تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

 

حركت آزاديبخش ايران شمالي

 

 

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

خاطرات مبارز اسلامي ايران شمالي منتشر شد.

 

خاطرات و شرح مبارزات حاج علي اكرام عليزاده (علي‏اف) از چهره‏هاي برجستة اسلامگرا در ايران شمالي منتشر شد.

علي‏اكرام عليزاده فعاليت‏هاي سياسي و ديني خود را سالها قبل از فروپاشي شوروي آغاز كرد و در سالهاي منتهي به فروپاشي، فعاليت‏هاي اسلامي خود را با همفكران خود گسترش داد.

پس از روي كار آمدن حيدر‏علي‏اف (ژنرال ك.گ.ب شوروي) در ايران شمالي، آمريكا با اعزام هيأتي به باكو از حيدر‏علي‏اف خواست كه به فعاليت‏هاي حزب اسلامي پايان دهد.

به دنبال درخواست آمريكا، دوره‏اي از سركوب و دستگيري و كشتار اسلامگرايان در ايران شمالي به ويژه در باكو آغاز شد و اعضاي حزب اسلامي گروه گروه روانة زندانها شدند .

به دستور حيدر‏علي‏اف، حاج‏علي‏اكرام عليزاده دستگير و به مدت پنج سال در سياهچالهاي مخوف زنداني شد. وي به صورت مستمر تحت شكنجه قرار گرفت و سلامت جسمي و بينايي خود را از دست داد.

طي سال گذشته (2006) كه آقاي‏حاج‏علي‏اكرام جهت معالجه و عمل جراحي چشم به ايران سفر كرده بود، خاطرات وي ضبط و بازنويسي شد. مصطفي قليزاده علياري (عبدالحسين شهيدي ارسباران) از فعالان حركت آزاديبخش‏ايران شمالي ضبط و بازنويسي خاطرات وي را عهده‏دار شد كه اخيراً به صورت كتابي خواندني از سوي سازمان اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است.

حاج‏علي‏اكرام عليزاده در گفتگويي كوتاه با مخبر ايران شمالي در شهر قم، گفت: انتشار اين كتاب براي اين است كه مردم ايران بدانند كه مسلمانان و علي‏الخصوص شيعيان درخارج از ايران با چه رنجها و عذابهاي پايان‏ناپذيري روبرو هستند .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:52  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حركت آزاديبخش ايران شمالي

 

 

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

شمارة هفتم مجلة ايران شمالي منتشر شد.

 

شمارة جديد مجلة ايران شمالي (ارگان حركت آزاديبخش ايران شمالي) منتشرشد.

عناوين مطالب اين شماره از جملة ايران شمالي چنين است:

 

۱ـ سخن سردبير

در اين مطلب آقاي ناصر علي‏اف (ناصر عليزاده قره‏باغي) موضوع «خيزش مردم آذربايجان براي آزادي ايران شمالي» را مورد توجه قرار داده است. وي با اشاره به انتشار مقاله‏اي حاوي اهانتها و نسبت‏هاي زشت به ساحت مقدس پيامبر اسلام (ص) در «نشرية صنعت» باكو كه باعث خشم و خروش ملت ايران بخصوص مردم آذربايجان در شهرهايي مانند تبريز، اردبيل، اروميه و تهران شد، روزنامة «يئني آذربايجان» (ارگان حزب آذربايجان نوين ـ حزب حاكم بر ايران شمالي) را آغازگر اينگونه اهانت‏ها معرفي كرده است.

ناصر عليزاده قره‏باغي، پيشنهاد كرده كه مجلس شوراي اسلامي ايران، تسهيلات ويژه‏اي براي مسلمانان قفقاز جنوبي و بخصوص مردم ايران شمالي قايل شود. زيرا آنها در اصل ايراني هستند.

ناصر عليزاده با اشاره به خواست مردم تبريز و اردبيل براي پيوستن ايران شمالي به ايران نوشته است: « خيزش مردم آذربايجان نشان داد كه گامهاي علمي براي الحاق ايران شمالي به ميهن اصلي در حال برداشته شدن است.»

 

۲ـ « فساد مالي، سنگ بناي نظام مديريت باكو »

 عنوان مصاحبه‏اي با يكي از روشنفكران معروف ايران شمالي است. زرتشت عليزاده در اين مصاحبه ابعاد مختلف فساد رژيم باكو را مورد توجه قرار داده و نكات روشنگرانه‏اي را بيان كرده است.

 

۳ـ « تشكيل فراموشخانه و مصاحبة رييس يك گروه فراماسونري در باكو »

 عنوان مطلبي است به قلم رسول اردبيلي.

اخيراً يك گروه فراماسونري در باكو اعلام موجوديت كرده و رييس اين گروه نيز مصاحبه‏اي با مطبوعات انجام داده است. وي گفته است كه بسياري از مقامات رژيم باكو در تشكيلات فراماسونري عضويت دارند.

 

۴ـ « سربازان آمريكا از گوآنتانامونو تا شبه جزيره آبشرون»

عنوان مطلبي است به قلم ائلشن نصيراف، از فعالان حركت آزاديبخش ايران شمالي، وي در اين مقاله مسأله استقرار نيروهاي نظامي آمريكا در شبه جزيرة آبشرون را مورد بررسي قرار داده است. آمريكا در جريان اشغال افغانستان و عراق، از همكاريهاي گستردة رژيم باكو برخوردار بوده و آسمان و فرودگاهها و پادگانهاي ايران شمالي در اختيار آمريكا قرار داده شده است. همچنين صدها تن از نيروهاي ارتش ايران شمالي براي كمك به آمريكايي‏ها جهت سركوب مردم عراق به اين كشور اعزام شده‏اند.

 

۵ـ « اگر ايران در جنگ با روسيه پيروز مي‏شد ....»

عنوان مصاحبه‏اي با دانشمند تاريخ شناس « محرم ذوالفقارلي » مي‏باشد. اين مصاحبه توسط ائلناز توحيدي ترجمه شده است.

محرم ذوالفقارلي با اشاره به تحريف گستردة تاريخ توسط روسها عليه ايران و تداوم اين تحريف‏ها در مراكز علمي و دانشگاهي ايران شمالي، اظهار داشته كه تاريخ جنگهاي ايران ـ روس در زمان شوروي تحريف شده و اين تحريف‏ها هم اكنون نيز در مراكز تحصيلي آموزش داده مي‏شود.

ذوالفقارلي مي‏گويد: اگر ايران در جنگ با روسيه شكست نمي‏خورد، اكنون مردم ايران شمالي وملت ايران همه در كشور واحدي به نام ايران زندگي مي‏كردند.

 

۶ـ نگاهي به روابط تهران ـ باكو

ذيل عنوان ياد شده به معرفي كتابي از دكتر بهرام امير احمديان پرداخت شده است. دكتر امير احمديان از چهره‏هاي تحقيقي و قفقازشناس ايران است.

 

۷ـ « شرح جنايات روسيه در مناطق اشغالي »

در اين مطلب كه به قلم جلال محمدي نوشته شده، نامة تاريخي دو عالم قفقازي دربارة جنايات روسها در مناطق اشغال شده ايران درج شده است.

در اين مطلب، كتاب « مكتوبات و بيانات سياسي ـ اجتماعي علماي شيعه » معرفي شده و سپس خلاصة نامه دو عالم شيعه درج گرديده است.

نامة درج شده يكي از اسناد مهم دربارة چگونگي رفتار روسهاي متجاوز با ايرانيان در شهرهاي مختلف قفقاز است.

 

۸ ـ از گنجه تا خرمشهر

اين مقالة خواندني روايتي است از جنگ مردم غيور گنجه و سردار بزرگ ايران ( جواد خان قاجار) با ارتش روسيه، كه مقاومت مردم خرمشهر به فرماندهي شهيد سيد محمد جهان آرا در مقابل ارتش صدام، يادآور همان مقاومت اهالي گنجه و جواد خان قاجار در مقابل روسهاست.

 

۹ـ آيت الله مجتهد شبستري، شخصيتي ماندگار در تاريخ آذربايجان

 عبدالله ولايتي طي مقاله‏اي با عنوان ياد شده به بررسي ابعاد شخصيت آيت الله شبستري، نماينده ولي فقيه در آذربايجان شرقي، پرداخته است. خيزش اخير مردم آذربايجان عليه رژيم باكو و براي آزادي ايران شمالي به رهبري آيت ا... شبستري صورت گرفت.

 

۱۰ـ علماي شهير و شهيد ايران شمالي

اين مقالة تحقيقي به قلم « ولي جباري » است. ولي جباري، طي تحقيقات چند سالة خود در ايران شمالي و انجام مصاحبه با ريش سفيدان و بزرگان اين سرزمين به معرفي علماي شهير و شهيد ايران شمالي پرداخته است.

 

۱۱ـ شاعران پارسي‏گوي اردوباد

استاد عزيز دولت آبادي از شاعران و نويسندگان برجسته تبريز است كه شهرت جهاني دارد. ولي با تسلطي كه بر متون كهن و تذكره‏ها و تاريخ ادبيات دارد، به معرفي و اراية نمونه اشعار شاعران اردوباد (واقع در نخجوان) پرداخته است.

 

۱۲ـ حركت آزاديبخش ايران شمالي در گذر تاريخ

مقاله‏اي است كه از سوي مركز مطالعات حركت آزاديبخش تدوين شده است. در اين مقاله تاريخ حركت آزاديبخش ايران شمالي از زمان انعقاد عهدنامه‏هاي سياه گلستان و تركمانچاي تاكنون مورد بررسي قرار گرفته است.

 

۱۳ـ لوطي‏هاي اجنبي

مقالة ياد شده به قلم « فيروز هاشم اف » از نويسندگان و باستان شناسان معروف ايران شمالي نوشته شده است. در اين مقاله فيروز هاشم اف، تهاجم فرهنگي تركيه به شيعيان ايران شمالي را مورد توجه قرار داده و نوشته است كه ضربة تركها بر مردم ايران شمالي كمتر از ضربة اشغال قره‏باغ نمي‏باشد.

۱۴ـ افسانة هولوكاست در ايران شمالي

اين مقاله را احمد كاظمي از محققان مشهور نوشته است.

كاظمي در اين مقاله ابعادي از روابط رژيم باكو با رژيم صهيونيستي را آشكار ساخته است.

 

۱۵ـ امانت يا تاراج

اين مقاله دربارة غارت كتابهاي شيخ صفي اردبيل است كه توسط جمشيد كيان‏فر نوشته شده است. شايان ذكر است طي سالهاي گذشته اخباري دربارة اقدام مشترك سازمان ميراث فرهنگي و وزارت امور خارجة ايران بر بازگرداندن كتابهاي بقعة شيخ صفي از روسيه منتشر شده است.

 

۱۶ـ بخش شعر

در اين بخش، اشعاري از شاعران ايران شمالي دربارة آزادي ايران شمالي درج شده است.

 

۱۷ـ خبرهايي از مطبوعات باكو

آخرين بخش از مجلة‌ ايران شمالي است. در اين بخش گزيده‏اي از اخبار مطبوعات باكو ترجمه و درج شده است.

 

شماره هفتم مجلة ‌ايران شمالي در ۶۰صفحه و به قيمت ۵۰۰ تومان منتشر شده است. علاقمندان مي‏توانند از طريق نشاني

« ايران ، اردبيل، صندوق پستي ۶۱۶ ـ ۵۶۱۳۵ »

با مجلة ايران شمالي مكاتبه نمايند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 17:2  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حركت آزاديبخش ايران شمالي

 

 

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

 

 

انتشار ترجمه منظوم شاهنامه فردسي به زبان آذري

در ايران شمالي

 

 

ترجمه منظوم شاهنامه فردوسي شاهكار جهاني و جاودان ادب فارسي به زبان آذري در باكو منتشر و طي مراسمي از آن رونمايي شد. مترجم اين اثر گرانقدر پروفسور محمد مبارز عليزاده شرقشناس و ايرانشناس برجسته و شهير ايران شمالي بود كه چندي پيش به رحمت ايزدي پيوست. وي ترجمه شاهنامه را در مدت قريب به سي سال به زبان آذري و در قالب نظم ( شعر ) به پايان رسانده و كار چاپ و نشر آن را در اختيار رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در باكو قرار داده بود.

ترجمه اين اثر ارزشمند در دو جلد به رسيده است.

ويرايش ادبي اين ترجمه منحصر به فرد را پروفسور شاهين فاضل انجام داده كه يكي از شاعران مطرح و از شرقشناسان دوره كنوني ايران شمالي است: ويرايش نهايي آن نيز توسط آقاي پروفسورعلي بالا حاجي زاده انجام گرفته كه او نيز از اساتيد نام آشناي رشته شرقشناسي و صاحب تحقيقات و تاليفات بسيار در اين زمينه است.

در مراسم رونمايي از ترجمه اين شاهكار ادب فارسي كه با حضور دهها تن از اساتيد دانشگاه ها و شخصيت هاي علمي و ادبي ايران شمالي و جمعي از ايرانيان در سالن اجتماعات رايزني برگزار شد، ضمن تشريح و تبيين ابعاد علمي و عظمت اين كار ماندگار از سوي تني چند از حاضران، از فرزندان مرحوم پروفسور عليزاده ( آقايان آراز عليزاده رهبر حزب سوسيال دموكرات ايران شمالي، زرتشت عليزاده تحليلگر معروف مسائل سياسي اين كشور و خانم نوشابه عليزاده شرقشناس و استاد دانشگاه ) تجليل به عمل آمد.

ترجمه منظوم آثار كلاسيك و شاهكارهاي ادب فارسي بويژه ديوان هاي شعر بزرگان اين عرصه، در دهه هاي گذشته امري مورد اهتمام در ايران شمالي بوده و در دوران حاكميت شوروي، تعداد قابل توجهي از آنها در قالب شعر و به صورت منظوم به زبان آذري ترجمه و منتشر شده بود. از اين شمار، مي توان  به ترجمه منظوم خمسه نظامي، ديوان خاقاني، غزليات حافظ ، سروده هاي سعدي و.... اشاره كرد. در اين ميان، شاعراني فارسي گوي بزرگي نظير نظامي گنجوي، خاقاني شرواني، فلكي و... بيشتر مورد توجه قرار گرفته اند و آثار آنان تمام و كمال به آذري ترجمه و انتشار يافته است. كاري كه در نوع خود علي رغم داشتن ملاحظات سياسي در كنارش، بي نظير ويا حداقل كم نظير است.

قابل انكار نيست كه ايران شمالي، يكي از مناطق رونق و شكوفايي شعر و زبان و ادب فارسي بوده و در قرن ششم هجري با درخشندگي نظامي گنجوي و خاقاني شرواني در اين منطقه ، به اوج شهرت در زمينه  شعر و ادب فارسي رسيده بود. لذا،همواره در اين منطقه به شاهكار ها و آثار گرانسنگ شعر و ادب فارسي توجه زياد و ويژه اي، هم از طرف دولتمردان و هم از سوي محققان، عالمان، شاعران و اساتيد زبان و ادب فارسي شده است ، به طوري كه در حال حاضر گنجينه اي عظيم از اين آثار در آنجا وجود دارد.

انستيتوي نسخ خطي آكادمي ملي علوم ايران شمالي در حال حاضر هزاران نسخه خطي با ارزش و منحصر به فرد از آثار و متون كهن فارسي در خود جاي داده است كه ميراث گرانبهايي به حساب مي آيد و مي تواند زمينه و بستر مناسبي براي همكاري مشترك ايران شمالي با ايران در راستاي گسترش و روابط علمي و فرهنگي دو طرفه باشد.

علاوه بر اين، فعاليت هاي انستيتوي شرق شناسي آكادمي ملي علوم اين منطقه و در كنار آن گروههاي آموزشي شرقشناسي كه در اكثر دانشگاه هاي ايران شمالي وجود دارد فرصت مناسبي براي ترويج زبان و ادب فارسي است . زبان فارسي در طول قرنها زبان ملي و ادبي مردم ايران شمالي بوده و هزاران اثر درباره ادب و فرهنگ و تاريخ ايران شمالي به اين زبان وجود دارد .اما نسل حاضر به دليل تغيير الفباي اصيل و ملي توسط روسها و از آن پس توسط پان تركيستهاي غربزده به الفباي مسيحيت  نميتواند با منابع تاريخي و ميراث فرهنگي خود ارتباط برقرار كند.

لازم به ذكر است كه مرحوم پروفسور عليزاده مترجم شاهنامه فردوسي، گزيده اي از اشعار و غزليات حضرت امام ( ره ) را نيز به زبان آذري ترجمه منظوم كرده بود كه آنهم چندي پيش در باكو منتشر و در اختيار علاقه مندان قرار گرفت و با استقبال خوبي در ميان شاعران، ايرانشناسان و دوستداران آن حضرت روبرو شدند.

گفتني است شاعر معروف ميرزا علي اكبر صابر  نيز بخش هايي از شاهنامه فردوسي را به زبان اذري ترجمه كرده است كه در نوع خود از لحاظ زيبايي و ساختار محكم و حماسي بينظير است.  

   باكو – خبرنگار شعبه مطبوعاتي حركت آزاديبخش ايران شمالي

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 15:51  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

حركت آزاديبخش ايران شمالي

 

 

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

ناتو و حكومتهاي برآمده در سرزمين هاي قفقازي ايران

 

مرکز مطالعات حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در چهارم آوريل سال ۱۹۴۹( ۱۳۲۸) در واكنش به تهديد بالقوه سياست خارجي شوروي پس از جنگ جهاني دوم در واشنگتن تأسيس شد. كشورهاي بلژيك، دانمارك، فرانسه ، انگليس، ايسلند ، ايتاليا، كانادا، لوكزامبورگ ، هلند، نروژ ، پرتغال و آمريكا از جمله مؤسسان ناتو بودند و پس از پيوستن يونان، تركيه و جمهوري سابق فدرال آلمان، اسپانيا شانزدهمين كشوري بود كه در ناتو عضويت يافت. مقر ناتو از سال ۱۳۴۶ در بروكسل قرار دارد. اهداف معمول اين سازمان حفظ صلح و دفاع از آزادي از طريق هماهنگي‏هاي سياسي و در صورت لزوم توسل به نيروي بازدارنده نظامي ادعا شده است. ناتو به عنوان يك پيمان اساساً دفاعي، تصميم دارد باستناد به حقوق مشروع پاسخگويي به تهاجم براساس منشور سازمان ملل، قابليت دفاع موثر را در صورت حمله همواره براي خود محفوظ نگهدارد. اما ماجراي حمله ناتو به يوگسلاوي بدون اجازه شوراي امنيت سازمان ملل نشان داد كه ناتو نقشي فراتر از اينها براي خود قائل است. با پيوستن لهستان، چك و مجارستان به ناتو در سال ۱۳۷۹ تعداد اعضاي اين سازمان به ۱۹ عضو رسيده است. در سال ۱۳۸۴ ونيز در اجلاس سران ناتو در پراگ با پيوستن سه جمهوري بالتيك، روماني، بلغارستان، استوني و اسلوواني تعداد اعضاي ناتو به ۲۶ عضو رسيده است. در حال حاضر(۱۳۸۵) ، عضويت آلباني، مقدونيه و كرواسي در دستور كار ناتو قرار دارد.

پايان جنگ سرد ، آغاز يك دوره انتقالي براي ناتو به شمار مي‏رفت. در اين برهه، وظايف جديد ناتو بر محور تضمين صلح و ثبات در اروپا و همكاري با كشورهاي غير عضو ناتو قرار گرفت و در پرتو اين محور دوم، براي نخستين بار، مسئله استقرار نيروهاي ناتو در خارج از مرزهاي كشورهاي عضو مطرح شد.

در واقع پس از فروپاشي شوروي، ناتو به تعريف مجدد از حوزه امنيتي خود پرداخت و در اين تعريف جديد، قفقاز و آسياي مركزي نيز شامل حوزه امنيتي ناتو شدند و از اينجا بود كه قفقاز پس از فروپاشي شوروي شاهد بزرگ‏ترين تضادها و مشكلات امنيتي شد. يكي از مهم‏ترين مشكلات ناتو پس از فروپاشي شوروي، كمرنگ كردن محدوديت‏هاي جغرافيايي، فراتر رفتن ناتو از مرزهاي سنتي آن و گسترش حوزه مانور اين سازمان در فضاي اروپا آتلانتيك است ؛ فضايي كه تعمداً مرزهاي جغرافيايي آن به روشني تعريف نشده است. با توجه به عضويت جمهوري‏هاي شوروي سابق، از جمله جمهوري قفقاز در برنامه مشاركت براي صلح ناتو، مي‏توان دريافت كه فضاي مورد نظر ناتو دست كم از اقيانوس اطلس تا آسياي مركزي گسترده است و ناتو مأموريت دارد تا بر جريان حوادث در اين عرصه پهناور تظاهرات كند و اين امر را حق انحصاري خود مي‏داند.

در واقع پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، منطقه قفقاز و آسياي مركزي شاهد فعاليت‏ها و رقابت‏هاي كشورهاي فرامنطقه‏اي شدند كه به دنبال توسعه نفوذشان بودند. برخي سازمان‏هاي بين المللي و منطقه‏اي نيز مانند ناتو و سازمان امنيت و همكاري اروپا به بهانه مشاركت در حل مناقشات منطقه‏اي به دنبال توسعه حوزه امنيتي خود در اين منطقه برآمدند.

به طور كلي، مي‏توان در خصوص عواملي كه بر حضور ناتو در منطقه قفقاز پس از فروپاشي مؤثر شدند، به محورهاي زير اشاره كرد:

ـ ايجاد تحول در بسياري از مفاهيم روابط بين الملل به ويژه «باز تعريف» غرب از مفاهيم امنيت و تهديدات پس از فروپاشي شوروي؛

ـ نابساماني‏هاي سياسي و اقتصادي داخل روسيه و آثار نامطلوب آن درجايگاه بين المللي و سياست خارجي اين كشور كه عدم تحرك و ناكارآمدي سياست روسيه در قفقاز يكي از پيامدهاي آن است؛

ـ غربگرايي و انجام اصلاحات متأثر از الگوهاي غربي در جمهوري قفقاز جنوبي؛

ـ افزايش نقش معادلات انرژي و حمل و نقل در قفقاز كه به نوبه خود محصول گشوده شدن فضاي اقتصادي و سياسي ـ امنيتي مذكور به روي جهانيان است؛

ـ تصور برخي كشورهاي منطقه از ناتو به عنوان حلال مشكلات امنيتي آنها.

بسياري از كشورهاي شوروي سابق از جمله گرجستان و ايران شمالي، در دوره بعد از تسلط كمونيستي، مفهوم ناقص و محدودي از استقلال را وجهه همت خود قرار دادند و آن را تنها معادل رهايي از سلطه شوروي سابق گرفتند و متقابلاً توسعه و پيشرفت را مساوي غربي شدن و ادغام با ساختارهاي اروپايي ـ آمريكايي انگاشتند. اين موضوع زمينه را براي حضور ناتو درمنطقه قفقاز فراهم ساخت.

در واقع، از جمله نگراني‏هاي امنيتي فراوان ناتو در قفقاز ، ترس از احياي مجدد اقتدار شوروي و پر شدن خلأ قفقاز در پي فروپاشي شوروي توسط رقباي ناتو چون ايران، چين و هند  است. تلاش براي منزوي كردن ايران و روسيه در منطقه و نيز تسلط بر منابع انرژي و اقتصادي منطقه و انتقال آنها به غرب با تضمين‏هاي امنيتي مورد نظر خود از جمله تهديدات و اهداف امنيتي ناتو در قفقاز به شمار مي‏رود. ناتو نه تنها به همكاري‏هاي نظامي با كشورهاي قفقاز، برگزاري رزمايش‏هاي نظامي با كشورهاي منطقه و نيز برگزاري كلاس‏هاي آموزشي در منطقه مي‏پردازد، بلكه به اقداماتي نظير كمك به تحقيقات زيست محيطي در منطقه و تأمين امنيت خطوط لوله انتقال انرژي در منطقه مي‏پردازد. دبير كل‏هاي ناتو از جمله خاوير سولانا، جورج رابرتسون و ياپ دوهوپ شيفر همواره ديدارهاي منظمي از كشورهاي قفقاز داشته‏اند.

به خاطر همين موضوع‏ها و انگيزه‏هاي مهم از همان ابتداي فروپاشي شوروي، در حالي كه كشورهاي منطقه در يك سردرگمي سياسي فرو رفته بودند، ناتو استراتژي‏هاي خود را براي به دست گرفتن ترتيبات امنيتي منطقه قفقاز و آسياي مركزي تدوين كرد. به خاطر همين اقدام برنامه‏ريزي شده، امروز برخي از جمهوري‏هاي قفقاز جنوبي، ناتو را «فصل امنيت يا ناامني» خود مي‏نگرند. براي نمونه، گرجستان چه در دوره شواردنادزه و چه در دوره ساكاشويلي به ناتو به عنوان عامل امنيت خود و به ارمنستان و روسيه به عنوان عوامل ناامني خود نگاه مي‏كند.

در هر حال سازمان ناتو به منظور به اجرا گذاشتن طرح توسعه حوزه امنيتي خود از سه طريق اقدام نمود: نخست، از طريق ايجاد نهاد جديد بين‏المللي موسوم به «شوراي همكاري آتلانتيك شمالي» (NACC ) و دوم، با اجراي طرح «مشاركت براي صلح» كه جمهوري‏هاي قفقاز جنوبي از جمله گرجستان و ايران شمالي عضو اين دو نهاد جديد ناتو هستند و سوم نيز از سال ۱۳۸۵ با طرح برنامه همكاري انفرادي با ناتو.

در مورد شوراي همكاري آتلانتيك شمالي، شوراي ناتو در ۱۳۷۰ تصميم گرفت كه با اين نهاد جديد التأسيس ارتباط منظم و مستمري را بين اعضاي سازمان ناتو و اعضاي سابق پيمان ورشو برقرار نمايد.

به دنبال آن در مارس ۱۹۹۲ ( ۱۳۷۱)، تمام كشورهاي مستقل مشترك المنافع شامل جمهوري‏هاي آسياي مركزي و قفقاز به عضويت شوراي همكاري آتلانتيك شمالي پذيرفته شدند و شورا براي برقراري ارتباط منظم بين اعضاي ناتو و اين گروه از كشورها و كشورهاي اروپاي شرقي كنفرانس‏هاي منظمي را در دو سطح وزراي امور خارجه و سفيران تشكيل مي‏دهد. در واقع، شوراي همكاري آتلانتيك شمالي با توسعه فعاليت خود به كشورهاي بلوك شرق از جمله قفقاز مي‏كوشد بر روندهاي سياسي اين كشورها همسو با منافع خود تأثير بگذارد.

طرح مشاركت براي صلح كه در اجلاس سران ناتو در ۱۱ ـ ۱۰ ژانويه ۱۹۹۳ ( ۱۳۷۲) بنا گذاشته شد، هدف ترغيب كشورهاي غير عضو در ناتو براي توسعه همكاري‏هاي نظامي و دفاعي با ناتو را دنبال مي‏كند. اين طرح به صورت قرارداد دو جانبه بين ناتو و هر كدام از كشورهاي غير عضو كه علاقه‏مند همكاري با ناتو هستند، در چارچوب برنامه مشاركت انفرادي (IPP) به مورد اجرا گذاشته مي‏شود. در قفقاز ، ارمنستان و در آسياي مركزي تاجيكستان آخرين كشورهايي بودند كه به اين طرح پيوسته‏اند . اهداف استراتژيك و درازمدت امنيتي ناتو از طرح PFP را به ويژه در قفقاز، مي‏توان به صورت زير مطرح كرد:

ـ درگير نمودن (وابسته كردن) جمهوري‏هاي منطقه آسياي مركزي و قفقاز در امور و مسائل امنيتي اروپا از طريق پذيرش مشاركت آنها و انجام مشورت‏هاي مشترك به هنگام تهديد؛

ـ مبادله اطلاعات و توسعه همكاري‏هاي نظامي؛

ـ ايجاد زمينه براي انجام عمليات حفظ صلح در مواقع بحران (مشاركت دادن كشورهاي منطقه در عمليات صلح باني)؛

ـ تحكيم و پيشبرد ثبات منطقه در جهت منافع و اهداف غرب؛

ـ كمك به كشورهاي عضو براي دوري و كاهش وابستگي به روسيه؛

ـ زمينه‏سازي عضويت برخي از كشورهاي منطقه در بلند مند؛

ـ برگزاري رزمايش نظامي در كشورهاي عضو؛

ـ جلوگيري از ادامه روسي شدن ارتش‏هاي منطقه.

به نظر مي‏رسد عضويت جمهوري‏هاي قفقاز، از جمله گرجستان و ايران شمالي در برنامه مشاركت براي صلح، نخستين گام عملي و سنگ بناي ناتو در دست اندازي نظامي به قفقاز باشد. البته اين امر در ابتدا چنانكه بايد جدي گرفته نشد. ولي با گذشت زمان، اهميت راهبردي آن هر چه بيشتر نمايان شد؛ به گونه‏اي كه تقويت اين موضوع در ايران شمالي در مقطعي به طرح پيشنهاداتي نظير واگذاري پايگاه به ناتو، آمريكا و تركيه منتهي شد.

اكنون در چهارچوب طرح مشاركت براي صلح، ناتو به انجام اقدامات گسترده امنيتي و نظامي در قفقاز پرداخته است. براي نمونه، نظاميان آذري و گرجي در عمليات صلح باني در افغانستان و كوزوو شركت كرده‏اند. ناتو همچنين در چارچوب طرح مشاركت براي صلح، دوره‏هاي آموزشي و تمرينات مشترك نظامي براي جمهوري‏هاي قفقاز جنوبي برگزار مي‏كند. ايران شمالي و گرجستان از سال ۱۳۷۳عضو برنامه مشاركت براي صلح ناتو هستند و اكنون ناتو در تدوين استراتژي‏هاي دفاعي اين كشورها مشاركت دارد.

براي مثال، در ۱۴ آوريل ۱۹۹۸ ( ۱۳۷۷) شوراي رايزنان بين المللي با رياست ژنرال‌ هاري جانسون، فرمانده سابق ناتو در شمال اروپا، به منظور شركت ناتو براي تدوين راهبرد دفاعي گرجستان در چارچوب توافقي با وزارتخانه‏هاي امور خارجه و دفاع، شوراي امنيت ملي و كميته امنيت و دفاع پارلمان گرجستان، تشكيل گرديد. اين شورا با همكاري وزارت دفاع گرجستان استراتژي دفاع ملي و امنيت گرجستان  را تدوين نموده و در اصلاح ساختار ارتش گرجستان  به اين كشور كمك مي‏كند و در حال حاضر نيز فعاليت اين شورا افزايش يافته است. در هر حال، ناتو سرمايه‏گذاري فراواني در طرح مشاركت براي صلح كرده است و هر از چند گاهي با ترتيب نشست كشورهاي عضو PFP به تقويت همكاري با آنها مي‏پردازد. نمايندگان كشورهاي طرح مشاركت براي صلح ناتو به منظور بررسي نحوه هماهنگي با ناتو در چارچوب PFP ، بارها در تركيه و بلژيك گرد هم آمدند . گفته مي‏شود 27 كشور از بلوك شرق سابق، عضو PFP هستند.

فعاليت‏هاي امنيتي ناتو در منطقه قفقاز طي سال‏هاي گذشته چشمگير بوده است، به طوري كه حتي برخي از جمهوري‏هاي قفقاز، خواهان عضويت در سازمان يا واگذاري پايگاه به آن شده‏اند.

صفر ابي اف، وزير دفاع وقت ايران شمالي، ۲۴مارس  ۲۰۰۱( ۱۳۸۰ ) از استقرار پايگاه‏هاي نظامي ناتو در قفقاز حمايت كرده و آن را عامل ثبات و صلح در منطقه عنوان كرد. ادوارد شواردنادزه نيز در جريان انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۷۹ وعده داده بودكه گرجستان را تا سال ۱۳۸۵عضو ناتو كند، اما به علت وقوع انقلاب مخملي در نوامبر ۲۰۰۳ ( ۱۳۸۲)  نتوانست وعده خود را عملي كند. به رغم اين ، دولت جديد گرجستان نيز ناتوگرايي را يك اولويت اعلام كرده است.

در واقع، پس از دو ماه حملات كوبنده ناتو به يوگسلاوي كه به بهانه حمايت جان آلباني تبارهاي كوزوو صورت گرفت و براي اولين بار بدون اجازه سازمان ملل و شوراي امنيت به دخالت در اين مناقشه قومي پرداخت، ديدگاه (انتظار) امنيت جديدي در بين برخي جمهوري‏هاي قفقاز نسبت به ناتو ايجاد شد، منبي بر اينكه آيا احتمال دارد ناتو در قره‏باغ و آبخازيا نيز چنين سناريوهايي به اجرا درآورد. همين موضوع انگيزه‏هايي براي درخواست عضويت در ناتو و يا طرح مسئله استقرار پايگاه‏هاي ناتو در قفقاز را مطرح ساخته است. همزمان محافل آذري خواهان مداخله ناتو براي حل و فصل بحران قره‏باغ شدند.

وفا قلي‏زاده، مشاور وقت رئيس جمهور ايران شمالي در امور سياست خارجي، از دخالت ناتو در مناقشه قره‏باغ حمايت كرد و گفت: «ارامنه قره‏باغ نيز همانند آلبانيايي تبارهاي كوزوو خواستار استقلال كامل هستند. با اين تفاوت كه آلبانيايي تبارها در كوزوو نمي‏جنگند، ولي تجزيه‏طلبان قره‏باغ به همراه نيروي نظامي ارمنستان با ايران شمالي مي‏جنگند».

تنها ثمره اين موضوعات، پيچيده كردن معادلات امنيتي منطقه قفقاز و واكنش شديد روسيه بوده است. نظر به اينكه شرايط بالكان بسيار متفاوت از قفقاز است و درعين حال با توجه به روابط متقابل ناتو با روسيه و ارمنستان ، ناتو به درخواست براي دخالت نظامي در قره‏باغ پاسخ منفي داد و اعلام كرد كه از اقدامات سازمان امنيت و همكاري اروپا در اين خصوص حمايت مي‏كند. حال اين نكته مهم مطرح است كه اگر سازمان امنيت و همكاري اروپا يا شوراي اروپا چنين درخواستي از ناتو بكند، چه وضعي پيش خواهد آمد؟! دبير كل وقت ناتو در سفر خود به منطقه قفقاز تأكيد كرد كه ناتو قصد مداخله در قره‏باغ را ندارد.

با گذشت بيش از يك دهه از فروپاشي شوروي، سياست ناتو در منطقه قفقاز و آسياي مركزي نفوذ و پيشبرد اهداف خود بدون به عضويت درآوردن اين كشورهاست. با وجود اين، ناتو نيز در اجراي استراتژي نظامي خود در قفقاز با موانعي روبه‏روست؛ از جمله مي‏توان به ممانعت‏هاي روسيه اشاره كرد.

مخالفت روسيه با ناتو به دو دليل است: نخست اينكه، در پي توسعه حوزه امنيتي ناتو، بسياري از جمهوري‏هاي استقلال يافته آسياي مركزي و قفقاز تمايل دارند در مراحل بعدي به اين سازمان بپيوندند، يا دست كم روابط خود را با ناتو بسيار گسترش دهند. دوم اينكه، از نظر مسكو، ورود كشورهايي كه قبلاً بخشي از امپراتوري روسيه را تشكيل مي‏دادند، در درون پيماني كه روسيه از آن مستثني است، براي امنيت ملي مسكو بسيار خطرناك خواهدبود. از اين رو، شاهد مخالفت‏ها و هشدارهاي شديد مسكو نسبت به فعاليت ناتو هستيم. ولاديمير پوتين ، رئيس جمهور روسيه، بارها فلسفه وجودي ناتو در عصر حاضر را زير سؤال برده است.

البته ناتو و روسيه در سال ۱۳۷۴ سند پاريس را امضا كرده‏اند. براساس اين سند، ناتو متعهد شده است كه جمهوري‏هاي قفقاز و آسياي مركزي را به عضويت درنياورد. در عين حال، شوراي دائمي همكاري روسيه و ناتو از سال ۱۳۷۶ تأسيس يافته است و در حال حاضر، همكاري روسيه و ناتو در چارچوب مدل ۱ + ۲۶ ادامه دارد. برخلاف تصور برخي از كشورهاي منطقه، ناتو هيچ‏گاه براي برآوردن انتظارات امنيتي جمهوري‏هاي قفقاز، خود را در مقابل روسيه قرار نخواهد داد، مگر اينكه منافع ناتو اين امر را ايجاب كند.

ناتو به غير از مخالفت‏هاي روسيه با موانع ديگري نيز در گسترش نفوذش در منطقه قفقاز و آسياي مركزي روبه‏روست. در اين ميان، مي‏توان به مخالفت گسترده قدرت‏هاي منطقه‏اي از جمله چين و ايران با گسترش ناتو، مسئله توان مالي ناتو و نيز واگرايي در ناتو ، اشاره كرد. در ناتو ميان اروپا و آمريكا در خصوص طرح جديد دفاعي اروپا اختلاف نظر وجود دارد.

البته وزراي امور خارجه كشورهاي عضو ناتو در اجلاس برلين در سال ۱۳۷۷طرح جديد دفاعي اروپا را به امضا رساندند. بسياري معتقدند كه ناتو با وضعيت فعلي قادر نخواهد بود استراتژي موفقي در مناطقي مانند قفقاز داشته باشد.

پس از حادثه يازدهم سپتامبر و به موازات سياست ميليتاريستي آمريكا در منطقه، ناتو نيز تحركات خود را در قفقاز و آسياي مركزي افزايش داد. به گفته ورنر باونز، رئيس دفتر دبير كل ناتو در بروكسل، امنيت در قفقاز از همان دوران فروپاشي شوروي در دستور كار ناتو قرار دارد. ناتو همچنين از سال ۱۳۸۴ ، مسئله همكاري انفرادي كشورهاي قفقاز با اين پيمان را مطرح كرده و هر كدام از اين كشورها برنامه همكاري انفرادي خود با ناتو را تدوين كرده‏اند. اجراي اين برنامه كه در ظاهر اصلاحات گسترده در ارتش و وزارت دفاع كشورهاي منطقه را دنبال مي‏كند، نوعي زمينه‏سازي براي آماده كردن كشورهاي منطقه براي عضويت در ناتوست.

روبرت سيمونس، اولين نماينده دبير كل ناتو در قفقاز، افسران رابطي براي هر يك از كشورهاي قفقاز جنوبي تعيين كرده است. براي نمونه، روموالد رازوكس يكي از افسران رابط ناتو با ارمنستان است.

در هر حال، بايد گفت كه چنانچه تجربيات سال‏هاي پس از فروپاشي شوروي نشان داده است، ناتو عملاً هيچ گامي در حل مشكلات امنيتي قفقاز برنداشته است؛ بلكه كوشيده است با تظاهر  و دادن وعده ، نفوذ خود را در منطقه محكم كند. از اين رو، مشكلات و ترتيبات امنيتي قفقاز نه تنها حل نشده است، بلكه برخي از جمهوري‏هاي قفقاز جنوبي كه داراي سياست ناتوگرايي هستند، با مشكلات امنيتي جديد به ويژه در روابطشان با روسيه و برخي ديگر از كشورهاي منطقه روبه‏رو شده‏اند. برخي از كشورهاي منطقه به رغم دادن امتيازات فراوان به ناتو، شاهد برخوردهاي غير قابل انتظار از سوي ناتو بوده‏اند. براي نمونه، فرماندهي عالي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي در اروپا، رزمايش مشترك اين سازمان در خاك ايران شمالي را كه قرار بود از ۱۴ تا ۲۶ سپتامبر سال ۲۰۰۴ ( ۱۳۸۳) در باكو برگزار شود، به دليل اعتراض ايران شمالي به حضور افسران ارمني براي شركت در رزمايش «ناتو» لغو نمود. ناتو اقدام باكو را مغاير با شرايط همكاري «ناتو» با ايران شمالي دانست. البته دولت باكو به رغم انتقادات شديد افكار عمومي با ورود افسران ارمني به باكو موافقت كرده بود، ولي از ناتو انتظار داشت كه مجوز ويژه‏اي در اين خصوص صادر كند تا باكو، ويزا ندهد. اما ناتو اين موضوع را نيز نپذيرفت و در جهت حمايت از ارمنستان ، اين رزمايش را كه مشابه آن در گرجستان و ارمنستان برگزار شده بود، لغو نمود. در واقع ، مهم‏ترين هدف ايران شمالي از ناتو گرايي؛ فشار به ارمنستان بود، اما اين هدف كاملاً شكست خورده است؛ چرا كه از نظر افكار عمومي ايران شمالي ، هدف از تأكيد «ناتو» و ديگر سازمان‏هاي غربي بر لزوم همكاري ايران شمالي با ارمنستان كه 20 درصد اراضي اين كشور را اشغال كرده است، شكستن عزم و اراده مردم ايران شمالي و تحميل شرايط سخت صلح به آنهاست.

با تحركات ناتو در منطقه و در نتيجه زياد شدن تعداد بازيگران بيگانه در منطقه، روند حل و فصل معضلات امنيتي منطقه قفقاز كند شده است؛ به طوري كه بررسي راهكارهاي واقع بينانه براي حل و فصل معضلات امنيتي منطقه، متوقف يا در حاشيه قرار گرفته است. اميد ايران شمالي و گرجستان به ناتو، نه تنها موجب عدم تمايل برخي كشورهاي منطقه از جمله روسيه براي به كار بردن امكاناتشان در حل معضلات امنيتي منطقه شده است، بلكه اين گونه كشورها كوشيده‏اند كه حتي از معضلات امنيتي قفقاز نظير قره‏باغ و آبخازيا به عنوان اهرمي براي حركت بيشتر ناتو به شرق بهره ببرند. از اين رو بايد گفت، كاركرد ناتو از لحاظ امنيتي در قفقاز تنش‏زا مي‏باشد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 16:55  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

حركت آزاديبخش ايران شمالي

 

 

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

 

 

مناسبات اسرائيل و رژيم باكو‍‍

·        احمد كاظمي

 

فروپاشي اتحاد شوروي سابق، خلأ ژئوپليتيكي قابل توجهي در منطقه قفقاز و آسياي مركزي كه يك منطقه حائل مهم ميان چين، روسيه، دنياي اسلام و اروپا مي‏باشد، ايجاد نمود. هجوم سياسي كشورهاي غربي به منطقه قفقاز و آسياي مركزي به ويژه پس از حادثه يازدهم سپتامبر، يادآور خاطره تلخ رقابت روسيه و انگليس در قرن نوزدهم بر سر اين منطقه مي‏باشد كه آن را در تاريخ «بازي بزرگ» ناميده‏اند. اما اين بار تعداد بازيگران به طور قابل ملاحظه‏اي افزايش يافته است. امروز، علاوه بر روسيه و انگليس، آمريكا ، چين و تركيه، كشورهايي نظير هند، پاكستان، عربستان، ژاپن و برخي كشورهاي ديگر غربي و رژيم صهيونيستي به عنوان بازيگران جديد در اين صحنه رقابت وارد شدند.

در ميان اين بازيگران جديد، رژيم صهيونيستي يكي از طرف‏هاي فعال محسوب مي‏شود. پس از فروپاشي شوروي، اسرائيلي‏ها به منظور گسترش نفوذ در منطقه فعالانه در جست‏و‏جوي دوستان جديد مي‏باشند. ايران شمالي، گرجستان، ازبكستان و قزاقستان در اين خصوص جزء اولويت‏هاي رژيم صهيونيستي به شمار مي‏روند. چنانچه تجربيات گذشته و حال خاورميانه نشان مي‏دهد، وجود رژيم صهيونيستي در هر منطقه تنش‏زا مي‏باشد. از اين رو، حضور رژيم صهيونيستي در قفقاز و آسياي مركزي نيز عامل ناامني در اين منطقه به شمار مي‏رود. يكي از مهمترين نتايج حضور رژيم صهيونيستي در منطقه قفقاز و آسياي مركزي كه مي‏تواند به عنوان يك عامل مهم تنش‏زايي و ناامني مطرح باشد، مربوط به همكاري مشترك رژيم صهيونيستي با تركيه و رژيم باكو است.

سابقه و روند مناسبات باكو ـ تل‏آويو

در حالي كه هنوز اتحاد جماهير شوروي فرونپاشيده بود، رژيم صهيونيستي براي حضور در ايران شمالي كه اكثريت جمعيت آن را شيعيان تشكيل مي‏دهد، تلاش مي‏كرد. در اين راستا نيز در سال 1369 انجمن دوستي رژيم باكو ـ رژيم صهيونيستي ايجاد شده است. از همان زمان و از طريق اين انجمن، يهودي‏هاي مقيم در  ايران شمالي با جوامع يهوديان آمريكا و رژيم صهيونيستي روابط نزديكي دارند. رؤساي جوامع يهوديان باكو بارها با رؤساي شش سازمان پيشروي يهودي آمريكا ملاقات كرده‏اند.

بايد گفت، نفوذ رژيم صهيونيستي در رژيم باكو از دوران حكومت ملي گرايان افراطي جبهة خلق بر ايران شمالي آغاز شد. ابوالفضل ايلچي بيگ، رئيس جبهة خلق، چندان در اوهام و رؤياهاي تشكيل «توران بزرگ» از تركيه تا چين غرق شده بود كه تصور مي‏كرد با حمايت رژيم صهيونيستي همة روياها  در آينده‏اي نزديك به واقعيت خواهد پيوست!! حكومت جبهه خلق و نيز رژيم صهيونيستي در دشمني با اسلام و ايران ، ديدگاه مشتركي داشتند و همين موضوع، زمينه حضور تل‏آويو در ايران شمالي را در سال 1371 هر چه بيشتر فراهم نموده بود. پس از سقوط ايلچي‏بيگ ، حيدر علي اف نيز با اين تصور كه بدون رابطه با رژيم صهيونيستي نمي‏تواند از حمايت آمريكا بهره‏مند شود، روابط خود را با صهيونيسم بين الملل گسترش داد. به باور كارشناسان سياسي، روابط رسمي بين رژيم باكو و رژيم صهيونيستي با سفر معاون نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي به باكو در 1371 آغاز شد و طي آن مقاوله‏نامه افتتاح سفارت رژيم صهيونيستي در باكو و قرارداد داير كردن خط هوايي باكوـ تل‏آويو منعقد شد. روابط رسمي ايران شمالي و رژيم اشغالگر قدس در سال 1372 با معرفي اليزيوتواب1 به عنوان كاردار موقت رژيم صهيونيستي برقرار شد.وي يك سال بعد به عنوان سفير رژيم صهيونيستي در باكو ارتقاي مقام يافت. همكاري‏هاي امنيتي رژيم صهيونيستي و دولت باكو به ويژه در آگوست 1995 ، با سفر هيأتي از كارشناسان امنيتي رژيم صهيونيستي به ايران شمالي براي آموزش نيروهاي امنيتي رژيم باكو افزايش يافت. اين روابط با سفر نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي به باكودر سال 1376 (29 اوت 1997) گسترش يافت. در ادامه، گروه پارلماني به اصطلاح دوستي مشترك اسرائيل ، آمريكا و رژيم باكو در اواخر سال 1999 تشكيل شد. رضا عباداف، رئيس كميسيون روابط بين الملل مجلس ملي ايران شمالي ، رياست اين گروه به اصطلاح دوستي را برعهده داشت. به دنبال اين گونه تحركات رژيم صهيونيستي و آمريكا، شرايط به گونه‏اي گرديد كه تا چند سال پيش، مقامات باكو اظهاراتي به دور از واقعيات در مورد رژيم صهيونيستي عنوان مي‏كردند. براي نمونه، حيدر علي اف، رئيس وقت رژيم باكو ، در سال 1380 (15 ژانويه 2001) در ديدار با ماسالخ، معاون وزير امور خارجه اسرائيل ، در باكو تأكيد كرد، در مشكل خاورميانه موضع دولت باكو اين است كه رژيم صهيونيستي دوست ماست و فلسطين هم وطن اسرائيلي‏هاست! گفتني است در دو ماه اول سال 2001 ، معاون وزير امورخارجه اسرائيل دو بار از باكو ديدار كرد. حيدر علي اف همچنين در سال 1378 (دسامبر 1999 ) در ديدار با معاون وزير امور دفاع رژيم صهيونيستي، وضعيت ارضي ايران شمالي را با وضعيت ارضي رژيم صهيونيستي يكسان دانسته و بدين ترتيب، رژيم صهيونيستي را از طرف متجاوز، به طرف مورد تجاوز قرار گرفته تبديل نمود. الهام علي اف، رئيس جديد رژيم باكو، نيز در سال1383  (آوريل 2004 ) در سالروز تأسيس رژيم غاصب قدس، تأسيس اين رژيم در سال 1327 را يك حادثه بزرگ تاريخي عنوان كرد!

به خاطر همين موضع انفعالي باكو و نفوذ ايادي رژيم صهيونيستي در رده‏هاي عالي رتبه تصميم‏گيري رژيم باكو ، با آغاز انتفاضه جديد در سرزمين‏هاي اشغالي كه با جنايات ددمنشانه نظاميان رژيم صهيونيستي عليه مردم بي‏دفاع فلسطين همراه است، باكو موضع سكوت را در پيش گرفت. باكو حتي چندين بار اقدامات شهادت طلبانه فلسطيني‏ها را يك اقدام تروريستي قلمداد كرده و آن را محكوم نمود. همچنين 24 آوريل 2001 نيز با برگزاري «همايش بين المللي يهوديان قفقاز» در باكو همزمان با كنفرانس «حمايت از انتفاضه» در تهران به نوعي در راستاي خواسته‏هاي رژيم صهيونيستي و آمريكا حركت كرد. با چراغ سبز مقامات رژيم باكو هر سال مراسم روز به اصطلاح تأسيس اسرائيل و جشنواره فيلم‏هاي اسرائيلي در ايران شمالي برگزار مي‏شود.

يكي از مهم‏ترين وجهه‏هاي حضور رژيم صهيونيستي در قفقاز و آسياي مركزي كه مي‏تواند يك عامل مهم تنش‏زايي باشد، مربوط به همكاري مشترك اسرائيل با تركيه  و ايران شمالي به ويژه با تركيه است. اين همكاري به شدت مورد حمايت آمريكا بوده و هدف نهايي آن گسترش دادن اتحاد نظامي  1996 تركيه و اسرائيل به ايران شمالي و منطقه قفقاز در راستاي طرح به اصطلاح « خاورميانه بزرگ» است كه هدف خارج كردن اسرائيل از انزواي منطقه‏اي را دارد.

شگردها و راهكارهاي رژيم صهيونيستي براي نفوذ در رژيم باكو

در يك نگاه كلي به فعاليت‏هاي رژيم صهيونيستي در ايران شمالي ، مي‏توان گفت كه اين رژيم به طور كلي از دو حربه براي گسترش نفوذ در رژيم باكو استفاده مي‏كند: يكي مسائل اقتصادي و ديگري از طريق نهادهاي به اصطلاح اشاعه دهنده دموكراسي.

بايد گفت ، در ايران شمالي با توجه به حساسيت‏هايي كه مسلمانان دارند، اسرائيل بيشتر كوشيده است محور حضور خود را در اين كشور مسائل اقتصادي و يا همكاري‏هاي علمي و فني مطرح كند تا از اين طريق خود را حامي توسعه اين كشور نشان داده و حساسيت‏ها را كاهش دهد. از اين رو، طي سال‏هاي گذشته كمتر شاهد بوديم كه اسرائيل برخلاف آمريكا و تركيه، آشكارا توافقنامه همكاري نظامي با رژيم باكو امضا كند. اگر چه اين روند پس از حادثه يازدهم سپتامبر آمريكا و بهانه قرار گرفتن مبارزه با تروريسم تا حدودي تغيير پيدا كرده است. اسرائيل مي‏كوشد كه اهداف امنيتي و نظامي خود را در ايران شمالي از راه‏هاي بسيار پنهان و در پوشش‏هاي اقتصادي دنبال كند. براي نمونه، به بهانه كشاورزي، اراضي جنوبي ايران شمالي را در نزديكي مرز ايران اجاره كند و دستگاه‏هاي شنود و جاسوسي در آنها مستقر نمايد.

طي سال‏هاي گذشته ، نفوذ اقتصادي اسرائيل در رژيم باكو نيز از دو طريق صورت گرفته است: نخست اينكه، دولت نامشروع اسرائيل خود اقدام به عقد قرارداد با دولت علي‏اف  كرده است. همانند قرارداد اجاره صدها هكتار از زمين‏هاي كشاورزي اين كشور به ويژه در نزديكي  مرزهاي ايران و همچنين قرارداد شركت هواپيمايي دولتي ايران شمالي موسوم به «آزال» با شركت هواپيماي رژيم صهيونيستي موسوم به «عل عال» در اواسط شهريور 1380 در خصوص برقراري خط پرواز بين باكو ـ تل‏آويو.

دوم ، از طريق عقد قراردادهاي ظاهراً اقتصادي ميان شركت‏هاي اسرائيلي با شركت‏هاي وابسته به رژيم باكو. در اين خصوص مي‏توان به قراردادي كه سال 1381 در خصوص ساخت دستگاه كولر ميان دو شركت معروف اسرائيل و ايران شمالي منعقد شد، اشاره نمود. در راستاي اين روند، اتحاديه تجاري باكو ـ تل‏آويو به رياست ادوارد چرنين  تأسيس شده است. اسرائيل طي سال‏هاي پس از فروپاشي شوروي كوشيده است پيوندهاي اقتصادي خود را با دولت باكو گسترش دهد. گسترش روابط اقتصادي با ايران شمالي به ويژه در بخش كشاورزي، آبياري، مديريت آب و كشت پنبه در سرلوحه اقدامات اقتصادي  اسرائيل در اين منطقه قرار دارد. اسرائيل مي‏كوشد با گسترش اختاپوس مانند نفوذ اقتصادي‏اش در منطقه ، به تدريج عمق استراتژيك نفوذ خود را در اين منطقه افزايش دهد. در اين راستا، اسرائيل علاقه‏مند به پيشرفت مسائل انرژي منطقه در چارچوب منافع آمريكاست. چنانچه بنيامين نتانياهو، نخست وزير وقت اسرائيل ، در ديدار 29 اوت 1997 با رئيس وقت دولت باكو، اين كشور را يك تدارك دهنده نفت اسرائيل توصيف كرد و بر پيش‏بيني يك پروژه ، با اضافه كردن خط لوله‏اي به خط لوله باكوـ جيحان از زير دريا به اسرائيل تأكيد نمود. اشموئل راويل، نماينده بخش سوم وزارت امور خارجه اسرائيل ، نيز طي سخناني دركنفرانسي كه به همت Caspian Integration Club در تاريخ 29 آوريل 2004 در مركز بين المللي مطبوعات باكو برگزار شد،  با اشاره به پتانسيل‏هاي موجود در همكاري‏هاي بين باكو و تل‏آويو ، عامل نفت را مهم خواند و گفت كه با تحقق طرح باكو ـ تفليس ـ جيحان موفقيت‏هاي بسياري به دست خواهد آمد.

از جمله ديگر راهكارها و شگردهاي رژيم صهيونيستي براي گسترش نفوذ در كشورهاي قفقاز به ويژه در رژيم باكو، غير از تشكيل بنيادهاي به ظاهر خيريه يهودي كه در ميان حدود يك ميليون آواره جنگ قره‏باغ فعاليت مي‏كنند تأسيس مراكز به اصطلاح  اشاعه‏دهنده دموكراسي در ايران شمالي است. طرح ماشاو، باشگاه سلام ـ شالوم و بنياد سوروس از جمله ابزارهاي ديگر نفوذ رژيم صهيونستي در باكو مي‏باشد.

باشگاه صهيونيستي سلام ـ شالوم مجري طرح ماشاو در ايران شمالي است. طرح ماشاو كه يكي از ابزارهاي نفوذ رژيم صهيونيستي در كشورهاي