حركت آزاديبخش ايران شمالي
Shimal8iranim@yahoo.com
ناتو و حكومتهاي برآمده در سرزمين هاي قفقازي ايران
مرکز مطالعات حرکت آزادیبخش ایران شمالی
سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در چهارم آوريل سال ۱۹۴۹( ۱۳۲۸) در واكنش به تهديد بالقوه سياست خارجي شوروي پس از جنگ جهاني دوم در واشنگتن تأسيس شد. كشورهاي بلژيك، دانمارك، فرانسه ، انگليس، ايسلند ، ايتاليا، كانادا، لوكزامبورگ ، هلند، نروژ ، پرتغال و آمريكا از جمله مؤسسان ناتو بودند و پس از پيوستن يونان، تركيه و جمهوري سابق فدرال آلمان، اسپانيا شانزدهمين كشوري بود كه در ناتو عضويت يافت. مقر ناتو از سال ۱۳۴۶ در بروكسل قرار دارد. اهداف معمول اين سازمان حفظ صلح و دفاع از آزادي از طريق هماهنگيهاي سياسي و در صورت لزوم توسل به نيروي بازدارنده نظامي ادعا شده است. ناتو به عنوان يك پيمان اساساً دفاعي، تصميم دارد باستناد به حقوق مشروع پاسخگويي به تهاجم براساس منشور سازمان ملل، قابليت دفاع موثر را در صورت حمله همواره براي خود محفوظ نگهدارد. اما ماجراي حمله ناتو به يوگسلاوي بدون اجازه شوراي امنيت سازمان ملل نشان داد كه ناتو نقشي فراتر از اينها براي خود قائل است. با پيوستن لهستان، چك و مجارستان به ناتو در سال ۱۳۷۹ تعداد اعضاي اين سازمان به ۱۹ عضو رسيده است. در سال ۱۳۸۴ ونيز در اجلاس سران ناتو در پراگ با پيوستن سه جمهوري بالتيك، روماني، بلغارستان، استوني و اسلوواني تعداد اعضاي ناتو به ۲۶ عضو رسيده است. در حال حاضر(۱۳۸۵) ، عضويت آلباني، مقدونيه و كرواسي در دستور كار ناتو قرار دارد.
پايان جنگ سرد ، آغاز يك دوره انتقالي براي ناتو به شمار ميرفت. در اين برهه، وظايف جديد ناتو بر محور تضمين صلح و ثبات در اروپا و همكاري با كشورهاي غير عضو ناتو قرار گرفت و در پرتو اين محور دوم، براي نخستين بار، مسئله استقرار نيروهاي ناتو در خارج از مرزهاي كشورهاي عضو مطرح شد.
در واقع پس از فروپاشي شوروي، ناتو به تعريف مجدد از حوزه امنيتي خود پرداخت و در اين تعريف جديد، قفقاز و آسياي مركزي نيز شامل حوزه امنيتي ناتو شدند و از اينجا بود كه قفقاز پس از فروپاشي شوروي شاهد بزرگترين تضادها و مشكلات امنيتي شد. يكي از مهمترين مشكلات ناتو پس از فروپاشي شوروي، كمرنگ كردن محدوديتهاي جغرافيايي، فراتر رفتن ناتو از مرزهاي سنتي آن و گسترش حوزه مانور اين سازمان در فضاي اروپا آتلانتيك است ؛ فضايي كه تعمداً مرزهاي جغرافيايي آن به روشني تعريف نشده است. با توجه به عضويت جمهوريهاي شوروي سابق، از جمله جمهوري قفقاز در برنامه مشاركت براي صلح ناتو، ميتوان دريافت كه فضاي مورد نظر ناتو دست كم از اقيانوس اطلس تا آسياي مركزي گسترده است و ناتو مأموريت دارد تا بر جريان حوادث در اين عرصه پهناور تظاهرات كند و اين امر را حق انحصاري خود ميداند.
در واقع پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، منطقه قفقاز و آسياي مركزي شاهد فعاليتها و رقابتهاي كشورهاي فرامنطقهاي شدند كه به دنبال توسعه نفوذشان بودند. برخي سازمانهاي بين المللي و منطقهاي نيز مانند ناتو و سازمان امنيت و همكاري اروپا به بهانه مشاركت در حل مناقشات منطقهاي به دنبال توسعه حوزه امنيتي خود در اين منطقه برآمدند.
به طور كلي، ميتوان در خصوص عواملي كه بر حضور ناتو در منطقه قفقاز پس از فروپاشي مؤثر شدند، به محورهاي زير اشاره كرد:
ـ ايجاد تحول در بسياري از مفاهيم روابط بين الملل به ويژه «باز تعريف» غرب از مفاهيم امنيت و تهديدات پس از فروپاشي شوروي؛
ـ نابسامانيهاي سياسي و اقتصادي داخل روسيه و آثار نامطلوب آن درجايگاه بين المللي و سياست خارجي اين كشور كه عدم تحرك و ناكارآمدي سياست روسيه در قفقاز يكي از پيامدهاي آن است؛
ـ غربگرايي و انجام اصلاحات متأثر از الگوهاي غربي در جمهوري قفقاز جنوبي؛
ـ افزايش نقش معادلات انرژي و حمل و نقل در قفقاز كه به نوبه خود محصول گشوده شدن فضاي اقتصادي و سياسي ـ امنيتي مذكور به روي جهانيان است؛
ـ تصور برخي كشورهاي منطقه از ناتو به عنوان حلال مشكلات امنيتي آنها.
بسياري از كشورهاي شوروي سابق از جمله گرجستان و ايران شمالي، در دوره بعد از تسلط كمونيستي، مفهوم ناقص و محدودي از استقلال را وجهه همت خود قرار دادند و آن را تنها معادل رهايي از سلطه شوروي سابق گرفتند و متقابلاً توسعه و پيشرفت را مساوي غربي شدن و ادغام با ساختارهاي اروپايي ـ آمريكايي انگاشتند. اين موضوع زمينه را براي حضور ناتو درمنطقه قفقاز فراهم ساخت.
در واقع، از جمله نگرانيهاي امنيتي فراوان ناتو در قفقاز ، ترس از احياي مجدد اقتدار شوروي و پر شدن خلأ قفقاز در پي فروپاشي شوروي توسط رقباي ناتو چون ايران، چين و هند است. تلاش براي منزوي كردن ايران و روسيه در منطقه و نيز تسلط بر منابع انرژي و اقتصادي منطقه و انتقال آنها به غرب با تضمينهاي امنيتي مورد نظر خود از جمله تهديدات و اهداف امنيتي ناتو در قفقاز به شمار ميرود. ناتو نه تنها به همكاريهاي نظامي با كشورهاي قفقاز، برگزاري رزمايشهاي نظامي با كشورهاي منطقه و نيز برگزاري كلاسهاي آموزشي در منطقه ميپردازد، بلكه به اقداماتي نظير كمك به تحقيقات زيست محيطي در منطقه و تأمين امنيت خطوط لوله انتقال انرژي در منطقه ميپردازد. دبير كلهاي ناتو از جمله خاوير سولانا، جورج رابرتسون و ياپ دوهوپ شيفر همواره ديدارهاي منظمي از كشورهاي قفقاز داشتهاند.
به خاطر همين موضوعها و انگيزههاي مهم از همان ابتداي فروپاشي شوروي، در حالي كه كشورهاي منطقه در يك سردرگمي سياسي فرو رفته بودند، ناتو استراتژيهاي خود را براي به دست گرفتن ترتيبات امنيتي منطقه قفقاز و آسياي مركزي تدوين كرد. به خاطر همين اقدام برنامهريزي شده، امروز برخي از جمهوريهاي قفقاز جنوبي، ناتو را «فصل امنيت يا ناامني» خود مينگرند. براي نمونه، گرجستان چه در دوره شواردنادزه و چه در دوره ساكاشويلي به ناتو به عنوان عامل امنيت خود و به ارمنستان و روسيه به عنوان عوامل ناامني خود نگاه ميكند.
در هر حال سازمان ناتو به منظور به اجرا گذاشتن طرح توسعه حوزه امنيتي خود از سه طريق اقدام نمود: نخست، از طريق ايجاد نهاد جديد بينالمللي موسوم به «شوراي همكاري آتلانتيك شمالي» (NACC ) و دوم، با اجراي طرح «مشاركت براي صلح» كه جمهوريهاي قفقاز جنوبي از جمله گرجستان و ايران شمالي عضو اين دو نهاد جديد ناتو هستند و سوم نيز از سال ۱۳۸۵ با طرح برنامه همكاري انفرادي با ناتو.
در مورد شوراي همكاري آتلانتيك شمالي، شوراي ناتو در ۱۳۷۰ تصميم گرفت كه با اين نهاد جديد التأسيس ارتباط منظم و مستمري را بين اعضاي سازمان ناتو و اعضاي سابق پيمان ورشو برقرار نمايد.
به دنبال آن در مارس ۱۹۹۲ ( ۱۳۷۱)، تمام كشورهاي مستقل مشترك المنافع شامل جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز به عضويت شوراي همكاري آتلانتيك شمالي پذيرفته شدند و شورا براي برقراري ارتباط منظم بين اعضاي ناتو و اين گروه از كشورها و كشورهاي اروپاي شرقي كنفرانسهاي منظمي را در دو سطح وزراي امور خارجه و سفيران تشكيل ميدهد. در واقع، شوراي همكاري آتلانتيك شمالي با توسعه فعاليت خود به كشورهاي بلوك شرق از جمله قفقاز ميكوشد بر روندهاي سياسي اين كشورها همسو با منافع خود تأثير بگذارد.
طرح مشاركت براي صلح كه در اجلاس سران ناتو در ۱۱ ـ ۱۰ ژانويه ۱۹۹۳ ( ۱۳۷۲) بنا گذاشته شد، هدف ترغيب كشورهاي غير عضو در ناتو براي توسعه همكاريهاي نظامي و دفاعي با ناتو را دنبال ميكند. اين طرح به صورت قرارداد دو جانبه بين ناتو و هر كدام از كشورهاي غير عضو كه علاقهمند همكاري با ناتو هستند، در چارچوب برنامه مشاركت انفرادي (IPP) به مورد اجرا گذاشته ميشود. در قفقاز ، ارمنستان و در آسياي مركزي تاجيكستان آخرين كشورهايي بودند كه به اين طرح پيوستهاند . اهداف استراتژيك و درازمدت امنيتي ناتو از طرح PFP را به ويژه در قفقاز، ميتوان به صورت زير مطرح كرد:
ـ درگير نمودن (وابسته كردن) جمهوريهاي منطقه آسياي مركزي و قفقاز در امور و مسائل امنيتي اروپا از طريق پذيرش مشاركت آنها و انجام مشورتهاي مشترك به هنگام تهديد؛
ـ مبادله اطلاعات و توسعه همكاريهاي نظامي؛
ـ ايجاد زمينه براي انجام عمليات حفظ صلح در مواقع بحران (مشاركت دادن كشورهاي منطقه در عمليات صلح باني)؛
ـ تحكيم و پيشبرد ثبات منطقه در جهت منافع و اهداف غرب؛
ـ كمك به كشورهاي عضو براي دوري و كاهش وابستگي به روسيه؛
ـ زمينهسازي عضويت برخي از كشورهاي منطقه در بلند مند؛
ـ برگزاري رزمايش نظامي در كشورهاي عضو؛
ـ جلوگيري از ادامه روسي شدن ارتشهاي منطقه.
به نظر ميرسد عضويت جمهوريهاي قفقاز، از جمله گرجستان و ايران شمالي در برنامه مشاركت براي صلح، نخستين گام عملي و سنگ بناي ناتو در دست اندازي نظامي به قفقاز باشد. البته اين امر در ابتدا چنانكه بايد جدي گرفته نشد. ولي با گذشت زمان، اهميت راهبردي آن هر چه بيشتر نمايان شد؛ به گونهاي كه تقويت اين موضوع در ايران شمالي در مقطعي به طرح پيشنهاداتي نظير واگذاري پايگاه به ناتو، آمريكا و تركيه منتهي شد.
اكنون در چهارچوب طرح مشاركت براي صلح، ناتو به انجام اقدامات گسترده امنيتي و نظامي در قفقاز پرداخته است. براي نمونه، نظاميان آذري و گرجي در عمليات صلح باني در افغانستان و كوزوو شركت كردهاند. ناتو همچنين در چارچوب طرح مشاركت براي صلح، دورههاي آموزشي و تمرينات مشترك نظامي براي جمهوريهاي قفقاز جنوبي برگزار ميكند. ايران شمالي و گرجستان از سال ۱۳۷۳عضو برنامه مشاركت براي صلح ناتو هستند و اكنون ناتو در تدوين استراتژيهاي دفاعي اين كشورها مشاركت دارد.
براي مثال، در ۱۴ آوريل ۱۹۹۸ ( ۱۳۷۷) شوراي رايزنان بين المللي با رياست ژنرال هاري جانسون، فرمانده سابق ناتو در شمال اروپا، به منظور شركت ناتو براي تدوين راهبرد دفاعي گرجستان در چارچوب توافقي با وزارتخانههاي امور خارجه و دفاع، شوراي امنيت ملي و كميته امنيت و دفاع پارلمان گرجستان، تشكيل گرديد. اين شورا با همكاري وزارت دفاع گرجستان استراتژي دفاع ملي و امنيت گرجستان را تدوين نموده و در اصلاح ساختار ارتش گرجستان به اين كشور كمك ميكند و در حال حاضر نيز فعاليت اين شورا افزايش يافته است. در هر حال، ناتو سرمايهگذاري فراواني در طرح مشاركت براي صلح كرده است و هر از چند گاهي با ترتيب نشست كشورهاي عضو PFP به تقويت همكاري با آنها ميپردازد. نمايندگان كشورهاي طرح مشاركت براي صلح ناتو به منظور بررسي نحوه هماهنگي با ناتو در چارچوب PFP ، بارها در تركيه و بلژيك گرد هم آمدند . گفته ميشود 27 كشور از بلوك شرق سابق، عضو PFP هستند.
فعاليتهاي امنيتي ناتو در منطقه قفقاز طي سالهاي گذشته چشمگير بوده است، به طوري كه حتي برخي از جمهوريهاي قفقاز، خواهان عضويت در سازمان يا واگذاري پايگاه به آن شدهاند.
صفر ابي اف، وزير دفاع وقت ايران شمالي، ۲۴مارس ۲۰۰۱( ۱۳۸۰ ) از استقرار پايگاههاي نظامي ناتو در قفقاز حمايت كرده و آن را عامل ثبات و صلح در منطقه عنوان كرد. ادوارد شواردنادزه نيز در جريان انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۷۹ وعده داده بودكه گرجستان را تا سال ۱۳۸۵عضو ناتو كند، اما به علت وقوع انقلاب مخملي در نوامبر ۲۰۰۳ ( ۱۳۸۲) نتوانست وعده خود را عملي كند. به رغم اين ، دولت جديد گرجستان نيز ناتوگرايي را يك اولويت اعلام كرده است.
در واقع، پس از دو ماه حملات كوبنده ناتو به يوگسلاوي كه به بهانه حمايت جان آلباني تبارهاي كوزوو صورت گرفت و براي اولين بار بدون اجازه سازمان ملل و شوراي امنيت به دخالت در اين مناقشه قومي پرداخت، ديدگاه (انتظار) امنيت جديدي در بين برخي جمهوريهاي قفقاز نسبت به ناتو ايجاد شد، منبي بر اينكه آيا احتمال دارد ناتو در قرهباغ و آبخازيا نيز چنين سناريوهايي به اجرا درآورد. همين موضوع انگيزههايي براي درخواست عضويت در ناتو و يا طرح مسئله استقرار پايگاههاي ناتو در قفقاز را مطرح ساخته است. همزمان محافل آذري خواهان مداخله ناتو براي حل و فصل بحران قرهباغ شدند.
وفا قليزاده، مشاور وقت رئيس جمهور ايران شمالي در امور سياست خارجي، از دخالت ناتو در مناقشه قرهباغ حمايت كرد و گفت: «ارامنه قرهباغ نيز همانند آلبانيايي تبارهاي كوزوو خواستار استقلال كامل هستند. با اين تفاوت كه آلبانيايي تبارها در كوزوو نميجنگند، ولي تجزيهطلبان قرهباغ به همراه نيروي نظامي ارمنستان با ايران شمالي ميجنگند».
تنها ثمره اين موضوعات، پيچيده كردن معادلات امنيتي منطقه قفقاز و واكنش شديد روسيه بوده است. نظر به اينكه شرايط بالكان بسيار متفاوت از قفقاز است و درعين حال با توجه به روابط متقابل ناتو با روسيه و ارمنستان ، ناتو به درخواست براي دخالت نظامي در قرهباغ پاسخ منفي داد و اعلام كرد كه از اقدامات سازمان امنيت و همكاري اروپا در اين خصوص حمايت ميكند. حال اين نكته مهم مطرح است كه اگر سازمان امنيت و همكاري اروپا يا شوراي اروپا چنين درخواستي از ناتو بكند، چه وضعي پيش خواهد آمد؟! دبير كل وقت ناتو در سفر خود به منطقه قفقاز تأكيد كرد كه ناتو قصد مداخله در قرهباغ را ندارد.
با گذشت بيش از يك دهه از فروپاشي شوروي، سياست ناتو در منطقه قفقاز و آسياي مركزي نفوذ و پيشبرد اهداف خود بدون به عضويت درآوردن اين كشورهاست. با وجود اين، ناتو نيز در اجراي استراتژي نظامي خود در قفقاز با موانعي روبهروست؛ از جمله ميتوان به ممانعتهاي روسيه اشاره كرد.
مخالفت روسيه با ناتو به دو دليل است: نخست اينكه، در پي توسعه حوزه امنيتي ناتو، بسياري از جمهوريهاي استقلال يافته آسياي مركزي و قفقاز تمايل دارند در مراحل بعدي به اين سازمان بپيوندند، يا دست كم روابط خود را با ناتو بسيار گسترش دهند. دوم اينكه، از نظر مسكو، ورود كشورهايي كه قبلاً بخشي از امپراتوري روسيه را تشكيل ميدادند، در درون پيماني كه روسيه از آن مستثني است، براي امنيت ملي مسكو بسيار خطرناك خواهدبود. از اين رو، شاهد مخالفتها و هشدارهاي شديد مسكو نسبت به فعاليت ناتو هستيم. ولاديمير پوتين ، رئيس جمهور روسيه، بارها فلسفه وجودي ناتو در عصر حاضر را زير سؤال برده است.
البته ناتو و روسيه در سال ۱۳۷۴ سند پاريس را امضا كردهاند. براساس اين سند، ناتو متعهد شده است كه جمهوريهاي قفقاز و آسياي مركزي را به عضويت درنياورد. در عين حال، شوراي دائمي همكاري روسيه و ناتو از سال ۱۳۷۶ تأسيس يافته است و در حال حاضر، همكاري روسيه و ناتو در چارچوب مدل ۱ + ۲۶ ادامه دارد. برخلاف تصور برخي از كشورهاي منطقه، ناتو هيچگاه براي برآوردن انتظارات امنيتي جمهوريهاي قفقاز، خود را در مقابل روسيه قرار نخواهد داد، مگر اينكه منافع ناتو اين امر را ايجاب كند.
ناتو به غير از مخالفتهاي روسيه با موانع ديگري نيز در گسترش نفوذش در منطقه قفقاز و آسياي مركزي روبهروست. در اين ميان، ميتوان به مخالفت گسترده قدرتهاي منطقهاي از جمله چين و ايران با گسترش ناتو، مسئله توان مالي ناتو و نيز واگرايي در ناتو ، اشاره كرد. در ناتو ميان اروپا و آمريكا در خصوص طرح جديد دفاعي اروپا اختلاف نظر وجود دارد.
البته وزراي امور خارجه كشورهاي عضو ناتو در اجلاس برلين در سال ۱۳۷۷طرح جديد دفاعي اروپا را به امضا رساندند. بسياري معتقدند كه ناتو با وضعيت فعلي قادر نخواهد بود استراتژي موفقي در مناطقي مانند قفقاز داشته باشد.
پس از حادثه يازدهم سپتامبر و به موازات سياست ميليتاريستي آمريكا در منطقه، ناتو نيز تحركات خود را در قفقاز و آسياي مركزي افزايش داد. به گفته ورنر باونز، رئيس دفتر دبير كل ناتو در بروكسل، امنيت در قفقاز از همان دوران فروپاشي شوروي در دستور كار ناتو قرار دارد. ناتو همچنين از سال ۱۳۸۴ ، مسئله همكاري انفرادي كشورهاي قفقاز با اين پيمان را مطرح كرده و هر كدام از اين كشورها برنامه همكاري انفرادي خود با ناتو را تدوين كردهاند. اجراي اين برنامه كه در ظاهر اصلاحات گسترده در ارتش و وزارت دفاع كشورهاي منطقه را دنبال ميكند، نوعي زمينهسازي براي آماده كردن كشورهاي منطقه براي عضويت در ناتوست.
روبرت سيمونس، اولين نماينده دبير كل ناتو در قفقاز، افسران رابطي براي هر يك از كشورهاي قفقاز جنوبي تعيين كرده است. براي نمونه، روموالد رازوكس يكي از افسران رابط ناتو با ارمنستان است.
در هر حال، بايد گفت كه چنانچه تجربيات سالهاي پس از فروپاشي شوروي نشان داده است، ناتو عملاً هيچ گامي در حل مشكلات امنيتي قفقاز برنداشته است؛ بلكه كوشيده است با تظاهر و دادن وعده ، نفوذ خود را در منطقه محكم كند. از اين رو، مشكلات و ترتيبات امنيتي قفقاز نه تنها حل نشده است، بلكه برخي از جمهوريهاي قفقاز جنوبي كه داراي سياست ناتوگرايي هستند، با مشكلات امنيتي جديد به ويژه در روابطشان با روسيه و برخي ديگر از كشورهاي منطقه روبهرو شدهاند. برخي از كشورهاي منطقه به رغم دادن امتيازات فراوان به ناتو، شاهد برخوردهاي غير قابل انتظار از سوي ناتو بودهاند. براي نمونه، فرماندهي عالي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي در اروپا، رزمايش مشترك اين سازمان در خاك ايران شمالي را كه قرار بود از ۱۴ تا ۲۶ سپتامبر سال ۲۰۰۴ ( ۱۳۸۳) در باكو برگزار شود، به دليل اعتراض ايران شمالي به حضور افسران ارمني براي شركت در رزمايش «ناتو» لغو نمود. ناتو اقدام باكو را مغاير با شرايط همكاري «ناتو» با ايران شمالي دانست. البته دولت باكو به رغم انتقادات شديد افكار عمومي با ورود افسران ارمني به باكو موافقت كرده بود، ولي از ناتو انتظار داشت كه مجوز ويژهاي در اين خصوص صادر كند تا باكو، ويزا ندهد. اما ناتو اين موضوع را نيز نپذيرفت و در جهت حمايت از ارمنستان ، اين رزمايش را كه مشابه آن در گرجستان و ارمنستان برگزار شده بود، لغو نمود. در واقع ، مهمترين هدف ايران شمالي از ناتو گرايي؛ فشار به ارمنستان بود، اما اين هدف كاملاً شكست خورده است؛ چرا كه از نظر افكار عمومي ايران شمالي ، هدف از تأكيد «ناتو» و ديگر سازمانهاي غربي بر لزوم همكاري ايران شمالي با ارمنستان كه 20 درصد اراضي اين كشور را اشغال كرده است، شكستن عزم و اراده مردم ايران شمالي و تحميل شرايط سخت صلح به آنهاست.
با تحركات ناتو در منطقه و در نتيجه زياد شدن تعداد بازيگران بيگانه در منطقه، روند حل و فصل معضلات امنيتي منطقه قفقاز كند شده است؛ به طوري كه بررسي راهكارهاي واقع بينانه براي حل و فصل معضلات امنيتي منطقه، متوقف يا در حاشيه قرار گرفته است. اميد ايران شمالي و گرجستان به ناتو، نه تنها موجب عدم تمايل برخي كشورهاي منطقه از جمله روسيه براي به كار بردن امكاناتشان در حل معضلات امنيتي منطقه شده است، بلكه اين گونه كشورها كوشيدهاند كه حتي از معضلات امنيتي قفقاز نظير قرهباغ و آبخازيا به عنوان اهرمي براي حركت بيشتر ناتو به شرق بهره ببرند. از اين رو بايد گفت، كاركرد ناتو از لحاظ امنيتي در قفقاز تنشزا ميباشد.