X
تبلیغات
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

سفر الهام علی اف به تهران/ دکتر عارف محمدزاده

 حرکت آزادیبخش ایران شمالی


نگاهی به سفر خیر الهام علی اف به تهران و نتایج آن

عارف محمدزاده

تجربه بیش از دو دهه روابط تهران – باکو و بررسی چگونگی روابط و پیوندهای عمیق باکو با رژیم صهیونیستی و عدم تغییر در سیاستهای تبلیغی – فرهنگی دولت باکو ضد تمامیت ارضی جمهوری اسلامی و همکاری این دولت با گروهکهای تجزیه طلب و موارد دیگر همه و همه نشانهای روشنی است حاکی از اینکه سفر الهام علی اف و وزیر دفاعش به ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه برخاسته از رویکرد به واقع گرایی در سیاست خارجی باکو باشد ، ناشی از شرایط منطقه و مسایل نهفته در روابط باکو با امریکا می باشد.

 

سفر اخیر الهام علی اف به تهران اگرچه اقدامی مثبت ارزیابی می شود، اما اینکه نتایج و دستاوردهای این سفر چه تاثیر مثبت عینی در روابط دولت باکو با جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت، موضوعی است که نمی توان پاسخ دلگرم کننده ای به آن داد.

طی بیش از بیست سال که حیدر علی اف و پس از وی فرزندش الهام علی اف قدرت را در باکو در دست دارند، هر دو سفرهای متعددی به ایران داشته اند، سفرهایی که همزمان با ریاست جمهوری شخصیتهای محافظه کار و اصلاح طلب و اصولگرا همچون هاشمی رفسنجانی، خاتمی و احمدی نژاد در ایران بوده است. اما بررسی های واقع بینانه حاکی از آن است که این سفرها هرگز نقش موثری در روابط باکو با تهران نداشته است.

برخی ها بخصوص دیپلماتهای ذینفع در ماجرا ، درباره سفرهای متقابل رؤسای جمهور بزرگنمایی می کنند. در دوره حاکمیت اصلاح طلبان، برخی سفر خاتمی رئیس جمهور وقت ایران را به باکو نقطه عطفی در روابط متقابل ارزیابی می کردند. اما علیرغم سفر خاتمی به باکو و موضع گیری اش به نفع باکو بخصوص موضع گیری صریح درباره قره باغ، تغییری در روابط باکو با تهران حاصل نشد. امروز اگر سفر خاتمی به باکو منصفانه ارزیابی شود ، با اطمینان میتوان گفت که سفر وی باکو "هیچ " تاثیری در روابط تهران – باکو نداشت . همچنانکه سفرهای مکرر احمدی نژاد نیز " هیچ " تاثیری در روابط تهران – باکو بر جای نگذاشت.لذا بایستی واقع بینانه موضوع سفر الهام علی اف به تهران را مورد ارزیابی قرار داد.

علی رغم سفرهای متقابل رؤسای جمهور به باکو و تهران، دولت باکو روابط خود با جمهوری اسلامی را بر اساس منافع ملی خود، منافع طرفین، تاریخ و فرهنگ مشترک و حسن همجواری تنظیم نکرده است. طی بیش از ده سال که الهام علی اف قدرت را در باکو در دست دارد، همواره مواضع رسمی اش، منطبق با منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده و در سیاستهای اشغالگرانه نظامی آمریکا نیز مشارکت داشته است ، به گونه ای که مشارکت باکو در فعالیتهای اشغالگری در افغانستان و عراق ،کشته های متعددی نیز برای ارتش باکو بر جای گذاشته است.

باکو خدمات گسترده اقتصادی، اطلاعاتی و سیاسی به رژیم صهیونیستی ارایه می دهد. قسمت عمده نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی توسط دولت باکو تامین می شود. علی اف به هر مناسبتی (مانند سالروز تشکیل رژیم صهیونیستی و...) به سران این رژیم پیام تبریک ارسال می کند. در سیاستهای اشغالگرانه آمریکا در افغانستان و عراق و سوریه، دولت باکو، شریک مورد اطمینان محسوب می شود.

همه اینها در حالی است که علیرغم امیدهای دولت باکو، هیچ تضمینی برای تداوم حمایت غرب و رژیم صهیونیستی از ادامه حاکمیت الهام علی اف وجود ندارد. ریاست جمهوری مادام العمر به دلایل مختلف از جمله بر انگیختن نارضایتی مردم و در نتیجه تهدید منافع غرب ، با سیاست غرب سازگار نیست. دوست دایمی غرب، منافع او است و طبیعی است که الهام علی اف نمی تواند تامین کننده دایمی منافع غرب باشد. از این روست که هیچکس نمی تواند به غرب اعتماد کند.

سفر اخیرالهام علی اف به تهران دستاورد های خاص اقتصادی و سیاسی نداشت. توافق نامه های امضا شده بین طرفین چیزهای چشمگیری نبودند.با این حال سفر وزیر دفاع باکو به تهران بعد از سفر الهام علی اف ، این امید را بین برخی افراد ایجاد کرده است که گویی روابط تهران – باکو در حال تحول است . اما تجربه بیش از دو دهه روابط تهران – باکو و بررسی چگونگی روابط و پیوندهای عمیق باکو با رژیم صهیونیستی و عدم تغییر در سیاستهای تبلیغی – فرهنگی دولت باکو ضد تمامیت ارضی جمهوری اسلامی و همکاری این دولت با گروهکهای تجزیه طلب و موارد دیگر همه و همه نشانهای روشنی است حاکی از اینکه سفر الهام علی اف و وزیر دفاعش به ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه برخاسته از رویکرد به واقع گرایی در سیاست خارجی باکو باشد ، ناشی از شرایط منطقه و مسایل نهفته در روابط باکو با امریکا می باشد.

مهمترین نقطه سفر، دیدار الهام علی اف با مقام معظم رهبری بود. خبر منتشره درباره این دیدار و نکات و نصایح ارایه شده از سوی مقام معظم رهبری به الهام علی اف قابل توجه است. نصایح مشفقانه و روشنگرانه ای که نه تنها در روابط تهران – باکو بلکه برای مردم ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) و شخص  الهام علی اف نیز راهگشاست.ایشان خطاب به الهام علی اف گفتند:

1- "باید با اراده سیاسی و با جدیت در پیگیری توافقات، بر کارشکنی ها فائق آمد و ارتباطات بین دو ملت و دو دولت را روز به روز مستحکم تر کرد."

2- "برخی از جمله رژیم صهیونیستی از روابط مستحکم میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان خشنود نیستند و دایما در این مسیر اخلال می کنند. اما با جدیت و اراده سیاسی می توان برای کارشکنی ها فائق آمد."

3- "نباید اجازه داد برخی جریانها با ترویج افراطگرایی مذهبی و اختلاف افکنی میان مذاهب اسلامی وحدت ملی را منهدم کنند"

4- "سطح مبادلات کنونی دو کشور در مقایسه با ظرفیت ها و امکانات گسترده طرفین بسیار پایین است و امیدواریم این سفر مقدمه توسعه همکاری های اقتصادی و منطقه ای شود."

نصایح مشفقانه و پدرانه مقام معظم رهبری به الهام علی اف، صریح و روشنگر است. با توجه به 4 نکته بالا، این واقعیتها را باید دانست که قسمت اعظم توافقات امضاء شده توسط مقامات باکو طی سالهای متمادی، تا کنون اجرا نشده است. دولت باکو در تنظیم روابط با ایران، تحت تاثیر خرابکاریهای رژیم صهیونیستی و برخی دولتهای بیگانه است. دیگر اینکه رشد جریان سلفی گری در میان اقلیت اهل تسنن ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) که توسط دولتهایی مانند عربستان، قطر، کویت و... تقویت می شود، عامل انهدام وحدت ملی در این کشور است. بخصوص اینکه با توجه به اخبار منتشره در رسانه های باکو صدها تن از وهابی های آذری زبان در جنگ و جنایات در سوریه مشارکت دارندو عده ای از آنها نیز به هلاکت رسیده اند.

و نکته پایانی اینکه آیا می توان امیدوار بود که سفر اخیر الهام علی اف به تهران، مقدمه ای بر توسعه همکاری های اقتصادی و منطقه ای بین دو کشور شود؟ می توان امیدوار بود، به شرط اینکه الهام علی اف به صورت مستقل و مطابق با منافع مردم تصمیم بگیرد. آیا الهام علی اف این قدرت را خواهد داشت؟ یا باز هم روابط تهران- باکو به روال سالهای گذشته ادامه خواهد یافت؟ ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 11:37  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گفتگو با شاعر نویسنده و روزنامه نگار آذربایجانی

 

 


 

گفتگو با استاد جلال محمدی  شاعر  نویسنده و روزنامه نگار :

زبان فارسی ، زبان تاریخی و ملی همه اقوام ایرانی است

گفتگو از : جواد زارع

 

استاد جلال محمدی از شاعران و نویسندگان  مطرح کشورمان میباشد که تاکنون مقالات ، کتابها و مجموعه شعرهای متعددی از آثار وی منتشر شده است . " تیغ و تغزل " ،   " هبوط " ، " ارمغان آفنتاب  "  ، " آدین چیچکله نیر  " عناوین برخی کتابهای اوست. برخی ا ز مجموعه شعرهای وی در  باکو نیز منتشر شده است. علاوه بر این ، کتابهایی در زمینه نثر و ادبیات پایداری نیز به قلم وی نشر یافته که  " ستاره بدر " ، " بر ستیغ صبح " ، " گلهای عاشورایی "از آن جمله است. " به رسم طایفه عشق " نام واپسین مجموعه شعر اوست که با استقبال گسترده ای روبرو شده است.

استاد محمدی علاوه بر آفرینش آثار ادبی  ، در تاسیس تشکلهای ادبی  و فرهنگی در آذربایجان نقش ارزنده ای داشته است . تاسیس انجمن ادبی استاد شهریار به سال 1370 ، تاسیس انجمن ادبی کوثر به سال 1373،تاسیس جمعیت وطن به سال 1380،برگزاری کنگره های ادبی در تبریز از جمله برگزاری  کنگره شعر محرم به مدت ده سال  ، فعالیت در حوزه روزنامه نگاری ، سرپرستی هیاتهای فرهنگی و ادبی  اعزامی به قفقاز  و ترکیه ...از جمله فعالیتهای  فرهنگی اوست .

تاکنون در حوزه زبان آذربایجانی نیز مقالات و کتابهای متعددی به قلم وی منتشر شده است. مجموعه شعر " آدین چیچکله نیر " علاوه بر ایران ، در باکو نیز با الفبای لاتینی نشر یافته است...دبیری همایش بزرگ ادبی " هجران " در سال 1379 و دبیری جشنواره شعر میهنی که اخیرا با حضور دویست تن از شاعران و نویسندگان در تبریز برگزار شد از دیگر فعالیتهای فرهنگی استاد محمدی است.

اخیرا  مساله تدریس زبانهای قومی یا مسائلی مشابه از طرف برخی چهر ه های سیاسی در مطبوعات و رسانه ها  مطرح شده است .دراین باره گفتگویی با استاد محمدی انجام داده ایم که از نظرتان میگذرد:

 

·        نگاه جنابعالی به موضوع تدریس زبانهای محلی و قومی  چیست ؟

-         این موضوع از حساسیت خاصی برخوردار است و در تاریخ نظام آموزشی کشورمان ایران  تاکنون ، مساله ای با عنوان تدریس زبانهای محلی و قومی را شاهد نبوده ایم . اینکه میگویم " در تاریخ نظام آموزشی ..." منظور نظام آموزشی کشور ایران از زمان تاسیس حکومت وحدت ملی شیعه توسط شاه اسماعیل صفوی تا امروز است. یعنی در نظام آموزشی سنتی – دینی ایران از صفویه تا برآمدن سلسله پهلوی ، اصلا مساله ای به نام آموزش زبانهای محلی و قومی و قبیله ای مطرح نبوده است. در نظام آموزشی جدید هم که با برافتادن سلسله قاجار سامان یافت ، مساله تدریس زبانهای قومی و محلی در مدارس مطرح نبوده است و در نظام آموزشی انقلاب اسلامی نیز این مساله در کانون توجه قرار نداشته است، چرا که در نظام اسلامی ،" قومیت " نمیتواند مبنای تصمیم گیری باشد. زبان عمومی و ملی در ایران همواره زبان فارسی بوده است و این زبان ، یک زبان تحمیلی نبوده ، بلکه عمومی و ملی و مشترک بودن زبان فارسی بین ملت ایران – از اقوام و قبایل و تیره ها و طوایف گوناگون – یک سیر تاریخی و روند طبیعی داشته است . ملی بودن زبان فارسی ، موضوعی نیست که در سده های اخیر اتفاق افتاده باشد ، بلکه حتی در قرون چهار و پنج نیز به همان زبان فاخری که فردوسی  و رودکی در خراسان شعر میگفتند ، نظامی و خاقانی در قفقاز، و قطران و همام تبریزی در آذربایجان ، و سعدی و حافظ در فارس ، و بیدل دهلوی و اقبال لاهوری در شبه قاره شعر می سرودند. یعنی زبان فارسی ، هرگز زبان قومی خاص نبوده و زبان همه اقوام ایرانی است .البته برخی دولتها  که برای تفرقه افکنی و ایجاد تقابل قومی در ایران تلاشهای گسترده ای دارند ، سعی دارند از طریق تبلیغات و مقالات شبه علمی و تحریف گرانه ، زبان فارسی را به عنوان زبان " قوم فارس" و " زبان فارسی " را به عنوان " زبان فارس !"معرفی کنند، در حالی که ما در ایران ، قومی به نام فارس نداریم ، بلکه فارس نام استانی از استانهای ایران است.

در طول تاریخ ، در کنار زبان ملی و عمومی ، زبانهای محلی و قومی و قبیله ای هم همواره زیسته اند و کارکردهای طبیعی و موثر خود را داشته اند و هرگز در تقابل با زبان ملی و تاریخی و عمومی کشور قرار نگرفته اند، اگر چه در برهه هایی از تاریخ معاصر برخی احزاب برای رسیدن به آمال سیاسی خود و کسب قدرت کوشیده اند ، زبانهای قومی را به عنوان " مساله " و " دستور روز " مطرح کنند. پیش از انقلاب اسلامی احزابی مانند حزب توده ( حزب کمونیست ) وابسته به شوروی ) به تبعیت از ادبیات سیاسی شوروی ، ایران را کشوری " کثیرالمله " می نامید و از " خلق های ایران " سخن می گفت.در دوره اصلاحات نیز برخی احزاب و تشکلهای اصلاح طلب ، برای خودشان " کمیته اقوام " درست کردند و زنجیره ای از مطبوعات محلی قومی و بیگانه گرا نیز در آذربایجان وبرخی مناطق دیگر شکل گرفت که آشکارا مسیر تقابل اقوام و ضدیت با وحدت ملی را دنبال میکردند  و متاسفانه از اینگونه مطبوعات هنوز هم فعال هستند و از حمایتهای مالی ازشاد اسلامی نیز بهره مند هستند...

نکته  دیگر اینکه ، مساله زبان های قبیله ای و قومی و محلی اگر چه ذاتا یک مساله طبیعی فرهنگی است ، اما توسط برخی جریانهای سیاسی داخلی و برخی محافل خاص بیگانه گرا و برخی دولتهای بیگانه ، همواره به عنوان محملی سیاسی برای اهداف خاص مورد استفاده واقع شده و میشود. یعنی تلاش میکنند ، یک موضوع فرهنگی را از مدار خود خارج کرده و به موضوعی سیاسی تبدیل کنند. به عبارت روشن برخی محافل بیگانه گرا و ضد وحدت ملی ، همواره از مساله زبانهای قبیله ای و قومی برای تضعیف اتحاد ملی و مرزبندی بین بخشهای مختلف ملت استفاده میکنند.در تاریخ آذربایجان هم این موضوع را شاهد بوده ایم ؛ وقتی در جریان جنگ دوم جهانی که ارتش شوروی بخشهای بزرگی از ایران از جمله آذربایجان را اشغال کرده بود ، سران مسکو حکومت خودسری را با عنوان " حکومت ملی " به رهبری یکی از کمونیستهای معروف در تبریز تشکیل دادند ، یکی از اقدامات همین حکومت  به اصطلاح ملی ، جمع آوری کتابهای فارسی از مدارس و تدریس کتابهای ترکی چاپ شده در باکو به جای کتب درسی بود...

کسانی که عامدانه موضوع زبانهای قومی و قبیله ای را در کشور به " مساله " تبدیل میکنند ، اهداف خاص سیاسی دارند و نخبگان اقوام ایرانی بایستی  پیرامون این مساله و اهداف جریانهای سیاسی در پیوند با آن ،روشنگری لازم را انجام دهند تا " زبانهای قومی و قبیله ای " به محملی برای " تقابل اقوام " در آینده تبدیل نشود. چرا که در این صورت ، اقوام و کشور خسارتهای گسترده ای را از این رهگذر متحمل خواهندشد و قدرت و یکپارچگی ملی ما ضربه خواهدخورد.

 

·        برخیها همواره اصل 15 قانون اساسی را مطرح میکنند که با استناد به آن بایستی زبانهای قومی در مدارس تدریس شود . در این باره نگاه و نظر جنابعالی چیست ؟

متاسفانه " برخی ها " قانون اساسی را همواره به نفع اراده و اغراض سیاسی خود تفسیر و تحلیل میکنند ، اصل 15 قانون اساسی به صراحت میگوید که " زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است و اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد."  معنای این جملات این است که کتب درسی نمیتواند به زبانی غیر زبان فارسی که زبان تاریخی و ملی ایرانیان است ، باشد. در مورد تدریس زبان عربی هم اصل جداگانه ای در قانون اساسی داریم . اصل 15 در ادامه میگوید که : " استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات ورسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است "روشن است که تدریس جزوه هایی از ادبیات محلی و قومی نباید به عنوان کتاب درسی تلقی شود ، زیرا با قانون اساسی مغایرت دارد و عموم ملت ایران و اقوام و قبایل ایرانی ، قریب صد در صد به این قانون رای مثبت داده اند.

به نظر میرسد ، برخی جریانها  و محافل سیاسی بیش از آنکه دغدغه قانون اساسی را داشته باشند ، دغدغه انتخابات مجلس شورای اسلامی آینده یا دیگر فرصتهای انتخاباتی را دارند ،همچنانکه برخی کاندیداهای مجلس در گذشته تلاش کردند با تحریک احساسات قومی و با طرح  تدریس زبانهای قومی در فضایی احساساتی از مردم رای بگیرند و به کرسی بنشینند.

علاوه بر اینها ، مساله مهمی که مراکز تصمیم گیری بایستی بدان توجه داشته باشند ، مساله " چگونگی پراکندگی قومی در کشور " است. در ایران امروز ، اقوام محتلف تا حد زیادی در هم تنیده اند و نمیتوان مرزهای قومی بین ملت ترسیم کرد. مثلا اگر قرار باشد ، زبان آذربایجانی برای کسانی که زبان بومی  شان آذری است  تدریس شود ، با سوالات مختلفی مواجه میشویم که میتواند به روشنی برای آینده مساله ساز باشد. فی المثل بخشهای زیادی از آذربایجان غربی کردنشین است.یا در کردستان منطقه آذری نشین داریم یا دراستانهای  تهران و البرز و برخی استانهای دیگر پراکندگی و درهم آمیختگی قومی به گونه ای است که نمیتوان دانش آموزانی را که زبان بومی شان فارسی ، آذری ، کردی و ... است ، از هم تفکیک کرد.در برخی استانها مانند خراسان رضوی و قم به علت وجود مرقد مقدس حضرت امام رضا " علیه السلام " و کریمه اهل بیت حضرت معصومه " سلام ا... علیها " در آنها همواره مورد علاقه ایرانی ها برای سکونت بوده و بسیاری از آذری ها ، عربها ، لرها ، مازنی ها و... به این استانها مهاجرت کرده و سکونت دایم اختیار کرده اند ، در این استانها چگونه میشود ، اهالی را به اعتبار قومیت از هم تفکیک کرد ؟یا فی المثل در استان فارس ، چگونه میتوان کسانی را که زبان بومی شان محلی شیرازی و فارسی محلی و قشقایی و لری است ، مرزبندی کرد و برایشان زبان قومی تدریس کرد ؟ در عین حال ، محافل  و برخی مطبوعات قومگرا وضدوحدت ملی - که در سایه غفلت و تغافل مراجع مسوول به فعالیت های مخرب خود ادامه میدهند و حتی از حمایتهای مالی و یارانه ای ارشاد اسلامی نیز برخوردارهستند ! – ادعاهای تخیلی وبزرگی دارند ، فی المثل قومگرایان آذری مدعی هستند که 40 میلیون از ایرانی ها زبان بومی شان ترکی است ! قومگرایان کرد نیز ادعاهای مشابهی دارند...

 

·        برخی می گویند که به علت عدم تدریس ادبیات آذربایجانی در مدارس ، هویت آذری ها درمعرض نابودی قرار گرفته است ، در این باره سخن جنابعالی چیست ؟

·        کسانی که چنین نظری دارند ، تعریف خاصی از هویت ارایه میدهند و هویت را در زبان قومی و مسایل مرتبط با آن خلاصه میکنند. اینها کسانی هستند که به مساله هویت از دیدگاهی که نظریه پردازان اروپایی ترسیم کرده اند، نگاه می کنند.نظریه پردازان اروپایی قبل از جنگ جهانی اول ، با وظیفه ای که دولتهایشان برای مرزبندی میان اقوام مسلمان و شرقی بر عهده آنها نهاده بود ، نظریه های هویتی  " قومگرایانه " در مقابل نظریه های " امت گرایی " مصلحان مسلمان مطرح کردند.پان عربیسم ، پان ترکیسم ، پان فارسیسم ، پان کردیسم ، پان افغانیسم ، پان ارمنیسم ، پان آذریسم و... نظریه های ابداعی نظریه پردازان اروپایی و کارگزاران فرهنگی – سیاسی انگلیس است ، که بر اساس این نظریه ها ، جوامع مسلمان و شرقی در تقابل با هم قرار میگیرند. این نظریه ها جاذبه های احساساتی خاصی در مخاطبانش ایجاد میکند و جوامع مختلف رابه دشمنی با هم برمی انگیزد. با تبلیغ این نظریه های جعلی هویتی که اروپایی ها و کارگزاران آگاه و ناآگاه آنها در جوامع مسلمان و شرقی ، اقوام در تقابل با هم قرار میگیرند و همدیگر را دشمن هم تصور میکنند و" استعمار " و " صهیونیسم " را فراموش میکنند. در واقع با نظریه های هویتی قومگرایانه ، بذر تفرقه درجوامع مسلمان و شرقی کاشته میشود و همواره بار میدهد ، باری که " استعمار و صهیونیسم " آن را می چیند.

اگر با عدم تدریس ادبیات و زبان آذری ، هویت آذربایجانی ها نابود میشود ، بایستی این هویت طی صدها سال که زبان و ادبیات آذری تدریس نشده نابود میشد و از بین میرفت، در حالی که نه تنها هویت آذربایجانی ها – که بخشی برجسته از هویت ایرانی است – نابود نشده ، بلکه روز به روز شکوفاتر نیز شده است. به بیان روشن ، تجربه تاریخی به ما میگوید که هویت آذربایجانی ها در گرو تدریس ادبیات در مدارس نمی باشد. از این گذشته ، ادبیات آذربایجان منحصر به اشعار و کتابها و مطالبی نیست که فقط به زبان آذربایجانی نوشته شده است. آثار بزرگانی مانند نظامی گنجوی ، صائب تبریزی ، خاقانی شروانی ،استاد شهریار و صدها شاعر و نویسنده دیگر نیز گنجینه های ماندگاری است که به زبان ملی برای ما و نسلهای آینده به یادگار مانده است. آیا میتوان خمسه نظامی را که به زبان فارسی است در ادبیات آذربایجان نادیده گرفت ؟ یا خاقانی شروانی را به اعتبار اینکه سروده هایش به زبان فارسی است ، از ادبیات آذربایجان حذف کرد ؟ همچنان که ادبیات ایران ، گنجینه ای به زبانهای فارسی و دیگر زبانهای اقوام ایرانی مانند آذری ها ، کردها ، عربها ، لرها ، طبری ها ، بلوچها ، تالشها ، گیلک ها ، ترکمنها و... است ، ادبیات آذربایجان هم که بخشی از ادبیات ایران است ، گنجینه ای به زبانهای فارسی و آذری و دیگر زبانهایی است که مردم آذربایجان بدان زبانها اندیشه و عواطف وخلاقیت ادبی خود را بروز داده اند.این همان راز درهم آمیختگی و در هم تنیدگی اقوام ایرانی است که نمیتوان با مرزبندی هایی مانند زبان بومی آنها را از هم جدا کرد و کسانی که میخواهند با " مهندسی قومی " در وحدت ملی و انسجام اسلامی دستکاری کنند ، بی گمان اهداف خاصی را دنبال  میکنند که با نظریه پردازیهای هویتی غربی ها در پیوند است.

میدانید که ایرانیان آذری ، اکثریت آذربایجانی های جهان را تشکیل میدهند ، یعنی جمعیت آذری های قفقاز و ترکیه و کشورهای دیگر در مجموع ، در قیاس با آذری های ایران اقلیتی بیش نیستند ، آذری ها ترکیه که در ترکیه به اعتبار شیعه بودنشان " جعفری " نامیده میشوند ، تحت آموزش به زبان ترکی استانبولی هستند ، آذری های جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) که با عهدنامه های گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شده اند ، قریب یک قرن است که تحت آموزش به زبان آذربایجانی هستند ، حالا شما بررسی کنید و ببینید ، آذری های ایرانی  که ازتحت اموزش به زبان فارسی بوده و هستند ،هویت اصیل و تاریخی و دینی و مذهبی و اخلاقی خود را بهتر حفظ کرده اند یا آذری های جدا شده از ایران درقفقاز ؟  آذری های ایرانی نه تنها هویت اصیل ایرانی – شیعی خود را پاس داشته اند ، بلکه همواره در راستای تعمیق و تحکیم و شکوفایی این هویت  کوشش کرده اند و امروز اگر بخواهیم از الگویی برای اقلیتهای آذری خارج از ایران سخن بگوییم ، بی تردید این آذری های ایرانی و شخصیتهای برخاسته از این جامعه  و چهره هایی نظیر علامه امینی ، علامه طباطبایی ، علامه جعفری ،استاد شهریار ، محدث ارموی ، آیت عظام  و مراجع تقلید همچون سیدیونس اردبیلی ، شیخ جواد تبریزی ، سبحانی تبریزی و جهادگرانی چون شهید باکری ، شهید باقری افشردی ، شهید یسری و... هستند که نه تنها برای آذری ها ، بلکه برای هر انسانی که آرزوی رسیدن به تکامل و سعادت جاودانی دارد ، الگو هستند. آیا نظیر این چهره ها و شخصیتهای درخشان را در دیگر کشورها پیدا میکنید ؟

 

 

 

·        اخیرا یکی از مسولان ارشد سیاسی و اجرایی آذربایجانشرقی گفته است که زبان ترکی آذری هم مانند دریاچه ارومیه در حال از بین رفتن است ، در این باره نظر شما چیست ؟

·        با تاسف بسیار باید گفت ، مداخله افراد غیر متخصص در امور تخصصی همواره فاجعه بار است ، بخصوص اینکه آن فرد غیر متخصص جایگاه سیاسی و دولتی هم داشته باشد .زبانهای در حال از بین رفتن یا در حال انقراض به زبانهایی گفته میشود که متکلمان آن در حال محدود شدن و از بین رفتن هستند ،یا آن زبان به عللی مانند عدم کاربرد آن توسط متکلمان و رسانه ها (رادیو ، تلویزیون ، کتاب ، مطبوعات و... ) در حال محدود شدن و حذف شدن از جامعه باشد مثل زبان تاتی در آذربایجان . برخی مراکزبین المللی مانند یونسکو نیز همواره لیست زبانهای در حال مرگ و انقراض را اعلام میکنند که تاکنون زبان آذربایجانی در این لیست قرار نداشته است . من نمیخواهم بگویم که استاندار آذربایجانشرقی " دروغ بزرگی " گفته اند ،  اما فکر میکنم این تعبیر مناسب باشد که خطای فاحشی مرتکب شده اند که بایستی به خاطر آن عذرخواهی کنند.بر خلاف موضع وی ، زبان آذربایجانی بعد از انقلاب اسلامی شکوفایی چشمگیری داشته و صدها عنوان کتاب با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این زبان منتشر شده است ،بسیاری از مطبوعات شمالغرب نیز صفحات خاصی به زبان آذری دارند. رادیو و تلویزیون حکومتی هم به زبان آذری برنامه  پخش میکند ، همچنین تعداد کسانی که به زبان ترکی آذری تکلم میکنند ، هرگز در حال کاهش نبوده ، بلکه به تناسب رشد جمعیت ایران اسلامی در حال افزایش نیز بوده است...ممکن است حرفهایی مانند " در حال مرگ بودن زبان آذربایجانی ..."توسط برخی مطبوعات و محافل قومگرا به عنوان سوژه تبلیغاتی مورد استفاده قرار گیرد ، اما نسل امروز آذربایجانی ها  که نسلی دانشگرا وبا سواد است ،  حرفهای غیرعلمی و غیر واقعی را که جنبه تبلیغات سیاسی هم دارد ، قبول نمی کند.

اخیرا دستیار محترم رییس جمهور در اموراقوام و اقلیتهای دینی هم اظهاراتی داشته که در رسانه ها منعکس شده است و این اظهارات هم حاکی از آن است که اینها فقط از دریچه ای که خودشان میخواهند یا دیگران و مشاورانشان برایشان ترسیم کرده اند ، به موضوع نگاه میکنند و ابعاد مختلف و رنگارنگ آن را نمی بینند و به همبن دلیل اظهاراتشان غیرعلمی و سیاسی محض است.

در پایان سخن به مساله مهمی که بایستی در کانون توجه نخبگان و مسولان سیاسی و فرهنگی قرار گیرد ، اشاره میکنم ، مساله ای که مورد توجه خاص مقام معظم رهبری است و در دیدار اخیر با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بار دیگر آن را مطرح فرمودند ، و آن ،مساله " تضعیف زبان فارسی " است که زبان مادر و مشترک  و ملی همه ایرانیان و اقوام حوزه فرهنگی – تمدنی اقوام ایرانی خارج از کشور نیز می باشد.مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به صراحت از " تضعیف زبان فارسی" نگرانی خود را بیان داشتند . این مساله ، یک مساله ملی است و به همه ایرانیان و امروز و آینده فرهنگ و ادبیات و هویت ملی و وحدت فرهنگی ایرانیان مربوط است و مساله یک قوم خاص نیست.ما منتظر اقدامات مسولان فرهنگی و سیاسی برای رفع نگرانی های مقام معظم رهبری در این حوزه هستیم وامیدواریم مسولان وزارت علوم ، آموزش و پرورش ، صدا و سیما ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای فرهنگی حکومتی مانند شهرداریها  ، برنامه های عملی خود را برای رفع نگرانی مقام معظم رهبری هر چه سریعتر آغاز کنند.باید بدانیم که تضعیف زبان فارسی در واقع تضعیف زبان همه ملت ایران و همه اقوام و طوایف ایرانی است.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 10:40  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

خبر مهمی که در رسانه ملی و مطبوعات داخلی ایران بازتاب نداشته است !

 


 خبر مهمی که با گذشت بیش از دو هفته در رسانه ملی و سایر وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات ایران حتی منعکس نشده است !

پارلمان باکو حذف روادید با رژیم صهیونیستی را تصویب کرد

 

مجلس ملی باکو که چندی پیش طی مصوبه ای تردد آسان 45 کیلومتری بین مرزنشینان با ایران را لغو کرد ، با مصوبه ای جدید برای سفر آسان اتباع رژیم صهونیستی به این کشور تسهیلات تازه ای را فراهم کرد.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ در حالی که مرزنشینان در مرز مشترک با استانهای آذری نشین ایران به موجب مصوبه پارلمان باکو از تردد و ارتباط آسان با همدیگر منع شده اند و دیگر نمیتوانند مانند سابق یا مجوزهای 45 کیلومتری ارتباطات آسان مرزی داشته باشند ، اتباع رژیم صهیونیستی و یهودی های ساکن در فلسطین اشغالی با مصوبه مجلس ملی باکو میتوانند بدون اخذ ویزا وارد باکو شده و به  هر نقطه از ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) سفر کنند . این در حالی است که مجلس به اصطلاح ملی باکو طی نشستی موافقت نامه ای را که به مرزنشینان مسلمان و شیعه و آذری زبان مرز مشتر ک با ایران اجازه میداد تا 45 کیلومتر درون مرز با هم ارتباطات مرزی و تجاری داشته باشند ، لغو کرد.

 

پایگاه خبری شبکه تلویزیونی ANS "آینس پرس" که از کانالهای تلویزیونی غزبگرای باکو است و با سفارت اسراییل در باکو نیز ارتباطات ویژه ای دارد ، گزارش د اد : "مجلس ملی جمهوری آذربایجان در جلسه ( 14 بهمن 92)، توافقنامه تسهیل روادید بین جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) و اسراییل را تصویب کرد. در جلسه پارلمان باکو توافقنامه لغو روادید برای دارندگان گذرنامه های سیاسی و خدمت بین دولت باکو و اسراییل تصویب شد.

" صمد سیدوف " رییس کمیته روابط بین الملل و بین المجالس پارلمان باکو گفت :" بر اساس این توافقنامه، اتباع دارنده گذرنامه های سیاسی و خدمت از دریافت روادید به منظور  اقامت حداکثر تا 90 روز در مدت زمان 180 روز از تاریخ اولین ورود و عبورشان معاف می شوند. در صورت تمدید مدت اقامت نیاز به کسب اجازه دارد.

صمد سیدوف گفت : روابط جمهوری آذربایجان(ایران شمالی ) و اسراییل در سطح بالایی گسترش یافته است. این توافقنامه باعث گسترش بیش از پیش این روابط خواهد شد. این توافقنامه کاملاً مطابق با منافع دولت باکو است. 

" یودا آبرام اف " نماینده یهودی پارلمان باکو نیز گفت : جامعه 100 هزار نفری از یهودیان آذری زبان در اسراییل وجود دارد که 80 درصد آن یهودیانی هستند که زمانی در اطراف باکو زندگی کرده اند. از این لحاظ ، ایجاد شرایط برای تردد بدون روادید برای دارندگان گذرنامه های سیاسی و خدمت شایان تقدیر است. به گفته وی، در سال گذشته نمایشگاه های عکس در مورد نسل کشی خوجالی در برخی شهرهای اسراییل برگزار شده است.!؟

برخی نمایندگان دیگر پارلمان باکونیز طی سخنانی با اشاره به وجود روابط خوب آذربایجان با کشورهای خاورمیانه از جمله اسراییل اعلام کردند که این توافقنامه پاسخگوی نیازهای روز است.

در پایان مباحثات نمایندگان؛ این توافقنامه به تصویب رسید."

شایان ذکر است ، اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان پارلمان باکو از اعضای حزب حاکم ( حزب آذربایجان نوین / حزب حیدر و الهام علی اف ) هستند که قبلا توسط حزب انتخاب شده و طی انتخابات کاملا نمایشی و غیر واقعی به عنوان نماینده حاکمیت منصوب میشوند.

گفته میشود اقدامات دولت باکو در راستای محدود کردن شدید روابط مردم مرزنشین ایران شمالی با استانهای آذری نشین با توصیه مقامات صهیونیستی و امریکایی انجام میشود ، دولت باکو فعالیت بازارچه های مرزی مشترک را در این راستا تعطیل کرده و موافقت نامه روابط 45 کیلومتری مرزنشینان را نیز مدتی قبل با تصویب مجلس ملی لغو کرد که بعد از آن روابط مرزنشینان دو سوی ارس به شدت کاهش یافت. این در حالی است که دولت جمهوری اسلامی رژیم روادید را نیز برای  مردم ایران شمالی لغو کرده است اما دولت باکو به جای انجام اقدام مشابه ، با لغو موافقت نامه تردد 45 کیلومتری مرزنشینان ناخشنودی را از گسترش روابط مردمی بین آذری های قفقاز با استانهای آذری نشین ایران نشان داد.

لغو موافقت نامه تردد 45 کیلومتری مرزنشینان با ایران و در پی آن ، حذف رژیم ویزا برای اتباع رژیم صهیونیستی بخصوص ماموران و عوامل این رژیم که با گذرنامه های سیاسی و خدمت تردد می کنند ، بار دیگر نشان داد که دولت باکو منافع صهیونیستها را بر منافع مردم خود ، و منافع همسایگان  و آذری زبانها ترجیح میدهد. این در حالی است که الهام علی اف رییس دولت باکو ، چندی پیش خود را "رییس جمهور آذری های جهان ! "خوانده بود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 10:40  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

نقش وهابی های جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) در جنگ سوریه و تبعات آن

 


نگاهی به موضوع :

 مشارکت وهابی های آذری زبان در جنگ سوریه و کشتار شیعیان

·      دکتر عارف محمدزاده

 

 

گزارشهای مطبوعات و رسانه ها ی مختلف  باکو ، روسیه و سایر منابع ، حاکی از آن است که بیش از 400 تن وهابی از اتباع دولت باکو در جنگ سوریه در صف تروریستهای وهابی و ضدشیعی گروههای افراطی عرب حضور داشته و علیه سوریه و شیعیان در حال نبرد می باشند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ طی روزهای اخیر مساله حضور اتباع وهابی از ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در سوریه ، بازتاب گسترده ای در مطبوعات باکو داشته و احزاب و گروههای سیاسی و مطبوعات نسبت به حضور این افراد در سوریه ابراز ناراحتی کرده اند. آنچه در موضع گیری احزاب و مطبوعات و چهره های سیاسی ، نمایندگان پارلمان و حتی امنیتی های بازنشسته که اکنون در نقش کارشناس و تحلیلگر فعالیت دارند ، این است که همه این طیفها به اتفاق ف مخالف شدید حضور وهابی ها در سوریه هستند.

بررسی گزارشهای مطبوعات و رسانه های خبری باکو طی ماههای اخیر حاکی از آن است ، که افراد وهابی بخصوص در مناطق شمالی این کشور( منطقه سنی نشین ) توسط گروهها و افراد مرتبط با ترکیه برای حضور در سوریه ثبت نام شده و سپس به صورت انفرادی یا تیمهای چند نفری به ترکیه اعزام میشوند  و در ترکیه مورد سازماندهی و آموزشهای تروریستی قرار گرفته و وارد سوریه میشوند . بعضا این افراد در داخل سوریه (در مناطق تحت اشغال تروریستها ) نیز آموزشهای تروریستی و جنایتکارانه را طی میکنند.

جامعه ایران شمالی اعم از مردم ، احزاب سیاسی و مطبوعات با گرایشهای متفاوت و متضاد سیاسی ، مخالف حضور اتباع کشورشان در جنگ نیابتی در سوریه هستند ، جنگی که توسط امریکا و رژیمهای وابسته بر ملت مظلوم و مقاوم سوریه تحمیل شده و تاکنون صدها هزارکشته و مجروح ، میلیونها آواره  و میلیاردها دلار خسارت مادی بر جای گذاشته است ف جنگی که در آن تروریستها سرهای شیعیان را به جرم شیعه بودن از تن جدا میکنند ، قلب مخالفان خود را از سینه در آورده و به دندان میکشند...

 

·      جهاد و پول  و  دختران جهاد نکاح ؛ سه عنصر انگیزه بخش برای تروریستهای وهابی قفقاز

 

روزنامه «ینی مساوات»(مساوات نو )ارگان حزب غربگرای مساوات و مخالف دولت الهام علی اف اخیرا در گزارشی نوشت : "اداره مسلمانان قفقاز نشستی در رابطه با آن دسته از شهروندان که در جنگ داخلی سوریه شرکت و در آنجا به هلاکت می رسند برگزار کرده است. در این نشست فتوای شورای قضات صادر شده است. در این فتوا آمده است: «ما از مسأله حضور هموطنان مان در مناقشات مسلحانه در برخی از کشورهای خارجی نگران هستیم. معرفی اقدامات آنها به عنوان جهاد و هلاکت آنها به عنوان شهادت پایه و اساس دینی ندارد. ما حضور برخی شهروندان مان در اختلافات و دخالت این شهروندان در امور داخلی برخی کشورها را به طور قاطع محکوم می کنیم. دینداران ما اقدامات نهادهایی که با حمایت برخی کشورهای خارجی فعالیت می کنند، در راستای ایجاد بی ثباتی در جمهوری آذربایجان و سوء استفاده از دین به منظور ایجاد خرابکاری را غیر قابل قبول می دانند.

ما به عنوان مرکز دینی مسلمانان قفقاز، همواره اعتراض خودمان نسبت به انجام اقدامات تروریستی و افراطی در مناطق مختلف جهان را اعلام کرده ایم.

ما اقدامات افرادی که تحت تأثیر برخی گرایشات افراطی مذهبی خللی به دین مقدس ما و منافع کشور ما وارد می کنند را به طور قاطع محکوم می کنیم. "

شیخ الاسلام پاشازاده رئیس اداره مسلمانان قفقاز در این نشست با بیان این که پس از این فتوا اعمال فشارها (از سوی محافل وهابی )علیه اداره مسلمانان قفقاز آغاز می شود، گفت: «برخی رسانه ها طی چند روز با استفاده از مسأله سوریه فرصتی برای افزایش فشارها علیه اداره مسلمانان قفقاز ایجاد کرده اند. برخی رسانه ها شروع به انتشار حرف های مزخرفی علیه من کرده اند. آنها باید بدانند که من از هیچ چیز نمی ترسم. اغلب آنها جوان هستند. مرا خوب نمی شناسند. آنها شهادت واقعی را ندیدند. برخی نیروها با حمایت کشورهای خارجی قصد دارند درگیری های مذهبی در جمهوری آذربایجان ایجاد کنند. باید هشیار و مراقب باشیم"

شیخ الاسلام با بیان این که تعداد فرقه ها در جمهوری آذربایجان افزایش یافته است، گفت: « برخی شهروندان ما به نام جهاد در سوریه می جنگند. این درست نیست. همچنین آنها به منظور کسب پول به سوریه می روند. رسول اکرم (ص) فرمود: «جنگیدن برای کسب پول جهاد محسوب نمی شود.» اطمینان دارم که دولت باکواقدامی در رابطه با این مسأله انجام خواهد داد"

شیخ الاسلام پاشازاده اظهارات حیرت آور خود را در پایان سخنرانی خود مطرح کرده است. وی گفت:"فرزندان برخی مقامات باکو به عضویت فرقه های مختلف درآمده اند"

 در مطبوعات و رسانه ها اغلب انگیزه وهابی ها از انجام جنایتهایی مانند سربریدن شیعیان و در آوردن قلب آنها از سینه با انگیزه های افراطی فرقه ای در ارتباط دانسته میشود ، اگر چه این ادعا تا حدی نیز درست است ، چرا که مفتی های وهابی مستقر در عربستان و قطر همواره بر کفر شیعیان فتوا میدهند و معاویه را " امیرالمومنین ! " میخوانند و لعن یزیدبن معاویه را هم جایز نمیدانند ! اما غیر از این ، چیزی که برای جوانان احساسی و فقیر که در مناطق مختلف از باکو تا چچن و پاکستان و لبنان و افغانستان تحت آموزش و تاثیر شبکه های وهابی وابسته به دولت مرتجع عربستان و قطر قرار گرفته اند ، جاذبه ایجاد میکند ، " پول " است. این واقعیت در سخنان رییس اداره روحانیت قفقاز منعکس شده است. دولتهای عربستان و قطربه نیابت از دولت امریکا  برای هر تروریست ماهانه مبلغی در حدود هزار دلار میپردازند ، در کنار پرداخت این مبلغ ، فتوایی نیز به نام " جهاد نکاح " از سوی مفتی های درباری عربستان و قطر و دیگر مفتی های محافل وهابی از لبنان تا سوریه صادر شده است تا " مجاهدان ! " در کنار انگیزه مقدس جهاد ! و در کنار دریافت پول ، از بابت مسایل جنسی نیز خیالشان راحت باشد! شگفت اینجاست مفتی های وهابی که " عقد موقت " را حرام میدانند، فتوا داده اند که یک دختر جهادگر سنی مذهب برای کمک به جهاد گران در سوریه ( تروریستهاس داعش و النصره و ...) میتواند خود را در اختیار این افراد به تعداد کثیر قرار داده و پاداش معنوی و اخروی هم داشته باشد !؟

 

·      برای شیوع وهابیت در ایران شمالی چقدر هزینه شده است؟

 

وهابی گری ، سلفی گری ، تکفیری گرایی و گرایشات فکری از این دست ، هرگز در قالب محفل و مسجد و تیم و گروه در ایران شمالی سابقه نداشته است. هرگزی کسی پیدا نمی شد که با نگاه به ظاهر او ( سبیل تراشیده ، ریش دراز ، شلوار کوتاه و...) بتوان دانست که طرف وهابی است. اما اکنون همه اینها در باکو حتی دیدنی است چه رسد به منطقه شمال سنی نشین مانند زاکاتالا یا کوهسار و... که به چچن مرکز افراطی گری و تروریسم در قفقار نزدیک اند.

اما طی بیست سال گذشته عربستان و قطر و کویت و موسسات وهابی با چراغ سیز دولت باکو ، میلیونها دلار در این کشور سرمایه گذاری کردند ، در اغلب شهرها مبلغین خود را ساکن کرده و به تجذب نیرو اغفال جوانان بخصوص جوانان فقیر پرداختند.در قلب باکو " مسجد ابوبکر " درست کردند تا با این نام وابستگی آن به وهابیت آشکار شود.دستگاه امنیتی دولت باکواغلب در برابر فعالیتهای وهابی ها که از حمایت مالی دولتهای ضد شیعه  مانند عربستان،  و حمایت سیاسی ترکیه و فرقه نورچی های آن اقدامی از خود نشان داد وهنوز هم نشان نداده است. دولت باکو که در قالب دولتهای وابسته به غرب و امریکا تعریف میشود ، از هر اقدامی که ضد شیعه باشد ، استقبال میکند، از حمله اسراییل به حزب الله لبنان تا سرکوب شیعیان در بحرین ، چرا که اکثریت مردم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) شیعه هستند و دولت باکو که یک دولت لاییک ، ضد مذهب و وابسته به امریکا است ، و به شدت نگران رشد تفکر شیعه در کشور است ، از وهابیگری استقبال کرد تا از آنان به عنوان اهرمی علیه تشیع استفاده کند و اکنون این دولت باکو نیست که از این اهرم استفاد میکند بلکه امریکا و عربستان است که صدها جوان وهابی آذربایجانی را به قتلگاه سوریه فرستاده است و تاکنون عده از اینها نیز به هلاکت رسیده اند.

در هر حال آنچه قابل توجه است ، تاثیر رشوه خواری مقامات باکو از دولتهای وهابی  در گسترش فعالیت وهابی در این کشوراست . در این باره مطبوعات باکو گزارشهای متعددی منتشر کرده اند.

روزنامه مساوات نو چاپ باکو سندی را نمنتشر کرد که به موجب آن رییس اداره مسلمانان قفقاز (الله شکور پاشازاده ) مبالغ کلانی از وهابی ها اخذ کرده است . محافل وهابی باکو این سند را پس از آن منتشر کردند که پاشازاده مخالفت خود با حضور جوانان در جنگ سوریه را اعلام کرد .

در مقدمه این سند از شیخ الاسلام درخواست می شود که حساب پول هایی که از وهابی ها گرفته است را بدهد. همچنین در رابطه با حساب پول هایی که شیخ  از آدرس های مختلف دریافت کرده است، در این سند نوشته است:

1- به منظور ساخت دانشگاه اسلام در ناحیه «خیردالان» باکو از " عبدالعزیز بابتن " بازرگان کویتی 500 هزار دلار دریافت کردی. عاقبت دانشگاه و پول ها چه شد؟ ( عبدالعزیز بابتن از چهره های سیاسی کویتی است که فعالیت بازرگانی دارد)

2- به منظور کمک به پناهندگان از " ابوسلیمان " شهروند پادشاهی بحرین یک میلیون دلار دریافت کردی. گفتنی است ابوسلیمان به دلیل این که روابطی با القاعده داشت، از طرف آمریکا بازداشت شده بود.

3- هفتصد هزار دلار که از " نایف بن عبدالعزیز " وزیر کشور عربستان سعودی دریافت کردی،  برای چه منظور بود؟ چه ارتباطی بین تو و وزیر کشور سعودی وجود دارد؟

4- هشتصدهزار دلار که از بازرگان عربستان سعودی دریافت کردی، برای کمک به پناهندگان بود، یا برای خودت ویلا ساختی؟

5- به منظور ساخت مسجد از «جامعه نور» 250 هزار دلار دریافت کردی. وعده مسجد را دادی، ولی پول ها را خوردی.

در پایان این سند شیخ الاسلام تهدید می شود که بیشتر سخن نگوید، در غیر این صورت، بیشتر افشا می شود.  "

تردیدی نیست که محافل وهابی نخستین رشوه ها را به مقامات سیاسی و امنیتی پرداخت کرده اند، چرا که شیخ پاشازاده فرد موقعیت سنجی است که رشوه را با تایید مقامات بالاتر میگیرد و البته سهم آنها را نیز میپردازد! اما در هر حال انتشار این سند ، این واقعیت را ثابت میکند که " رشوه " یکی از اساسی ترین ابزار وهابی گری است ، در حالی که رشوه در اسلام حرام است.

·      باکو درباتلاق سوریه

دولت باکو از ابتدا در صف ، مخالفان سوریه قرار گرفت و برای کمک به تروریستها و مخالفان مسلح نظام انقلابی سوریه مبلغ نیم میلیون یورو کمک کرد. این دولت که به توصیه امریکا و ترکیه و حتی تاثیر فضاسازیهای غربیها به صف مخالفان نظام انقلابی سوریه پیوسته بود ،به زودی با تاثیرات مخرب این جنگ در داخل کشور مواجه شد. جوانان وهابی آذربایجانی از اقلیت اهل سنت این جامعه  برای کمک به تروریستها به سوریه اعزام میشدند .محافل وهابی و امنیتی های ترکیه نقش یک پل را در اعزام وهابی های آذربایجانی زبان به سوریه ایفا میکنند.تعداد جوانانی که اینگونه به سوریه میروند افزایش می یابد ، جوانانی که تحت اموزشهای تروریستی قرار میگیرند و شیعه کشی به یکی از اهداف و اقدامات معمولی آنها تبدیل میشود ... اینان بعد زا بازگشت به کشور خود که دارای اکثریتی شیعه است ، چگونه خواهندزیست ؟ و جامعه را به کدام سو خواهند کشاند؟

مخالفت عمومی با اعزام جوانان فریب خورده که برای انجام عملیاتهای تروریستی و جنایتکارانه مانند سربریدن ، کشتن کودکان و زنان ، مثله کردن جنازه ها ، در آوردن قلب افراد مخالف و خوردن آن  و اقداماتی از این دست به سوریه اعزام میشوند ، افزایش یافته است. از مردم گرفته تا احزاب و مطبوعات از تاثیرات مخرب و آشوبگرانه فعالیتهای محافل وهابی در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) و اعزام وهابی ها به سوریه نگران هستند. آنها فکر می کنند ؛ آیا ممکن است روزی در کشور خود شاهد رویدادهایی باشند که اکنون در سوریه در حال وقوع است ؟

در کنار نگرانی ها مردم و مطبوعات و احزاب و چهره های مستقل از نقش دولت باکو  و وهابی های نوپیدا در این کشور در چنگ سوریه ، برخی منابع امنیتی در باکو اعتقاد دارند که روانه شدن وهابی های این کشور به باتلاق سوریه فرصت مغتنمی برای رها شدن از چنگ اینهاست ، چرا که تاکنون نیمی از تروریستهای اعزامی از قفقاز بخصوص چچن در جنگ سوریه به هلاکت رسیده اند.

در هر حال ، وهابیت که بعد از تاسیس دولت باکو در سال 1370 در ایران شمالی فعال شده و گسترش یافته است ، یک تفکر وارداتی افراطی و جنایتکارانه است که با فرهنگ ، شیوه زندگی ، دین و مذهب  و سابقه تاریخی مردم منطقه هیچگونه سنخیتی ندارد و جنگ سوریه و شرکت عده ای ازجوانان اهل سنت- که به فرقه وهابیت پیوسته اند – در این جنگ ، موجب آگاهی و هوشیاری افکار عمومی از نقش مخرب و خونریزانه وهابیت و دولتهای حامی آنها درکشورهای مختلف و نیز کشور خودشان شده است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 9:51  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

همایش شاعران و نویسندگان در تبریز به یاد 17 شهر قفقاز

 

 


با حضور 200تن از شاعران و نویسندگان :

 آیین اختتامیه جشنواره شعر میهنی در تبریز برگزار شد

آیین اختتامیه نخستین جشنواره شعر میهنی در تبریز برگزار شد.

در این آیین که با حضور دویست تن از شاعران و نویسندگان و پژوهشگران تاریخ و ادربیات ایران برپا شد، جمعی از شاعران و پژوهشگران شعر میهنی به ارایه جدیدترین آثار و اشعار خود در حوزه شعر میهنی پرداختند.

در ابتدای این مراسم، حجت الاسلام حمید عظیمی از روحانیون فاضل و اخلاقی آذربایجان با اشاره به اهمیت خلاقیت شاعران و پژوهشگران در حوزه شعر میهنی گفت: در دین اسلام، "مادر" جایگاه و منزلت بلندی دارد. چنانکه "بهشت" زیر پای اوست.

"وطن مادری" نیز منزلتی چون مادر دارد "حب الوطن من الایمان" چنانکه هرکس در راه دفاع از وطن کشته شود شهید محسوب می شود.

وی با اشاره به عدم توانایی و لیاقت حکومت های نالایق در حفظ تمامیت ارضی کشور افزود: از دوره قاجار تا قبل از انقلاب اسلامی، وطن ما را با عهدنامه های ننگین مانند گلستان و ترکمانچای و نیز با واگذاری امتیازهای ذلت بار و غارتگرانه مانند رویتر و تنباکو تکه پاره کردند و خاک وطن را فروختند اما انقلاب اسلامی به این دوره تاریک پایان داد و با انقلاب اسلامی ، ایران عزت و عظمت خود را بازیافت.

وی علت اصلی موفقیت جمهوری اسلامی در حفظ تمامیت ارضی را تکیه ملت به دین و قرآن دانست و گفت: حس وطن دوستی بسیار ارزشمند است اما بدوندین، این احساسات نمی تواند نجاتبخش باشد، چنانکه اگر نگاهی به وصیت نامه های شهیدان دفاع مقدس که کشور و انقلاب را حفظ کردند داشته باشیم ،می بینیم که آنان به امر شرعی و فقیه و مجتهد عادل به جبهه رفته و به شهادت رسیده اند. در حالی که مردم به دعوت حاکم غیرشرعی به استقبال مرگ نمیروند.

حجت الاسلام عظیمی با تاکید بر اتحاد ملی ایرانیان گفت: هر زمان در گوشه ای از کشور خطری روی داده، همه ملت برای دفاع آماده شده اند. وقتی خرمشهر و سوسنگرد مورد هجوم و اشغال دشمن واقع شد، آذربایجانی ها، لرها، کردها، بلوچها، عربها و همه اقوام ایرانی به جبهه شتافتند و تحت لوای اسلامی، به دفاع از میهن پرداختند.این همان اتحاد در پرتو و در سایه لوای دین است.

مدیر کل تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی با تبیین تلاش بیگانگان برای ایجاد تفرقه و مرزبندی میان ملت واحد ایران با موضوعات قومی و طایفه ای گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مناطقی از کشور تحرکات تجزیه طلبانه راه انداختند و قصد بیگانگان از این تحرکات تقسیم کشور بود، اما با رهبری امام خمینی نقشه دشمنان شکست خورد، با این حال امروز نیز روشن است که بیگانگان از تلاشهای خود برای ایجاد تفرقه بین ملت به نام قومیت، زبان و نژاد و... دست بر نداشته اند و بلکه تلاشهای خود را تشدید کرده اند. در این موقعیت است که شعر - که یک ابزار لطیف و اندیشه ساز است - می تواند در تحکیم وحدت ملی و مقابله با تفرقه افکنی ها نقش اساسی داشته باشد، چنانکه شاعرانی مانند فردوسی طوسی و استاد شهریار با شعر خود در حفظ هویت ایرانی و پاسداری از مرزهای کشور نقش ماندگاری ایفا کرده اند.

در آیین اختتامیه جشنواره شعر میهنی که با استقبال چشمگیر شاعران و نویسندگان آذربایجان و سایر نقاط کشورمان برپا شده بود، 15تن از شاعران که شعرهای ملی، میهنی و مذهبی آنها از سوی هیات علمی جشنواره به عنوان اشعار برگزیده اعلام شده بود، اشعار خود را قرائت کردند. حسرت و هجران 17 شهر قفقاز، وحدت مسلمانان قفقاز بخصوص منطقه شیعه نشین (اران یا ایران شمالی)با ایران، 29بهمن روز قیام مردم تبریز در سال56 به مناسبت چهلم شهدای قیام قم و بیداری اسلامی، موضوعاتی بود که اغلب شاعران در اشعار خود بدانها پرداخته بودند. شعر خوانی شاعر مشهور اهل بیت "علیه السلام" استاد کریمی مراغه ای که در میان استقبال شاعران و مخاطبان اشعاری درباره 17شهر قفقار و جایگاه آذربایجان در تاریخ ایران خواند، از بخشهای جذاب جشنواره بود که با تشویق و رضایت حضار روبرو شد.پخش فیلم مستندی از تخریب مساجد باکو توسط دولت حاکم و اعتراضات و تجمعات اهالی مسلمان باکو نسبت به این رویداد جانکاه نیز از بخشهای جالب "جشنواره شعر میهنی " بود.

در این آیین از 15شاعر جوان و پیش کسوت در حوزه شعر میهنی و نیز از حاج حسن باحجب (پدر شهید) با اهدای لوح سپاس و تندیس جشنواره تجلیل به عمل آمد. استاد کریمی مراغه ای ، استاد حسنی افشرد ، حاج علی حسین زاده ، ابراهیم قبله آرباطان ، داود آریانی بستان آباد ،استاد بیت ا... جعفری ،محمود مرادی ، قربان زارعی ، سهیلا باقریان ، فرزانه دهقان نژاد ، محمدطاهری خسروشاهی ، مختارصدرمحمدی ، سیداحمد استوار ،خلیل آسانی (حائر) ، و محمود روفه گر حق شاعران و نویسندگانی هستند که در نخستین جشنواره شعر میهنی  از فعالیتهای ادبی آنان در حوزه شعر میهنی تجلیل شد.

جلال محمدی دبیر جشنواره شعر میهنی در آیین اختتامیه اعلام کرد: استقبال گسترده شاعران و نویسندگان ایران بخصوص شاعران منطقه آذربایجان از جشنواره شعر میهنی نشان داد که "جریان شعر میهنی" جریانی زنده و پویا در گستره شهر و ادب ایران اسلامی است و اگر بسترهایی فراهم شود این جریان شعری جوش و خروش خود را نشان میدهد و قدرت تاثیرگذاری ان در سطح ملی مشهودتر میشود.

وی گفت: شاعران به معنایی تاریخ را زنده می کنند و نمی گذارند حوادث سرنوشت ساز تلخ و شیرین یک ملت  در غبار گذشت زمان فراموش شود، چنانکه امروز در جشنواره شعر میهنی، شاعران ما چنان حسرت و هجران قفقاز را به تصویر میکشند که گویی این اتفاق، همین دیروز رخ داده است و چنان به وحدت و آینده روشن امید می دهند که گویی لکه های "گلستان و ترکمانچای" در حال پاک شدن از صفحات تاریخ است.

جلال محمدی از انتشار مجموعه شعر جشنواره شعر میهنی خبر داد و گفت: بیش از 230 قطعه شعر به دبیرخانه جشنواره رسیده که با بررسی هیات علمی و گزینش اشعار قابل چاپ، کتاب "شعر میهنی" تدوین خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت 11:44  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

صدور دستورممنوعیت برپایی نماز توسط دولت باکو

 


دولت باکو به صورت رسمی از ممنوعیت برپایی نماز توسط نیروهای مسلح خبر داد

 

 

در ادامه سیاستهای ضد اسلامی دولت دیکتاتوری باکو  که با ممنوعیت فعالیت احزاب اسلامگرا ، تخریب مساجد ، تعطیلی حوزه های علمیه ، ممنوعیت اموزش قرآن کریم در مساجد و مدارس و تدریس موسیقی و رقص به جای آن ، این دولت در اقدامی زشت و تاسف انگیز ، به صورت رسمی ممنوعیت نمازخواندن توسط  اعضای نیروهای مسلح این دولت را اعلام کرد.

اگرچه پیش از این نیز منابع خبری از ممنوعیت اعلام نشده برپایی نماز در پادگانها و مراکز نظامی و پلیس و وزارت امنیت دولت باکو خبر داده بودند ، اما اعلام این خبر به صورت رسمی حاکی افزایش گستاخی و جسارت دولت باکو در مخالفت با اسلام و  احکام اصولی آن است.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ معاون مطبوعاتی فرماندهی کل ارتش دولت باکو در کنفرانسی خبری با اعلام خبر ممنوعیت برپایی نماز در نیروهای مسلح ، علت آن را بازداشتن انجام اعمال دینی از انجام وظایف نظامی عنوان کرد!؟.

این درحالی است که بر اساس قانون اساسی دولت باکو ، تمام شهروندان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) فارغ از شغل و حرفه در داشتن هر عقیده و ایمان مذهبی و انجام شعائر آن آزاد هستند.

انتشار رسمی این خبر سبب شد تا افکار عمومی متدینان و نیز مدافعان حقوق بشر در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) در قبال این قانون موضع گیری کنند.

 

خبرها حاکی از آن است که "حاج ایلقار ابراهیم اوغلو" از روحانیون و فعالان اجتماعی فرهنگی شناخته شده این کشور دراین‌باره گفت: موضع‌گیری‌های دوگانه وزارت دفاع در قبال انجام فرایض دینی  به شدت متدینین را ناراحت کرده است،  از سویی سخن از عدم محدودیت آزادی‌های مذهبی و شخصی گفته می‌شود و از سوی دیگر شامل تطبیق ممنوعیتی‌هایی در این موضوع هستیم.

هم‌چنین افراد سرشناسی همچون «ائلدنیز قلی‌اف» رئیس جنبش ملی آذربایجان،  «اوکتای منتظر» نویسنده و پژوهشگر شناخته شده اجتماعی، عزیر جعفراف کارشناس نظامی این کشور و نیز «فرهاد میرزا» از روحانیون شناخته شده نسبت به این اقدام وزارت دفاع دولت باکو اعتراض کرده اند.

به نظر میرسد با افزایش جسارتها و گستاخی های دولت باکو در مقابله با دین اسلام  از یکسو  و از سوی دیگر همکاری و همراهی گسترده با رژیم صهیونیستی  علیه اسلام و  ملت ایران ، اعتراضهای مردمی در ایران شمالی به ویژه شهر های باکو ، گنجه  و لنکران اوج خواهد گرفت.

شایان ذکر است دولت باکو طی چند سال اخیر  اقدامات ضد دینی و ضد آزادی خود را به شدت گسترش داده و تخریب و تعطیلی مساجد را نیز در دستور کار قرار داده بود که بعد از اعتراضات مراجع عظام تقلید قم و بخصوص بعد ازتهدید  آیت ا... العظمی مکارم شیرازی  مبنی بر اینکه در صورت  ادامه تخریب مساجد ، فتوایی درباره اینکه " هر کس در مقابله با تخریب مساجد کشته شود شهید است " دولت باکو  روند تخریب مساجد را متوقف کرد اما  از سوی دستگیری و بازداشت فعالان اسلامی را گسترش داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 11:49  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گنجینه ای از کتابهای خطی فارسی در باکو نگهداری میشود.

 


 

هزاران نسخه خطی به زبان فارسی در انستیتوی نسخ خطی باکو نگهداری  میشود که تاکنون فهرست بخش زیادی از این کتابها در سه جلد منتشر شده است.

به گزارش واحد خبر حرکت آزایدبخش ایران شمالی ، تلویزیون اسپیس که از کانالهای وابسته به دولت باکو است ،اعلام کرد :

بر اساس گزارش های خبری از ایران ،  600 جلد از نسخ خطی متعلق به ایران در انستیتوی نسخ خطی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) نگهداری می شود.

" پاشا کریم اف " مدیر انستیتوی محمد فضولی آکادمی ملی علوم  ایران شمالی می گوید که تاکنون هیچ درخواستی از سوی ایران  برای استرداد  نسخ خطی دریافت نکرده ایم. به گفته وی، نسخ خطی موجود در کتابخانه اردبیل ( مجموعه شیخ صفی ) در جریان اشغال ایران از سوی روسیه تزاری منتقل شده است. زیرا " عباسقلی باکی خان اف " که یکی از شاهدان این حادثه است فهرست برخی از آن آثار را ترتیب داده بود. آثار به تفلیس و از آنجا به سن پترزبورگ منتقل شده و در حال حاضر در کتابخانه " سالکوف شدرین " نگهداری می شود.

وی گفت: آثار به زبان فارسی در کشور ما فراوان است . ما سه جلد کاتالوگ آثار فارسی زبان را منتشر کرده ایم. یعنی، دنیا می داند که کدام آثار فارسی زبان در کشور ما موجود است.

شایان ذکر است ؛ زبان تاریخی و ادبی مردم مسلمان قفقاز یخصوص منطقه ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) فارسی بوده و بعد از تجزیه این منطقه از خاک ایران با عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای ، حاکمیت روسیه  ، زبان فارسی را در این منطقه ممنوع کرد تا ارتباط فرهنگی بین مردم آن سامان با ایران قطع شود .با توجه به اینکه میراث مکتوب ایران شمالی به زبان ملی ایرانیان یعنی زبان فارسی است ، دولت باکو با فقر شدید کتاب های کهن به  زبان آذربایجانی مواجه است یعنی برای نسل جدید چیزی برای ارایه ازگذشته به زبان آذری ندارد. از این رو تلاش می کند ، ضمن حفظ موقعیت منفی خود نسبت به زبان تاریخی و ملی آذربایجانی ها که زبان فارسی است ، نسخ خطی موجود به زبان فارسی را که در انستیتوی نسخ خطی باکو نگهداری میشود ، به نام دولت باکو در مراکز جهانی ثبت کند ؟!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 11:50  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

فعالیتهای کمیته امداد امام خمینی در باکو به طور کامل متوقف شد

 


 

 

فعالیتهای کمیته امداد امام خمینی "ره " که  بعد از فروپاشی شوروی و همزمان با تشکیل جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) در این منطقه آغاز شده بود ، در پی فشارها و آزارهای مستمر و چندساله مقامات دولت باکو پایان یافت.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی  ؛ به دنبال فروپاشی شوروی و تشکیل یک واحد سیاسی جدید در اراضی قفقازی ایران با نام " جمهوری آذربایجان " ( ایران شمالی )  و وضعیت فلاکت بار معیشتی و اقتصادی مردم این منطقه  ، کمیته امداد امام خمینی " ره " فعالیتهای گسترده خود را در این  منطقه آغاز کرد و طی مدتی اندک به عنوان یاور و مددکار روزهای سخت  مردم ایران شمالی در افکار عمومی و بین رسانه ها  و حتی مقامات دولتی معروف  شد.

در نخستین سالهای تشکیل دولت باکو که فقر و بی سروسامانی ناشی از فروپاشی شوروی و به هم خوردن وضعیت سیاسی ، تعطیلی  کارخانه ها و مراکز اقتصادی و غارت آنها توسط  مقامات ، مناقشه قره باغ و درگیریهای سیاسی و مسلحانه داخلی  مردم ایران شمالی را به  وضعیت سختی  دچار کرده بود ، کمیته امداد امام خمینی " ره " فعالیت خود را در ایران شمالی آغاز کرد و طی مدتی  توانست شعبه های متعدد خود را در سراسر ایران شمالی و دردورترین شهرها از باکو گرفته تا نخجوان و گنجه و ... دایر کند. و دهها هزار خانواده از اهالی ایران شمالی را تحت پوشش کمکهای حیاتی خود قرار دهد.

اما با گسترش نفوذ امریکا و صهیونیسم در ایران شمالی که از زمان حاکمیت حیدر علی اف تشدید شده بود ، مقامات امریکا و صهیونیسم مصرا از مقامات باکو خواستار تعطیلی کمیته امداد امام خمینی شدند.از اواخر حاکمیت حیدر علی اف با تعطیلی شعبه کمیته امداد در نخجوان ، آشکار شد که سران باکو به توصیه  مشترک صهیونیستها و امریکایی ها در توقف فعالیتهای کمیته  امداد جامه عمل خواهند پوشاند.

روند تدریجی توقف فعالیتهای کمیته امداد در ایران شمالی با فشارها و اقدامات ایذایی مقامات باکو ادامه یافت  و در نهایت به توقف دایم منجر شد. این در حالی است که مقامات باکو به خوبی میدانند که کمیته امداد جز کمک رسانی به مردم فقیر و محروم ایران شمالی فعالیتی نداشت ، اما مقامات باکو که فعالیت کمیته امداد را نوعی تبلیغ برای ایران میدانستند ، با مانع تراشی های دایمی فعالیتهای آن را متوقف کردند.

محسن پاک آیین سفیر جمهوری اسلامی ایران در باکو  در این باره گفت : نمایندگی کمیته امداد امام خمینی (ره) از اوایل استقلال جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) و در شرایط سختی که بر این کشور حاکم بود، فعالیت های خیرخواهانه و انسان دوستانه خود را در این کشور آغاز کرد و در طول حدود بیست سال کمک های خالصانه به دهها هزار نیازمند و خصوصا آوارگان جنگ و خانواده های جانباختگان  قره باغ ارائه کرد.

به گفته سفیر ایران در باکو، این کمیته علاوه بر کمک های انسان دوستانه در زمینه تحصیل، اشتغال، ازدواج و معیشت برادران و خواهران آذری و با ارائه خدمات رایگان بهداشتی و درمانی در کلینیک طبی امام علی (ع) وابسته به این نهاد نام نیکی از خود برجای گذاشت.

سفیر ایران با تأکید بر این که مردم و مقامات ارشد باکو همواره با قدرشناسی از این کمک ها یاد کرده اند، گفت: خدمات ارزشمند دفتر کمیته امداد امام خمینی در جمهوری آذربایجان(ایران شمالی ) هرگز از حافظه تاریخی مردم این کشور پاک نخواهد شد. وی با اشاره به این که فعالیت خیرخواهانه کمیته امداد همواره پشتوانه مناسبات دوستانه مردم و دولت ایران با دولت باکو خواهد بود، تأکید کرد: پایان مأموریت این دفتر نباید به موضوعی برای تضعیف مناسبات دوستانه دو کشور تبدیل گردد.

گفتنی است که دفتر نمایندگی کمیته امداد امام خمینی در جمهوری آذربایجان با در نظر گرفتن مشتركات فرهنگی، تاریخی و دینی موجود بین مردم ایران شمالی و جمهوری اسلامی ایران و با هدف تحكیم بیش از پیش مناسبات برادرانه فی مابین دو كشور، همچنین با هدف ارایه كمك های بشردوستانه به آسیب دیدگان مناقشه قره باغ فعالیت خودرا در ایران شمالی سامان داده بود.

شایان ذکر است در حالی که فعالیت  های کمیته امداد امام خمینی در ایران شمالی به خواست دولتب اکو متوقف شده ، سازمانهای خاص رژیم صهیونیستی  مانند "سوخنوت " و " ماشاو " با حمایت مقامات باکو در ایران شمالی فعالیت دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 11:44  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گرفتاری صدها آذری ایرانی در زندانهای باکو


 


گرفتاری صدها آذری ایرانی در زندانهای باکو

حدود 250 تن از اتباع جمهوری اسلامی ایران در زندانهای دولت باکو گرفتار بوده و در شرایط غیر انسانی زندانی هستند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، بر اثر سیاستهای خاص دولت باکو علیه ملت ایران بخصوص آذری های ایرانی  طی سالهای گذشته تاکنون شمار زیادی از آذربایجانی های ایران با بهانه های واهی توسط پلیس باکو دستگیر وز ندانی شده اند و اکثریت ایرانیان زندانی در باکو را آذری ها تشکیل میدهند.

اخبار منتشر شده از وضعیت زندانهای دولت باکو حاکی است این زندانها شرایط غیرانسانی و وحشتناکی دارند و افرادی که در این زندانها گرفتارند ، به غیر از کسان معدودی که جرمهای مشهود و ثابت شده ای دارند ، کسانی هستند که یا از پرداخت رشوه به پلیس یا ماموران دادگستری خودداری کرده و یا توانایی پرداخت رشوه های مورد انتظار ماموران دولت باکو را نداشته اند.

مسوول امور کنسولی سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو که دیدارهای دوره ای از برخی زندانهای باکو برای رویت احوال ایرانیان دارد ،در تازه ترین اقدام خود از زندان شماره هفت باکو بازدید کرد.مولایی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا به دیدار خود با جمعی از ایرانیان زندانی در ندامتگاه شماره هفت باکو اشاره کرد و اظهار داشت: در ادامه سرکشی های دوره ای که برای آگاهی از وضعیت هموطنان زندانی در جمهوری آذربایجان داریم، با ایرانیان زندانی در ندامتگاه شماه هفت باکو ملاقات کردم و از نزدیک با مسائل و مشکلات آنها آشنا شدم.

وی گفت: درخواست اصلی این زندانیان، انتقال به زندانهای کشورمان است که سفارت جمهوری اسلامی ایران این موضوع را در دست پیگیری دارد.

مولایی افزود: در بازدیدی که از قسمت های مختلف زندان به اتفاق رییس این ندامتگاه داشتیم ، مسایل و مشکلات ایرانیان محبوس در حضور خود آنها مطرح شد و رییس زندان قول مساعد داد به مشکلات آنان رسیدگی کند!

 

به گفته مسوول امور کنسولی سفارت ایران در باکو ، در حال حاضر حدود ۲۵۰ ایرانی در زندانهای مختلف جمهوری آذربایجان نگهداری می شوند.

مولائی با اشاره به اینکه اکثر زندانیان ایرانی به جرم حمل و نگهداری مواد مخدر بازداشت و زندانی شده اند، افزود: قوانین و مقررات جزایی دولت باکو در رابطه با حمل و نگهداری مقادیر جزئی مواد مخدر، حتی داروهای آرامبخش بسیار شدید و سختگیرانه است، لذا در این باره اطلاع رسانی مناسب به هموطنانی که قصد عزیمت به این کشور را دارند، ضروری است.

شایان ذکر است ، اتهام حمل مواد مخدر یکی از اتهامهای دایمی و شناخته شده پلیس و ماموران امنیتی دولت باکو است که علاوه بر آذربایجانی های ایران درباره مخالفان سیاسی داخلی دولت باکو نیز کاربرد دارد و اغلب مخالفان دولت باکو اعم از اسلامگرایان و طیفهای غیرمذهبی که هم اکنون در زندانهای دولت باکو هستند ، به داشتن و حمل مواد مخدر متهم هستند.

آخرین بار تعداد ۳۳ نفر از ایرانیان محبوس در زندانهای دولت باکودر اوایل اسفند ۱۳۹۱ در چارچوب همکاری های قضایی ایران و دولت باکو و با هماهنگی سفارت کشورمان در باکو به ایران منتقل شده‌اند.

به اعتقاد تحلیلگران سیاسی ، دولت باکو به شدت از روابط بین آذری های ایران با مردم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) نگران بوده واین روابط را عامل گسترش تفکر مذهبی در ایران شمالی می داند ، به همین خاطر با ایجاد درگیریهای مرزی ، تیراندازی به سوی مرزنشینان ، آزار و اذیت آذری های ایرانی در گذرگاههای مرزی ، تعطیلی بازارچه های مرزی و لغو ترددهای 45 کیلومتری برای مرزنشینان تلاش میکند مانع از شکل گیری روابط گسترده بین آذربایجانی های ایران با شیعیان قفقاز شود .منطقه ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای از خاک ایران جدا شده و پس از فروپاشی شوروی ، دولت نوپای باکو در این منطقه زمام امور را در دست گرفته است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1392ساعت 12:45  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

مشارکت دولت باکو و وهابی های قفقاز در جنگ علیه ملت سوریه

 



مشارکت  دولت باکو و وهابی های قفقاز در جنگ علیه ملت سوریه

با آغاز عملیاتهای تروریستی در سوریه که از حمایت امریکا و حکومتهای استبدادی مانند عربستان  ، قطر و دولت آنکارا برخوردار است ، دولت باکو با توصیه امریکا در کنار گروه  دولتهای غربگرا موسوم به " دوستان سوریه " قرار گرفت و مبلغ کلانی نیز به حمایت از گروههای تروریستی در سوریه اختصاص داد.

در حالی که عمده گروههای تروریستی فعال در سوریه  عناصر وهابی وضد شیعی هستند ، عناصر وهابی که طی بیست سال گذشته با حمایت عربستان در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) متشکل شده اند ، از طریق این گروهها جذب جنگ در سوریه شده و در جنگ علیه جبهه مقاومت فعال شده اند.این در حالی است که دولت باکو در تمام جنگها و حملاتی که امریکا  و اسراییل برای اشغال کشورهای اسلامی ( افغانستان ، عراق ، جنگ رژیم صهیونیستی علیه حزب ا... ، جنگ غزه ) داشته ، به صورت همه جانبه با امریکا همکاری کرده است ، به نحوی که در جریان حمله امریکا به افغانستان و عراق ، به دستور حیدر علی اف ، زمین و آسمان ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در اختیار نیروهای امریکایی قرار گرفت و بعد از اشغال این دو کشور ، نیروهایی از ارتش باکو نیز عازم عراق و افغانستان شدند تا تحت فرماندهی امریکایی ها ، علیه مسلمانانی که از وطن خود دفاع میکنند ، بجنگند که تاکنون عده ای از نیروهای جمهوری آذربایجان در این دو کشور کشته شده اند. در جنگ  امریکا و متحدانش علیه سوریه ، دولت باکو به حمایت سیاسی و مالی و تبلیغاتی از مخالفان سوریه پرداخته و نیروهای وهابی نیز از این کشور ، در جنگ علیه ملت  و نظام انقلابی سوریه شرکت دارند.

عاکف حمیداف ف تحلیلگر سیاسی معتقد است : اگر چه دولت باکو تظاهر میکند که از این موضوع اطلاع چندانی ندارد اما بر همگان روشن است که اعزام وهابی های پرورش یافته در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) به سوریه با نظر مثبت دولت باکو صورت میگیرد.

وی گفت : جریان وهابی هیچ ریشه ای در منطقه شیعه نشین قفقاز جنوبی بخصوص در میان شیعیان آذری زبان ندارد و این جریان طی بیست سال گذشته با حمایت عربستان و برخی شیوخ مرتجع در این منطقه ایجاد شده است. و به جذب نیرواز میان اقلیت سنی ها پرداخته است.

 

کارشناس آذربایجانی با اشاره به حضور وهابی‌های این کشور در سوریه، این روند را برای ثبات ایران شمالی (جمهوری آذربایجان )خطرناک خواند.

«الخان مهدی یف» دیگر کارشناس آذری می‌گوید که این افراد گروههای رادیکالی هستند که با حمایت مالی و سیاسی برخی از کشورها به همراه دیگر در تروریستها در سوریه گردهم آمدند.

وی افزود: در صورتیکه باکو این افراد افراطی را شناسایی و مجازات نکند، آنها برای ثبات جمهوری آذربایجان خصوصا پس از بازگشت به کشور خطرناک خواهند بود.

بر اساس این گزارش آمار دقیقی از تعداد وهابی‌هایی که از ایران شمالی به سوریه گسیل شده‌اند، در دست نیست اما برخی از منابع خبری از جمله آینس پرس ( شبکه تلویزیونی غربگرا در باکو )تعداد آنها را بیش از 250 نفر عنوان کرده‌اند که عمدتا با جبهه تروریستی النصره وابسته به القاعده در سوریه همکاری می‌کنند.

 

بر اساس این گزارش شبکه‌ای وابسته به عربستان سعودی با حمایت مالی و سیاسی، تعدادی از اتباع دولت باکو را خصوصاً از مناطق نزدیک به قفقازشمالی از جمله گوسار، زاگاتالا و بالاکن با همکاری ترکیه و از طریق خاک این کشور به سوریه منتقل می‌کنند.

 

اکثریت جمعیت  ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) را شیعیان تشکیل می‌دهند و در این کشور تا قبل از فروپاشی شوروی هیچ وهابی حضور نداشت.

 طی ۲ دهه اخیر با حمایت مالی عربستان و برخی از کشورهای عربی وهابی شروع به فعالیت خصوصا در مناطق شمالی جمهوری آذربایجان کردند و ارگانهای ذیربط دولت باکو  نیز برای تضعیف تشیع اقدام جدی علیه وهابی‌ها نکرده‌اند، به طوری که اکنون وهابیت تبدیل به تهدید علیه ثبات این خطه  شده است.

 وهابی جمهوری آذربایجان با اعلام همبستگی با وهابی داغستان و قفقاز شمالی هدف خود را تشکیل خلافت اسلامی قفقاز اعلام کرده اند که خاک ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) و بخشهایی از قفقاز شمالی را شامل می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 13:40  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

مطالب قدیمی‌تر