تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

 

.

همكاري هاي رژیم باکو و ناتو، هدف ها و واقعيت ها


مقدمه  :

با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال 1991 م، پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) در يك شرايط و موقعيت جديد جهاني قرار گرفت. از يك طرف فلسفه وجودي خود را كه مقابله با توسعه و پيشروي سياسي و جغرافيايي شوروي و پيمان ورشو - بويژه به سمت اروپا - بود از بين رفته مي ديد و از سوي ديگر با حذف رقيب قدرتمندش عرصه را براي يكه تازي در دنيا مهيا و آماده مي پنداشت. در آن مقطع زماني، تلقي برخي ها اين بود كه ناتو فعاليت و ماموريت خود را پايان يافته اعلام خواهد كرد و پرونده عمر آن مختومه خواهد شد، چرا كه رقيب قدرتمند و عامل تهديد آن از بين رفته و از صحنه بازي حذف شده بود. ولي نه تنها اين امر اتفاق نيفتاد بلكه وسوسه يكه تازي و سلطه بر جهان، سرتاسر وجود اين سازمان نظامي را- به عنوان بازوي اجرايي آمريكا و غرب- فرا گرفت و ناتو به سمت باز تعريف اهداف و مقاصد خود و گسترش حيطه مانور و عمل خويش در مناطق مهم و استراتژيك دنيا حركت كرد
.

در موقعيت جديد جهاني و در دنياي عبور كرده از نظام دو قطبي، گسترش ناتو به سمت شرق به عنوان يكي از راهبرد هاي جديد اين پيمان تعريف شد و سازماندهي و هدف گذاري جديدي در ناتو شكل گرفت. در واقع، از قرائن موجود چنين استنباط مي شد كه طراحي جديد رهبران و اداره كنندگان پيمان آتلانتيك شمالي اين بود كه از ناتو به عنوان ابزار و وسيله تحقق جهان تك قطبي استفاده كرده و به يك هژموني مسلط بر دنيا تحت رهبري آمريكا دست يابند. هدف و گام اول در اين مسير، اروپاي شرقي و حضور در آن بود كه زماني خط مقدم رويارويي دو بلوك قدرت به حساب مي آمد و هماوردي دو طرف در آن به نطقه اوج خود رسيده بود.. مرحله و قدم دوم دست اندازي به قفقاز جنوبي و آسياي مركزي بوده و هست كه امروزه به عنوان يكي از پروژه هاي در دست اجراي ناتو از آن ياد مي شود.

پروژه دست اندازي ناتو به اروپاي شرقي (به تعبير درست امروزي، شرق اروپا) تقريبا با موفقيت به پيش رفت و اين سازمان، غالب كشورهاي اين حوزه را به عضويت پذيرفته و تحت پوشش خود قرار داد. گام دوم پيشروي ناتو به سمت شرق كه هم اكنون مرحله به مرحله در حال اجرا و عملياتي شدن است، جمهوري هاي قفقازو اوكراين مي باشد كه امروزه از پرونده هاي باز و در دست اقدام شوراي ناتو و كميته هاي تصميم گيري و اجرايي آن است. اوكراين و گرجستان چندي است كه طرح و تقاضاي عضويت خود را به ناتو ارائه داده اند و همانطور كه اعلام شد در آخرين اجلاس اين سازمان در بخارست روماني، پذيرش عضويت آنها با تاكيد بر پيگيري در آينده، به تعويق افتاد.

در تداوم روند مورد بحث، در منطقه مهم و استراتژيك قفقاز جنوبي، آذربايجان كشوري است كه در معرض توجه ناتو قرار دارد و رهبران اين جمهوري نيز سالهاست كه ضمن ارتباط با اين سازمان، به شكل هاي مختلف با آن همكاري دارند.

نوع و سطح همكاري باكو و ناتو

تماس و ارتباط رهبران باكو با ناتو در زمان رياست جمهوري ابوالفضل ايلچي بيگ در سال 1992م آغاز شد. ولي شروع همكاري عملي دولت باکو با ناتو در سال 1994 م و زماني كه حيدر عليف به تازگي روي كار آمده بود اتفاق افتاد. در آن سال، باکو به عضويت برنامه " مشاركت براي صلح "(1) ناتو در آمد و اين امر به نقطه آغازي براي همكاري دو طرف در قالب يك برنامه دسته جمعي تبديل شد. در تداوم روند اين همكاري ها، باکو و ناتو در سال 2006م وارد فاز همكاري دو جانبه شده و دو طرف با امضاي توافق نامه اي در بروكسل مقر دبير خانه ناتو، همكاري دو جانبه خود را نيز به موازات همكاري دسته جمعي در چارچوب " برنامه مشاركت براي صلح"، آغاز كردند.

چنانچه اشاره شد، مجموعا همكاري هاي ناتو و دولت باکو را در حال حاضر مي توان در دو رده زير دسته بندي كرد:


1 - همكاري در قالب برنامه " مشاركت براي صلح " با عضويت باكو در اين برنامه كه نوعي همكاري دسته جمعي به حساب مي آيد.

2-  همكاري دو جانبه بر اساس توافق امضاء شده ميان دو طرف.

محورها و موضوعات همكاري ناتو و باکو در قالب بند اول عبارتند از:

-
آموزش نيرو هاي نظامي باکو مطابق با استانداردهاي ناتو

 -
شركت نيرو هاي باکو در تمرينات و مانورهاي ناتو

-
استفاده ارتش دولت علی اف از فناوري هاي نظامي و دفاعي ناتو

-
شركت نيرو هاي ارتش باکو در برنامه ها و فعاليت هاي صلح باني ناتو

در قالب محور اول همكاري ها كه آموزش نيرو هاي نظامي ارتش باکو است، دوره هاي آموزشي و كلاس هاي تدريس متعددي تاكنون برگزار شده و تعدادي از نيرو هاي باکو در آنها شركت كرده اند.

يكي ديگر از نمونه ها و موارد همكاري دسته جمعي دو طرف كه ذيل " برنامه همكاري براي صلح" تعريف شده است، اعزام نيرو هاي صلح بان ! به مناطق درگيري و جنگ مي باشد. از زماني كه باكو همكاري خود را با ناتو در قالب اين برنامه شروع كرده، سربازان و نيرو هاي صلح بان اين جمهوري به سه كشور جنگ زده صربستان ( كوزوو )، افغانستان و عراق اعزام شده و زير نظر فرماندهان ناتو به انجام ماموريت هاي محوطه اقدام كرده اند.) ( بعد از استقلال کوزوو ، باکو نیروهای خود را از کوزوو خارج کرد. مدل کوزوو به عنوان الگویی برای  رسمیت یافتن استقلال جمهوری قره باغ در جهان مطرح شده است )

سربازان صلح بان اعزامي باکو به كوزوو و افغانستان با توجه به تعداد كم آنها در تركيب نظاميان تركيه قرار گرفته و وارد عمل شدند ولي اين نيروها در عراق كه بر اساس اخبار منتشره حدودا 150 نفر هستند، تحت فرماندهي مستقيم آمريكا به ماموريت مي پردازند.

نكته اي كه در اين قسمت از بحث لازم به اشاره است، صحبت هايي است كه هر از گاهي پيرامون پيوستن دولت باکو به ناتو به عنوان عضو دائم مطرح مي شود. مقامات باکو بار ها در اين خصوص اظهار نظر كرده و مسئله عضويت كشورشان در ناتو را رد كرده اند و اعلام نموده اند كه باكو در شرايط فعلي چنين قصدي ندارد و به همكاري هاي فعلي( دو جانبه و در چارچوب برنامه مشاركت براي صلح ) اكتفا مي كند. ولي با اين حال به نظر مي رسد در چشم انداز آينده اين همكاري ها، ولو در دراز مدت امكان تحقق چنين امري وجود دارد و هر دو طرف از انگيزه هاي لازم براي اين كار برخوردارند.

اهداف باكو از همكاري با ناتو

با بررسي كارشناسي تحولات سياسي و امنيتي قفقاز ( سرزمینهای جدا شده از ایران با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای )  در طي 17 سالي كه از استقلال جمهوري هاي واقع شده در آن مي گذرد و با عنايت به چالش ها و بحرانهايي كه ایران شمالی در طول اين سالها با آنها دست به گريبان بوده و همچنان هست، مي توان اهداف باكو از تمايل به ناتو و همكاري با آن را در سه محور زير مورد توجه و ارزيابي قرار داد:

1- تلاش براي حل مشكل قره باغ

هنوز فروپاشي اتحاد جماهير شوروي صورت نگرفته بود كه مناقشه قره باغ شروع شد و همزمان با استقلال ایران شمالی و پیدایش دولت باکو، به يك بحران دامنگير تبديل گرديد. اين مناقشه در سال هاي 1992 تا 1994م به يك جنگ تمام عيار مبدل شد و ادامه اين داستان با همه فراز و فرودش تا به امروز جريان دارد. دولتمردان باكو براي حل مشكل قره باغ فعالیتهایی از خود نشان داده اند  كه جهت گيري عمده آن توسل به غرب و تلاش در جهت جلب كمك و حمايت قدرت هاي غربي و صهیونیسم جهانی بود. در ميان مجموعه اين تلاش ها براي فائق آمدن به بحران قره باغ، شايد اميد بستن به ناتو در درجه اول اهميت قرار داشته باشد. جداي از اينكه اين رويكرد چقدر به كمك باکو آمده يا اصلا نيامده (به اجمال اشاره خواهد شد ) ممکن است  يكي از اهداف همكاري باكو با ناتو استفاده از اين اهرم براي گشودن گره كور اين مناقشه مي باشد.

2-  جهت گيري غرب گرايانه

باکو  پس از كسب استقلال، با هدف ايجاد يك نظام و ساختار سياسي، اقتصادي و فرهنگي جديد، مدل و الگوي غرب را انتخاب كرد و تلاش نمود تا با فاصله گرفتن از مسكو در اين زمينه ها، چهره اي غربي از خود ارائه نمايد. اين امر بوضوح در قانون اساسي بعد از استقلال كه در سال 1995م نوشته و به همه پرسي گذاشته شد نمايان است و عملكرد رهبران و دستگاههاي اداري اين جمهوري نيز آن را نشان مي دهد. در این قانون اساسی ننگین " اسلام " به عنوان دین رسمی معرفی نشده و از حکومت به عنوان حکومتی لاییک نام برده شده است. در سال 1374/ 1995 اسلامگرایان ایرانی شمالی علیه این قانون ننگین تظاهرات کردند . در تبریز نیز تظاهرات گسترده ای توسط مردم به عمل آمد . مردم تبریز تدوین قانون اساسی ضد دینی توسط حیدر علی اف را اقدامی برای جدایی معنوی ایران شمالی از وطن اصلی ( ایران ) دانستند.

تلاش براي پيوستن به ساختار هاي غربي نظير پارلمان اروپا، سازمان امنيت و همكاري اروپا و نيز همكاري با ناتو در اين راستا قابل تحليل و ارزيابي است. پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) به عنوان نماد قدرت و توسعه نظامي و امنيتي غرب، مورد توجه رهبران باكو است و آنان سعي مي كنند از طريق همكاري با اين سازمان نظامي- امنيتي غربي، تمايلات غربگرايانه خود را نشان دهند.


اهداف ناتو

ایران شمالی  قبل از آنكه في نفسه و به تنهايي براي ناتو يك هدف محسوب شود، يكي از حلقه هاي زنجيره گسترش آن سازمان به سمت شرق بشمار مي رود. ترديدي نيست كه اين جمهوري نوپا، شرايط و ويژگيهايي دارد كه نسبت به خيلي ديگر از كشور هاي منطقه از اهميت و حساسيت زيادي براي ناتو برخوردار است و مي تواند انگيزه اي باشد تا اين سازمان بتدريج و گام به گام ارتباط و همكاري خود را با باكو افزايش دهد.

از ويژگيها و شرايط مهم ایران شمالی موارد زير قابل اشاره است:

1- داشتن ذخاير نفت و گاز قابل توجه

2- قرار گرفتن در حاشيه درياي مازندران  و داشتن سواحل طولاني با آن
3-  همسايگي با فدراسيون روسيه

4 -  همسايگي و داشتن مرز هاي طولاني با ايران

5 -پل ارتباطي قفقاز با آسياي مركزي از طريق درياي مازندران


شرايط و ويژگيهاي فوق براي تشكيلاتي نظامي- امنيتي مثل ناتو، اهميت فوق العاده اي دارد و چنين سازماني حتي با وجود يكي از اين ويژگيها، مي تواند انگيزه كافي براي حضور در كشور دارنده اين موقعيت استراتژيك را داشته باشد.

چنانچه اشاره شد در چارچوب پروژه پيش روي ناتو به سمت شرق، ایران شمالی  مي تواند به عنوان يك حلقه واسط عمل كرده و نقش خود را در محور ها و موارد زير ايفا نمايد:

-
كنترل و مهار بيش از پيش روسيه با استفاده از اراضي اين كشور توسط ناتو

-
حضور ناتو در درياي مازندران  با استفاده از سواحل ایران شمالی

-
فشار بيشتر به جمهوري اسلامي ايران( با توجه به اينكه قلمرو تحت حاکمیت دولت وابسته باکو  مرز هاي طولاني با ایران  دارد)

-
تسلط و اشراف بيش از پيش به آسياي مركزي( از طريق ایران شمالی و درياي مازندران ) و رسيدن به مرز هاي چين از طريق اين منطقه

-
و نهايتا كمك به آمريكا و غرب در راستاي تحقق هژموني جهاني با استفاده از ابزار ناتو

ملاحظات

1-  به نظر مي رسد 14 سال همكاري با ناتو دست آورد قابل توجهي براي باكو نداشته و اين كشور به هدف مهم خود از همكاري با اين سازمان نظامي - امنيتي كه همان استفاده از موقعيت و توانمندي هاي ناتو براي حل مشكل قره باغ و آزادي اراضي اشغالي خود بود، دست نيافته است.

2- همكاري دولت باکو  با ناتو عملا به جاده اي يك طرفه تبديل شده كه در آن فقط ناتو است كه اهداف خود را پيگيري مي كند و اين سازمان توجهي به خواسته ها و اهداف همكار و طرف مقابل خود ندارد.

3- حضور ناتو در ایران شمالی  در همين حدي هم كه هست، موجب ناخرسندي و نگراني برخي از همسايگان اين كشور بويژه ايران و روسيه شده است و جا دارد سران باكو به مصالح و منافع همسايگان نزديك خود نيز توجه بيشتري داشته باشند.

4 - در صورت پيوستن باكو به ناتو بصورت عضو دائم، شرايط سياسي و امنيتي منطقه، بيش از پيش ملتهب و بحراني خواهد شد و تبعات ناشي از اين امر در مجموع به سود كشور هاي منطقه رقم نخواهد خورد چراكه ناتو معمولا ملاحظه ديگران را نمي كند و فقط بدنبال اهداف يك طرفه خود است.

5-  بر خلاف تصور بعضي ها كه حضور ناتو در منطقه را هم تهديد مي دانند و هم فرصت، چنين تحليلي با واقعيت هاي موجود سازگاري ندارد و با توجه به اينكه ناتو تحت رهبري و هدايت آمريكاست و در درجه اول نيز اهداف و مقاصد نظامي و امنيتي را تعقيب مي كند، نمي تواند براي كشور هاي مستقل منطقه فرصت به حساب آيد.

نويسنده: سيدرضا ميرمحمدي

پي نوشت ها:

1- "parthner for peace "

2-
برآورد استراتژيك آذربايجان ( اقتصادي- نظامي )، ج 2، موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر، تهران، 1385، ص445

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:7  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

توقيف محموله نيروگاه بوشهر توسط دولت باکو

 و اعتراف دیپلمات امریکایی به حضور در مرزهای ایران شمالی

 

احمد کاظمی

 

شان مك كورمك، سخنگوي وزير امور خارجه آمريكا اخيراً بر لزوم حل و فصل مسئله توقيف محموله ارسالي روسيه براي نيروگاه اتمي بوشهر ميان باكو و مسكو تاكيد كرد.

وي در گفتگو با خبرنگاران اعلام كرد: ضرورت ايجاب مي‌كند كه باكو و مسكو مشكل انتقال محموله ارسالي روسيه براي نيروگاه اتمي بوشهر را كه از تاريخ 29 مارس در ناحيه مرزي آستاراي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) توقيف شده است، هر چه سريعتر برطرف كنند.

مك كورمك افزود: آمريكا هيچ مدركي كه دال بر حمل اين محموله برخلاف مفاد قطعنامه شوراي امنيت باشد، در دست ندارد.

در عين حال در پي افشاگري برخي رسانه‌هاي باكو مبني بر مداخله آمريكا و رژيم صهيونيستي در توقيف محموله ارسالي روسيه به ايران، جاناتان هنيك، سرپرست روابط عمومي سفارت آمريكا در باكو منكر هرگونه دخالت كشورش در توقيف محموله ارسالي روسيه به نيروگاه اتمي بوشهر در مرز آستارا شد.

وي در گفتگويي گفت: « هر چند واشنگتن به هيچ نحوي در مسئله اخير بين مسكو و باكو نقشي ايفا نكرده است، اما به صراحت مي‌گويم آمريكا در حراست از مرزهاي جغرافيايي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) براي جلوگيري از قاچاق مواد مخدر و عبور احتمالي مواد و تجهيزات هسته‌اي، اين كشور را ياري مي‌كند.»

( اعتراف ديپلمات آمريكايي به حضور آمريكايي‌ها در حراست از مرزهاي ايران شمالي جالب است. از مدتها پيش اخباري دربارة استقرار پايگاههاي كوچك آمريكايي در مناطق مرزي ايران شمالي منتشر شده است. اين در حالي است كه آمريكا چندي پيش در سازمان‌ ملل، به تماميت ارضي ايران شمالي رأي منفي داد و به عبارتي، قره‌باغ را جزو ايران شمالي ندانست!»

گفتني است محموله عايق‌هاي حرارتي نيروگاه بوشهراز 29 مارس تا 30 آوريل در گمرك آستاراي ايران شمالي توقيف شد. اگرچه دولت باكو نهايتاً پس از اعتراض‌هاي روسيه مجوز عبور اين محموله را صادر كرد اما همچنان دلايل اين موضوع در كانون توجه محافل سياسي قرار دارد.

توقيف اين محموله زماني صورت گرفت كه جفري روبن، معاون وزير امور خارجه آمريكا يك روز قبل به باكو سفر كرده بود. برخي مطبوعات باكو فاش ساختند كه در ديدار روبن با مقامات باكو در خصوص سناريو توقيف اين محموله كه براساس مقررات بين‌المللي اسناد آن آماده شده و به تأييد بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نيز رسيده است، مذاكره شده است.

براساس سناريو مورد نظر آمريكا، دولت باكو به بهانه مشخص نبودن اسناد گمركي و سپس به بهانه احتمال مغايرت اين محموله با قطعنامه‌هاي شوراي امنيت آن را در گمرك آستارا توقيف مي‌كند و در عوض آمريكا نيز ضمن كاهش حمايت خود از مباحث مربوط به اعتصاب غذاي روزنامه‌نگاران، در انتخابات آينده رياست جمهوري در ايران شمالي از ادعاهايي نظير تخلف گسترده در انتخابات را مطرح نمي‌سازد.

در ناپختگي اين سناريو همين بس كه به محض ادعاي مقامات باكو مبني بر كامل نبودن اسناد گمركي و لزوم صدور اجازه ويژه براي اين محموله اين سئوال در افكار عمومي ايران شمالي مطرح شده است كه اگر به راستي اسناد اين محموله مشخص نبوده و يا به اجازه ويژه احتياج داشته است، چرا دولت باكو اجازه داده اين محموله از مرز روسيه و از گمرك خاچماز وارد خاك ايران شمالي شود و بعد از طي صدها كيلومتر، در مرز ايران و در آستارا توقيف شود؟ آيا قوانين تنها در برخي گمرك‌هاي دولت باكو اجرا مي‌شود و يا اينكه ادعاي كامل نبودن اسناد همانطوري كه شركت روسي اتم استروي اكسپورت گفته است، دروغ بوده است؟

در اين ميان اظهارات مستند مقامات روسي و مجبور شدن‌شان مك كورمك به اذعان به اين واقعيت كه آمريكا هيچ مدركي كه دال بر حمل اين محموله برخلاف مفاد قطعنامه شوراي امنيت باشد، در دست ندارد، هر چه بيشتر دولتمردان باكو را كه به آمريكائيها اعتماد كرده بودند در تنگنا قرار داد، چه اينكه خضر ابراهيم، سخنگوي وزارت خارجه باكو در اظهارات مدعي شده بود كه مسئله مغايرت اين محموله با قطعنامه‌هاي تحريمي بايد بررسي شود. حال آنكه نيروگاه بوشهر و محموله‌هاي آن در فهرست قطعنامه‌هاي تحريمي شوراي امنيت نيست، ضمن اينكه با توجه به تاكيد آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران و پاسخ دادن تهران به تمام سئوالات آژانس، صدور اين قطعنامه‌ها غيرحقوقي و سياسي بوده است.

از سوي ديگر اساساً شش ماه پيش، الهام علي‌اف با حمايت از فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران تاكيد كرده بود كه قطعنامه‌ها تاثيري بر مناسبات تهران ـ باكو نخواهد گذاشت.

واقعيت اين است كه نگاهي به تاريخ انتخابات در ايران شمالي نشان مي‌دهد كه ماههاي قبل از انتخابات در اين كشور نوعي فرصت مغتنم براي كشورهاي غربي به ويژه آمريكاست تا بتوانند امتيازات مورد نظر خود را از باكو اخذ كنند.

اين در شرايطي است كه با توجه به اقدامات متعدد كشورهاي غربي عليه ايران شمالي از جمله خودداري آمريكا از دادن راي مثبت به تماميت ارضي اين كشور در مجمع عمومي سازمان ملل، مردم ايران شمالي خواهان پرهيز از اقدامات تنش‌زايانه و گامهاي دولت باكو براي همگرايي منطقه‌اي بدون دخالت بيگانگان هستند. از اين رو نيز مردم ايران شمالي با استقبال از اقدام دولت باكو در صدورمجوز ارسال محموله نيروگاه بوشهر، انتظار دارند در سفر آتي الهام‌علي‌اف به ايران گامهاي گسترده‌اي براي توسعه مناسبات دو كشور دوست و همسايه برداشته شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:0  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

صهيونيسم و پان  ترکیسم در" باغ دوستی "باکو

 

 

دکتر محمود خرمی

 

در آستانة سالروز اعلام موجوديت اسراييل كه رسانه‌هاي جهان از آن به عنوان «‌ روز نكبت» ياد مي‌كنند، قرار است يكي از پاركهاي باكو طي مراسمي با حضور سفير رژيم صهيونيستي در اين شهر و مقامات دولتي و شهرداري باكو به نام «‌ باغ دوستي اسراييل» نامگذاري شود. انتشار اين خبر و نيز احتمال اعزام هياتي از سوي دولت باكو به فلسطين اشغالي براي شركت در مراسم « روز نكبت »‌ بار ديگر روابط باكو با رژيم صهيونيستي كانون توجه قرار داده است.

با فروپاشي شوروي و با روي كار آمدن ابوالفضل ايلچي‌بيگ در باكو، روابط رسمي رژيم صهيونيستي با دولت باكو آغاز شد و در حالي كه هنوز سفارتخانة‌  بسياري از كشورهاي اسلامي در باكو گشايش نيافته بود، با مجوز ايلچي‌بيگ، رژيم صهيونيستي سفارتخانة‌ خود را در باكو گشود و پرچم منحوس خود را در قلب اين شهر شيعه‌نشين به اهتزاز درآورد.

مقامات جبهة خلق ( حزب تحت رياست ايلچي‌بيگ) در توجيه روابط گرم خود با رژيم اشغالگر قدس اظهار مي‌داشتند كه مي‌خواهند از رقابت بين قدرت جهاني ارمني و يهودي به نفع خود بهر‌برداري كرده و با استفاده از نفوذ صهيونيسم جهاني در مراكز بين‌المللي، مسأله قره‌باغ را حل كنند!؟ امّا كارشناسان و تحليل‌گران مستقل سياسي، روابط گرم باكو ـ تل آويو را ناشي از ماهيت لائيك و ضداسلامي دولت باكو، پيوند ميان انديشة‌ پان‌تركيسم ( پان آذريسم) و صهيونيسم ( نژادپرستي يهودي) و اهداف مشترك اين دو انديشه مي‌دانند. صهيونيست‌ها مدعي هستند كه نياكان آنها، تركهاي قفقاز و سواحل خزر هستند كه بعدها به اروپا و .... كوچ كرده‌اند!

در دورة‌ زمامداري حيدرعلي‌اف كه حدود ده سال به طول انجاميد، روابط باكو ـ تل آويو گسترده‌تر شد، با اين حال حيدرعلي‌اف كه سياستمدار سابقه‌داري بود، اجازه نمي‌داد صهيونيست‌ها برخي اقدامات تبليغي حساسيت‌برانگيز در باكو انجام دهند. اما بعد از درگذشت حيدرعلي‌اف، رژيم صهيونيستي اقدامات تبليغي ـ فرهنگي گسترده‌اي را با كمك برخي مقامات باكو انجام داد كه از آن جمله مي‌توان به گشايش دفتر نمايندگي خبرگزاريهاي « ليدر» و « آپا» ( كه هر دو به دولت وابستگي دارند) و گشايش دفتر نمايندگي برخي شبكه‌هاي تلويزيوني باكو در فلسطين اشغالي اشاره كرد. ارتباط بسيار نزديك ميان « كميته جهاني آذري‌هاي دولت باكو» با رژيم صهيونيستي نيز قابل توجه است، سال گذشته باكو و تل‌آويو با برگزاري مراسمي در فلسطين اشغالي، تشكلي به نام « مجمع بين‌المللي آذربايجان ـ اسراييل» را تأسيس كردند، رژيم صهيونيستي با هماهنگي دولت باكو « كنگره يهوديان آذري» را تحت عنوان « كنگرة آذربايجاني‌هاي خاورميانه!» تشكيل داد. بعد از درگذشت حيدرعلي‌اف، براي نخستين بار يك يهودي صهيونيست به عنوان نماينده پارلمان باكو تعيين شد كه نقش گردانندة لابي اسراييل در پارلمان باكو را بازي مي‌كند. همچنين هيأتهاي زيادي از سازمانهاي صهيونيستي آمريكا و ساير نقاط در باكو حضور يافتند. اينگونه اقدامات تبليغي كه آشكارا بيانگر پيوندهاي نزديك ميان ايدة پان‌تركيسم ( پان آذريسم) و دولت باكو با صهيونيسم و رژيم اشغالگر قدس است، از سوي اسراييل و در راستاي نفوذ فرهنگي ـ سياسي در جامعة شيعيان قفقاز جنوبي انجام مي‌شود.

گشايش « باغ دوستي اسراييل» كه طي مراسمي روز 19 ارديبهشت 1387 در باكو انجام خواهد شد، اقدامي در تداوم طرحهاي تبليغي ـ فرهنگي دولت صهيونيستي است. جالب اين كه روز 19 ارديبهشت، سالروز سقوط شهر شيشه (شوشا) در جنگ قره‌باغ مي‌باشد. برخي از تشكلهاي فعال باكو مانند « تشكل آزادي قره‌باغ » با انتشار بيانيه به گشايش « باغ دوستي اسراييل » اعتراض كردند، اما سفير اسراييل گستاخانه از اعتراض‌كنندگان خواست كه در روز موعود به درختكاري در « باغ دوستي اسراييل» بپردازند!؟

گسترش روابط دولت باكو با رژيم صهيونيستي در حالي است كه اين رژيم، رژيمي جعلي و تحميلي بر منطقه است كه ساكنان آن نيز از نقاط مختلف جهان جمع‌آوري شده و در فلسطين اشغالي اسكان يافته‌اند و علاوه بر اراضي فلسطين، هم‌ اكنون بخشي از اراضي سوريه و لبنان نيز در اشغال اين رژيم است. علاوه بر اينها، اسراييل مظهر و نماد تروريسم دولتي و نسل‌كشي است و نسل‌كشي مسلمانان فلسطين، فاجعه‌اي است كه از سالهاي قبل از تأسيس اسراييل (1327) آغاز شده و بيش از شصت سال است كه ادامه دارد. گسترش روابط باكو با رژيم اشغالگر قدس از يك سو، و از سوي ديگر همكاري باكو با اشغالگران افغانستان و عراق و اعزام نيروي نظامي به اين دو كشور براي كمك به اشغالگران، موجب شده است كه دولت باكو در جهان اسلام به عنوان « متحد اشغالگران » شناخته شود.

طي پانزده سالي كه از روابط رو به رشد رژيم صهيونيستي با باكو مي‌گذرد، اين روابط جز به نفع اسراييل نبوده است. البته بديهي است كه برخي از مقامات باكو از سفرة مالي صهيونيسم بهره‌مند شد و با دريافت مبالغ كلان براي گسترش رابطه با اسراييل اقدام كرده اند، پرداخت رشوه‌ براي مقامات سياسي كشورها جهت برقراري رابطه سياسي، از شيوه‌هايي است كه رژيم صهيونيستي از بدو تشكيل آن را به كار بسته است، چنانكه معروف است در زمان محمدرضا پهلوي نيز اسراييل با پرداخت 400 هزار تومان رشوه ـ كه نيم قرن قبل مبلغ سنگيني بود ـ به ساعد، نخست‌وزير وقت با دولت شاه رابطه سياسي برقرار كرد.

روابط يك طرفة دولت باكو با رژيم صهيونيستي در پيشبرد اهداف اين رژيم و صهيونيسم جهاني عليه اسلام و مسلمانان تأثير زيادي دارد، در حالي كه براي دولت باكو حاصلي جز بدنامي و نفرت در جامعه و جهان اسلام ندارد.

گشايش « باغ دوستي » اسراييل در قلب شهر شيعه‌نشين باكو، به معناي گشايش « دروازة دشمني »‌ با مسلمانان است. در حالي كه آينده رژيم صهيونيستي و موجوديت اسراييل، آينده‌اي تاريك و سرشار از مخاطره است، دولتي كه خردمندان سياسي در مديريت آن نقش داشته باشند، سرنوشت خود را با چنين رژيمي پيوند نمي‌زند. آيا كساني در عرصة مديريت باكو هستندكه مانند ساعد (نخست وزير شاه) در ازاي دريافت پول با اسراييل وارد معاملات سياسي شده‌اند؟

شناسايي اين افراد در پارلمان و دولت باكو كار دشواري نيست. اينها هستند كه « باغ دوستي صهيونيسم » را در باكو ايجاد مي‌كنند، باغي كه حاصلي جز خارهاي درشت و تيز براي رژيم اشغالگر قدس و سياست‌بازان يهودي پرور باكو نخواهد داشت.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:33  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

روز نكبت  و  روابط  باكو ـ تل آويو

 

دکتر محمود خرمی

 

سرزمینهای قفقازی ایران که با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای به اشغال روسیه در آمد ، بعد از فروپاشی شوروی به سه کشور تقسیم شد که اکثریت شیعیان این منطقه در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )هستند . این کشور کوچک اکنون به پایگاه صهیونیسم جهانی در قفقاز و همسایگی ایران تبدیل شده است...

 

روزي كه در جهان اسلام به «‌ روز نكبت »‌ مشهور است، يكي از شوم‌ترين و سياه‌ترين روزهاي تاريخ معاصر است. روز 26 ارديبهشت (15 ماه مي) يكي از فاجعه‌بارترين و خونين‌ترين طرحهاي استعماري و ضدبشري، پس از كشتار و آوارگي صدها هزار مسلمان بيگناه طي سالها به نتيجه رسيد و رژيم نامشروعي كه براي بشريت دستآوردي جز قتل و  ترور و رنج و مصيبت نداشته است، اعلام موجوديت كرد.

در 15 مي 1948 (1327 شمسي) موجوديت « اسراييل» اعلام شد، شكل‌گيري «‌اسراييل» به شيوة شكل‌گيري هيچ يك از كشورهاي جهان بجز « آمريكا» نبود، همانگونه كه تشكيل آمريكا با ورود مهاجران اروپايي و قتل و محو بوميان آغاز شد، اسراييل نيز با كشتار مسلمانان و در سرزميني متعلق به ساكنان آن ( فلسطين) تأسيس شد.

گرچه رژيم صهيونيستي در 1948، يك روز پس از خروج آخرين سرباز انگليسي از فلسطين تشكيل شد، اما اين اقدام زمينه‌ها و ريشه‌هايي داشت كه به گذشته‌ها و افكار پليد زرسالاران يهود و اروپايي باز مي‌گشت. زمينه‌سازي‌ها براي تشكيل اين رژيم به نيم قرن قبل از روز اعلام تشكيل اين رژيم يا « روز نكبت » باز مي‌گردد.

پس از برپايي نخستين كنگره صهيونيسم در سال 1896 در شهر بال سويس و تصويب تشكيل دولت يهود در سرزمين فلسطين، مهاجرت صهيونيست‌ها به اين سرزمين تحت حمايت استعمار، توسط سازمان جهاني صهيونيسم آغاز گرديد. چهار سال پس از اين تاريخ، سازمان جهاني صهيونيسم با هدف تسريع در روند مهاجرت يهوديان، شركتي تحت عنوان « صندوق ملي يهود »‌ تشكيل داد تا براي سكنا گزيدن يهود در فلسطين زمين بخرد. زمينهاي خريداري شده توسط اين صندوق، به عنوان دارايي غيرقابل انتقال مردم يهود محسوب مي‌شد. پس از پايان جنگ جهاني اول، مهاجران يهودي به سمت فلسطين روانه شدند. « آژانس يهود »‌ براي هماهنگ‌سازي و تسريع در روند مهاجرت يهوديان تشكيل شد.

با روي كار آمدن هيتلر در آلمان، نازيسم بهانه‌اي شد تا روند مهاجرت يهوديان به فلسطين شدت يابد، به گونه‌اي كه شمار يهوديان مهاجر ساكن در فلسطين تا سال 1948 به طرز فزاينده‌اي افزايش يافت، در حالي كه تنها 12 درصد از خاك اشغالي فلسطين در تصرف يهوديان بود. از اين زمان، خشونت‌ها و ستيزه‌گريها و وحشي‌گريهاي يهوديان آغاز گرديد. جنبش عزالدين قسام در اين دوران آغاز شد كه توسط انگليسي‌ها سركوب شد. در سال 1947 قطعنامه‌اي صادر شد و فلسطين به دو بخش يهودي و فلسطيني تقسيم شد. بلافاصله پس از اين قطعنامه 181، كشتارهاي خونين گروههاي ترور صهيونيستي آغاز شد. از سال 1947 تا مي 1948، چند كشتار وسيع بلده الشيخ، سعسع، الجليل، قطار قاهره، حيفا، دير ياسين و ناصرالدين توسط گروههاي ترور صهيونيستي از جمله هاگانا، اشترون انجام گرفت كه در اين قتل عام‌ها تعداد زيادي از فلسطيني‌ها اعم از مرد و زن و پير و جوان كشته شدند. تنها در كشتار «‌ديرياسين» كه توسط دو گروه ايرگون و اشترون انجام شد، 254 تن از افراد غيرنظامي كشته شدند. صهيونيستها يك روز بعد از خروج سربازان انگليسي از فلسطين، تشكيل رژيم صهيونيستي را اعلام كردند. و فلسطينيان اين روز را « روز نكبت »‌ ناميدند و از آن پس، « روز نكبت » به عنوان مفهومي از معناي « دولت اسراييل» در جهان شهرت يافت. چرا كه رژيم صهيونيستي، قبل از تأسيس و بعد از تأسيس حاصلي جز «‌نكبت» و مصيبت و كشتار و ترور براي بشريت بخصوص مسلمانان نداشته است و تنها در طي روزهاي منتهي به 15 مي 1948 حدود يك ميليون نفر از اهالي مسلمانان فلسطين براي گريز از مرگ و گلوله‌هاي تروريست‌هاي سازمان‌يافته يهودي كه از حمايت انگليس و محافل يهودي اروپا برخوردار بودند، ناچار خانه و كاشانة خود را ترك و به كشورهاي همجوار پناهنده شدند، و با گذشت شصت سال از « روز نكبت» و اعلام موجوديت رژيم صهيونيستي، هنوز هم صدها هزار فلسطيني در اردوگاهها زندگي مي‌كنند و شمار آوارگان به چهار ميليون نفر رسيده است. به عبارتي صدها هزار خانواده مسلمان فلسطيني عمر خود را در چادرها سپري كرده‌اند و اين آوارگي چندين نسل ادامه يافته است. «‌دولت اسراييل» كه دولتي غيرطبيعي و جعلي است، از بدو تشكيل با بحران مشروعيت و بحران ارتباط با جهان اسلام و حتي كشورهاي غيراسلامي مواجه بوده است. اكثريت دولت‌هاي جهان بخصوص دولت‌هاي اسلامي دولت و كشوري به نام اسراييل را به رسميت نمي‌شناختند و هنوز هم تعداد زيادي از  كشورهاي جهان با اسراييل روابط سياسي ندارند. يكي از مهم‌ترين اقدامات سياسي ـ تبليغي دولت اسراييل و سازمانهاي صهيونيستي جهان، اين است كه با گراميداشت روز 15 مي به عنوان « سالروز تأسيس اسراييل » و برپايي مراسمها و سمينارهاي مختلف وانمود كنند كه اسراييل هم مانند كشورهاي عادي و قانوني جهان، روزي به نام « روز تأسيس» يا «‌روز استقلال!» دارد!

رژيم اشغالگر قدس و سازمانهاي صهيونيستي، طي سالهاي گذشته همواره تلاش كرده‌اند تا در كشورهايي كه با اسراييل رابطه دارند، در اين روز مراسمي برگزار كنند و به صورت گسترده اخبار و مطالب مربوط به « روز نكبت» را از طريق شبكه‌هاي تلويزيوني و رسانه‌هاي وابسته منتشر سازند تا براي موجوديت نامشروع اسراييل از طريق فريب افكار عمومي « مشروعيت سازي» نمايند.

ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) يكي از كشورهايي است كه به دلايل متعدد از جمله شيعه بودن مردم و همجواري آن با ايران به شدت در كانون توجه و دقت دولت اشغالگر قدس و سازمانهاي صهيونيستي جهان است. حتي مدتي پيش از فروپاشي شوروي، صهيونيست‌ها تلاش خود را براي نفوذ در بين مردم و دستگاههاي دولتي ايران شمالي آغاز كردند.

ابوالفضل علي‌اف ( مشهور به ابوالفضل ايلچي‌بيگ) كه يكي از پان‌تركيست‌هاي ضداسلامي و ضدايراني بود، اندكي بعد از فروپاشي شوروي با حمايت آمريكا، اسراييل و تركيه در باكو قدرت را به دست گرفت و روابط بسيار نزديكي با رژيم صهيونيستي برقرار كرد. پان‌تركيسم كه ايلچي‌بيگ به شدت به آن وابسته بود، ذاتاً انديشه‌اي ضداسلامي و صهيونيستي است كه بنيانگذاران و نظريه‌پردازان اصلي آن ( مانند آرمينيوس وامبري) يهودي بوده‌اند. نزديكي تفكر پان‌تركيسم ـ صهيونيسم و در كنار آن ديگر حلقه‌هاي مشترك فكري دولت باكو با اشغالگران قدس ( مانند ضديت با اسلام و تشيع، ضديت با ايران، لزوم ترويج ايده‌هاي انحرافي مانند پان‌آذريسم درميان شيعيان آذري) باعث شدكه روابط دولت باكو با اشغالگران قدس روز به روز گسترده شود. در حالي كه هنوز سفارت‌خانه دولت باكو در بسياري از كشورهاي اسلامي و نيز سفارتخانه‌هاي بسياري از كشورهاي اسلامي در باكو گشايش نيافته بود، صهيونيست‌ها با كمك ايلچي بيگ سفارتخانة خود را در باكو گشودند و پرچم منحوس صهيونيسم را در قلب شهر مسلمان‌نشين باكو به اهتزاز درآوردند.

ايلچي‌بيگ و ساير مقامات حزب پان‌تركيستي جبهة خلق (حزب حاكم وقت) دربارة امتيازدهي‌هاي خود به اشغالگران قدس و توجيه نفوذ صهيونيسم درايران شمالي از جمله گشايش سفارتخانة صهيونيستي در باكو مي‌گفتند: « در دنيا دو نيروي قدرتمند وجود دارد كه عبارتند از لابي جهاني ارمني و لابي جهاني يهودي. ما براي مقابله با ارمنستان و گرفتن قره‌باغ بايد با لابي يهودي اسراييل ارتباط نزديكي داشته باشيم و به آنها امتياز بدهيم. چند ماه نخواهد گذشت كه با كمك‌هاي سياسي و نظامي اسراييل و يهودي‌هاي جهان، قره‌باغ را خواهيم گرفت و حتي ممكن است ايروان (پايتخت ارمنستان) را نيز تصرف كنيم...»

بعد از ايلچي‌بيگ، حيدرعلي‌اف به قدرت رسيد. حيدرعلي‌اف كه بيش از نيم قرن از عمر خود را در راه بسط و گسترش كمونيسم و مبارزه با دين اسلام سپري كرده بود، روابط با اسراييل را بيش از پيش گسترش داد. از آغاز دوره حاكميت حيدر‌علي‌اف بر ايران شمالي ( از سال 1993 تا 2003 يعني از 1372 تا 1382) روز به روز نفوذ صهيونيسم در ايران شمالي بيشتر شد. حيدرعلي‌اف نيز در توجيه روابط با رژيم اشغالگر قدس اظهار مي‌داشت كه: «‌ با كمك ( ‌لابي جهاني يهود ) كه از نفوذ گسترده‌اي در اروپا و آمريكا برخوردار است، بدون شليك يك گلوله ارمنستان را شكست خواهيم داد و به زودي مناقشة قره‌باغ حل خواهد شد!»

در دوره حاكميت حيدرعلي‌اف و پس از آن، هر سال سفارتخانة رژيم صهيونيستي در باكو مراسمي به مناسبت « روز نكبت» برگزار مي‌كند كه در آن جمعي از مقامات باكو و سران احزاب ضداسلامي حضور مي‌يابند، در سال 1377 (1998) سفارت دولت اشغالگر قدس مراسمي را در باكو به مناسبت «‌ روز نكبت» و پنجاهمين سال تأسيس رژيم خون و ترور برپا كرد. در اين مراسم حيدرعلي‌اف نيز شركت كرد و طي سخنراني خود مردم شيعه و مسلمان ايران شمالي را با يهوديان اشغالگر و خونريز مقايسه كرد و گفت: «‌ همانگونه كه يهوديان پراكنده عاقبت موفق شدند دولت خود را تأسيس كنند، مردم جمهوري آذربايجان نيز پس از صدها سال توانستند دولت خود را به وجود آورند.»

مقايسه كردن مردم مسلمان و شيعة ايران شمالي با صهيونيست‌هاي جنايتكار و اشغالگر در حالي بود كه مردم ايران شمالي در طول تاريخ مردمي بدون دولت نبودند، اين مردم شيعه چه در دورة صفويه، چه در ادوار ديگر تاريخ ايران تا زمان فتحعلي شاه همواره اتباع دولت شيعي ايران بودند و پس از انعقاد قراردادهاي شوم گلستان و تركمانچاي تحت اشغال روسيه به حيات خود ادامه دادند...

حيدرعلي‌اف به مناسبت‌هاي گوناگون از جمله اعياد يهودي، روز تأسيس رژيم صهيونيستي و يا كشته شدن عده‌اي صهيونيست در عملياتهاي مجاهدان فلسطيني، پيامهاي تبريك و تسليت خطاب به مقامات اسراييلي و يهوديان صادر مي‌كرد كه هر يك از اين پيامها سندي سياه در كارنامة‌ دولت باكو است. الهام‌علي‌اف هنگامي كه به قدرت رسيد، تحت تأثير عوامل مختلف از جمله روابطي كه از زمان ايلچي‌بيگ با اسراييل ادامه داشت و فشارهاي خارجي و افراد نفوذي صهيونيست، روابط با صهيونيسم را ادامه داد. طي سالهاي گذشته نفوذ صهيونيسم در ايران شمالي در زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي گسترش يافته است. الهام‌علي‌اف نيز به هر بهانه‌اي براي يهودي‌ها و صهيونيست‌ها پيام تبريك صادر مي‌كند. وي كه تاكنون درباره اعياد اسلامي مانند عيد اضحي (قربان) پيام تبريكي صادر نكرده است، به مناسبت عيد يهودي‌ها تبريك صادر مي‌كند. در نمونه‌اي از پيام تبريك وي به تاريخ 14 سپتامبر 2004 كه در روزنامة خلق ( وابسته به دولت) در تاريخ 26/6/83 منتشر شده، عيد « روشها شانا» را به عنوان عيد قديمي به يهوديها تبريك مي‌گويد و ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) را «‌ وطن مادري يهوديها » مي‌نامد و مي‌نويسد: « ‌افتخار مي‌كنم كه بگويم در طول تاريخ يهودستيزي در جمهوري آذربايجان وجود نداشته و كشورمان در طول اعصار به محل زندگي امن و وطن مادري يهوديان تبديل شده است» !؟ الهام‌علي‌اف در پيام سياه خود ادامه مي‌دهد: «‌ در حال حاضر، سازمانها، بنيادهاي اجتماعي و خيريه، كنيسه‌ها و مدارس يهودي زيادي در كشور فعاليت مي‌كنند.»!؟ بعيد به نظر مي‌رسد كه اين پيام توسط رييس دولت باكو نوشته شده باشد و ممكن است متن چنين پيامي را برخي نفوذي‌هاي صهيونيست‌ها نوشته و به نام الهام‌علي‌اف منتشر كرده‌اند!

رسانه‌هاي دولتي باكو نيز در اجراي سياست‌هاي دولت، فلسطيني‌ها و لبناني‌هايي را كه از وطن و دين و موجوديت خود دفاع و با اشغالگر