ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

تصمیم امریکا برای تغییر دولت باکو و چرخش ریاکارانه این دولت به سمت ایران ...

حرکت آزادیبخش ایران شمالی 


تصمیم امریکا برای تغییر دولت باکو و  

چرخش ریاکارانه این دولت به سمت ایران

در عین تداوم رفتارهای ضد ایرانی

·        عارف جعفری

 

 

در حالی که طی ماههای اخیر مقامات دولتی باکو وتهران با انجام سفرهای متقابل از گرمی روابط و نیز عدم اجازه به مخالفان همدیگر برای فعالیت سخن می گویند ، در اقدامی آشکار ، یک همایش ضد ایرانی و تجزیه طلبانه در باکو برگزار شد. با گذشت بیش از 40 روز از این اقدام ضد ایرانی که طی همکاری مشترک برخی کارکنان شناخته شده دولت باکو و برخی عناصر ضد انقلاب و حقوق بگیران سرویس های بیگانه انجام شد ، هنوز خبری از واکنش دولت جمهوری اسلامی به این اقدام ضد ایرانی منتشر نشده است. طی ماههای اخیر بنا به علل مختلف از جمله تمایل آمریکا برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) که با محملهای خاصی ماند عدم رعایت حقوق بشر توسط دولت باکو آغاز شده و نیز برخی اقدامات خاص دولت امریکا در حمایت از مخالفان غربگرای دولت الهام علی اف و در واقع آشکار شدن حمایت امریکا از یک جریان خاص برای حذف الهام علی اف از صحنه سیاسی ،دولت باکو و مجموعه حزب " آذربایجان نوین " (یئنی آذربایجان ) با درک خطر قریب الوقوع ، چرخشی دیپلماتیک رابه سمت ایران آغاز کرده است. این چرخش دیپلماتیک و ریاکارانه در سالهای قبل نیز تجربه شده است. اما دولت جدید ایران( دولت آقای روحانی ) با استقبال از این رویکرد ریاکارانه و بدون توجه به تجارب گذشته – بخصوص تجربه دولت خاتمی - ، این فرصت را بار دیگر برای دولت خانوادگی باکو فراهم کرده است تا بار دیگر با کارت ایران ، با امریکا و غرب بازی کند. این در حالی است که تغییر قابل ملاحظه ای در رفتار دولت باکو نسبت به جمهوری اسلامی یا جریان اسلامگرای داخل کشور – که دولت باکو آن را به ایران منتسب می کند صورت نگرفته و هنوز هم دهها تن از فعالان شیعه به جرم اعتراض به ممنوعیت حجاب و مسایل مشابه در زندانهای باکو بسر میبرند. بنا به گزارشهای منتشر شده در مطبوعات باکو ،"حزب همبستگی شهروندان" و "کنگره آذربایجانی های جهان" (داک) همایشی در رابطه با آذربایجان ایران برگزار کرده است. این همایش با حضور عناصر ضد انقلاب و تجزیه طلب فراری و نیز عده ای از عوامل ضد ایارنی در مجموعه حاکمیت باکو در تاریخ 19 آذر ماه 93 به بهانه سالگرد سقوط " حکومت جعلی فرقه دمکرات " که توسط شوروی در جریان جنگ دوم جهانی در آذربایجان ایران ایجاد شده بود ، برگزار شد. "صابر رستمخانلی" نماینده پارلمان باکو در این همایش سخنرانی کرد. وی با اعتراف به اینکه رسانه های باکو تمایلی به پخش اینگونه مراسمها ندارند، خواستار توجه رسانه های باکو به آذربایجان ایران شد. فردی به نام " اژدر تقی زاده " که سابقا از فعالان احزاب وابسته به شوروی در ایران بود و بعد از انقلاب به دلیل محدودیت فضا برای فعالیت به نفع بیگانگان به خارج از کشور گریخت ، علیه تمامیت ارضی ایران سخنرانی کرد تا بار دیگر وابستگی خود به بیگانگان را نشان دهد. همچنین عنصری به نام " محمود بیلگین " با بیان این که دلیل شکست فرقه دمکرات عدم حمایت نیروهای خارجی بوده است، اعتراف کرد: اگر ما مورد حمایت قرار نگیریم بار دیگر شکست خواهیم خورد. زیرا نقطه ضعفی داریم. این، عدم حمایت مردم است." وی گفت : باید با فعالیتهای لابیگری برای تجزیه آذربایجان تقویت شود.

" عارف حاجیلی " از اعضای شناخته شده «حزب مساوات» با بیان این که هفتادمین سالگرد اضمحلال فرقه دمکرات باید به طور متفاوتی برگزار شود، گفت: نباید "پیشه وری" را از "الچی بی" جدا کرد.

 برپایی اینگونه همایشهای ضد تمامیت ارضی ایران در باکو در حالی است که در کتابهای درسی باکو نیز ، تاریخ با جهت گیری ضد ایرانی ، تحریف رویدادها و حتی ابداع عبارتهای جغرافیایی به دانش آموزان ودانشجویان تدریس میشود.معروفترین کتاب درسی که در آن تاریخ به صورت گستاخانه تحریف و گذشته ایرانی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) در آن انکار شده و حتی بخشهایی از ایران نیز به عنوان " ایران شمالی " ( جمهوری آذربایجان ) معرفی شده ، کتاب " آتا یوردو " است که توسط عناصر دولتی مانند " یعقوب محموداف" تالیف و توسط وزارت تحصیل ( آموزش و پرورش ) دولت باکو به عنوان کتاب درسی اموزش داده می شود. این کتاب درسی که از زمان حیدر علی اف وارد چرخه نظام آموزشی دولت باکو شده ، کاملا با جهت گیری ضد ایرانی و نگاه تجزیه طلبانه نسبت به آذربایجان تاریخی (آذربایجان ایران ) تالیف شده است.

همچنین در یک اقدام ضد ایرانی دیگر ، کتابی از " رامیز مهدی اف " رییس نهاد ریاست جمهوری باکو درباره شاه اسماعیل صفوی منتشر شد . در این کتاب علاوه برتحریف شخصیت شاه اسماعیل صفوی ، دولت صفوی نه به عنوان یک دولت ایرانی که به عنوان یک دولت قومی معرفی شده و اراضی گسترده ای از قفقاز و ایران و سایر مناطق به عنوان قلمرو دولت آذربایجان (که عمر آن از سال 1991 آغاز می شود ) معرفی شده است. برای این کتاب چندین مراسم رونمایی در مراکز دولتی باکو از جمله " دانشگاه سلاویان " و " موسسه جهانگردی " و " اکادمی ملی علوم " برگزار شد. رامیز مهدی اف که رییس نهاد ریاست جمهوری باکو و از چهره های ضد اسلامی است ، در سخنرانی خود ، گرایش به حجاب را در جامعه مسلمانان این خطه ، گرایش به موهومات خواند!

روزنامه «پارالل»، چاپ باکو در تاریخ 06/08/93 طی خبری نوشت : "به گزارش خبرگزاری «آذرتاج»، " رامیز مهدی یف " رییس نهاد ریاست جمهوری باکو در سخنرانی خود در پانزدهمین سالگرد تأسیس آکادمی اداره دولتی گفت: «من می خواهم به شما خطر روی آوردن مجدد جامعه به سوی جهالت و موهومات و دینداری افراطی را نشان بدهم. جهانگردانی که در سال 1990 به جمهوری آذربایجان(ایران شمالی ) می آمدند، با شگفتی می گفتند که اینجا کشور مسلمان است، ولی ما در اینجا یک خانم محجبه نیز ندیدیم! اما امروز آنها و شما و من نیز می بینیم که تعداد این نوع خانم ها روز به روز به سرعت در حال افزایش است. تعداد خانم هایی که به مؤسسات آموزشی و از جمله به مؤسسات عالی آموزشی می روند، روز به روز در حال افزایش می باشد. من مطمئن نیستم که این کار ناشی از خواست درونی خود خانم ها بوده باشد. تحلیل ها نشان می دهد که بیشتر اینها ناشی از اجبار خانوادگی می باشد و دختران جوان نیز تابع این خواسته می شوند...»

شایان ذکر است ، طی سالهای اخیر و با سیاست های ضد ایرانی دولت باکو، نه تنها روابط اقتصادی باکو با ایران رشد نیافته ، بلکه بیش از 90 درصد از موافقت نامه های امضا شده بین دو کشور نیز به مرحله اجرا نرسیده است. همچنین از فعال شدن بازارچه های مرزی جلوگیری شده و فعالیتهای نهادهای بشر دوستانه مانند " کمیته امداد امام خمینی ره " نیز در باکو متوقف شده است. این در حالی است که فعالتیهای نهادهای منسوب به رژیم صهیونیستی در این کشور همچنان ادامه دارد.تبلیغات علیه ایران در قالب تاریخ و... در کتابهای درسی رژیم باکو نیز ادامه دارد ، در حالی که در کتابهای درسی دولت باکو حتی یک سطر نیز درباره جنایات رژیم صهیونیستی به چشم نمیخورد.

به اعتقاد کارشناسان سیاسی ،طی ماههای اخیر بنا به علل مختلف از جمله تمایل آمریکا برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) که با محملهای خاصی ماند عدم رعایت حقوق بشر توسط دولت باکو آغاز شده و نیز برخی اقدامات خاص دولت امریکا در حمایت از مخالفان غربگرای دولت الهام علی اف و در واقع آشکار شدن حمایت امریکا از یک جریان خاص برای حذف الهام علی اف از صحنه سیاسی ،دولت باکو و مجموعه حزب " آذربایجان نوین " (یئنی آذربایجان ) با درک خطر قریب الوقوع ، چرخشی دیپلماتیک رابه سمت ایران آغاز کرده است. موضوع دیگری که موجب رویکرد ریاکارانه دولت باکو به سمت ایران شده ،خطر گروههای وهابی و تکفیری است که دولت باکو با آن مواجه است.جریان وهابی – تکفیری که طی بیست سال گذشته با حمایت برخی کشورها مانند عربستان ، قطر ، امارات ، کویت در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) گسترش یافته ، در حال تبدیل شدن به یک خطر عینی برای دولت باکو و جامعه این کشور است.دولت باکو طی سالهای گذشته تمام توان خود را معطوف به سرکوب اسلامگرایان شیعه کرده بود و دستگاههای امنیتی و حتی دستگاه دولتی " اداره روحانیت قفقاز " به ریاست " پاشا زاده " با جریان وهابی – تکفیری با تسامح فراوان رفتار کرده و حتی همکاری میکردند. اداره روحانیت دولتی باکو و دستگاههای امنیتی با جلوگیری از سفر جوانان طالب علوم دینی به ایران و تحت فشار قرار دادن طلاب آذری و تبلیغات علیه ایران، آنان را به سوی کشورهایی مانند مصر و عربستان هدایت میکردند.اما با شکل گیری جنگ در سوریه توسط کشورهای غربی – عربی و ترکیه ، ناگهان دولت باکو با حضور صدها تن از وهابی ها و تکفیریهای این کشور در سوریه مواجه شد که عده ای از انها نیز به هلاکت رسیده اند.این موضوع بار دیگر نشان داد که سیاستها و پیش بینی های دستگاه امنیتی دولت باکو اشتباه بوده است. اخیرا بعد از تهدید داعش ، تدابیر امنیتی در مراکز دولتی باکو به شدت افزایش یافته است. خطر جریان وهابیت و تکفیری نیزبه مثابه یکی دیگر از علل رویکرد ناچار و ناخواسته دولت باکو به سمت ایران رازیابی می شود . به عبارت روشن ، دولت باکو در حالی به سمت ایران گرایش یافته ، که امریکا و غرب در اندیشه تغییر در فضای سیاسی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) است و از سوی دیگر نیز خطر داعش تاثیر خود را در باکو نمایان ساخته است. این نکته را نباید از نظر دور داشت که علاوه بر جریان بومی وهابی – تکفیری در جمهوری آذربایجان ، این منطقه ، منطقه ای آشنا برای افراطی ها و تروریستهای چچنی نیز می باشد که سالهای سال با آن در ارتباط بوده اند. در این وضعیت ، بدون انجام تغییرات لازم و اساسی در سیاستهای دولت باکو نسبت به ایران ، آغوش گشودن به روی دولت باکو در قالب " گرمی روابط !" آیا یک اقدام خردمندانه سیاسی ارزیابی می شود ؟ در این وضعیت " گرمی روابط " در واقع معنایی جز حمایت از دولتی ندارد که فاقد پایگاه مردمی است و از سوی دیگر ، زمان آن نیز برای حامیان خارجی و بین الملی اش بسر آمده و آنها میخواهند ، این دولت را به دولتی تغییر دهند که رییس مادام العمر نداشته باشد. و از سوی دیگر با تهدیدات فزاینده داخلی روبروست. مبادا رفتاری را که با " چائوشسکو " داشتیم ،دوباره تکرار کنیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 16:9  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

امضای سند قتل عام ارامنه توسط رییس جمهور رژیم صهیونیستی


رژیم صهیونیستی ، قتل عام ارامنه توسط ترکیه را به رسمیت شناخت

در حالی که  دولت ترکیه نخستین کشور اسلامی بود که کشور جعلی اسراییل را به رسمیت شناخت و در حالی که دولت باکو روابط گسترده امنیتی ، نفتی و نظامی با رژیم صهیونیستی دارد ، رژیم صهیونیستی ماجرای قتل عام و نسل کشی ارامنه ساکن در قلمرو امپراتوری عثمانی را به رسمیت شناخت. این اقدام بعد از ان انجام شد که پارلمانهای برخی کشور غربی مانند فرانسه این قتل عام را به رسمیت شناختند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، خبرگزاری آپا که از رسانه های نزدیک به دولت باکو می باشد ، خبر بهر سمیت شناخته شدن قتل عام ارامنه توسط اسراییل را منتشر کرد.

آپا نوشت : رییس جمهور اسراییل ، سند " قتل عام " را امضا کرد.

امضای سند قتل عام توسط رییس جمهور رژیم صهیونیستی در حالی صورت گرفت که دولتهای باکو و آنکارا طی سالهای متمادی خدمات گسترده سیاسی ، اقتصادی و امنیتی به رژیم صهیونیستی ارایه کرده اند و مقامات باکو بارها اعتراف کرده اند که روابط  دولت باکو با اسراییل در حد روابط استراتژیک است.

برخی تحلیلگران معتقدند ،رژیم صهیونیستی بعد از آنکه باکو را  دام سیاستهای ضد اسلامی و اشغالگرانه خود گرفتار کرده ، اکنون به دنبال آن است تا روابط خود را با ارمنستان گسترش دهد.

شایان ذکر است رسانه های باکو همواره علیه دشمنان اسراییل مانند حزب الله لبنان و دولت سوریه تبلیغات میکردند و همواره حزب الله را به تروریسم متهم میکردند ، و در جریان حمله رژیم صهیونیستی به لبنان و کشتار مردم غیرنظامی ، کسانی را که در باکو و در اعتراض به جنایات اسراییل تظاهرات میکردند ، دستگیر وز ندانی می ساختند. در حالی که اگر در اقدامات سازمانهای مقاومت ، افرادی از صهیونیستها به هلاکت میرسیدند ، رییس جمهور باکو پیام تسلیت به سران رژیم صهیونیستی ارسال میکرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی 1393ساعت 16:2  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گریه رجب طیب اردوغان در حضور مقام معظم رهبری و گستاخی اش در استانبول

اردوغان ؛ از گریه در محضر رهبر انقلاب تا گستاخی در استانبول

رجب طیب اردوغان که با تغییر قانون اساسی ترکیه توانست همچنان بر اریکه قدرت در ترکیه تکیه کند ، اخیرا طی سخنانی با ابراز نارضایتی از حمایت جمهوری اسلامی از محوز مقاومت بخصوص سوریه ، کنایه ای بی ادبانه به مرجعیت و رهبریت دینی نیز داشته است ، هنگام رسیدن به حضور رهبر انقلاب اسلامی در مشهد گریه میکرد.

حجه الاسلام میرتاج الدینی  طی مصاحبه ای با یک پایگاه اطلاع رسانی در تبریز ، درباره دیدار اردوغان با رهبر معظم انقلاب اسلامی در مشهد گفت :" در جریان دیدار در مشهد که خود اردوغان و خانواده اش به مشهد آمده بودند و با آقا دیدار کردند، من هم آنجا بودم. آن ها از دیدن آقا متاثر شده بودند و گریه می کردند."

میر تاج الدینی در پاسخ به سوالی ، ایم ماجرا را فاش کرد . وی در پاسخ به این سوال پایگاه اناج  که : " ترکیه چه اهدافی در مسئله ی سوریه دارد؟" اظهار داشت : " اشتباه استراتژیک دولت اردوغان همین جا بروز کرد و سابقه ی سیاسی آن ها (تسلط بر سوریه و ...) پیش زمینه این قضیه است. در واقع آن ها فریب حرکت های بدلی را خوردند و نتوانستند تفاوت قضیه ی مصر و سوریه را با جاهای دیگر تشخیص دهند. لذا به دام افتاده و با آمریکا و کشورهای مرتجع منطقه هم خط شدند. جالب تر اینکه بیشترین نفع را در این میان اسرائیل برد و به نوعی به امنیت رسید.

در جریان دیدار در مشهد که خود اردوغان و خانواده اش به مشهد آمده بودند و با آقا دیدار کردند، من هم آنجا بودم. آن ها از دیدن آقا متاثر شده بودند و گریه می کردند. در آن جلسه که من هم حاضر بودم، بحث های عمومی مطرح شد اما شنیدم که در جلسه داخلی تعبیر آقا این بوده که قضیه ی جنگ داخلی که در سوریه راه انداخته اند متفاوت از بحث های دیگر است. آقا از وی سوال کرده بود که اگر در داخل کشور شما، عده ای اسلحه به دست بگیرند و با دولت وارد جنگ شوند شما چه می کنید؟ لذا مساله سوریه حرکت مردمی یا بیداری اسلامی نیست."

شایان ذکر است ؛ رجب طیب اردوغان به دلیل مشارکت گسترده در جنگ تحمیلی غرب بر سوریه تاکنون آماج انتقادهای گسترده در داخل و خارج از ترکیه بوده است. به گونه ای که برخی تحلیل گران بر این باورند بعد از پرونده نسل کشی ارامنه که دولت ترکیه همچنان در گرداب آن دست و پا میزند ، پرونده گروههای تروریستی در سوریه که از حمایت گسترده ترکیه برخوردارند ، یکی دیگر از پرونده های تاریخی دولت ترکیه به شمار میرود.  

گفتنی است دولت ترکیه طی سالهای اخیر در راستای تهدید و ضربه زدن به منافع ملی جمهوری اسلامی از طریق تلاش برای سقوط نظام مردمی سوریه و تبدیل آن به یک نظام تکفیری - صهیونیست گرا و ضد مقاومت اسلامی ، اقدام علیه حزب الله لبنان در همکاری با امریکا به صورت بارز اقدام کرده که انتظار میرود جمهوری اسلامی در راستای طراحی پاسخهای عملی به این اقدامات ترکیه برآید. 

اخیر نیز دولت ترکیه با انجام اقدامات خاص مانند افزایش عوارض برای کامیونها و کالاهای ایرانی و جلوگیری از تردد کامیونها و کالاهای ایرانی در صدد اعمال فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی است.اغلب کامیونها و کالاهای ایرانی که به ترکیه وارد میشوند از منطقه آذربایجان ایران است. 

گفتنی است در حالی که در آغاز تحرکات تروریستی در سوریه ، اردوغان وعده داده بود که دولت سوریه ظرف چند ماه سقوط خواهد کرد و بیاناتش در این باره در رسانه ها منتشر شده بود ، با گذشت قریب چهار سال هنوز وعده اردوغان محقق نشده است.

 

 

تبلیغ عناصر ضد اسلام و ضد انقلاب توسط شهرداری تبریز

شهرداری تبریز با انتشار ویژه نامه ای با عنوان "شهر حکیمان" به تبلیغ برخی عناصر ضد اسلام و ضد انقلاب پرداخت. این ویژه نامه که به مناسبت "هفته نکوداشت تبریز!" منتشر شده ، و در صدد معرفی به اصطلاح چهره های "پزشکی تبریز" است، از عناصری مانند سید حسن تقی زاده که در وابستگی به انگلستان، غربزدگی و خدمت به بیگانگان، دست داشتن در ترور برخی روحانیون، خدمت به رژیم ستمشاهی شهرت دارد، تجلیل کرده است.

در این ویژه "غلامحسین ساعدی" که آثار متعددی از وی در ضدیت با اسلام، مذهب و آموزه های دینی منتشر شده، مورد توجه و تبلیغ قرار گرفته است. وی بعد از انقلاب به فرانسه رفت و در آنجا با گروه های ضد انقلاب اسلامی به همکاری پرداخت و مشهور است که بر اثر افراط در شرابخواری مرد.

همچنین در ویژه نامه "شهر حکیمان؟!" از تبلیغ "جواد هیئت" از چهره های پان ترکیستی نیز غفلت نشده است. دکتر جواد هیات از چهره های مورد اعتماد رژیم پهلوی و رئیس تنها بیمارستان شهربانی در زمان طاغوت بود که در اسناد منتشر شده از سوی "سازمان اسناد انقلاب اسلامی" عضویت وی در سازمان فراماسونری مورد تاکید قرار گرفته است.

دکتر جواد هیات که نشریه "وارلیق" را در راستای قومگرایی و تبلیغ پان ترکیسم منتشر می کرد، سالهای آخر عمر خود را در باکو و تحت حمایت رژیم باکو سپری کرد و چندی پیش نیز در همین شهر دفن شد.

گفتنی است افرادی مانند تقی زاده و ساعدی به عنوان پزشک اشتهار ندارند و تبلیغ اینگونه عناصر در ویژه نامه شهرداری تبریز، حاکی از جهت گیری خاص منتشر کنندگان ویژه نامه است. تبلیغ عناصر شناخته شده ضد اسلام و قومگرا با هزینه بیت المال به بهانه "نکوداشت تبریز!" خطای فاحشی است که انتظار می رود از سوی مسئولین و مراجع ذیصلاح مورد دقت و پیگیری قرار گیرد.

شایان ذکر است در حالی که در ویژه نامه شهرداری تبریز از عناصر ضد اسلام و ضدانقلاب و قومگرا تجلیل و تبلیغ شده ، تجلیل از پزشکانی که در سالهای جهاد و شهادت و در روزهای سخت مملکت ، با نهادن جان بر کف ، به جبهه ها شتافته بودند ، مورد غفلت گرفته است !؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 13:31  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

تاثیر انتخابات ریاست جمهوری لوهانسک و دونسک بر جمهوریهای خودمختارقفقاز جنوبی

انتخابات ریاست جمهوری لوهانتسک و دونتسک ؛  

و تاثیر آن بر جمهوریهای خودمختارقفقاز جنوبی

·       جلال محمدی

علایق روسیه به عنوان جمهوری مرکزی اتحاد جماهیر شوروی با جمهوریهای سابق – بر خلاف تصور غربگرایان این جمهوریها – نه تنها به آسانی قابل قطع شدن نیست ، بلکه رشته های پیوندی که میان این جمهوری ها با روسیه برقرار است ، به مرور زمان و با وقوع  حوادثی که از تلاش گسترده غرب برای الحاق این جمهوریها به خود ناشی میشود ، محکمتر نیز میشود. این موضوع قبلا در جمهوری آوستیای جنوبی نیز تجربه شده بود (1387 خورشیدی – 2008 میلادی ) که روسیه با اقدامات نظامی دولت گرجستان برای تصرف این منطقه خودمختار به شدت مقابله کرد و این جنگ که دولت گرجستان آغازگر ان بود ، به تثبیت روند استقلال اوستیای جنوبی و به رسمیت شناختن ان از سوی برخی کشورها مانند روسیه و نیکاراگوئه منجر شد.

بحران اوکراین که ماهها ست ادامه دارد و هنوز به سرانجام خود نرسیده است ، بحرانی است که با تلاش غرب برای الحاق سیاسی و اقتصادی اوکراین به مجموعه غرب با ترکیبی از اقدامات انقلاب رنگی و اقدامات سخت و حتی مسلحانه صورت گرفت و به رویارویی غرب و روسیه انجامید ، در گام اول و به فوریت ، موجب الحاق کریمه به عنوان بخش استراتژیک به روسیه انجامید و نشان داد که روسیه این منطقه را که با امنیت ملی روسیه ارتباط تنگاتنگ و تعیین کننده ای دارد ، با قاطعیت حفاظت میکند و تبعات آن را نیز می پذیرد. به موازات تلاش غرب برای تحکیم نفوذ خود در اوکراین ، روسیه به الحاق کریمه بسنده نکرد و شرق اوکراین را نیز فعال کرد. این منطقه به دلایل ترکیب قومی و ویژگی های تاریخی ، منطقه ای روسگرا محسوب میشود و از زمینه لازم برای تجزیه برخوردار است . روسیه در حالی که شیب رو به رشد تحریمهای غرب را چون شمشیری بر بالای سر داشت ، به بازی در دو عرصه مذاکره و اقدامات میدانی – عملیاتی با غرب ادامه داد و با تمام قدرت به حمایت از روسگرایان شرق اوکراین که آماج حملات ارتش اوکراین بودند ، ادامه داد. این اقدامات از حمایت همه جانبه تسلیحاتی – سیاسی و اقتصادی از استقلال طلبان روسگرا تا گسیل هزاران نیرو به مرزهای اوکراین را شامل میشود.

در نهایت ،بعد از ماهها نبرد و ایستادگی روسگرایان در مقابل ارتش اوکراین – که از حمایت تسلیحاتی و مستشاری امریکا برخوردار است – و عدم رضایت غرب در رعایت منافع تاریخی روسیه در اوکراین ، انتخابات ریاست جمهوری در مناطق دونتسک و لوگانسک برگزار شد و روسای جمهور این دو جمهوری خودمختار مشخص شدند. به گزارش رسانه هادر بیانیه مشترک دو جمهوری خودخوانده جدید که با انتخابات اخیر اعلام خودمختاری کرده اند، آمده است:" ما تاکید می کنیم که به تعهدات خود پایبندیم و به مقام های کی یف یادآور می شویم که شرایط ما را پذیرفته و باید آن را به طور کامل اجرا کنند.

این بیانیه مشترک افزوده است: در صورتی که کی یف، عقلانیت خود را نشان دهد سران دو جمهوری منتخب آماده گفت وگو خواهند بود... ما با شرایط برابر برای ادامه گفت وگو آماده ایم."

تامل در بیانیه مشترک دو جمهوری خود مختار و این جمله که :" ما با شرایط برابر برای ادامه گفت وگو ( با کیف ) آماده ایم." حاکی از آن است که قلمرو این جمهوریها نیز ،با حمایت روسیه از قلمرو اوکراین جدا شده است ، همانگونه که  اوستیای جنوبی از گرجستان و قره باغ از جمهوری آذربایجان جدا شده است.بویژه اینکه اوستیای جنوبی و قره باغ پیش از فروپاشی شوروی نیزبه صورت رسمی " خودمختار " بودند.

پیام خودمختاری دو جمهوری جدا شده از اوکراین برای جمهوری های خودمختار یا رو به استقلال قفقازی مانند اوستیا و قره باغ بسیار روشن است و آن اینکه ؛ الحاق دوباره اوستیای جنوبی به گرجستان،  و قره باغ به باکو و حتی ایروان ممکن نیست . دیگر پیام انتخابات لوهانسک و دونسک به جمهوریهای سابق شوروی بخصوص قفقازیها این است که اگر در روابط خود با غرب بخواهند روسیه را نادیده بگیرند ، باید پیامدهای سختی را متحمل شوند که تجزیه کشور ، از جمله این پیامدهاست ؛ بخصوص اینکه بدانیم روسها در قفقاز با برخی مناطق قومی مانند تالش نشین و لزگ نشین در شمال و جنوب جمهوری آذربایجان، و نیزمناطق ارمنی نشین گرجستان وروسها وبرخی دیگر از اقوام این کشور ارتباطات دیرینه ای دارند . این ارتباطات با توجه به سیاستهای قومگرایانه دولتی تفلیس و باکو نیز امکان رشد بیشتری دارد.

نکته پایانی اینکه روسها درساختن و اداره" جمهوری های خودمختار " تخصص و تجربه تاریخی دارند و از این جمهوری ها برای تامین منافع ملی خود و نیز تجریه کشورهای دیگر بخصوص کشورهای پیرامونی بهره میگیرند. طی سالهای 1320 تا 1325 که ارتش شوروی بخشهای وسیعی از خاک ایران را اشغال کرده بود ، روسها دو حکومت خودخوانده  در بخش هایی از کردستان و آذربایجان ایجاد کردند که به دلایلی مانند عدم نقش آشکار روسها درتشکیل و اداره آنها ، عدم برخورداری حکومتهای یاد شده از پایگاه مردمی و مخالفت عمومی با آنها و تقابل سیاسی شوروی با امریکا در نهایت این حکومتهای خودخوانده بعد از خروج ارتش شوروی از ایران فروپاشیدند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 15:19  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

سفر بیحاصل رییس رسانه ملی به باکو


دستاورد سفر ضرغامی به باکو چیست ؟

 

در حالی که طی روزهای اخیر و در پی مشخص شدن اعزام هواپیمای بدون سرنشین اسراییل از قلمرو دولت باکو به فضای ایران ، این دولت  به شدت برای در امان  ماندن از هر گونه اقدام تنبیهی جمهوری اسلامی در تلاش بوده و کوشش دارد با انجام سفرهای  متقابل مقامات ، و خرید زمان ، موضوع را در ورطه مرور زمان و فراموشی از کانون توجه مقامات ایرانی و افکار عمومی به حاشیه براند ، ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما به باکو سفر کرد.

مطالعه دقیق اخبار منتشر شده از سفر ضرغامی به باکو ، حاکی است که این سفر، یک سفر معمولی و فاقد هر گونه دستاورد سیاسی ، فنی ، رسانه ای و... برای جمهوری اسلامی ایران است ، سفر بنا به دعوت وزیر ارتباطات دولت باکو انجام شده است . مساله " تداخل امواج " که در صحبتهای ضرغامی و وزیر ارتباطات دولت باکو پیرامون آن گفتگو شده ، مساله ای قدیمی است و همواره از سوی دولت باکو مطرح شده و منشا آن ناراحتی دولت باکو از امکان دریافت برخی شبکه های ایرانی بخصوص شبکه آذری سحر در خاک ایران شمالی ( ج آذربایجان ) است.

همچنین اینکه وزیر ارتباطات دولت باکو اظهار داشته : " طرفین با درک متقابل از پخش مطالب و برنامه هایی که مایه آزردگی همدیگر  یا باعث خدشه دارشدن روابط و مصالح ملی و سیاسی یکدیگر شود خودداری می کنند " از جهتی صحیح  و ازجهتی دروغ محض است. بخش صحیح ان مربوط به رسانه جمهوری اسلامی بخصوص شبکه سحر است که با فعالیتهای مشترک سفیر ایران در باکو  و مقامات باکو برخی برنامه های آن مانند " کمپاس " اثر گذاری قبلی خود را از دست داد. و جهت دروغ آن مربوط به دولت باکو است که توسط شبکه های مختلف ( آینس ، آتی وی ، لیدر ، آذ تی وی و...) همچنان علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی با شیوه های خاص رسانه ای از جمله استعمال اسامی جعلی درباره آذربایجان ایران فعالیت دارد. علاوه بر این برپایی همایش ضد ایرانی " داگ " در باکو با فعالیت صابر رستمخانی ( از چهره های وابسته به دولت و منصوب به عنوان " دپوتات " – نماینده – در مجلس از سوی رییس جمهور باکو -) شاهد آشکاری بر تداوم فعالیتهای ضد ایرانی دولت باکو است.

تشکیل کمیته تشریفاتی رسانه ای هم نیازی به سفر رییس رسانه ملی به باکو نداشت و شکل گیری چنین کمیته ای توسط نمایندگی صدا و سیما در باکو به تلویزیون دولتی باکو به راحتی امکان پذیر بود . گذشته از اینکه چنین کمیته ای در واقع کمیته ای تشریفاتی و روی کاغذی است.

در هر حال فقدان هر گونه دستاورد برای سفر آقای ضرغامی به باکو  این سوال را مطرح می سازد که : رییس رسانه ملی برای چه به باکو سفر کرد ؟ چه کسانی در شکل گیری این سفر نقش داشتند و چه فایده ای از آن بردند ؟

گفتنی است چندی پیش نیز رییس رسانه ملی سفری به ترکمنستان انجام داد که مشابه سفر باکو بود .

متن خبرسفر رییس رسانه ملی به باکو از خبرگزاری فارس :

رئیس رسانه ملی پس از دیدار با وزیر ارتباطات دولت  باکو اعلام کرد: درباره تشکیل کمیته مشترک بررسی مسایل رسانه ای در حوزه های فنی و محتوایی به توافق رسیدیم که امیدواریم این کمیته بتواند در جهت پیشبرد فعالیت های رسانه ای و در نهایت ارتقای فعالیت های مشترک دو کشور موثر باشد.

ضرغامی که به دعوت وزیر ارتباطات دولت باکو به این کشور سفر کرده است با اشاره به روابط بسیارخوب دو کشور و دو ملت گفت: در مورد مسائل فنی و وجود برخی تداخلات در امواج سیگنال‌های تلویزیونی صحبت شد و خوشبختانه با همکاری هایی که از گذشته داشتیم و امروز هم آقای وزیر اشاره کرد تا حد زیادی این مشکلات حل شده است.

رئیس رسانه ملی با اشاره به روابط فرهنگی بین دو کشور افزود: بسیاری از سریال‌ های ایرانی در جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) پخش شده است و از لحاظ فرهنگی بسیاری از برنامه‌های تولیدی دو کشور نزدیک به هم هستند بنابراین اگر هم درباره برخی برنامه ها برداشت رسانه ای متفاوتی وجود داشته باشد خیلی مهم نیست بلکه مهم نگاه جامع رسانه ای است که وجود دارد.

ضرغامی به مسائل منطقه ای و موضوعات رسانه ای نیز اشاره کرد و گفت: فضای سایبری موجود کمک زیادی به داعش کرده است و متاسفانه غرب حاضر نیست خدمات فضای مجازی را برای داعش مسدود کند.

وزیر ارتباطات دولت باکو هم در جمع خبرنگاران بیان کرد: همانطور که آقای ضرغامی گفت در حال حاضر مشکلی به نام تداخل امواج و فرکانس های دو کشور وجود ندارد و طرفین با درک متقابل از پخش مطالب و برنامه هایی که مایه آزردگی همدیگر  یا باعث خدشه دارشدن روابط و مصالح ملی و سیاسی یکدیگر شود خودداری می کنند.

وی در پایان عنوان کرد: کمیته مشترک رسانه ای درباره تعمیق و بهبود روابط رسانه ای و محتوای برنامه های رسانه های دو کشور نظارت و فعالیت می‌کند و در جهت تامین منافع و مصالح دو کشور اقدامات لازم را انجام می‌دهد.

در این سفر وزیر ارتباطات دولت باکو با توجه به پیشرفت های فنی صدا و سیما برای خرید فرستنده های پرقدرت دیجیتال از ایران اعلام آمادگی کرد که اولین نمونه این فرستنده ها به زودی به باکو ارسال خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 13:29  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

بازتاب تحریف شده ی گفتگوی استادجلال محمدی با خبرگزاری مهر در رسانه های باکو

 


 

باز تاب گفتگوی استاد جلال محمدی شاعر و نویسنده و شهریار شناس معاصر کشورمان

 - در سایت خبری مدرن آذ :

A A A

İrandan Bakıya növbəti İTTİHAM: “Ustad Şəhriyarın əsərləri təhrif edilir”

 17.09.2014,

 

Modern.az saytı xəbər verir ki, Təbrizdə keçirilən ənənəvi Milli Şeir Günü çərçivəsində Ustad Şəhriyarının vəfatı ilə bağlı tədbirdə Azərbaycan ədəbiyyatşünaslarının ünvanına xeyli ittihamlar səsləndirilib. Tədbirdə çıxış edən “Qafqaz karvanı” kitabının müəllifi, iranlı araşdırmaçı Cəlal Məhəmmədi bildirib ki, xarici ölkələrdə Məhəmmədhüseyn Şəhriyarın əsərləri ciddi təhriflərə məruz qalır. O, bunu “mədəni xəyanət” adlandırıb.

C.Məhəmmədi qeyd edib ki, bir sıra çevrələr mərhum şairi bir vaxtlar İranda fəaliyyət göstərmiş kommunist TUDƏ Partiyası ilə əlaqələndirməyə çalışırlar. Bu mənada ədəbiyyatşünaslıqda geniş məlum olan Şəhriyarın Arazın bu tayındakı şairlərlə mənzum məktublaşmasına toxunan C.Məhəmmədi Bakı nəşrlərinin bir çoxunda mərhum şairə məxsus əsərlərin ciddi təhriflərə məruz qaldırdığını iddia edib. Bununla bağlı, iranlı araşdırmaçı bir sıra poetik nümunələri də tədbir iştirakçılarının nəzərinə çatdırıb.

Araşdırmaçı xüsusi olaraq “Heydərbabaya salam” poemasında İran Azərbaycanının şivəsindən (Təbriz dialekti) istifadə olunduğunu qeyd edərək Azərbaycan Respublikasındakı nəşrlərdə bu şivənin də təhrifə məruz qaldığını vurğulayıb.

Modern.az

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازتاب در روزنامه آزادلیق چاپ باکو:

 

 

İrandan Bakıya növbəti ittiham

 

“Ustad Şəhriyarın əsərləri təhrif edilir”

Təbrizdə keçirilən ənənəvi Milli Şeir Günü çərçivəsində Ustad Şəhriyarının vəfatı ilə bağlı tədbirdə Azərbaycan ədəbiyyatşünaslarının ünvanına xeyli ittihamlar səsləndirilib. Tədbirdə çıxış edən “Qafqaz karvanı” kitabının müəllifi, iranlı araşdırmaçı Cəlal Məhəmmədi bildirib ki, xarici ölkələrdə Məhəmmədhüseyn Şəhriyarın əsərləri ciddi təhriflərə məruz qalır. O, bunu “mədəni xəyanət” adlandırıb.

C.Məhəmmədi qeyd edib ki, bir sıra çevrələr mərhum şairi bir vaxtlar İranda fəaliyyət göstərmiş kommunist TUDƏ Partiyası ilə əlaqələndirməyə çalışırlar. Bu mənada ədəbiyyatşünaslıqda geniş məlum olan Şəhriyarın Arazın bu tayındakı şairlərlə mənzum məktublaşmasına toxunan C.Məhəmmədi Bakı nəşrlərinin bir çoxunda mərhum şairə məxsus əsərlərin ciddi təhriflərə məruz qaldırdığını iddia edib. Bununla bağlı, iranlı araşdırmaçı bir sıra poetik nümunələri də tədbir iştirakçılarının nəzərinə çatdırıb. 

Araşdırmaçı xüsusi olaraq “Heydərbabaya salam” poemasında İran Azərbaycanının şivəsindən (Təbriz dialekti) istifadə olunduğunu qeyd edərək Azərbaycan Respublikasındakı nəşrlərdə bu şivənin də təhrifə məruz qaldığını vurğulayıb

 

http://www.azadliq.info/xeberler-menu/311-son-xbrlr/52552-randan-bakya-noevbti-ittiham.html

 

متن اصلی گفتگو در خبرگزاری مهر و در بسیاری از سایتها و وبلاگها قابل بازیابی و مطالعه است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 15:21  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

پرواز از نخجوان به نطنز!


دولت باکو ؛ همکار اصلی در تجاوز

پهباد اسراییلی به ایران

 

پرواز از نخجوان به طنز... نخجوان که یکی از ایالتهای ایران قبل از انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمنچای بود طی سالهای متمادی بعد از فروپاشی شوروی با کمکهای اساسی ایران ( غذا - آرد - سوخت - مایحتاج روزانه و کمکهای بلاعوض ) به حیات خود ادامه داد.این منطقه که با شهرهایش حدود ۲۵۰ هزار نفر جمعیت دارد طی سالهای اخیر شاهد تحرکات به شدت ضد ایرانی دولت باکو بوده است. دولت باکو طی یک برنامه چند ساله تمام مراکز ایرانی از جمله درمانگاه هلال احمر - رایزنی فرهنگی - دفتر کمیته امداد - مسجد حضرت زهرا س و ... را در این منطقه تعطیل کرد و در مقابل حضور مخفی اسراییل را در آن گسترش داد. گفته می شود پهباد صهیونیستی از این منطقه به سوی ایران پرواز داده شده است.

کسانی که با سامانه سیاسی دولت باکو و دولتهای مشابه تشکیل شده ناشی از فروپاشی شوروی آشنایی دارند ، میدانند که پرتاب این پهباد از قلمرو دولت باکو ، بدون موافقت شخص الهام علی اف ممکن نبوده است و شخص الهام علی اف به علت موافقت با حرکت متجاوزانه صهیونیستی به فضای ایران ، مسوول است .

به دنبال انهدام پهباد اسرائیلی در فضای ایران ، مقامات باکو به صورت سراسیمه ، اظهارات متعددی درباره اهمیت و گسترش روابط با ایران و تکذیب اعزام پهباد صهیونی از خاک نخجوان  داشته و برخی از مقاماتشان را نیز به صورت فوری به تهران اعزام کردند تا گستاخی اساسی خود را در اعزام پهباد به فضای ایران در غبار اظهارات دوستانه و گسترش روابط و از این نوع مسایل  مخفی کنند.

 

 

 

فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تازه ترین گفتگوی رسانه ای خود ، بار دیگر درباره مبداء پهباد صهیونیستی متجاوز به خاک وطنمان سخن گفت .

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ سردار حاجی زاده در گفتگوی  مورخ 7 مهربا خبرگزاری فارس با اشاره به هدف قرار دادن پهپاد متجاوز رژیم صهیونیستی در آسمان ایران طی هفته‌‌های گذشته، اظهار داشت: از مدل این پهپاد در منابع آشکار صهیونیست‌ها هیچ مطلبی وجود نداشت و این پهپاد با مدل‌های دیگر هواپیماهای بدون سرنشین صهیونیستی از قبیل هرون یا مدل‌های دیگر هرمس مثل هرمس 450 یا 900 و مدل‌های دیگری که در منابع آشکار وجود دارد، فرق می‌کند.

 

وی افزود: این یک هواپیمای جاسوسی است و معمولاً کشورها در خصوص اینگونه پهپادها اظهار نظر نمی‌کنند، ولی ما با شناختی که از آنها داشتیم و اتفاقاتی که در سوریه و برخی جاهای دیگر مثل قره‌باغ اتفاق افتاده بود، از قبل با این گونه هواپیماها آشنایی داشتیم.

وی در خصوص مبدأ پروازی این هواپیما نیز گفت: این موضوع معلوم شده است و ما تقریباً از روز اول، مبدأ پرواز این هواپیما را تشخیص دادیم و اعلام کردیم که این هواپیما از یکی از کشورهای منطقه آمده و نمی‌تواند از سرزمینهای فلسطین اشغالی پرواز کرده باشد ولی برای دقت بیشتر و مطالعات کافی، صبر کردیم تا گزارش‌مان تکمیل شود و امروز صد درصد از این مبدأ مطلعیم و این گزارش را هم در اختیار دولت و هم بخش های مرتبط در ستاد کل نیروهای مسلح قراردادیم و می‌دانیم که دولت هم اقدامات خوبی را در پاسخ به این قضیه آغاز کرده است.

شایان ذکر است در پی انهدام پهباد صهیونیستی در فضای ایران ، سردارجزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مبداء ارسال هواپیمای بدون سرنشین صهیونیستی را یکی از کشورهای شمال ایران که سابقا جزو اقلیم اتحاد جماهیر شوروی بوده اعلام کرد. و با دلایل و قراین متعدد از جمله عدم وجود پهباد صهیونیستی ( از نوع منهدم شده ) در سایر کشورهای همسایه شمالی به غیر از جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ، سابقه انهدام نوعی از پهباد صهونیستی در فضای جمهوری قره باغ که از طرف دولت باکو اعزام شده بود ، بر همه معلوم بود که منظور از این " همسایه شمالی " جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی ، جمهوری آذربایجان است.

گفتنی است دولت باکو روابط گسترده نظامی ، اطلاعاتی و امنیتی و سیاسی  با رژیم صهیوینستی برقرار کرده و حتی مقامات دولت باکو اعلام کرده اند که روابط با اسرائیل ، روابط استراتژیک است. دولت باکو عمده ترین تامین کننده انرژی برای رژیم اشغالگر می باشد و با مخالفان رژیم صهیونیستی مانند حزب ا... لبنان ، دولت سوریه ، و مقاومت فلسطین نیز دشمنی میورزد. علاوه بر این ، دولت باکو هر گونه تظاهرات در راستای اعتراض به جنایات ضد بشری ، اشغالگری و نسل کشی این رژیم را ممنوع اعلام کرده و تاکنون دهها تن از اهالی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به علت تظاهرات علیه رژیم صهیونیستی زندانی شده اند.

دولت باکو در حمله امریکا به افغانستان ، عراق و اشغال این کشورها نقش فعالی داشته و هم اکنون نیز عده ای از نیروهای نظامی باکو در افغانستان هستند.

قابل ذکر است ؛ به دنبال انهدام پهباد اسرائیلی در فضای ایران ، مقامات باکو به صورت سراسیمه ، اظهارات متعددی درباره اهمیت و گسترش روابط با ایران و تکذیب اعزام پهباد صهیونی از خاک نخجوان  داشته و برخی از مقاماتشان را نیز به صورت فوری به تهران اعزام کردند تا گستاخی اساسی خود را توجیه کنند.

این در حالی است که به گفته کارشناسان ، پهباد صهیونیستی اعزامی از اقلیم جمهوری آذربایجان به خاک ایران ، از نوع بسیار پیشرفته بوده و مقامات صهیونیستی به دولت باکو اطمینان داده بودند که این پهباد به هیچ وجه توسط ایرانی قابل کشف نیست. به همین دلیل مقامات باکو که کشف و انهدام پهباد را پیش بینی نکرده بودند ، بعد ازانهدام آن در فضای ایران ، در مخمصمه افتاده اند. کسانی که با سامانه سیاسی دولت باکو و دولتهای مشابه تشکیل شده ناشی از فروپاشی شوروی آشنایی دارند ، میدانند که پرتاب این پهباد از قلمرو دولت باکو ، بدون موافقت شخص الهام علی اف ممکن نبوده است و شخص الهام علی اف به علت موافقت با حرکت متجاوزانه صهیونیستی به فضای ایران ، مسوول است .

اما آیا مسوولان ایرانی ، تاوان این گستاخی را از رییس دولت باکو خواهند ستاند ، یا مانند گذشته ، دولت باکو  باز هم به علت مسامحه کاریها یا اقدامات ناشیانه برخی افراد ،تاوان حرکتهای ضد ایرانی خود را نخواهد پرداخت ؟

گفتنی است به دنبال اعلام مبداء پهباد صهیونیستی و اعزام این پهباد از نخجوان ، محسن پاک آیین سفیر جمهوری اسلامی در باکو در حرکتی تعجب آنگیزو ساده لوحانه و و خارج از وظایف و در همسویی آشکار با مقامات باکو  اعلام کرد که این پهباد از جمهوری آذربایجان اعزام نشده است !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 10:26  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گفتگو با استاد جلال محمدی درباره شعر و شخصیت استاد شهریار

 


استاد جلال محمدی شاعر و نویسنده معاصر کشور :

 

تحریف شعر و شخصیت شهریار یک خیانت فرهنگی بزرگ است.

 

تحریف اشعار استاد شهریار از باکو شروع شد

 

خبرگزاری مهر: در حالی به سالگرد درگذشت استاد "سید محمد حسین بهجت تبریزی" ملقب به "شهریار" و روز ملی شعر و ادب فارسی در کشور گرامی داشته می شود که هر از گاهی برخی تلاش ها برای تحریف آثار این ادیب معاصر کشورمان صورت می گیرد، اقدامی که به اعتقاد صاحب نظران این حوزه یک خیانت بزرگ فرهنگی است.

به گزارش خبرنگار مهر، "شهریار ملک سخن" را می توان نام آورترین شاعر معاصر آذربایجان و حتی ایران نامید که بی گمان آثار و اشعار وی جایگاه ویژه ای در میان شعر و ادب دوستان دارد، شاعری که هر چند به زبان آذربایجانی تکلم می کرد و شعر می سرود اما اشعار فارسی او نیز شهرتی مثال زدنی دارند و در این میان شاید اثر معروف "همای رحمت" روشن ترین ادله برای این ادعا باشد.

اما در این میان هر از گاهی برخی شیطنت ها برای تحریف آثار و شخصیت این شاعر پرآوزه ایرانی و آذربایجانی و با اهداف و اغراض خاص صورت می گیرد که به عقیده صاحب نظران حوزه شعر و ادب بی تردید یک خیانت بزرگ فرهنگی محسوب می شود، موضوعی که نویسنده و شاعر معاصر کشور و مولف کتاب "قافله قفقاز" در گفتگویی تفصیلی با مهر به واکاوی آن پرداخته است.

"جهاد قلمی شهریار" عامل دشمنی وابستگان فکری و سیاسی بیگانگان با وی

استاد جلال محمدی که کتاب "قافله قفقاز" از آثار شاخص وی بشمار می رود، درباره تداوم تلاش های وابستگان جریان های سیاسی بیگانه گرا و محافل خاص برای تحریف شعر و شخصیت استاد شهریار گفت: تلاش برای تحریف شخصیت هدایتگران جامعه ی بشری، سابقه ای به درازای تاریخ دارد و تحریف کتاب های آسمانی، تحریف سخنان و شخصیت پیامبران و ائمه دین، تحریف حوادث و رویدادهای تاریخی و تحریف جهت تاریخ و حتی تحریف جغرافیای کشورمان از جمله روش های شناخته شده تحریف گران است.

شاعر و نویسنده معاصر کشورمان افزود : چنانکه در قرآن کریم نیز ذکر شده است ، مشرکان سعی داشتند برای انکار وحی، پیامبر بزرگ اسلام را به عنوان شاعر معرفی کنند و این یکی از بزرگترین ترفندهای مشرکان برای تحریف شخصیت نورانی و عظیم پیغمبر اسلام بود. همین روند نیز به گونه های مختلف بعدها توسط مستشرقین دنبال شد چرا که تحریفگری یکی از اقدامات دائمی جبهه باطل در زمینه های علم و ادب و معارف است تا بتوانند با جبهه حق مقابله کنند اما جبهه حق نه تنها نیازی به تحریف ندارد بلکه یکی از اقدامات دائمی حقیقت جویان تلاش برای تحریف شناسی و تحریف زدایی است.

وی با اشاره به روش های مختلفی که مخالفان حقیقت در ترویج تحریف داشته اند، تحریف شخصیت های بزرگ ادبی به خصوص شاعران را یکی از شیوه های مهم برای تاثیر گذاری به نفع جریان و جبهه باطل در جامعه دانست و در مورد تلاش های انجام شده برای تحریف شعر و شخصیت استاد شهریار نیز تصریح کرد: استاد شهریار به عنوان یک شاعر دینی از آن هنگام که شعر و شخصیت وی در کشور درخشید، آماج حملات و تحریفگری های وابستگان بیگانگان و مخالفان دین قرار گرفت.

محمدی در ادامه اظهار داشت: در دهه 40 و به ویژه پس از آنکه منظومه "حیدربابایه سلام" منتشر شد، عناصر وابسته به حزب توده (حزب کمونیست ایران) با مشاهده ی نفوذ گسترده ی این منظومه بین مردم آذربایجان و آذری های قفقاز مطالب فراوانی علیه شهریار در مطبوعات منتشر کردند چرا که این منظومه جانمایه ای دینی داشت و در واقع تجلی اندیشه ی دینی شهریار در قالب شعر بود.

نویسنده کتاب "قافله ی قفقاز" که به بررسی مکاتبات منظوم برخی شعرای قفقاز با استاد شهریار می پردازد، خاطرنشان کرد: هنگامی که عناصر بیگانه گرا و ضد دین از مخالفت مستقیم با شهریار به جایی نرسیدند، به تحریف شعر و شخصیت وی کمر بستند و برای مثال مصرع "من علی اوغلویام آزاده لرین مردی مرادی " را به " من ائلین اوغلویام ..." تحریف کردند و این تحریفات برای نخستین بار از باکو شروع شد.

وی در ادامه گفت: در مجموعه هایی که به عنوان " گزیده ی شعر شهریار " در باکو منتشر شد، نه تنها اشعاری را که شهریار به زبان آذربایجانی سروده بود تحریف کردند بلکه اشعاری ضعیف و سست و نادرست با عنوان ترجمه اشعار فارسی شهریار منتشر شد که مضامین این اشعار با تفکر شهریار همخوانی ندارد و مشحون از احساسات قومگرایانه و حزبی برخی شاعران دست چندم باکویی است.

محمدی با اشاره به دیگر روش تحریف اشعار استاد شهریار گفت: اشعاری که شهریار به زبان آذربایجانی سروده، در گویش و لهجه ی تبریز است و شهریار در مقدمه ای که بر "حیدربابایه سلام" نوشته ، این نکته را متذکر شده  که "حیدربابا" به لهجه ی محلی است ، اما در سال های گذشته شاهد بوده ایم که "حیدربابا" را به لهجه ی باکویی تغییر داده اند، مثلا شهریار گفته است "حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا / سئللر سولار شاققیلدیوب آخاندا ..." اما تحریفگران این بیت را به صورت "حیدربابا ، ایلدیریملار چاخاندا / سئللر سولار شاققیلداییب آخاندا ..." تغییر داده اند.

وی با بیان اینکه دشمنی دیرین مخالفان دین و انقلاب اسلامی با شهریار هنوز هم ادامه دارد ، گفت : چندی پیش کتاب "پیر پرنیان اندیش" که خاطرات یکی از شاعران عضو حزب توده بود، منتشر شد که در این کتاب اهانت های زیادی به شهریار روا داشته شده وشاعر حزب توده،  استاد شهریار را به صورت فردی نامتعادل به تصویر کشیده است.

 

وی افزود: چنانکه مقام معظم رهبری هم در بیانات خود درباره استاد شهریار تصریح کرده اند، یکی از مهمترین علل دشمنی وابستگان فکری و سیاسی بیگانگان با استاد شهریار، همراهی و همگامی این شاعر بزرگ با انقلاب اسلامی و "جهاد قلمی شهریار" در راه انقلاب اسلامی بود به گونه ای که استاد شهریار نه تنها شعرهای فراوانی درباره انقلاب و دفاع مقدس به زبان های فارسی و آذربایجانی سرود، بلکه شخصا لباس بسیجی وکسوت رزم پوشید و در بدرقه رزمندگان بسیجی به جبهه، برای بسیجیان شعر خواند و گریست.

شهریار شاعر اهل بیت (علیهم السلام) و شاعر انقلاب اسلامی است

محمدی با تاکید بر اینکه شهریار شاعر اهل بیت (علیهم السلام) و شاعران انقلاب اسلامی است، گفت : استاد شهریار صدها بیت شعر درباره ی اهل بیت دارد و بیش از دویست بیت از اشعار استاد درباره ی امام علی (علیهم السلام) یا ترجمه اشعار منسوب به آن حضرت است است و دو شاهکار شهریار که از اشعار ماندگار تاریخ شعرفارسی است ، یعنی شعر " علی ای همای رحمت ..." و مثنوی " شب و علی "  در مدح و تبیین شخصیت مولا علی ( علیه السلام ) سروده شده است و اعاظم شعرای فارسی گوی ایران و جهان اتفاق نظر دارند که این دو شعر از شاهکارهای شعر معاصر است و از لحاظ نفوذ مردمی نیز نظیری ندارند.

این شاعر معاصر در ادامه تصریح کرد: از طرفی اشعاری که شهریار درباره ی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سروده  نیز علاوه بر ارزش ادبی خاص آنها و شهریارانه بودنشان ، تاثیر شگفتی در شکل گیری جریان شعر دفاع مقدس در ایران داشت و بسیاری از مخالفت های عناصر بیگانه گرا بخصوص روشنفکران و قومگرایان با شهریار نیز در همین نکته نهفته است چرا که آنها به شدت تلاش کردند تا شهریار را از همراهی و همگامی با انقلاب و دفاع مقدس و رهبری انقلاب بازدارند ، اما موفق نشدند و کینه ی خود را در قالب هجویه ها و تحریف ها به نمایش گذاشتند.

محمدی با تاکید بر اینکه یکی از خطرناکترین شیوه های تحریف درباره شخصیت شهریار ، تحریف مخملی و نرم است، در تبیین این شیوه گفت : در مواردی ، در قالب کنگره یا همایش بزرگداشت شهریار در داخل کشور که توسط دستگاه های فرهنگی ترتیب داده می شوند، مقالاتی با "عناوین و موضوعات خاص" سفارش داده شده و در قالب مجموعه های یا عنوان "یادنامه" یا "مجموعه مقالات کنگره" منتشر می شوند که در این مقالات، شعرو شخصیت دینی و انقلابی استاد شهریار در غبار فراموشی استتار و مخفی می شود.

وی افزود: در این گونه همایش ها موضوعاتی مانند "ترانه ها و ضرب المثلها در شعر شهریار" ، "نقش موسیقی در شعر شهریار" ، " نوآوریهای ادبی و..."  و موضوعاتی از این دست به عنوان عناوین برای نگارش مقالات تعیین می شود و موضوعاتی مانند "شهریار و اهل بیت ( علیهم السلام )"، "شهریار و انقلاب اسلامی"، "شهریار و دفاع مقدس" و دیگر موضوعاتی که می توانند تبیین گر اندیشه ی دینی و انقلابی وی برای نسل امروز و آینده باشد، به فراموشی سپرده می شود.

محمدی همچنین گفت: در نتیجه ی اینگونه فعالیت های تحریفگرانه، شخصیت و شعر شهریار برای نسل امروز و آینده در هاله ای از ابهام قرار می گیرد و در واقع شخصیتی تحریف شده از شهریار برای نسل امروز معرفی می شود بطوریکه برای نمونه بسیاری از مقالات کتاب "دیدار آشنا" که مجموعه مقالات مجمع جهانی شهریار در سال 1377 بوده، در مخالفت با اندیشه دینی و عرفانی استاد شهریار وحتی علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی است.

نویسنده کتاب "قافله قفقاز" در ادامه افزود: شهریار شاعر قرآنی بود و انس زیادی با قرآن داشت و چنان به قرآن کریم عشق می ورزید که به خط زیبای خود شروع به نگارش قرآن کریم کرد و در حدود ثلث قرآن را با خط خود نوشت و قرآن کریم تجلی گسترده ای در اشعار استاد شهریار دارد و نمی توان آیین و همایشی به یاد شهریار برپا کرد و از بررسی و تبیین تجلی قرآن در شعر شهریار غفلت ورزید.

اهل قلم و ادب و دستگاه های فرهنگی باید به "وظیفه تاریخی" خود در مقابل شهریار ملک سخن عمل کنند

وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در عیادت برخی از اهل هنر و ادب از ایشان درباره ی پروین اعتصامی گفت: پروین اعتصامی نیز به دلیل اندیشه و شعر دینی و اخلاقی و پاکیزه اش مانند شهریار مورد بغض جریانهای آلوده بود و تلاش می کردند برخی شاعران زن را که با عاشقانه سرایی های نازل و در مواردی خلاف عفت بیان، جایگاه والای زن و شعر را زیر سوال می بردند ، در مقابل پروین اعتصامی مطرح کرده و با تبلیغات در برخی مطبوعات داخلی و رسانه ها ی صوتی و تصویری بیگانگان بخصوص در آمریکا و انگلیس و چهره سازی های کاذب از امثال بهبهانی و فرخزاد و از سویی با تحقیر پروین به عنوان " شاعر نخود و لوبیا "، درخشش پروین را در آسمان شعر ایران کم فروغ کنند اما با همه ی تلاش خود نتوانستند به این هدف برسند و امروز دیوان پروین اعتصامی ، یکی از پرتیراژترین کتابهای شعر تاریخ چاپ در ایران است. چنانکه دیوان شهریار نیز چنین است.

 

محمدی که کنگره ی بزرگداشت شهریار در سال 1373 در تبریز با مسئولیت وی برگزار شد ، پیام مقام معظم رهبری بعد از وفات شهریار را سندی بر شناخت و معرفی هویت و شعر و شخصیت شهریار دانست و با اشاره به اینکه تحریف شخصیت شهریار صرفا یک خیانت ادبی نیست بلکه در واقع تحریف تاریخ و ادبیات انقلاب و هویت شعر دینی و یک خیانت فرهنگی بزرگ است، گفت : پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که بعد از درگذشت استاد شهریار از سوی ایشان صادرشد ، می تواند دربرپایی آیین های بزرگداشت و پیشگیری از تحریف شخصیت دینی و انقلابی استاد شهریار ، به عنوان دستورالعملی برای مسوولان فرهنگی در کانون توجه قرار گیرد.

وی افزود:در این پیام آمده است : شهریار شعر و ادب ایران درگذشت، این مرد بزرگ واین شاعر کهن، با دلی جوان و لبالب از شوق و احساس و با درک وظیفه بزرگ شاعر دوران انقلاب، همه ی سرمایه ی عظیم ذوق و هنر خود را در خدمت هدف و راهی گذاشت که کشور او و مردم او برگزیده و برای آن تن به فداکاری داده بودند . او انقلاب را و جهاد و شهادت را در شعر روان و روشن خود سرود و برترین مضمون دوران عمر با برکت خود را، در بخش پایانی شعر ماندگار خویش گنجانید، او پیام انقلاب اسلامی را با دلی نیوشید که از کودکی به پیام قرآن گوش سپرده و در همه ی آخر عمر، در اسرار و معارف آن به غور و تدبر پرداخته بود، او عاشق قرآن بود و قرآن مجسم و زنده را در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مشاهده می کرد، از آنرو خود را در خدمت انقلاب گذاشت و به مردمی که جان در گرو آن نهاده بودند ، پاسخ مثبت داد، درخشانترین هنر شهریار آن است که وظیفه ی تاریخی خود را شناخت و با همه ی وجود و با کمال خلوص به آن عمل کرد."

نویسنده کتاب "قافله قفقاز" در پایان تصریح کرد: مقام معظم رهبری از "شناختن وظیفه تاریخی" به عنوان درخشانترین هنر شهریار یاد کرده اند و امروز وظیفه ی اهل قلم و ادب و بخصوص دستگاه های فرهنگی نیزاین است که در مقابل شهریار ملک سخن، " وظیفه تاریخی " خود را بشناسند و به آن عمل کنند، شناختن وظیفه تاریخی، حاکی از داشتن بصیرت و شجاعت است چنانکه در تاریخ شیعه و ایران شاعرانی مانند دعبل، سید حمیری، فرزدق، مهرداد اوستا و استاد شهریار این وظیفه ی تاریخی را شناختند و با کمال شجاعت وخلوص و بدون هراس از تحقیرها وتهمت ها و تحریف ها و با سرودن اشعار بلند و روشنگر و هدایتگر به این وظیفه تاریخی عمل کردند.

-------------------------------------

گفتگو از:اسد بابایی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 15:6  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

در حاشیه سفر موشه یعالون وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو


وزیری با دستهای آغشته به خون در باکو

·        دکتر عارف محمدزاده

 

 

برای نخستین بار در تاریخ تشکیل کشور نوپای جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) ، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو سفر کرد.

اگر چه سفر وزیر جنگ رژیم " کودک کش " به باکو ، با توجه به مناسبات گسترده ای که دولت باکو  با این رژیم برقرار کرده ، امر غیر منتظره ای به شمار نمیرود ، ولی با توجه به اینکه رژیم باکو تلاش میکرد بخش اعظم روابط خود با این رژیم اشغالگر و کودک کش را پنهان نگه دارد ، این سفر میتواند تامل برانگیز باشد.

از تاریخ پیدایش جمهوری آذربایجان از سال 1991 و طی عمر بیست و ساله دولت باکو ، این نخستین بار است که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی آشکارا و با اعلام در رسانه ها به باکو سفر کرده است. این سفر نگاه تحلیلگران را سیاسی را به خود معطوف کرده است ، بویژه اینکه درست چند روز بعد از آن انجام میگیرد که هواپیمای بدون سرنشین با تجاوز به آسمان ایران ، هدف قرار گرفته و منفجر شده است و منابع نزدیک به رژیم صهیونیستی و نیز برخی منابع ایرانی اعلام کرده اند که این هواپیما از جمهوری آذربایجان پرواز و به خاک ایران تجاوز کرده است.

 

سفر موشه یعالون، وزیر جنگ اسرائیل به باکو پس از آنکه وی به باکو وارد شد، اعلام شد. یعالون طی دو روز اقامت خود در باکو با مقامات بلندپایه باکو از جمله الهام‌ علی‌اف، رییس جمهور، ایلمار محمدیارف، وزیر امور خارجه و ذاکر حسن‌اف، وزیر دفاع دولت باکو دیدار میکند.

وزارت جنگ اسرائیل در بیانیه‌ای اعلام کرد: قرار است طی این سفر روابط میان دولت باکو و اسرائیل تقویت شده و بر سر راهبردهای مسائل منطقه‌ای بحث شود.

یعالون طی سفر خود به باکو قرار است در نمایشگاه بین‌المللی صنایع دفاعی در جمهوری آذربایجان غرفه متعلق به اسرائیل را افتتاح کند. وزارت جنگ اسرائیل در این غرفه همراه با ۱۵ شرکت نظامی اسرائیلی حضور پیدا خواهد کرد. یعالون هنگام ورود به باکو گفت: خوشحال هستم که در نخستین سفر تاریخی یک وزیر جنگ اسرائیل به جمهوری آذربایجان در اینجا حضور دارم.

وی افزود: روابط دو جانبه میان ما ثمربخش است و میان دو طرف روابط راهبردی و تلاش‌های مشترک در حوزه‌های مختلف برقرار است.

یعالون تاکید کرد: نمایشگاه تسلیحات در باکو فرصتی دیگر به منظور آنکه به دنیا قدرت و قابلیت‌های صنایع نظامی اسرائیل را نشان دهیم ایجاد می‌کند.

همچنین وزیر جنگ اسرائیل قرار است با نمایندگان جامعه یهودیان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) نیز دیدار کند.

درباره سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو نکات ذیل گفتنی است :

1-    انجام این سفر به صورت آشکار و اعلام آن در رسانه ها ، بیانگر این واقعیت است که روابط دولت باکو با رژیم صهیونیستی به شدت گسترده شده است. به گونه ای که دولت باکو حساسیتهای خاصی را که درباره ی این روابط داشت تا حد زیادی کنار نهاده است.گفتنی است برخی کشورهای اسلامی که به دلیل ماهیت غربگرایانه یا دیکتاتوری خود مانند مصر ، اردن ، قطر و... با رژیم صهیونیستی رابطه دارند ،ترجیح میدهند روابطشان با رژیم اشغالگر به خاطر حساسیتهای مردمی جهان اسلام و ماهیت اشغالگری و ضدبشری رژیم صهیونیستی تا حد مقدور پنهانی باشد بخصوص در حیطه روابط نظامی وامنیتی .اگر چه دولت باکو نیز از این رویه پیروی میکند اما پذیرفتن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نماد و نشانه ی بزرگ و آشکار روابط نظامی و امنیتی با رژیم صهیونیستی است . و این حاکی از آن است که باکو  و رژیم صهیونیستی در پی آن هستند که این روابط را "عادی" نشان دهند .این مساله برای رژیم صهیونیستی بسیار حایز اهمیت است ، زیرا میتواند به مثابه ی الگویی برای کشورهای دیگر در جهان اسلام – بخصوص کشورهای نوپا مانند ترکمنستان در جوار ایران – مورد استفاده واقع شود.

2-    سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو بعد از جنایتهای گسترده ی این رژیم در غزه و کشتار و زخمی کردن هزاران کودک و زن و ویران کردن گسترده خانه های مسکونی ، حاکی از همراهی کامل دولت باکو با اسراییل و حمایت سیاسی باکو از جنایات رژیم صهیونیستی است.بخصوص اینکه آشکار است وزیر جنگ در انجام این جنایتها و نسل کشی ، مسئولیت مستقیم دارد. به عبارت دیگر ، موشه یعالون در حالی وارد باکو شد که دستهایش تا مرفق به خون کودکان فلسطینی رنگین است و با همین دستهای آغشته به خون با الهام علی اف و دیگر مقامات باکو ابراز صمیمیت میکند.

3-    سفر وزیر جنگ رژیم رژیم صهیونیستی به باکو بعد از غائله ی تجاوز پهباد این رژیم به آسمان ایران و اعلام پرواز این پهباد از خاک ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) و یا حداقل اینکه دولت باکو متهم به همکاری در این اقدام ضد ایرانی است ، به معنای نادیده گرفتن حساسیتهای جمهوری اسلامی بخصوص درباره تمامیت ارضی و امنیت ایران ، عدم توجه به حسن همجواری و احترام به ایران از سوی دولت نوپای باکو است.

4-    روابط گسترده ی دولت باکو با رژیم اشغالگر قدس در ابعاد مختلف اقتصادی ، نظامی ، امنیتی و فرهنگی و بخصوص تامین نفت مورد نیاز این رژیم از سوی باکو و سفر وزیر جنگ اسراییل به باکو ، بار دیگر این واقعیت را به اثبات رساند که تبلیغات دروغین دولت باکو درباره ی تقبیح اشغالگری در ارتباط با ارمنستان ،فاقد ارزش و اهمیت است.اگر دولت باکو حقیقتا خواستار توجه کشورهای همسایه مانند ایران و ترکیه در روابط با ارمنستان به مناقشه ی قره باغ است ،چگونه با دولتهای اشغالگر و تجاوزگر مانند اسراییل و امریکا ، از گسترده ترین روابط برخوردار است؟

5-    از هر زاویه که نگاه شود ، پذیرش وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در باکو یک حرکت ضد ایرانی است.

6-    سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در این موقعیت (و سفرهای مکرر و متقابل مقامات باکو و تل آویو ) به باکو ، بار دیگر نشان داد که لفاظی های مکرر  و منافقانه ی مقامات باکو  بخصوص شخص الهام علی اف درباره روابط با ایران حتی ارزش تبلیغاتی هم ندارد و صرفا برای تکرار توسط برخی عناصر ساده لوح دیپلماسی و سیاسی کاربرد دارد ؛ بویژه اینکه چند روز پیش از سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو ، یک همایش ضد ایرانی با سرکردگی یکی از عناصر نزدیک به مقامات باکو و عضو پارلمان این دولت و دستیاری عده ای از کارمندان مراکز دولتی باکو در این شهر برگزار شد که محور اصلی این همایش ، مخدوش ساختن تمامیت ارضی ایران بود.

7-    جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) درباره روابط "استراتژیک با اسراییل (عبارت "روابط استراتژیک" درباره روابط با رژیم صهیونیستی ، مقامات باکو و از جمله الهام علی اف بکار برده اند ) برای جمهوری اسلامی مشبه با هیچ کشور دیگری نیست. این جمهوری نوپا ، علاوه بر اینکه بخشی جدا شده از ایران است ،مرز طولانی آبی – خاکی با کشورمان دارد ، اگر چه جمعیت آن چند میلیون نفر بیشتر نیست ، ولی اکثریت مطلق آنها شیعه هستند و روابط متقابل مردمی بین دو کشور برقرار است.علیرغم اینکه دولت این کشور ، دولت نوپایی است ولی برای پیگیری ایده های تجزیه طلبانه ی دوره ی شوروی درباره آذربایجان ایران ، با امریکا و اسراییل همکاری دارد.با این وضعیت ، هر گونه روابط این دولت با رژیم صهیونیستی برای امنیت امروز و آینده ی ملت ایران و صلح و ثبات منطقه قفقاز به شدت نگران کننده است. اکنون سوال این است : عدم برخورد فعال و تاثیر گذار دولت جمهوری اسلامی برای مقابله با نفوذ و حضور گسترده اقتصادی و نظامی اسراییل در جمهوری آذربایجان چیست ؟  مسامحه و بیتوجهی ؟ عادت و از دست دادن حساسیتهای لازم نسبت به این موضوع مهم ؟ یا هر چیز دیگر . وزارت خارجه ایران – از دولتهای قبل تاکنون – نشان داده است که بنا به دلایل متعدد فاقد انگیزه ی تصمیم سازی و تاثیر گذاری برای مقابله با نفوذ رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان – که به حق باید آن را پاره ای از پیکر ایران نامید – است. تصمیم گیران جامع امنیتی – نظامی (شورای عالی امنیت ملی ) این باره چه تدبیری دارند ؟ این همان نقطه ای است که حایز اهمیت بسیار است.

8-    دولت باکو طی سالهای گذشته به روشنی دیده است که روابط با رژیم صهیونیستی ، هزینه ای از سوی ایران بر وی تحمیل نکرده است . به عبارت دیگر ، این روابط که برای امنیت امروز و آینده ی ایران و قفقاز خطرناک است ، هیچونه تبعات مناسب را برای دولت باکو در پی نداشته است و با توجه به این مساله ، دولت باکو شیب روابط خود با رژیم صهیونیستی را تنظیم و تندتر کرده است. زمینه های متعدد برای برای گشایش سفارت دولت باکو در سرزمینهای اشغالی نیز از سالهای قبل در حال تدارک است.(نمونه ای روشن از تبعات خطرناک روابط باکو – تل آویو ؛ استخدام مزدور برای ترور دانشمند هسته ای ایران شهید علیمحمدی در باکو بود و...)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 14:48  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

همایش ضد ایرانی ؛ هدیه جدید دولت باکو به دولت روحانی


همایش ضد ایرانی ؛ هدیه جدید دولت باکو به دولت روحانی

 

 دکترعارف محمدزاده - عضو تحریریه مجله ایران شمالی

 

 

در حالی که طبق اخبار منتشره در برخی مطبوعات باکو ، محسن پاک آیین سفیر جمهوری اسلامی در باکو با اشتیاق خبر از سفر قریب الوقوع رییس جمهور کشورمان به  باکو داده است ، یک همایش ضد ایرانی با همکاری دولت باکو و با حضور و فعالیت برخی مقامات و کارمندان مراکز دولتی برگزار شد.

این همایش ضد ایرانی که موضوع آن آذربایجان ایران بود و در تاریخ 17شهریور در مرکز بین المللی مطبوعات باکو برپا شد ، اقدام تازه ای نبود ، بلکه تکرار جسارتها و گستاخی هایی بود که دولت باکو طی  دو دهه گذشته علیه کشوری که از آن جدا شده ، انجام داده است و متاسفانه به علت عدم پاسخ عملی و قاطع دولت جمهوری اسلامی ، اقدامات تکراری خود علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی ، همکاری با گروهکهای تجزیه طلب امریکایی – صهیونیستی  و تکرار تحریف واقعیتهای تاریخی مانند تعلق 17 شهر قفقاز به ایران و دخالتهای مضحک و گستاخانه درباره آذربایجان ایران را پی گرفته است.

در این همایش که در مرکز بین المللی مطبوعات باکو برگزار شد ، افرادی چون صابر رستمخانلو ( عضو پارلمان باکو ، رییس حزب همبستگی شهروندی " از احزاب طرفدار دولت "و چهره شناخته شده مرتبط با صهیونیسم )  ، " یاسمن قره قویونلو " کارمند آکادمی دولتی علوم در باکو ، " یادگار ترک ائل " کارمند شعبه علوم سیاسی ، " دلاور عظیملی " کارمند انستیتوی تاریخ آکادمی دولتی علوم ، " عارف اسماعیل بیلی " معاون امور سیاسی و اجتماعی رهبر حزب همبستگی شهروندی (حزب شبه دولتی ) و جمعی دیگر از کارکنان دولت باکو سخنرانی و فعالیت داشتند. همچنین برخی تجزیه طلبان که از اعضای سابق گروهکهایی مانند فدایی خلق و... بوده و طی سالهای اخیر توسط سازمانهای اطلاعات غربی برای فعالیت جهت ایجاد اختلافات قومی در ایران اجیر شده اند ، سخنرانی کرده و اعلام داشتند که صدها تن از آذریهای ایران به جرم تکلم به زبان آذری دستگیر وزندانی هستند !

صابر رستم خانلو عضو انتصابی پارلمان باکو – که از زمان حیدر علی اف به عنوان نماینده پارلمان منصوب شده گفت : در کتاب اداره اطلاعات مرکزی آمریکا تعداد آذربایجانی های ایران در سال 2013 میلادی 13 میلیون ذکر شده است .

رستم خانلو بدون ذکر اینکه چگونه کتاب اداره اطلاعات مرکزی امریکا ( سازمان سیا ) در اختیار وی قرار گرفته افزود : من اعلام میکنم که سیا در برآورد این تعداد اشتباه کرده است و بایستی با همکاری ما اقدامات خود را درباره آذری های ایران دنبال کند.

رستم خانلو و تعدادی دیگر از کارمندان دولت باکو که محفلی با عنوان " کنگره آذری های جهان ! " با طرح و کمک امریکا ایجاد کرده اند ، گفت : کنگره آذری های جهان در نظر دارد تا پایان سال جاری چندین نشست از جمله همایش آتی این کنگره را برگزار کند و مسأله آذربایجان ایران را مد نظر قرار خواهد داد.

وی به صورت ساختگی از دولت باکو به خاطر عدم کمک به فعالیت های عناصر پان ترکیست برای تاثیر گذاری در جامعه آذریهای ایران انتقاد کرد !

واکنش تکراری و بی اثر سفارت ایران در باکو

 

به دنبال برگزاری همایش ضد ایرانی گروهک موسوم به " داگ "در باکو با همکاری کارکنان دولت الهام علی اف ، سفارت جمهوری اسلامی در باکو به انتشار بیانیه ای اکتفا کرد ، در حالی که سفیر محسن پاک آیین در این باره موضعی اتخاذ نکرده و اقدامی خاص انجام نداده است. این در حالی است که چندی پیش به دنبال انتشار خبر اعزام پهباد صهونیستی به خاک ایران از قلمرو ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) ، پاک آیین برای تبرئه مقامات باکو ، طی خبری که به صورت گسترده  در رسانه های باکو منتشر شد ، اعزام پهباد ازایران شمالی را رد کرد !

سفارت ایران در این بیانیه تأکید کرده که هتاكی و بی احترامی این گروهک تجزیه طلب به جمهوری اسلامی ایران را برنتابیده و از مجاری دیپلماتیک و راه های قانونی، برخورد حقوقی لازم با کسانی که به ملت بزرگ ایران به خصوص آذربایجانی های غیور این کشور توهین کرده اند را پیگیری خواهد کرد.

در پایان این بیانیه آمده؛ جمهوری اسلامی ایران اجازه برگزاری نشست های ضد آذربایجانی (!؟)  را نمی دهد و انتظار دارد مقامات جمهوری آذربایجان نیز برخورد قانونی لازم را با گروهکی که تمامیت ارضی ایران را زیر سئوال برده است انجام دهند.

بیانیه سفارت جمهوری اسلامی در باکو به حدی محافظه کارانه است که در آن به مسولیت دولت باکو در برگزاری همایش ضد ایرانی اشاره ای نشده است و صرفا گروهک مورد حمله قرار گرفته است و طنز ماجرا اینجاست که سفارت انتظار دارد مقامات باکو " برخوزد قانونی لازم " را با گروهکی که تمامیت ارضی کشورمان را زیر سوال برده انجام دهد ! در حالی که مسولیت مستقیم این همایش و همایشهای مشابه در وهله اول برعهده دولت باکو است . ازاین گذشته ، همایشهای ضد ایرانی مشابه را دولت باکو به صورت گسترده ذیل عنوان " کنگره آذریهای جهان " با حضور شخص الهام علی اف برگزار کرده است و سفارت نیز مشابه همین بیانیه ها را صادر فرموده است !

 

همانگونه که گذشت ،برگزاری همایشهای ضد ایرانی با مجوز و همکاری دولت باکو پدیده جدیدی نیست ، برگزاری اینگونه همایشها و حرکتها طی ادوار مختلف (دوره خاتمی ، احمدی نژاد ) همواره ادامه داشته است ، وکارشناسان میدانستند که در دولت روحانی نیز همایشها و حرکتهای ضد ایرانی دولت باکو تداوم خواهد داشت ، خبرهای منتشره در مطبوعات ورسانه های باکو به روشنی نشانگر همکاری دولت باکو در برگزاری جدیدترین همایش ضدایرانی است و میتواند به عنوان هدیه ای به دولت روحانی تلقی شود ، این در حالی است که برخی عناصر ساده لوح یا عناصری که منافع تجاری و سیاسی در کاردارند ، پیوسته با توجه به سفر اخیر الهام علی اف به تهران اظهار میداشتند که فصلی دیگر از روابط تهران – باکو آغاز شده است! در دولتهای قبل نیز هنگامی که اینگونه سفرها انجام میگرفت – که نتیجه خاصی دربر نداشته است – افرادی خاص مدام در پی القای این موضوع بودند که فصلی جدید در روابط و همکاری های طرفین آغاز شده است !

گفتنی است آمارهای منتشره توسط دولت باکو ، حاکی از تقلیل روابط تجاری طی سال گذشته میلادی بین باکو وایران اسلامی است.

انتظار میرود برای یک بار هم که شده ، مراکز مسئول در جمهوری اسلامی ، نشستی با عنوان " بررسی چگونگی پایان دادن به اقدامات آشکار دولت باکو علیه تمامیت ارضی ایران " را برگزار کنند ، نشستی که مصوبات آن ضمانت اجرایی داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 13:16  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

مطالب قدیمی‌تر