تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

 

حركت آزاديبخش ايران شمالي

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

 

مبارزه با تشيع در ايران شمالي

       

 

 

 علي اكبر زرين قلم

 

 

مردم ايران شمالي ( جمهوري آذربايجان / ارّان ) بخشي از ملت واحد ايران هستند كه در پي جنگهاي طولاني مدت روسيه با ايران، انعقاد عهدنامه‏هاي سياه گلستان و تركمانچاي و اشغال 17 شهر قفقازي ايران توسط روسيه، مجبور به جدايي از ايران شدند. مردم ايران شمالي كه از قوميت‏هاي مختلف ( آذري‏ها، تالشي‏ها، لزگي‏ها، فارس‏ها، آوارها، ارامنه، روسها) تشكيل شده‏اند، مطابق آمارهاي ارايه شده از سوي دولت باكو حدود هشت ميليون نفر مي‏باشند كه از اين تعداد حدود 2 ميليون نفر ساكن روسيه هستند. حدود دو ميليون نفر از مردم ايران شمالي را اقوام غير آذري تشكيل مي‏دهند. آذري‏ها كه حدود 4 ميليون نفر بوده و اكثريت مردم ايران شمالي هستند، شيعه مي‏باشند. همچنين برخي ديگر از اقوام ساكن در ايران شمالي مانند تالش‏ها نيز شيعه مذهب هستند. به طور كلي هويت مردم ايران شمالي، هويتي اسلامي و شيعي است. با اين حال، رژيم حاكم بر ايران شمالي به صورت گسترده‏اي، مبارزه با هويت شيعي و اسلامي را آغاز كرده و كوشش مي‏كند با نفي و تحريف هويت ديني و مذهبي مردم ايران شمالي، هويتي مجعول و قومي براي اين مردم بسازد.

رژيم باكو به شدت تلاش مي‏كند تا هويت اسلامي و شيعي مردم را در پوشش ناسيوناليسم آذري ( پان آذريسم ) پنهان كند. به همين خاطر رژيم، از يك سو براي تبليغ نژاد پرستي و مليّت پرستي ( پان آذريسم ) هزينه‏هاي سنگيني را از خزانة كشور مي‏پردازد و از سوي ديگر اقدامات گسترده‏اي را براي محو هويت اسلامي و مذهبي سامان مي‏دهد. از جمله اقدامات رژيم حاكم بر ايران شمالي جهت مبارزه با هويت شيعي چنين است:

1-‏ حوزه‏هاي علميه كه پس از فروپاشي شوروي توسط اهالي در شهرهاي مختلف مانند باكو، گنجه، نخجوان، سليان و ... تأسيس شده بود و در اين حوزه‏هاي علمي علوم و معارف اسلامي تدريس مي‏شد، تعطيل گرديده است.

2-‏ در سراسر ايران شمالي تنها يك حزب اسلامي فعاليت داشت كه به دستور حيدر‏علي‏اف، اين حزب منحل شد و فعالان آن دستگير و زنداني شدند.

3-‏ مسجد جامع ( جمعه ) باكو كه كانون فعاليت جوانان شيعي بود، تعطيل شد و به ادارة امور باستاني تحويل گرديد.

4-‏ آموزش قرآن و علوم اسلامي در مدارس ممنوع شده است.

5-‏ شخصيت‏هاي شيعي در كتابهاي درسي معرفي نمي‏شوند. در كتابهاي درسي، شاه اسماعيل صفوي كه دولت ملي شيعه را در ايران تأسيس كرد، به عنوان يك فرد پان آذريست و قوم پرست معرفي مي‏شود و اقدام وي در تشكيل دولت شيعي ايران و مبارزه قهرمانانه‏اش با تجاوزگران ترك عثماني منفي قلمداد مي‏گردد.

6-‏ جواناني كه براي تحصيل علوم ديني و فقه اسلامي به ايران سفر مي‏كنند، تحت پيگرد و آزار قرار گرفته و به اتهام‏هاي واهي و بي‏اساس، مانند جاسوسي زنداني مي‏شوند.

 

7-‏ در حالي كه تشكلهاي مسيحي و صهيونيستي با مساعدت دولت باكو در سراسر ايران شمالي عليه اسلام و تشيع فعاليت مي‏كنند، ايجاد تشكلهاي ديني ( اسلامي و شيعي )‌ ممنوع است و كساني كه در مسير تبليغات اسلام و تشيع فعاليت كنند از حقوق اجتماعي مانند شركت در انتخابات مجلس به عنوان كانديدا، محروم مي‏شوند.

8-‏ عزاداري براي امام حسين (ع) به هر شكل در انظار عمومي وتشكيل مجالس عزاداري ممنوع است...

موارد ياد شده تنها گوشه‏اي از اقدامات رژيم باكو براي مبارزه با تشيع است. سياست‏هاي رژيم باكو در مبارزه با هويت اسلامي و مذهبي مردم، نشان مي‏دهد كه اين رژيم، به شدت از اينكه مردم ايران شمالي در مسير بازيابي هويت اصيل و اسلامي خود حركت مي‏كنند، نگران است. هفتاد سال حاكميت استبدادي كمونيست‏ها و مبارزة بي‏امان آنها با دين و مذهب نتيجه‏اي نداد. مبارزه با معنويت و دين تنها نتيجه‏اي كه داشت، فروپاشي شوروي بود. آيا مبارزه رژيم علي‏اف‏ها با تشيع و شيعيان نتيجه‏اي جز سرنگوني اين رژيم خواهد داشت؟ « با آل علي (ع) هر كه در افتاد برافتاد. »

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 17:23  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 

حركت آزاديبخش ايران شمالي

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

 

چگونگي نفوذ و عملكرد جريان استعماري

پان تركيسم  در ايران شمالي

 

                                                                                                                           رسول اردبيلي

مناطق آذري‏نشين قفقاز كه با تحميل عهدنامه‏هاي ننگين گلستان و تركمانچاي بر ايران توسط روسيه اشغال شد، همواره از مهم‏ترين پايگاههاي معارف شيعي و ادبيات فارسي بوده است. تا پيش از وقوع انقلاب كمونيستي در روسيه و حاكميت كمونيستها، دهها حوزة علميه در مناطق مختلف ايران شمالي (بادكوبه، نخجوان، اردوباد، لنكران، گنجه و ...) داير بود. علاوه بر اين، صدها تن از دانشجويان آذري قفقاز در حوزه‏هاي علميه نجف و كربلا به تحصيل مشغول بودند. در ميان علماي بزرگ شيعه همواره تعدادي از اهالي قفقاز بوده‏اند. مرجع عاليقدر آيت الله فاضل لنكراني كه امروز يكي  از اركان حوزه‏هاي علميه در جهان تشيع است، اصالتاً اهل لنكران (در ايران شمالي) است كه پدر ايشان، در جريان كشتار علما توسط استالين به ايران مهاجرت كرده است... تعداد علماي بزرگ ايران شمالي را كه در دهه‏هاي آغازين قرن نوزدهم ميلادي معروف بوده‏اند از ۵۰ تن تا ۱۲۰ نفر نوشته‏اند كه مي‏توان به بزرگاني چون آيت الله محمد باقر سلياني، آيت الله عبدالغني بادكوبه‏اي، آيت الله شيخ محمد علي نخجواني، آيت الله شيخ محمد ايرواني، آيت الله شيخ ابراهيم شيرواني و ... اشاره كرد. با سابقه‏اي كه مردم ايران شمالي (اران/ جمهوري آذربايجان) در پيشبرد تشيع و گسترش معارف شيعي و ادبيات فارسي دارند، موضوع نفوذ «تفكر ضد اسلامي پان تركيسم» در اين سرزمين بسيار قابل تأمل و بررسي است.

همانگونه كه ذكر شد، ايران شمالي همواره يكي از مهمترين پايگاه‎هاي علوم و معارف شيعي و ادبيات ايراني بخصوص ادبيات فارسي بوده است. علاوه برعلماي ديني، پارسي گويان بزرگي مانند خاقاني شرواني، نظامي گنجوي، بهار شرواني، مجيرالدين بيلقاني، ابوالعلاء گنجوي و... از اين سرزمين برخاسته و با ديوان‏هاي فارسي خود بر ثروت معنوي ايران و زبان فارسي افزوده‏اند، نخستين نمونة ‌تاريخ نگاري علمي در ايران شمالي نيز به زبان فارسي نوشته شده است.«گلستان ارم» نوشتة ‌«عباسقلي باكي خانف» مبناي تاريخ نويسي جديد در ايران شمالي است كه نويسنده آن علي رغم تسلط به زبانهاي روسي و آذري، كتاب را به زبان فارسي نوشته است... زبان فارسي، پس از اشغال اراضي قفقازي ايران توسط روسيه، يكي از نشانه‏هاي بارز هويت ايراني در اين سرزمين‏ها و يكي از مهم‏ترين حلقه‏هاي پيوستگي معنوي مردم ايران شمالي و مسلمانان قفقاز جنوبي  با وطن اصلي‏شان ايران بود... در چنين سرزميني «تفكر منحط ضد ايراني و ضد اسلامي» چگونه نفوذ كرد و گسترش يافت؟  نفوذ و گسترش اين تفكر سياسي، چه ضررهاي جبران ناپذيري بر ايران شمالي وارد كرد و چه تأثيرات وحشتناكي بر سرنوشت مسلمانان قفقاز جنوبي بخصوص اهالي ايران شمالي بر جاي نهاد؟ اين‏ها، سؤالاتي است كه بايستي توسط پژوهشگران به صورت علمي پاسخ داده شود...

متأسفانه، دربارة چگونگي نفوذ جريان ضد اسلامي پان تركيسم به ايران شمالي و مناطق مسلمان‏نشين قفقاز جنوبي (اراضي قفقازي ايران) و اقدامات اين جريان به نفع استعمار، تاكنون هيچگونه بررسي و پژوهشي صورت نگرفته است. اميد كه اين مقاله، كوششي در راستاي اين هدف قلمداد شود و در معطوف كردن نگاه پژوهشگران به موضوع مفيد باشد.

دربارة ‌مبداء پيدايش پان تركيسم، پژوهشگران معتقدند كه: «اين ايده در اروپا و توسط يهوديان اروپايي با هدف دست‏يابي به منافع سياسي و مقابلة‌ اروپا با روسيه پديد آمده است. پايگاه و محتواي نظري، سياسي و تاريخي پان تركيسم آثار شرق شناسان اروپاي قرن هيجدهم و نوزدهم ميلادي بود. فهرست كتابهاي سياسي، فلسفي و تاريخي كه از آثار نويسندگان اروپاي غربي ترجمه شده و در عثماني انتشار يافته و همچنين فعاليت‏هاي فرهنگي و سياسي سازمان يافته به خوبي نشان مي‏دهد كه عده‏اي از روشنفكران غربزدة عثماني تحت تأثير فرهنگ استعماري و القائات سياسي و نژادي محافل و سازمانهاي اروپايي قرار گرفته و به پان تركيسم روي آوردند.

ضياء گوك آلپ كه اصالتاً كُرد بوده و از سران انديشة‌پان تركيسم به شمار مي‏رود، مي‏نويسد: «نوشتة دوگوئين يه (J.De.Guigne) يعني كتاب (تاريخ عمومي هون‏ها، تركها، مغولها و ديگر تاتاران غربي) در اواخر سلطنت سلطان عبدالعزيز و اوايل سلطنت سلطان عبدالحميد در استانبول مورد توجه عميق روشنفكران ترك (عثماني) قرار گرفت. يك انجمن علمي در سال۱۸۵۱، يك دارالفنون در سال ۱۸۶۳ و يك مدرسه نظامي كه با اين روح جديد پالايش يافته بود، تشكيل شد و به سازمان دادن و تبليغ پرداخت... در اين دارالفنون سليمان پاشا و حسين پاشا(۱۸۹۳-۱۸۳۸) تدريس مي‏كرد. كتاب «دوگوئين يه» سليمان پاشا را تحت تأثير قرار داد و او بر اساس منابع اين كتاب تاريخ تركيه را نوشت. سليمان پاشا نخستين مبلّغ پان تركيسم در تركيه است»

در زماني كه اروپايي‏ها نظريه سياسي ـ فرهنگي پان تركيسم را ساختند و پرداختند، هدف اصلي آنها ايجاد شكاف و اختلاف قومي در سراسر امپراتور عثماني و تحريك تركهاي روسيه عليه دولت اين كشور و ايجاد شكاف در ميان امت اسلام بود، آرمينيوس وامبري يكي از زبده‏ترين و شناخته شده‏ترين چهره‏هاي دستگاه استعماري انگلستان است كه در لباسهاي مختلف درويشي، شاهزادگي و... به كشورهاي عثماني و روسيه و ايران سفر مي‏كرد و در اين سفرها يكي از اهداف عمده وي تبليغ نظرية‌ پان تركيسم بود كه در بين مسلمانان با نفرت روبرو مي‏شد.

كوشنر (Kushner) مي‏نويسد: «وامبري در مدت اقامتش در استانبول ، كوشش مي‏كرد توجه روشنفكران ترك را به خويشاوندي نژادي و فرهنگي با ترك‏هاي آسياي ميانه (روسيه) جلب كند. وامبري با بسياري از ترك‏ها  تماس و با سلطان عبدالحميد شخصاً دوستي داشت. او از رابطة قومي و زباني ميان تركهاي عثماني با مغولها سخن مي‏گفت. وامبري كه مي‏كوشيد در رقابت استعماري روسيه و انگلستان در آسيا دشمن نيرومندي در برابر روسيه به وجود آورد، سخت پان تركيسم را تبليغ مي‏كرد و معتقد بود كه تركهاي اصلي از نژاد مغول‏ها هستند نه تاتار... »

برخي روشنفكران عثماني به شدت تحت تأثير اين نظريه‏ها قرار گرفتند. چنانكه « ضياء گوك آلپ » چنگيز مغول را مي‏ستايد و از وي به عنوان « شهرت بزرگ نژاد ترك! » نام مي‏برد.

طبيعي است اينگونه نظريه‏ها نمي‏توانست از سوي مردم ايران شمالي و مسلمانان قفقاز جنوبي پذيرفته شود. نخست از آن روي كه در ميان مسلمانان، «نژادگرايي» نظريه‏اي مردود است و از نگاه قرآن و دين اسلام، هم نژادي و همزباني وهم قبيلگي به خودي خود ارزش تلقي نمي‏شود. پيغمبر بزرگ اسلام آنگاه كه براي دعوت توحيدي خويش قيام كرد، ابتدا با مخالفاني روبرو شد كه همزبان و هم نژاد و هم سرزمين وي بودند و پيغمبر اسلام در دعوت به توحيد، با همين مخالفان مقابله كرد و در جنگهايي كه اتفاق افتاد، هم از مسلمانان و هم از كفار كسان بسياري كشته شدند...

ديگر اينكه، جنايات قبايل مغول در حق عموم مسلمانان  و به خصوص مسلمانان قفقاز جنوبي از حد افزون است. مغولها شهر گنجه را با خاك يكسان كرده و اهالي شهر را ـ به جز آنانكه گريخته بودند ـ از دم تيغ گذراندند. مغولهاي وحشي با اهالي ساير شهرها مانند شاماخي و نخجوان و ... نيز چنين رفتاري داشته‏اند... و طبيعي است كه مردم ايران شمالي، نفرتي عميق از مغولها داشتند و دارند، مغولهاي خونريزي كه پان تركيستها بدانها افتخار مي‏كنند، جناياتي در ايران شمالي و در ايران مرتكب شده‏اند كه قلم از تحرير آنها شرم دارد و اين جنايات در كتابهاي تاريخي مندرج است.

نكتة‌ ديگر اينكه، مردم ايران شمالي (بخصوص شيعيان آذري كه اكثريت مطلق مسلمانان قفقاز جنوبي را تشكيل مي‏دهند) همواره داراي هويت شيعي ـ ايراني بوده‏اند و بخصوص پس از قيام شاه اسماعيل صفوي و رسميت تشيع در ايران، همواره مردم اين منطقه  با هويت شيعي و ايراني شناخته شده‏اند و ايران شمالي نيز تا زمان انعقاد عهدنامه‏هاي سياه گلستان (۱۱۹۲شمسي) و تركمانچاي (۱۲۰۶ شمسي) بخشي از خاك و قلمروي  حكومت شيعي ايران  بوده است.

هويت شيعي همواره معطوف به ولايت اهل بيت (ع)‌ است و نژادگرايي در ميان شيعيان، مطرود و مذموم مي‏باشد.

ورود پان تركيسم به قفقاز جنوبي، پس از گسترش اين نظريه در محافل عثماني رخ داده است و افراد سنّي مذهب در ايران شمالي آغازگر جريان پان تركيسم بوده‏اند. فردي به نام «حسن بيگ زردابي» از افراد سني مذهب، براي نخستين بار نشريه‏اي به نام «اكينچي» (كشاورز) در اواخر قرن نوزدهم ميلادي در ايران شمالي منتشر كرد. به اعتقاد برخي از پژوهشگران، زردابي از وابستگان محافل پان تركيستي عثماني بود. وي در نشريه خود مطالبي عليه عزاداري‏هاي شيعيان مي‏نوشت. وي نگاهي منفي به زبان فارسي داشت و تأكيد مي‏كرد كه بايد زبان آذري از لغات فارسي پيراسته شود. كاري كه هرگز جامة‌ عمل نپوشيده است. زردابي را مي‏توان پيشتاز جريان پان تركيسم در ايران شمالي دانست كه داراي افكار ضد شيعي و ضد ايراني بود.

نشرية «حسن زردابي» به سبب مخالفت با آداب و آيين شيعي و هويت ايراني، با مخالفت مردمي روبرو شد. اين نشريه، سياست محافل پان تركيستي را دنبال مي‏كرد و از آن روي كه روسها، پان تركيسم را محملي براي تأمين منافع اروپا مي‏دانستند، ابتدا از تداوم انتشار «اكينچي» جلوگيري كردند. اما پس از چندي اين نشريه انتشار خود را پي گرفت. با اين تفاوت كه هرگز از فرهنگ روسي به عنوان فرهنگ بيگانه نام نمي‏برد، بلكه عليه تشيع ، فرهنگ ايراني و زبان فارسي تبليغ مي‏كرد. گويي، روسها با شرايطي به زردابي اجازه دادند تا نشريه را منتشر كند و از انتشار اين نشريه ضد شيعي و ضد ايراني حمايت كردند.

تا پايان قرن نوزدهم ميلادي، علي رغم كوشش‏هاي سازمان يافتة اروپا از طريق محافل و انجمن‏هاي پان تركي عثماني، جريان پان تركيسم نتوانست در ميان مسلمانان قفقاز جنوبي جايي براي خود باز كند. اما در سالهاي منتهي به  1917 ( سرنگوني نظام سلطنتي در روسيه ) به سبب ضعف حكومت روسيه و مشغول شدن شديد اين حكومت به قيام‏ها و بحرانهاي داخلي، و از سوي ديگر ضعف حكومت عثماني، پان تركها فعالتر شده و افرادي را در ايران شمالي جذب كردند، ناگفته نماند  كه يكي از مهم‏ترين علل فرهنگي فروپاشي امپراتوري عثماني، پيدايش و گسترش جنبش پان تركيسم بود. تأكيد روشنفكران اروپا زدة‌ ترك بر برتري موهوم نژاد و زبان تركي و طرح موضوعات خيالي مانند تشكيل توران بزرگ، حساسيت اقوامي را كه در قلمرو حاكميت امپراتوري عثماني بودند برمي‏انگيخت. و از سوي ديگر، اروپايي‏ها با سياست شيطاني خود، با طرح «پان عربيسم»، عربها را عليه حاكميت عثماني به مثابة ‌حاكميت تركها برمي‏انگيختند و به آنان القا مي‏كردند كه خود را از چنگال تركها نجات دهند. اين همان سياست معروف « تفرقه بينداز و حكومت كن» مي‏باشد كه موجبات فروپاشي امپراتوري عثماني را فراهم كرد و بدينگونه به صدها سال نگراني‏ها و ناراحتي‏ها اروپاي مسيحي پايان داد...

در هر حال، در سالهاي منتهي به ۱۹۱۷ و غرق شدن روسيه در آشوبهاي داخلي، جريان پان تركيسم با حمايت اروپا در اراضي مسلمان‏نشين قفقاز جنوبي قدرت يافت. در سال ۱۹۱۸ كه حكومت روسيه بر قفقاز جنوبي و اراضي اشغال شدة ايران به واسطة‌ عهدنامه‏هاي گلستان و تركمانچاي، به طور عملي حاكميت نداشت، با‏ حمايت وسيع اروپا، سه جمهوري كوچك در اين منطقه اعلام موجوديت كردند: ارمنستان، گرجستان و جمهوري  آذربايجان. تشكيل اين سه جمهوري در راستاي تجزيه و تضعيف روسيه و تأمين منافع اروپا بخصوص انگلستان بود.

تشكيل اين جمهوريها با استقبال ايران روبرو شد، هيأتي ويژه از سوي دولت ايران به رياست ضياء الدين طباطبايي (روزنامه نگار معروف) به قفقاز جنوبي اعزام شد تا با مذاكره‏هاي كاري و اساسي با سه جمهوري نوبنياد، روابط ايران را با آنها پي‏ريزي كند. اگر چه در همين زمان، برخي جريانهاي تأثير گذار در ايران شمالي (اران/ جمهوري آذربايجان) خواستار تشكيل كنفدراسيون با ايران و قرار گرفتن در تركيب جغرافيايي ايران بودند و در اين راستا نيز اقدماتي صورت گرفت، اما ضعف دولت ايران و شرايط منطقه‏اي و بين المللي بخصوص حاكميت دوبارة روسيه بر قفقاز جنوبي به اين بحث‏ها پايان داد...

حكومتي كه در بخشي از اراضي مسلمان‏نشين قفقاز جنوبي به نام «جمهوري آذربايجان» اعلام موجوديت كرد، از حمايت پان تركهاي عثماني و انگليس برخوردار بود. با اين حال، دولت و روشفكران ايراني، آزادي بخشي از اراضي اشغال شدة خود توسط روسيه را به فال نيك گرفتند. اما موضوعي كه از ابتدا با مخالفت گستردة‌ ايراني‏ها روبرو شد، اطلاق نام «جمهوري آذربايجان» به سرزميني بود كه در طول تاريخ «اران»، و يا « ولايت شيروان » ناميده مي‏شد. در اين باره، مباحثات قلمي ميان ملك الشعراء بهار (شاعر معروف ايراني) و «محمد امين رسول زاده» (پان ايرانيست سابق كه پس از سفر به استانبول از ايران، تغيير عقيده داده و پان تركيست شده بود!) درگرفت.

«فتحعلي خان خوينسكي» كه اصالتاً ايراني و اهل خوي (در آذربايجانغربي) بود، بنيانگذار حكومتي بود كه در ۱۹۱۸ در ايران شمالي تأسيس شد. اما وي به سبب مخالفت با عقايد پان تركي رسولزاده و دار و دسته‏اش از دايرة قدرت به حاشيه رانده شد و رسولزاده به عنوان مؤسس حكومت معرفي گرديد! جرم فتحعلي خان خوينسكي اين بود كه با عقايد پان تركي و ضد ايراني دار و دسته محمد امين رسولزاده مخالف بود...

حكومت ناپايداري كه رسولزاده با حمايت تركها و انگليس در رأس آن قرار گرفته بود، به زودي سقوط كرد. زيرا بسياري از روشنفكران و سياستمداران ايران شمالي مانند «نريمان نريمان اف»، با پان تركيسم مخالف بودند. از سوي ديگر، با قدرت يافتن حكومت مركزي روسيه و گسيل ارتش به سمت قفقاز جنوبي، نيروهاي عثماني از باكو و ديگر شهرهاي ايران شمالي عقب‏نشيني كردند و حكومت نوپا را در مقابل روسيه تنها گذاشتند. ارتش روسيه با همكاري كمونيست‏هاي ايران شمالي، دوباره بر آن مسلط شد. امين زاده فرار كرد و دوستان خود را تنها گذاشت كه بسياري از آنها كشته شدند. پس از سلطة دوباره روسيه بر ايران شمالي و سقوط حكومت پان تركيستي در باكو، بساط پان تركيسم در ايران شمالي برچيده شد...

پس از فروپاشي امپراتوري عثماني، يك افسر يوناني الاصل كه به شدت با دين مخالف بود، بر تركيه مسلط شد. اين افسر يوناني الاصل كه بعدها «آتاترك» ناميده شد، دستور تعطيلي مساجد، منع پوشيدن لباس روحاني، منع حجاب اسلامي و تغيير الفباي اصيل به الفباي مسيحيت را صادر كرد. رضاخان نيز كه دو سال پس از آتاترك بر ايران مسلط شده بود، به ديدار وي شتافت و پس از بازگشت از تركيه، وي نيز اقداماتي نظير اقدامات آتاترك انجام داد. دوستي آتاترك و رضاخان (به عنوان دو شخصيت ضد اسلامي ترك و فارس ) به حدي بود كه هنوز هم مجسمه‏هاي «آتاترك و رضاخان» در يكي از ميدانهاي مشهور استانبول قرار دارد !! اين مجسمه‏ها حاكي از پيوند و همسويي جريانهاي ضد اسلامي پان تركيسم و پان فارسيسم است.

با تسلط دوباره حكومت كمونيستي بر قفقاز جنوبي و قرار گرفتن مسلمانان اين منطقه در پشت حصارهاي آهنين، جريان پان تركيسم در تركيه به حيات خود ادامه داد. سردمداران تركيه تلاش مي‏كردند تا از اين تفكر ضد اسلامي براي نفوذ در كشورهاي مختلف و اقوام گوناگون ترك زبان بهره ببرند و نهادهايي در راستاي تحقق اين سياست تأسيس كردند...

از سوي ديگر، با توجه به تلاش شوروي براي تجزية آذربايجان ايران، روسها براي ايجاد نوعي پيوند فكري جعلي ميان آذريهاي شمال ارس با آذري‏هاي ايران، نياز به يك ايده و تفكر « ضد اسلامي و ضد ايراني » داشتند، تئوريسين‏ها و دستگاههاي فرهنگي شوروي، جريان پان آذريسم را كه از دو ويژگي ياد شده برخوردار است، دريافته و به گسترش و تعميق آن پرداختند...

در آستانة فروپاشي شوروي و در دوره گورباچف كه آزاديهاي نسبي در شوروي حاصل شده بود، محافل پان تركي در تركيه تلاش كردند تا با روشنفكران، نويسندگان و نخبگان ايران شمالي و آذريهاي قفقاز جنوبي ارتباط برقرار كنند. ابوالفضل ايلچي بيگ يكي از كساني بود كه به تفكر پان تركيسم علاقه نشان مي‏داد. وي در كتابخانه‏ نسخه‏هاي خطي كار مي‏كرد و براي تبليغ پان تركيسم مي‏كوشيد...

با فروپاشي شوروي، «اياز مطلب اف» سند استقلال ايران شمالي (جمهوري آذربايجان)‌ را امضا كرد. در اين زمان روسيه حتي از ادارة‌ خود نيز عاجز بود و نمي‏توانست در تحولات جمهوريهاي استقلال يافته تأثيرگذار باشد. دولت ايران نيز تازه از جنگي هشت ساله ونفس‏گير رها شده بود و برنامه‏اي براي قفقاز جنوبي و اراضي سابق خود نداشت. با اين حال، وقوع انقلاب اسلامي در ميان شيعيان آذري ايران شمالي به قدري تأثير نهاده بود كه آنها در تظاهراتهاي گسترده عليه حكومت روسيه، تصاوير امام خميني «ره» را حمل مي‏كردند. اين حقيقت را خبرنگاران غربي بارها و بارها يادآور شدند... در اين وضعيت كه ايران فاقد برنامه‏اي براي اراضي سابق خود بود، تركيه با حمايت گستردة آمريكا وارد ايران شمالي شد. صدها تن از عناصر ويژه تركيه در قالب شركتها و ... وارد باكو شدند شورشها و اغتشاشات ايران شمالي را فراگرفت . دولت باكو كه رياست آن را اياز مطلب اف برعهده داشت، فاقد قدرت بود. در اين زمان، پان تركيستها كه از حمايت تركيه، امريكا و اسراييل برخوردار بودند، نفوذ گسترده‏اي داشتند. در نهايت مطلب اف مجبور به فرار شد و اين جريان پان تركيسم بود كه زمام قدرت را در دست گرفت.

علل قدرت يابي جريان پان تركيسم و مسلط شدن فعالان اين جريان بر مراكز قدرت در ايران شمالي، در آستانة فروپاشي شوروي و در اوان استقلال چه بود؟ اين سؤال مهمي است كه پاسخگويي بدان ضروري است:

بعد از انقلاب ۱۹۱۷، از سال ۱۹۲۴(۱۳۰۳  شمسي ) حكومت شوروي، سياست خشني را براي حذف نقش دين و مذهب در پيش گرفت و شيوه‏هاي زير را بكار بست:

1-‏ قتل عام روشنفكران، علما و فعالان ديني

2-‏ اعلام شدن هرگونه فعاليت ديني به عنوان جرم و بسته شدن مساجد و اماكن ديني

3-‏ ممنوعيت انجام فرايض ديني

4-‏ تبليغ ملي گرايي قومي (پان آذريسم) در ميان آذريهاي ساكن در قفقاز جنوبي براي نفوذ در آذربايجان ايران و دست يابي به اهداف ديگر.

 هفتاد سال محروميت مسلمانان آذري از تعاليم ديني و معارف اسلامي، و از سوي ديگر تبليغ پان آذريسم شوروي گرا ـ كه ذاتاً با جريان پان تركيسم همخواني و همخوني دارد ـ زمينه را براي رشد جريان پان تركيسم در ايران شمالي فراهم كرده بود. طي هفتاد سال، فرهنگ شيعيان آذري در ايران شمالي دستخوش حملات بي‏امان كارگزاران فرهنگي شوروي و بخصوص كمونيست‏هاي آذري  بود. در بستر فرهنگي موجود، شاعران و نويسندگاني تربيت يافتند كه به طرفداري از كمونيسم و پان آذريسم، تبليغات مستمري عليه اسلام و ارزشهاي ديني و ايراني سامان دادند. « صمد وورغون» از جمله شاعران كمونيست ايران شمالي است كه اشعار وي آكنده از مضامين ضد اسلامي و ضد ايراني است.«سليمان رستم» ديگر شاعر گمراه، در اشعار خود به قرآن كريم اهانت كرده است. «آنار» نويسندة معروف، رماني سرشار از مضامين غير اخلاقي در ترويج بي‏بند و باري نوشت. رمان مورد اشاره چنان وقيحانه بود كه اعتراضاتي را برانگيخت... در حوزه‏هاي ديگر هنر، مانند سينما، دستگاه هنري باكو در دورة شوروي، فيلمهايي مانند «بابك» توليد مي‏كرد. اين فيلم كه هنوز هم به صورت مكرر از تلويزيون دولتي باكو پخش مي‏شود، آميزه‏اي از پان آذريسم و آزادي جنسي است... در اين وضعيت، فرهنگ و هويت اصيل اسلامي و شيعي مردم مظلوم ايران شمالي تضعيف مي‏شود و نسل‏هايي كه ما بين سالهاي ۱۹۱۷ ( انقلاب كمونيستي ) و ۱۹۹۱ ( فروپاشي شوروي ) مي‏زيستند، در فضاي مسموم و ضد اسلامي و ضد ايراني پرورش مي‏يافتند و شخصيت نسل جديد در چنين فضايي شكل مي‏گرفت. بنابر اين طي هفتاد سال حاكميت كمونيسم، زمينه براي قدرت يابي جريان پان تركيسم فراهم شده بود و اين جريان، پس از فروپاشي شوروي با حمايت آمريكا، تركيه و اسراييل قدرت را در باكو در دست گرفت. ناگفته نماند كه از سال 1367( 1988 ميلادي ) مردم ايران شمالي در مسير آزادي‏خواهي و جدايي از شوروي حركت مي‏كردند. در اين جريان آزاديخواهي، گروههاي مختلف فكري اعم از اصلاح طلبان، اسلامگرايان، پان تركيست‏ها و ... مشاركت داشتند، اما همانگونه كه گفته شد، هم بستر براي قدرت يابي پان تركيست‏ها فراهم بود و هم حمايت‏هاي مالي و سياسي كشورهاي بيگانه موجب شد كه اين جريان حاكميت را به دست گيرد.

جريان پان تركيسم و به حاكميت رسيدن اين جريان، فجايع بزرگي براي مردم ايران شمالي رقم زد.حاكميت پان تركيست‏ها به رهبري ابوالفضل ايلچي بيگ و سياست ضد روسي اين حاكميت و اصرار آنها بر خروج فوري نيروهاي روسي از خاك ايران شمالي، موجب شد كه نيروهاي روسي از مناطق مختلف مانند گنجه خارج شده و در ارمنستان استقرار يابند. اين نيروها، روند مناقشة‌ قره‏باغ را به نفع ارمنستان تغيير دادند و حدود ۲۰ درصد ديگر از اراضي ايران شمالي تحت اشغال قرار گرفت كه هنوز آزاد نشده است.

با تشديد احساسات قومي و بالا گرفتن مناقشة قره‏باغ، ارامنة ساكن در ايران شمالي و آذري‏هاي مسلمان ساكن در ارمنستان از محل سكونت خود آواره شدند. در نتيجة اين اقدامات و مناقشة‌ قره‏باغ، حدود يك ميليون نفر از آذري‏هاي مظلوم آواره و بي‏خانمان شدند كه با گذشت 15 سال، هنوز صدها هزار تن از آواره‏ها در چادر زندگي مي‏كنند.

در حالي كه ايران شمالي تازه استقلال يافته و سخت نيازمند پي‏ريزي روابط دوستانه با كشورهاي مختلف و بخصوص همسايه‏ها بود، موضع‏گيريهاي خام و نسنجيده و اقدامات نادرست ايلچي‏بيگ موجب شد كه ميان كشورهاي مختلف و باكو فاصله ايجاد شود. ايلچي بيگ، باكو را به كانون مخالفان ازبكستان تبديل كرد و درمقابل، اسلام كريم اف، رييس جمهوري ازبكستان اقداماتي عليه باكو به عمل آورد و حتي پروازهاي هوايي ميان ازبكستان و باكو را قطع كرد. ايلچي بيگ پس از خروج نيروهاي روسي از ايران شمالي، به طور علني از آمريكا كمك نظامي درخواست كرد. در تداوم همين سياست نادرست بود كه امروز آمريكايي‏ها در ايران شمالي حضور دارند.(در حقيقت به جاي نيروهاي روسي، نظاميان آمريكايي مستقر شدند.)

حاكميت ايلچي بيگ، در خطي ديگر از سياستهاي ضد اسلامي خود با اسراييل (دشمن درجه اول جهان اسلام) رابطه ديپلماتيك برقرار كرد و به رژيم صهيونيستي اجازه داد تا سفارت خود را در باكو تأسيس كند. (سياست گسترش روابط با اسراييل، هنوز هم  پيگيري مي‏شود)

در دورة ايلچي بيگ، روابط باكو با تركمنستان نيز بر هم خورد. در اين حال مناقشة قره‏باغ تداوم داشت و پان تركيست‏ها كه شعارهاي وطن پرستي آنها گوش فلك را كر مي‏كرد، در ميدان جنگ، هر روز فرار مي‏كردند... با همة اينها، ايلچي بيگ، در مصاحبه‏اي آشكار اعلام كرد كه اگر آمريكا به ما كمك كند، ايران را تجزيه كرده و «آذربايجان بزرگ» را تشكيل مي‏دهيم...

در اين گيرودار، سياستهاي خام و نادرست «حاكميت پان تركيسم در باكو» ايران شمالي را به سوي جنگ داخلي پيش مي‏برد.

تالش‏هاي ساكن در ايران شمالي (مناطق آستارا، لنكران، ماساللي، سليان و... در همسايگي ايران) كه احساس مي‏كردند، با اجراي سياستهاي پان تركيستي ايلچي بيگ نابود خواهند شد، بپا خاسته و حكومت مستقل «جمهوري تالش مغان» را به رهبري «ژنرال علي اكرام همت اف» تشكيل داده و جدايي خود را از باكو اعلام كردند.

اغتشاش و آشوب سراسر ايران شمالي را در برگرفته بود. شكست در جبهه‏هاي جنگ، تشكيل جمهوري تالش مغان، تلاش لزگي‏ها درمناطق شمالي براي تشكيل «جمهوري لزگستان»، سرازير شدن صدها هزار آواره به شهرهاي بزرگ و دهها مشكل ديگر، كشور را به سوي متلاشي شدن سوق مي‏داد. در اين وضعيت «صورت حسين اف» كه از قهرمانان جنگ و فردي ميهن پرست بود، براي ساقط كردن حكومت پان تركيستها بپا خاست و با نيروهاي تحت امر خود  از گنجه راهي باكو شد.

مردم ايران شمالي كه از حاكميت يكسالة پان تركيست‏ها و نابساماني‏ها و نا امني‏ها به تنگ آمده بودند، از تغيير دولت و سقوط ايلچي بيگ حمايت مي‏كردند.

در آستانة سقوط حكومت پان تركيستها، (۱۳۷۲شمسي) ، ابوالفضل ايلچي بيگ، حيدر علي اف ( ژنرال بازنشسته ك . گ . ب ) را كه در نخجوان بود، به باكو دعوت كرد و پس از انجام مذاكره‏اي محرمانه ميان ايلچي بيگ و حيدر علي اف، ايلچي بيگ از باكو فرار كرد و به نخجوان رفت. و بدينگونه بار ديگر زمينه براي حاكميت ديكتاتوري علي اف‏ها در ايران شمالي فراهم و سلسلة علي اف‏ها در باكو تشكيل شد.

بدينگونه حاصل هفتاد سال مبارزة مردم مسلمان ايران شمالي براي آزادي و ايجاد حكومتي مردمي، توسط جريان پان تركيسم بر باد رفت. همانگونه كه با انحراف نهضت مشروطيت توسط خيانت پيشگان و عوامل بيگانه، از دل اين نهضت، ديكتاتوري رضاخاني سربرآورد، با انحراف نهضت آزادي خواهي مردم ايران شمالي توسط جريان پان تركيسم، بار ديگر ديكتاتوري بر اين منطقه حاكم شد و زحمات ميليونها انسان و خون صدها شهيد كه در دورة‌ حكومت شوروي، بخصوص استالين و از سال ۱۳۶۷ شمسي(۱۹۸۸) در راستاي  آزاديخواهي بر خاك ريخته شده بود، در ايران شمالي بر باد رفت. سه دستاورد فاجعه بار حكومت يكسالة پان تركيستها در باكو پس از فروپاشي شوروي چنين است:

1-‏ اشغال شدن يك پنجم از اراضي ايران شمالي توسط ارامنه وتشكيل جمهوري قره باغ

2-‏ حاكميت مجدد حيدر علي اف ( از رهبران حكومت كمونيستي شوروي) و خاندان وي بر ايران شمالي

3-‏ نفوذ گستردة‌ آمريكا و اسراييل در ايران شمالي

 

منابع:

۱-‏  تاريخ آتورپاتكان، مرحوم پروفسور اقرار علي اف ، به ترجمة‌ دكتر شادمان يوسف

۲-‏  پان تركيسم : ابزار استعمار ، انتشارات آيدين ، استانبول ، ۱۹۹۲

۳-‏  فصلنامة‌ طلوع، شماره ۱۶، تهران

۴-‏  تاريخ آذربايجان ( ايران شمالي )، ضيا بنياد اف و يوسف اف، باكو ، آذرنشر، چاپ اول، ۱۹۹۴

۵-‏  تاريخ شيروان و دربند، ولاديمير فدروويچ، ترجمة محسن خادم ، تهران ، دايرة المعارف اسلامي ، چاپ اول. ۱۳۷۵

۶-‏  مسلمانان شوروي؛ گذشته ، حال و آينده ، الكساندر بنيگسن و مري براكس آپ ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، چاپ دوم ، ۱۳۷۱

۷-‏  نادرستي فرضيه‏هاي نژادي آريا، سامي و ترك ، پروفسور شاپور رواساني ، انتشارات اطلاعات، تهران ، ۱۳۸۰

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 13:35  توسط رسول اردبیلی و دوستان  |