تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

يك مورخ ایران شمالی خواستار تصحيح تحريفات تاريخ اين كشور شد


" محرم ذوالفقارلی " مورخ و نويسنده معروف  خواستار تصحيح تحريفات تاريخي بجا مانده اين كشور از دوران استيلاي تزارها و شوروري سابق شد.

وي كه نويسنده كتاب " نگرشي جديد به تاريخ آذربايجان " است گفت : لازم است حركتي جدي براي تصحيح تحريفات تاريخي ایران شمالی شروع شود.

ذوالفقارلو افزود: تاريخ ایران شمالی در دوره استيلاي روسيه تزاري و شوروي كمونيستي تحريف شده است و متاسفانه برغم گذشت ‪ ۱۵سال از فروپاشی شوروی ، همچنان ردپاي اين تحريفات باقي مانده است.

وي بيان كرد: حتي بسياري از افراد مسوول و كاركنان موسسات تاريخ شناسي در باکو تمايلي به تصحيح اين تحريفات تاريخي ندارند.

وي با ابراز تاسف از ادامه انتشار مطالب تحريف شده تاريخي در كتب درسي دولت باکو ، گفت : حتي در كتابهاي ويراستاري شده توسط اساتيد دانشگاهي برجسته‌اي همچون "ضيا بنياداف،"يوسف يوسف‌اف "و "سليمان عليارلي" هم اين موارد ديده مي‌شود.

اين نويسنده آذري افزود: در اين كتابها اطلاعات نادرستي از تاريخ جنگهاي ايران و روس در دوره تزاريسم به خوانندگان داده مي‌شود و متاسفانه در كتب درسي دولت باکو در اين دوره ايران نيز همانند روسيه يك كشور مهاجم القا شده است.

وي گفت: اين اطلاعات و برداشت تاريخي كاملا نادرست است و صرفا به اقتضاي منافع روسيه تحريف و در تاريخ ایران شمالی گنجانده شده است ، چون روسيه تزاري همواره مي‌كوشيد مردم ما را از ايران و جهان اسلام دور نگه داشته و شكاف را بيشتر كند كه اكنون نيز دولتهاي غربي و آمريكا همين سياست را در جمهوري آذربايجان دنبال مي‌كنند.

محرم ذوالفقارلی  با اشاره به اشتراكات فرهنگي ، ديني و تاريخي ایران شمالی با ايران گفت: ما در طول تاريخ يك كشور و فرهنگ مشترك داشتيم و متاسفانه درپي اشغال سرزمینهای قفقازی ایران و جمهوری آذربایجان  كنوني توسط روسيه تزاري و تحريف تاريخ ، اكنون هم برخي از نويسندگان و محققان در کشور ما  تحت تاثير غرب بويژه آمريكا همچنان به اين تحريف تاريخ ادامه مي‌دهند.

وي افزود : من بارها به اين همكارانم كه تحليلي تحريف شده از تاريخ جنگهاي ايران و روسيه ارايه مي‌دهند، يادآوري مي‌كنم كه اگر ايران در اين جنگها پيروز مي‌شد اكنون مردم ایران شمالی (جمهوري آذربايجان  ) و ايران در قالب يك كشور بزرگ ( ایران ) بودند.

ذوالفقارلی گفت: در زمان شوروي سابق عليه "جوادخان گنجه‌اي" قهرمان ملي كه سالها در مقابل تهاجم قشون روس به فرماندهي "سيسيانوف "جانانه مقاومت كرد و به شهادت رسيد، نگرش منفي وجود داشت اما خوشبختانه در سالهاي اخير اين تحريف تاريخي اصلاح شده است.

نويسنده كتاب " نگرشي جديد به تاريخ آذربايجان " افزود : اما متاسفانه هنوز ديدگاه منفي باقيمانده از تفكرات نويسندگان روسيه تزاري و رژيم كمونيستي شوروي نسبت به عباس ميرزا و ديگر قهرمانان ملي مقابله‌كننده با قشون روس در قرن نوزدهم ميلادي در ایران شمالی  باقي است كه متضاد با منطق و واقعيات تاريخي است.

ذوالفقارلی گفت: بسياري از اهالي جمهوري آذربايجان ( ایران شمالی ) ريشه در ايران دارند و از هر ده نفر مردم اين كشور ‪ ۹نفر مي‌گويند كه اجدادشان در ايران زندگي كرده‌اند ولي متاسفانه اكنون كسي نيست كه اين واقعيت را در ميان افكار عمومي ایران شمالی  مطرح كند.

اين مورخ آذري اضافه كرد: در پي اعلام ديدگاههاي مثبت الهام علي اف رييس جمهوري آذربايجان مبني بر اينكه ما با ايران به مدت طولاني تاريخ و دولت مشترك داشته‌ايم ، امكان انتشار كتابهايي نظير " نگرشي جديد به تاريخ آذربايجان " فراهم شد و ما توانسته‌ايم بدون نگراني اين كتاب را منتشر كنيم.

محرم ذوالفقارلو گفت: انتشار شمار زيادي از اين قبيل كتابها و برگزاري همايشهاي مشترك ميان تاريخ شناسان ايران و جمهوري آذربايجان و نيز تاسيس دفاتر و مراكز مشترك تاريخ شناسي دو كشور براي روشن كردن واقعيتهاي تاريخي ضروري است.

وي بيان كرد: در شرايطي كه بيگانگان و مخالفان گسترش روابط جمهوري آذربايجان و ايران سالانه دهها طرح و برنامه مختلف با هدف ايجاد شكاف و اختلاف ميان دو كشور در جمهوري آذربايجان اجرا مي‌كنند، نمي‌توان صرفا به عنوان تماشاگر اين مسايل باقي ماند.

شایان ذکر است وجود تحریفات فراوان در تاریخ ایران شمالی که توسط روسها انجام شده و توسط پان ترکیستها ادامه دارد موجب نگرانی تاریخ شناسان مستقل در ایران شمالی شده است . این تحریفات به کتابهای درسی نیز راه یافته است.

مرحوم پروفسور اقرار علی اف نیز با انتشار کتاب " اتورپاتگان تاریخی " به بسیاری از تحریفهای روسها و پان ترکیستها پاسخ داد. پروفسور اقرار علی اف با استناد به یافته ها و اشیای باستانی در ایران و ایران شمالی ، تحقیقات تاریخی و زبانشناسی  و با استناد به نظریات  تاریخ شناسان و زبانشناسان و کتب کهن تاریخی ثابت کرده است که زبان ترکی در سده های اخیر به ایران شمالی و منماطق آذری نشین ایران راه یافته است .چنانکه کشورهایی مانند مصر و سوریه از ابتدا عرب زبان نبوده اند و بعد از حاکمیت مسلمانان اندک اندک زبان عربی در این مناطق رایج شده است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:0  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

 

 

 

استراتژي اسرائيل در ایران شمالی و آسياي مركزي

 


اين مطلب ترجمه‌اي است از:

Bulrnt Aras, "post-old War Realities; Israel's Strategy In Azerbaijan and entral Asia." Middle East Poliy, Vol. V,No.4(January 1998).

 

 

دولت صهیونیسی در آغاز، ديپلماسي و تجارت را بر استفاده از نفوذ داخلي يهوديان در جمهوري‌هاي جديد آسياي مركزي، علي‌رغم اين كه كشورهاي مذكور جمعيت يهودي عمده‌اي داشتند، اولويت داد. بدين ترتيب اسراييل در پايان 1992، ایران شمالی، قزاقستان، قرقيزستان و تاجيسكتان را به رسميت شناخت. سرانجام، در 1993 با تركمنستان روابط ديپلماتيك برقرار كرد.

 

اشاره:
به دنبال سقوط اتحاد شوروي و ظهور جمهوريهاي جديد در قفقاز و آسياي مركزي، اسراييل تلاشهاي گسترده‌اي براي نفوذ اقتصادي و سياسي در اين منطقه آغاز كرد. كشورهاي فوق نيز كه به لحاظ اقتصادي از جمله كشورهاي توسعه نيافته اقتصادي و سياسي محسوب مي‌شوند، از همكاري با اسراييل جهت رسيدن به توسعه اقتصادي استقبال كردند. در اين بستر يك اتحاد استراتژيك ميان اسراييل، تركيه و برخي كشورهاي جديد التاسيس بويژه جمهوري آذربايجان ( ايران شمالي )در برابر نفوذ احتمالي و بالقوه ايران ايجاد شده است. مقاله زير كه در نوع خود اولين مطلب در نشريات فارسي زبان ايران در سالهاي پس از جنگ سرد است، استراتژي مذكور را به خوبي به نمايش مي‌گذارد.م

موازنه‌هاي سريعا متغير سالهاي دهه 1990 و تحولات جديد ناشي از تشديد جهاني شدن اقتصادي، اسراييل را به ارزيابي و شكل‌دهي مجدد استراتژي سياست خارجي خود وادار كرده است. مراحل تاكتيكي استراتژي جديد اسراييل به شرح زير هستند: 1) حل كشمكش‌هاي مرزي خود و تشكيل يك كمربند امنيتي در درون فرايند صلح؛ 2) به فرجام رساندن فرايند ادغام و كسب شناسايي به عنوان يك دولت مشروع و برابر در منطقه خود در اين كمربند امنيتي؛ 3) رسيدن به انعطاف ديپلماتيك در ايجاد كشمكشهاي بين الدولي كشورهاي خاورميانه؛ 4) بهره‌برداري از منابع منطقه و ارائه پروژه‌هاي چند كشوري تحت حمايت جوامع يهودي بين المللي؛ 5) باز كردن دروازة آسيا به روي خود و آنگاه توسعه روابط ديپلماتيك و اقتصادي خود با كشورهاي جنوبي‌تر، پس از كسب مشروعيت در منطقه؛ 6) استفاده از فرصت‌هاي ايجاد شده فوق الذكر براي رسيدن به موقعيت پر نفوذ در شكل دادن به استراتژي‌هاي جهاني و گريز از محدوده‌هاي خاورميانه به منظور تضمين يك حضور جهاني بزرگتر.

اين اولين تلاش اسراييل براي ايجاد يك حوزه نفوذ در منطقه خاورميانه بزرگ نيست. در سالهاي دهه 1950، ديويد بن گورين رهبر اسراييل در صدد بود تا يك اتحاد خاورميانه‌اي غي عربي شامل تركيه، اتيوپي، ايران و اسراييل به وجود آورد. اين تلاش، كه «استراتژي پيرامون» ناميده مي‌شد در نهايت به دليل سقوط شاه ايران در اواخر دهه 1970 به شكست انجاميد. اما، از آن زمان به بعد اسراييل در صدد گسترش روابط خود با هر كشور مسلمان «ميانه رويي» بوده است كه مايل است به تلاش جهت از بين بردن چهره ضد اسلامي اسراييل؛ يا از بين
  بردن اين برداشت كه تمام كه تمام كشورهاي مسلمان عليه اسراييل متحد شده‌اند، كمك كند. به دنبال گرفتن درس عبرت از تلاشهاي قبلي، اسراييل ديدگاه جامع‌تري را به عنوان بخشي از استراتژي جديد خود براي كسب نفوذ بيشتر در منطقه ارائه داده است. در اين استراتژي بر جمهوري‌هاي جديد آسياي مركزي تاكيد خاصي گذاشته مي‌شود.

منشاء منافع متقابل
با سقوط اتحاد شوروي، چندين جمهوري به دليل موقعيت خود به عنوان كشورهاي مسلمان، به بخشي از خاورميانه تبديل شدند. اين دولت‌هاي آسياي مركزي حتي قبل از كسب استقلال خود از مسكو در برنامه دولت اسراييل مطرح شده بودند. تماسهاي شگفت‌آور اوليه و توسعه روابط با اين جمهوري‌هاي دليل اهميت اين منطقه براي اسراييل است.

يك هدف اين تلاشهاي اوليه مانع تراشي در برابر گسترش نفوذ عربي و ايراني در جمهوري‌هاي جديد بود. هدف اصلي، پيش‌گيري از تهديد اصول گرايي اسلامي بوده است. تلاشهاي اوليه برخي كشورهاي عرب براي وارد كردن دولتهاي آسياي مركزي به كشمكش عربي‌ ـ اسراييلي، اسراييل را نگران كرد. به اين دليل اسراييل تلاش كرده است تا با امتيازات ذاتي كشورهاي عرب و ايران كه از نزديكي فرهنگي و مذهبي آنها با مردم آسياي مركزي سرچشمه مي‌گيرد، به مقابله برخيزد.حتي اگر اين سناريو امكان پذير مي‌بود، كشورهاي آسياي مركزي به اجتناب از درگير شدن در مبارزات خاورميانه تمايل شديد دارند.

عزم ديپلماتيك سازمان آزادي‌بخش فلسطين در جمهوري‌هاي آسياي مركزي براي بسيج حمايت از قضيه فلسطين وضع را در نظر دولت اسراييل اغراق آميز كرده است. ديدار عرفات از قزاقستان در ژانويه 1992 به شناسايي دولت فلسطين از سوي قزاقستان منجر شد. دو طرف برداشتن عالي‌ترين نمايندگي در طرف مقابل توافق كردند، و همين مسئله باعث اتخاذ اقداماتي از سوي اسراييل در پاسخ به اين توافق شد. اسحاق شامير نخست وزير سابق اسراييل با نوشتن نامه‌اي به 23 عضو كنگرة آمريكا آنها را تشويق كرد تا از نفوذ خود براي متقاعد كردن قزاقستان در پايان دادن به نزديكي روابطش با فلسطيني‌ها استفاده كنند. در ضمن، حكومت اسراييل تلاش كرد تا جيمز بيكر سوم وزير خارجه وقت آمريكا را مجبور سازد تا به قزاقستان هشدار دهد تا در روابط خود با سازمان آزادي‌بخش فلسطين تجديد نظر كند. علي‌رغم اين حركت‌ها، سازمان آزادي‌بخش فلسطين حضور خود در كشورهاي جديد آسياي مركزي را حفظ كرد. در فوريه 1992 اعلام شد عرفات از ازبكستان ديدار مي‌كند و در مارس همان سال، تاجيكستان روابط ديپلماتيك خود را با سازمان آزادي‌بخش فلسطين گسترش داد.

در آوريل 1992، يك هيأت نمايندگي ازبك از عربستان سعودي ديدار كرد ودر كنفرانسي كه
  خواستار شناسايي حقوق مشروع مردم فلسطين و يك راه حل عادلانه براي بررسي مسئله فسلطين شده بود، مشاركت كرد. پس از اين حادثه، كنفرانس انجمن دوستي داغستان ـ اسراييل به دليل عكس العمل احتمالي مسلمانان كه مي‌توانست به روابط با برخي كشورهاي خاورميانه لطمه وارد سازد، لغو شد.

با اين همه، به دليل برخي امتيازاتي كه اسراييل در دست دارد، اين تلاشها مانع رخنه آن در آسياي مركزي نشده است. تصوير قدرتمند اسراييل به عنوان يك جامعه سرمشقف يعني كشوري كوچك اما از نظر سياسي و اقتصادي قوي ودر عين حال هم دمكراتيك و هم غير ديني (سكولار) براي اين كشورها اميد بخش بوده است. علي رغم قاعده كلي كه جمهوري‌هاي آسياي ميانه را داراي رهبران قوي و دمكراسي‌هاي ضعيف مي‌داند، آنها تقريبا به گونه‌اي هماهنگ اهميت ويژه‌اي به توسعه روابط با كشورهاي دمكراتيك داده‌اند. اسراييل در برقراري روابط با رژيم‌هاي مسلمان، چه دمكراتيك و چه اقتدارگرا، از يك روش عمل گرايانه پراگماتيك پيروي مي‌كند. در اين رابطه، حكومت‌هاي كشورهاي جديد آسياي مركزي همه توافق دارند كه اسراييل به خاطر مهارت‌هاي تكنولوژيك‌ و نمونه دمكراتيك خود، مي‌تواند ادغام اين جمهوري‌هاي جديد را در نظام جهاني مدرن آسان كند. علاوه بر اين، اسراييل در بسياري كشورها دروازة جهان غرب به طور عام و ايالات متحده آمريكا به طور خاص قلمداد مي‌شود.

آخرين امتياز اسراييل، كه در محافل آكادميك غالبا ناديده گرفته مي‌شود، نتايج مهمي در پي دارد. كشورهاي جديد اسياي مركزي از نظر اقتصادي آنقدر فقير هستند كه مايلند ياري مالي پيشنهادي هر كشوري را به شكل سرمايه‌گذاري يا كمك مستقيم بپذيرند. بدين خاطر كشورهاي جديد آسياي مركزي از كمك اسراييل استقبال كرده‌اند، و روابط به سرعت رو به توسعه بعدي، نشانه آشكار علايق وسيع رو به تزايد اسراييل در خاورميانه به مفهوم وسيع آن است.

روابط با آمريكا، تركيه و روسيه

استراتژي جديد اسراييل در رابطه با جمهوري‌هاي در حال ظهور آسياي مركزي به سه حركت سياسي مهم نيازمند بود. نخست، اسراييل مجبور شده است تا سياست خود در قبال ايالات متحده آمريكا را مجددا شكل بدهد. پس از پايان جنگ سرد، محيط استراتژيكي كه باعث شد آمريكا به روابط با اسراييل اولويت بدهد، شديدا تغيير كرده است. نقشي كه در اسراييل در خاورميانه در برابر شوروي به عهده گرفته بود، ديگر اعتباري ندارد. بدين خاطر اسراييل دست به كار شده است تا در جهت طرح يك جايگاه مناسب امنيتي جديد تلاش كند؛ و در اين جهت نگاههاي خود را كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز دوخته است. به نظر مي‌رسد كه طرح
اسراييل آن باشد كه از حمايت آمريكا از اقدامات خود در جمهوري‌هاي آسياي ميانه بهره‌برداري كند.
در اوت 1992، ايالات متحده و اسراييل پروژه مشتركي را در اين جمهوري‌ها ارائه دادند كه در آن آمريكا مخارج مالي لازم را تأمين مي‌كرد و اسراييل انتقال تكنولوژي و تخصص در عرصه‌هاي خاص ديگر را به عهده داشت. اسراييل تلاش كرده است تا تهديد بنيادگرايي اسلامي را جايگزين خطر سرخ سابق كند. در اين رابطه، به نظر مي‌رسد كه در بوق و كرنا كردن تهديد بنيادگرايانه اسلامي بر آسياي ميانه جلب نظر عموم در غرب و به ويژه آمريكا را هدف قرار داده است. همان طور كه بر همه آشكار است، رژيم‌هاي غربي به شدت طرفدار جوامع غير مذهبي (سكولار) هستند. خلأ قدرت در آسياي مركزي اسراييل را تشويق كرده است تا شيوه‌هاي غربي حكومت را در اين كشورها گسترش دهد.
دومين حركت سياسي اسراييل برقراري اتحاد با تركيه بوده است. سقوط اتحاد جماهير شوروي همان فرصتي را كه براي اسراييل پيش آمده است، براي دولت تركيه نيز به وجود آورده است. ظهور كشورهاي جديد در آسياي مركزي باعث يك چرخش عميق در سياست خارجي تركيه شده است. و اين كشور را واداشته است تا در جستجوي ابزار رخنه سياسي ـ اقتصادي تاكتيكي در جمهوري‌هاي جديد آسياي مركزي برآيد. تمايل به گسترش الگوي تركي يعني دمكراسي پارلماني، اقتصاد بازار نسبتا آزاد و سكولاريسم در يك جامعه اسلامي به تلاشهاي تركيه انگيزه جديدي داده است: احياء جهان تركي اين فرصت را به تركيه داده است تا اهميت ژئو استراتژيك قبلي خود را به دست آورد.
تركيه و اسراييل تنها بازيگران خاورميانه‌اي درگير در استقرار حوزه‌هاي نفوذ در آسياي مركزي ومنطقه قفقاز نيستند. ايران و عربستان سعودي نيز در جهت بهبود روابط خود با كشورهاي منطقه حركت كرده‌اند، و اين تحول راه را براي همكاري ضمني ميان اسراييل و تركيه در نتيجه موضع مشترك سكولاريستي آنها هموار كرد. يكي از متخصصان سياست خارجي اسراييل گرفته است:
تصور وجود يك تهديد اسلامي ضد آمريكايي در خاورميانه و آسياي مركزي يك طرح بازاريابي ديگر براي اسراييل ايجاد كرده است. با توجه به تلاش تركيه، كه همانند اسراييل ظاهرا ارزش استراتژيك خود براي غرب را در نتيجه پايان جنگ سرد را از دست داد، جهت فروختن خود به عنوان يك «ستون» جديد طرفدار آمريكا عليه بنيادگرايي اسلامي، انديشه اتحاد اسراييلي ـ تركي وارد استراتژي پس از جنگ سرد اسراييل در قبال واشنگتن شده است.
تركيه هميشه نسبت به حمايت شديد از اسراييل در ايالات متحده آگاهي دقيق داشته است، و اسراييل به خاطر ديدگاه تاريخي تساهل آميز امپراطوري عثماني در قبال يهوديان، نسبت به تركيه ابراز همدردي مي‌كرده است. و البته، هر دوي آنها كشورهاي غير عرب پيرامون جهان عرب هستند.
 

 اين نكته را بايد افزود كه افق همكاري ميان اسراييل و تركيه در رابطه جمهوري‌هاي جديد به ايجاد موانع بر سر راه گسترش بنيادگرايي، سرمايه‌گذاري‌هاي مشترك در كشاورزي و بخشهاي مربوطه، و كمك متقابل به ساختن برخي تسهيلات آموزشي بوده است. هر دو كشور مي‌دانند كه نمي‌توانند چاره‌اي براي بيماريهاي سياسي و اقتصادي آسياي مركزي پيشنهاد كنند. ( دولت لاییک ترکیه در میان دولتهای حاکم بر کشورهای اسلامی اولین دولتی است که اسراییل را به رسمیت شناخته است . این دولت در فلسطین اشغالی سفارت نیز دارد .و قبل زا روی کار امدن اسلامگرایان در ترکیه ، دولت این کشور همکاریهای گسترده نظامی و امنیتی با اسراییل علیه جهان اسلام و ملت ایران داشت . این همکاریهای ننگین هنوز هم توسط ارتش ترک با اسراییل ادامه دارد. در جریان جنگ اسراییل با حزب الله  ، امریکا بمبها و تسلیحات مخصوصی را برای بمباران جنوب لبنان از پایگاه انجیرلیک در اختیار اسراییل قرار داد . همچنین ترکیه برخی هواپیماهای ایرانی را که از آسمان این کشور عبور میکردند به ظن حمل سلاح برای مجاهدان حزب الله مجبور به فرود و بازرسی کرد و به هواپیماهای حامل دارو برای مردم لبنان اجازه نداد که از آسمان این کشور عبور کنند . )

به هر حال، همكاري ايجاد شده، از ديدگاه هر دو كشور اهميت دارد. از ديدگاه اسرايیل، همكاري با تركيه ممكن است برخي مشكلات موجود بر سر راه رخنه اسراييل در بازارهاي جمهوري‌هاي شوروي سابق را از ميان بردارد. علاوه بر اين، تركيه متحد طبيعي اسراييل در مبارزه عليه ايران است. سفرنامه اوت 1994 تانسو چيلر نخست وزير وقت تركيه به اسراييل نشانه اهميت مورد نظر اسراييل براي منافع تركيه بود. يكي از موضوعا اصلي مذاكرات سرمايه‌گذاري در كشورهاي آسياي مركزي بود. راديو مسكو به اين نكته اشاره كرد كه هدف آنكارا و تل آويو سرمايه‌گذاري مشترك در جمهوري‌هاي شوروي سابق از مسايل كشاورزي گرفته تا حفاظت محيط زيست است واضافه كرد كه «اين پروژه‌ها براي همه طرفين پر حاصل است.» در دسامبر 1996، نمايندگان 30 شركت اسراييلي و100 شركت تركي به گرد هم آمدند تا پروژه‌هاي مشترك در جمهوري‌هاي آسياي مركزي را مورد بحث قرار دهند.

شايد بهترين مدرك برگشت ناپذيري روابط بهبود يافته ميان آنكارا و تل آويو اين واقعيت باشد كه حكومت نو محافظه كار و اسلام‌گراي اربكان تركيه، كه قبلا يك موضع تند اتخاذ كرده بود، عدم مخالفت خود با روابط نزديك (ميان تركيه و اسراييل) را اعلام كرد و علي‌رغم مقاومت اعراب، چندين توافق با اسراييل در 1996 به امضا رساند. در نيمه نخست 1997، يك رشته توافقها به توافقهاي قبلي افزوده شد. بر طق گزارشات مطبوعات، محافل نظامي تركيه طرفدار روابط نزديك‌تر با اسراييل هستند؛ و چند عضو بلند پايه ارتشي در ماههاي نخست سال 1977 از اسراييل ديدار كردند. چويك بير معاون رئيس ساد كل ارتش تركيه استدلال مي‌كرد كه «تركيه و اسراييل هر دو كشور دمكراتيك منطقه هستند، و ما بايد به منطقه نشان دهيم كه
  دمكراسي‌ها مي‌توانند با يكديگر كار كنند.» سليمان دميرل رئيس جمهور تركيه نيز طي مصاحبه‌اي با نشريه الوسط اهميت همكاري اسراييل ـ تركيه براي ثبات خاورميانه را مورد تأكيد قرار داد.

روشن است كه پويايي‌هاي دوره پس از شوروي در خاورميانه، اسراييل، تركيه و ايالات متحده آمريكا را زير چتر منافع واحد گرد آورده است. نشانه بعدي اين همزماني، پروژه كشاورزي جديد بود كه اين سه كشور در 31 اكتبر 1994 در ازبكستان و تركمنستان افتتاح كردند.

در ضمن، مارك كرازمن سفير آمريكا در آنكارا از اين پروژه حمايت نمود اعلام كرد «امكان بالقوه فراواني در برنامه همكاري تركيه ـ اسراييل در آسياي مركزي وجود دارد.»

هدف آشكار اسراييل حفظ حمايت آمريكا در عين متعدد ساختن امتيازات سياست خارجي خود آنهم در زماني است كه ملت‌هاي عرب سرگرم مذاكرات صلح با اسراييل هستند.

روسيه سومين نيرويي است كه مانع بالقوه‌اي در برابر گسترش حضور اسراييل در جمهوري‌هاي جديد آسياي مركزي ايجاد كرده است. مرزهاي ابرقدرت سابق در اين جمهوري‌ها به طور سنتي نقش برجسته‌اي در سياست و اقتصاد منطقه ايفا كرده است. طي دوره بعد از سقوط اتحاد شوروي، كشورهاي ارواسيا موضعي اتخاذ كردند كه براي اهداف سياست خارجي اهميت نخست را داشت. بنابراين، جاي شگفتي نيست كه روسيه با درگير شدن اسراييل در آسياي مركزي به شدت مخالفت ورزيده است: « از جمله طرفداران اين موضع ولاديمر ژيرونوفسكي ضد سامي و ضد اسراييلي بود، كه مقام سوم را در انتخابات رياست جمهوري ژوئن 1991 كسب كرد.» اسراييل از اين نكته آگاهي داشته است كه روسيه مي‌تواند لطمه زيادي وارد كند، و به همين خاطر مايل نبوده است بيش از حد به تحريك مسكو دست بزند. اسراييل مراقب بوده است تا با هر قدرتي كه ممكن است نسبت به منافع محوري مسكو در حياط خلوت آن يك تهديد تصور شود، اتحاد برقرار نسازد.

همانگونه كه در بحث‌هاي مربوط به گسترش ناتو مشاهده شد، روسيه حاضر به پذيرش اتحاد غربي در نزديكي مرزهاي خود، كه آن را نوعي تهديد براي آينده تصور مي‌كنند، نبوده است. اسراييل و تركيه هر دواز اين هراس دارند كه گسترش ناتو ممكن است روسيه را به دست زدن به اقدام ستيزه جويانه‌تر در «خارج نزديك» خود تحريك كند و محدوده‌هاي وضع شده توسط پيمان نيروهاي متعارف در اروپا را زير پا بگذارد.در اين فضاي حساس، بنيامين نتانياهو نخست وزير اسراييل در اول مارس 1997 از مسكو ديدار كرد. او روابط دو جانبه و فرايند صلح خاورميانه را با يلتسين رئيس جمهور، چرنومردين نخست وزير و يورگني پريماكوف وزير خارجه مورد بحث
  قرار داد. نتانياهو نگراني خود پيرامون همكاري رو به افزايش فني نظامي روسيه با ايران و سوريه را ابراز كرد و استدلال كرد كه اين همكاري ثبات منطقه‌اي را به خطر مي‌افكند.!! وی اما دربراه وجود صدها بمب اتمی در اسراییل و خطر آن برای منطقه توضیحی نداد.

به گفته سرگئي آروتيونوف استاد برجسته علوم سياسي روسيه، در اين مرحله نتايج منفي حركت مشترك اسراييل ـ تركيه در آسياي مركزي ممكن است از نتايج بالقوه مثبت محدود، بسيار فراتر رود. او معتقد است كه:

همكاري نزديك تركيه ـ اسراييل از نقطه نظر جهاني يك واقعيت است. اما به طور كلي روابط روسيه ـ تركيه و روسيه با اسراييل را بدتر مي‌كند. اين حركت ممكن است  احساسات ضد اسراییلی را در میان ازادیخواهان روسیه و مسلمانان اسیای مرکزی و قفقاز جنوبی گري» را دامن بزند. اين مسئله باعث ملتهب شدن مناقشه منجمد شده قره باغ نيز مي‌شود. نخست، بايد راه حل قابل پذيرش متقابلي براي قره‌باغ پيدا كرد و تنها در آن زمان آغاز تحقق همكاري تركيه و اسراييل در خاورميانه و كشورهاي شوروي سابق ممكن است علاوه بر مسلمانها غیرمسلمانهای منطقه را هم بر ضد اسراییل برانگیزد .
اسراييل و جمهوري‌هاي آسياي مركزي

دولت اسراييل در آغاز، ديپلماسي و تجارت را بر استفاده از نفوذ داخلي يهوديان در جمهوري‌هاي جديد آسياي مركزي، علي‌رغم اين كه كشورهاي مذكور جمعيت يهودي عمده‌اي داشتند، اولويت داد. بدين ترتيب اسراييل در پايان 1992، جمهوری آذربايجان ( ایران شمالی )، قزاقستان، قرقيزستان و تاجيسكتان را به رسميت شناخت. سرانجام، در 1993 با تركمنستان روابط ديپلماتيك برقرار كرد.

با اين همه، از زمان استقلال ایران شمالی و ساير جمهوري‌هاي شوروي سابق، انجمن‌هاي دوستي يهودي رخنه اسراييل در منطقه را گسترش بخشيدند. در دهة 1990، روابط ميان يهوديان شوروي واسراييلي‌ها به دليل مهاجرت فزاينده، نيرومندتر شده است، و سازمان‌هاي گوناگون اسراييلي فعاليت‌هاي خود در آسياي مركزي بعد از شوروي را شدت بخشيده‌اند. براي نمونه، در مارس 1992، آژانس يهود كنفرانسي درباره تجربه اقتصادي اسراييل در اشكند برگزار كرد. در ژوئن، جامعه دوستي آذربايجان ـ اسراييل اجلاسي در حيفا برپا كرد و در آن خواستار حمايت اسراييل از دولت باکو شد. همين بنياد بعدها فعاليت‌هايي را طي يك جشن مهم مذهبي يهودي سازماندهي كرد. در سپتامبر همان سال، آژانس يهود يك اردوگاه تابستاني براي كودكان قزاقستان و قرقيزستان سازمان داد. در ضمن، اسراييل در ازبكستان سفير منصوب كرد، و اين اولين سفير اسراييل در يك جمهوري آسياي مركزي بود.

 

ایران شمالی
همان گونه كه قبلا بحث شد، اسراييل همان اوايل با دولت باکو روابط ديپلماتيك برقرار كرد، و مطبوعات ايران غالبا تركيه را به خاطر كمك به اسراييل براي برقراري روابط ديپلماتيك با دولت باکو مورد انتقاد قرار مي‌دهند. از آن زمان به بعد، اسراييل تلاش كرده است نقش فعالي در امور دولت باکو چه از نظر اقتصادي و چه نظامي بازي كند
يك بررسي تحليلي توسط خبرگزاري توران چنين اظهار كرد كه «اسراييل هميشه برای دولت باکو به عنوان يك شريك استراتژيك بالقوه قلمداد مي‌شود، و گاه نوعي احساس حيرت و شگفتي ابراز شده است مبني بر اين است كه همكاري آنها بسيار كند پيش مي‌رود.»

همچنان كه سوله كوت اشاره مي‌كند، مقامات باکو اهميت ويژه‌اي براي اسراييل قايل هستند. تعداد بازرگانان و تجار اسراييلي درایران شمالی اهميت و كشورهاي آسياي مركزي به چند صد نفر رسيده است. او سپس چنين اظهار مي‌كند كه «به گفته مقامات باکو، اسراييل به عنوان يك كشور غير مذهبي (سكولار)، دمكراتيك و قدرتمند نظامي غربي، مي‌تواند براي دولت‌هاي خاورميانه‌اي يك تهديد باشد؛ اما براي دولت غربگرا و لاییک باکو يك فرصت است.» حكومت باکو روابط خوبي را با يهوديان ساكن در ایران شمالی دنبال مي‌كند. حيدر علي اوف رئيس جمهور سابق  از كنيسه تاتس (كه بسياري از يهوديان آذری در آنجا زندگي كنند) ديدار مي‌كند و تصوير او در دفتر كنيسه به ديوار زده شده است.

در مارس 1992، پروازهاي مستقيم چارتر ميان آذربايجان و اسراييل به طور منظم برقرار شد. اولين ديدار رسمي مقامات جمهوري آذربايجان از اسراييل در سپتامبر 1992 صورت گرفت. طي گفتگو‌هاي رسمي، همكاري متقابل در سياست، اقتصاد، علم و فرهنگ در دستور كار قرار گرفت. اسراييل در فوريه 1993 در باكو سفارت باز كرد.

به گفته خبرگزاري ايران، يك هيأت اطلاعاتي اسراييل در اوت 1995 وارد باكو شد. ايرنا اين ديدار را به عنوان مأموريتي محرمانه براي آموزش مأموران امنيتي دولت باکو توصيف كرد. وزارت امنیت ملي دولت باکو اين اتهامات را تكذيب كرد و متذكر شد كه حاضر است به طور علني با سرويس‌هاي ويژه بسياري از ساير كشورها همكاري كند. افرام سنه وزير بهداشت اسراييل عنوان كرد كه «اسراييل در توسعه روابط با دولت باکو منافع استراتژيك دارد، و باکو نيز به همين نحو به اين روابط علاقه مند است چون اين روابط قادر است بنيادگرايي نشأت گرفته از ايران را ريشه كن كند.» لوول بزانيس با اين نكته موافقت كرده و مي‌افزايد كه « علاقهدولت باکو به اسراييل و بالعكس، از ترس متقابل آنها از ايران ريشه مي‌گيرد. دولت باکو آرزومند است كه با برقراري روابط با اسراييل، از سوي آمريكا مورد تحسين و تشويق قرار بگيرد.» اين همكاري
  مي‌تواند تلاش براي محدود کردن روابط روسيه  و ایران با دولت باکو و نیز مقابله با روابط ايران با ارمنستان و گرجستان تلقي مي‌شود. در راستاي همين خط فكر، اليزريوتوت اولين سفير اسراييل در باکو گفت كه موفق شده است روابط اسراييل و دولت باکو را «از صفر ... به سطح عالي» برساند. صادرات اسراييل به ایران شمالی در چهار ماهه اول سال 1996، دقيقا به 5/3 ميليون دلار بالغ شد.

بنيامين نتانياهو نخست وزير اسراييل در راه برگشت خود از ديدار ژاپن و كره جنوبي، توقف كوتاهي در باكو داشت و در 29 اوت 1997 با حيدر علي اوف رئيس سابق دولت باکو ملاقات كرد. نتانياهو طي سخناني به شرح زير نقاط مشترك فراوان دو كشور را ترسيم كرد:

ما دو مردم باستاني هستيم كه در دهه‌هاي اخير به استقلال دست يافته‌ايم !!! و اكنون وظيفه ما به عنوان ملت‌هاي مستقل ادامه توسعه كشورهاي خودمان است... به اين واقعيت نيز بسيار اميدوار هستم كه ميان دولت يهود و تركيه، اردن، مصر و كشورهاي غالبا مسلمان رابطه برقرار مي‌كنيم ... اين به ما اميد مي‌دهد كه تمامي بچه‌هاي (حضرت) ابراهيم بتوانند زير خورشيد واحدي كه از آن سوي درياي خزر طلوع كرده و بر فراز مديترانه غروب مي‌كند، صلح و دوستي بيابند.

علي اوف گفت كه باکو مي‌خواهد از تخصص تكنولوژيك اسراييل استفاه كند. نتانياهو نگراني خود را در مورد فروشهاي احتمالي تكنولوژي هسته‌اي به دشمن اصلي كشورش، يعني ايران، كه مرز زميني و دريايي طولاني باایران شمالی دارد، تكرار كرد. علاوه بر اين، نتانياهو باکو را به انتقال نفت خام خود از طريق همسايه‌اش گرجستان و تركيه به گوشه شمال شرقي درياي مديترانه قادر مي‌سازد و نيز بر ايجاد يك خط اضافي از طريق زير دريا به اسراييل تاكيد ورزيد. نتانياهو گفت: «ما در اين پروژه درگير هستيم ... اين پروژه ما را قادر مي‌سازد تا نفت را به قيمت بسيار پايين‌تري خريداري كنيم.»

نتانياهو به طور آشكار مسئله علمي بودن همكاري سه جانبه ميان اسراييل، تركيه و دولت باکو را در ريشه كن كردن اسلامگرایی در قفقاز جنوبی بخصوص در جمهوری آذربایجان که مردم ان شیع هستند  مورد بحث قرار داد. روز بعد راديو ايران ضمن حمله شديد به دولت باکو براي ميزباني از نخست وزير اسراييل گفت « باكو با پذيرفتن نخست وزير توسعه طلب رژيم صهيونيستي دست به بازي خطرناكي زده است. با اين كار روابط خود با كشورهاي اسلامي در منطقه و جهان را بي‌ثبات ساخته است.»

تاجيكستان
تاجيکستان نيز، همانندایران شمالی ، با مواد خام ثروتمند و منابع انساني فراوانش توجه بسياري از سرمايه‌گذاران را به خود جلب كرده است. در حالي كه اين كشور به عنوان يك هدف سرمايه‌گذاري براي اسراييل جذاب بود، اين علاقه با شروع جنگ داخلي در تاجيكستان در 1992 از بين رفت. با اين همه، اسراييل هنوز روابط ديپلماتيك فعال را حفظ كرده و در جبهه اقتصادي نيز برخي فعاليت‌ها داشته است. سفير اسراييل در روسيه مسئوليت  روابط با تاجیکستان را به عهده گرفت. در فوريه 1992، يك هيأت اسراييلي به تاجيكستان سفر كرد و براي انتقال تخصصهاي اسراييل در كشاورزي و بهره برداري از نفت خام تاجيك يك توافق امضا كرد.

عناصر اسلامي كه نقش مهمي در سياست‌هاي تاجيكستان ايفا مي‌كنند و حتي براي مدت كوتاهي كنترل حكومت را به دست گرفتند. اكبر تورجان زاده مقام مسلمان آنجا گفته است كه با روابط ديپلماتيك اسراييلي مخالف است . . ، در جريان تظاهرات آوريل  1992، در تاجیکستان شعارهاي پارچه‌اي «مرگ بر آمريكا! مرگ بر اسراييل» به طور آشكار به چشم مي‌خورد. در پاسخ، تعدادي از هيأتهاي تجاري اسراييل از تاجيكستان ديدار كردند تا به حكومت نشان دهند كه جاي ترس از دولت اسراييل نيست.


ازبكستان
اسراييل روابط اساسي‌تري با ازبكستان داشته و تكنولوژي آبياري محور آنرا تشكيل مي‌دهد. در سپتامبر 1992، شركت اسراييلي بتاشيتا قرار دادي براي ساختن يك طرح آبياري پيشرفته تكنولوژيك در منطقه آندرژان امضاء كرد. همان شركت در تركمنستان و تاجيكستان نيز سرمايه‌گذاري كرده است. مزرعه نمونه آكورگان پروژه اميد بخش ديگري است. اين يكي از فعاليت‌هاي نمونه كشاورزي است كه بر طبق برنامه همكاري ويژه ماشاو ـ مركز همكاري بين المللي وزارت امور خارجه اسراييل با همكاري آژانس آمريكايي توسعه بين المللي (يوسايد) به اجرا در آمد. هدف برنامه ماشاو ـ يوسايد بررسي موضوعات عمده كشاورزي و پيشبرد تلاشهاي اقتصادي و نيز همكاري بين المللي است. اين برنامه بازتاب تعهد اسراييل به سهيم كردن ديگران در تكنولوژيهاي مناسب، دانش فني، آموزش منافع انساني و تجربه عملي حاصل شده در توسعه كشاورزي و روستايي است. فعاليت‌هاي آموزشي، هم در اسراييل و هم در ازبكستان صورت مي‌گرفت.

اسراييل تخصص خود در توليد پنبه را نيز به ازبكستان صادر مي‌كرده است. به گزارش مه 1992 روزنامه تايمز مالي، پروژه‌هاي اسراييل در ازبكستان محصول پنبه را 30 درصد افزايش و مصرف آب را دو سوم كاهش داده است. صادق صفايف، وزير روابط تجارت خارجي ازبكستان متذكر مي‌شود كه رويهم رفته چهار شركت اسراييلي به طور منظم در ازبكستان فعاليت مي‌كنند.
 

 

تركمنستان


اسراييل و تركمنستان از سال 1993 با يكديگر روابط ديپلماتيك داشته‌اند. اما، اين شناسايي دير هنگام مانع توسعه روابط اقتصادي قبل از آن تاريخ نشده است. در تابستان 1992، يك هيأت بازرگاني اسراييل از تركمنستان ديدار كرد تا تعدادي پروژه‌هاي تكنولوژي كشاورزي و توسعه روستايي پيشنهاد كند. اما، هزينه آياري و نمك زدايي به تنهايي بالغ بر 10 ميليارد دلار مي‌شد، و چون تهيه اين مقدار پول براي دولت تركمن دشوار بود، با اين پروژه هنوز موافقت نكرده است. مناسب‌ترين راه حل در اين رابطه يك توافق پاياپاي خواهد بود. از زمان شناسايي رسمي در 1993، همكاري اقتصادي افزايش يافته است. در 1994، معاون نخست وزير تركمنستان از بيت المقدس و شيمون پرز از عشق آباد ديدار كرد. توافقهاي همكاري متعددي امضاء شده است. پروژه مشترك آمريكايي ـ اسراييلي در مورد انتقال تكنولوژي كشاورزي و آموزش مي‌تواند نشانه مهمي از توسعه همكاري‌ها قلمداد شود. حجم تجارت ميان تركمنستان و اسراييل به 40 ميليون دلار در 1995 بالغ شد.

علاوه بر اين، در مارس 1995، تركمنستان و اسراييل توافقي در مورد همكاري در مراقبت بهداشتي امضاء كردند كه به موجب آن اسراييل در امور مراقبت از كودكان و مادران، بيمه پزشكي، سازمان خدمات آمبولانس و عرضه تجهيزات پزشكي به تركمنستان ياري مي‌كند. شركت اسراييلي شركاي بن شانار در حال حاضر خدمات مالي در تركمنستان ازبكستان و قزاقستان را توسعه مي‌دهد.

در 25 مه 1995، تركمن باشي نيازوف رهبر تركمن به اسراييل سفر كرد، و براي گفتگوهاي متمركز بر روابط اقتصادي دو جانبه، با هم قطار اسراييلي خود عزروايزمن و نيز اسحاق رابين نخست وزير و شيمون پرز وزير خارجه ملاقات كرد. اسراييل در يك پروژه ابياري 100 ميليون دلاري در تركمنستان و طرح ساختن خط لوله گاز به تركيه از اين كشورف كه برخي از بزرگترين ذخاير گاز جهان را دارد، درگير است. هيأت اجرايي مرهاو ـ شركت اسراييلي سرمايه گذار در تركمنستان معتقد است كه گسترش اين خط لوله به اسراييل امكان پذير است.

مرهاو يك قرارداد 500 ميليوني دلاري نيز براي نوسازي پالايشگاه تركمن باشي در تركمنستان دراوت 1996 امضاء كرد. هدف پروژه بهبود دو واحد است، يكي واحد تبديل كاتاليستي و ديگري واحد شكست كاتاليستي مولكولهاي سنگين و تامين مخارج مالي يك واحد جديد سوم براي ساختن روغن گريس. يوسج آ.ميمن نماينده مرهاو، به طور مكرر به همراه تركمن باشي در تلويزيون تركمن ديده مي‌شد و مطبوعات تركمن توجه خاصي را به فعاليت‌هاي شركت ميمن معطوف مي‌كردند.

 


قزاقستان
اسراييل از نفوذ گسترده‌اي در قزاقستان برخوردار است. در ابتداء جمعيت تقريبا يك ميليون نفري آلماني الاصل آن، اسراييل را نگران مي‌كردف اما به زودي هر گونه مشكلي از طريق مانورهاي ديپلماتيك و اقتصادي برطرف گرديد. اسراييل نيز همانند ساير كشورها، ابتدا پروژه‌هاي مربوط به كشاورزي را پيشنهاد مي‌كرد. بتاشيتا، نتافيم و مروهاو فعال‌ترين شركت‌هاي اسراييلي تا حال حاضر بوده‌اند. در فوريه 1992، چار پروژه متفاوت به منظور توليد گوجه فرنگي و پنبه به امضائ رسيد و اين پروژه‌ها بر طبق گزارشات محصولات گوجه فرنگي را شش برابر كرده است.

سپس، در اكتبر 1992، يك رشته توافقهاي اضافي به وسيله دو كشور پذيرفته شدند، و به دنبال آن شركت اسراييل لاشيست به سرمايه‌گذاري‌هاي قابل توجهي دست زد. پروژه «بنياد داوي» اين شركت، بزرگترين ابتكار در كشاورزي و پرورش حيوانات تا حال حاضر شناخته شده است. اين پروژه در كوتاه مدت توليد شير را 60 درصد افزايش داده و در عين حال هزينه‌هاي را به مقدار قابل توجهي كاهش داده است. علاوه بر كشاورزي، اسراييل در بخشهاي ديگر، از بانكداري گرفته تا ايجاد فروشگاهها (بازارهاي) بزرگ سرمايه‌گذاري كرده است.

قزاقستان از تحولات مثبت در فرايند صلح فلسطيني ـ اسراييلي استقبال كرده است. وزارت خارجه قزاقستان دراين رابطه بيانيه‌اي صادر كرد:

تحولات مثبت در خاورميانه كه به حل مسالمت آميز كشمكش اعراب و اسراييل منجر مي‌شود غير قابل بازگشت بوده و به نفع برقراري اعتماد متقابل، توسعه همكاري اقتصادي گسترده در منطقه و ايجاد يك نظام امنيتي هماهنگ و ادغام شده در آسيا مي‌باشد.

نور سلطان نظر بايف در دسامبر 1995 از اسراييل ديدار كرد. طي گفتگو با ايهود باراك وزير خارجه اسراييل، نظر بايف گفت كه آنها «در موضع اسراييل در مورد مسئله ايران اشتراك نظر دارند ودر جهت جلوگيري از نفوذ ايران در قزاقستان كار مي‌كنند.»

اسراييل در نظر دارد تا شبكه ارتباطات قزاقستان را بسازد. اسراييل تنها كشور خاورميانه است كه از يك امتياز نسبي در تجهيزات ارتباطاتي برخوردار است. دو دولت قبلا در مورد پروژه‌اي كه شامل انتقال تلفن، تلكس و تلگراف مي‌شود توافق كرده‌اند. اسراييل همچنين ارتباط مستقيم ماهواره‌اي و تلگراف با ازبكستان برقرار كرده است. از زمان ديدار ترسنكو نخست وزير قزاق از اسراييل، پروازهاي مستقيم ميان دو كشور به طور منظم برقرار شده است.
قرقيزستان
كشور نهايي در اين بحث جمهوري قرقيز است.عسكر آقايف رئيس جمهور طي ديدار از اسراييل در ژانويه 1993، اين كشور را به رسميت شناخت. علي رغم اعتراضات برخي كشورهاي اسلامي، آقايف گام بيشتري برداشت و در بيت المقدس سفارت باز كرد. در اين رابطه، روابط به ظاهر مثبت قرقيزستان با اسراييل، ايران و برخي كشورهاي ديگر را آزرده است. علي رغم اين مخالفت، روابط ميان دو كشور همچنان ادامه دارد. حكومت اسراييل و قرقيز در مورد همكار در عرصه‌هاي گسترده از جمله رسانه‌ها، علم، تكنولوژي، فعاليت‌هاي فرهنگي و سرمايه‌گذاري مشترك موافقت كرده‌اند. علاوه بر اين، اسراييل قبلا بخش مهمي از نيازهاي قرضه بخشهاي عمومي و خصوصي در قرقيزستان را برآورده كرده است.

نقش ايران و تركيه
روشن است كه تلاشهاي اسراييل براي ورود به كشورهاي آسياي مركزي و ایران شمالی را نبايد از نظر دور داشت. تلاشهاي اسراييل تا به امروز پرمنفعت‌ترين طرح براي كشوري است كه در پي ايجاد يك حوزه نفوذ براي خود در آسياي مركزي است. درگير شدن اسراييل در بهبود بخش‌هاي مخابراتي كشورهاي آسياي مركزي جدي بودن اين كشور را نشان مي‌دهد.

اين امر نبايد باعث ناديده گرفتن اين واقعيت شود كه كشورهاي عرب و ايران نيز علاوه بر فعاليت‌هاي فرهنگي خود، در عرصه‌هاي خاص كمك مالي و سرمايه‌گذاري پيشنهاد كرده‌اند. به ويژه نقش ايران در منطقه در طول زمان بسيار مهم است، چرا كه تصور يك خاورميانه با ثبات وامن بدون ايران دشوار است اما نقش ايران در حال تحول و تكامل است.
روابط رو به توسعه تركيه با اسراييل بايد اهرم آنكارا در رابطه با اسراييل و مخالفان تركيه را افزايش دهد. علاوه بر اين، در اين رقابت شديد به اصطلاح «بازي بزرگ جديد»، اسراييل وتركيه بايد نقشهاي نمونه‌اي در همكاري جهت دمكراسي و عملكرد اقتصادي در خاورميانه بزرگ ايفا كنند.
وجود سلاحها و تكنولوژي هسته‌اي در آسياي مركزي، اسراييل را نگران مي‌سازد و اهميت استراتژيك منطقه را افزايش مي‌دهد. هراس اسراييل از احتمال انتقال سلاحها و تكنولوژي هسته‌اي به ايران ناشي مي‌شود. بر طبق گزارشي كه در فرانسه تهيه شده است، موساد و سازمان سيا متخصصان انرژي هسته‌اي كشورهاي آسياي مركزي را تحت نظارت دقيق قرار داده‌اند. آمادگي خود مسكو به فروش دو رآكتور هسته‌اي به ايران، در عين اصرار بر اينكه از آنها جهت مقاصد نظامي استفاده نخواهد شد، اسراييلي را نگران مي‌سازد.

علاوه بر اين احتمال نصب و استقرار موشكهاي زمين به هواي اس ـ 300 روسي در بخش يوناني قبرس مي‌تواند آزادي عمل اسراييل در مديترانه شرقي را نيز به خطر اندازد. بر طبق گزارشات مطبوعاتي با فازايش تنش بر سر انتقال احتمال موشكهاي اس ـ 300 روسي به قبرس يوناني، ايالات متحده، اسراييل ودولت باکو با تركيه تماس برقرار كنند تا اطلاعات مربوط به شيوه‌هاي احتمالي استفاده براي نقل و انتقال موشكها را فراهم سازد. اين وضع اسراييل و تركيه را وادار مي‌سازد تا ابتكارات امنيتي جديدي را تدارك بينند. هيچ كشوري نبايد منكر اين مسئله شود كه «هر گونه زياده روي توسط تركيه و اسراييل، به همراه آنها آمريكا، مي‌تواند مسكو را به تلاش جهت احياء نقش خود به عنوان يك قدرت بزرگ از طريق ايفاي نقش مجدد حامي كشورهاي راديكال‌تر در منطقه تشويق كند.»

نکته مهم این است که اسراییل بایستی به هر طریق از گسترش روابط دو دولت بزرگ ایران ترکیه و نیز گسترش روابط ایران با همه کشورهای اسیای مرکزی و قفقاز جلو گیری کند . بخصوص اسراییل بایستی تلاش کند تا همواره روابط تهران با باکو محدودتر شود. اتحاد ایران و ترکیه میتواند نقشه های سیاسی را در منطقه بر هم زند و نیز اتحاد تهران با باکو برای منافع امریکا و اسراییل به شدت زیانبار است .
هر قدر روابط انکارا و باکو با تهران محدودتر شود امکان نقش آفرینی برای همه این کشورها محدود میشود. اتحاد تهران و انکارا میتواند موجب فاصله گرفتن ترکیه از محور امریکا – اسراییل شود و این باکو را نیز به شدت تحت تاثیر قرار میدهد.
نتيجه گيري

اسراييل تلاش مي‌كند از طريق تمركز بر جمهوريهاي آسياي مركزي، يك سياست خارجي ابتكاري جديد و منسجم در قبال منطقه تدوين كند. اسراييل در سازگاري حركت‌هاي سياسي كوتاه مدت خود با استراتژي دراز مدتش موفق شده است. اسراييل كه نسبت به لزوم اجتناب از به هم زدن موازنه‌هاي خطير استراتژيك آگاهي دارد، تلاش كرده است تا سياست آسياي مركزي‌اي خود را در جهت همكاري با قدرتمندترين متحدان خود، يعني ايالات متحده و تركيه سوق دهد. در عین حال باید این   نکته را تذکر داد که روابط باکو با اسراییل تنها به سود
   اسراییل بوده است و دولت باکو از این معامله چیزی دریافت نکرده است . دولت باکو امیدوار بود که با کمک لابی یهود  و اسراییل مناقشه قره باغ را حل کند اما در این حوزه نیز لابی یهود و اسراییل از درگیر کردن خود با ارمنستان و لابی ارمنی دوری کرده اند .روشن است که اسراییل به منافع خود می اندیشد نه منافع کشوری دیگر . بیگمان یکی از علل اصلی تداوم روابط دولت باکو با اسراییل این است که اسراییل از حمایت همه جانبه ایالات متحده برخوردار است و دولت باکو دولت قدرتمندی مثل ایران نیست که بتواند استقلال سیاسی خود را به نمایش بگذارد.

اين مطلب ترجمه‌اي است از:

Bulrnt Aras, "post-old War Realities; Israel's Strategy In Azerbaijan and entral Asia." Middle East Poliy, Vol. V,No.4(January 1998).

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:14  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

 

 

 

كاركرد يهوديان اطراف باكو براي صهيونيسم

·        احمد كاظمي

 

در اطراف باكو چندين هزار (حدود 15 هزار نفر) يهودي اقامت دارند كه عمده آنها در يك قصبه (قرمزي قصبه) ساكن هستند. اين عده يهودي بهانه و جا پايي براي نفوذ رژيم صهيونيستي در ايران شمالي است. مقالة‌ كوتاهي كه مي‏خوانيد، نوشته آقاي احمد كاظمي تحليل‏گر سياسي دربارة سفر اخير عده‏اي از اعضاي پارلمان رژيم اشغالگر قدس به باكو و ديدار آنها با يهوديان اطراف باكو و نقش اقليت چند هزار نفري يهودي در ايران شمالي در ارتباط با اسرائيل است:

 

ديدار اخير هيات كنست (پارلمان) رژيم صهيونيستي از منطقه يهودي‏نشين قبا، بار ديگر نشان داد كه رژيم صهيونيستي تلاش دارد از يهوديان اطراف باكو براي رسيدن به اهداف توسعه‏طلبانه خود استفاده كند.  حتي سالها قبل از فروپاشي شوروي و به ويژه از زماني كه يهوديان ساكن در كل شوروي در سال 1366 (1987 ميلادي) توانستند اجازه فعاليت ديني و تأسيس مدرسه مخصوص يهوديان را در شوروي به دست آورند، يكي از اهداف رژيم صهيونيستي تحريف واقعيات قوميتي، جمعيتي ، فرهنگي و تاريخي يهوديان ساكن در ايران شمالي بود و اين روند به ويژه بعد از فروپاشي شوروي شدت گرفت. در واقع رژيم صهيونيستي دو كاركرد كوتاه مدت و دراز مدت براي معدود يهوديان ساكن در ايران شمالي تعريف كرده است.

براساس كاركرد كوتاه مدت، رژيم صهيونيستي كوشيد بخش نخبه يهوديان ايران شمالي را با استفاده از آژانس يهود به فلسطين اشغالي مهاجرت داده و از برخي يهوديان ايران شمالي به عنوان جاسوس در اين كشور و همچنين به عنوان مبلغ براي جلوگيري از آشكار شدن ماهيت زشت صهيونيسم براي يهوديان ايران شمالي كه در دوره شوروي شناخت درستي از ماهيت صهيونيسم نداشتند، استفاده كند. اما براساس كاركرد دراز مدت، رژيم صهيونيستي تلاش دارد كه با تحريف واقعيات قوميتي و تاريخي يهوديان ايران شمالي آنها را به نژاد سامي ارتباط و سپس با تاريخ‏سازي مساله حضور تاريخي يهوديان سامي در قفقاز را مطرح و زمينه را براي ادعايي به اصطلاح نوع ديگري از ارض موعود فراهم سازد.

يهودياني كه بيشتر در اطراف باكو پراكنده هستند و تحت عنوان «يهود پراكنده» از آنها ياد مي‏شود از يهوديان كوهستان هستند كه سال‏هاي متمادي در كنار ساير اقوام ساكن در ايران شمالي زندگي كرده‏اند و زبان، آداب و روش زندگي يهوديان سامي را ندارند، چرا كه اساسا آنها از ابتدا از نژاد سامي نبوده و يهودي نبودند. بلكه از نژاد جريم‏ها يعني افرادي بودند كه براساس كتاب تاريخ مسعودي بين 786 تا 809 يهودي شدند كه اغلب آنان در «قبا» زندگي مي‏كنند. با وجود اين رژيم صهيونيستي تلاش دارد يهوديان كوهستاني اطراف باكو را به نژاد سامي ارتباط دهد.

رژيم صهيونيستي همچنين با تحريف تاريخ منطقه ادعا مي‏كند كه امپراتوري يهودي خزرها در قرون هفتم و هشتم ميلادي در منطقه حكومت داشته‏اند. اين در شرايطي است كه خزرها ارتباطي با يهوديان سامي ندارند و چنانچه در كتاب‏ابن‏الفقيه كه در سال 930 نوشته شده ، آمده است «تغييرات ديني تمامي خزرها در سال‏هاي اخير بوده است» و اساساً آنها امپراتوري در منطقه نداشتند.

در هر حال به منظور تحريف واقعيات يهوديان اطراف باكو در سال 1372 باشگاه جوان الف (ALEF ) در باكو تأسيس شد. بعد از آن نيز نيروهاي امنيتي رژيم صهيونيستي با پوشش محقق و باستانشناس به بخش‏هايي از ايران شمالي و نخجوان سفر كرده و كوشيدند با سند‏سازي اين نكته را ثابت كنند كه ايران شمالي فعلي جزء به  اصطلاح امپراتوري يهود بوده است. در اين راستا نيز رژيم صهيونيستي تلاش دارد كه كنگره جهاني يهود نظير يهوديان اروپا و آسيا را در باكو برگزار كند. بي‏شك بي‏توجهي باكو به اين روند باعث خواهد شد كه فردا ادعاهاي ارضي عليه اين كشور از طرف صهيونيستها عنوان شده و ايران شمالي با بحراني به مراتب بيشتر از مناقشه قره‏باغ مواجه شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 15:51  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

در سرزمین ما عزاداري براي امام حسين (ع) ممنوع است و گراميداشت افسانة هولوكاست آزاد!

 ( انستيتو حقوق بشر و جامعه عدالتمند ـ ترجمه از  نشريه بيرليك پرس ـ چاپ باکو)

 

در اين روزها مردم جمهوري آذربايجان (ايران شمالي)  كه سابقه غني فرهنگي و معنوي دارد با پرتگاه روبرو است. والله كه اين كلمه «تلورانس» در نهايت خانه ما را خراب خواهد كرد. در ايران شمالي براي هر كس ، هر كشور ، هر دين و مذهب و هر فرقه‏اي جا وجود دارد الا اسلام ناب. براي دهها جريان ديني ضد اسلامي كه در اين كشور تحت پوشش‏هاي رنگارنگ در پي ايده‌ها و اهداف چركين خود هستند نيز جا وجود دارد. شايد مشكلات مالي و پايين بودن سطح آگاهي مردم دليل رشد فعاليت اين جريانات است.

پس از فروپاشي شوروي، ميسيونرهاي مذهبي از شمال و جنوب و شرق و غرب كشور گرفته تا آنسوي اقيانوسها وارد باكو و ديگر شهرها شدند. هدف آنها نيز دور كردن مردم ما از اصالت خود است.

در خبرها شنيدم دو نفر كه در بخش دوه چي به تبليغ طريقت نورچي مشغول بوده‌اند دستگير شده اند. مگر ارگانهاي مربوطه دولت باكو تا كنون اطلاع نداشته‌اند كه اين طريقت چطور در كشور نفوذ كرده است؟ مگر كتابهاي سعيد نورسي در كتابخانه «بنياد كمك به جوانان» وجود ندارد؟ مگر تلويزيون «سامان يولو» (وابسته به تركها) كتابهاي سعيد نورسي را تبليغ نمي‌كند؟ مگر اين فرقه توسط مدارس خصوصي تركيه در كشور ما و تحت لواي دين، طريقت نورچي‌ را تبليغ نمي‌كنند؟

 به جهت آنكه در اين روزها مردم ما به سرعت به اسلام روي آورده و مي‌خواهد پس از 70 سال دوره الحادي شوروي ارزشهاي ديني را دريابد، فرقه‏هاي رنگارنگ با استفاده از اين شرايط چيزي نمانده است كه كشور را به لانه وهابيت و نورچي‌گري تبديل كنند. دستگيري تعدادي از وهابيون در قصبه ساراي نيز نشان مي‌دهد كه فعاليت اين گروه در مناطق مختلف به سطحي غيرقابل كنترل رسيده است.

هدف اين فرقه‏ها دور كردن ملت ما از دين پاك خود است و اين نيز مي‌تواند نتايج بسيار بدي به همراه داشته باشد. زيرا مردم مسلمان جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) با اطاعت از فرامين قرآن هميشه دشمنان اسلام را دشمنان خود دانسته است . اما اكنون دولت باكو با رژيم صهيونيستي اسراييل كه بر روي خون و خاك مسلمانان بوجود آمده است دوستي مي‌كند و هولوكاست را گرامي‌ مي‌دارد. در صورتي‌كه بسياري از دانشمندان  غرب معتقدند كه چيزي به عنوان هولوكاست و يا نسل‌كشي يهوديان وجود نداشته و فقط از طرح اين مساله براي اشغال سرزمينهاي مسلمانان استفاده شده است. هنگامي كه هزاران فلسطيني اسير و يا آواره شده، و هر روز دهها فلسطيني از طرف صهيونيستها به قتل مي‌رسند، ما چگونه مي‌توانيم هولوكاست را گرامي بداريم؟ بسيار راحت اين كار را مي‌كنيم. به عبارتي «دولت ما» اين كار را انجام مي‏دهد، روز گذشته بنياد يهودي سوخنوت با حضور هيات نمايندگي پارلمان رژيم صهيونيستي كه در راس آنها آمون كوئن معاون پارلمان اين رژيم قرار داشت در دانشگاه باكو مراسم گرامي‌داشت ياد قربانيان هولوكاست را برگزار كرد. اين هم كشورمسلمان ما! كساني كه براي عزاداري امام حسين (ع) مانع ايجاد مي‌كنند، مراسم هولوكاست را بسيار زيبا و با برنامه برگزار كردند. آيا بزرگترين فعاليت ميسيونري همين نيست؟ اجازه ندادن به برگزاري عزاداري امام حسين (ع) در كنار مزار شهداي قره‏باغ و گرامي‌داشت ياد هولوكاست كه برآمده از تفكر صهيونيستي است از وجود تحولاتي ناخوشايند خبر مي‌دهد. ما فقط به اشاره‌يي در مورد اين تحولات بسنده مي‌كنيم. فقط با اين اميد كه براي عارف يك اشاره بس است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:55  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

مطبوعات و خبرگزاريهاي زنجيره اي باکو در جهت خدمت به اهداف صهيوني

 

 

پس از فروپاشي اتحاد شوروي سابق و استقلال ایران شمالی بعنوان يك واحد مستقل سياسي تحت عنوان جمهوری آذربایجان ، اين جمهوري نيز همانند ساير كشورهاي تازه استقلال يافته در اتحاد شوروي سابق و اروپاي شرقي ، مورد توجه بنيادها و نهادهاي غير دولتي غربي ، صهيونيستي و آمريكايي ( كه خواستار ايجاد جاي پا و نفوذ در آن در راستاي ايجاد و تعريف منافع ملي جهت خودشان و توسعه و گسترش آن در اين سرزمين هاي تازه استقلال يافته بودند) و اربابان آنها كه منادي شعار ايجاد و استقرار (به اصطلاح) دمكراسي و آزادي بيان و مطبوعات در كشورهاي مورد نظرشان هستند ، قرار گرفت .

 

و آرام آرام اين مراكز و بنيادها، در قالب NGOهاي بين المللي شروع به ورود به اين مناطق تازه استقلال يافته و به ويژه جمهوري آذربايجان و ايجاد جاي پا و آغاز فعاليتهايشان نمودند .

 

 

حضور در ایران شمالی به واسطه پارامترهاي متعدد از جمله :

 

اهميت ژئوپلتيكي منطقه قفقاز ، همجواري اين جمهوري با درياي مازندران ، بروز مناقشه قره باغ ، وجود منابع زيرزميني نفت و گاز در اين جمهوري و از همه مهمتر اشتراكات تاريخي ، ديني ، مذهبي ، نژادي و زباني مردمان آن ملت ایران و همچنين همجواري سرزميني اين منطقه با ایران و وجود مرزهاي قابل توجه زميني و آبي آن با كشورمان ، و ... ، بر اهميت آن افزوده بود .

 

به ويژه اينكه اين جمهوري به نسبت ساير جمهوريها در منطقه قفقاز و آسياي ميانه در اوايل فروپاشي ، به واسطه فضاي سياسي آشفته حاكم بر آن، از حال و هواي نسبتا" بازتري به اين لحاظ قرار داشته و زمينه جهت حضور اين نهادها و تشكل ها فراهم تر بود .

 

با توجه به اينكه به واسطه خط مشي اتخاذ شده توسط خاندان عليف ها در راس حاكميت سياسي در اين جمهوري ، عرصه سياسي و افكار عمومي در اين كشور (به منظور حضور نيروهاي مختلف و جناحهاي رقيب به لحاظ اينكه حضور قدرتهاي گوناگون جهاني و منطقه اي به جهت ورود آنها براي سرمايه گذاري هاي اقتصادي و ... در كشور ) فراهم تر بود ، لذا حيدر عليف پس از روي كار آمدن خود نه اينكه اين روند را سد ننمود بلكه سعي نمود تا با زيركي خاصي كه در بهره برداري و استفاده از كارت قدرتهاي مختلف و بازي با آنها در مقابل همديگر داشت ، اين فضاي استقرار و ايجاد دمكراسي و آزادي خواهي را در عرصه مطبوعاتي و خبري و رسانه اي به صورت كنترل شده ( البته در بعد كلان آن ) در سمت و سوي خارجي و بين المللي آن هدايت و خط دهي نمايد .

 

 

يعني در واقع با فراهم كردن زمينه فعاليت اين بنيادها به گونه اي عمل نمود تا هم ژست دمكراسي خواهي و وجود آزادي بيان و اخبار و ... را در ظاهر در كشورش نهادينه معرفي نموده و غربيها را از بابت احتمال سردادن شعارهاي عدم وجود دمكراسي خلع سلاح نمايد ، و هم اينكه در موارد مورد دلخواه و ضروري از اين امكانات در جهت مطامع خود در عرصه هاي گوناگون در برابر خارجي ها و حتي در حوزه داخلي كشورش ، حداكثر استفاده را در تنظيم و ايجاد تعادل و موازنه در برابر مخالفين خارجي و داخلي خود ، به نمايد .

 

 

يكي از نمودها و ابعاد جدي حضور اين بنيادها و تشكل هاي در ظاهر غيردولتي و مستقل ( اما در واقع و پشت پرده وابسته كامل به محافل صهيونيستي ، آمريكايي و غربي ) كمك مالي رسمي و غير رسمي آنها به ايجاد و شكل گيري خبرگزاريها ، نشريات ، روزنامه ها و كلا" مطبوعات وابسته به آنها بود .

 

تا در قالب شعار استقرار و توسعه دمكراسي و آزادي بيان و انديشه در اين جمهوري ، و از اين تريبونهاي ايجاد شده ، اقدام به انتشار خبرها و مطالب مورد نظر گردانندگان اصلي و پشت پرده اين بنيادها ( كه همان محافل صهيونيستي و امپرياليستي هستند ) در عرصه افكار عمومي مردم اين جمهوري و كلا" مردم ساكن در منطقه بنمايند .

 

 

به عبارت ديگر در حقيقت خط اصلي در جريان در اين عرصه ، ايجاد يكسري خبرگزاريها ، نشريات و مطبوعات زنجيره اي با ماهيت صهيونيستي و غرب گرايانه بود تا با اسامي و القاب و گرايشات مختلف اقدام به ايجاد جريان تبليغاتي و جنگ رواني در افكار عمومي در راستاي منافع كلان آنها بنمايند .

 

طبيعي مي باشد كه منافع مورد نظر آنها ، در تعارض آشكار با سايرقدرتهاي حاضر در منطقه اعم از روسيه ، ايران و ... بوده و قرار دارد .

 

 

حاكميت باکو نيز در اين رهگذر با اقدام حساب شده و به دست گرفتن كنترل پشت پرده هدايت مجريان بومي اين تريبونها ، ضمن كاستن از زهرهاي آنها در عرصه داخلي و بر عليه خود ، و بي خاصيت و بدون تاثير جدي كردن آنها در اين زمينه ، از اين امكانات مهيا شده ( بعنوان بنگاههاي غير دولتي كه خود در ظاهر منتقد حاكميت فعلي در اين جمهوري هستند ) در راستاي انعكاس برخي از نظريات و منويات خود در عرصه هاي منطقه اي و بين المللي از طريق ايجاد يك جريان هدايت شده و يا سوار شدن بر اين جريانهاي موجود ، به نفع خود و در راستاي منافع مورد نظر خود ، اقدام به بهره برداري نموده و حرفهايي را كه نمي تواند در عرصه هاي رسمي و حتي غير رسمي به طرفهاي خود بزند از كانال اين تريبونها (و بصورت غير مستقيم) به آنها منتقل مي نمايد

 

.

 

اگر در اين راستا اعتراضي نيز از سوي هر طرف و يا كشوري صورت پذيرد ، حاكمان سياسي در باکو اعلام مي دارند كه اين تريبونها آزاد هستند و در چارچوب دمكراسي موجود در كشورشان فعاليت نموده و در اين خصوص و در درجه اول منتقد خود ما نيز هستند و سياستهاي ما را نيز مورد حمله قرار داده و مي دهند . ما نمي توانيم با آنها برخورد نمائيم و بايستي در چارچوب آزادي بيان و دمكراسي آنها را تحمل كرده و با آنها مدارا نمود .

 

نكته حائز اهميت در اين ميان سرمايه گذاري قابل توجه مراكز صهيونيستي و غربيها ( اعم از آمريكا ، اسرائيل ، اروپائيها و برخي از ارگانها در تركيه و ... ) در طي 14 سال اخير در ایران شمالی در اين راستا بوده است ، كه ماحصل آن شكل گيري خبرگزاريها ، مطبوعات و نشريات زنجيره اي ومتعدد وابسته (آشكار و نهان )به آنها ، با بهره گيري از عوامل و كادرهاي ساخته شده بومي در طي اين سالها مي باشد .

 

_ از جمله بنيادها و نهادهاي فعال غربي و صهيونيستي در اين زمينه مي توان به اين مراكز اشاره نمود :

 

1 _ بنياد جورج سوروس

 

2 _ بنياد كمك ملي به دمكراسي

 

3 _ موسسه دموكراتيك ملي براي امور بين المللي

 

4 _ موسسه رسانه هاي قفقاز

 

5 _ انستيتو صلح و دمكراسي آمريكا

 

6 _ تعدادي از موسسات فعال تركيه اي در اين عرصه

 

7 _ انستيتو ملي حزب جمهوريخواهان آمريكا

 

8 _ و تعدادي موسسات اروپايي وابسته به آلمان و انگلستان و.... .

 

 

_ از جمله خبرگزاريها ، نشريات و مطبوعات غيردولتي درایران شمالی (كه تعداد آنها بالغ بر 50 خبرگزاري و حدود 200 روزنامه و نشريه مي باشد) مي توان بعنوان نمونه به اين موارد اشاره نمود :

 

 

_ روزنامه ها و نشريات : يني مساوات ، آزادليق، اكسپرس ،آينه ، باكو خبر ، 525 ، بيزيم يول ، اوچ نقطه ، شرق ، خالق جبهه سي ، يورد ، اولوس ، گوندليك آذربايجان ، هفته ايچي (كه همگي آذري زبان هستند ) ،

 

واز جمله روس زبانها نيز مي توان به روزنامه هاي اخو ، و زركالو اشاره نمود .

 

 

_ خبرگزاريها : توران ( كه در حقيقت فعال ترین در باکو مي باشد ، هم در بين دولتي ها و هم غير دولتي ها ) ، ترند ، شرق ، آسا اراده ، راه ابريشم ، آپا ، آزاد اينفورم ، ميديا .

 

 

شايان ذكر است كه در عرصه ایران شمالی علاوه بر خبرگزاريها ، نشريات و روزنامه هاي رسمي كه رسما" از طرف دولت و حزب حاكم منتشر مي گردند ، تعدادي نيز خبرگزاري ، روزنامه و نشريه فعاليت مي نمايد كه در ظاهر غير دولتي هستند اما طرفدار خط مشي سياسي حاكميت فعلي ، و در پشت پرده توسط يكي از افراد و يا جناحهاي متنفذ موجود در حاكميت راه اندازي شده وراسا" تامين مالي مي گردند ، كه آنها نيز هر يك متناسب با گرايشات صاحبان اصلي و پشت پرده شان ( در طرفداري از جناح پرو غربها و يا پرو شرق ها و ... ) فعاليت مي نمايند .

 

 

در روزهایی كه شاهد حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي به نقاط مختلف حكومت خود گردان فلسطين و متعاقب آن به لبنان و كشتار مردم بي دفاع در اين دو كشور و همچنين مقاومت دليرانه مردم مسلمان فلسطين و حزب الله لبنان در برابر اين تجاوزات بوده ايم ، مجموعه خبرگزاريها و نشريات زنجيره اي فوق الذكر ، كه توسط محافل صهيونيستي ( به صورت مستقيم و غير مستقيم ) تامين مالي شده و هدايت و خط دهي مي گردند ، با سكوت معني دار و بي تفاوتي و همچنين جهت گيري آگاهانه به سمت تحريف واقعيات مورد اتفاق ، روند حوادث را دقيقا" وارونه جلوه و انتشار داده و هم صدا و هماهنگ با يكديگر و در راستاي خط مشي مورد اتخاذ اربابان خود به انعكاس غير واقعي و تحريف گونه حقايق اقدام مي نمايند .

 

ماموريتي كه به همان دليل اين نشريات و تريبونها بر مبناي آن پا گرفته اند و بر روي راه اندازي آنها در گذشته سرمايه گذاري شده است ، و در اين مقطع حساس نيز مي بايستي با خوش خدمتي و حركت در راستاي مطامع گردانندگان اصلي و پشت پرده خود وفاداري خودشان را به تامين كنندگان اصلي شان در انظار عمومي نيز به معرض نمايش بگذارند . ضمن اينكه اينها نهال هايي هستند كه در اثر بذرهاي كاشته شده در سنوات قبل رشد و نمو نموده و بصورت بومي و با بهره گيري از عوامل محلي و آذري ، پا به عرصه گذاشته اند .

 

البته در طي ساليان گذشته ( و تا به امروز ) نيز اين تريبونها به واسطه ماهيت ذاتي و فلسفه واقعي تشكيل شدنشان و تامين كنندگان مستقيم و غير مستقيم مالي شان ، بيشترين تهاجم و تبليغات رواني و دروغين را عليه كشورمان و بر ضد ملت ایران ، اسلام و كلا" حركتهاي اسلامي در جهان و منطقه و كلا" مقوله دين داري در نزد افكار عمومي مردم اين جمهوري و منطقه داشته ، و اقدام به خبرسازيهاي منفي مستمر و هرروزه و جنگ رواني در موضوعات مختلف به ويژه بحثهاي ملي گرايانه ، قومي ، تجزيه طلبي ، لائيسم و ... بر عليه كشورمان _ در راستاي سياست دور ساختن هرچه بيشتر اين جمهوري و ايجاد فاصله با كشورمان _ نموده و مي نمايند .

 

ضمن اينكه هر موقع اتفاق مثبتي در سطح روابط دو كشور رخ مي دهد ، اين بلندگوها هماهنگ با هم شروع به تخطئه و تخريب آن نموده و عليه آن اقدام به موضعگيري منفي مي نمايند ، تا به نوعي اين موضوع را در نزد افكار عمومي خدشه دار و بي اهميت جلوه دهند .

 

 

 

 

در هر حال بايستي توجه داشته باشيم كه يكي از شگردهاي صهيونيستها و محافل وابسته به آنها ، سرمايه گذاري در جهت ايجاد و راه اندازي رسانه ، نشريات ، مطبوعات و بنگاههاي سخن پراكني در اقصي نقاط جهان ( بعنوان ابزاري تاثيرگذار ) بوده و هست ، تا بصورت مستمر از آنها در جهت اهداف و مقاصد خود استفاده و بهره برداري لازم را بنمايند .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:53  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

shimal8iranim@yahoo.com

 

اخبار ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )

 

به نقل از مطبوعات و رسانه های باکو

 

 

صندوق سوروس در مجموع چهار ميليون دلار در سال گذشته در ایران شمالی هزينه كرده است (خبرگزاري «آپا»، 13/2/86 )

 

فردا اسداف رييس نمايندگي انستيتو جامعه باز ـ بنياد سوروس بيان داشت كه اين بنياد به اجراي برنامه‌هاي گوناگون نزديك به چهار ميليون دلار بودجه در سال 2006 در جمهوری آذربايجان ( ایران شمالی ) هزينه كرده است. بودجه اصلي بنياد مزبور در اين كشور 5/2 ميليون دلار است. علاوه بر اين، از سوي «طرف ثالث» و از طرف شبكه‌هاي بنياد سوروس بودجه مضاعف نيز اختصاص داده مي‌شود. هر سال حدودا 300 طرح توسط اين بنياد تامين مالي مي‌شود.

 فردا اسداف اعلام كرد كه در حال حاضر اين بنياد در مورد طرح اصلاحات مدارس شبانه روزي بچه‌هاي بي ‌سرپرست مذاكراتي انجام مي‌دهد . ممكن است كمكهايي مضاعف در چارچوب اين طرح اختصاص داده شود.

 

 

گروه مينسك به ایران شمالی خيانت كرده است !!! (تلويزيون اجتماعي باکو ـ 13/2/86 )

 

وفا قلي‌زاده كارشناس سياسي و مشاور سابق حيدر علي‌اف رييس جمهوري پيشين ، طي مصاحبه با رسانه‌هاي گروهي، روساي گروه مينسك را به خيانت متهم كرد. وي افزود كه اجراي قطعنامه هاي سازمان ملل متحد در مورد مناقشه قره‌باغ تنها راه حل اين مساله مي‌باشد. به نظر اين كارشناس ، در مذاكرات صلح قره‌باغ كه از سال 1994 و با ميانجيگري گروه مينسك ادامه دارد تاكنون هيچ پيشرفتي حاصل نشده است. گروه مينسك بايد همانطور كه عراق به دليل اشغال كويت محكوم شد ، در مورد مناقشه قره‌باغ نيز با اتخاذ موضعي عادلانه ؛ ارمنستان را نيز به دليل تجاوز و اشغال اراضي آن محكوم و خواستار خروج نيروهاي ارمنستان از اراضي آذربايجان شود.

به گفته قلي‌زاده امريكا در مورد اين مساله سياست دوگانه دارد. بطوري كه از يك طرف مي‌گويد از تماميت ارضي جمهوری آذربايجان حمايت مي‌كند ولي در عين حال به خاطر ارامنه آن را به رسميت نمي‌شناسد. سخنان روساي گروه مينسك مبني بر اينكه دولتهاي باکو و ارمنستان بايد مردم خود را براي مصالحه آماده كنند ، نشان مي‌دهد كه آنها مي‌خواهند قره‌باغ را به ارامنه بدهند. روسيه نيز در طولاني تر شدن مناقشه ذينفع است . زيرا مي‌خواهد با گذر زمان به توسعه اقتصادي خود نايل شود و نفوذ خود در منطقه را بار ديگر احيا كند. تمامي روساي گروه مينسك به ظاهرسازي مشغول و فقط در فكر ارتقاي رتبه ديپلماتيك خود هستند.

اظهارات وفا قلیزاده در حالی است که همواره دولت باکو راه حل مناقشه قره باغ را در گروه مینسک جستجو میکند.

 

 

كردها در باكو نيز اسكان يافته‌اند (روزنامه شرق، ، نويسنده مبارز ـ 13/2/86)

 

 آرزو صمدبيلي نماينده حزب‌ مساوات در پارلمان باکو از ورود دسته جمعي كردها به باکو ابراز نگراني نمود. به گفته وي، كردها در باكو به ويژه در بخش بينه‌قدي پايتخت نيز اسكان يافته‌اند.

وي اسكان كردها در ساير مناطق را نيز يادآوري كرد و افزود: حزب مساوات پس از بررسي اين مساله نگراني خود را از خطر بيان نموده است. 

صمدبيلي با اشاره به درگيري مسلحانه كه مدتي پيش بين مرزبانان و كردها در مرز اين كشور با گرجستان اتفاق افتاده بود، گفت: در جريان اين درگيري چند نفر از ماموران مرزباني زخمي شدند. اگر امروز اين آدم‌ها به مرزبانان ما حمله مي‌كنند ممكن است، فردا چنين اتفاقي براي ساير شهروندان نيز پيش آيد.

ـ صمدبيلي همچنين از بي‌توجهي مسئولان ذيصلاح به اين مساله ابراز تاسف نمود و گفت: اين بي‌توجهي مشكلات فراواني براي كشور ما ايجاد خواهد كرد. ما اين مساله را در سطح پارلمان نيز مطرح و نگراني خود را ابراز نموده‌ايم.

شایان حزب مساوات یک حزب پان ترکیستی است که با قوم کرد به شدت مخالف است

 

اسامي شركت‌هاي‌ خارجي كه در قره باغ به استخراج طلا و مس میپردازند منتشر شد (خبرگزاري «آپا» ـ 12/2/86)

 

بررسي‌هاي اخير وزارت محيط زيست و منابع طبيعي نشان مي‌دهد كه دو شركت خارجي به نامهاي «كاكس وود » و «بيس متلز» مشغول غارت ثروت مناطق قره باغ هستند .  گزارش وزارت مزبور با استناد به منابع ارمني تهيه شده است . شركت «كاكس وود» از سال 2001 تاكنون در زمينه صدور چوبهاي گردوي قره‌باغ به ايتاليا و اسپانيا فعاليت دارد . شركت «بيس متلز» نيز مشغول استخراج طلا و مس در قره‌باغ است و اين شركت قصد دارد كارخانه‌هاي جديدي در قره باغ احداث كند .

معنی ندارد کسی با الهام علی اف رقابت کند !!!  ( روزنامه « اكسپرس»12/2/86)

 

سياوش نوروزاف معاون اجرايي حزب « يني آذربايجان» در ارتباط با رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري سال 2008 گفته است كه رقابتهاي انتخاباتي 120 روز مانده به برگزاري آن آغاز خواهد شد و حزب « يني آذربايجان» نامزدي الهام علي‌اف براي شركت در اين انتخابات را رسما اعلام خواهد كرد.

وي همچنين با اشاره به همكاريهاي موجود بين اين حزب و موسسه ملي دموكراسي آمريكا و كمكهاي اين موسسه در تعليم كادر براي حزب « يني آذربايجان»، گفته است: « كارهاي مقدماتي را انجام مي‌دهيم و الهام علي‌اف نامزد متفق‌القول اعضاي حزب « يني آذربايجان» است. معني ندارد كه كسي به عنوان رقيب وي در انتخابات شركت كند. زيرا حتي اگر انتخابات فردا برگزار شود، الهام علي‌اف بالغ بر 90 درصد آرا را تصاحب خواهد كرد». به گفته وي، كنگره حزب نيز در آستانه انتخابات برگزار خواهد شد.  

 

تحقيقات در رابطه با غني‌سازي اورانيوم در ارمنستان هيچ خطري براي كشورهاي همجوار ايجاد نمي‌كند (خبرگزاري «آپا»، 10/2/86)

 

عادل قريب‌اف رييس موسسه مسائل تشعشعات آكادمي ملي علوم ایران شمالی در رابطه با تحقيقات موجود در راستاي غني‌سازي اورانيوم در ارمنستان گفت: « برغم اينكه ارمنستان در منطقه زلزله‌خيزي قرار گرفته است، ولي راكتورهاي نيروگاه اتمي اين كشور در برابر زلزله مقاوم مي‌باشد». به گفته وي، اگر آژانس اتمي روسيه قراردادي در رابطه با غني‌سازي اورانيوم در ماه مه با ارمنستان امضا كند، در آن زمان ممكن است نيروگاه اتمي جديد اين كشور فعاليت خود را در پنج و يا شش سال آتي آغاز كند.

گفتني است كه چندي پيش سرگئي كرينكو رييس آژانس انرژي اتمي روسيه كه به ارمنستان سفر كرده بود توافقنامه‌ اوليه‌ در رابطه با احداث راكتور نيروگاه اتمي جديد را با اين كشور امضا كرده است.

اعضاي كنگره امریکا به دفاع از فرهاد علي‌اف برخاسته‌اند (روزنامه باكو خبر ، ، نويسنده فريد عباس‌اف ـ 10/2/86)

 

به گزارش راديو آزادي، اخيرا هشت نفر از اعضاي كنگره آمريكا به نام‌هاي ژان شاكوسكي، تام لانتوس، گري آكرمن، دانا روراباخر، ليود دوگت، داين واتسون، جيمز مك‌گورون و فرانك پالونه با ارسال نامه‌اي به كانداليزا رايس وزير خارجه آمريكا طرح مساله رهايي فرهاد علي‌اف از بازداشتگاه در برابر دولت الهام علي‌اف را خواستار شدند.

در اين نامه فرهاد علي‌اف وزير توسعه اقتصادي سابق دولت باکو بعنوان يك شخص اصلاح‌طلب معرفي مي‌شود كه تقريبا بيش از 16 ماه پيش به اتهام كودتا بازداشت شد. در اين نامه همچنين آمده است: به موجب قوانين دولت باکو نمي‌توان كسي را بيش از 16 ماه در بازداشتگاه نگهداري كرد. اين در حالي است كه فرهاد علي‌اف با اينكه اتهام مزبور عليه او ثابت نشده، بيش از اين مدت در بازداشتگاه نگهداري شده است.

 اعضاي كنگره ‌آزادي بي قيد و شرط فرهاد علي‌اف را خواستار شدند و نگراني خود را از وخامت وضعيت حقوق بشر و افزايش تعداد زندانيان سياسي درباکو ابراز و تاكيد كرده‌اند كه اين مساله بايد بزودي حل شود.

 

 

 

كردها اكنون با اتومبيل مي‌آيند (روزنامه «يني مساوات»، ـ 10/1/86)

 

 

 روزنامه «آزادليق» در رابطه با خبرهاي مبني بر اسكان حدود 300 خانواده كرد در بخش بينه‌قدي شهر باكو كه از تركيه وارد شده‌اند، نمايندگان خود را به محل اعزام كرده و آنها نيز ضمن تاييد اين خبر، افزوده‌اند كه خانواده‌هاي كرد مزبور حتي اتومبيلهاي داراي شماره ‌پلاكهاي تركيه را نيز با خود به باکو آورده‌اند: 33-SU-122; 33-EZ-730;33- TS-846; 33-F-9923

 رقم 33 موجود در اول اين شماره پلاكها مربوط به استان «مرسين» تركيه مي باشد. گفتني است كه اخيرا تعداد زيادي خانواده‌هاي كردتبار به اين استان  كوچ داده شده و در نتيجه تعداد جمعيت كرد ساكن در استان «مرسين» به 50 در صد رسيده است.

 به گفته ساكنان بخش بينه قدي، روزهاي جمعه هر هفته افرادي كه شالهاي سفيدرنگ به گردن دارند، براي بازرسي ادامه سكونت آنها در اين محل به اين منطقه مي‌آيند. گفتني است كه «شال سفيدرنگ» يكي از رمزهاي (سمبلهاي) غير رسمي سازمان « پ ـ ك ـ ك » مي‌باشد.

 متاسفانه، مقامات ذيربط باکو عليرغم هشدارهاي مكرر مطبوعات  مستقل و مخالف  در ارتباط با تمركز عناصر تروريستي در اطراف شهر باكو كه در واقع امنيت ملي اين كشور را تهديد مي‌كند،  همچنان سكوت اختيار كرده‌اند

 

كالاهاي تركيه از طريق گرجستان جهت فروش به شوشا آورده مي‌شود (روزنامه «گوندليك آذربايجان » ـ 9/2/86)

 

يك خبرنگار روزنامه «زمان» تركيه در جريان سفر خود به قره‌باغ از كالاهاي تركيه كه در شهر شوشا فروخته مي‌شود تصويربرداري كرده است . در اين تصاوير آشكارا ديده مي‌شود كه اين كالاهاي متعلق به شركت «بكو» است .

صاحب حسين‌اف مسئول دفتر نمايندگي شركت «بكو» در ایران شمالی ، از فروش كالاهاي شركت «بكو» در شوشا انتقاد كرد. علاوه بر اين ، آرل آتاكول يكي از مسئولان شركت «بكو» در مصاحبه با خبرگزاري «مديافروم» گفت كه شركت ما هيچ رابطي با ارمنستان و قره‌باغ ندارد . بعيد نيست كه كالاهاي ما از طريق گرجستان به شوشا آورده شود .  

 

برايزا باکو را به پذيرش شرايط ننگين صلح آماده مي‌كند (روزنامه «گوندليك آذربايجان‌» ـ 9/2/86)

 

مساله برگزاري همه‌پرسي در قره‌باغ  اخيراً توسط متيو برايزا رييس آمريكايي گروه مينسك فاش شد .

وفا قلي‌زاده كارشناس سياسي در مورد اظهارات اخير برايزا در مورد حل مناقشه قره‌باغ گفت كه اظهارات برايزا كاملاً بي‌اساس است . زيرا ، برايزا دولت باکو را به پذيرش شرايط ننگين صلح آماده مي‌كند . به گفته برايزا ، گويا آذربايجان موافق  برگزاري همه‌پرسي در قره‌باغ است . در واقع ، دولت باکو نمي‌تواند با اين مساله موافقت كند . برگزاري همه‌پرسي در قره‌باغ در صورت استقرار ارتش باکو در مناطق اشغالي امكان‌پذير است . وفا قلي‌زاده افزود كه فعاليت گروه مينسك تاثير مثبتي بر روند حل مناقشه قره‌باغ ندارد .

به گفته قلي‌زاده ، روسيه مانع اصلي بر سر حل مناقشه قره‌باغ است . وي گفت كه روسيه اجازه نخواهد داد دولت باکو وارمنستان قرارداد صلح امضا كنند . زيرا ، در صورت برقراري صلح در قفقاز ، نيازي به روسيه وجود نخواهد داشت و همچنين كشورهاي منطقه با ناتو و اتحاديه اروپا  همكاري خواهند كرد . روسيه بزرگترين دشمن صلح است . پس ما بايد در انتظار فروپاشي روسيه باشيم .

گفتني است كه وفا قلي‌زاده همچنين در مصاحبه با روزنامه «يني مساوات » گفت كه در حال حاضر فعاليت برايزا مطابق با منافع دولت ارمنستان است . ارامنه در آستانه انتخابات پارلماني چنين تصويري را بوجود مي‌آورند كه گويا دولت باکو را وادار به پذيرش شرايط صلح ننگين مي‌كنند . تيم كوچاريان براي پيروز شدن خود در انتخابات از كمك برايزا استفاده مي‌كند . به گفته قلي‌زاده ، برايزا مردم آذری ها و ارمنی ها  را فريب مي‌دهد . وي معتقد است كه در شرايط فعلي مذاكرات مربوط به حل مناقشه قره‌باغ نتيجه‌اي در پي نخواهد داشت .

وفا قلي‌زاده در مورد تركيب نيروي حافظ صلح در مناطق اشغالي قره باغ گفت كه ارمنستان به بهانه مساله نسل‌كشي ارامنه با استقرار نيروي اين كشور در قره‌باغ موافقت نخواهد كرد . در عين حال ، آمريكا اجازه انجام اين ماموريت را به ايران نخواهد داد .

 

پنتاگن رادارهاي جديدي در ایران شمالی نصب خواهد كرد (روزنامه «هفته ايچي» ـ تيراژ : 3000 ، 8/2/86)

 

آمريكا قصد دارد در آينده نزديك در عمليات مدرن‌سازي 3 پايگاه نظامي درجمهوری  آذربايجان مشاركت كند . هم‌اكنون فرماندهي نيروهاي آمريكا در اروپا و وزارت باکو  در اين رابطه مذاكراتي انجام مي‌دهند .

 به گزارش منابع نظامي ، مدرن‌سازي پايگاههاي نظامي دولت باکو در مذاكرات سياسي و نظامي آمريكا و مقامات باکو كه قرار است در آينده نزديك برگزار شود ، مورد بررسي قرار خواهد گرفت . اين مساله جزو برنامه «Lily pad» آمريكا است . گفته مي‌شود كردمير ، ناسوسني و قلعه جزو اين پايگاهها در جمهوري آذربايجان هستند .

 به گفته يك منبع ، در حال حاضر ناتو و آمريكا براي پرواز هواپيماهاي خود به افغانستان فقط يكي از فرودگاههاي باکو  استفاده مي‌كند . عمليات مدرن‌سازي فرودگاههاي جديد در سال جاري آغاز مي‌شود . علاوه بر اين ، آمريكا گسترش امكانات فني نيروي دفاع هوايي دولت باکو را مد نظر قرار خواهد داد .

 گفتني است كه آمريكا مدتي پيش دو رادار در ایران شمالی نصب كرده است . اين ايستگاهها با شبكه «كاوكازنت » آمريكا كار مي‌كند و ميان آنها تبادل اطلاع‌رساني انجام مي‌شود . به گفته اين منبع ، هم‌اكنون پنتاگون رادارهاي جديد خود را به منطقه آورده و سفارشات بعدي خود در مورد نصب آنها را به شركت «Washungton Group International» ارايه كرده است .

 

قره‌باغ به عنوان كشور مستقلي معرفي شده است (روزنامه «اوچ نقطه» ـ 8/2/86)

 

در دائره‌المعارف بزرگ 62 جلدي روسيه قره‌باغ كوهستاني به عنوان يك كشور مستقل معرفي شده است . الخان شاهين‌اوغلو رييس مركز تحقيقات «اطلاس» در مصاحبه با خبرگزاري «مديافروم» با اعلام اين مطلب گفت كه 5 صفحه از اين دائره‌المعارف كه سال گذشته منتشر شد به تاريخ قره‌باغ اختصاص يافته است . به گفته وي ، بي ترديد اين دائره‌المعرف تحت نظارت دولت كه پوتين در راس آن قرار دارد چاپ شده است و مسلماً بدون رضايت آنها قره‌باغ به عنوان يك كشور مستقل معرفي نمي‌شد

 

مراسم روز استقلال ( اشغالگری ) اسراييل در باكو برگزار شد (تلويزيون ليدر ـ 5/2/86)

 

به مناسبت سالروز اشغال فلسطین و به وجود امدن دولت غاصب  اسراييل روز  مراسمي در باكو برگزار شد. ضيافت عسگراف معاون مجلس ملي باکو به نمايندگي از حكومت باکو در اين مراسم حضور داشت. آرتور لنك سفير اسراييل درباکو طي مصاحبه‌يي در اين مراسم بيان داشت دولت باکو و اسراييل داراي نقاط مشترك بسياري مي‌باشند. وي افزود ، قرار گرفتن آنها در شرايط سخت همسايگي نيز يكي از اينها است. زيرا اسراييل و دولت باکو خواهان زندگي مسالمت آميز با همسايگان خود هستند . در صورتي كه سياست همسايگان آنها بر اين عقيده متكي نيست. به همين سبب نيز هر دو كشور از ترور و خشونت رنج مي‌برند. ! !

 

 

آمريكا قره باغ را به عنوان منطقه اشغال شده نمی شناسد( روزنامه « اولايلار» ـ 6/2/86)

 

 الياس اسماعيل‌اف رهبر حزب « عدالت» از احزاب باکودر اعلام موضع نسبت به حذف جمله « اشغال قره‌باغ توسط قواي مسلح ارمنستان» در گزارش اخير وزارت خارجه آمريكا در مورد مناقشه قره‌باغ، آن را به عنوان تجلي موضع ارمني‌گرايانه آمريكا تعبير كرده است.

وي با اشاره به اينكه آمريكا به جاي تصحيح اين اشتباه، به توجيه آن از زبان متيو برايزا نماينده خود در گروه مينسك پرداخته است، خاطر نشان مي‌كند كه واشنگتن چند سال پيش همين موضع را از زبان نماينده خود در امور قفقاز جنوبي نيز بيان كرده بود. وي مي‌گويد: « در آن زمان نيز اعلام كرده بود كه بيش از يك ميليون ارمني در آمريكا زندگي مي‌كنند و به دليل نفوذ آنها در دواير اقتصادي و سياسي اين كشور امريكا مجبور به جانبداري از ارامنه است. اين اقدام آمريكا به موازات ناديده گرفتن حقوق بين‌الملل، به دفاع از نيروهاي تجزيه طلب نيز معطوف شده است. سياست اشغال‌گري ارمنستان با هيچيك از معيارهاي حقوق بين‌الملل قابل توجيه نيست. قدرتهاي جهاني با پيشبرد سياستي دوگانه در رابطه با حل و فصل مناقشه قره‌باغ، قصد طولاني كردن اين مناقشه را دارند و سياست اشغال را ناديده مي‌گيرند. به همين دليل نيزباکو بايد با بسيج همه نيروهايش ، اين مساله را خود حل و فصل كند. موضع آمريكا و ساير كشورها در رابطه كمك آنها به حل و فصل اين مناقشه به عينه معلوم است. با چنين موضعي اين مناقشه حل نخواهد شد».

 

چرا شهروندان را به دليل ديدگاه‌هاي ديني‌شان بازداشت مي‌كنند؟ (روزنامه گوندليك آذربايجان، ، نويسنده جيحون نقي ـ 2/2/86)

 

 اخيرا در جمهوری آذربايجان افرادي به دليل ديدگاه‌هاي ديني خود بازداشت شده‌اند. گفته مي‌شود كه اغلب اين افراد وهابي و يا از پيروان ساير تشكل‌هاي ديني افراطي هستند. بي‌ترديد، سوالاتي در باره ماهيت اين رخدادها نيز مطرح مي‌شود: آيا در کشور ما گروه‌هاي ديني افراطي فعاليت دارند؟

 صلح‌الدين اكبر تحليلگر سياسي در اين ارتباط گفت: از آنجايي كه عمليات بازداشت اين افراد توسط وزارت امنيت ملي صورت گرفته و در باره ماهيت آن هيچ اطلاعي منتشر نشده است، نمي‌توان اين حوادث را از نظر حقوقي ارزيابي كرد. ولي به نظر مي‌رسد، مسايلي وجود دارد كه موجب نگراني حاكميت شده است. بطوري كه حاكميت باکو و همچنين برخي كشورهاي غربي كه در اين كشور منافع دارند، از عواقب و تاثيرات تعميق بحران هسته‌اي ايران و آغاز جنگ احتمالي نگران هستند. لذا مي‌توان گفت كه اين رخدادها جنبه پيش‌گيرانه داشته و به منظور تقويت نظارت بر اوضاع داخلي بوده است.

 صلح‌الدين اكبر در مورد فعاليت نيروهاي افراطي در ایران شمالی نيز گفت كه خود رهبران اينگونه گروه‌ها مي‌دانند كه فعاليتشان غير قانوني است. آنها عمدتا بطور مخفي فعاليت دارند. مي‌توان اطلاعات صحيح‌تري در باره اين موضع را از وزارت امنيت ملي دريافت نمود. ولي من از وجود سازمان‌هايي در آذربايجان كه فعاليت‌شان منع شده است اطلاعي ندارند.

 

وزيران خارجه آذری و ارمنی در بلگراد ديدار كردند (روزنامه «هفته ايچي» ـ تيراژ : 3000 ، 30/1/86)

 

المار محمدياروف و واردان اوسكانيان وزيران خارجه باکو و ایروان براي بررسي راههاي حل مناقشه قره‌باغ در بلگراد ديدار كردند . در اين ديدار رؤساي گروه مينسك ، آنژي كاسپرشيك نماينده ويژه سازمان امنيت و همكاري اروپا و آراز عظيم‌اف معاون وزير خارجه آذربايجان نيز شركت كرده‌اند . نتايج اين مذاكرات فاش نشده است .

به گزارش وزارت خارجه باکو ، به رغم عدم حصول نتيجه در ديدار وزيران خارجه در بلگراد ، طرفين مذاكرات صلح را ادامه خواهند داد .

 

 

 

 

 

 

 



+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:48  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

روحيه ضد آمريكايي مردم ايران شمالي (جمهوري آذربايجان ) حیرت امریکایی ها را برانگیخت.

 

« كِتي گانون » خبرنگار خبرگزاري « آسوشيتدپرس » ظرف چند ماه كشورهاي همجوار با ايران را گشته و ميزان تاثير گذاري ايران بر اوضاع و احوال اين كشورها و نقطه نظرات موجود در اين كشورها نسبت به غرب را مورد بررسي قرار داده است . در نتيجه اين بررسي ها مشخص شده است كه روحيه ضد آمريكايي در ايران شمالي ظرف چند سال اخير به مراتب افزايش يافته است . به گزارش خبرنگار حرکت ازادیبخش ایران شمالی از باکو

روزنامه مساوات نوين ؛ چاپ باكو با انتشار اين خبر افزود :

 عدم وفاداري دولت آمريكا به وعده هاي خود در زمينه حمايت از توسعه دموكراسي و شناسايي رسمي نتايج انتخابات تقلبي اخير (انتخابات پارلماني ) در ايران شمالي  يكي از علل چنين تغيير موضع مردم اين كشور اعلام شده است .

عارف يونس‌اف متخصص در زمينه مناقشات و مولف كتاب « اسلام در آذربايجان » در گفتگو با اين خبرنگار گفته است كه در جريان نظرسنجي سه سال پيش گروهي از مردم ايران شمالي تصور ميكردند كه امريكا به خاطر دستيابي به سلاحهاي كشتار جمعي و اجراي دمكراسي به افغانستان و عراق حمله ميكند اما اكنون طرز فكر مردم ايران شمالي در قبال مساله تهاجم احتمالي امريكا به ايران متفاوت است . يونس اف گفت :. ولي نظر سنجي انجام گرفته در سال گذشته با طرح همان سؤال ، يك نفر نيز در ميان شركت كنندگان در نظر سنجي يافت نشد كه از آمريكا حمايت كند .

 خبرنگار « آسوشيتد پرس »  در گشت و گذار خود در ايران شمالي با كساني روبرو شده كه حاضر به شركت در جهاد عليه امريكا مي باشند. « كتي گانون » گفت : مشاهده اين افراد باعث تعجب من شد. فردي به نام  « يوسف احداف » از دست دادن با من امتناع  كرد و به من گفت كه روزي من نيز براي شركت در جنگ مقدس عليه آمريكايي‌ها به افغانستان و عراق خواهم رفت .

گفتني است امريكا طي چند ماه گذشته اقدام به نظرسنجي هاي محرمانه اي درباره ايران در ميان اهالي باكو ، گنجه و چند شهر ديگر ايران شمالي كرده است كه نتايج اين نظر سنجي ها موجب حيرت مقامات امريكايي شده است . اغلب جوانان در نظرسنجي ها  به جنايات دولت آمريكا در عراق اشاره كرده وضمن معرفي دولت امريكا به عنوان دشمن مسلمانان آمادگي خود را براي جهاد عليه آمريكا اعلام كرده اند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:0  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

قفقاز و بازگشت به ريشه ها ...

 

 

 

·        رضا قلیزاده

 

 

هجران « آيريلیق » در لغت به معناي جدايي، دوري از دوستان و ياران آمده و درست نقطه مقابل « وصال » قرار دارد. بنابر اين كلمه هجران « آيريليق » بيش از هر چيز بيانگر غم و اندوه و حسرت ناشي از جدايي و فراق است.

 

اي فلك بو هجران، بو فرقت نه‏دي؟

چكديرديگين ظولوم، بو محنت نه‏دي؟

نه ايچون گؤروشه قلم چكميسن؟

دويماييرسان وصال، محبت نه‏دي؟1

 

در بررسي و بيان هجران «آيريليق» گونه‏هاي متفاوتي را مي‏توان از هجران ذكركرد. و طبعاً با توجه به اين گونه‏هاي متفاومت، درد و غم ناشي از آن نيز كم و بيش متفاوت خواهد بود. به عنوان نمونه؛ شخص يا اشخاصي به ميل و ارادة خود از خويشان و وطن جدا مي‏شوند و مثلاً به انگيزة‌ كسب علم و دانش و يا مال و ثروت در دريا غربت رحل اقامت مي‏افكنند. اگر چه اين هم نوعي جدايي از ياران است اما در اين هجران، غم و اندوه و حسرت عميق نيست. و نمي‏توان دراين باب چيز زيادي نوشت الا بيان حالات و خاطرات آن.

اما نوع ديگر هجران آن است كه اين جدايي و هجران به ميل و ارادة‌ انسان نباشد بلكه به اجبار صورت بگيرد. مسلماً بار غم و اندوه اين جدايي ديگر از آن نوع قبلي نخواهد بود.

اما دراينجا سخن از جدايي بين دو فرد نيست، اينجا سخن از جدا شدن پاره‏اي از پيكر يك ملت ـ ملت ايران ـ به جبر و ستم است.

درد و غم اين جدايي سنگين و حسرت و عذاب آن عميق است و اين جدايي در تمام شئون زندگي اعم از رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي، سياسي و ... تأثير خود را خواهد گذاشت. و واضح است كه در بيان بار غم ناشي از اين جدايي نمي‏توان تنها به بيان خاطرات و حالات اكتفا كرد و به سادگي از كنار آن گذشت.

آنگاه كه ملتي به جبر و ستم پاره پاره مي‏شود و هر پاره‏اي در يك واحد جغرافيايي و سياسي خاص زندگي مي‏كند:

اولاً: افرادي كه از ياران وخويشان و وطن خود جدا مي‏شوند، تا هميشه در حسرت وصال مي‏سوزند و در از بين بردن اين فراق و جدايي از هيچ كوششي فرو گذار نخواهند بود.

ثانياً : اين افراد خاصه اگر از اعتقادات مذهبي نيز برخوردار باشند سعي‏شان بر اين معطوف خواهد شد كه به انحاي مختلف ظلمي را كه بر آنها روا داشته‏اند، در يادها زنده نگه داشته شود و به نسلهاي بعدي از خود منتقل شود تا احساس آزادگي و رهايي از قيد و بند در روح‏شان زنده بماند. دردعاها، اشعار و ضرب المثل‏ها و ... و طبيعي است كه شعله اين جدايي هرگز در دلها خاموش نخواهد شد.

بنابر اين به نظر مي‏رسد دردناكترين نوع هجران جدا كردن ملتي از گذشته‏اش باشد و وادار كردن آنها به قبول آداب و رسوم تازه و ايدئولوژي‏هاي ساختگي ديگر. هر چند به ظاهر در وطن خود باشند باز اين جدايي درد‏آور است و اين ملت سزاوار حمايت و دلسوزي تا بوده هميشه بزرگان درگفته‏هايشان، شاعران در اشعارشان و عوام الناس با زبان خودشان از هجر ناليده‏اند:

 

بيزي يانديريز، يامان آيريليق

بوداريخديران، دومان آيريليق

باشا ساورير سامان آيريليق

آمان آيريليق ، آمان آيريليق2

 

در جنگهاي ايران و روس كه قراردادهاي گلستان و تركمن‏چاي را در پي‏داشت ، حاصلخيزترين و بارورترين قسمت‏هاي ايران ـ یعنی ایران شمالی یا اران قدیم ـ از دست رفت. بخش عظيمي از خاك و مردم ايران تجزيه گرديد. و هجران «آيريليق» بين مردم قفقاز و ايران رقم خورد.

ملتي با دين و فرهنگ مشترك دو شقه شد و بين آنها فراق، طولاني گشت. طوري كه ديگر خيلي از آنها كه درحسرت وصال سالها اشك حسرت ريخته بودند و سالها درد دلهايشان را نثار ارس ـ مرز ايران و آذربايجان شمالي ـ كرده بودند رخ در نقاب خاك كشيدند.

ارس كه از ديرباز نگاه و انديشة شاعران را به خود معطوف مي‏كرد، سنگ صبور شاعران شد:

اي صبا گر بگذري بر ساحل رود ارس

بوسه زن بر خاك آن وادي و مشكين كن نفس3

شاعران و نويسندگان كه زبان گوياي ملت خود هستند ـ خطاب به ارس ـ آراز ـ به عنوان مظهر جدايي ناگفته‏هاي زيادي را سروده‏اند. آراز گاهي، مرود غصب و خشم واقع شد و گاهي مورد مهر و نوازش.

 

آراز دوشمان الينده بير قيليچ تك اورتاني كسدي4

و يا اين شعر:

 

 

بير گئجه دارادي آهيم قفسي

آه چكيب ، آرازا سالديم نفسي

اوتايدان سسله‏دين، آلديم او سسي

اوندا قيش چئوريليب منه ياز اولدي5

 

اين جدايي كه با تمام بي‏كفايتيهاي حاكمان نالايق ايران در آن عصر اتفاق افتاد، براي مردم غيرتمند و مسلمان ايران و قفقاز بخصوص آذريهاي دو سوي ارس بسيار گران تمام شد.

اگر چه به موجب قراردادها در ظاهر منطقه قفقازی ایران یا ایران شمالی جزو قلمرو روسيه تزاري شناخته شد، اما هيچ وقت مردم قفقاز خود را جداي از مردم ايران قلمداد نكردند و همديگر را فراموش ننمودند و در حسرت وصال سوختند و ساختند. مردم قفقاز همواره خود را تافته‏اي جدا بافته از روسها قلمداد كردند.

 

اي صفاسين او نودمايان قافقاز

گلميشم ذوق آلام مراقيندان

غيرتي جوشغون اولمايان نه بيلير

كي نه‏لر چكميشم فراقيندان 6

 

اميد وصال از جمله خصايص مردم قفقاز است و علي رغم طولاني شدن جدايي هيچ وقت اين اميد را از كف نداده و همواره با نوعي انتظار زندگي كرده‏اند.

 

     وقارلي داغ كيمي باشي قاردايام

طرلانام اوچموشام، سانما داردايام

من سنه حسرتم، خيلي زمان دير

گؤزلريم يول چكير، انتظار دايام7

 

اگر چه قفقاز همانند پيكري كه بخشي از آن را جدا كرده باشند از ايران جدا شد، اما مردم ايران و قفقاز درگفته‏ها ونوشته‏ها مرزي نشناخته و هيچ وقت خود را محصور به مرزهاي جغرافيايي نكرده‏اند و هميشه در سروده‏هايشان عشق بي‏مرز را به تصوير كشيده‏اند:

 

من يئنه آرازين قيراغيندايام

عزيز قارداشيمين سوراغيندايام

بوياندا، اوياندا اولسام نه فرقي

من دوغما آنامين قوجاغيندايام.8

 

و يا اين شعر زيبا:

 

دنيزله قول ـ بويون ياشاييب اؤلن

تانينماز آدادير منيم اوره‏ييم

بوتايدا وطندير، اوتايدا وطن

بيلميرم هاردادير منيم اوره‏ييم...

 

اوچان قوشلار كيمي سرحد تانيماز

بيلمز كؤرپو نه‏دير، هارادادير آراز

گؤروشله گولـله نن، دؤرد فصليده ياز

يئني بير دونيادير منيم اوره‏ييم9

 

چنانچه بيان شد مردم قفقاز بخصوص اهالی مسلمان ایران شمالی علي رغم فرقت طولاني هيچ وقت مردم ايران را فراموش نكرده و هميشه اميد وصال را با حسرت و تحمل مصائب و مشكلات فراوان پشت سر گذاشته‏اند و امروز در هر فرصتی به یاد روزهای وصل که قفقاز جنوبی و خطه ایران شمالی بخشی از خاک ایران بود مردم ايران درد و غم و حسرت دوري و جدايي آن سامان  را زمزمه مي‏كنند.

گر چه از ساليان پيش درد و غم اين هجران با نغمه‏هايي آميخته با صداقت و حسرت از قفقاز به گوش مي‏رسد:

 

دئميرم منه سيز بير باغ گونده‏رين

بيرجه ياشيل بوداق، يارپاق گونده‏رين

تبريزدن بويانا گلدن تاپيلسا

منه بيرجه آووج تورپاغ گونده‏رين.10

 

سايه 70 سالة كمونيزم بر سر مردم قفقاز نتوانست آنها را از ريشه‏هاي ديني و ملي‏شان و نيز دلبستگي‏شان نسبته به مردم ايران جدا سازد. كمونيزم براي مردم قفقاز كه سابقه درخشاني در زمينه‏هاي مختلف علمي و فرهنگي و ... دارد، شرايط بسيارنامطلوبي فراهم ديد؛ از جمله هرگونه ارتباط آنها را با دنياي بيرون مخصوصاً ايران قطع كرد. اما با همه اين اوضاع و احوال، مردم قفقاز در رويكردي ديگر دنبال همان هويت و حريت و سابقة درخشان خود هستند.

در اين ميان نبايد نقش سرنوشت‏ساز و حياتي رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني (ره) از يادها فراموش گردد. آن شخصيت بي‏نظير تاريخ معاصر با درك عميق شرايط و اوضاع آن سامان، باكلام مسيحايي خود راه درست را كه همانا مراجعت به اصل و اصالت‏شان بود به آنها نشان داد و توانست با راهنمايي درست حلقه‏هاي پوسيده كمونيزم را پاره و ملتي را دوباره زنده كند. اين مختصر را با بيتي از حافظ به پايان مي‏بريم:

 

هواي كوي تو از سر نمي‏رود، آري

غريب را دل سرگشته با وطن باشد

پاورقي: ــــــــــــــــــــــ

1ـ محمدراحيم

2ـ استاد شهريار

3ـ حافظ

4ـ 5ـ 6ـ استاد شهريار

7ـ 8 ـ محمد راحيم

9ـ جلال محمدي

10ـ محمد رحيم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:48  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

shimal8iranim@yahoo.com 

 

مناقشه قره‏باغ 20 ساله شد

 

 

حیدرعلی اف در سال 1993 ( 1372) وعده آزادی فوری

 

آن را به مردم مظلوم ایران شمالی داده بود !

 

·        احمد كاظمي

 

 

 

مناقشه قره‏باغ ميان ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) و ارمنستان اينك وارد بيستمين سال خود شده است. در بيستم فوريه سال 1988 بر اثر يك رشته تحركات قومي در درون اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي و در پي تظاهرات شماري از ارامنه جدايي‏طلب، كميته اجرايي جمهوري خودمختار قره‏باغ، تصميم خود براي جدايي اين بخش از جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي (ايران شمالي) و الحاق آن به ارمنستان را به علت تعلقات قومي اعلام كرد. اين تصميم به شروع درگيري‏هاي قومي ميان دو جمهوري سوسياليستي آذربايجان و ارمنستان شوروي منتهي شد. به اين ترتيب پس از درگيري‏هاي خونين قومي، آذريها از ارمنستان و ارامنه از جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) رانده شدند و صدها هزار تن از طرفين آواره شدند. اين حركات به شروع بزرگترين مناقشه منطقه قفقاز انجاميد كه رقابتها و سياستهاي نادرست شوروي و آمريكا مهمترين عامل بروز آن بوده است و اين مناقشه به رغم فروپاشي شوروي همچنان با نقش‏آفريني آمريكا و روسيه تداوم دارد و ثروتهاي مادي و معنوي منطقه را مي‏فرسايد و زمينه را براي مداخلات خارجي مهيا مي‏كند.

در واقع مناقشه قره‏باغ يكي از طولاني‏ترين مناقشه‏هاي عصر حاضر است و اين سئوال براي اذهان عمومي مطرح است كه چه عواملي باعث طولاني شدن مناقشه قره‏باغ شده است؟

لاينحل ماندن مناقشه قره‏باغ به عنوان يكي از كلان‏ترين مناقشات قومي سرزميني از عوامل متعددي ناشي مي‏شود.

به باور كارشناسان سياسي دخالت‏هاي بيگانگان در منطقه يكي از علل اساسي تطويل و لاينحل ماندن مناقشه قره‏باغ است. اين موضوع از دو جهت قابل توجه است. اول اينكه بيگانگان تنها به دنبال منافع صرف خود در منطقه هستند. ديگر اينكه منافع آنها اغلب با منافع برخي كشورهاي منطقه متضاد است. برآيند اين برخورد منافع، موجب به كاستي رفتن امكانات موجود براي حل و فصل مناقشه قره‏باغ و در نتيجه لاينحل ماندن اين مناقشه شده است. در اين خصوص مي‏توان به ناكارآمدي تلاشهاي رؤساي گروه مينسك سازمان امنيت و همكاري اروپا يعني آمريكا، فرانسه و روسيه براي حل و فصل مناقشه قره‏باغ اشاره كرد.

از جمله عوامل ديگر مؤثر بر تطويل و لاينحل ماندن مناقشه قره‏باغ وجود گروههاي افراطي در ارمنستان و ايران شمالي است. در اين خصوص مي‏توان به جبهه خلق و جنبش داشناكها اشاره كرد. وجود گروههاي افراطي به ويژه در اوايل استقلال دو دولت باكو و ايروان باعث پيچيده شدن مناقشه قره‏باغ شد. چنانچه حيدرعلي‏اف و لئون‏ترپتروسيان (رئيس جمهور وقت ارمنستان) در سال 1997 به يك قدمي توافق در مورد قره‏باغ رسيده بودند، اما اعتراض داشناك‏ها موجب استعفاي رئيس جمهور وقت ارمنستان و در نتيجه تطويل مناقشه قره‏باغ شد. (حيدرعلي‏اف و پتروسيان توافق كرده بودند كه مناطق تحت اشغال ارامنه به غير از منطقة قره‏باغ آزاد شود و منطقة‌ قره‏باغ به صورت «شبه مستقل» و خارج از حاكميت باكو اداره شود و ارتباطات آن با ارمنستان برقرار باشد. اما افراطيون ارمني از اين مسأله براي ساقط كردن پتروسيان استفاه كرده و پتروسيان را به خيانت به ملت ارمني متهم كردند. البته اين سازش به نفع مردم ايران شمالي نيز نبود. زيرا عملاً قره‏باغ براي هميشه از قلمرو حاكميت باكو خارج مي‏شد.)

به نظر مي‏رسد رويكرد امنيتي دولت باكو نيز در تطويل مناقشه قره‏باغ موثر است. چرا كه اين رويكرد از يك سو به خاطر برون‏گرا بودن در عمل مانع بسيج امكانات منطقه‏اي براي حل و فصل مناقشه قره‏باغ مي‏شود و از سوي ديگر با توجه به موضع ناعادلانه غرب در مناقشه قره‏باغ كاركردي ندارد.

يكي ديگر از عوامل مؤثر بر لاينحل ماندن مناقشه قره‏باغ تعارض دو اصل پذيرفته شده در حقوق بين‏الملل، يعني اصل احترام به تماميت ارضي و اصل حق ملل براي تعيين سرنوشت خود مي‏باشد. با اين وجود بايد گفت اين يك تعارض ظاهري است. چرا كه منشور سازمان ملل متحد با تجزيه كشورهاي موجود موافق نيست و حق تبيين سرنوشت را به كشورهاي مستعمره مي‏دهد نه به اقليت‏هاي قومي يك كشور. از اينرو اعطاي خودمختاري وسيع به ارامنه قره‏باغ در چارچوب ساختار سياسي ايران شمالي، بهترين طرحي است كه هم ارامنه قره‏باغ را در تعيين سرنوشت خود سهيم مي‏كند و هم تغيير مرزهاي بين‏المللي را منتفي مي‏سازد. موضوعي كه سران سازمان امنيت و همكاري اروپا نيز دراجلاس ليسبون 1966 بر آن تأكيد كردند.

به نظر مي‏رسد برخي از عوامل نيز موجب پيچيده‏تر شدن روند حل و فصل مناقشه قره‏باغ مي‏شود. از جمله مي‏توان به تضادهاي قومي، فرهنگي و مذهبي ميان آذريها و ارامنه، ذهنيت منفي تاريخي ارامنه و آذريها و نيز اهميت استراتژيك و ژئواكونوميك قره‏باغ اشاره كرد. ترك‏ها براي تأمين منافع خود، به تضاد ميان آذريها و ارامنه دامن مي‏زنند و تلاش مي‏كنند از مناقشة‌ قره‏باغ به عنوان اهرمي در مقابل مسأله نسل‏كشي ارامنه در 1915 استفاده نمايند. مجموع اين عوامل به همراه انعطاف ناپذيري ارامنه قره‏باغ و حمايت قدرتهاي بزرگ از ارمنستان، موجب لاينحل ماندن مناقشه تاكنون شده است.

براي حل و فصل مناقشه قره‏باغ طرحهاي گوناگوني پيشنهاد شده است. به رغم ارائه طرحهاي متعدد براي حل و فصل، مناقشه قره‏باغ، اين طرحها به علت يك جانبه بودن، عدم رعايت بي‏طرفي و عدم انطباق با واقعيات منطقه‏اي موفق نبوده‏اند. طرحهايي كه توسط بيگانگان ارائه شدند متضمن احياي تماميت ارضي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) نيستند. در واقع به نظر مي‏رسد طرحهايي موفق خواهند شد كه در آنها از يك سو تماميت ارضي ايران شمالي مورد توجه قرار گيرد و از سوي ديگر امنيت و مطالبات ارامنه قره‏باغ در اين خصوص مي‏تواند مورد توجه قرار گيرد.

براي رسيدن به اين مهم به نظر مي‏رسد تغيير درتركيب ميانجيگران مناقشه قره‏باغ ضروري است. چرا كه گروه مينسك تنها به فكر منافع ارمنستان است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:27  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

مزدوران رسانه‏اي غرب در باكو

 

 

·       احمد كاظمي

 

 

در هفته‏هاي اخير برخي از رسانه‏هاي باكو كه گرايشات غربگرايانه و صهيونيستي دارند، همسويي خود را با تبليغات رواني آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه ايران افزايش داده‏اند.

در شرايطي كه مناسبات دوستانه تهران ـ باكو رو به رشد است، اين رسانه‏ها تلاش دارند با طرح اخبار بي‏پايه و منفي مانع اين گسترش مناسبات بشوند و از سوي ديگر نيز از بودجه ضد ايراني كه كاخ سفيد اختصاص داده است، بهره‏مند شوند. اينگونه رسانه‏ها در ايران شمالي شناخته شده هستند، بر اين اساس نيز مردم و روشنفكران ايران شمالي خواهان برخورد دولت باكو با اين رسانه‏ها هستند كه آشكارا در راستاي تأمين منافع اسراييل و آمريكا و عليه منافع مردم مسلمان ايران شمالي اقدام مي‏كنند.

در اين راستا معاون امور تشكيلاتي حزب اسلامي ايران شمالي اخيراً به افزايش تبليغات آمريكا و صهيونيسم براي تشويش اذهان عمومي در اين كشور هشدار داد.

حاج واقف عبدا... اف گفت: اخيراً برخي از اين رسانه‏ها تبليغات منفي خود را به گونه‏اي سازماندهي كرده‏اند كه گويي دولت باكو به طور كامل در اختيار واشنگتن است و دولت باكو به جاي آمريكا رودرروي ايران قرار خواهد گرفت.

حاج واقف عبدا... اف افزود: تبليغات سوء برخي از مطبوعات باكو به طور آشكار با قوانين و سياست‏هاي اعلام شده دولت باكو و منافع ملي ما درتضاد است و در واقع حركتي از سوي عوامل آمريكا و صهيونيسم براي مشوش كردن اذهان عمومي مردم است.

معاون امور تشكيلاتي حزب اسلامي همچنين با نادرست دانستن ادعاهاي مطبوعات باكو درباره موافقت دولت باكو با قطعنامه اخير ضد ايراني  شوراي امنيت سازمان ملل، تاكيد كرد: مطبوعات باكو در حالي اين  ادعا را منتشر كرده‏اند كه  اساساً دولت باكو عضو شوراي امنيت سازمان ملل نيست كه، بتواند به قطعنامه آن راي مثبت يا منفي بدهد.

آنچه مسلم است اينكه غرب توطئه جدي عليه جهان اسلام آغاز كرده است و تلاش دارد مانع همگرايي كشورهاي اسلامي شود. در اين ميان ايجاد اختلاف ميان ايران و همسايگانش سياستي است كه آمريكا و برخي از متحدان غربيش همواره آن را دنبال مي‏كردند. اما اين سياست با هوشياري مردم و مقامات سياسي ناكام مانده و شاهد آن جهش در مناسبات اقتصادي ايران و دولت باكو در يكي دو سال اخير و اجراي پروژه‏هاي راهبردي ميان دو كشور است.

در اين ميان غرب اكنون تلاش دارد با به راه انداختن هياهو و دروغ‏پردازي در مورد فعاليت‏هاي هسته‏اي صلح‏آميز ايران، افكار عمومي جهان را نسبت به فعاليت‏هاي صلح‏آميز هسته‏اي ايران بدبين سازد. مزدوران رسانه‏اي غرب نيز در كشورهاي مختلف در اين راستا حركت مي‏كنند. اين در حالي است كه كشورهاي مستقل و مردم آزاده جهان با آگاهي از نيات پليد آمريكا و رژيم صهيونيستي كه روزانه به آزمايش نسل جديدي از سلاحهاي هسته‏اي مي‏پردازند، آشنايي داشته و درنتيجه از فعاليت هسته‏اي صلح‏آميز ايران استقبال مي‏كنند.

الهام علي‏اف رئيس دولت باكو نيز بارها از فعاليت‏هاي صلح‏آميز هسته‏اي ايران حمايت كرده است. از اينرو نيز ادامه دروغ‏پردازي و همراهي برخي از رسانه‏هاي باكو در جنگ رواني ـ تبليغاتي آمريكا عليه ايران نتيجه‏اي جز رسوايي و بي‏اعتباري بيشتر اين رسانه‏ها در نزد افكار عمومي نخواهد داشت.

نكته جالب توجه در اين ميان اينكه رسانه‏هايي كه در باكو به تبليغات منفي عليه ايران مي‏پردازند، دقيقاً همان رسانه‏هايي هستند كه به راحتي اقدام به سانسور اخبار مربوط به تحركات ضد آذربايجاني آمريكا در قره‏باغ مي‏كنند.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 14:57  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حرکت آزادیخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

اسرار تازه‏اي از مناقشة‌ قره‏باغ

محمد علی زارع

هر روز كه مي‏گذرد گوشه‏هاي ديگري از اسرار مناقشة قره‏باغ آشكار مي‏شود. عين‏الله فتح الله‏يف، سردبير روزنامة‌ «گونده‏ليك آذربايجان» (چاپ باكو) به جرم افشاي اسرار مناقشه قره‏باغ به سي ماه زندان محكوم گرديد...

خيانت فرماندهان و اخذ پولهاي كلان توسط آنان از ارامنه براي عقب‏نشيني بدون مقاومت، موضوعي است كه در بين مردم ايران شمالي در حدّ وسيعي مطرح مي‏شود. از ديگر موضوعات مستند دربارة‌ خيانت مقامات باكو و همكاري‏شان با ارمنستان، صدور ارزاق جنگ و موادغذايي سربازان به گرجستان مي‏باشد. در زمان حيدرعلي‏اف، تعدادي از مقامات به اتهام صدور ارزاق جنگ به گرجستان محاكمه شدند و خبر محاكمة آنان از رسانه‏هاي باكو و رسانه‏هاي خارجي نظير «راديو آزادليق» منتشر شد.

جريان بدين گونه بود كه عده‏اي از مقامات مسوول باكو، با سند‏سازي و گزارشات جعلي، تعداد سربازان حاضر در جبهة‌ قره‏باغ را چند برابر بيشتر از تعداد واقعي گزارش مي‏كردند. و اگر سربازان پنج هزار بودند آنها براي سي هزار نفر، ارزاق (برنج، نخود، لوبيا و ...) و لباس و مواد بهداشتي و ... تهيه كرده و پول آن را از خزانة دولت مي‏گرفتند و سپس اين مواد را به جاي ارسال به قره‏باغ، به گرجستان صادر مي‏كردند... و بدين گونه سربازان آذري در قره‏باغ، با گرسنگي و بيماري مداوم دست به گريبان مي‏شدند...

آشكار شدن اين حقايق، در افكار عمومي ايران شمالي تأثير عميقي داشت و حيدرعلي‏اف ناچار شد، دستور دهد تا ادامة‌ محاكمات غيرعلني باشد. حيدرعلي‏اف از اين مسأله، براي بي‏آبرو كردن رقباي سياسي خود (جبهة خلق) نيز استفاده مي‏كرد.

سقوط شهر شوشا (شيشه) و اشغال آن توسط طرف ارمني، نشانة روشن ديگري از خيانت مقامات و فرماندهان عالي رتبه است. اين شهر به صورت قلعه‏اي محكم  قرار گرفته در بلندي است كه تعداد اندكي مدافع مي‏توانند با سلاحهاي معمولي، جلوي هجوم هزاران مهاجم را بگيرند. معروف است كه شوشا نيز فروخته شده است. به ويژه اينكه اين شهر هنگامي سقوط كرد كه دولت ايران، براي اجراي آتش‏بس تلاش مي‏كرد و هيأتهاي ارمني و آذري در تهران بودند. در حقيقت «شوشا» را به ارمنستان واگذار كردند تا مانع از نقش آفريني ايران در مناقشة قره‏باغ شده و از تحقق صلح و حفظ منافع مردم مظلوم ايران شمالي توسط ايران جلوگيري كنند و در عين حال، دولت ايران را در نزد افكار عمومي ايران شمالي بي‏اعتبار نمايند.

اما به تازگي گوشه‏هاي ديگري از اسرار مناقشة قره‏باغ آشكار شده است و آن دست داشتن ارتش دولت باكو در جنايات خواجه‏علي (خوجالي) است، در جريان مناقشه قره‏باغ عده‏اي از اهالي خواجه‏علي، اعم از زن و مرد و كودك و جوان و پير قتل عام شدند. دولت باكو، از اين حادثة‌ فجيح و جنايت تكان دهنده، به عنوان عاملي سياسي تحت عنوان «نسل‏كشي خوجالي» براي تداوم حاكميت بر مردم ايران شمالي استفاده مي‏كند. اگرچه در ظاهر، دولت باكو از حادثة خواجه‏علي به عنوان محمل تبليغاتي عليه ارمنستان و ارامنه سود مي‏جويد، اما اين ظاهر قضيه است. در حقيقت دولت باكو از اين حادثه و از خون كشته‏شدگان بيگناه بهره‏برداري كرده و خود را مدافع حقوق مردم نشان مي‏دهد و از خون كشته‏شدگان براي فريب افكار عمومي و حتي آذري‏هاي ديگر كشورها و كسب مشروعيت سياسي سوء استفاده مي‏نمايد... مسأله اينجاست كه حكومت باكو اجازه نمي‏دهد دربارة‌ اين قتل عام وحشيانه تحقيق و بررسي‏هاي لازم انجام گيرد.

سؤال اصلي هم همين است كه: «چرا دولت باكو دربارة‌ جنايت خواجه‏علي، اجازه تحقيق و بررسي و كنكاش نمي‏دهد؟ مگر نه اين است كه اين جنايت توسط ارمني‏هاي مهاجم انجام شده است، پس در اين صورت عدم اجازه بررسي و تحقيق ندادن چه علتي دارد؟...»

شكي نيست كه در مناقشة قره‏باغ، غير نظاميان زيادي از هر دو طرف (ارمني‏ها و آذري‏ها) كشته شده‏اند و اين جنايتي است كه هر دو طرف مرتكب شده‏اند. اما باز هم شكي نيست كه عامل اصلي اين جنايت‏ها طرف مهاجم و اشغالگر يعني دولت ارمنستان است. اما آيا دولت باكو هم در اين جنايات بخصوص در جنايت و حادثه خونين «خواجه‏علي» مشاركت داشته است؟ تاكنون در اين باره مطالب چنداني در مطبوعات باكو منتشر نشده است، زيرا انتشار مطالب در اين باره، دولت باكو را بي‏اعتبار مي‏كند و حتي ممكن است به اعتراض‏هاي گسترده منجر شود.

«عين الله فتح‏الله‏يف» روزنامه‏نگار باكويي، گوشه‏اي از پردة اسرار مناقشة‌ قره‏باغ را بالا زده است. وي سردبير روزنامة «گونده‏ليك آذربايجان» است كه روزنامه‏اي ضد ايراني است و همواره عليه ايران تبليغات مي‏كند. دادگاه بخش «ياسامال» در باكو هفتة گذشته «فتح‏الله‏يف» را به سي ماه حبس محكوم كرد. جرم «فتح‏الله‏يف» اين بود كه در يك گفتگوي اينترنتي با ذكر دلايلي گفته بود: «سربازان ارتش باكو هم در قتل عام ساكنان خوجالي در سال 1992 مشاركت داشتند...»

فتح‏الله‏يف زنداني شد، اما با ناعادلانه دانستن حكم دادگاه، اعلام كرد كه مجبور است از نهادهاي بين‏المللي استمداد كند. دادگاه به وي اجازه نداد كه مستندات ادعاي خود را در حضور خبرنگاران بيان كند.

«ذاكر بالايف» خبرنگار مستقل باكويي نيز گفته است، قراين و شواهد نشان مي‏دهد كه، جنايت‏هاي ديگري نيز مستقيماً توسط دواير ويژة قدرت در باكو انجام شده است. وي از قتل «روشن جواداف» سخن مي‏گويد. «روشن جواداف» فرمانده رزمندگان داوطلب قره‏باغ (آمونلار) بود كه به علت مخالفت با آتش‏بس، پس از به قدرت رسيدن حيدرعلي‏اف در باكو كشته شد. وي كه فرماندهي صدها رزمندة داوطلب براي آزادي قره‏باغ را برعهده داشت، معتقد بود كه در صورت آتش‏بس، قره‏باغ براي هميشه از كشور جدا خواهد شد. اما حيدر‏علي‏اف كه براي تثبيت حاكميت خود، به آتش‏بس نياز مبرم داشت، دستور داد كه به مقر رزمندگان داوطلب در باكو حمله كرده و روشن جواد‏اف را به قتل برسانند. روشن‏جواداف در اين درگيري زخمي شد، اما از انتقال وي به بيمارستان خودداري كردند تا بر اثر خونريزي جان سپرد. «ماهرجواداف» برادر روشن جواداف ، در آن زمان دادستان بخش «خطايي» بود كه پس از كشته شدن برادرش به غرب گريخت و پرده از جنايت‏هاي دولت باكو برداشت. ماهر جواداف هم اكنون در غرب زندگي مي‏كند.

متأسفانه هنوز از سرنوشت صدها رزمندة داوطلب (آمونلار) كه پس از كشته شدن روشن‏جواداف، دستگير و زنداني شدند، اخباري دردست نيست، دستياران «روشن‏جواداف» ناپديد شده‏اند و گويي هرگز وجود نداشته‏اند!

اگرچه اسرار مناقشة‌ قره‏باغ بخصوص نقش مقامات باكو و سران ارتش ، در اخذ رشوه‏هاي كلان از ارامنه براي عقب‏نشيني و رها كردن مردم غيرنظامي در مقابل مهاجمان، مشاركت در قتل عام اهالي خواجه‏علي، سازش پنهاني براي واگذاري شوشا به ارامنه، قتل و دستگيري رزمندگان داوطلب بخصوص قتل روشن جواداف، فروش ارزاق سربازان در مناقشة‌ قره‏باغ به گرجستان و ... تا حد زيادي در پرده مانده است، اما افشا شدن گوشه‏هايي از اسرار خيانت‏ها و جنايت‏ها نشان مي‏دهد كه اين اسرار براي هميشه پنهان نخواهند ماند...

اكنون «عين‏الله فتح الله يف» به علت افشاي اسرار (مشاركت ارتش باكو در قتل عام «اهالي خواجه‏علي») و به اتهام «توهين به ارتش!» براي مدت سي ماه زنداني شده است، اما در افكار عمومي سؤالات زيادي مطرح است... سؤالاتي كه در آيندة كساني مانند «فتح الله يف» به آنها پاسخ خواهند داد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 16:53  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حرکت آزادیخش ایران شمالی

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

اتحاد صهيونيسم و پان آذريسم

·        احمد كاظمي

اخيراً بار ديگر نقش رژيم صهيونيستي در هدايت كميته دولتي امور آذريهاي خارج از ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) مشخص شد. پيش از اين برخي از رسانه‏ها فاش ساخته بودند كه ناظم ابراهيم‏اف رئيس كميته دولتي امور آذريهاي دولت باكو با رژيم صهيونيستي ارتباط نزديكي دارد. در اين ميان سفرهاي متعدد ابراهيم اف به فلسطين اشغالي و ديدارهاي وي با مقامات رژيم صهيونيستي نشان مي‏دهد كه رژيم صهيونيستي سناريوهاي متعددي براي استفاده از كميته دولتي امور آذريهاي خارج از ایران شمالی تنظيم كرده است.

در اين راستا ناظم ابراهيم اف رئيس کمیته دولتي موسوم به «امور آذري‏هاي خارج از كشور (دولت باكو) هفته گذشته از فلسطين اشغالي ديدار كرد.

رئيس اين تشكيلات دولتي باكو در شهر صهيونيست‏نشين حيفا با مهاجراني كه از باكو به فلسطين اشغالي مهاجرت كرده‏اند ، ديدار كرد.

وي همچنين از تاسيس سازمان موسوم به لابي آذري ـ يهودي تحت نام «انجمن بين‏المللي آذربايجان ـ اسراييل » خبر داد.

گفتني است، رژيم صهيونيستي به منظور سازماندهي عوامل خود در ايران شمالي و منطقه قفقاز، شمار قابل توجهي از آذري‏هاي غير يهودي و فقير اين منطقه را نيز طي سال‏هاي اخير با نام يهودي و به عنوان مهاجر پذيرفته است. اين مهاجران در شهرها و شهرك‏هاي نزديك مناطق درگيري با لبنان و فلسطيني‏ها اسكان داده شده‏اند و از آن‏ها به عنوان رفتگر و مزدور در مناطق صهيونيست‏نشين و نيز «سرباز صفر» در ارتش و مناطق جنگي استفاده مي‏شود. با وجود اين رئيس كميته دولتي امور آذريهاي دولت باكو در سفر خود به فلسطين اشغالي به اين موضوع اشاره نكرد.

واقعيت اين است كه رژيم صهيونيستي عملاً و به صورت بي‏شرمانه جوانان فقير ايران شمالي را با عناوين فريبنده ولي در عمل به عنوان برده به فلسطين اشغالي مي‏برد و باندهاي مافيايي صهيونيستي نيز با حمايت سفارت رژيم صهيونيستي در باكو اقدام به قاچاق زنان و كودكان آذري به فلسطين اشغالي مي‏كنند، اما سياستمداراني نظير ابراهيم‏اف كه دم از استقلال و حاكميت ملي در ايران شمالي مي‏زنند نسبت به اين موضوع بي‏تفاوت بوده و تاسيس گروه دوستي و لابي يهودي آذري را مورد توجه قرار دادند.

اين سئوال براي افكار عمومي ايران شمالي مطرح است كه چه اشتراكاتي ميان ايران شمالي به عنوان كشوري مورد تجاوز قرار گرفته با رژيم اشغالگر و متجاوز صهيونيستي وجود دارد؟

در شرايطي كه روز به روز سياست رياكانه غرب و صهيونيسم در مقابل ايران شمالي آشكار مي‏شود و در شرايطي كه جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي و نيز تخريب مسجدالاقصي ادامه دارد، تلاش برخي از محافل دولتي باكو براي گسترش مناسبات با رژيم صهيونيستي اقدامي در جهت زير پاگذاشتن ديدگاه مردم ايران شمالي و بي‏توجهي به انتظارات جهان اسلام است كه بي‏شك ادامه اين روند مي‏تواند ضربات جدي به موقعيت دولت باكو در جهان اسلام وارد سازد.

اعلام تاسيس سازمان يهودي ـ آذري در شرايطي است كه لابي ارمني و لابي صهيونيستي سالها متحد يكديگر بوده و اين اتحاد همچنان روز به روز در حال افزايش است. به طوري كه در قبال نصب مجسمه به اصطلاح قربانيان حادثه هولوكاست در ايروان در سال گذشته، رژيم صهيونيستي نيز وعده حمايت‏هاي بيشتر از شناسايي كشتار 1915 ارامنه را داده است.

در چنين شرايطي افزايش همكاري دولت باكو با رژيم صهيونيستي در واقع همكاري با متحد ارمنستان است كه بيست درصد از خاك ايران شمالي را اشغال كرده است.

تحليلگران معتقدند، صهيونيست‏ها با هدف تحكيم هر چه بيشتر سلطه خود بر ايران شمالي و افزايش شكاف ميان دولت باكو و جهان اسلام از حربه تشكيل سازمان‏هاي لابي آذري استفاده مي‏كنند و بي‏توجهي دولت باكو به اين روند مي‏تواند نتايج منفي زيادي داشته باشد. چرا كه اين اقدامات باكو و گسترش مناسبات با رژيم صهيونيستي، مشروعيت بخشيدن به تجاوز و اشغالگري است آن هم در شرايطي كه ايران شمالي خود طعم تلخ تجاوز و اشغالگري را چشيده است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:27  توسط رسول اردبیلی و دوستان  |