح دهم که  خدای نکرده  هیچ غرض و مرضی با کسی  اعم از  سفرا و یا نویسنده مطلب و یا  این مقاله  ندارم و  دست نگارنده  محترم را  به گرمی می فشارم و  بوسه ادب می زنم .مشی ایشان را  می پسندم ولی  انتقاد می کنم که چرا بی موقع ؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 14:32  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

نگاهی به فلسفۀ جنبش آزادیبخش ایران شمالی

حسن سعادتی


مفهوم تکامل موضوعی است بس فراگیر که تحولات اجتماعی و قومی در مسیر تاریخ را میتوان با داده های آن در ساحه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی قابل درک و تفهیم کرد. بنا به تثبیتهای علمی و تجربی داروین در دنیای جانداران هیچ رویدادی بدون علت نیست. دنیای جانداران پیوسته در حال حرکت و دگرگونی میباشد وتراکم کمیتی منجر به تغییرات کیفیتی میشود. چنین به نظر میرسد که این قوانین بیولوژیکی برسیستمهای قومی نیز قابل تطبیق میباشد. چه، طرز تبادل انرژی در سیستم قومی با محیط اطراف، جهان و هستی، یک موضوع علم بیولوژیکی میباشد. هر سیستم اتنیکی برای بقاء ارگانیزاسیون خود ارتباط و آداپتاسیون مخصوص به خویش با محیط طبیعی، اجتماعی، بیوسفر و بیوجغرافیا را کشف میکند. موتاسیون و یا جهش در سیستم اتنیکی بیشتر محصول متناسب این آداپتاسیون میباشد که یک قوم مثل مغولها با کمیت اندکشان با یک جهش فوق العاده بر جهان حکم میکند. برای صعود یک قوم مثل مغولها به ذروۀ تکامل حربی، قابلیت اداری و عقلی چه اتفاقاتی در بیوجغرافیا رخ میدهد و این قوم چسان به این اتفاقات آداپته میشود که میتواند به اوج قدرت سیاسی در جهان دست یابد؟ قبل از ورود به عمق مبحث زایش-افزایش[1]یک قوم و آنالیز هستۀ هستی و ظهور آن در صحنۀ تاریخ، به تحلیل روند تکاملی و پروسۀ شدن اقوام میپردازیم.
اگر آدمیزاد در همان حالت اولیۀ ظهورش باقی میماند آنموقع حادثه ایی بنام تاریخ نیز بوجود نمی آمد. حیوانات تاریخ اجتماعی، بخصوص تاریخ تکامل اجتماعی ندارند. زیرا محروم از خاطرات تاریخی هستند. خاطرات تاریخی موجب ارتباط عقلی با زمان حال و آینده میشود که حیوانات محروم از آن هستند. همگرایی در حیوانات نه بر اساس عقل که بر اساس غریزه میباشد. وقتی که حادثه ایی بنام تاریخ و تکامل در میان هست، بنابر این ارادۀ تغییر مسیر تاریخ نیز باید میسر گردد. تغییر مسیر تاریخ از بسترۀ غریزه گرایی بسوی عقل محوری موضوع تکامل دیالکتیک جامعۀ بشری بوده است. تاریخِ انسانهایِ ابتدایی بیشتر محصول غرایز و تاریخ قُرن وسطا در غرب و شرق محصول تاریکیهای دینی و خرافات اسطوره ایی بوده است. در مجرای این تاریخها که نوع قرن وسطایی آن در مشرق زمین هنوز هم جریان دارد عنصر عقل روشنگر و جستجوگر تاثیر نداشته است. اکنون تاریخ مدرن، عقل روشنگر را وارد مجرای تاریخ کرده است. با ورود عقل روشنگر به مجرای تاریخ مسیر حرکت از تاریکیهای افسانه و دین محوری به سوی روشنایی و انسان محوری (همانیزم) شروع گشته است که در این مسیرِ شدن واژه هایی چون حقوق بشر، حقوق ملل، حقوق حیوانات، حقوق محیط زیست (اکولوژی) بصورت فنومنهای نوین وارد انگیزه های روزمرۀ دولتها، ملل و انسانها گشته است. دینامیزمِ پروسۀ پیشروی از تاریکی بسوی روشنایی را عقلِ روشنگر تشکیل میدهد، نه عقلی که در بند و اسارت تفسیرهای دینی قرار گرفته است. این عقل روشنگر کونسِپتِ ملت و ناسیونالیزاسیون را به میان گذاشته و چنین به نظر میرسد که گریزی از آن نیز نمیباشد. زیرا این کونسِپت بصورت سرنوشت مطلقه ایی که باید از آن گذر کرد در پیش روی تاریخ قرار گرفته است. بدین ترتیب که عقل روشنگر در حفظ و بقاء هر چیزِ طبیعی و تاریخی دقت کامل بخرج میدهد. ملت نیز بصورت یک فنومن طبیعی و تاریخی نباید منقرض گردد. عقل روشنگر فعالیتهای ملی را نه بر اساس اوتوپیای دینی، قرن وسطای اسلامی و جهالت صفوی، بلکه بر اساس امکانات مادی و معنوی هر ملت متشکل و متمرکز میکند. فعالیت ملی  چیست؟ فعالیت ملی یکنوع تمایل عقلی و سیر جریان حوادث است بسوی شدن. این تمایل، دینامیکها و تحرکاتِ موجود در بطن یک ملت را از بودن بسوی شدن به حرکت در میآورد. جریانهای فکری و حسیِ حاکم بر شعوراجتماعی، امواج ملت شدن (ناسیونالیزاسیون) را بیشتر و بیشتر میکند. بیشتر این تحرکات و جریانِهای شدن از اینکه در عمق ملت صورت میگیرد در سکوت رخ میدهد. تا مرحلۀ تشخیص دقیق اهداف و تاکتیکها سِیرِ این تمایل در عمق هستیِ ملت ظاهرا در سکوت و نامرئت اتفاق می افتد. پس از تشخیص ملی و شکل یابی بافت فکری، تئوریک و عقلی این سکوت میشکند و انرژی متراکم و متمرکز گشته در مراحل سکوت بصورتِ حوادث اجتماعی و تاریخی تظاهر میکند. در این سیرِ شدن با دو نوع انگیزۀ درونی و برونی روبرو میشویم: انگیزه های درونی عکس العملی است برای حفظ و بقاء هستۀ مرکزی ملت در مقابل فشارهایی که به منظور از بین بردن ملت از طرف شونیزم تطبیق میشود. انگیزۀ درونی بیشتر حالت تدافعی دارد. تکنیکی است برای حفظ بقاء و جلوگیری از نابودی. انگیزۀ برونی حالت تدافعی را کافی نمیشمارد و پس از تکمیل کردن تکنیک دفاع از خود، تکنیک تهاجم و گسترش را پیش میگذارد. انگیزۀ برونی تلاشی است برای جزیی از کلِ جهان معاصر گشتن. تلاشی است برای آداپتاسیون با محیط بسیار بزرگ جهانی. این امر، یعنی آداپتاسیون، با تماس انرژی متراکمِ درون اتنوس با جهان بزرگ اجتماعی و بیوسفِر اتفاق می افتد. تماس با جهان بزرگ جوامع انسانی و با جهان علم. در این روند، بزرگ مردان و زنانی از درون اتنوس پا بعرصۀ علم و فلسفه میگذارند. انرژی متراکم و متمرکزِ درونِ اتنوس در تمثال شخصیتهای بزرگ تظاهر میکند. این شخصیتها در پلانهای مختلف چون علم، فلسفه، سیاست، حرب، هنرهای زیبا (موسیقی ، نقاشی، هیکل تراشی، نمایشنامه نویسی، تئاتر، ادبیات) میتوانند اعلان موجودیت کنند. جنبش آزادیبخش ایران شمالی نیز در مراحل تدافعی و تهاجمی خود موظف و مکلف به این امر میباشد. در غیر این صورت همۀ این حوادث مثل نهضت مشروطه بشکل یک ماجراجویی بیهوده و بیهدف انرژی ملی را تخلیه میکند. تخلیۀ انرژی درونی بیشتر در بُعد فکری و سپس در بُعد همیاری ملی و اجتماعی بدنبال تشکیل یک ارگانیزاسیون بزرگ سیاسی ایران شمالی باید صورت پذیرد. بدون هدف ملی هر نوع خیزش اجتماعی نمیتواند ماجراجویی بیش جلوه دهد. داده های اتنوگرافی مدرن در دوره های مختلف، انرژی درونی اتنوس را مورد تحقیق قرار میدهد. در بعضی مقاطع تاریخی حالت سکون در موجودیت اتنوس مشاهده میشود و در بعضی مراحل حساس نیز شاهد انفجار انرژی درونی اتنوس میشویم. بیشتر تحولات و وقایع تاریخی نیز محصول انفجار همین انرژی درون اتنوس میباشد که به برون میتراود. این تئوری علمی، اتنوس را بصورت یک فنومن بیولوژیکی در نظر گرفته و با نظریۀ تکامل بیولوژیکی، این موجود زنده بنام اتنوس را مورد بررسی علمی قرار میدهد. روند زایش-افزایشِ (اتنوگِنِزیس) اتنوس یک پروسۀ طبیعی است که خودبخود بوقوع میپیوندد. دیالکتیک آن در ذات و بطن خودش میباشد. دینامیک این زایش و افزایش در بطن اتنوس مخفی است. نوع تماس با محیط و افزایش دانشهای ذهنی و تجربی میتواند انفجارِ انرژی در بطن اتنوس را تندتر و تندتر کرده باشد. قانون حاکم بر تکامل بیولوژیکی و بیوشیمی اتنوس بسیار کند و آهسته است. فقط وقتی که این تکامل به اوج خود میرسد، انفجار شدید در اندرون هستی اتنوس رخ میدهد. همزمان با این انفجار درون اتنوسی افرادی ایده آلیست از متن ملت بپا میخیزند و با ادعاهای بزرگ زندگی و سرنوشت فردی خود را با عاقبت ملی گره میزنند. اگر چنین افراد نیرومند و پاسیونر از درون ملت برخیزند این بدان معنی است که اتنوس در آستانۀ انفجار انرژی درونی خود میباشد. با توجه به اینکه در سالهای اخیر شخصیتهای بزرگ، مقاوم و نیرومند از میان ملت ایران بخصوص از میان آذریها برمیخیزند، میتوان به حجم انرژی درونی ملت پی برد. ایران شمالی ( اران یا جمهوری جعلی آذربایجان ) در آستانۀ این انفجاربزرگِ تاریخی قرار دارد و گریزی آز آن نیست که این، هم جبر تاریخ و هم ضرورت ملی است. زیرا طی هفتاد سال دیکتاتوری حزب کمونیست و بعد از آن در 16 سال اخیر مردم ایران شمالی تحت ستمهای شدید قرار داشته اند و با دین و فرهنگ انها توسط دولت مبارزه شده و هزاران تن زا فعالان اسلامی طی صد سال اخیر در ایران شمالی به شهادت رسیده و یا به سیبری تبعید شده اند و یا ناگزیر به مهاجرت گردیده و در ایران سکنی گزیده اند.پس از انفجار این انرژی و پی بردن اتنوس به مقدار و حجم انرژی درونی خود مرحلۀ تاثیر مستقیم و تند این انرژی به مناسبات بین المللی منعکس میشود. تا مرحلۀ انفجار شدید که محصول تکامل دیالکتیکی دراز مدت درون اتنوسی میباشد، شاید علامتهای این رشد با چشم قابل رؤیت نباشد. این تکامل و ترانسفورماسیون بیشتر بشکل نامریی و درون قومی رخ میدهد. پس از پایان رشد و انفجار انرژی میتوان تاریخ مراحل بلوغ آنرا تحقیق کرد. اما در حین شدن شاید قابل رؤیت نباشد. بیشتر مواقع مراحلِ رشد و بلوغ تدریجی، ولی تاثیر خالص و مستقیم آن انقلابی میشود. همچنانکه در طی تحولات غیر قابل رؤیت درون زمینی در دراز مدت، ناگهان کوهی یا کوهستانی از عمق زمین سر برمیآورد و یا آتشفشانی رخ میدهد. علم ژئولوژیِ تاریخ، بیشتر پس از اتفاق این حوادث مراحل آنرا قابل تدقیق میداند. خصوصیات رشد قومی (اتنوگِنِزیس) با ریتم تکامل اجتماعی متفاوت است. نمیتوان فقط با قوانین و متدولوژی سوسیولوژیکی زایش-افزایش (اتنوگنزیس) و وارد صحنۀ تاریخ شدنِ یک قوم را تحقیق کرد. چرا که اتنوس فنومنی است در مرز تقاطع بیوسفر و جامعه. بدین دلیل می بینیم که با علم ماتریالیزم تاریخی نمیتوان زایش-افزایش یک قوم را به درستی مورد تحقیق قرار داد. چرا؟ زیرا هدف ماتریالیزم تاریخی کشف قوانین تکامل اجتماعی بوده است. در حالی که اتنوگِنِزیس (زایش-افزایش قوم) حادثه ایی است برتر از یک فنومن اجتماعی. بدین دلیل قوانین حاکم بر تکامل سوسیولوژیکی و اتنولوژیکی متفاوت بنظر میرسد. علم اتنوگنزیس قوانین رشد اتنوس را در نقطۀ تقاطع سه علمِ تاریخ،جغرافیا و بیولوژی (اکولوژیک و ژنتیک) مورد بر رسی قرار میدهد. از دیدگاه سوسیولوژیکی وقتی که به حادثۀ زایش-افزایش اتنوس مینگریم، چنین میتوان نتیحه گرفت که درین مراحلِ تحولاتِ درون قومی، تغییراتِ اجتماعی در حیاتِ اتنوس میتواند تاثیرات پولیتیک و فرهنگی داشته باشد. که این نیز به نوبۀ خود در یک جغرافیای معین، تاریخ آن اتنوس را قابل درک میکند. بدین دلیل علم تاریخ با علوم طبیعی در این واقعه بهم نزدیک میشوند. اجتماع و قوم دو کلمۀ مترادف نیستند، متفاوت هستند. تحولات اجتماعی میتواند موضوع علم ماتریالیزم تاریخی باشد. اجتماع، مجموعه ایی را احتوا میکند، دربر میگیرد که زندگی مادی مشترکی دارند. تولید نعمات مادی و همیاری در این راستا از شرطهای اساسی است. اجتماع ، نوعی همبستگی است در ایجاد مناسباتِ اقتصادی پیشرفته و تولیداتِ بیشتر. ما در تاریخ در بارۀ انواع این اجتماعها به اشکالِ کلان، برده داری، فئودالیزم، کاپیتالیزم و فراکاپیتالیزم معلومات داریم. درون ساختاری هیچیک از این جوامع، درون ساختاری هیچ یک از این سیستمهای اجتماعی با درون ساختاری سیستم اتنوس همسان نبوده اند. همۀ این سیستمهای اجتماعی احتیاج به اتحاد و همبستگی کونستراکت[2] (ساخته شدنی) دارند. اما سیستم اتنوس به این اتحاد ناپایدار کمتر احتیاج دارد. انسان از روزی که به دنیا می آید بدون اینکه خود بداند عضوی از یک سیستم قومی میشود. این سیستم اتنیکی با حفظ استقرار خود رشد میکند. اما میدانیم که در سیستمهای اجتماعی استقراری در کار نیست و مثلا یک سیستم برده داری و یا فئودالیزم بطور کلی منقرض میشود و سیستم نوینی جای آنرا میگیرد. یک سیستم نوین با مناسبات اقتصادی و فرهنگی نوین قد علم کرده و جای سیستم منقرض شده را پر میکند. تحقیقات ماتریالیزم دیالکتیک نیز این روند را تایید میکند. همانطور که مشاهده میشود سیستم اجتماعِ برده داری، فئودالیزم و کاپیتالیزم فقط متفاوت نبوده اند، بلکه متضاد و منکر هم بوده اند. یک سیستم تماما منحل شده، منقرض شده، از بین رفته و سیستم دیگری جایگزین آن گشته است. اما در همۀ این تحولات سیستم اتنوس منقرض نشده بلکه با حفظ استقرار درونی خود رشد درونی و برونی داشته است. سیستمهای اجتماعی در روند تکاملی خود منقرض میشوند، اما انقراض از نوع پدیده های اجتماعی در سیستم اتنوس را مشاهده نمیکنیم. منسوبیت به سیستمهای اجتماعی قابل تغییر است. مثلا یک فئودال پس از انقلاب صنعتی به بورژوا و یک رعیت به کارگر صنعتی تبدیل میشود. اما در این تبادلات، منسوبیت اتنیکی (قومی) آنها تغییر نمیکند. در اساس تشخیص قومی احساساستِ انسان قرار میگیرد. انسان از زمان کودکی احساس منسوبیت به یک قوم را درک میکند. طرز حرکت سیستم اتنوس و تبادل انرژی آن با محیط اطراف و بیوسفر با طرز حرکت سیستمهای اجتماعی فرق دارد، دینامیکهای آنها متفاوت است. هم اجتماع و هم اتنوس از کولکتیو انسانها عبارت هستند. اما طرزِ سیرِ تکاملی آنها متفاوت میباشد. اتنوس از یکنوع طرز حرکتِ درون ساختاری مختص به خود برخوردار است. احتیاجات درونی اتنوس با احتیاجات اجتماع فرق دارد. احتیاجات اجتماع میتواند با احتیاجاتِ ساختار بیرونی اتنوس همآهنگ باشد نه با ساختار درونی. که این نیز سبب تاثرات فرهنگی و پولیتیک میگردد. سیستمهای اجتماعی دچار چنان انقراضی میشوند که در آرشیو تاریخ قرار میگیرند. همۀ تکیه گاههای سیستم از بین مبروند. اما سیستمهای قومی دچار چنین انقراضی نمیشوند. یعنی با یک جهش، یک قوم منقرض شده و به قوم دیگر تبدیل نمیشود. اگر هم چنین جهشی اتفاق بیفتد فقط در نتیجۀ تحولاتِ بیوسفری و بیوجغرافیایی میتواند صورت گیرد. در این رابطه است که علم تاریخ میتواند جوامع مختلف در دوره های متفاوت را مورد بر رسی قرار دهد، اما علم تاریخ نمیتواند و یا هنوز نتوانسته است جایگزین اتنولوژی گردد. علم تاریخ به اتنولوژی کمک میکند، ولی هنوز نتوانسته است جایگزین آن شود. اینکه تئوریهای شونیستی میگویند که مثلا فلان قوم به این سرزمینها آمده اند و باید از بین بروند، هیچکدام از این تئوریها با علم تاریخ و بخصوص با قوانین اسرارانگیز اتنولوژی ارتباطی ندارند. یا کسانی از افراط گرایان شوونیست که سابقه سکونت یک قوم در ایران را به دهها هزار سال میرسانند ( مانند محمدتقی زهتابی در کتاب  تاریخ دیرین توورکان ایران )  جز حکایه گویی هنری ندارند .بدون تردید در جهان اقوام همواره در حال جایگزینی، جابجایی و کوچ بوده اند. این جابجاییها از از احتیاجات درونی سیستم اتنوسها بوده است. اگر این جابجاییها و تنوع نمیبود بیشتر اتنوسها از جمله خود فارسها نیز منقرض میشدند، از بین میرفتند. اگر جابجاییها نه به زور بلکه بر اساس احتیاجاتِ ساختارِ درونی اتنوس اتفاق افتد، این یک روندِ طبیعی است که به بقاء بافت درونی اتنوس کمک میکند. در اینجا این بحث را میبندیم و در این رابطه وارد موضوع دیگری میشویم.
گاهی ادامۀ حیاتِ یک اتنوس با برشِ زندگی خود با تاریخ خویشتن میسر میگردد. زیرا آن ارزشهای قومی، اجتماعی و دینی توانایی صدور انرژی درونی را از دست میدهد. آن ارزشهای اجتماعی و قومی نمیتواند با دنیای نوین همپا گردند. بدین دلیل در پیش روی یک قوم دو آلترناتیو قرار میگیرد:  زندگی مسالمت امیز و انسانی با دیگر اقوام در یک کشور . و یا تبدیل شدن به آلت اجرای نقشه های استعمارگران  .  امپراتوری عثمانی مثال خوبی است : این امپراتوری بر بخش گسترده ای از جهان اسلام به نام دین حکومت میکرد و از قدرت فراوانی در برابر کشورهای استعماری اروپا و روسیه برخوردار بود . اروپاییها مساله قومیت را در عثمانی مطرح کردند و گروهی تحت عنوان ترکان جوان به نام ترک پرستی و علیه اتحاد اسلامی فعال شدند . در نتیجه اقوام دیگر نیز با نقشه های غرب در قلمرو امپراتوری تحریک گردیدند . فی المثل عربها گفتند : اکنون که حاکمان عثمانی دعوی قومیت دارند و ترک پرستی میکنند ، و خود را از عرب و کرد و فارس برتر میدانند ، ما که عرب هستیم نباید تحت سیطره ترکها زندگی کنیم و بایستی از عثمانی جدا شویم ...و بدینگونه نقشه استعمار عملی شد و امپراتوری عثمانی تجزیه گردید ...پس
آنچه به یک ملت نیرو میبخشد و تمامیت و قدرت آن را در مقابل استعمارگران حفظ میکند ، وحدت اقوام و تکیه بر ایدئولوژی واحد دینی است.

 وقتی که ما از آزادی ایران شمالی  حرف میزنیم این بدین معنی نیست که از سیطرۀ کونیسم روسی  در آمده و به اسارتِ دمکراسی آمریکایی یا شوونیزم و نژادپرستی در آییم. این بدان معنی است که همگام با مبارزه با اسارت ذهنی ساخته وپرداخته استعمارگران ، از تحتِ اسارتِ قوم پرستی و خرافات پرستی نیزباید رهایی یافت. و بایستی  با تکیه بر  نهضتهای الگو مانند نهضت بی بدیل کربلا و انقلاب رهایی بخش اسلامی ایران ، انرژی تاریخی و انباشته شده را در مسیر رسیدن به سعادت واقعی بکار گرفت .و از اسارت ذهنی افکار ارتجاعی قومی رها شد. رهایی از اسارت تفکرات نژاد  محور و قوم پرستی که در آن نه حقوق بشر موجود است و نه زن بصورت انسان در نظر گرفته میشود ضرورت دارد. آنچه هست فقط حقوق دین است و آیین ضد انسان. تفکرات خرافی مانند قوم پرستی و زبان محوری خرافی بصورت اژدهایی در آمده اند که غذایشان انسان و سرنوشت ملت تُرک بوده و هست. مثلا وقتی که ما به ادبیات سیاسی-ایدئولوژیکی انقلاب اسلامی نگاه میکنیم، میبینیم که همۀ ارزیابیهای ایدئولوژیکی “بازگشت به خویشتن” را بشکل رسیدن به روشناییهای دین محور تفسیر کرده اند. آن سرمایۀ ایدئولوژیکی و فکری که دراین راستا نهاده بودند بار داد و جمهوری اسلامی با الهام از زندگی نمونه وار 14 “معصوم” احیا گردید. آن ایدئولوژی شیعه چون قدرت سیاسی را بدست گرفت ، استقلال سیاسی را به ملت هدیه کرد . در حالی که مناقشه قره باغ بعد از بیست سال تبدیل به یک مناقشه منجمد شده و  ایدئولوژی قوم پرستی دولت ننگین باکو قادر به آزاد کردن یک وجب از قره باغ نشده است ، ملت ایران با تکیه بر ایدئولوژی شیعی در مقابل قدرتهای جهانی ایستاد و سرزمین ایران را حفظ کرد و دشمن را از خاک ایران بیرون راند . آری این نمونه ای از قدرت ایدئولوژی شیعی است. خوشبختانه اکثریت مردم ایران شمالی نیز شیعه هستند و از درون با ایدئولوژی شیعی و نهضت کربلا پیوند دارند .

عملیات تمدن کش که با نام قوم پرستی ترکی و پان تورانیسم و پان فارسیسم و پان عربیسم  تحت آتا ترک و رضا شاه و جمال عبدالناصر تطبیق گشته است تاریخ تمدن را در تاریکیهای وحشتناک فرو برده است. در این میان خیلی از  مردم ترکیه  با نام بی مفهوم "پان تورانیسم” مورد سوء استفاده و حمالی قرار گرفته است. در این تاریخ هیچ نوع امید رهایی موجود نیست. اکنون که دور جدیدی در تاریخ با نام جنبش بیداری اسلامی  آغاز شده است، هر ملتی سعی در کشف اصالت دینی و  تاریخی خود و تبدیل جهان اسلام به وطنش میباشد. وطن یک کونسِپتِ مدرن است. تاریخ کلاسیک که بیشتر بر اساس امت محوری بود همۀ سرزمینها را مال خدا میدانست و همۀ ملل نیز در ملک خدا زندگی میکردند. هم در تاریخ امت محوری عیسویت و هم در تاریخ امت محوری اسلامیت چنین بوده است.

در غرب وقتی که تولد نوین با نام رنسانس آغاز شد روشنفکران بر علیه متافیزیک دگماتیک، ویزیون عقل محوری را بمیان گذاشتند. همزمان با برش ذهنی از متافیزیک دگماتیک، عقل انسانی کمک طلبیدن از آسمانها را نیز پوچ و بیهوده دانست. عقل انسانی به کشف روشنایی خویشتن پرداخت. بدین ترتیب کونسِپتِ “ملت”، “حقوق بشر”، “حقوق زن” و … همه و همه بصورت دستآوردهای عقل روشنگر واقعیت اجتماعی پیدا کردند. زیرا غرب قبل از ان در دوران قرون وسطا و دوران استبداد و انسان سوزی سیر میکرد . اما در جهان اسلام هرگز دوره ای به نام قرون وسطا وجود نداشته است. با این همه باید پذیرفت که برخی حکومتهای ضد شیعی و  غیر اسلامی مانند عباسیان و امویان به نام اسلام تاریخ را به تاریکی کشیده اند و اگر نیک نگاه کنیم این شیعیان بودند که همواره مشعل نهضتهای آزادیبخش را بر افروخته اند . و به نام عدالت اسلامی خواستار رفع ستم شده اند و نمونه حکومت شیعی حکومت علی علیه السلام است که در طول پنج سال ، زمین را با بهار عدالت آشنا کرد . کدام ازادی بالاتر از آنکه علی با یک یهودی نزد قاضی رفت ، در حالی سرزمینهای اسلامی و امت اسلامی را زیر فرمان داشت ؟

اما حقیقت این است که رنسانس غربی شورش علیه دین حقیقی نبود ، اگر غرب علیه دین حقیقی شورش کرده بود امروز بایستی شاهد از میان رفتن مسیحیت میبودیم . مردم غرب علیه صدها سال استبداد و حکمرانی خانمانسوز کلیسا و کشیشها برخاستند و حکومت را زا دست آنان گرفتند. کلیسایی که به نام دین و خدا ، زندگی را تبدیل به جهنم کرده بود و علاوه بر مسیحیان ، صدها هزارتن از مسلمانان اسپانیا را بعد از اشغال آن به جرم مسلمان بودن در آتش افکند ...

در این روند ، روند بازگشت به ارزشها و فرهنگ اصیل ملی معیارهای اخلاقی و اخلاق شناسی نیز بسوی دین محوری سوق داده میشود. میدانیم که اخلاق از موضوعاتِ اصلی سوسیولوژیکی، آنتروپولوژیکی، پسیکولوژیکی و بخصوص تئولوژیکی بوده است. یک ملت در روند بیداری ملی، معیارهای اخلاقی خود را به محاکمۀ عقل روشنگر میسپارد. کدام اندیشه مردم ایران شمالی را به سوی جدایی از دین و ارزشها و فرهنگ اصیل سوق میدهد ؟موضوع بسیار جدیی است که امروز جنبش آزادی بخش ایران شمالی مکلف به پاسخگویی آن میباشد

 

 

 

 

در این میان جنبش آزادیبخش و حرکت اسلامی ایران شمالی  اخلاق اصیل ملی و دینی را جایگزین معیارهای اخلاقی شونیزم قوم محور میکند. اخلاق اصیل انسانی  هیچ یک از این اتیک غیر انسانی قوم محور را مقبول نمیشمارد. زیرا خداوند برتر از این تفسیرهای نژادپرستی میباشد. زیرا انسان آزاد و خود یافته ، کسی است که از تاثیرات میتولوژیها، اسطوره ها، افسانه ها و مذاهب و تفکرات  خرافی و قومی عقل و روح خود را بری داشته است. فیلسوف بزرگ قرن بیستم برگسون میگوید: “اعتقادات خرافی تدابیر امنیتی و روانیست در مقابل ترس و واهمه که روان انسانهای ابتدایی بوجود آورده و سپس بصورت عادت در آمده است.” رژیمهای دیکتاتور و شونیست با در محیطِ ترس و واهمه نگه داشتن جامعه از این ضعف انسانها برای آماج ضد انسانی خود استفاده میکنند. دشمنی این رژیمها با اسلام نیز از این موضوع روانی نشات میگیرد. اسلام محیط ترس و واهمه را از بین میبرد. در  مردم سالاری دینی دولت نه مظهر ترس، بلکه قدرتی است در مقابل ترس. درست برعکس رژیمهای شونیست و قوم محور . انسانی که پسیکولوژیِ ترس و واهمه را همواره در درون خود داشته باشد نمیتواند درست بیندیشد. و از این روست که برخی دولتها  مساله قوم گرایی و نزاد پرستی را به یک ارزش خوف انگیز تبدیل میکنند .

در جَوّی که شونیزم پدید آورده است ما فقط به  زبانمان فکر میکنیم و  فکر میکنیم که زبان همه چیز ماست و انسان بودن خود را فراموش میکنیم . دولتهای نژاد پرست و زبان باز و قوم محور تلاش میکنند خلائ معنوی انسانها را با موضوعات پوچ مانند زبان و نزاد پر کنند و بشر را از معنویت و ارتباط با خداوند محروم سازند.

در محیط مسمومی که شونیزم پدید آورده است نه تنها هیچ امکان علمی برای تربیت انسانهای فرهیخته و عالم و اندیشمندان اخلاقی موجود نیست، بلکه برای آنهایی که در کشورهای همسایه علوم اسلامی را آموخته اند نیز انگلهای فراوانی بوجود آورده اند.

بدین ترتیب میبینیم که داده ها و معلوماتهای تاریخی، فرهنگی، علمی و تفسیرهای قومی و نژادپرستانه  همه دروغ محض میباشد. هر جا که فقر فرهنگی و مادی بیداد میکند ف گرایش به تفکرات شوونیستی و قومی نیز افزایش می یابد. دلالان شوونیست  با نامهای تورکولوژ ، تاریخچی  و فولکلوریست و...سیاستباز و ... از این ضعف روانی انسان استفاده کرده و برای خود دکان باز میکنند. آنها توران بزرگ  می آفرینند، و با کمال بیشرمی گرگ را به عنوان نماد ترکها معرفی میکنند تا روحیه درندگی خود را به نمایش بگذارند.

شونیزم از هر  نوع برداشت قومی و نژادی  برای نابودی ملل مختلف استفاده میکند. یعنی از طرفی جهالت ما نیز دست در دست شونیزم قوم محور بصورت عامل آسیمیلاسیون درآمده است. آنموقع از این محیط تاریخی و اخلاقی بطور کلی باید برید و به کمک عقل روشنگر بر علیه همۀ معیارهای اخلاقی و جهانبینی آن شورید. فشارهایی که از طرف تاریکیهای این تاریخ آدمخوار و شوونیسم  بر پیکرۀ عقل ملی تطبیق میشود بسیار سنگین است. این تاریخ و این تجربه های شونیستی مفهومی بنام آزادی و دین  را پذیرا نیستند. از زندان این تاریخ، از زندان فکری شونیزم باید رهایی یافت. یگانه راه رهایی که در بیشترکشورهای اسلامی تجربه شده است، برش احساسی، فکری و رفتاری از این محیط تاریخی و رها شدن از چنگ قومیت و غربگرایی  میباشد. این تاریخ جعلی و ساخته و پرداخته استعمار  دشمن آزادی است. تجربه های سیاسی این تاریخ برای رسیدن به سعادت  اکتفا نمیکند. باید دریچه های عقل و ذهن انسان به جهان خرد و وحی  باز گردد. هر نوع بریدگی از تاریخ، حقایق نوین بشری را به ارمغان آورده است. همچنانکه با جدا شدن ایران  شمالی از این محیطِ تاریخیِ بیمار، در ا6 سال اخیر شخصیتهایی چون علی اکرام علی اف و ایلقار ابراهیم اوغلو  جهانبینی دین  محوری در آسمان تمدن جهانی شروع به درخشش کردند.

از این دیدگاه حرکت اسلامی ایران شمالی  تلاشی است برای بریدن ازاین محیط تاریخی و بریدن از محیط اجتماعیی که شونیزم و استعمار امریکا و روس و ترکیه  بوجود آورده است. برش از یک محیط تاریخی و تمایل بسوی محیط نوین محتوای دیالکتیک را تشکیل میدهد. یعنی حرکت مداوم از بودن بسوی شدن. از اینکه ارزشهای اسلامی  میتواند این تاریخ گندیده را نفسی دوباره ببخشد، شونیزم قوم  محور بدین دلیل دشمنی خود با ارزشهای اسلامی را کتمان نمیکند. چرا؟ زیرا ارزشهای دنیای اسلام  به هیچ وجه اجازه نمیدهد زنان به صورت عروسک جنسی در مغازه ها و هتلها  عرضه شوند، انسانهای آزادیخواه که حقوق ملی ملت خود را خواهان هستند در زندانها اشکنجه شوند. اما این سیستم بستۀ شونیزم نابود خواهد شد. ارزشهای اخلاقی و حقوقی اسلام  این سیستم بسته را از بین خواهد برد. بدین دلیل هم شونیزم قوم  محور این سیستم بسته از تماس باز با جهان اسلام و بخصوص ایران ترسیده اند. همچنانکه سیستم بستۀ شوروی نیز از تماس مسلمانان قفقاز و بخصوص مردم ایران شمالی با ملت ایران واهمه داشت . به حدی الفبای کهن این سرزمین را نیز تغییر داد . بعد از فروپاشی شوروی و تشکیل دولت شوونیستی و قوم محور بار دیگر الفبار را به الفبای لاتین تغییر دادند  تا مانع از روابط فرهنگی مردم شیعه ایران شمالی با ملت ایران شوند.

. سیستمهای بسته محکوم به فنا هستند. سیستمهای بسته وقتی که شروع به تبادل انرژی با محیطهای دیگر بکنند نابود میشوند.

 

 سیستم شونیزم قوم  محوری را ارادۀ مسلمانان  نابود خواهد کرد. بدون تردید در زمان جان کندن شونیزم، ایران شمالی  به عاقبت خود خواهد اندیشید و فرصت نخواهد داد که فاشیزم قومی  بشکل دیگری از گورستان تاریخ سر برآورَد. و ایران شمالی برای همیشه به سرزمین اصلی یعنی ایرانی که از با زور جدا شده ملحق خواهد گردید.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 17:48  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

انجمن‏هاي ادبي در ايران شمالي

·        راحله محمدي

انجمن‏هاي ادبي؛ محافل ادبي در ايران شمالي (اران/ جمهوري آذربايجان) كه شاعران و نويسندگان در آن گرد مي‏آمدند تا آثار يكديگر را بشنوند و به بحث و اراية نظر دربارة آن‏ها بپردازند. دورة فعاليت انجمن‏هاي ادبي در ايران شمالي ، اوايل سدة‌ هجدهم تا اوايل سدة بيستم ميلادي بود. تا اوايل سدة بيستم ميلادي انجمن‏ها و حوزه‏هاي ادبي گوناگون در منطقة‌ قفقاز برپا بوده و شاعران و نويسندگان مناطق مختلف، هرچندگاه، گرد هم آمده و، افزون بر خواندن آثار خود، از آرا و نظرات استادان و اديبان برجستة‌ روزگارشان بهره مي‏بردند. پس از تشكيل حكومت كمونيستي (1296 شمسي/1917 ميلادي)، محافل و انجمن‏هاي ادبي يكي پس از ديگري تعطيل شدند و گردآمدن اديبان و روشنفكران در دفتر نشريات و روزنامه‏ها جاي خود را به نشست‏هاي ادبي داد و اين بار روزنامه‏ها و نشريات ناشر افكار اين طبقه از انديشه‏گران جامعه بودند. با نگاهي به تاريخچة اين انجمن‏ها درمي‏يابيم كه معمولاً انجمن‏هاي ادبي به دو شكل پا مي‏گرفتند، يكي گردهم‏آيي چندين سخنور در محفلي كوچك و خصوصي، و ديگري محافل ادبي در دربارها و دستگاه‏هاي حكومتي. نشست‏هاي خصوصي سخنوران، دوستانه بود و شاعراني كه در آن‏ها انجمن مي‏كردند مشرب، سليقه و سن و سالي كمابيش يكسان داشتند. بسياري از انجمن‏هايي كه در شهرهاي مختلف ايران شمالي به راه افتادند، از اين دست بودند. به گفتة‌ برخي پژوهشگران، در سدة‌ نوزدهم ميلادي (1179 تا 1279 شمسي) سه جريان ادبي نيرومند در ايران شمالي وجود داشته است: انجمن ادبي قاسم‏بيگ ذاكر (1199 ـ 1274 ق) و محمدبيگ عاشق كه از هواداران شعر سنتي بودند، جنبش فكري آخوندزاده كه به انديشه‏هاي غربي و ضداسلامي گرايش داشت و جرياني كه به همت خورشيد بانو ناتوان (1211 ـ 1276 شمسي) به راه افتاد. حلقه‏هاي ادبي كه غالباً در خانة‌ يكي از شاعران برگزار مي‏شد، معمولاً نام مشخصي نداشتند. از آن شمار مي‏توان به انجمن ادبي ـ كارگري زابرات اشاره كرد كه ميرزا ابراهيموف (1290 ـ 1312 شمسي) كمونيست معروف و كارگزار فرهنگي ـ سياسي حكومت استالين از اعضاي آن بوده است. اما در طي اين سه جريان و پس از آن انجمن‏هاي ادبي گوناگون تشكيل شدند و هر انجمن ادبي براي خود نامي برگزيد. يكي از اين محافل ادبي «انجمن‏الشعرا» بود كه در 1217 شمسي (1828 م) در اردوباد به رياست فقير اردوبادي (1215 ـ 1251 شمسي)  از شاعران تواناي فارسي‏گوي تشكيل شد. برخي از اين انجمن‏ها تنها فعاليت ادبي داشتند و برخي ديگر به قصد رسيدن به اهداف سياسي شكل مي‏گرفتند و با زبان شعر و گفتار ادبي به انتقاد از مسائل روز مي‏پرداختند. تقريباً همة ‌اين انجمن‏ها نشريه‏اي كه در واقع ارگان آن انجمن باشد، نداشتند و تنها پس از روي كار آمدن حكومت كمونيستي و برچيده شدن هرگونه گردهم‏آيي اين چنيني، روشنفكران و نويسندگان روزنامه‏ها و نشريات را تنها وسيله براي نشر افكار خود يافتند. پوياترين دورة فعاليت انجمن‏هاي ادبي در ايران شمالي در فاصلة‌ دهة سوم سدة ‌نوزدهم تا اوايل سدة‌ بيستم ميلادي (حدوداً از سالهاي 1209 تا 1299 شمسي) بود. بنابر آگاهي‏هايي كه در دست است، نخستين آن‏ها، انجمني بوده كه نامي نداشته و به نام باني آن آوازه داشته است و يكي از سه جريان ادبي سدة‌ نوزدهم ميلادي، با پاگيري آن شكل گرفته است. اين محفل به همت قاسم‏بيگ ذاكر تشكيل شد. دربارة‌ تاريخ تشكيل و يا كساني كه عضو اين نشست بوده‏اند، آگاهي در دست نيست، اما انديشة‌ ذاكر و آثار و اشعارش مي‏تواند بيانگر نوع و كيفيت فعاليت‏هاي محفلي باشد كه به دست او بنياد شده است. ذاكر كه خود از نوادگان پناه‏خان، بنيادگذار دودمان خاني در قراباغ ، بود در پي گسترش انديشه‏هاي تساوي‏جويانه و ضد زمين‏داري به اين روند پيوست و به سرودن شعرهاي مردم‏گرا و رآليستي روي آورد. وي در شعرهاي اين دوره از زندگي‏اش، خان‏ها، بازرگانان و روحاني  نماياني را كه از تزار پشتيباني مي‏كردند، با زباني طنز به نقد كشيد. وي با آخوندزاده ارتباط داشت و ميان آن‏ها نوشت و خواند منظومي نيز رد و بدل شده است. آثار طنز ذاكر در ادبيات جايگاهي بلند دارد. در دهة چهارم سدة‌ نوزدهم ميلادي مهم‏ترين جريان ادبي و اجتماعي تفليس را نويسندگان دكابريستي همچون آ. اي . اودويسكي ،آ.آ. بستوژف  و ديگران اداره مي‏كردند. آخوندزاده كه در چنين فضايي باليده بود، پس از آن كه توانست خود را در جريان‏هاي ادبي تفليس مطرح كند، انجمن ادبي ديوان حكمت كه پيش‏تر به همت ميرزا شفيع واضح (1173 ـ 1231 شمسي) در گنجه برپا شده بود، با ياري وي اين بار در تفليس شكل گرفت. تفاوت ديوان حكمت با ديگر مجالس ادبي آن روزگار در اين بود كه در اين انجمن نه تنها مسائل اجتماعي و ادبيات معاصر ، بلكه ادبيات معاصر و كهن سراسر دنيا را بررسي مي‏كردند و كساني چون آخوندزاده و عباس قلي باكي خانوف (1173 ـ 1226 شمسي) رهبري اين فعاليت‏ها را دردست داشتند. عباسقلي باكي‏خانف از نويسندگان ايران شمالي است كه كتاب ارزنده «گلستان ارم» را به زبان فارسي نوشته است. او در كتاب خود كه حدود 160 سال قبل نوشته بود، تصريح مي‏كند كه اغلب اهالي بادكوبه به زبان فارسي تكلم مي‏كنند. دومين جريان ادبي نيرومند در ايران شمالي از اين مجلس تقويت مي‏شد و شاعراني چون خ. آبوويان (شاعر گرجي)، ميرزا مهدي حاجي ، شفيع ابراهيم قدسي / ناصح، اسماعيل ذبيح، ميرزا يوسف ودادي، اي . اي. گريگوريف و بدنشتت (مترجم و شاعر آلماني) از پيوستگان آن بودند. عباس‏قلي باكي خانوف، افزون بر همكاري و فعاليت در امور و جلسات ديوان حكمت، در «قبا» نيز انجمني با نام گلستان به راه انداخت. تاريخ شكل‏گيري اين انجمن روشن نيست و همين قدر دانسته است كه در اين محفل آثار سخنوران پرآوازه‏اي چون فردوسي، خيام، نظامي، خاقاني، مولوي، سعدي و حافظ را مي‏خواندند و ميرزا محسن خيالي (1203 ـ 1283 شمسي) از پيوستگان آن بوده است. بي‏شك حوزة‌ ادبي نخجوان ـ اردوباد از حوزه‏هاي پررونق قفقاز و بخصوص ايران شمالي بوده است. شكوفايي كساني چون فقير اردوبادي، قدسي ونندي، حسين جاويد (1261ـ1320شمسي) و ديگران در آغاز سدة‌ بيستم ميلادي، بيانگر اهميت اين حوزة‌ ادبي است. اين شاعران نگرش مثبتي به ايران داشتند و در حقيقت ايران را، وطن اصلي مي‏دانستند. از كهن‏ترين مجالس ادبي كه در اين حوزه شكل گرفته، مي‏توان به انجمن‏الشعرا اشاره كرد. در سال 1217 شمسي، انجمن‏الشعرا در اردوباد به همت شيخ علي نايب بنياد گذارده شد و رياست آن را از 1239 تا 1249 فقير اردوبادي و بعدها محمد تقي صدقي عهده‏دار بودند. اين مجلس در مدرسة‌ اختر در اردوباد كه محمدتقي صدقي بنيادگذار آن بود و بعدها در «مكتب تربيت» كه وي در آنجا تدريس مي‏كرد،  برگزار شد. در اين نشست ادبي، افزون بر خمسة‌ نظامي و ديوان فضولي بغدادي، شاهنامه نيز خوانده مي‏شده است، چنان كه شاعري جوان با نام ميرزا‏صادق پيران در اين جلسات شاهنامه‏خواني مي‏كرده است. كساني چون قدسي ونندي، احمدآقا شمعي، اوستا زينال نقاش، مشهدي‏حسن دباغ، نادم نخجواني و ميرزا مهدي نخجواني از پيوستگان انجمن‏الشعرا بودند. بخشي از فعاليت‏هاي انجمن ادبي در ايران شمالي ، بررسي و خوانش اشعار شاعران ايراني همچون نظامي ، فردوسي، خيام، نسيمي، امير علي شيرنوايي، مولوي، سعدي، حافظ و ديگران بود و پيروي و استقبال از غزليات شاعران پرآوازه‏اي چون اينان، به منظور تمرين و محك زدن قريحه، يكي ديگر از برنامه‏هاي اين نشست‏ها بود و گاهي اين نظيره‏ها را براي داوري به محافل ديگر مي‏فرستادند. در سال 1229 شمسي مجلس ادبي «فوج‏الفصحا» به رياست ميرزا اسماعيل قاصر در لنكران آغاز به كار كرد و تا 1279 شمسي همچنان فعال بود. اسماعيل قاصر از شاعران شماخي بود و پس از آن كه به لنكران كوچيد، با هدف سامان بخشيدن به فعاليت‏هاي ادبي اين شهر، فوج‏الفصحا را بنياد گذاشت. جلسات فوج‏الفصحا غالباً در خانة‌ حسين‏قلي شوري (1205 ـ 1273 شمسي) تشكيل مي‏شد و كساني چون ملا فتاح، ملا علي‏اكبر عاجز، ميرزا عيسي خيالي، حاجي محمد مجرم از اعضاي آن بودند. در اين دوره ، فعاليت‏هاي ادبي كه پيش‏تر در نواحي شروان متمركز بود، به مناطق ديگر نيز كشيده شد و شاعران شرواني در رواج دادن اين انجمن‏ها سهم فراوان داشتند. در سالهاي 1239 تا 1249 شمسي، مجلس ادبي «بيت‏الصفا» در شماخي درخانة‌ محمدصفا (1194 ـ 1255 شمسي) به راه افتاد و به نام محمدصفا نيز موسوم شد. رياست اين انجمن را سيدعظيم شرواني (1214ـ 1267 شمسي) برعهده داشت و در نبود او ملاآقاي بيخود (متوفي 1310ق) آن را اداره مي‏كرد. آقاباباي ظهوري (1264 ـ 1313ق) ، غفار راغب (متوفي 1309 ق) ، علي‏اكبر غافل (متوفي 1309 ق) و ملامحمود ضوئي (متوفي 1259ق) از پيوستگان برجسته و فعال اين محفل بودند. در جلسات بيت‏الصفا به ادبيات، هنر و فلسفه پرداخته مي‏شد و اشعاري از سخنوران پرآوازه، به ويژه رودكي، فردوسي ، مولوي، سعدي، حافظ، نوايي ، نسيمي و فضولي مي‏خواندند و آن‏ها را نقد و بررسي مي‏كردند. در اين محفل ادبي شاعران به فارسي و آذري شعر مي‏سرودند و غزل رايج‏ترين شعر اين محفل بود و چون ديگر نشست‏هاي ادبي ،نظيره‏سرايي و استقبال از شعر سخنوران پرآوازه رايج بوده است. اما اعضاي اين انجمن، افزون بر كوشش براي گسترش شعر كلاسيك، از حركت‏هاي ادبي پيشرو معاصر نيز غافل نبودند. نشست ادبي ديگري كه در دهة پنجاه قرن سيزدهم هجري شمسي پاگرفت، «مجلس انس» بود كه سومين جريان ادبي ايران شمالي از آن قوت مي‏گرفت. مجلس انس در 1243 شمسي در شهر شيشه (شوشا) در خانة‌ حاجي عباس آگاه شكل گرفت و با رياست خورشيد بانو ناتوان (1211 ـ 1276 شمسي) تا 1276 فعال بود. اين محفل ادبي با ياري‏هاي مادي ناتوان قراباغي و همگامي ميرزا رحيم‏فنا، از شاعران برجستة‌ ايران شمالي، به راه افتاد. در پي راه‏اندازي مجلس انس، كمك به برپايي و تداوم نشست‏هاي ادبي بيت خاموشان شوشا، مجمع‏الشعراي باكو و بيت‏الصفاي شماخي نيز آغاز شد. ميرزا علي اصغر نورس (1252 ـ 133. ق)، آ. ه . يوزباشي، اسكندر رستم بيگوف (1228 ـ 1279 شمسي) ، ممايي قراباغي ، ميرزا صادق پيران از اعضاي بانفوذ مجلس انس بودند. در شيشه، افزون بر مجلس انس، در 1251 شمسي محفلي ديگر با نام «مجلس خاموشان» آغاز به كار كرد كه مير محسن نواب (1249 ـ‌ پس از 1331 ق) باني آن بود و در خانة‌ هم او جلسات برگزار مي‏شد. مجلس خاموشان كه بعدها به «مجلس فراموشان!» تغيير نام داد تا 1289 شمسي فعال بود. قره‏هادي (1242 ـ 1318ق)، فاطمه خانم كمينه (1257 ـ 1316ق)، مخفي قراباغي (1237 ـ 1309ق)، ملا اسماعيل محزون (1237 ـ 1312ق)، ميرزا علي‏اصغر نورس، عبدالله بيگ عاصي (1220 ـ 1253 شمسي) ، ايوب باكي (1248 ـ 1326ق) ، بخش بيگ صبور ، بهرام فدايي (ح 1270 ق ـ) و ميرزا محمد كاتب از پيوستگان مجلس خاموشان بودند. نظيره‏هاي كه نورس بر اشعار فضولي نوشته ، تأثيرپذيري كمينة‌ قراباغي از مولوي، حافظ و فضولي در اشعارش همگي بيانگر آن است كه در اين محفل نيز، همچون ديگر نشست‏هاي ادبي در ايران شمالي ، شعر و آثار سخنوران پرآوازة ايراني و اشعار شاعران آذري‏گوي بررسي و خوانده مي‏شده است. بسياري از پيوستگان مجلس خاموشان به زبان فارسي و نيز آذري شعر مي‏سرودند. سرودن شعر به زبان فارسي از رايج بودن اين زبان در مدارس، محافل و نيز در ميان مردم ايران شمالي ، به ويژه شهر شيشه، حكايت دارد. در باكو نيز انجمن‏هاي ادبي برپا بود و شاعران ديگر نواحي در اين محفل شركت مي‏كردند. مجمع‏الشعرا مهم‏ترين و پوياترين آن‏ها بود. اين مجمع پس از فروپاشي شوروي، به كوشش شاعران اين شهر و نواحي پيرامون آن، جاني دوباره گرفت و فعاليت خود را آغاز كرد. (مايل نارداراني معروف به حاجي مايل در احياي مجمع‏الشعرا نقش اساسي داشت. وي كه از دلبستگان فرهنگ ايراني بود، در 1378 درگذشت) اين نشست ادبي كه در 1259 شمسي در باكو پا گرفت، نخست با رياست محمدآقا جرمي و بعدها با رياست آقاداداش ثريا، حدوداً تا 1294 شمسي فعال بود. ابراهيم زلالي، ميرزا آقا دلخون، ابوالحسن واقف (1261 ـ 1332ق)، عبدالخالق جنتي (1271 ـ 1350ق)، عبدالخالق يوسف (1225 ـ 1305 شمسي)، كريم سالك، م . مصور و م. آذر از پيوستگان اين محفل بودند و گاهي نيز سيد عظيم شرواني مهمان برنامه‏هاي مجمع الشعرا بود. انجمن‏هاي ادبي در ايران شمالي تا حوالي سال 1300 شمسي فعاليت داشتند و پس از اين تاريخ، چنان كه گفته شد، با روي كار آمدن حكومت كمونيستي در روسيه، يكي پس از ديگري از فعاليت بازماندند. پس از فروپاشي شوروي در 1370 به منظور حفظ ميراث ادبي و نيز گسترش فعاليت‏هاي ادبي در برخي شهرهاي ايران شمالي مانند باكو مجالسي پا گرفته كه شاعران جوان و دوست‏داران ادبيات آن مرز و بوم را در آغوش خود جاي داده است.

 

 

منابع:ــــــــــــــــــــــ

 آذربايجان ادبيات تاريخينه بير باخيش، 1 و 2 / در صفحات فراوان؛ آذربايجان سووت انسيكلوپدي ياسي، 2/73 ـ 74 ؛ 3/44.؛ 4/213 ؛ 6/545 ؛ 9/599 ؛ آموزش زبان فارسي در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان»، در صفحات فراوان؛ تذكرة‌ نواب، چاپ 1998 م، در صفحات فراوان؛ رياض العاشقين ، 95 ، 254 ؛ سرايندگان شعر پارسي در قفقاز، در صفحات فراوان ؛ فردوسي و شاهنامه در قفقاز، 69.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 13:50  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

باکو برای همه ی ایرانیها شهر خاطره انگیزی است . این شهر نیز چون دیگر سرزمینهای قفقازی ایران با انعقاد عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمانچای به اشغال روسیه در آمد . این شهر همان شهری است که حسینقلی خان ، حاکم باکو ، درکنار آن سر سیسیانف ( فرمانده متجاوز روس ) را برید و به تهران ارسال کرد... حکومت استالین همواره تلاش میکرد تا این شهر را به کانون فعالیت دشمنان ایران و تجزیه طلبان تبدیل کند . این سیاست امروز نیز توسط آمریکا و مزدورانش در باکو پیگیری میشود. با این حال ، اغلب اهالی باکو نگرش مثبتی به ایران دارند و نیاکان اغلب اهالی باکو ایرانی هستند ...

باکو از معدود شهرهای  قفقاز ی ایران است که در دوره شوروی نیز دولت ایران در آن کنسولگری داشته است. بعد از فروپاشی شوروی ، کنسولگری ایران به سفارتخانه تبدیل شد . مقاله نیز که به قلم غلامعلی سجادی ازکارشناسان قفقازجنوبی  نوشته شده  ، میتواند برای دستگاه دیپلماسی ایران در حکم هشداری باشد... و نیز هشداری باشد برای کسانی که به عنوان سفیر به باکو اعزام میشوند تا بدانند که عملکرد و کارنامه آنها در تاریخ خواهد ماند. و تاریخ و آیندگان از کنار کارنامه آنها بی تفاوت نخواهد گذشت.

منبع : سایت  ایران نور

 

    

باكو، مركز تجاري سفيران ايران

 

* غلامعلی سجادی

 

 

 

براي گروهي از كساني كه به عنوان ديپلمات و كارمند سياسي به كشورهاي ديگر اعزام مي‏شوند، «تجارت» پديدة وسوسه‏انگيزي است... ديپلماتها بعد ازاعزام به خارج، در مقايسه با داخل، حقوقهاي چشمگيري مي‏گيرند. و اين البته حق آنهاست. يك كارمند سياسي كه به خارج اعزام مي‏شود، با مشكلات معنوي، رواني و خانوادگي متعددي روبروست. فعاليت در محيطي ناآشنا و از لحاظ فرهنگي غيرهمگون آسان نيست. با اين حال، به دليل جاذبه‏هاي فعاليت در خارج، بسياري از كارمندان در وزارتخانه‏ها و سازمانهايي مانند وزارت امورخارجه، سازمان فرهنگ وارتباطات و ... همواره براي رفتن به خارج اشتياق دارند...

اما برخي از ديپلماتها در كنار فعاليت‏هاي اداري، به همان پديدة وسوسه‏انگيز يعني «تجارت» رغبت نشان مي‏دهند، بخصوص كه اين ديپلمات «سفير» باشد. در اين حال، جايگاه وي براي پرداختن به تجارت و كسب سودهاي سرشار، جايگاه ممتازي است كه البته با شأن اداري او، و وظيفه‏اش در پاسداري از منافع ملي كشورش منافات دارد، بخصوص كه ورود شخصي مانند سفير به حوزة تجارت كلان باشد. در اين حال با اطمينان مي‏توان گفت كه «ديپلمات تاجري» كه «فعاليت ديپلماتيك و تجاري» دارد. خواهد كوشيد تا اقدامات و موضع‏گيريهايش براي كشوري كه در آن فعاليت مي‏كند، حداقل ناراحت كننده نباشد. زيرا دولت آن كشور به راحتي مي‏تواند در مسير فعاليت ديپلمات تاجر، موانع متعددي ايجاد كند و ديپلمات تاجر را از دستيابي به سودهاي كلان باز دارد.

باكو... شهر نفت و تجارت... براي ديپلماتهاي تاجر جاذبه‏هاي فراواني دارد. بخصوص اينكه اغلب گردانندگان حكومت باكو نيز در تجارت دست دارند و تجارت كلان در جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) در انحصار گروه حاكم است.

احد قضايي، سفير اسبق ايران در باكو، يكي از كساني است كه در تجارت و توليد دست دارد. وي تا شهريور سال 1382 سفير بود و در طي مدت سفارتش، نخستين بار «سايت بازتاب» اخباري دربارة فعاليت‏هاي تجاري وي منتشر كرد. بازتاب خبرداد كه برادر وي در خانة دولتي سفير در باكو اقامت دارد و امور تجاري احد قضايي را انجام مي‏دهد. انتشار اخبار فعاليت‏هاي تجاري احد قضايي موجب ناراحتي وي شد و نامبرده از آن پس، برخي از كاركنان ايراني را كه احتمال مي‏داد، اخبار توسط آنها به بازتاب منتقل شده تحت فشار قرار داد.

احد قضايي پيش از آنكه سفير شود، مدتي نيز قبل از فروپاشي شوروي، سركنسول ايران در باكو بود. وي از همان زمان با «الله شكر پاشازاده» رييس ادارة‌ دولتي روحانيت قفقاز ( در دورة شوروي و نيز پس از فروپاشي!) روابط نزديكي داشت. الله‏شكر پاشازاده عضو دستگاه امنيتي شوروي بود و هم اكنون نيز همكاري بي‏چون و چرايي در انجام سياستهاي ضدديني دولت باكو دارد. پاشازاده نيز فعاليت‏هاي تجاري گسترده‏اي دارد و اكنون يكي از پولداران معروف در قفقاز جنوبي است. احد قضايي در دورة‌ سفارتش، يك تيم ويژه تجاري تشكيل داده بود كه برخي كاركنان از جمله الف ـ ت مسوول وقت خبرگزاري جمهوري اسلامي در باكو و نيز مسوول دفتر قضايي ( آقای ب ) از افراد مورد اعتماد وي محسوب مي‏گرديدند. در دورة‌ سفارت قضايي، «حسن الماسي» يكي از نمايندگان اردبيل در مجلس نيز فعاليت تجاري داشت كه با احد قضايي نيز در ارتباط بود. الماسي به صادرات موكت به باكو اشتغال داشت. در شهريور 1382 مأموريت احد قضايي به عنوان سفير در باكو پايان يافت و فردي به نام «افشار سليماني» به جاي وي منصوب شد. قضايي پس از پايان مأموريتش نيز فعاليت‏هاي تجاري‏اش را در باكو ادامه داد. وي پس از بازگشت از باكو ، به مسووليت معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي ـ كه رياست آن را مرعشي، از چهره‏هاي معروف حزب كارگزاران برعهده داشت ـ منصوب شد. قضايي سپس به تأسيسي تشكلي به نام «انجمن دوستي ايران ـ جمهوري آذربايجان» اقدام كرد. يكي از نشريات چاپ تبريز از اين انجمن به عنوان «گروه تجاري احد قضايي و شركا» نام برد. در انجمن دوستي احد قضايي، برخي از كاركنان ايراني كه در دورة‌ سفارت وي در باكو در اين شهر بودند، عضويت دارند. گفته مي‏شود، انجمن دوستي، پوششي براي اقدامات تجاري و سفرهاي مكرر احد قضايي به باكو است. احد قضايي كارخانه‏اي نيز در باكو دارد. اين كارخانه، يك كارخانة «نورد» است.

همچنين برخي اخبار حاكي از آن است كه احد قضايي با تيم اقتصادی  الله‏شكر پاشازاده در طرحهاي ديگر نيز مشاركت دارد كه از آن جمله «طرح مونتاژ خودروي سمند» در شهر شاماخي است. قضايي اخيراً عنوان مشاور معاون وزير امور خارجه ايران يعني آقاي «مهدي صفري» را نيز يافته است. به عبارت ديگر اقدامات گستردة‌ وي در باكو تحت چتر «انجمن دوستي و مشاورت وزير امور خارجه» انجام مي‏گيرد.

پس از پايان مأموريت ديپلماتيك احد قضايي در باكو به عنوان سفير (مأموريت وي به عنوان سفير پايان يافته و همان گونه كه ذكر شد، اقدامات تجاري و ... وي همچنان ادامه دارد.) افشار سليماني به جاي وي منصوب شد. افشار سليماني نيز تا سال 1376 در سفارت ايران در باكو كارمند بود و پس از آن در سفارت ايران در اكراين فعاليت داشت. وي در اكراين وارد برخي فعاليت تجاري شد. افشار سليماني كه خود را به عنوان يك دوم خردادي و اصلاح‏طلب جا مي‏زد، با حمايت امين‏زاده (معاون خرازي) و مهدي صفري (مدير كل وقت كشورهاي مشترك المنافع) به عنوان سفير به باكو اعزام شد. گفته مي‏شود وي فعاليت‏هاي تجاري‏اش را در نهايت اختفا و توسط كساني مانند «جبرييل نويد آذربايجاني» انجام مي‏داد. نويد آذربايجاني در اردبيل كارمند بانك بود كه با ورود به حوزه تجارت ورشكسته شده و به باكو گريخته بود و در آنجا با عوامل مختلف در ارتباط بود. افشار سليماني، حامياني نيز در مجلس شوراي اسلامي ايران داشت، گفته مي‏شود «سلمان خدادادي» نماينده ملكان در مجلس از وي به شدّت حمايت مي‏كرد. خدادادي در برخي حوزه‏هاي تجاري از جمله توليد آپارتمان فعاليت گسترده‏اي دارد و در زمان سفارت سليماني، سفرهايي نيز به باكو انجام داد كه اخبار اين سفرها هرگز در مطبوعات و رسانه‏ها منتشر نشد.

افشار سليماني نيز پس از پايان مأموريتش در اواخر سال 1386، باكو را ترك نگفت و ميان تهران و باكو در تردد است. برخي منابع از سوء استفاده‏هاي وي سخن مي‏گويند، از جمله اينكه، در آخرين روزهاي سفارتش، مبلغ هشتصد هزار دلار را كه براي مطالعة طرح اتوبان باكو ـ آستارا اختصاص يافته بود، با تلاش بسيار از دولت ايران گرفته است. اين مبلغ به چه كساني تحويل داده شده است؟ هنوز در اين باره اطلاع‏رساني صورت نگرفته است.

افشار سليماني علت سفرهاي مكرر خود به باكو پس از پايان مأموريتش را ادامة تحصيل ذكر مي‏كند!!

ارتباط افشار سليماني و احد قضايي (دو سفير اسبق) جالب نبود. بنابر اين قضايي در سفرهاي متعددش به باكو، ارتباط چنداني با سفارت نداشت. وي بيشتر با الله‏شكر پاشازاده و سيدعلي‏اكبر اجاق نژاد (رايزن فرهنگي و مسوول دفتر رهبري در باكو) در ارتباط بود. در دورة سفارت قضايي، ارتباط ميان قضايي، پاشازاده و اجاق نژاد معروف بود... اما بعد از پايان مأموريت افشار سليماني و انتصاب ناصر حميدي زارع، روابط آشكار احد قضايي با سفارت ايران در باكو دوباره برقرار شده است. حميدي زارع از دوستان قديمي اجاق نژاد است. زارع پيش از انتصاب به سفيري ايران در باكو، مسووليت سركنسولگري ايران در نخجوان را برعهده داشت. هنگام سركنسولي وي در نخجوان، برخي از كاركنان سركنسولگري به تجارت و زراعت روي آوردند! كشت سيب زميني از جمله اقداماتي بود كه با اطلاع زارع صورت گرفت و چندين تن بذر سيب زميني از همدان با سفارش و هماهنگي برخي كاركنان سركنسولگري ايران به نخجوان وارد شد...

اكنون هرگاه كه احدقضايي به باكو سفر مي‏كند، خودروهاي سفارت در اختيار اوست. تا اين كارخانه دار و ديپلمات سابق كه همچنان از حمايت مهدي صفري (معاون وزير امور خارجه ايران) و برخي كاركنان ايراني در باكو برخوردار است ، اقداماتش را در باكو انجام دهد. «آيا مهدي صفري از تجارت برخي ديپلماتهاي مورد حمايتش در باكو و قفقاز جنوبي بهره‏اي دارد؟» اين سؤالي است كه بايستي همان ديپلماتها پاسخش را بگويند... انتظار مي‏رفت كه فردي متناسب با مطالبات مردم از دولت آقاي احمدي نژاد به عنوان سفير در باكو انتخاب شود. اما ناصر حميدي زارع كه از طيف سياسي خاصي است، با حمايت و رايزني‏هاي برخي افراد در وزارت خارجه، مجلس و نيز رايزني‏هاي آقاي اجاق نژاد انتخاب شد.

هنوز زود است كه دربارة‌ عملكرد زارع قضاوتي صورت گيرد. اما سالي كه نكوست، از بهارش پيداست. اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ُ انتخاب زارع برای سفارت ایران در باکو ُ انتخاب درخشانی نبوده است. ( با توجه به کارنامه وی در نخجوان )

به هر حال، آيا باكو، اين شهر نفت و دلار كه به باتلاقي براي سفيران و ديپلماسي ايران تبديل شده، زارع را نيز چون سفيران قبلي در كام خود فرو خواهد برد؟ يا در حال فرو بردن است؟... البته اين تنها سفيران نبودند و نيستند، كه از حوزة ديپلماسي به عالم تجارت و پول پل مي‏زنند، آنها بدون كاركنان مورد اعتماد خود نمي‏توانند چندان موفق باشند... بدینگونه آلودگیهای تجاری برخی سفیران ، موجب آلودگی برخی کارکنان ،حاکم شدن فضای تجاری بر سفارتخانه ، ایجاد تنش بین دیپلماتهای تاجر و کارکنان دیگر و...مهمتر از همه  ، در خوشبینانه ترین صورت ، موجب آن میشود که سفیر یا دیپلماتهای تاجر در دفاع از منافع ملی در مواقع مختلف کوتاه آیند و رفته رفته آبروی دستگاه دیپلماسی کشور بزرگ و تاریخی ایران را در گرداب تجارت و منافع شخصی فرو می برد .

همچنین در صورت افتادن یک سفیر یا کارکنان مهم یک سفارت در گرداب تجارت و منافع شخصی ، بخصوص در صورتی که سفیر یا برخی کارکنان به وادی تجارت یا احداث کارخانه و واردات و صادرات در کشور محل ماموریت کشیده شوند ، تلاش میکنند تا  تصویری غیرواقعی و خوشایند از روابط دوجانبه برای مسوولین کشور خود ترسیم کنند ، که در اینصورت تصمیم گیران و مسوولین کشور در تصمیم گیریها پیرامون نحوه روابط با کشور محل ماموریت سفیر یا دیپلماتهای تاجر، دچار خطا و اشتباه می شوند و بدینگونه منافع ملی و عزت و اقتدار کشور فدای منافع  دیپلماتهای تاجر می شود ،..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 14:11  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

 

 

 

به سوی آزادی ايران شمالي

 

·        اكبر جعفري

 

مدير مسوول هفته نامه چشمه اردبيل

 

نزديك به دويست سال پيش، قسمتي از شمال كشور ما به زور تفنگ و سرنيزه و به واسطة تحميل دو قرارداد ننگين گلستان و تركمانچاي بر دولت وقت ايران، به اشغال روسيه درآمد، اين محدودة اشغال شده از خاك ايران، «ايران شمالي» است. در جاي جاي اين سرزمين نشانه‏هاي پيدا و پنهاني از ايران و هويت ايراني ثبت و ضبط است، از تفليس تا بادكوبه و از ايروان تا نخجوان. اما اغلب در رسانه‏ها و مطبوعات و درميان فرهيختگان، سرزميني كه ايران شمالي ناميده مي‏شود، مناطق مسلمان نشين قفقاز  جنوبي و يا منطقه‏اي است كه در قديم « اران » يا « ولايت‏هاي شيروان و مغان » خوانده مي‏شد. زيرا اين منطقه كه بعد از سال 1918 (1297 شمسي ) و توسط يك حكومت موقت پان تركيستي «جمهوري آذربايجان» خوانده شد، وجوه اشتراكش از جهات مختلف با ايران بسيار بيشتر از مناطق ارمني نشين يا گرجي نشين در قفقاز جنوبي است. پيشينة تاريخي و دين و مذهب مردم ايران شمالي با ملت ايران يكي است. ايران شمالي، يكي از كانونهاي ديرين شعر و ادب فارسي، و خاستگاه شاعران و نويسندگان بزرگي مانند نظامي گنجوي و خاقاني شيرواني و عباسقلي قدسي و ... است. در جاي جاي شهرهايي مانند باكو، گنجه ، نخجوان ، نمادها و نشانه‏هاي شيعي و ايراني به چشم مي‏خورد. از مسجد جامع در باكو تا مسجد شاه عباس در گنجه، نشانه‏هاي روشن هويت شيعي و ايراني آشكار است. اگر چه طي دويست سال گذشته، در مناطق آذري نشين قفقاز جنوبي، مبارزة بي‏اماني با زبان فارسي توسط روسيه انجام شده تا پيوندهاي معنوي مسلمانان آذري با ايران گسسته شود، با اين حال، زبان آذري كه اكنون زبان رسمي در ايران شمالي است، به عاملي براي پيوند ميان مسلمانان آذري قفقاز جنوبي با ايران تبديل شده است، چرا كه ميليونها ايراني نيز آذري هستند و بيش از ديگر ايرانيان، براي تلاش در مسير وحدت آذري‏هاي جدا شده با ايران اشتياق دارند. به طور كلي مي‏توان گفت كه به جز مرز جغرافيايي ، هيچ عامل جداكنندة‌ ديگري ( مانند دين، مذهب ، فرهنگ، آداب و رسوم، تاريخ ، زبان ) ميان مسلمانان آذري ساكن در منطقة شمال ارس (ايران شمالي) با ايران وجود ندارد. با تكيه بر همين عوامل و علل وحدت بخش است كه مي‏توان مناطق آذري نشين شمال ارس يا جمهوري آذربايجان كنوني را « ايران شمالي » ناميد.

در جهان امروز  ملت‏ها و دولتها به سوي همگرايي يا واگرايي  كشيده مي‏شوند. ملتهايي كه داراي تمدن غني و مشترك هستند، به سمت همگرايي حركت مي‏كنند، اتحاديه اروپا نمونه‎اي  موفق از سياست همگرايي است ، طي سالهاي گذشته تعدادي از كشورهاي اسلامي نيز براي در مسير همگرايي به ايجاد نهادهايي مانند «اكو» دست زده‏اند. « آ، سه ، آن » نيز اسم اتحاديه كشورهاي جنوب شرق آسياست. تشكيل « آ، سه ، آن » حركتي ديگر در راستاي همگرايي ميان كشورهاست. نجم الدين اربكان، اسلامگراي معروف تركيه پس از به قدرت رسيدن، طرحهاي مختلفي در اين زمينه ارايه كرد كه از جملة اينها پول واحد كشورهاي اسلامي است... عبارت « ايران شمالي » و انتشار مجلة ايران شمالي نيز اقدامي فرهنگي در راستاي  همگرايي دوبارة ملت واحدي است كه قرنها در يك سرزمين و در پهنة‌ يك فرهنگ و يك تمدن به نام فرهنگ و تمدن اسلامي ـ ايراني و در يك جغرافياي مشترك مذهبي (تشيع) زيسته‏اند، اما قريب دويست سال پيش، با تجاوز روسيه به خاك ايران و پس از سالها جنگ و تحميل عهدنامه‏هايي شوم، گروهي از اين ملت واحد را از ميهن و ملت مادر جدا كرده‏اند. هر چند كه آنها امروز داراي نظام سياسي متفاوتي با نظام سياسي ايران مي‏باشند اما نظام تاريخي، ديني و مذهبي، فرهنگي و به طور كلي نظام هويّتي يكساني با ملت ايران دارند. عبارت « ايران شمالي » به معناي نفي يك كشور كوچك كه در اراضي قفقازي ايران و در همسايگي ما سر بر آورده نمي‏باشد،  « ايران شمالي » پيوند دهندة‌ قلب‏ها و پلي ميان مسلمانان و شيعيان قفقاز جنوبي با ملت ايران است، اگر چه دولتهاي ايران طي دويست سال گذشته، اقدام مؤثري براي الحاق ايران شمالي به ايران انجام نداده‏اند ،  اما هرگاه ساية حكومت‏هاي آهنين و استبدادي از سر مردم مسلمان ايران شمالي كنار رفته ، آنها براي پيوستن به ايران جانفشاني كرده‏اند. در سال 1918 (1297 شمسي ) هنگامي كه حكومت تزاريسم پايان يافت، و حكومتي موقت با حمايت انگليس و تركيه در ايران شمالي  تشكيل شد، وقتي هيأتي از سوي دولت ايران براي پي‏ريزي روابط روانة ‌باكو شد ، بسياري از دولتمردان باكو و چهره‏هاي متنفذ ايران شمالي، پيشنهاد كردند كه ايران شمالي به صورت كنفدراسيون در تركيب ايران قرار گيرد. در طي جنگ جهاني اول ، سران نخجوان با امضاي توماري از دولت ايران تقاضا كردند كه نخجوان به ايران ملحق شود. هنگامي كه در سال 1991 شوروي فرو  پاشيد، و حتي پيش از فروپاشي شوروي، حركت گسترده‏اي از سوي اهالي نخجوان براي پيوستن به ايران صورت گرفت. در همين زمان، تالش‏هاي ساكن در جنوب ايران شمالي، براي پيوستن به ايران تلاش كردند، اما متأسفانه پاسخ شايسته‏اي دريافت نكردند و ناچار پرچم استقلال برافراشته و « جمهوري مستقل تالش ـ مغان » را تشكيل دادند... همة‌ اينها حاكي از آن است كه « ايران شمالي » پاره‏اي از ايران است ، ايراني كه نظامي گنجوي آن را « قلب زمين » مي‏داند :

همه عالم تن است و ايران ، دل

نيست گوينده زين قياس خجل

چونكه ايران دل زمين باشد

دل ز تن به بود ، يقين باشد

 

 

بو تورپاغي سئويرم

 

بو تورپاغی سئويرم 

منيم وطنيميدير بورا

 گله جک بير قانلی گون

ستارخان قبيردن دورار

 ايران دوشمنلرينی 

يئنه ده بير بير قيرار...

 

او گون ، شمال ایرانیم

قوووشاجاق وطنه

وطن بیتووله شه جک

مژده وئر غم چکنه

 

شمالی ایرانیم ..هئی

ایراندان آیری قالماز

قیشین قارادیر اوزو

اینان کی گله جک یاز

 

تبریز ، اردبیل قالخیر

باکی اسیردی اسیر

داردا قالان شئرلرین

گنجه دن سسی گلیر

 

قالیب اشغال آلتیندا

دربندیم داغستانیم

قوووشاجاق ایرانا

باکیم گنجه م ، شیروانیم

 

نئج کی شاه اسماعیل

فتح ائله دی شیروانی

یئنه ده آلاجاغیق

گنجه نی ، نخجوانی...

 

 

بو تورپاغی سئويرم

 بورا منيم وطنيم 

بورا ايران دير ايران 

بورا منيم دير منيم

 يا شا ياشا وطنيم

 

  • شعر : ائلدار تبريزلي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 14:35  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

گروهي از روزنامه‌نگاران باكو از كشورهاي غربي تقاضاي پناهندگي كردند


گروهي از روزنامه‌نگاران مطبوعات تعطيل شده باکو در اقدامی جمعی  از آمريكا و برخي كشورهاي اروپا تقاضاي پناهندگي كردند.

اين گروه ‪ ۲۱نفره در پي حبس "عين‌الله فتح‌الله‌اف" موسس و سردبير "گوندليك آذربايجان" و "رئالني آذربايجان" و بسته شدن دفتر آنها توسط نهادهاي دولتي باکو در اعتراض به آنچه اعمال فشار دولت و نبود امكان ادامه فعاليت آزاد خواندند از سفارتخانه‌هاي آمريكا،سوئد، نروژ و انگليس در باكو تقاضاي پناهندگي كردند.

براساس اين گزارش ، سه روزنامه‌نگار مشغول بكار در روزنامه "آزادليق" وابسته به "جبهه خلق" حزب مخالف دولت الهام علي اف نيز امروز به گروه تقاضاكنندگان پناهندگي پيوستند.

اين در حالي است كه مقامات ذيربط دولت باکو ادعاهاي روزنامه‌نگاران وابسته به احزاب مخالف مبني بر اعمال فشار به نمايندگان رسانه‌اي را رد كرده و بيانيه‌هاي ابراز نگراني برخي نهادي بين‌المللي در باره وضعيت مطبوعات اين كشور را بي‌اساس مي‌دانند.

عین الله فتح الله اف اخیرا در گفتگو با یک سایت خبری  گفته بود که  نیروهای نظامی دولت باکو در قتل عام اهالی روستای خواجه علی ( خوجالی ) دست داشته اند .وی همچنین گوشه هایی از فساد خانواده حاکم بر ایران شمالی را فاش کرده بود.

افرادی که تقاضای پناهندگی از سفارتخانه های غربی درباکو کرده اند ، اغلب کسانی هستند که در مطبوعات وابسته به جبهه خلق و حزب مساوات کار میکنند . هزینه های فعالیت مطبوعات جبهه خلق و حزب مساوات که دارای تمایلات شدید پان ترکیستی و غربی هستند از سوی بنیادها و سازمانهای اطلاعاتی غرب تامین میشود.

این مطبوعات که با تکیه برحمایتهای مالی و سیاسی غرب با دولت باکو درگیر هستند  اغلب به انتقادگری از دولت باکو و افشای جنایات و فساد مالی سران دولت میپردازند  و همین مساله موجب شده است که دستگاه امنیتی دولت الهام علی اف ، کارکنان و فعالان این مطبوعات را به شدت تحت فشار قرار دهد. چنانکه ائلمار حسین اف سردبیر مجله مونیتور دوسال پیش در باکو ترور شد و پنج گلوله به سوی وی شلیک گردید که یکی از این گلوله ها نیز به دهان وی اصابت کرده بود.( هدف قرار دادن دهان ائلمار حسین اف پیام روشنی به همکاران وی داشت که بیش از حد مقرر دهان خود را باز نکنند و اگر دهان به افشای اسرار و انتقاد باز کنند ، دهانشان با گلوله بسته خواهد شد . )

شایان ذکر است سال آینده در ایران شمالی انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد و مطبوعات تنها وسیله مخالفان الهام علی اف برای ارتباط با مردم است . احزاب مخالف دولت که اغلب وابسته به غرب هستند ، تاکنون بارها تلاش کرده اند تا از عرصه انتخابات به حوزه قدرت وارد شوند اما حزب حاکم با استفاده از سرکوب گسترده و تقلب بی انتها در انتخابات به مخالفان خود امکان مشارکت در قدرت نمیدهد. به نظر میرسد دولت در استانه انتخابات ریاست جمهوری قصد دارد با اعمال فشار و دستگیری و زندانی کردن فعالان مطبوعاتی مخالف ، از تاثیرگذاری آنها بر انتخابات بکاهد.

از سوی دیگر احزاب و گروههای اسلامگرا نیز ازامکان حضور در عرصه انتخابات محروم هستند و دولت به دلیل اینکه احزاب و گروههای اسلامی فعالیت دینی دارند به آنها اجازه حضور در انتخابات نمیدهد. ممنوعیت پخش اذان در باکو به عنوان اقدامی از سوی دولت برای سنجش میزان تاثیرگذاری اسلامگرایان ارزیابی میشود.

در هر حال به نظر میرسد روزنامه نگاران باکو با پناه بردن به سفارتخانه های دولتهایی که مقامات باکو نیز وابستگی شدیدی به ان سفارتخانه ها دارند ، میخواهند این پیام را به گوش جهان برسانند که : در ایران شمالی به وجود حکومت خانوادگی و دیکتاتوری خبری از آزادی نیست.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 19:37  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

قيام تالش

 

از جمهوری مغان تا تشکیل دولت تالش – مغان

 

دكتر بهرام امير احمديان

 

دكتر امير احمديان، از محققان نام آشناي ایران مي‌باشد كه آثار ارزنده‌اي به قلم وي چاپ شده  است.«بررسي كشور شناسي ایران شمالی ( جمهوري آذربايجان )» بي‌شك يكي از مفضل‌ترين كتابهاي منتشر شده درباره ایران شمالی است. اين منطقه همسايه كه تا قبل از انعقاد عهد‌نامه‌هاي سياه گلستان (1192ش) و تركمانچاي (1207ش) بخشي از خاك ايران بود، بدليل اشتراكات فرهنگي، ديني، تاريخي و قومي همواره مورد توجه محققان و نويسندگان ايران بوده است، گويي هنوز از لحاظ معنوي و فرهنگی و حتی جمعیتی  ایران شمالی و ايران يك كشور و يك ملت محسوب مي‌شوند. «بررسي كشور شناسي ایران شمالی » در قطع رقعي و در بيش از 480 صفحه  و با تيراژ 3000 نسخه توسط انتشارات سازمان جغرافيايي منتشر شده است.

كتاب در دو فصل تنظيم شده است كه عناوين فصلهاي آن به ترتيب عبارت است از: جغرافيا، جمعيت ، اقتصاد، شهر‌ها ی ایران شمالی، نخجوان، جغرافياي قره باغ، ولايت تالش، مؤسسات علمي و آموزشي، نهادهاي سياسي ـ علمي و فرهنگي.

به جرات مي توان گفت كه اين كتاب مي‌تواند به عنوان يكي از منابع با ارزش در شناخت ایران شمالی مورد استفاده قرار گيرد.

دكتر امير احمديان در نگارش اين كتاب، از صدها منبع، كتاب، روزنامه و نشريات تخصصي به زبانهاي فارسي، آذري، انگليسي و ... استفاده كرده است و افزوني تعداد منابع، يكي از مزيت‌هاي اين كتاب نسبت به كتابهاي مشابه مي‌باشد. اكنون بخش كوتاهي از اين كتاب را تحت عنوان «قيام تالش» مي‌خوانيم:

پس از الحاق خانات تالش به روسيه مردم مسلمان اين ولايت به سبب جدايي از ايران ناراضي بودند و اين نارضايتي به صورت قيامهاي پراكنده‌‌اي نمايان مي شد. در سال 1831 ساكنان ايالت تالش عليه ماموران تزاري و فئودالهاي محلي قيام كردند. خود سريهاي ماموران حكومت‌ي تزار، به ويژه فرماندهان نظامي محلي و نيز ظلم و ستم فئودالهاي محلي، خود سري آنان، وضعيت دشوار زندگي دهقانان، برقراري انواع ماليات‌ها و مكلفيات زياد، سبب بروز نارضايتي مردم و آغاز قيام شد. در تنگنا قرار  دادن بيكهاي تالش و نارضايتي نايبان و روحانيون وابسته به اعيان نيز نقش مهمي در تكامل بحران داشت.  اين گروه‌هاي اجتماعي با تمركز نيروهاي خود، «مير حسن خان»، خان تالش را كه در سال 1826 با تعقيب ايلينسكي فرمانده‌ي ايالت به ايران پناهنده شده بود، به رهبري خود برگزيدند.

شورشيان آبادي عنبريان را كه اكثريت اهالي آن در دوره حكومت خان پيشين از رعايا و خدمتگذاران او بودند، به عنوان پايگاه مقاومت خود انتخاب كردند. در 5 مارس 1831 ميرحسن خان با 20 نفر از سواران خود از مرز گذشته به سوي كوههاي تالش رهسپار شد.هنگام نزديك شدن ميرحسن خان به لنكران تعدادي از اهالي محالات لنكران، دريق و آللار به اميد بهبود شرايط زندگي خود به او پيوستند. تا 9 مارس، بسياري از محالات خانات را بحران فرا گرفت. شورشيان قسمتهاي بسياري از خانات را به تصرف خود در آوردند. ولي تعدادي از اهالي ايالت در اين قيام شركت نكردند. تعدادي از بيكهاي محلي، همچنين ساكنان لنكران و روستاهاي حومه‌ي آن مسلح شده به نفع روسها وارد نبرد شدند. در سال 14 مارس دسته‌اي بيش از 800 نفر شورشي تصميم گرفتند قواي روس را در تنگنا قرار دهند، ليكن با كمك دسته‌اي شبه نظامي متشكل از اهالي محلي، به عقب رانده شدند.

در اوايل آوريل شورش فروكش كرد. ميرحسن خان اين بار نيز به ايران پناه برد. تشديد تضاد بين طبقات مختلف مردم، سوق دادن جريان از طرف سران شورشي به سود خود و پاره‌اي از مسائل ديگر، سبب شكست اين جنبش شد (دائرة المعارف آذربايجان شوروي، جلد نهم، ص135)

در 1253 ه.ق /1837 م. منطقه تالش تحت عنوان «قضاي لنكران»، در ايالت شيروان از امپراتووري روسيه بود (نقشه‌هاي تاريخي آذربايجان ). قضاي لنكران در سالهي 1917تا 1918 نيز پا بر جا بود. در دوره جمهوري خلق آذربايجان (حكومت مساواتها) نيز تالش همچنان قضا لنگران ناميده‌ مي‌شد. تا پيش ازجنگ جهاني دوم، تالش به شش ناحيه اداري به نامهاي آستاراخان بازار، ماساللي، يارديملي، لريك، لنكران و آستارا، تقسيم مي‌شد. بعد از جنگ جهاني دوم، تالش از پنج ناحيه اداري آستارا خان بازار، ماساللي، يارديملي، لريك، لنكران تشكيل مي‌شد (اطلس جغرافيايي آذربايجان شوروي) كه اين وضعيت تاكنون نيز ادامه دارد.

در اوايل دوره اشغال قفقاز توسط حكومت شوروي، در ادامه روند تاريخي مبارزات مردم منطقه تالش ، جمهوري شوروي مغان (جمهوري شوروي لنكران) تشكيل شد. اين جمهور ي از 25 آوريل سال1919(1298 شمسی ) در قضاي لنكران تاسيس و تا 27 ژوئن همان سال تداوم داشت. پس از سقوط كمون باكو (1918) هواداران ارتش سفيد با حمايت اقشار مختلف روستاهاي روسيه، دنيكنها و كميته‌ ملي روس باكو، در لنكران و مغان «حكومت مغان» را تشكيل دادند. اين حكومت براي دنيكها به عنوان پايگاهي براي تشكيل حكومت آينده‌ي سفيدها، در قفقاز جنوبي بود.

تعدادي از دهقانان و كارگران مغان به رهبري بلشويكها براي تشكيل حكومت شوروي و سرنگوني حكومت مغلان مبارزه مي‌كردند. كميته باكو و تشكيلات بلشيويكي «عدالت» و «همت» وابسته به كميته مملكتي قفقاز از حزب كمونيست (بلشويك) روسيه، اين جريان را رهبري و به آن كمك مي‌كرد. بنا به توصيه‌ها كميته‌ي مملكتي قفقاز، ايستگاه راديوي مخفي در لنكران تاسيس و تشكيلات حزبي بر پا شده و با ارسال مكرر پول، به اين نهادها ياري رسانده مي‌شد.

در صبح روز25 آوريل، شورشي مسلحانه به رهبري بلشويكها ترتيب داده‌شد و حكومت مغان سرنگون شده و اداره‌ي امور به دست كميته بلشويكي افتاد. در دوم ماه مي درگرد همايي سربازان و انقلابيون بلشويك، تصميم گر فته شد كه در مغان «حكومت شوروي» تاسيس شده و با تمام قوا از آن محافظت به عمل آيد.

بنابراين، در پانزدهم مي، باشركت1000 نفر از نمايندگان مردم محلي (600 نفر آذری، 300 نفر روس 100 نفر ارمني) كنگره «شوراي نمايندگان كارگران و دهقانان » در شهر لنكران تشكيل شود. در اين كنگره مقرر شد كه جمهوري شوروي مغان به مركزيت لنكران تشكيل شود. كنگره نسبت به انتخاب اعضا و ايجاد كميته‌ي اجرايي، شوراي اقتصاد، كميسيون فوق العاده، كميته‌ي جنگ، شعبات امور خارجه، دادگستري، امور داخله، فرهنگ مردم و دارايي اقدام كرد .

جمهوري شوروي مغان اراضي مالكي را مصادره و آنرا بين دهقانان و زحمت‌كشان تقسيم كرد؛ كميته‌هاي دهقاني تاسيس كرد؛ مقدمات نشر پول را فراهم و قواي مسلح تشكيل داد. در اين دوره در مغان، مناسبات سياسي، اجتماعي و ملي مردم بيشتر و سبب گروه‌بندي مجدد نيرو هاي طبقاتي شد.

 جمهوري شوروي مغان حكومت مساواتها را بر ساير نقاط ایران شمالی حكمفرمايي مي‌كرد به رسميت نشناخت. جمهوري مغان همانند يك دولت انترناسيونالسيت دهقاني ـ كارگري، بر عليه حاكميت دنيكنها و سرمايه‌داران و زمينداران، به شدت مبارزه مي‌كرد. كميته‌ي مملكتي قفقاز، تشكيلات باكو و روسيه شوروي، جمهوري شوروي مغان را در مبارزه بر عليه سفيدها، كمك‌هاي شايان توجهي مي‌كردند. كميته مملكتي قفقاز براي ادامه اين مبارزه در مقابل كميته انقلاب، با در نظر گرفتن شرايط محلي، براي اتحاد دهقانان روس و آذری در اطراف حاكميت شوروي، آنها را به سوي تشكيل ارتش و دسته پارتيزاني هدايت مي‌كرد.

با رهبري كمونيست‌ها جمهوري شوروي مغان با پشتيباني كارگران باكو و روسيه‌ي شوروي تقريبا 4 ماه تمام در مقابل هجوم مخالفان مقاومت كرد. كارگران باكو و روسيه شوروي با ارسال سلاح، مهمات، لوازم جنگي و اعزام كادرها و رهبران حذبي (از جمله آ.ب. يوسفزاده، ب،ج. آقايف، ت. اي. اوليانتسف و اي. او. كولوتيسف) به جمهوري مغان كمك كردند.

مخالفان كه در اواسط ژوئن به مبارزان شوروي در لنكران هجوم آورده بودند، شكست خوردند و در اين ميان كميسر سياسي ت.اي. اوليانتسف به هلاكت رسيد. در 15 ژوئن مخالفان مجدداً حمله كردند. بلشويكها كه در اين نبرد مقاومت سختي نشان مي‌دادند، در مقابل حملات كوبنده و برتر تاب مقاومت نياورده و تعداي از آنان ناگزير به جزيره‌ي «ساري» عقب نشيني كرده و تعداي ديگر توسط انگليسي‌ها و روسهاي سفيد دستير و در آشوراده تير باران شدند. سرانجام حكومت شوروي مغان سرنگون گردید .پس از برقراري حكومت جمهوري شوروي در ایران شمالی در سال 1920 اراضي جمهوري شوروي مغان نيز در تركيب آن قرار گرفت. (دايرة المعارف آذربايجان شوروي، جلد 7، ص84). 

واژه «تالش» بعد از الحاق رسمي خانات تالش به روسيه تزاري بر اساس معاهده گلستان در سال 1813 و لغو خانات تالش در سال 1826 توسط روسيه ديگر به كار برده نشد. پس از فروپاشي اتحاد شوروي در سال1991  و تشکیل دولت باکو، و احياي نامهاي جغرافيايي تاريخي و قديمي (از جمله تغيير مجدد نام كيروف آباد به گنجه)،  به جهت حساسيت حكومت باکو نسبت به تالشها كه شهروندان ايراني الاصل بودند و زبان آنها غير تركي است، «ناحيه تالش» را كه داراي تاريخي كهن و بسيار قديمي‌تر از تاريخ تركان قفقاز جنوبي است، در نظام اداري دولت باکو به نام «ناحيه اقتصاي لنكران » مي‌نامند.

پس از فروپاشی شوروی و تشکیل دولت باکو در 1370، و تصويب قانون اساسي در 1374، شناسايي اقليتهای قومي ساكن در اين قانون  به طور رسمي و حتی غیررسمی مطرح نشده است. اعلام زبان آذری به عنوان زبان رسمي جمهوري در قانون اساسي جديد و مسكوت گذاشتن اقليتهاي قابل توجهي چون  تالشها، تاتها، كردها ،لزگهااز اقوام اصیل ايراني ساكن درایران شمالی ، در منظقه تالش و اقليت لزگي ساكن در شمال و شمال غربي ایران شمالی در مرز با داغستان كه هر دو مورد پيوستگي قومي با ساكنان آن سوي مرز دارند، سبب اعتراض تالشها و سپس لزگيها شد كه در نهايت به خيزش تالشها و لزگيها و اعترض آنها منجر شد و حتي لزگي‌ها از اعزام سرباز به جبهه‌هاي قره‌باغ سر باز زدند. جنبش تالشها در جنوب شرقي ایران شمالی در آستارا و لنكران خواستار آزادی زبان و فرهنگ تاتي ـ تالشي در قانون اساسي دولت باکو بود. اين بحران پس از آغاز مناقشه قره باغ و ضعف حكومت مركزي در كنترل و اداره امور به وقوع پيوست. در ماه آوريل 1993 علي‌اكرم همت اوف سرهنگ بازنشسته ارتش و قهرمان ملی ایران شمالی، ضمن اعلام استقلال و تشكيل  جمهوري منطقه تالش و مغان، خود را رئيس جمهور تالش اعلام كرد.( سرانجام با حمله نیروهای حکومت استبدادی باکو ، جمهوری مستقل تالش – مغان سقوط کرد و رهبر آن علی اکرام همت اف زندانی شد و مدت 12 سال در زندان به سر برد. وی پس از رهایی به اروپا رفت و فعالیتهای خود را برای برپایی جمهوری مستقل تالش مغان از سر گرفت . )

 

******

شایان ذکر است که تالشهای ایران شمالی ( جمعیت منطقه جمهوری تالش – مغان )از ابتدایی ترین حقوق و آزادی فرهنگی – سیاسی محروم هستند. رادیو و تلویزیون هرگز به زبان تالشی برنامه پخش نمیکند. انتشار روزنامه ، کتاب ، مجله و ...به زبان تالشی ممنوع است . حدود دو ماه پیش جمعی از فعالان فرهنگی تالش به انتشار نشریه ای به نام " تالشی صدو " ( صدای تالش ) همت گماردند که شماره اول ان در دویست نسخه منتشر شد . پس از انتشار شماره اول ، سردبیر و نویسندگان این نشریه و نیز جمعی از فعالان فرهنگی تالش  دستگیر و زندانی شدند و بدینگونه طی 16 سال اخیر در ایران شمالی فقط یک شماره نشریه به زبان تالشی منتشر شده است !!!

علاوه بر این گفتنی است که مناطقی مانند لنکران ، آستارا ، سلیان ، لئریک ، یاردیملی ( حوزه تالش – مغان ) از محروم ترین مناطق ایران شمالی است که هنوز هم از ابتدایی ترین خدمات رفاهی مانند آب بهداشتی ، گاز وبرق محروم است .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 19:30  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

نگاهی به وضعیت موجود سیاسی و نحوه فعالیت حرکت اسلامی در ایران شمالی

 

نظامهای توتالیتر، تک حزبی و تکصدائی بودن را بعنوان الگوئی برتر گزیده و به هیچ گروه و اندیشه سیاسی-اجتماعی اجازه حضور در عرصه عمومی قدرت را نمی دهند. چنین نظامهائی دوست دارند در جامعه تنها یک صدا حاکم باشد و هر جا که می روند انعکاس صدای آنها گوش اجتماع را پر کند. نظامهای مبتنی بر تک حزبی با ذره بینهای بزرگ امنیتی بر هر نوع اندیشه و طیف سیاسی می نگرند. فضائی درست می کنند که همه جا پر از مه باشد تا در چنین فضائی هیچ چشم بینائی دیگری را نبیند. در چنین فضائی که در آن از شفافیت خبری نیست، هر کس، گروه و طیفی می تواند ادعاهای بزرگ کند بدون آنکه مچبور به پاسخگوئی در برابر ملت باشد. فضای سیاسی کنونی آذربایجان نیز در واقع مه آلود و در زیر ذره بینهای بزرگ امنیتی قرار دارد. نیروهائی که دوست دارند با نگرشی واقع بینانه تحولات بنیادین به نفع ملت ایجاد کنند قابل تمییز از نیروهائی که با دست آویز قرار دادن سمبل های ملی به ظاهر به فکر آزادی ملت خود هستند، قابل تشخیص نمی باشد. فضای سیاسی ایران شمالی ( جمهوری جعلی و نوپای آذربایجان ) نیازمند شفافیتی بیشتر در شناسائی چهره واقعی گروه حاکم بر ایران شمالی است. و صد البته که حاکمیت بسته فعلی هرگز این اجازه را که دوباره شفافیت به عرصه سیاسی ایران شمالی برگردد، نخواهد داد.

نظام های توسعه یافته و پایدار مانند نظام جمهوری اسلامی در ایران که از حمایت گسترده مردمی برخوردار است ، مرهون ایده های روشنفکرانی است که با گذشتن از منافع فردی به منافع ملی اندیشیده و در این چارچوب الگوهای متنوعی برای حیات اجتماعی تر سیم می کنند و در چنین فضایی مردم از نظام حمایت میکند . علی رغم اینکه نظام کنونی ایران حدود سی سال با چالشهای طرح ریزی شده از سوی آمریکا و دولتهای دست نشانده منطقه  روبرو است  ف نه تنها موجودیت نظام و تمامیت ارضی کشور را حفظ کرده بلکه روزبه روز قدرت منطقه ای ایران و تاثیرگذاری آن بر معادلات جهانی افزایش می یابد. فضای سیاسی ایران شمالی نیازمند روشنفکرانی است که با نگرشی ملی، رویکردی دمکراتیک و برخوردی همراه با تساهل و تسامح و دیگر پذیری زمینه رابرای توسعه همه جانبه و تغییر حکومت آمریکایی – روسی و از صحنه بیرون راندن عوامل بیگانگان  مهیا کنند. اگر روشنفکران و سیاسیون جامعه ایران شمالی غرق درنگرش سنتی  و کمونیست مابانه خود بوده و بواسطه  وابستگی فکری و مالی به آمریکا و ترکیه و دیگر کشورها ارتباط خود را با مردم مسلمان کشور از دست بدهد، بدون وجود برنامه ای همه جانبه زمینه را برای قدرت گرفتن فرصت طلبان و موج سواران لمپن  و وطنفروشان مهیا نموده و با چشمانی بسته بسوی هدفی مبهم حرکت خواهد نمود. نتیجه این نوع برخورد نیز تحمیل شکست تاریخی دیگری خواهد بود.

اخلاق و وجدان نیاز مبرم جامعه سیاسی ایران شمالی است. متاسفانه اخلاق در راه رسیدن به آماج فردی، گروهی و تشکیلاتی قربانی می شود. هر کی براحتی دروغ می گوید، خیانت می کند، بدگوئی را سرلوحه کار خود قرار می دهد و همواره با نگرشی سود جویانه ارزشهای اخلاقی را قربانی منافع ذودگذر و غیر ملی- انسانی خود می کند. اخلاق و وجدان بایستی به جایگاه رفیع خود باز گردد. زیر پا گذاشتن وجدان و اخلاق در تعاملات گروهی زشت ترین پدیده ای است که حرکت ملی آذربایجان را تهدید می کند. اساسا عمده ترین دلیل تفرق در بین نیروهای سیاسی ایران شمالی قربانی شدن اخلاق بوسیله همین گروههاست. جامعه کنونی ایران شمالی برای بازسازی اعتماد ملی نیازمند احترام گذاشتن به ارزشهای اخلاقی است و در غیر اینصورت ایران شمالی و منافع آن در درازمدت با خطرات بزرگی مواجه خواهد بود.

بایستی ارزشهای اخلاقی و اسلام که مردم ایران شمالی بدان معتقدند ، نه در حرف بلکه در عمل مورد احترام همه نیروهای سیاسی ایران شمالی قرار گیرد. هر کس حق دارد که نظر و فکر سیاسی خود را بدون آسیب رساندن به نظر و فکر سیاسی همترازان خود بیان کند.

نسل جدید و فعال حرکت اسلامی ایران شمالی بایستی پل های ارتباطی خود را با جنبش های اسلامی جهان  تقویت کند. در نظام های غیر دمکراتی چون نظام حاکم بر ایران شمالی تجربه سیاسی فاکتور بزرگی در حل مشکلات پیش روی حرکت اسلامی  است. جنبش دانشجوئی بایستی بعنوان نیروی جوان و موتور حرکت اسلامی ایران شمالی ضمن حفظ استقلال، ارتباط خود را با نیروهای عقل گرا و مجرب حرکت اسلامی و سایر نیروهای اسلامگرا  که پایبندی شان به ارزشهای اخلاقی مورد امتحان قرار گرفته مستحکم تر کند..

عقلگرائی و نگرشی خردمندانه و صد البته منتقدانه به موضوعات روز ایران شمالی کلید حل مشکلات خواهدبود. جنبش دانشجوئی و حرکت اسلامی ایران شمالی نیازمند تحلیل های دقیق و جدی از شرایط داخل و خارج جهت برون رفت از مشکلات خود می باشد. فرهنگ مطالعه و عمیق شدن در شناخت بر روی مسائل بایستی به عرف و عادتی ماندگار تبدیل شود.
گله جک بیزیمدیر / آینده از آن ماست .

دیدار دوباره رابرت کوچاریان و الهام علی اف

 

"وارطان اوسكانيان" وزير امور خارجه ارمنستان ديدار آينده الهام علی اف و کوچاریان  در "سنت پترزبورگ" براي حل مسالمت‌آميز مناقشه قره‌باغ را مهم و اميدواركننده خواند.

به گزارش پايگاه اينترنتي "آينس‌پرس" ، اوسكانيان روز سه‌شنبه گفت: ديدار ‪ ۱۰ژوئن "الهام علي‌اف" رييس جمهوردولت باکو و "روبرت كوچاريان" همتاي ارمني وي در حاشيه اجلاس سران جامعه كشورهاي مستقل مشترك المنافع در زمينه حل مناقشه قره‌باغ تعيين‌كننده است.

وي با اشاره به اين كه در حال حاضر مقدمات اين ديدار فراهم مي‌شود، افزود: بايد همواره در ديدارهاي سران دو كشور انتظار پيشرفت در حل مناقشه قره‌باغ و مذاكرات صلح را داشت.

توافق درباره ديدار آينده علی اف و کوچاریان  در شهر سنت‌پترزبورگ روسيه در سفر هفته گذشته روساي روسي و فرانسوي گروه ميانجي مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا به ايروان و باكو حاصل شد.

مناقشه ميان دولت های ایروان و باکو بر سر منطقه قره‌باغ كوهستاني در سال ‪ ۱۹۸۸ميلادي آغاز و در سالهاي ‪ ۱۹۹۲تا ‪ ۱۹۹۴ميلادي به درگيريهاي نظامي تبديل شد.

در ماه مي‌سال ‪ ۱۹۹۴ميلادي در پي تاكيد مجامع بين‌المللي آتش‌بس ميان طرفين درگير برقرار شده است. در حالی مقامات باکو وایروان بارها با هم ملاقات و مذاکره میکنند ، دیدار ها و ملاقاتهای مقامات ایران با  مقامات ارمنستان  از سوی  رسانه های دولتی و پان ترکیستی باکو به معنای حمایت ایران از ارمنستان تعبیر میشود.همچنین پان ترکیستهای باکو همواره شعار میدهند که : روس . فارس . ارمنی / بوتون تورکون دوشمنی ( یعنی روسها و فارسها و ارامنه دشمن همه ترکها هستند !!؟ ) با این حال دومیلیون نفر از آذریهای ایران شمالی از طریق اشتغال در روسیه و بهره مندی از سفره روسها زندگی میکنند .و میان دولتهای ترکیه با ایران . روسیه و افغانستان و تاجیکستان روابط  گسترده ای برقرار است . دولت باکو هم سالهاست که برای رسیدن به صلح و دوستی با ارمنستان تلاش میکند . میان ارمنستان و ترکیه نیز روابط گسترده اقتصادی برقرار است . به گونه ای که به نوشته مطبوعات باکو هفتاد درصد مواد غذایی مصرفی در ارمنستان از صادرات ترکیه است که از طریق گرجستان به ارمنستان وارد میشود.علت عدم وجود روابط گسترده رسمی میان آنکارا و ایروان این است که دولت ارمنستان از این کار امتناع میکند و روابط رسمی را با ترکیه به پذیرس مسوولیت کشتار ارامنه در سال ۱۹۱۵ منوط کرده است .

تلاش برای ایجاد دشمنی و نفرت میان اقوام و ملتهای اسیا  یکی از استراتژیهای شناخته شده کشورهای استعمارگر است و احزاب افراطی در ایران شمالی  و ارمنستان ( جبهه خلق  . مساوات . بوز قورد  و داشناکسیون و ...) از سوی آمریکا . انگلیس و صهیوتیسم جهانی حمایت میشوند. کارکرد این احزاب ایجاد کینه و اختلافات قومی و دینی بین ملتها میباشد.

 

 

مملكتي كه صداها در آن خفه شده

 

زاهد صفر اوغلو از نویسندگان باکو  مقاله ای کوتاه تحت عنوان :  " مملکتی که صداها در ان خفه شده " نوشته است که  در روزنامه مساوات چاپ باکو به تاریخ 7 خرداد 86 درج شده است . ترجمه این مقاله چنین است :

به شنيدن اخبار بد عادت خواهيم كرد. هفته گذشته يكي ديگر از سازمانهاي بين‌المللي يعني « عفو بين‌الملل» گزارشي را كه مايه خجالت ديگري براي دولت نوپای ماست، منتشر كرد. نكته عجيب و غريب در اين گزارش اين است كه همزمان با برگزاري يك كنفرانس نظري با موضوع دموكراسي در باكو و سخنراني راميز مهدي‌اف ( رييس دفتر اجرايي نهاد رياست جمهوري دولت باکو) در خصوص ظرافتهاي دموكراسي  ، منتشر شده است.

و ... بالاخره مشخص شد كه زحمات 14 ساله مقاماتمان بيهوده نبوده است !!. به اين ترتيب كه در فهرست سياه منتشر شده از سوي اين سازمان باز هم با كشورهايي چون گينه نو كه در آنها از گوشت انسان تغذيه مي شود، همسايه‌ هستيم. !!!

روزگارمان را ببين كه با ميوه دادن درخت فساد مالي در ایران شمالی ( عصر شكوفه دادن آن تمام شده است)،  گسترش اختناق در آن، خفه شدن صداي انتخاب كنندگان، مخالفان، خبرنگاران و مردم و بالاخره ، با خفه شدن صداي اذان ، نمايندگان حاكميت با صداي رساتري دم از دموكراسي مي‌زنند.

ترديدي نيست كه حكومت بطور هدفمند سياست منزجر كردن دموكراسي در نظر مردم را پيش مي‌برد. 14 سال است كه در اسارت حكومتي مطلقه و نظام جنگل زندگي مي‌كنيم. تعجب آور نيست كه عليرغم داشتن قانون اساسي ، در رديف كشورهاي عجيب و غريب قرار بگيريم، زيرا اين جايگاهي است كه به دست آورده‌ايم.

دولت الهام علی اف اين وضعيت عجيب و غريب الهام علی اف  را با تصميم غير عادي خود در مورد صداي اذان ، عجيب و غريب‌تر كرد. هنوز معلوم نيست كه چه مجازاتي در انتظار افراد مسلمانی خواهد بود كه از اين تصميم ( ممنوعیت اذان ) تخطي كنند و چه كسي حكم مجازات صادر خواهد كرد؟ به عنوان مثال، اذان به همان شيوه سابق از مسجد ابوبكر ( مرکز تجمع وهابیون وابسته به عربستان سعودی در باکو )  پخش مي‌شود.اما  در مساجد سراسر کشور شیعه نشین ما شیعیان حق اذان ندارند !!! شايد بند ويژه‌اي در اين رابطه به قانون اضافه شود، تعداد شلاق‌هايي كه به افراد خاطي زده خواهد شد، معين شود و آخوندهاي سرخ  ( شیخ الاشلام پاشازاده  / سرهنگ دستگاه امنیتی شوروی ) نيز به عنوان مجري احكام صادره تعيين شوند.

با نگاه جدي‌تر به مساله در مي‌يابيم كه اين بيش از آنكه موضع اداره دولتی مسلمانان قفقاز باشد، طرز برخورد تحقير آميز حكومت باکو نسبت به ارزشهاي ديني و معنوي ما است. زيرا شيخ‌الاسلام پاشازاده خود كتمان نمي‌كند كه اين سفارش فرمانداري باكو و كميته دولتي رسيدگي به امور تشكل‌هاي ديني بوده است. همكاري را بنگريد ، پس مي‌گويند كه دين و دولت دو مقوله جداي از هم هستند. ! !

ممنوعیت اذان در کشورما  اعتراضات به حق مردم مومن را موجب گرديد و از سوي مردم به عنوان يكي ديگر از نشانه‌هاي خودسري و هرج و مرج در كشور و ضدیت حکومت با دین تعبير شد. حتي كساني هستند كه از اين خبر شوكه شده‌اند. همه در اين نظر متفق‌القولند كه اگر حكومت پيش از اين با ملت در افتاده بود، اكنون در كار خدا دخالت و ( نعوذ بالله) با خدا در افتاده‌ است. دراينصورت چيزي تا پايان باقي نمانده است. براستي هم وقتي خدا بخواهد كسي را تنبيه كند، اول عقلش را از او مي‌گيرد...

تصور كنيد كه در كشورهاي عرب مسلمان و حتی كشور تركيه که حکومتی لاییک دارد سالها است كه اذان از طريق بلندگو پخش مي شود. اين چه صيغه است كه اذان بايد توسط موذن ( بدون بلندگو) درباکو خوانده شود؟ و فردا هم اعلام شود که در درون مسجد هم حق اذان گفتن ندارید ؟اكنون يادشان افتاده است. باصطلاح مردم نارضايتي مي‌كنند. اين مردم چه كساني هستند؟ شهروندان عادي يا كساني كه خدايشان را انكار مي‌كنند؟  شايد اين سفارش بيگانگان « متمدني» باشد كه هدفشان دين زداييدر کشور ما است؟ در خیابانهای باکو و در ساحل صدای گوش خراش موسیقی غربی و موسیقی مبتذل گوش انسان را کر میکند اما دولت ما و فرماندار باکو چیزی نمیگوید . چه شده است که آقایان به صدای اذان حساس شد ه اند ؟ لابد خواهید گفت که اذان را هم ایرانی ها و انقلاب اسلامی به ما صادر کرده است ؟

بد نيست از حضرت شيخ‌الاسلام و الهام علی اف  سوال شود كه اگر قرار است كه همه چيز مطابق سنتهاي گذشته باشد، در اينصورت چه لزومي به علم و فن‌آوري وجود دارد؟ به عبارتي، شايد بهتر باشد كه سوار اتومبيل، مترو و هواپيما هم نشويم. مگر حضرت پيامبر ( ص) نفرموده كه: « دنبال علم برو ، حتي اگر در چين باشد؟». اكنون چه شده كه به عقب بر مي‌گرديم؟

آنچه بيشتر موجب ناراحتي مي‌شود، نمونه شدن اعمال بد رهبران سياسي باکو و اخوند سرخی مانند شیخ الاسلام ساختگی  است كه باعث بدنام شدن اين كشور مي‌شود. چشم‌داشتهاي مالي و تجاري اين رهبران را ببين كه کشور ما را به كجا برده است؟ سازمان كنفرانس اسلامي به عنوان تنها سازماني كه ارمنستان را در ارتباط با مساله قره‌باغ اشغالگر شناخته است، به دليل اعمال ممنوعيت در پخش اذان درباکو، براي اعتراض به اين كشور آماده مي‌شود.

حال كه حرف از قره‌باغ به ميان آمد، يادآور مي‌شوم كه 15 سال است كه از مسجد شوشا صداي اذان بطور كلي به گوش نرسيده است. زيرا ارامنه آن را ممنوع كرده‌اند... و حالا در باکو مقامات اذان را ممنوع کرده اند . سوال این است که بین آن ارمنی ها و مقامات دولت باکو چه فرقی وجود دارد؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 15:6  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

اعتراض مطبوعات  اسلامگرای ترکیه به دولت باکو به خاطر ممنوعیت اذان

بازتاب تصميم اخير دولت باکو مبني بر ممنوعيت پخش اذان از بلندگوهاي مساجد ، در مطبوعات باکو و رسانه‌هاي كشورهاي ديگر ادامه دارد.

به گزارش منابع خبري باكو ، مطبوعات و سايت‌هاي اينترنتي تركيه با درج مطالبي با عنوان " نداي اذان در جمهوري آذربايجان ( ایران شمالی ) قطع شد " از اين تصميم نسنجيده ابراز تعجب كردند.

بر اساس اين گزارش ، رسانه‌هاي تركيه اين اقدام باكو را نادرست خوانده و از دولت باکو خواستار تجديد نظر در اين زمينه شدند.

به نوشته رسانه‌هاي تركيه خبر ممنوعيت پخش اذان از بلندگوهاي مساجد باكو براي مردم مسلمان تركيه شوك آور بوده و آنها اين اقدام باكو را نقض آزادي فرايض ديني مي‌دانند.

روزنامه "يني مساوات" چاپ باكو روز سه‌شنبه به نقل از شبكه پنج تلويزيون تركيه نوشت: نمازگزاران مسجد "سلطانعلي" باكو از اجراي اين تصميم خودداري و اعلام كردند كه تصميم ممنوعيت دولت حاکم بر ایران شمالی را به رسميت نمي‌شناسند.

اين روزنامه افزود : در اين ميان ساير رسانه‌ها و مطبوعات اين كشور از جمله "اوبيكتيو"، "خبر ترك" و "مليت" هم به انعكاس و بررسي خبر ممنوعيت پخش اذان در مساجد باكو پرداخته‌اند.

روزنامه "مليت " با اشاره به افزايش تعداد مساجد در ایران شمالی پس از فروپاشي شوروي سابق ، از اين تصميم دولت غربگرا و ضد اسلامی باکو انتقاد كرد.

منابع تركيه همچنين اظهار نظر برخي صاحب نظران ديني از جمله مخالفت "حاجي القار ابراهيم اوغلو" رييس مركز دفاع از اعتقادات ديني ایران شمالی در اين مورد را درج كردند.

يني مساوات نوشت: خبرگزاري " فرانس پرس " هم اعلام كرد : به ادعاي برخي مقامات باکو، ايران براي ترويج اسلام افراطي در اين كشور تلاش مي‌كند و دولت باكو نيز به بهانه مقابله با آن و مبارزه با اسامگرايان به چنين اقداماتي دست زده است.

اين روزنامه افزود : اين در حالي است كه از بلندگوهاي مسجد "ابوبكر" در باكو متعلق به وهابي‌ها که از حمایت عربستان و جریانهایی در داخل دولت باکو برخوردار است ، هنوز طبق روال هميشگي هر روز پنج بار اذان پخش مي‌شود اما ماموران با حضور در مساجد شیعیان در سراسر ایران شمالی مانع از پخش اذان میشوند..

شایان ذکر است آتا ترک نیز بعد از به قدرت رسیدن در ترکیه اذان را ممنوع کرد اما با مرگ وی و رشد اعتراضات مردمی دولت انکارا مجبور شد تصمیم ضد اسلامی آتا ترک را ملغی نماید.

هم اکنون دولت ترکیه در دست اسلامگرایانی است که آتاترک به قدرت رسیدن انان را در خواب نیز نمی دید. تلاش ارتش و محافل لاییک و ضد اسلامی در ترکیه برای سقوط دولت اسلامگرایان ادامه دارد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:55  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

پيوند حياتي پنهان رژيم باکو با صهیونیسم جهانی و تاثیر آن در رویکرد مردم ایران شمالی

 برای الحاق به وطن اصلی

حسن سعادتی

 

كنگرة یهودیان جهان و دیاسپور به عنوان تشكلي جهاني كه در راستاي حفظ موجوديت رژيم اشغالگرصهیونیستی و سازماندهي یهودیان براي حمايت از منافع نامشروع صهیونیسم جهاني و نفوذ صهیونیسم  در كشورهاي مختلف جهان ـ بويژه كشورهاي اسلامي ـ از طريق اقليت‏هاي یهودی ساكن فعاليت مي‏كند.

بعد از فروپاشي شوروي، با هماهنگی دولت باکو و لابي جهاني یهودی، هزاران تن از یهودیان ساکن در روستاهای اطراف باکوبه اسراییل  برده شدند. یهودیان ياد شده اكنون نقش ويژه‏اي را در نفوذ دولت اسراییل و صهیونیسم  در جمهوريهاي سابق شوروي و جهان ايفا مي‏كنند. فعاليت یهودیان  در اوراسیا (اروپا ـ آسيا)، حركتي در راستاي بسترسازي براي گسترش نفوذ رژيم صهیونیستی در ایران شمالی  و جمهوريهاي سابق شوروي، بخصوص كشورهاي مسلمان نشين است.

در بين اين كشورها ایران شمالی و دولت غربزده ی باکو  براي رژيم صهیونیستی  و كنگرة جهاني یهودیان اهميت ويژه‏اي دارد. سال گذشته دولت صهیونیستی  کوشید تا کنگره یهودیان اوراسیا را در باکو برگزار کند که با اعتراض شدید حرکت اسلامی ایران شمالی این کنگره برگزار نشد. اهمیت ایران شمالی برای صهیونیسم

نخست بدین دلیل است كه ايران شمالی سرزميني  است که ا کثریت آن را شیعیان  تشکیل می دهند. که گرایشات قوی نسبت به ایران دارند و خود را جدا شده از ایران میدانند و خواهان الحاق به ایران هستند. در حقیقت ایران شمالی یا همان اران قدیم که اینک  حدود 15 سال است  به اصطلاح مستقل شده  پاره ا ی از پیکر ایران است که با اشغال سرزمینهای قفقاز ی ایران توسط روسیه و انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای  از ایران جدا مانده است . ديگر اينكه همسايگي ایران شمالی  با ايران، و حضور سياسي، امنيتي ، اقتصادي و فرهنگي رژيم صهیونیستی در اين سرزمين، امكان فعاليت‏هاي گسترده‏اي را عليه مسلمانان بخصوص ملت ایران و مردم مظلوم ایران شمالی فراهم مي‏كند.

روابط رسمي رژيم شونیست باکو با رژيم صهیونیستی، رو به گسترش است. پان ترکیستهای ضد اسلام که با صهیونیسم جهانی پیوندی عمیق دارند  ، در روياهاي خود تصور مي‏كردند كه در جهان قدرتي نيرومندتر از «لابي یهودی » وجود ندارد و با تكيه بر اين لابي نه تنها مي‏توانند رژیم خود را در دنیا حامی حقوق بشر جلوه دهند ، بلكه قادر به گول زدن مردم ایران شمالی خواهند بود. !؟ با گذشت شانزده  سال از دورة حاكميت رژیم باکو، نه تنها هنوز يك قدم جلو نرفته اند، بلكه دردنیا به یک کشورتوسری خور و منفعل تبدیل و معروف شده اند.

با سقوط رژیم کمونیستی شوروی و حاكميت پان ترکیستهای شکست خورده و خاندان علی اف ها بر ايران شمالی، به دليل ماهيت ضد اسلامی و شونیستی رژیم باکو ، نفوذ اسراییل درایران شمالی گسترش يافت. بخصوص طي سال های گذشته، باکو همواره شاهد حضور هيأتهايي از تشكيلات رژیم صهیونیستی بوده است. مقامات باکو و پان ترکیستهای جبهه خلق و دولت علی افها که بیست در صد از اراضی ایران شمالی را به ارامنه فروختند  تصور میکردند که از طریق دادن امتیازهای کلان به دولت صهیونیستی و با تکیه بر لابی جهانی یهودی میتوانند معامله ای را که با ارامنه انجام داده اند  بر هم زنند  . در حالی که دو لابی جهانی ارمنی و یهودی.حافظ منافع همدیگر نیز میباشند و هرگز به خاطر اراضی مسلمانان با همدیگر رو در رو نمیشوند . اکنون با گذشت 16 سال از وقتی که به دستور ایلچی بیگ پان ترکیست غربزده پرچم دولت نامشروع اسراییل در باکو به اهتزاز درامده است و دولت صهیونیستی در تمام ارکان حکومتی باکو نفوذ کرده و به فعالیت علیه مسلمانان و بخصوص علیه ملت ایران مشغول است  هنوز یک سانتی متر از قره باغ آزاد نشده است . در اینده نزدیک باز هم الهام علی اف با کوچاریان ارمنی دیدار خواهد کرد و باز هم نتیجه ای حاصل نخواهد شد. با ذكر اين نكته كه روابط با رژيم اشغالگرقدس در آينده هزينه‏هاي سنگيني از طرف مردم مسلمان ایران شمالی  براي رژيم ضد اسلامی باکو خواهد داشت. میتوان پیش بینی کرد که روابط دولت علی اف با اسراییل در گسترش  نارضایتی مردم ایران شمالی و رویکرد انان برای الحاق به ایران موثر خواهد بود....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:45  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

برای نخستین بار بعد از فروپاشی شوروی ، پخش اذان از مسجد در

 ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ممنوع شد.

 

فریاد اعتراض مردم ایران شمالی.....

دیروز عده ای از مسلمانان باکو تلاش کردند درمقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران تجمع کنند. آنها خواستار حمایت ملت و دولت ایران بودند ...پلیس باکو از تجمع مسلمانان باکو جلوگیری کرد.

فیاض قلی اف ، یکی از تجمع کنندگان به خبرنگار ما گفت : ما شیعه هستیم اما دولت باکو مانند دولت شوروی حتی از پخش اذان نیز جلوگیری میکند. ایران کانون شیعیان جهان وسرزمین نیاکان ماست .ملت و دولت ایران از ما حمایت کند...در باکو کلیساها و یهودیان آزادانه فعالیت میکنند اما مساجد آماج حملات دولت قرار گرفته است ...

 

 

 

اعتراض محافل اجتماعي ایران شمالی  به ممنوعيت پخش اذان از مساجد باكو

 

 

دولت ضد اسلامی باکو در اقدامی زشت بار دیگر گوشه ای از چهره کریه و ضد اسلامی خود را آشکار کرد .

الهام علی اف طی فرمانی به فرمانداران شهرها به انها دستور داد از این پس بایستی از پخش صدای اذان از مساجد مطلقا جلو گیری شود.

گزارش خبرنگار حرکت ازادیبخش ایران شمالی حاکی است ، به دنبال فرمان ضد اسلامی الهام علی اف تشکلها و احزاب و سازمانهای اجتماعی و مستقل به اعتراض برخاسته اند.

 

محافل و شخصيت‌هاي اجتماعي و ديني و برخي مطبوعات جمهوري آذربايجان روز پنجشنبه به ممنوع شدن پخش اذان از بلندگوهاي مساجد باكو اعتراض كردند.

" نوري اف" رهبر حزب اسلامي ایران شمالی گفت:
ممنوعيت و محدوديت در پخش اذان به معني بي‌احترامي به مردم مسلمان جمهوري آذربايجان است و اين اقدام مي‌تواند پيامد ناخوشايند براي ملت و كشور داشته باشد.

وي افزود: اذان صيقل‌دهنده روح مردم است و پخش آن در ایران شمالی و بخصوص در مساجد پايتخت آن يك دعاي الهي است كه هر گونه ايجاد محدوديت در اين زمينه منجر به بلا و گرفتاري خواهد شد.

وي بيان كرد: ما در حال حاضر علت اصلي اين اقدام را بررسي مي‌كنيم كه تحت تاثير چه شرايط و فشارهاي چه محافلي بكار گرفته شده و خواستار روشن شدن اين موضوع هستيم.

نوري اف گفت: اگرچه اين اقدام نسنجيده تحت فشارهاي خارجي صورت مي‌گيرد ، ولي محافل صهيونيسم بين‌الملل در آن بي‌تاثير نيست.

وي گفت: بيش از ‪ ۹۸درصد ساكنان باكو مسلمان هستند و بعيد به نظر مي‌رسد كه كسي از شهروندان مخالف پخش رحمت الهي باشد.

"الشن مصطفي‌اوغلي" رييس مركز اجتماعي غير دولتي "راه معنوي" هم در گفتگو باايرنا اين تصميم دولت با کو را غيرمنتظره خواند و گفت:

اكنون اعمال محدوديت‌هاي در پخش اذان را فقط مي‌توان گامي به عقب در زمينه گسترش ارزشهاي معنوي در جامعه ایران شمالی ارزيابي كرد.

مصطفي‌اوغلي گفت: در كشورهاي مختلف اروپا و در آمريكا همواره زنگهاي كليساها به صدا در مي‌آيد و نيز در اين كشورها اذان از بلندگوها پخش مي‌شود ولي كسي تا به حال اعتراضي نداشته است.

وي اين تصميم را تصنعي و تاسف‌بار خواند و ابراز اطمينان كرد كه مبتكران ممنوعيت پخش اذان در تصميم خود تجديد نظر خواهند كرد.

مصطفي‌اوغلي گفت: اين اقدام زمينه ايجاد اختلافات ديني و مذهبي در ایران شمالی را فراهم مي‌كند و به همين خاطر بايد از اين گونه اقدامات نسنجيده پرهيز كرد و حقوق ديني و معنوي مردم در حد لازم تامين شود.

در اين ميان برخي روزنامه‌هاي چاپ باكو نيز در شماره امروز خود اقدام اداره روحانيت مسلمانان قفقاز در ممنوع كردن پخش اذان را غيرمنطقي و نسنجيده خوانده و آن را محكوم كردند.

بر اساس اطلاعات بدست آمده دستور اين اقدام توسط دولت به اداره روحانيت مسلمانان قفقاز داده شده و به فرمانداران و شهرداران همه مناطق دستور نظارت جدي به اجراي ان صادر شده است.

روزنامه يني مساوات با اشاره به اين كه پخش اذان توسط بلندگوها مدتي پيش توسط مسوولان نخجوان نيز ممنوع شده است، افزود: اميدوار هستيم كه اين تصميم شرم‌آور بزودي لغو شود.

روزنامه روسي زبان "زركالو" نيز در گزارش مشروح باعنوان " آيا جنگ عليه خدا؟" نوشت: ممنوع سدن پخش اذان از طريق بلندگوها در مساجد باكو در پي ممنوعیت انتشار  كتابهاي ديني صورت مي‌گيرد.

اين روزنامه افزود: اقدام مشابه حتي در خود تركيه كه دولت آن نيز متكي بر نظام لاييك است بكار گرفته نشده است.

اين منبع نوشت: در شرايطي كه دولت باكو جامعه جهاني را مطمئن مي‌كند كه حقوق و آزادي افراد متدين در جمهوري آذربايجان نقض نمي‌شود ولي اين حقوق توسط ماموران دولتي محدود مي‌شود.

اين روزنامه پيش بيني كرد در آينده نزديك جلوگيري از حضور نوجوانان در مساجد کشورنيز تشديد شود در حالي است كه هم‌اكنون تحصيل ديني در خارج از كشور نيز ممنوع شده است.

زركالو نوشت: اخيرا روي آوردن جوانان آذري به دين اسلام بيش ازپيش گسترش يافته و اين امر موجب كاهش اعتياد، فساداخلاقي و ديگر ناهنجاريهاي اجتماعي در اين كشور شده است.

اين روزنامه افزود: چنين به نظر مي‌رسد كه گسترش ارزشهاي ديني در جامعه موجب نگراني دولت شده و به همين خاطر تدريس درسهاي ديني در مدارس ممنوع شده و دانش‌آموزان حتي از امكان آشنايي با تاريخ اسلام محروم هستند.

"القار ابراهيم‌اوغلي" رييس مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني در باکو باانتشار بيانيه‌اي تصميم ديروز دولت باکو را در ممنوعيت پخش اذان از مساجد را که از طریق اداره دولتی موسوم به اداره روحانيت مسلمانان قفقاز ابلاغ شده   اقدامي خودسرانه و غيرمنطقي خواند.

وي در اين بيانيه پخش اذان را بخش جدايي‌ناپذير آزادي ديني و اعتقادات اسلامي دانست و گفت: صداي اذان به معناي دعوت به نماز و جزو جهان بيني اسلامي و انسانهاي مومن است كه در قانون اساسي دولت باکو و عرف بين‌المللي به رسميت شناخته شده است.

ابراهيم اوغلي ممنوع شدن پخش اذان از طريق بلندگوها در مساجد باكو توسط اداره روحانيت مسلمانان قفقاز و نهادهاي دولتي ذيربط را نقض حقوق بشر و اقدامي بي‌سابقه خواند.

وي پخش اذان در مساجد ایران شمالی  را يكي از دستاوردهاي مهم پس از فروپاشی شوروی خواند و گفت: اعمال ممنوعيت جديد در اين زمينه به معني سوق دادن دوباره كشور به سمت بي‌ديني زمان شوروي سابق است.

وي افزود: در هيچ جاي دنيا و حتي در كشورهاي اروپا و آمريكا پخش اذان در خارج از مساجد ممنوع نشده است و هيچ كس تصور آن را نيز ندارد كه در اين خصوص طور ديگري رفتار شود.

به گزارش خبرنگار حرکت آزادیبخش ایران شمالی از باکو ، مردم نارداران  از  دستور ضد اسلامی دولت دایر بر ممنوعیت اذان به شدت ناراحت شده اند. علی اکرام علیزاده از پیشتازان حرکت اسلامی ایران شمالی دیروز با حضور در جمع مردم نارداران از انها خواست بار دیگر بپا خیزند.

گفتنی است نارداران یکی از کانونهای مهم حرکت اسلامی در ایران شمالی است و تاکنون عده ای از اهالی آن  در هجومهای مکرر ماموران امنیتی دولت حیدر علی اف و الهام علی اف به شهادت رسیده اند.

عبدالله جعفر اف  نویسنده و روزنامه نگار اهل شاماخی در گفتگویی تلفنی با مجله ایران شمالی اظهار داشت : امیدوارم بار دیگر ملت ایران در حمایت از شیعیان ایران شمالی بپا خیزند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 23:3  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

افسانه هولوکاست و مواضع صهیونیستی دولت باکو

 

·        احمد كاظمي

در ماههاي اخير و با آشكار شدن چهرة دروغين ادعاي هولوكاست از سوي محققان غربي، رژيم صهيونيستي تلاش خود را براي تحميل اين ايده ساختگي به افكار عمومي در اقصي نقاط جهان از جمله كشورهاي قفقاز به ويژه ايران شمالي (جمهوري آذربايجان/ اران) افزايش داده است.

مظلوم‏نمايي قوم يهود از جمله محورهاي فعاليت رژيم صهيونيستي در اقصي نقاط جهان و از جمله در جمهوري آذربايجان است. رژيم صهيونيستي از اين طريق سعي در سرپوش گذاشتن بر جنايات وحشيانة خود در فلسطين و لبنان خود دارد.

هر ساله با كمك سفارت رژيم صهيونيستي در باكو و باشگاه سلام ـ شالوم و بنياد سوروس، به ياد به اصطلاح قربانيان يهودي در جنگ جهاني دوم مراسمي در باكو برگزار مي‏شود. در اين راستا مراسم يادبود به اصطلاح شش ميليون يهودي كشته شده!! هنگام جنگ جهاني دوم، اوايل سال جاري ميلادي توسط سفارت اسرائيل در باكو برگزار شد. سفير رژيم صهيونيستي در باكو نيز طي ماههاي اخير در مصاحبه‏هايي با روزنامه‏هاي غربگرا در ايران شمالي كوشيده است افسانه هولوكاست را واقعي نشان دهد. جالب اينكه مقامات صهيونيستي در باكو افسانه هولوكاست را با مسئله فاجعه روستاي خواجه‏علي (خوجالي) مشابهت مي‏دهند تا از احساسات پاك مردم مسلمان منطقه بهره‏برداري كنند. اما همين مقامات در ارمنستان هولوكاست را با به اصطلاح كشتار ارامنه ارتباط مي‏دهند و مدعي مي‏شوند كه قوم يهود و ارمني با يك مصيبت روبرو شده‏اند! اين موضوع به خوبي رياكاري رژيم صهيونيستي و تلاش اين رژيم براي مطرح كردن افسانه هولوكاست با هر وسيله ممكن را نشان مي‏دهد.

بايد گفت كشتار شش ميليون يهودي در جنگ دوم جهاني توسط رژيم هيتلر، افسانه‏اي است كه با هيچ منطقي سازگار نيست. ابتدايي‏ترين و روشن‏ترين دليل در افسانه بودن اين ماجرا، اين است كه در آن روزگار در سطح اروپا و مناطق اشغالي رژيم هيتلر اصلاً شش ميليون يهودي وجود نداشت و حتي بعد  از گذشت بيش از 50 سال از جنگ جهاني دوم نيز در اين مناطق شش ميليون يهودي يافت نمي‏شود.

افسانه كشتار شش ميليون يهودي را نظريه پردازان صهيونيسم جعل كردند تا تحت پوشش تبليغات گسترده و مستمر و مظلوم‏نمايي، مردم جهان را براي تشكيل يك كشور صهيونيستي و اشغالي سرزمينهاي اسلامي تحت تأثير قرار داده و زير چتر اين تبليغات، جنايات تاريخي خود را پنهان كنند.

بسياري از محققان و نويسندگان مستقل جهان، تحقيقات عميقي درباره افسانه كشتار يهوديان در جنگ دوم جهاني انجام داده و به اين نتيجه رسيده‏اند كه اين ماجرا ساخته و پرداخته نظريه پردازان صهيونيسم بين‏المللي و امپراتوري رسانه‏هاي آنهاست.

 چند سال پيش «روژه‏گارودي» نويسنده سرشناس فرانسوي، كتابي در اين باره نوشت و با استناد به اسناد و مدارك معتبر ثابت كرد كه افسانه كشتار يهوديان براي فريب افكار عمومي جهان و پيشبرد سياستهاي اشغالگرانه صهيونيستها جعل شده است. جالب است كه در فرانسه كه خود را مهد آزادي و دموكراسي مي‏داند، روژه‏گارودي به جرم نوشتن كتاب محاكمه و جريمه شد و حتي صهيونيستها اين نويسنده بزرگ و انديشمند جهاني را مورد حمله قرار داده و مضروب كردند.

در سال 1385 كنفرانس بزرگي در تهران در خصوص «افسانه هولوكاست» برگزار شد و در آنجا بسياري از محققان غربي به ويژه از آلمان، فرانسه، اتريش ، بلژيك ، هلند و دانمارك با ارائه مستنداتي نشان دادند كه هولوكاست افسانه‏اي بيش نيست. جالب اينكه اين محققان بعد از بازگشت به كشورهايشان به انحاي مختلف تحت فشار و تعقيب قضايي قرار گرفتند. اين موضوع نشان داد كه مدعيان دموكراسي غربي، تحمل شنيدن نظريات واقع‏بينانه در مورد هولوكاست را ندارند.

طي بيش از نيم قرن گذشته، پروژه ضد بشري نسل‏كشي ملت فلسطين توسط يهوديان صهيونيست با حمايت غرب ادامه يافته و طي اين مدت ميليونها فلسطيني آواره اجازه نيافته‏اند، كشوري كوچك در سرزمينهاي اشغالي خود تشكيل دهند.

ايران شمالي يك كشور اسلامي است و مردم اين كشور مسلمان و شيعه هستند. در حالي كه صدها هزار فلسطيني طي دهه‏هاي اخير توسط صهيونيستها كشته، آواره و بي‏خانمان شده‏اند و اين نسل‏كشي ادامه دارد، آزادي عمل صهيونيستها براي ترويج افسانه هولوكاست از نظر افكار عمومي غيرقابل قبول است. صهيونيستها در پشت اين افسانه به دنبال پنهان كردن جنايات خود هستند، از اين رو همراهي باكو با ايده‏هاي توسعه‏طلبانه رژيم صهيونيستي نظير افسانه هولوكاست در واقع نوعي تائيد تجاوزگري و به صورت غيرمستقيم به معناي همكاري معنوي با ارمنستان نيز مي‏باشد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 22:39  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

سالروز آزادی خرمشهر به همه ی ایرانیان جهان مبارک باد

به امید آزادی خرمشهری که هنوز آزادنشده است : گنجه ...

 

خرمشهر و گنجه از جهات زیادی به هم شباهت دارند :  آماج تجاوز ارتشی تا دندان مسلح واقع شدن / مقدومت خونین مردمی / اشغال شدن بعد از شهادت مدافعان / جنایات دشمن در کشتار مردم / و دفاع رزمندگان ایرانی با الهام از کربلا و به یاد شهدای کربلا  از خرمشهر و گنجه / شهادت جهان آرا فرمانده مدافعان خرمشهر و شهادت جوادخان فرمانده مدافعان گنجه ....

خرمشهر " خونین شهر " نام گرفت و گنجه بعد از آن شهادتها " شهر امام حسین علیه السلام نامیده شد .

خرمشهر آزاد شد . اما گنجه هنوز به وطن ملحق نشده است . در مرکز گنجه مسجدی زیبا هست که هنوز هم مسجد شاه عباس نامیده میشود . این مسجد را شاه عباس صفوی بنا کرده است .

رزمندگان ایرانی بعد از آزادی خرمشهر نخستین کارشان این بود که صف صف به مسجد در آمدند و نماز شکر اقامه کردند. روزی خواهد رسید که نماز شکر را در مسجد شاه عباس گنجه بخوانیم و به سالهای جدایی این شهر از ایران خاتمه بدهیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 20:44  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

روابط دولت حاکم بر ایران شمالی ( خاندان علی اف ها ) با صهیونیسم جهانی روز به روز گسترده تر میشود .  سال گذشته صهیونیسم جهانی کوشید تا کنگره یهودیان اوراسیا را در باکو مرکز منطقه شیعه نشین ایران شمالی برگزار کند که با مخالفت مردم مسلمان ایران شمالی این کنگره برگزار نشد. گزارشهای متعدد فعالان حرکت آزادیبخش ایران شمالی از باکو حاکی است که بار دیگر تلاش برای برگزاری همایش یهودیان در باکو آغاز شده است . چندی قبل ناظم ابراهیم اف از مقامات باکو به فلسطین اشغالی سفر کرد و با حضور وی تشکلی به نام مرکز بین المللی آذربایجان – اسراییل طی مراسمی اغاز به کار کرد. مقاله ذیل نگاهی دارد به فعالیتهای مراکز صهیونیستی یهودیان اوراسیا و اقدامات و اهداف آنها:

 

 

پيوند حياتي رژيم حاكم بر ايران شمالي با پديده منفور صهيونيسم

 

تدوین از : ائلشن نصیراف

عضو کادر تحریریه مجله ایران شمالی

 

كنگرة يهوديان جهان، به عنوان تشكلي جهاني كه مركز آن در آمريكاست، در راستاي حفظ موجوديت رژيم اشغالگر قدس و سازماندهي يهوديان براي حمايت از منافع صهيونيسم جهاني و نفوذ صهيونيسم در كشورهاي مختلف جهان ـ بويژه كشورهاي اسلامي ـ از طريق اقليت‏هاي يهودي ساكن فعاليت مي‏كند.

در آستانة‌ فروپاشي شوروي  و در ساية برنامه‏هاي اصلاحات گورباچف،  مهاجرت يهوديان  از اتحاد جماهير شوروي آزاد شد و با هماهنگي اسراييل و لابي جهاني صهيونيسم ، صدها هزار تن از يهوديهاي شوروي به سرزمين اشغال شدة فلسطين برده شدند. هزاران تن از يهوديان ياد شده اكنون نقش ويژه‏اي را در نفوذ دولت صهيونيستي در جمهوريهاي سابق شوروي ايفا مي‏كنند. فعاليت كنگرة يهوديان اوراسيا (اروپا ـ آسيا)، حركتي در راستاي بسترسازي براي گسترش نفوذ رژيم صهيونيستي در جمهوريهاي سابق شوروي ، بخصوص كشورهاي مسلمان نشين است. در بين اين كشورها ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) براي رژيم صهيونيستي و كنگرة جهاني يهوديان اهميت ويژه‏اي دارد. نخست از آن روي كه ايران شمالي سرزميني شيعه نشين و پاره‏اي از پيكر ايران است. ديگر اينكه همسايگي ايران شمالي با ايران، و حضور سياسي، امنيتي ، اقتصادي و فرهنگي رژيم صهيونيستي در اين سرزمين، امكان فعاليت‏هاي گسترده‏اي را عليه ملت ايران فراهم مي‏كند.

روابط رسمي رژيم صهيونيستي با رژيم حاكم بر ايران شمالي، در دورة حاكميت پان تركيست‏هاي غربزدة افراطي (دورة ايلچي بيگ) آغاز شد. پان تركيست‏هاي ضد ايراني در روياهاي خود تصور مي‏كردند كه در جهان قدرتي نيرومندتر از «لابي صهيونيسم» وجود ندارد و با تكيه بر اين لابي نه تنها مي‏توانند قره‏باغ را آزاد كنند، بلكه قادر به تجزية ايران نيز خواهند بود!؟ با گذشت پانزده سال از دورة حاكميت ايلچي بيگ ، نه تنها هنوز يك وجب از اراضي قره‏باغ آزاد نشده است، بلكه در قره‏باغ دولتي تشكيل شده كه نمايندگي رسمي آن در آمريكا فعال است.با سقوط ايلچي بيگ و حاكميت خاندان علي اف‏ها بر ايران شمالي، به دليل ماهيت لاييك، دنيوي و غربگرايانة حاكميت جديد، نفوذ اسراييل در ايران شمالي گسترش يافت. پس از فوت حيدر علي اف، بر دامنة نفوذ رژيم صهيونيستي در ايران شمالي افزوده شد. بخصوص طي يك سال گذشته، باكو همواره شاهد حضور هيأتهايي از تشكيلات صهيونيسم جهاني بوده است. در فروردين 1385 ناگهان اخباري مبني بر برپايي كنگرة جهاني يهوديان در باكو منتشر شد و تعجب همگان را برانگيخت. «برپايي كنگرة يهوديان در كشوري مسلمان و شيعه چه معنايي مي‏تواند داشته باشد؟» به دنبال برخي اعتراض‏ها و درك مقامات باكو از اينكه برپايي كنگرة يهوديان جهان در باكو، مي‏تواند چهرة حقيقي آنها را در ميان مسلمانان جهان افشا كند، برپايي اين كنگره لغو شد. اما اخيراً بار ديگر تحركاتي براي برپايي كنگرة يهوديان اوراسيا در باكو صورت مي‏گيرد. با ذكر اين نكته كه روابط با رژيم صهيونيستي در آينده هزينه‏هاي سنگيني براي رژيم حاكم بر ايران شمالي خواهد داشت، خوانندگان گرامي را با كنگرة‌ يهوديان اوراسيا آشنا مي‏كنيم. مقاله‏اي كه مي‏خوانيد براساس مقاله ای از  محقق ارجمند «آقاي پرويز قاسمي » توسط اقای ائلشن نصیر اف تدوین شده است:

كنگره يهوديان اوراسيا بمنظور دفاع ازحقوق و منافع  يهوديان و حمايت از جوامع و انجمنهاي وابسته به يهوديان جهت دستيابي به اهداف، منافع و مطالبات خود از طرق مختلف از جمله معرفي رسمي آنان به دولتهاي كشورهاي منطقه اوراسيا و سازمانهاي بين المللي تاسيس شده است.

كنگره مذكوركه وابسته به كنگره يهوديان جهان مي باشد، فعاليتهاي گسترده اي را در كشورهاي منطقه اوراسيا  بويژه در جمهوريهاي روسيه، اوكراين، قزاقستان و ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) داشته و علاوه بر برگزاري سمينارها و ميزگردها موضوعاتي چون حمايت از حقوق يهوديان، موضوع هولوكاست، صهيونيزم و سامي ستيزي در برقراري ارتباط وتبادل آرا وافكار بين روشنفكران و اصحاب قلم و جرايد و مطبوعات اسرائيل و منطقه اوراسيا بطور گسترده اي فعال مي باشد. برنامه ريزي در خصوص ديداررهبران جمهوريهاي مشترك المنافع با رهبران جوامع يهودي از ديگرمواردي مي باشد  كه اين امر بويژه در جريان سفر روساي جمهور اين كشورها به آمريكا و براساس هماهنگي با كنگره يهوديان جهان صورت ميگيرد. درجنگ 33 روزه لبنان، با حمايت و هماهنگي كنگره، هياتي از نويسندگان اسرائيلي جهت  تبيين مواضع رژيم صهيونيستي و جلب حمايت دولتها، روشنفكران و افكار عمومي منطقه از اسرائيل به منطقه سفر كردند و كمكهايي را براي بازسازي مناطق آسيب ديده از حملات موشكي حزب الله جمع آوري نمودند. متعاقب ديدار هيات اسرائيلي از ايران شمالي،  روسيه و اوكراين و ...،  كنگره هياتي از خبرنگاران و روزنامه نگاران جمهوريهاي مشترك المنافع  را براي بازديد از مناطق آسيب ديده از حملات موشكي حزب الله  به اسرائيل اعزام  نمود.

 

اهداف و برنامه هاي كنگره يهوديان اوراسيا كه بطور مشترك و همراستا با كنگره يهوديان جهان مي باشد بشرح زير اعلام شده است:

 

كمك به وحدت و يكپارچگي يهوديان، كمك به تاسيس وفعاليت سازمانها ،موسسات، انجمنها و نهادها   تخصصي يهودي كه فعاليت آنها درراستاي ترويج، احيا و توسعه حيات  ملي يهود مي باشد.
*حمايت از مواضع اسرائيل در جوامع بين المللي
* تلاش و فعاليت درزمينه حقوق بشر ، دفاع از حقوق فردي يهوديان و حقوق انجمنها و جمعيتهاي يهودي
* كمك به توسعه روابط با كليساهاي مسيحي، اسلام و ساير اديان در راستاي منافع صهيونيزم
*ارائه كمكها و حمايتهاي لازم به مراكز و موسسات فرهنگي، آموزشي و علمي كه فعاليتهاي آنها درزمينه بررسي، مطالعه و گسترش فرهنگ يهود مي باشد.
* حمايت از طرحها و فعاليتهايي كه به برسي و معرفي زندگي يهوديان اوراسيا مي پردازد و نيز حمايت از انعكاس مطبوعاتي و رسانه اي مسائل يهوديان اوراسيا
*حفظ ميراث مادي و معنوي يهود
*حمايت از خانوده هاي قربانيان داستان هولوكاست
* حمايت از حقوق يهوديان اوراسيا از طريق  پيشنهاد طرحها و لوايح جهت  اعمال در قوانين كشورها و....
 مجمع عمومي كنگره بالاترين نهاد ( ارگان ) اداري كنگره يهوديان اوراسيا محسوب مي شود.
مجمع عمومي اجلاس عمومي كنگره را هر 5 سال يكبار وهمزمان با برگزاري مجمع عمومي كنگره يهوديان جهان برگزار مي نمايد. در مجمع عمومي هر موسس داراي يك راي مي باشد.
تركيب نمايندگان مجمع عمومي بر اساس تعداد جمعيت يهودي تبار در هر يك از كشورهاي اوراسيا تعيين ميگردد. بازاي هر 5 هزار جمعيت يهود ، موسسان از هر يك از اين كشورها مي توانند يك نماينده ، از 5 تا 25 هزار نفر دو نماينده و از 25 هزار نفر به بالا بازاي هر 25 هزار نفر يك نماينده داشته باشند.
 شوراي عمومي:
شوراي عمومي، كارهماهنگي فعاليتهاي كنگره را برعهده دا رد. ازهر يك ازمؤسسان يك نماينده ترجيحا رؤسا ويا معاونان سازمانهاي جوامع يهودي كشورهاي اوراسيا براي شوراي عمومي  انتخاب ميگردد. طبق موافقت هيئت رئيسه ، مؤسسان قزاقستان، روسيه ،اوكراين واستراليا مي توانند درشوراي عمومي نمايندگان بيشتري داشته باشند .افزايش تعداد نمايندگان ساير مؤسسان نيزمنوط به تصميم وموافقت هيئت رئيسه مي باشد. اجلاس شوراي عمومي حد اقل يكباردرسال تشكيل ميگردد.                                                                                                     دبيرخانه:
دبيرخانه كارتهيه وتدوين برنامه كاري وايدئولوژيكي كنگره را برعهده دارد.
جوانان، نژادپرستي / سامي ستيزي، حمايت از قربانيان هولوكاست، روابط با اسرائيل، روابط با سازمانهاي يهودي منطقه اوراسيا، اطلاعات وخبر، مسائل مالي، روابط ديني وفرهنگ درهمكاري با سازمانهاي بين المللي ذيربط، تحقيق وپژوهش درراستاي فعاليتهاي كنگره ، اولويتهاي اصلي فعاليتهاي دبيرخانه را تشكيل مي دهند. دبير كل، عضو شوراي كل وهيئت رئيسه كنگره مي باشد.
حوزه مديريت:
حوزه مديريت، هدايت ورهبري فعاليتهاي جاري كنگره را برعهده داشته و تصميمات مجمع عمومي، هيئت رئيسه ورئيس كنگره را اجرا مينمايد . رئيس حوزه مديريت توسط هيئت رئيسه براي مدت 5 سا ل انتخاب مي گردد. خزانه دار كنگره نيز درحوزه مديريت فعاليت دارد . اعلام احكام و دستورات وعزل و نصبهاي كاركنان،  تشويقات  و....جزء وظايف حوزه مديريتي محسوب مي شوند.
 رهبران ومسئولان كنگره:
الكساندر ماشكوويچ – رئيس:

 ماشوويچ متولد 23 فوريه سا ل 1954 درشهر فرونزه (بيشكك) قرقيزستان مي باشد. ماشكوويچ دردوران اصلاحات سياسي گورباچف (پرسترويكا) به فعاليتهاي  اقتصادي – تجارتي -  روي آورد. در حال حاضر رئيس اتحاديه صنعتي اوراسيا ( قزاقستان ) ، رئيس شوراي مديران بانك اوراسيا ي قزاقستان و يكي از مسئولان شركت Kazakhstan Mineral Resources     مي باشد . ماشكوويچ همچنين رئيس كنگره يهوديان قزاقستان ، عضو كميته اجرايي كنگره يهوديان اروپا و عضو كميته اجرايي كنگره يهوديان جهان مي باشد. الكساندر ماشكوويچ در سال 2002 و در جريان برگزاري اجلاس كنگره يهوديان اوراسيا در مسكو بعنوان رئيس كنگره انتخاب گرديده است.

ميخائيل چلنوف – دبير كل:
چلنوف در 26 سپتامبر سال 1940 درمسكو متولد شده  و فارغ التحصيل انستيتو زبانهاي شرقي از دانشگاه دولتي مسكو –  لامانوسوف - مي باشد. كانديداي علوم تاريخ،  استاد آكادمي دولتي علوم يهود د مسكو- مايمونيد - و آكادمي تاريخ و فرهنگ يهوديان اوكراين - شيمون دوبنف – و مولف نزديك به 150 مقاله و اثر علمي مي باشد. وي در ده سال پاياني اتحاد شوروي، يكي ازرهبران فعال جنبش يهود بشمار مي رفت و بدين خاطر از سوي ك.گ.ب تحت تعقيب قرارداشت. وي عضو هيئت رئيسه سازمان جهاني صهيونيسم بوده و در سال 1998 به عضويت شوراي مديران آژانس يهود – سوخنوت- درآمد. ميخائيل چلنوف در اجلاس موسسان كنگره يهوديان اوراسيا در سال 2002 در مسكو بعنوان دبيركل كنگره انتخاب شده است.

 يوسف زيسلس- رئيس شوراي عمومي

زيسلس در سال 1946 در تاشكند متولد شده و از دانشگاه همين شهر فارغ التحصيل شده است. ازآغاز سال هاي 70 ميلادي با جنبشهاي يهودي دراتحاد شوروي همكاري داشته و در سال 1988،  اولين سازمان يهودي را دراوكراين تاسيس مي نمايد. در سال 1989 در اجلاس كنفدراسيون سازمانها و جوامع يهود اتحاد شوروي شركت و بعنوان يكي از رئيسان سازمان مذكور انتخاب ميگردد. وي عضو شوراي جوامع يهودي اروپا، شوراي كنگره يهوديان جهان و شوراي يهوديان اروپا و سازمان جهاني صهيونيسم مي باشد.  يوسف زيسلس در سال 1991 به سمت  معاون اجرايي كنفدراسيون يهوديان اوكراين برگزيده شد . زيسلس در جريان اجلاس موسسان كنگره يهوديان اوراسيا در مسكو بعنوان رئيس شوراي عمومي انتخاب گرديده است.

مطالب  و گزارشهاي مرتبط با فعاليتهاي كنگره در جمهورهاي مستقل مشترك المنافع

 

سفر هياتي از نويسندگان اسرائيلي به  ايران شمالي (باكو)

 

هياتي از فدراسيون اتحاديه نويسندگان اسرائيل از سوم تا پنجم سپتامبر (12 تا 14 شهريور 85) از ايران شمالي بازديد بعمل آورد. اين ديدار با حمايت تشكيلاتي و مالي كنگره يهوديان اوراسيا وبا همكاري مشترك سفارت اسرائيل در باكو  و به ابتكار يوسف شاگال عضو كنيسه اسرائيل صورت گرفته بود.

 

تركيب هيات مذكوررا جمعي از نويسندگان عبري و روس زبان اسرائيلي تشكيل مي دادند. اعضاي هيات عبارت بودند از:

 

افرائيم با او رئيس فدراسيون اتحاديه نويسندگان، لف بالتسان، دانيل كولگر،مارك كوتليارسكي، مئير اوزيئل، نائومي فرنكل بن آئور، تسيپورا راينر، الكساندر اپشتين و سوتلانا شنبورن.

 

نويسندگان اسرائيلي در مدت حضور در باكو با آنار رضايف رئيس اتحاديه نويسندگان ايران شمالي و رهبران جامعه يهودي ايران شمالي   ديدار و مذاكره نموده و مصاحبه هاي مختلفي را نيز با مطبوعات و رسانه هاي گروهي اين كشور بعمل آوردند.

 ديدار و گفتگو با ناظم ابراهيم اف رئيس كميته دولتي ارتباط با دياسپور، آخرين بخش ازسفر هيات اسرائيلي به باكورا تشكيل مي داد.

 

 ديدارهاي هيات نويسندگان اسرائيلي از كشوهاي مشترك المنافع

 

كنگره يهوديان اوراسيا در چارچوب حمايت سياستهاي رژيم صهيونيستي وبمنظورجلب حمايت مردم و كشورهاي منطقه اقدام به اعزام هياتي از نويسندگان اسرائيل به كشورهاي مستقل مشترك المنافع نموده است.

 

كنگره يهوديان اوراسيا پيشتر نيزگروهي از نمايندگان كنيسه را بمنظور جلب حمايت يهوديان روسيه و اوكراين و جمع آوري كمكهاي انساني  جهت ارسال به مناطق آسيب ديده از حملات موشكي حزب الله  به اين كشورها دعوت نمود و متعاقب آن مقدمات  سفرگروهي از خبرنگاران جمهوريهاي شوروي سابق به اسرائيل جهت بازديد از مناطق آسيب ديده جنگ اخير بين لبنان و اسرائيل را فراهم آورد. كنگره مذكور در ايام سفر خبرنگاران به اسرائيل همچنين نشست شوراي كل كنگره را در اورشليم برگزار نمود.

 

 

 


 

در تركيب هيات مذكور هم نويسندگان عبري زبان و هم نويسندگان روس زبان حضور دارند. يوسف شاگال (يهودي آذري كه از ايران شمالي به اسراييل رفته است) عضو كنيسه اسرائيل در اين سفر هيات مذكور را همراهي مي نمايد.

 

نويسندگان اسرائيلي در تاريخ 12 شهريور 85 وارد باكو شدند ودر آنجا بهمراه يوسف زيسلس رئيس شوراي كل كنگره و واآد اوكراين  با رئيس اتحاديه نويسندگان ايران شمالي   و رهبران جوامع يهود ايران شمالي ديدار و گفتگو نمودند. آرتور لنك سفير اسرائيل در باكو نيزدر ديدارهاي هيات مذكور حضور داشت. اعضاي هيات اسرائيلي پس از ديدار با ناظم ابراهيم اف رئيس كميته دولتي ارتباط با دياسپور- كه سايت كنگره از آن بعنوان ديداري گرم و صميمي ذكر نموده است - باكو را به مقصد روسيه ترك نمودند.

 

تظاهرات يهوديان روسيه واعلام همبستگي با رژيم صهيونيستی                                                                         

 

در تاريخ 9 اوت (18/5/85 )، يهوديان روسيه با برگزاري تظاهراتي در كنيسه  مذهبي مسكو، حمايت و همبستگي خود را با رژيم صهيونيستي اعلام نمودند. اين مراسم  تحت عنوان «ما مخالف ترور هستيم!!»، از سوي كنگره يهوديان اوراسيا و كنگره اتحاديه ها و سازمانهاي ديني يهود در روسيه ترتيب داده شده بود.

 

ديدار رئيس دولت حاکم بر ایران شمالی با گروهي از رهبران يهوديان آمريكا

 

الهام علي اف رئيس دولت باكو دراولين روز اقامت خوددرسفر سال گذشته به  آمريكا  با گروهي از رهبران يهوديان اين كشور ديدار و ملاقات نمود. اين ديدار ازسوي كنفرانس روساي سازمانهاي اصلي يهودي آمريكا و كنگره يهوديان اوراسيا ترتيب يافته بود. در اين ديدار علاوه بر ائلمار محمد ياراف وزير امورخارجه و حافظ پاشايف سفير باكو در آمريكا ، مارك لوين ( از كنفرانس ملي يهوديان) ، كرولين گرين ( از كنفرانس روساي سازمانهاي  اصلي يهوديان آمريكا) ، راو ائلوين بركون ( از مجمع راوين)، بارري جكوبس و نيز سفير پيتر روزن بلات ( از كميته يهوديان آمريكا)، ويليام داروف ( از جمعيت متحد يهود)، دكتر ماروين فئوير ( (AIPEC ، اسرائيل زينگر و شاي فرانكلين ( از كنگره يهوديان جهان)  نيز حضور داشتند. در ديدار الهام علي اف با نمايندگان جوامع يهودي در آمريكا،  مسائل و موضوعات مختلفي همچون صلح در قفقاز، ، مسئله قره باغ، گفتگوي تمدنها ، روابط و مناسبات  اسرائيل و دولت باكو و مسائل جمعيت يهوديان ايران شمالي مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. يوسف زيسلس رئيس شوراي كل كنگره يهوديان اوراسيا به نمايندگي از طرف الكساندر ماشكويچ رئيس كنگره به ميهمانان و اعضاي حاضر در جلسه خوش آمد گفت و سپس به تبيين مواضع و ديدگاههاي كنگره يهوديان اوراسيا در زمينه حمايت از تلاشها  و مساعي دولت باكو براي لغو تحريمهاي اعمال شده توسط كنگره آمريكا ( موضوع قطعنامه 907) عليه باكو پرداخت. الهام علي اف نيز ضمن تشكراز الكساندر ماشكويچ و كنگره يهوديان اوراسيا بخاطر تلاشها و حمايتهاي آنها از ابراز اميد واري نمود جامعه يهوديان آمريكادولت باكو را در سطح بين المللي را مورد حمايت و پشتيباني قرار دهد.

 

در پايان اين ديدار رهبران سازمانهاي اصلي يهوديان آمريكا مراتب تشكر خود را از استقبال و پذيرايي گرم الهام علي اف از آنان در سفر (بهمن 1384) به باکو اعلام و نسبت به تداوم گفتگوها در آينده ابراز اطمينان نمودند.                                                  

 

ديدار رئيس جمهور قزاقستان با رهبران جوامع يهودي درآمريكا مهر 85

رييس جمهور قزاقستان با رهبران تشكل‏هاي يهودي آمريكا ديدار كرد. به نظر مي‏رسد ديدار با سران تشكلهاي يهودي به برنامه‏اي دايمي براي رؤساي جمهوري‏هاي سابق شوروي تبديل شده است. اين اقدام، حاكي از فعاليت صهيونيسم جهاني براي نفوذ در اين كشورها و نيز نشان دهندة حمايت آمريكا از سياستهاي رژيم صهيونيستي در قفقاز و آسياي مركزي است. گفته مي‏شود سفر برخي از رؤساي جمهوري اين كشورها از جمله رييس دولت باكو به آمريكا با هماهنگي لابي صهيونيسم انجام مي‏گيرد.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 20:39  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

سالروز آزادی خرمشهر به همه ی ایرانیان جهان مبارک باد

به امید آزادی خرمشهری که هنوز آزادنشده است : گنجه ...

 

خرمشهر و گنجه از جهات زیادی به هم شباهت دارند :  آماج تجاوز ارتشی تا دندان مسلح واقع شدن / مقدومت خونین مردمی / اشغال شدن بعد از شهادت مدافعان / جنایات دشمن در کشتار مردم / و دفاع رزمندگان ایرانی با الهام از کربلا و به یاد شهدای کربلا  از خرمشهر و گنجه / شهادت جهان آرا فرمانده مدافعان خرمشهر و شهادت جوادخان فرمانده مدافعان گنجه ....

خرمشهر " خونین شهر " نام گرفت و گنجه بعد از آن شهادتها " شهر امام حسین علیه السلام نامیده شد .

خرمشهر آزاد شد . اما گنجه هنوز به وطن ملحق نشده است . در مرکز گنجه مسجدی زیبا هست که هنوز هم مسجد شاه عباس نامیده میشود . این مسجد را شاه عباس صفوی بنا کرده است .

رزمندگان ایرانی بعد از آزادی خرمشهر نخستین کارشان این بود که صف صف به مسجد در آمدند و نماز شکر اقامه کردند. روزی خواهد رسید که نماز شکر را در مسجد شاه عباس گنجه بخوانیم و به سالهای جدایی این شهر از ایران خاتمه بدهیم.

 

 

پيام حضرت امام خميني (ره) به مناسبت آزادسازي خرمشهر

 

حضرت امام‌خميني (ره)سوم خرداد 1361 مصادف با 30 رجب 1402 پيامي خطاب به ملت ايران صادر فرمودند.
در اين پيام كه با موضوع تجليل از رزمندگان اسلام و تبريك فتح خرمشهر،از جماران در تهران صادر شده است، حضرت امام خميني (ره) فرموده‌اند:


بسم الله الرحمن الرحيم
با تشكر از تلگرافاتي كه در فتح خرمشهر به اين‌جانب شده است،سپاس بي‌حد بر خداوند قادر كه كشور اسلامي و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنايت و حمايت خويش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصيب ما فرمود. اينجانب با يقين به آن‌كه ما «النصر الا من عندالله» از فرزندان اسلام و قواي سلحشور مسلح، كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و كشور بقيه‌الله الاعظم _ ارواحنا لمقدمه الفداء _ را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت‌هايي در دست ابرقدرتان خصوصا آمريكاي جهانخوارند بيرون آورد و نداي «الله اكبر» را در خرمشهر عزيز طنين‌انداز كرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم _ كه با دست پليد خيانتكاران قرن به خون كشيده شده و «خونين شهر» نام گرفت _ [بيافراشت] تشكر مي‌كنم. و آنان فوق تشكر امثال من هستند. آنان به يقين مورد تقدير ناجي بشريت و برپاكننده‌ي عدل الهي در سراسر گيتي _ روحي لتراب مقدمه الفداء _ مي‌باشند. آنان به آرم ما رميت اذ رميت ولكن الله رمي مفتخرند.
مبارك باد و هزاران بار مبارك باد بر شما عزيزان و نور چشمان اسلام اين فتح و نصر عظيم كه با توفيق الهي و ضايعات كم و غنايم بي‌پايان و هزاران اسير گمراه و مقتولين و آسيب‌ديدگان بدبخت كه با فريب و فشار صدام تكريتي، اين ابرجنايتكار دهر، به تباهي كشيده شده‌اند، سرافرازانه براي اسلام و ميهن عزيز افتخار ابدي به هديه آورد. و مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنين فداكاراني هستند كه ستاره‌ي درخشنده‌ي پيروزي‌هاي آنان بر تارك تاريخ تا نفخ صور نورافشاني خواهد كرد. و مبارك باد بر ملت عظيم‌الشأن ايران اينچنين فرزندان سلحشور و جان بركفي كه نام آنان و كشورشان را جاويدان كردند. و مبارك باد بر اسلام بزرگ اين متابعاني كه در دو جبهه‌ي جنگ با دشمن باطني و دشمنان ظاهري پيروزمندانه و سرافراز امتحان خويش را دادند و براي اسلام سرافرازي آفريدند.
و هان اي فرزندان قرآن كريم و نيروهاي ارتش و سپاهي و بسيج و ژاندارمري و شهرباني و كميته‌ها و عشاير و نيروهاي مردمي داوطلب و ملت عزيز، هوشيار باشيد كه پيروزي‌ها هرچند عظيم و حيرت‌انگيز است شما را از ياد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند و غرور و فتح شما را به خود جلب نكند؛ كه اين آفتي بزرگ و دامي خطرناك است كه با وسوسه‌ي شيطان به سراغ آدم مي‌آيد و براي اولاد آدم تباهي مي‌آورد. و من با آنكه به همه‌ي شما اطمينان تعهد به اسلام دارم، لكن از تذكر، كه براي مومنان نفع دارد، بايد غفلت نكنم؛ چنان‌چه از نصيحت به حكومت‌هاي همجوار و منطقه دريغ ندارم. و آنان مي‌دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پيروزمند ما از موضع قدرت سخن مي‌گويد. و من به پيروي از آنان به شما اطمينان مي‌دهم كه اگر از اطاعت بي چون و چراي آمريكا و بستگان آن دست برداريد و با ما به حكم اسلام و قرآن كريم رفتار كنيد، از ما جز خير و پشتيباني نخواهيد ديد. و شما بدانيد آن‌قدر كه ابرقدرت‌ها از صدام، اين نوكر چشم و گوش بسته، پشتيباني كردند از شماها كه قدرت‌هاي كوچك و حكومت‌هاي ضعيف هستيد پشتيباني نمي‌كنند. و شما عاقبت اين جنايتكار و هم‌قطار جنايتكارش شاه مخلوع را به عيان ديده‌ايد. قدرت‌هاي بزرگ بيش از آن‌چه از شما استفاده نمايند از شما طرفداري نمي‌كنند. و شماها را براي منافع خويش به هلاكت مي‌كشند. و من نصيحت برادرانه به شما مي‌كنم كه كاري نكنيد كه قرآن كريم براي برخورد با شما تكليف نمايد و ما به حكم خدا با شما رفتار كنيم. و يقين بدانيد كه امثال حسني مبارك مصري و حسين اردني و ديگر هم جنايتكاران آنان براي شما نفعي ندارند و دين و دنياي شما را تباه مي‌كنند. و اگر با نشست‌هاي خود بخواهيد طرح كمپ ديويد يا فهد را كه مرده‌اند، زنده كنيد؛ كه ما خطر بزرگ براي كشورهاي اسلامي خصوصا حرمين شريفين مي‌دانيم، اسلام به ما اجازه‌ي سكوت نمي‌دهد و اين‌جانب در پيشگاه مقدس خداوند تكليف الهي خود را ادا نمودم. اكنون دست تضرع و دعا به سوي خالق يكتا بلند كرده و به قواي مسلح اسلام و فداكاران قرآن كريم و ميهن عزيز ايران دعا مي‌كنم، و سلامت و سعادت و پيروزي آنان را خواستار هستم.
سلام و درود بي‌پايان بر فرماندهان متعهد قواي مسلح و بر رزمندگان فداكار و بر ملت دلير ايران عزيز و سرشار از شادي‌ها. والسلام علي عبادالله الصالحين.
روح‌الله الموسوي الخميني
منبع: صحيفه امام خميني (ره)
جلد شانزدهم صفحه 257

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 13:29  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

Shimal8iranim@yahoo.com

 

دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام خواستار شد:لزوم تلاش تلاش دولت برای الحاق باکو و نخجوان به ایران

خبرگزاری آفتاب: «محمدمهدی عبدخدایی» دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام با توصیه اکید به دولت برای اقدام عاجل و قاطع به منظور دفاع از حقوق ایران در دریای خزر اظهار داشت: چیزی به نام دریای خزر وجود ندارد. تنها یک دریاچه مازندران وجود دارد که آن هم طبق قراردادهای تاریخی، متعلق به ایران است.
وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب تصریح کرد: امروز حتی موجودیت و استقلال کشورهای حاشیه دریاچه مازندران که به موجب قرارداد ترکمانچای از خاک کشور ما به زور جدا شده‌‌اند، محل سوال است و باید راهکاری اندیشیده شود تا این مناطق به خاک ایران بازگردانده شوند.
عبدخدایی در این زمینه پیشنهاد داد تا دولت ایران تیمی گسترده از کارشناسان حوزه‌های مختلف را برای بررسی نحوه اقامه دعوی در این خصوص تشکیل دهد تا ایران بتواند برای باز پس گرفتن حقوقش در مجامع جهانی اقامه دعوی کند.
دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام تصریح کرد: طبق مفاد قرارداد ترکمانچای، مناطقی که از خاک ایران جدا شده‌ بودند باید ۹۹ سال در اختیار دولت روسیه باقی می‌ماندند. بنابراین، اکنون که این مدت به پایان رسیده، دولت ایران باید راهکاری بیندیشد و از تمام توان خود برای بازگرداندن این مناطق به خاک ایران استفاده کند تا بدین ترتیب حق و حقوق ما در دریای خزر هم تامین شود.
وی ادامه داد: اکنون که کشور ما قدرت برتر منطقه‌ای محسوب می‌شود و کشورهای همسایه قدرت مقابله با ما را ندارند، دولت باید برای احقاق حقوق ملت ایران در دریاچه مازندران اقدام کند.
عبدخدایی تاکید کرد: دریاچه مازندران یک دریاچه است که طبق قوانین بین‌المللی برای تعیین رژیم حقوق آن باید «خط ‌القعر» آن در نظر گرفته شود و این گونه هم ایران از این دریا تامین می‌شود.
دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام خاطرنشان کرد: طبق معاهده ترکمانچای، مناطقی مانند نخجوان، باکو و … پس از ۹۹ سال متعلق به خاک ایران هستند و اکنون که این مدت به پایان رسیده این مناطق باید به خاک ایران بازگردند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 16:19  توسط رسول اردبیلی و دوستان  |