ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

گفتگو با استاد جلال محمدی درباره شعر و شخصیت استاد شهریار

 حرکت آزادیبخش ایران شمالی


استاد جلال محمدی شاعر و نویسنده معاصر کشور :

 

تحریف شعر و شخصیت شهریار یک خیانت فرهنگی بزرگ است.

 

تحریف اشعار استاد شهریار از باکو شروع شد

 

خبرگزاری مهر: در حالی به سالگرد درگذشت استاد "سید محمد حسین بهجت تبریزی" ملقب به "شهریار" و روز ملی شعر و ادب فارسی در کشور گرامی داشته می شود که هر از گاهی برخی تلاش ها برای تحریف آثار این ادیب معاصر کشورمان صورت می گیرد، اقدامی که به اعتقاد صاحب نظران این حوزه یک خیانت بزرگ فرهنگی است.

به گزارش خبرنگار مهر، "شهریار ملک سخن" را می توان نام آورترین شاعر معاصر آذربایجان و حتی ایران نامید که بی گمان آثار و اشعار وی جایگاه ویژه ای در میان شعر و ادب دوستان دارد، شاعری که هر چند به زبان آذربایجانی تکلم می کرد و شعر می سرود اما اشعار فارسی او نیز شهرتی مثال زدنی دارند و در این میان شاید اثر معروف "همای رحمت" روشن ترین ادله برای این ادعا باشد.

اما در این میان هر از گاهی برخی شیطنت ها برای تحریف آثار و شخصیت این شاعر پرآوزه ایرانی و آذربایجانی و با اهداف و اغراض خاص صورت می گیرد که به عقیده صاحب نظران حوزه شعر و ادب بی تردید یک خیانت بزرگ فرهنگی محسوب می شود، موضوعی که نویسنده و شاعر معاصر کشور و مولف کتاب "قافله قفقاز" در گفتگویی تفصیلی با مهر به واکاوی آن پرداخته است.

"جهاد قلمی شهریار" عامل دشمنی وابستگان فکری و سیاسی بیگانگان با وی

استاد جلال محمدی که کتاب "قافله قفقاز" از آثار شاخص وی بشمار می رود، درباره تداوم تلاش های وابستگان جریان های سیاسی بیگانه گرا و محافل خاص برای تحریف شعر و شخصیت استاد شهریار گفت: تلاش برای تحریف شخصیت هدایتگران جامعه ی بشری، سابقه ای به درازای تاریخ دارد و تحریف کتاب های آسمانی، تحریف سخنان و شخصیت پیامبران و ائمه دین، تحریف حوادث و رویدادهای تاریخی و تحریف جهت تاریخ و حتی تحریف جغرافیای کشورمان از جمله روش های شناخته شده تحریف گران است.

شاعر و نویسنده معاصر کشورمان افزود : چنانکه در قرآن کریم نیز ذکر شده است ، مشرکان سعی داشتند برای انکار وحی، پیامبر بزرگ اسلام را به عنوان شاعر معرفی کنند و این یکی از بزرگترین ترفندهای مشرکان برای تحریف شخصیت نورانی و عظیم پیغمبر اسلام بود. همین روند نیز به گونه های مختلف بعدها توسط مستشرقین دنبال شد چرا که تحریفگری یکی از اقدامات دائمی جبهه باطل در زمینه های علم و ادب و معارف است تا بتوانند با جبهه حق مقابله کنند اما جبهه حق نه تنها نیازی به تحریف ندارد بلکه یکی از اقدامات دائمی حقیقت جویان تلاش برای تحریف شناسی و تحریف زدایی است.

وی با اشاره به روش های مختلفی که مخالفان حقیقت در ترویج تحریف داشته اند، تحریف شخصیت های بزرگ ادبی به خصوص شاعران را یکی از شیوه های مهم برای تاثیر گذاری به نفع جریان و جبهه باطل در جامعه دانست و در مورد تلاش های انجام شده برای تحریف شعر و شخصیت استاد شهریار نیز تصریح کرد: استاد شهریار به عنوان یک شاعر دینی از آن هنگام که شعر و شخصیت وی در کشور درخشید، آماج حملات و تحریفگری های وابستگان بیگانگان و مخالفان دین قرار گرفت.

محمدی در ادامه اظهار داشت: در دهه 40 و به ویژه پس از آنکه منظومه "حیدربابایه سلام" منتشر شد، عناصر وابسته به حزب توده (حزب کمونیست ایران) با مشاهده ی نفوذ گسترده ی این منظومه بین مردم آذربایجان و آذری های قفقاز مطالب فراوانی علیه شهریار در مطبوعات منتشر کردند چرا که این منظومه جانمایه ای دینی داشت و در واقع تجلی اندیشه ی دینی شهریار در قالب شعر بود.

نویسنده کتاب "قافله ی قفقاز" که به بررسی مکاتبات منظوم برخی شعرای قفقاز با استاد شهریار می پردازد، خاطرنشان کرد: هنگامی که عناصر بیگانه گرا و ضد دین از مخالفت مستقیم با شهریار به جایی نرسیدند، به تحریف شعر و شخصیت وی کمر بستند و برای مثال مصرع "من علی اوغلویام آزاده لرین مردی مرادی " را به " من ائلین اوغلویام ..." تحریف کردند و این تحریفات برای نخستین بار از باکو شروع شد.

وی در ادامه گفت: در مجموعه هایی که به عنوان " گزیده ی شعر شهریار " در باکو منتشر شد، نه تنها اشعاری را که شهریار به زبان آذربایجانی سروده بود تحریف کردند بلکه اشعاری ضعیف و سست و نادرست با عنوان ترجمه اشعار فارسی شهریار منتشر شد که مضامین این اشعار با تفکر شهریار همخوانی ندارد و مشحون از احساسات قومگرایانه و حزبی برخی شاعران دست چندم باکویی است.

محمدی با اشاره به دیگر روش تحریف اشعار استاد شهریار گفت: اشعاری که شهریار به زبان آذربایجانی سروده، در گویش و لهجه ی تبریز است و شهریار در مقدمه ای که بر "حیدربابایه سلام" نوشته ، این نکته را متذکر شده  که "حیدربابا" به لهجه ی محلی است ، اما در سال های گذشته شاهد بوده ایم که "حیدربابا" را به لهجه ی باکویی تغییر داده اند، مثلا شهریار گفته است "حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا / سئللر سولار شاققیلدیوب آخاندا ..." اما تحریفگران این بیت را به صورت "حیدربابا ، ایلدیریملار چاخاندا / سئللر سولار شاققیلداییب آخاندا ..." تغییر داده اند.

وی با بیان اینکه دشمنی دیرین مخالفان دین و انقلاب اسلامی با شهریار هنوز هم ادامه دارد ، گفت : چندی پیش کتاب "پیر پرنیان اندیش" که خاطرات یکی از شاعران عضو حزب توده بود، منتشر شد که در این کتاب اهانت های زیادی به شهریار روا داشته شده وشاعر حزب توده،  استاد شهریار را به صورت فردی نامتعادل به تصویر کشیده است.

 

وی افزود: چنانکه مقام معظم رهبری هم در بیانات خود درباره استاد شهریار تصریح کرده اند، یکی از مهمترین علل دشمنی وابستگان فکری و سیاسی بیگانگان با استاد شهریار، همراهی و همگامی این شاعر بزرگ با انقلاب اسلامی و "جهاد قلمی شهریار" در راه انقلاب اسلامی بود به گونه ای که استاد شهریار نه تنها شعرهای فراوانی درباره انقلاب و دفاع مقدس به زبان های فارسی و آذربایجانی سرود، بلکه شخصا لباس بسیجی وکسوت رزم پوشید و در بدرقه رزمندگان بسیجی به جبهه، برای بسیجیان شعر خواند و گریست.

شهریار شاعر اهل بیت (علیهم السلام) و شاعر انقلاب اسلامی است

محمدی با تاکید بر اینکه شهریار شاعر اهل بیت (علیهم السلام) و شاعران انقلاب اسلامی است، گفت : استاد شهریار صدها بیت شعر درباره ی اهل بیت دارد و بیش از دویست بیت از اشعار استاد درباره ی امام علی (علیهم السلام) یا ترجمه اشعار منسوب به آن حضرت است است و دو شاهکار شهریار که از اشعار ماندگار تاریخ شعرفارسی است ، یعنی شعر " علی ای همای رحمت ..." و مثنوی " شب و علی "  در مدح و تبیین شخصیت مولا علی ( علیه السلام ) سروده شده است و اعاظم شعرای فارسی گوی ایران و جهان اتفاق نظر دارند که این دو شعر از شاهکارهای شعر معاصر است و از لحاظ نفوذ مردمی نیز نظیری ندارند.

این شاعر معاصر در ادامه تصریح کرد: از طرفی اشعاری که شهریار درباره ی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سروده  نیز علاوه بر ارزش ادبی خاص آنها و شهریارانه بودنشان ، تاثیر شگفتی در شکل گیری جریان شعر دفاع مقدس در ایران داشت و بسیاری از مخالفت های عناصر بیگانه گرا بخصوص روشنفکران و قومگرایان با شهریار نیز در همین نکته نهفته است چرا که آنها به شدت تلاش کردند تا شهریار را از همراهی و همگامی با انقلاب و دفاع مقدس و رهبری انقلاب بازدارند ، اما موفق نشدند و کینه ی خود را در قالب هجویه ها و تحریف ها به نمایش گذاشتند.

محمدی با تاکید بر اینکه یکی از خطرناکترین شیوه های تحریف درباره شخصیت شهریار ، تحریف مخملی و نرم است، در تبیین این شیوه گفت : در مواردی ، در قالب کنگره یا همایش بزرگداشت شهریار در داخل کشور که توسط دستگاه های فرهنگی ترتیب داده می شوند، مقالاتی با "عناوین و موضوعات خاص" سفارش داده شده و در قالب مجموعه های یا عنوان "یادنامه" یا "مجموعه مقالات کنگره" منتشر می شوند که در این مقالات، شعرو شخصیت دینی و انقلابی استاد شهریار در غبار فراموشی استتار و مخفی می شود.

وی افزود: در این گونه همایش ها موضوعاتی مانند "ترانه ها و ضرب المثلها در شعر شهریار" ، "نقش موسیقی در شعر شهریار" ، " نوآوریهای ادبی و..."  و موضوعاتی از این دست به عنوان عناوین برای نگارش مقالات تعیین می شود و موضوعاتی مانند "شهریار و اهل بیت ( علیهم السلام )"، "شهریار و انقلاب اسلامی"، "شهریار و دفاع مقدس" و دیگر موضوعاتی که می توانند تبیین گر اندیشه ی دینی و انقلابی وی برای نسل امروز و آینده باشد، به فراموشی سپرده می شود.

محمدی همچنین گفت: در نتیجه ی اینگونه فعالیت های تحریفگرانه، شخصیت و شعر شهریار برای نسل امروز و آینده در هاله ای از ابهام قرار می گیرد و در واقع شخصیتی تحریف شده از شهریار برای نسل امروز معرفی می شود بطوریکه برای نمونه بسیاری از مقالات کتاب "دیدار آشنا" که مجموعه مقالات مجمع جهانی شهریار در سال 1377 بوده، در مخالفت با اندیشه دینی و عرفانی استاد شهریار وحتی علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی است.

نویسنده کتاب "قافله قفقاز" در ادامه افزود: شهریار شاعر قرآنی بود و انس زیادی با قرآن داشت و چنان به قرآن کریم عشق می ورزید که به خط زیبای خود شروع به نگارش قرآن کریم کرد و در حدود ثلث قرآن را با خط خود نوشت و قرآن کریم تجلی گسترده ای در اشعار استاد شهریار دارد و نمی توان آیین و همایشی به یاد شهریار برپا کرد و از بررسی و تبیین تجلی قرآن در شعر شهریار غفلت ورزید.

اهل قلم و ادب و دستگاه های فرهنگی باید به "وظیفه تاریخی" خود در مقابل شهریار ملک سخن عمل کنند

وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در عیادت برخی از اهل هنر و ادب از ایشان درباره ی پروین اعتصامی گفت: پروین اعتصامی نیز به دلیل اندیشه و شعر دینی و اخلاقی و پاکیزه اش مانند شهریار مورد بغض جریانهای آلوده بود و تلاش می کردند برخی شاعران زن را که با عاشقانه سرایی های نازل و در مواردی خلاف عفت بیان، جایگاه والای زن و شعر را زیر سوال می بردند ، در مقابل پروین اعتصامی مطرح کرده و با تبلیغات در برخی مطبوعات داخلی و رسانه ها ی صوتی و تصویری بیگانگان بخصوص در آمریکا و انگلیس و چهره سازی های کاذب از امثال بهبهانی و فرخزاد و از سویی با تحقیر پروین به عنوان " شاعر نخود و لوبیا "، درخشش پروین را در آسمان شعر ایران کم فروغ کنند اما با همه ی تلاش خود نتوانستند به این هدف برسند و امروز دیوان پروین اعتصامی ، یکی از پرتیراژترین کتابهای شعر تاریخ چاپ در ایران است. چنانکه دیوان شهریار نیز چنین است.

 

محمدی که کنگره ی بزرگداشت شهریار در سال 1373 در تبریز با مسئولیت وی برگزار شد ، پیام مقام معظم رهبری بعد از وفات شهریار را سندی بر شناخت و معرفی هویت و شعر و شخصیت شهریار دانست و با اشاره به اینکه تحریف شخصیت شهریار صرفا یک خیانت ادبی نیست بلکه در واقع تحریف تاریخ و ادبیات انقلاب و هویت شعر دینی و یک خیانت فرهنگی بزرگ است، گفت : پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که بعد از درگذشت استاد شهریار از سوی ایشان صادرشد ، می تواند دربرپایی آیین های بزرگداشت و پیشگیری از تحریف شخصیت دینی و انقلابی استاد شهریار ، به عنوان دستورالعملی برای مسوولان فرهنگی در کانون توجه قرار گیرد.

وی افزود:در این پیام آمده است : شهریار شعر و ادب ایران درگذشت، این مرد بزرگ واین شاعر کهن، با دلی جوان و لبالب از شوق و احساس و با درک وظیفه بزرگ شاعر دوران انقلاب، همه ی سرمایه ی عظیم ذوق و هنر خود را در خدمت هدف و راهی گذاشت که کشور او و مردم او برگزیده و برای آن تن به فداکاری داده بودند . او انقلاب را و جهاد و شهادت را در شعر روان و روشن خود سرود و برترین مضمون دوران عمر با برکت خود را، در بخش پایانی شعر ماندگار خویش گنجانید، او پیام انقلاب اسلامی را با دلی نیوشید که از کودکی به پیام قرآن گوش سپرده و در همه ی آخر عمر، در اسرار و معارف آن به غور و تدبر پرداخته بود، او عاشق قرآن بود و قرآن مجسم و زنده را در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مشاهده می کرد، از آنرو خود را در خدمت انقلاب گذاشت و به مردمی که جان در گرو آن نهاده بودند ، پاسخ مثبت داد، درخشانترین هنر شهریار آن است که وظیفه ی تاریخی خود را شناخت و با همه ی وجود و با کمال خلوص به آن عمل کرد."

نویسنده کتاب "قافله قفقاز" در پایان تصریح کرد: مقام معظم رهبری از "شناختن وظیفه تاریخی" به عنوان درخشانترین هنر شهریار یاد کرده اند و امروز وظیفه ی اهل قلم و ادب و بخصوص دستگاه های فرهنگی نیزاین است که در مقابل شهریار ملک سخن، " وظیفه تاریخی " خود را بشناسند و به آن عمل کنند، شناختن وظیفه تاریخی، حاکی از داشتن بصیرت و شجاعت است چنانکه در تاریخ شیعه و ایران شاعرانی مانند دعبل، سید حمیری، فرزدق، مهرداد اوستا و استاد شهریار این وظیفه ی تاریخی را شناختند و با کمال شجاعت وخلوص و بدون هراس از تحقیرها وتهمت ها و تحریف ها و با سرودن اشعار بلند و روشنگر و هدایتگر به این وظیفه تاریخی عمل کردند.

-------------------------------------

گفتگو از:اسد بابایی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 15:6  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

در حاشیه سفر موشه یعالون وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو


وزیری با دستهای آغشته به خون در باکو

·        دکتر عارف محمدزاده

 

 

برای نخستین بار در تاریخ تشکیل کشور نوپای جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) ، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو سفر کرد.

اگر چه سفر وزیر جنگ رژیم " کودک کش " به باکو ، با توجه به مناسبات گسترده ای که دولت باکو  با این رژیم برقرار کرده ، امر غیر منتظره ای به شمار نمیرود ، ولی با توجه به اینکه رژیم باکو تلاش میکرد بخش اعظم روابط خود با این رژیم اشغالگر و کودک کش را پنهان نگه دارد ، این سفر میتواند تامل برانگیز باشد.

از تاریخ پیدایش جمهوری آذربایجان از سال 1991 و طی عمر بیست و ساله دولت باکو ، این نخستین بار است که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی آشکارا و با اعلام در رسانه ها به باکو سفر کرده است. این سفر نگاه تحلیلگران را سیاسی را به خود معطوف کرده است ، بویژه اینکه درست چند روز بعد از آن انجام میگیرد که هواپیمای بدون سرنشین با تجاوز به آسمان ایران ، هدف قرار گرفته و منفجر شده است و منابع نزدیک به رژیم صهیونیستی و نیز برخی منابع ایرانی اعلام کرده اند که این هواپیما از جمهوری آذربایجان پرواز و به خاک ایران تجاوز کرده است.

 

سفر موشه یعالون، وزیر جنگ اسرائیل به باکو پس از آنکه وی به باکو وارد شد، اعلام شد. یعالون طی دو روز اقامت خود در باکو با مقامات بلندپایه باکو از جمله الهام‌ علی‌اف، رییس جمهور، ایلمار محمدیارف، وزیر امور خارجه و ذاکر حسن‌اف، وزیر دفاع دولت باکو دیدار میکند.

وزارت جنگ اسرائیل در بیانیه‌ای اعلام کرد: قرار است طی این سفر روابط میان دولت باکو و اسرائیل تقویت شده و بر سر راهبردهای مسائل منطقه‌ای بحث شود.

یعالون طی سفر خود به باکو قرار است در نمایشگاه بین‌المللی صنایع دفاعی در جمهوری آذربایجان غرفه متعلق به اسرائیل را افتتاح کند. وزارت جنگ اسرائیل در این غرفه همراه با ۱۵ شرکت نظامی اسرائیلی حضور پیدا خواهد کرد. یعالون هنگام ورود به باکو گفت: خوشحال هستم که در نخستین سفر تاریخی یک وزیر جنگ اسرائیل به جمهوری آذربایجان در اینجا حضور دارم.

وی افزود: روابط دو جانبه میان ما ثمربخش است و میان دو طرف روابط راهبردی و تلاش‌های مشترک در حوزه‌های مختلف برقرار است.

یعالون تاکید کرد: نمایشگاه تسلیحات در باکو فرصتی دیگر به منظور آنکه به دنیا قدرت و قابلیت‌های صنایع نظامی اسرائیل را نشان دهیم ایجاد می‌کند.

همچنین وزیر جنگ اسرائیل قرار است با نمایندگان جامعه یهودیان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) نیز دیدار کند.

درباره سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو نکات ذیل گفتنی است :

1-    انجام این سفر به صورت آشکار و اعلام آن در رسانه ها ، بیانگر این واقعیت است که روابط دولت باکو با رژیم صهیونیستی به شدت گسترده شده است. به گونه ای که دولت باکو حساسیتهای خاصی را که درباره ی این روابط داشت تا حد زیادی کنار نهاده است.گفتنی است برخی کشورهای اسلامی که به دلیل ماهیت غربگرایانه یا دیکتاتوری خود مانند مصر ، اردن ، قطر و... با رژیم صهیونیستی رابطه دارند ،ترجیح میدهند روابطشان با رژیم اشغالگر به خاطر حساسیتهای مردمی جهان اسلام و ماهیت اشغالگری و ضدبشری رژیم صهیونیستی تا حد مقدور پنهانی باشد بخصوص در حیطه روابط نظامی وامنیتی .اگر چه دولت باکو نیز از این رویه پیروی میکند اما پذیرفتن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نماد و نشانه ی بزرگ و آشکار روابط نظامی و امنیتی با رژیم صهیونیستی است . و این حاکی از آن است که باکو  و رژیم صهیونیستی در پی آن هستند که این روابط را "عادی" نشان دهند .این مساله برای رژیم صهیونیستی بسیار حایز اهمیت است ، زیرا میتواند به مثابه ی الگویی برای کشورهای دیگر در جهان اسلام – بخصوص کشورهای نوپا مانند ترکمنستان در جوار ایران – مورد استفاده واقع شود.

2-    سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو بعد از جنایتهای گسترده ی این رژیم در غزه و کشتار و زخمی کردن هزاران کودک و زن و ویران کردن گسترده خانه های مسکونی ، حاکی از همراهی کامل دولت باکو با اسراییل و حمایت سیاسی باکو از جنایات رژیم صهیونیستی است.بخصوص اینکه آشکار است وزیر جنگ در انجام این جنایتها و نسل کشی ، مسئولیت مستقیم دارد. به عبارت دیگر ، موشه یعالون در حالی وارد باکو شد که دستهایش تا مرفق به خون کودکان فلسطینی رنگین است و با همین دستهای آغشته به خون با الهام علی اف و دیگر مقامات باکو ابراز صمیمیت میکند.

3-    سفر وزیر جنگ رژیم رژیم صهیونیستی به باکو بعد از غائله ی تجاوز پهباد این رژیم به آسمان ایران و اعلام پرواز این پهباد از خاک ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) و یا حداقل اینکه دولت باکو متهم به همکاری در این اقدام ضد ایرانی است ، به معنای نادیده گرفتن حساسیتهای جمهوری اسلامی بخصوص درباره تمامیت ارضی و امنیت ایران ، عدم توجه به حسن همجواری و احترام به ایران از سوی دولت نوپای باکو است.

4-    روابط گسترده ی دولت باکو با رژیم اشغالگر قدس در ابعاد مختلف اقتصادی ، نظامی ، امنیتی و فرهنگی و بخصوص تامین نفت مورد نیاز این رژیم از سوی باکو و سفر وزیر جنگ اسراییل به باکو ، بار دیگر این واقعیت را به اثبات رساند که تبلیغات دروغین دولت باکو درباره ی تقبیح اشغالگری در ارتباط با ارمنستان ،فاقد ارزش و اهمیت است.اگر دولت باکو حقیقتا خواستار توجه کشورهای همسایه مانند ایران و ترکیه در روابط با ارمنستان به مناقشه ی قره باغ است ،چگونه با دولتهای اشغالگر و تجاوزگر مانند اسراییل و امریکا ، از گسترده ترین روابط برخوردار است؟

5-    از هر زاویه که نگاه شود ، پذیرش وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در باکو یک حرکت ضد ایرانی است.

6-    سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در این موقعیت (و سفرهای مکرر و متقابل مقامات باکو و تل آویو ) به باکو ، بار دیگر نشان داد که لفاظی های مکرر  و منافقانه ی مقامات باکو  بخصوص شخص الهام علی اف درباره روابط با ایران حتی ارزش تبلیغاتی هم ندارد و صرفا برای تکرار توسط برخی عناصر ساده لوح دیپلماسی و سیاسی کاربرد دارد ؛ بویژه اینکه چند روز پیش از سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو ، یک همایش ضد ایرانی با سرکردگی یکی از عناصر نزدیک به مقامات باکو و عضو پارلمان این دولت و دستیاری عده ای از کارمندان مراکز دولتی باکو در این شهر برگزار شد که محور اصلی این همایش ، مخدوش ساختن تمامیت ارضی ایران بود.

7-    جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) درباره روابط "استراتژیک با اسراییل (عبارت "روابط استراتژیک" درباره روابط با رژیم صهیونیستی ، مقامات باکو و از جمله الهام علی اف بکار برده اند ) برای جمهوری اسلامی مشبه با هیچ کشور دیگری نیست. این جمهوری نوپا ، علاوه بر اینکه بخشی جدا شده از ایران است ،مرز طولانی آبی – خاکی با کشورمان دارد ، اگر چه جمعیت آن چند میلیون نفر بیشتر نیست ، ولی اکثریت مطلق آنها شیعه هستند و روابط متقابل مردمی بین دو کشور برقرار است.علیرغم اینکه دولت این کشور ، دولت نوپایی است ولی برای پیگیری ایده های تجزیه طلبانه ی دوره ی شوروی درباره آذربایجان ایران ، با امریکا و اسراییل همکاری دارد.با این وضعیت ، هر گونه روابط این دولت با رژیم صهیونیستی برای امنیت امروز و آینده ی ملت ایران و صلح و ثبات منطقه قفقاز به شدت نگران کننده است. اکنون سوال این است : عدم برخورد فعال و تاثیر گذار دولت جمهوری اسلامی برای مقابله با نفوذ و حضور گسترده اقتصادی و نظامی اسراییل در جمهوری آذربایجان چیست ؟  مسامحه و بیتوجهی ؟ عادت و از دست دادن حساسیتهای لازم نسبت به این موضوع مهم ؟ یا هر چیز دیگر . وزارت خارجه ایران – از دولتهای قبل تاکنون – نشان داده است که بنا به دلایل متعدد فاقد انگیزه ی تصمیم سازی و تاثیر گذاری برای مقابله با نفوذ رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان – که به حق باید آن را پاره ای از پیکر ایران نامید – است. تصمیم گیران جامع امنیتی – نظامی (شورای عالی امنیت ملی ) این باره چه تدبیری دارند ؟ این همان نقطه ای است که حایز اهمیت بسیار است.

8-    دولت باکو طی سالهای گذشته به روشنی دیده است که روابط با رژیم صهیونیستی ، هزینه ای از سوی ایران بر وی تحمیل نکرده است . به عبارت دیگر ، این روابط که برای امنیت امروز و آینده ی ایران و قفقاز خطرناک است ، هیچونه تبعات مناسب را برای دولت باکو در پی نداشته است و با توجه به این مساله ، دولت باکو شیب روابط خود با رژیم صهیونیستی را تنظیم و تندتر کرده است. زمینه های متعدد برای برای گشایش سفارت دولت باکو در سرزمینهای اشغالی نیز از سالهای قبل در حال تدارک است.(نمونه ای روشن از تبعات خطرناک روابط باکو – تل آویو ؛ استخدام مزدور برای ترور دانشمند هسته ای ایران شهید علیمحمدی در باکو بود و...)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 14:48  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

همایش ضد ایرانی ؛ هدیه جدید دولت باکو به دولت روحانی


همایش ضد ایرانی ؛ هدیه جدید دولت باکو به دولت روحانی

 

 دکترعارف محمدزاده - عضو تحریریه مجله ایران شمالی

 

 

در حالی که طبق اخبار منتشره در برخی مطبوعات باکو ، محسن پاک آیین سفیر جمهوری اسلامی در باکو با اشتیاق خبر از سفر قریب الوقوع رییس جمهور کشورمان به  باکو داده است ، یک همایش ضد ایرانی با همکاری دولت باکو و با حضور و فعالیت برخی مقامات و کارمندان مراکز دولتی برگزار شد.

این همایش ضد ایرانی که موضوع آن آذربایجان ایران بود و در تاریخ 17شهریور در مرکز بین المللی مطبوعات باکو برپا شد ، اقدام تازه ای نبود ، بلکه تکرار جسارتها و گستاخی هایی بود که دولت باکو طی  دو دهه گذشته علیه کشوری که از آن جدا شده ، انجام داده است و متاسفانه به علت عدم پاسخ عملی و قاطع دولت جمهوری اسلامی ، اقدامات تکراری خود علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی ، همکاری با گروهکهای تجزیه طلب امریکایی – صهیونیستی  و تکرار تحریف واقعیتهای تاریخی مانند تعلق 17 شهر قفقاز به ایران و دخالتهای مضحک و گستاخانه درباره آذربایجان ایران را پی گرفته است.

در این همایش که در مرکز بین المللی مطبوعات باکو برگزار شد ، افرادی چون صابر رستمخانلو ( عضو پارلمان باکو ، رییس حزب همبستگی شهروندی " از احزاب طرفدار دولت "و چهره شناخته شده مرتبط با صهیونیسم )  ، " یاسمن قره قویونلو " کارمند آکادمی دولتی علوم در باکو ، " یادگار ترک ائل " کارمند شعبه علوم سیاسی ، " دلاور عظیملی " کارمند انستیتوی تاریخ آکادمی دولتی علوم ، " عارف اسماعیل بیلی " معاون امور سیاسی و اجتماعی رهبر حزب همبستگی شهروندی (حزب شبه دولتی ) و جمعی دیگر از کارکنان دولت باکو سخنرانی و فعالیت داشتند. همچنین برخی تجزیه طلبان که از اعضای سابق گروهکهایی مانند فدایی خلق و... بوده و طی سالهای اخیر توسط سازمانهای اطلاعات غربی برای فعالیت جهت ایجاد اختلافات قومی در ایران اجیر شده اند ، سخنرانی کرده و اعلام داشتند که صدها تن از آذریهای ایران به جرم تکلم به زبان آذری دستگیر وزندانی هستند !

صابر رستم خانلو عضو انتصابی پارلمان باکو – که از زمان حیدر علی اف به عنوان نماینده پارلمان منصوب شده گفت : در کتاب اداره اطلاعات مرکزی آمریکا تعداد آذربایجانی های ایران در سال 2013 میلادی 13 میلیون ذکر شده است .

رستم خانلو بدون ذکر اینکه چگونه کتاب اداره اطلاعات مرکزی امریکا ( سازمان سیا ) در اختیار وی قرار گرفته افزود : من اعلام میکنم که سیا در برآورد این تعداد اشتباه کرده است و بایستی با همکاری ما اقدامات خود را درباره آذری های ایران دنبال کند.

رستم خانلو و تعدادی دیگر از کارمندان دولت باکو که محفلی با عنوان " کنگره آذری های جهان ! " با طرح و کمک امریکا ایجاد کرده اند ، گفت : کنگره آذری های جهان در نظر دارد تا پایان سال جاری چندین نشست از جمله همایش آتی این کنگره را برگزار کند و مسأله آذربایجان ایران را مد نظر قرار خواهد داد.

وی به صورت ساختگی از دولت باکو به خاطر عدم کمک به فعالیت های عناصر پان ترکیست برای تاثیر گذاری در جامعه آذریهای ایران انتقاد کرد !

واکنش تکراری و بی اثر سفارت ایران در باکو

 

به دنبال برگزاری همایش ضد ایرانی گروهک موسوم به " داگ "در باکو با همکاری کارکنان دولت الهام علی اف ، سفارت جمهوری اسلامی در باکو به انتشار بیانیه ای اکتفا کرد ، در حالی که سفیر محسن پاک آیین در این باره موضعی اتخاذ نکرده و اقدامی خاص انجام نداده است. این در حالی است که چندی پیش به دنبال انتشار خبر اعزام پهباد صهونیستی به خاک ایران از قلمرو ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) ، پاک آیین برای تبرئه مقامات باکو ، طی خبری که به صورت گسترده  در رسانه های باکو منتشر شد ، اعزام پهباد ازایران شمالی را رد کرد !

سفارت ایران در این بیانیه تأکید کرده که هتاكی و بی احترامی این گروهک تجزیه طلب به جمهوری اسلامی ایران را برنتابیده و از مجاری دیپلماتیک و راه های قانونی، برخورد حقوقی لازم با کسانی که به ملت بزرگ ایران به خصوص آذربایجانی های غیور این کشور توهین کرده اند را پیگیری خواهد کرد.

در پایان این بیانیه آمده؛ جمهوری اسلامی ایران اجازه برگزاری نشست های ضد آذربایجانی (!؟)  را نمی دهد و انتظار دارد مقامات جمهوری آذربایجان نیز برخورد قانونی لازم را با گروهکی که تمامیت ارضی ایران را زیر سئوال برده است انجام دهند.

بیانیه سفارت جمهوری اسلامی در باکو به حدی محافظه کارانه است که در آن به مسولیت دولت باکو در برگزاری همایش ضد ایرانی اشاره ای نشده است و صرفا گروهک مورد حمله قرار گرفته است و طنز ماجرا اینجاست که سفارت انتظار دارد مقامات باکو " برخوزد قانونی لازم " را با گروهکی که تمامیت ارضی کشورمان را زیر سوال برده انجام دهد ! در حالی که مسولیت مستقیم این همایش و همایشهای مشابه در وهله اول برعهده دولت باکو است . ازاین گذشته ، همایشهای ضد ایرانی مشابه را دولت باکو به صورت گسترده ذیل عنوان " کنگره آذریهای جهان " با حضور شخص الهام علی اف برگزار کرده است و سفارت نیز مشابه همین بیانیه ها را صادر فرموده است !

 

همانگونه که گذشت ،برگزاری همایشهای ضد ایرانی با مجوز و همکاری دولت باکو پدیده جدیدی نیست ، برگزاری اینگونه همایشها و حرکتها طی ادوار مختلف (دوره خاتمی ، احمدی نژاد ) همواره ادامه داشته است ، وکارشناسان میدانستند که در دولت روحانی نیز همایشها و حرکتهای ضد ایرانی دولت باکو تداوم خواهد داشت ، خبرهای منتشره در مطبوعات ورسانه های باکو به روشنی نشانگر همکاری دولت باکو در برگزاری جدیدترین همایش ضدایرانی است و میتواند به عنوان هدیه ای به دولت روحانی تلقی شود ، این در حالی است که برخی عناصر ساده لوح یا عناصری که منافع تجاری و سیاسی در کاردارند ، پیوسته با توجه به سفر اخیر الهام علی اف به تهران اظهار میداشتند که فصلی دیگر از روابط تهران – باکو آغاز شده است! در دولتهای قبل نیز هنگامی که اینگونه سفرها انجام میگرفت – که نتیجه خاصی دربر نداشته است – افرادی خاص مدام در پی القای این موضوع بودند که فصلی جدید در روابط و همکاری های طرفین آغاز شده است !

گفتنی است آمارهای منتشره توسط دولت باکو ، حاکی از تقلیل روابط تجاری طی سال گذشته میلادی بین باکو وایران اسلامی است.

انتظار میرود برای یک بار هم که شده ، مراکز مسئول در جمهوری اسلامی ، نشستی با عنوان " بررسی چگونگی پایان دادن به اقدامات آشکار دولت باکو علیه تمامیت ارضی ایران " را برگزار کنند ، نشستی که مصوبات آن ضمانت اجرایی داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 13:16  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

سفیر ایران درباکو و پهباد اسراییلی ...

 


سفیر ایران در باکو به کجا می رود ؟

 

در اقدامی عجیب ، سفیر دولت جمهوری اسلامی ایران در باکو ، اعزام پهباد اسراییلی از خاک جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) به داخل خاک ایران را تکذیب کرده است. خبر تکذیب اعزام پهباد از اراضی تحت حاکمیت دولت باکو به ایران ، در بسیاری از مطبوعات ورسانه های باکو منتشر شده و با گذشت روزها ، سفیر ایران در باکو ، خبر منتسب به خود را تکذیب نکرده است.

در خبر خبرگزاری ترند از خبرگزاریهای وابسته به دولت باکو آمده است :

 

(محسن پاک آیین : اخباری مبنی بر بلند شدن پهپاد جاسوسی منهدم شده اسراییل در ایران از اراضی جمهوری آذربایجان به صورت هدفمند منتشر می شود

محسن پاک آیین سفیر ایران در جمهوری آذربایجان اخبار منتشره مبنی بر بلند شدن پهپاد جاسوسی منهدم شده اسراییل در ایران از اراضی جمهوری آذربایجان را تکذیب کرده است. محسن پاک آیین در گفت وگو با خبرگزاری «ترند» گفته است که هنوز برای اظهار نظر دقیق تر باید منتظر اعلام نتایج تحقیقات بود.

سفیر گفت: معمولاً رسانه های اسراییل با انتشار این قبیل اخبار به صورت هدفمند به دنبال تخریب مناسبات ایران با همسایگان خود از جمله جمهوری آذربایجان هستند.

محسن پاک آیین ادامه داد که مقامات جمهوری آذربایجان این اخبار را تکذیب کرده و علت انتشار این اخبار را برای تخریب مناسبات دو کشور ذکر کردند. سفیر خاطر نشان کرد: قانون اساسی جمهوری آذربایجان اجازه تأسیس پایگاه نظامی به هیچ کشوری را نمی دهد.

سفیر همچنین افزود که هیچ مقام رسمی ایرانی ادعای پرواز این پهپاد از اراضی جمهوری آذربایجان را نکرده است.

گفتنی است که مقامات نظامی ایران در تاریخ 24 اوت اعلام کرده اند که یک فروند پهپاد «هرمس 450» ساخت اسرائیل در حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران را منهدم کرده اند. به گفته آنها، پهپاد جاسوسی منهدم شده قصد نفوذ به حریم منطقه هسته ای نطنز" را داشت.)

 

درباره اظهارات حیرت انگیز سفیر کشورمان در باکو گفتنی است :

 

1-      آیا محسن پاک آیین مسوول تبرئه دولت باکو از اقدامات ضد ایرانی است ؟

2-      مسوول تکذیب یا تایید اقدامات منتسب به دولت باکو ، مقامات این دولت هستند و در صورت لزوم نیز سفیری که در تهران دارند ، میتواند تکذیب کند . چرا محسن پاک آیین ، کاری را انجام میدهد که بایستی مقامات باکو یا سفیر یان دولت در تهران انجام دهند ؟

3-      سردار جزایری به صراحت اعلام کرد و خبر نیز از قول وی در رسانه های جمهوری اسلامی منتشر شد که پهباد صهیونیستی ازیکی از همسایه های شمالی که در اقلیم اتحاد شوروی سابق بوده ، به سوی ایران ارسال شده است . آیا سفیری که سالها در حوزه دیپلماسی کار کرده ، معنای این جملات را نمیداند و نمی فهمد که منظور کدام کشور است ؟ آیا وی اینقدر کودن است یا اهداف دیگری را دنبال میکند؟

4-      این نوع پهبادها در اختیار ارمنستان نمی باشد و چندی پیش یکی از این نوع پهبادها (هرمس ) که از طرف باکو به فضای ارمنستان اعزام شده بود ، توسط پدافند ارمنستان سرنگون شده بود.

5-      سفیر !خاطر نشان کرد: " قانون اساسی جمهوری آذربایجان اجازه تأسیس پایگاه نظامی به هیچ کشوری را نمی دهد." سفیر محترم ما اینقدر نمی فهمد که در دولت دیکتاتوری مانند باکو، قانون اساسی یعنی الهام علی اف . علیرغم همین ممنوعیتها ، در حمله امریکا به افغانستان و عراق ، زمین و آسمان جمهوری آذربایجان به دستور حیدر علی اف در اختیار نیروهای امریکایی قرار گرفت. همچنین سفیر ما نمی داند که چندی قبل ف با تغییر دکترین نظامی دولت باکو ، اجازه استقراز قانونی به نیروهای خارجی داده شده است . سفیر میتواند از کارشناسان سفارت در این باره استفاده کرده و حرفهای بی اساس نزند.

6-      سفیر محترم ما در باکو ، کتابی نیز در تبلیغ " حیدر علی اف " نوشته است !

7-      برخی سفرای قبلی ما در باکو که مواضع خاصی میگرفتند ، در باکو به تجارت مشغول بودند!

8-      در گذشته مقامات باکو و شخص الهام علی اف در دیدار با مقامات رزیم صهیونیستی اعلام کرده اند که با رژیم اشغالگر ، روابط استراتژیک دارند . آیا جناب سفیر دانشمند و فکور معنی " روابط استراتژیک " را میدانند ؟

9-      سیاست داخلی دولت باکو نیز بر مبنای حفظ منافع رژیم صهیونیستی است ، چنانکه در جریان جنگ 8 روزه غزه و در جریان راهپیمایی های روز قدس در باکو و مناطق دیگر ، تاکنون و هر سال دهها تن از شهروندان به جرم اعتراض به رژیم صهیونیستی دستگیر و زندانی شده اند...

10-  آیا سفیر فکور جناب پاک آیین سفرهای متقابل و توفقات پیدا و پنهان رژیم باکو با رژیم اشغالگر قدس را پیگیری و بررسی می فرماید آیا همچنان مشغول تالیف و تدوین کتاب دیگری درباره شخصیت بارز جناب حیدر علی اف ( دبیر حزب کمونیست باکو در دوره شوروی ، عضو ک گ ب ، مسوول فعالیتهیا کمونیستی در ایران در دوره انقلاب اسلامی و...) می باشند ؟

11-  آیا وزارت خارجه جمهوری اسلامی و یا ستاد کل نیروهای مسلح ، سفیر را ارشاد خواهند کرد ؟.. یا همچنان سفیر ما به اتخاذ مواضع غیر دیپلماتیک ، غیر واقعی و فریب آمیز ادامه خواهند داد ؟اگر وزارت خارجه مشغول ادامه مذاکرات با طرفهای غربی است لااقل ستاد کل نیروهای مسلح اقدامی انجام دهد ! 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 17:17  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

زندگی نامه دکتر جواد هیات

 

 

 


یک فراماسونر در آستانه مرگ / دکتر جواد هیت در بیمارستان

جواد هیئت با همه فراز و فرودهای زندگی و کارنامه ای که چندان نیز برای اگاهان و اهل تحقیق پنهان نیست اندک اندک در حال عبور از دالان مرگ و ورود به جهان " حساب " است. او که سالهاست در باکو و در حمایت دیکتاتور باکو بسر میبرد دیگر حالش وخیم شده و بیمارستان منتقل شده است... بدین مناسبت بار دیگر خلاصه ای از کارنامه زندگی اش را مرور میکنیم

 

 

دوخسان ايل ياشادين..!

·        عباس نياري ـ اردبيل

 

دوخسان ايل ياشادين اؤزوندن ايراق!

دوخسان ايل ياشادين ملت‌دن اوزاق،

جيبينده اسكيناس، باشيندا پاپاق

بئله ياشاييشا نه دئميشم من!

 

وطنه خايين‌سان، ساتقين‌باشي‌ سان

سن هانسي اؤلكه نين وطنداشي‌سان؟

اويون آغاجي‌نين هشتاد ياشي‌سان

بئله ياشاييشا نه دئميشم من!

 

سومسونه ـ سومسونه قالدين سرگردان

باش چيخارتدين توركيه‌دن، باكي دان

قالمادي باشدا توك، آغزيندا دندان

بئله ياشايشيا نه دئميشم من!

 

آتاندا شاهچي‌دي، اؤزونده ائله!

يالاندي وارليغين سره‌سر بئله

دوخسان ايل عؤمرونو وئريبسن يئله

بئله ياشاييشا نه دئميشم من!

 

 

 

ماه پشت ابر پنهان نمی ماند!

نگاهی به وصیت نامه دکتر جواد هیئت عضو سازمان جهانی فراماسونری

(متن کامل مقاله )

·      *  عارف مسلمی کلخوران

 

دکتر جواد هیئت، اخیرا متنی را در قالب وصیت نامه در یک نشریه محلی  ارومیه که به تبلیغ ایده ضد اسلامی پان ترکیسم و فعالیت تبلیغی به نفع یک دولت بیگانه شهرت دارد، منتشر کرده است . بررسی این وصیت نامه سیاسی ، از آن روی ضروری است که دکتر جواد هیئت و پدرش علی هیئت از چهر ه های خاص سیاسی هستند که هر دو دهها سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی سپری کرده اند ، با این حال نسل جدید ، بخصوص نسل جدید آذربایجانی ها ، اطلاعات جامعی از زندگی و فعالیتهای این دو چهره ندارند . به نظر میرسد دکتر جوا د هیئت هرگز مایل نبوده ، اطلاعات جامعی از زندگی خود و پدرش را در اختیار مخاطبان قرار دهد و علیرغم اینکه بیش از سی سال است ، در پرتو آزادیهای حاصل از استقرار نظام اسلامی در ایران ، نشریه « وارلیق » را منتشر می سازد ، هرگز در این نشریه اطلاعات خاصی از زندگی و فعالیتهای خود و پدرش را منتشر نکرده است.

بررسی این وصیت نامه برای پژوهشگران و بخصوص جوانان هوشیار آذربایجان می تواند بسی آموزنده باشد، چرا که طی سالهای گذشته، شبکه ای از عناصر چپگرای زمان شاه (عناصر وابسته به شوروی) که بعد از فروپاشی شوروی، نقاب پان آذریسم و وقومگرایی بر چهره زده اند و از سوی برخی دستگاه های اطلاعاتی همسایه  و انسوی آبها کارگردانی و حمایت  میشوند تلاش کرده اند، با ابزار تبلیغ، چهره ویژه ای از آقای جواد هیئت ترسیم کرده و جایگاهی فرهنگی برای وی  تعریف کنند!

دکتر جواد هیئت در وصیت نامه ، خود را اینگونه معرفی می کند:

"اینجانب دکتر جواد هیئت فرزند مرحوم علی هیئت متولد 1304 شمسی در تبریز، مقیم تهران، استاد سابق جراحی دانشگاه آزاد اسلامی و عضو ایرانی آکادمی جراحی پاریس و مدیر و سردبیر مجله فرهنگی فارسی – ترکی وارلیق بدینوسیله خلاصه عقاید خودم را به شرح زیر... می نگارم"

جناب دکتر محترم در این بیوگرافی مختصر، فقط برخی سوابق خود را که مربوط به بعد از انقلاب اسلامی ( مثلا تدریس در دانشگاه آزاد و سردبیری نشریه و...) متذکر می شود، در حالی که دکتر محترم در سال 1357 (سال پیروزی انقلاب اسلامی) 53سال داشته است و طبیعی است که مخاطبان بخواهند بدانند وی در زمان رژیم پهلوی چه فعالیتهایی داشته است ؟ دکتر محترم درباره سوابق و عملکرد خود طی سالهای قبل از انقلاب اسلامی، حتی یک کلمه نیز مرقوم نفرموده است. علت اصلی این مسئله آن است که اگر مسوولیت ها و عملکرد خود در دوره رژیم پهلوی را به درستی مرقوم می داشت، دیگر نمی توانست با شعارهای پوچ قومگرایانه و تظاهر به طرفداری از زبان آذربایجانی و امثال آن، برخی جوانان ساده را در دام تبلیغات خود و رفقای خارجی اش گرفتار سازد.

اگر جناب دکتر که در نشریات دولتی باکو و عناصر بیگانه گرا در داخل  « جراح  - تورکولوژ - سردبیر - نژادشوناس -و غیره » خوانده می شود  اشاره می فرمود که در زمان شاه، رییس بیمارستان شهربانی بوده است، گوشه ای از شخصیت واقعی وی برملا می شد. در زمان شاه، شهربانی (پلیس) در سراسر ایران تنها یک بیمارستان اختصاصی داشت که در تهران واقع بود. این بیمارستان علاوه بر اینکه به نیروهای پلیس رژیم شاه خدمات درمانی ارایه می داد، تنها مرکز امن درمانی بوده که پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات شاه (ساواک)، نیروهای مخالف را که زیر شکنجه یا در درگیری با ماموران شاه زخمی می شدند، به این مکان منتقل می کردند. افرادی از چهره های مبارز و حساس ضد رژیم شاه نیز اگر در زندان بیمار می شدند، به بیمارستان شهربانی منتقل می گردیدند. بیمارستان شهربانی، تنها بیمارستانی بود که ارایه اینگونه خدمات ویژه را به پلیس و ساواک و "کمیته مشترک ضد خرابکاری" عهده دار بود. در این بیمارستان، ماموران شهربانی و ساواک، از مبارزین زخم دیده و از افرادی که حتی در حال مرگ بودند، بازجویی می کردند و در صورت لزوم ، افراد زخمی و صدمه دیده را  در بیمارستان تحت شکنجه های وحسیانه قرار می دادند تا به اطلاعات آنها  دست یابند. روشن است که ریاست چنین بیمارستانی که در واقع یک مرکز امنیتی بود، بایستی به فردی سپرده می شد که کاملا در خدمت رژیم شاه و مورد اعتماد و تایید دستگاه امنیتی رژیم باشد و این فرد، کسی نبود جز جناب آقای دکتر جواد هیئت!

پنهانکاری دکتر جواد هیئت درباره سوابق خود، منحصر به نهانسازی سی سال خدمت به رژیم پهلوی در امور مختلف سیاسی - امنیتی  نیست. وی خود را عضو آکادمی جراحی پاریس، معرفی کرده و این حاکی از آن است که نامبرده با وجود کهولت سن، دچار آلزایمر و مرض فراموشی نشده است، با این حال درباره عضویت خود در یکی از مهمترنی و معروفترین سازمانهای اطلاعاتی و استعماری جهان حتی یک واژه مرقوم نفرموده است!

"فراماسونرها و روتارین ها و لاینزهای ایران" عنوان کتابی است که از سوی یک مرکز رسمی یعنی "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" ایران به سال 1377 منتشر شده است. این کتاب حاوی اسامی فراماسونرهای ایرانی است که تا سال پیروزی انقلاب (1357) به عضویت این سازمان جهانی استعماری و اطلاعاتی در آمده و در آن فعالیت داشته اند. در صفحات 489 و 696 نام دکتر جواد هیئت به عنوان عضو این سازمان اطلاعاتی و استعماری درج شده است. دکتر جواد هیئت با درجه "فراماسونری" در این سازمان عضویت داشته است. همانگونه که گذشت، کتاب یاد شده از سوی یک مرکز رسمی کشور منتشر شده است.

دکتر جواد هیئت نه  به عضویت خود در سازمان استعماری و اطلاعاتی فراماسونری اشاره کرده و نه از فعالیت های خود در این سازمان چیزی نوشته است. برای مخاطبان جالب است که بدانند دکتر جواد هیئت چه فعالیت هایی در ارتباط با این سازمان در روزگار پهلوی داشته است و ارتباط وی بعد از انقلاب با این سازمان اطلاعاتی و استعماری چگونه بوده است!؟ البته آگاهان می دانند که سازمان استعماری فراماسونری،‌ تنها سازمانی است که اعضای آن هرگز خاطرات و عملکرد خود را منتشر نمی کنند. اگر چه تاکنون بسیاری از اعضای سازمانهای اطلاعاتی مانند سیا،  ک.گ.ب، موساد و... خاطرات خود را منتشر کرده اند، اما هرگز حتی یک نفر از اعضای سازمان فراماسونری خاطرات خود را منتشر نکرده است؟ آیا دکتر جواد هیئت نیز مانند اعضای وفادار سازمان فراماسونری عمل کرده و نمی خواهد گوشه ای از اسرار این سازمان استعماری آشکار شود؟ جواد هیئت اگر واقعا هنوز در سازمان اطلاعاتی - استعماری فراماسونری عضویت ندارد کمترین انتظار این است که صادقانه به عضویت در این سازمان اعتراف کرده و خاطرات و اطلاعات خود را از این سازمان مخوف استعماری منتشر سازد تا مردم بدانند استعمارگران از چه شیوه ها و شگردهایی برای استمرار حیات رژیم ضدانسانی پهلوی استفاده می کردند و سازمان فراماسونری چه نقشی در بکارگیری سرمایه های انسانی کشور در راستای تامین منافع استعمارگران و غارت منابع کشور داشته است.

اطلاعات و خاطرات جواد هیئت از سران و مقامات رژیم پهلوی نیز که با آنها همکاری و همراهی داشته در صورت انتشار میتواند بسیار جالب باشد.

 دکتر جواد هیئت مرقوم داشته است:

"خلاصه عقاید خودم را برای بازماندگانم و جامعه ایرانی می نگارم تا در مورد افکار و عقاید من دچار اشتباه و انحراف نشوند[!!؟]"

جواد هیئت درباره سالهای طولانی از زندگی خود از جمله همکاری موثر امنیتی با رژیم پهلوی، عضویت در سازمان اطلاعاتی و استعماری فراماسونری، همکاری با ساواک در اداره برخی انجمن های مرتبط با خارج از کشور و...حتی یک جمله نیز مرقوم نداشته و در واقع کوشیده است این سوابق را پنهان کند تا مردم شخصیت و عملکرد و عقاید واقعی وی را ندانند. با این حال مدعی است که منظور او از نگاشتن "خلاصه عقاید خود" آن است که دیگران درباره عقاید و افکار وی دچار اشتباه نشوند!

در واقع هدف جواد هیئت از نگاشتن گوشه های قابل قبول و ارایه اطلاعات معمولی از زندگی خود و نهان ساختن بخش های عظیم از فعالیتهای دهها ساله خود، چیزی جز فریب مخاطب نمی تواند باشد . ارایه اینگونه اطلاعات در واقع تلاش برای تکمیل ساختن ماسکی است که با زدن آن بر چهره خود، شخصیت واقعی وی به عنوان عنصری از عناصر رژیم پهلوی و فردی وابسته به سازمان استعماری فراماسونری، پنهان میشود و چهره خاصی  از وی ترسیم میشود؛ چهره ای که مقبول طبع همه واقع گردد!

جواد هیئت در ادامه افزوده است:

"من در زندگی فردی و اجتماعی تا حد زیادی پیرو پدرم (مرحوم علی هیئت) بوده و از او بسیار چیزها آموختم و او را نمونه کامل برای خودم قرار دادم.

من معتقد به خدای یگانه و دین اسلام هستم و سالهای زیادی در فراگرفتن آن کوشیده ام. البته معلومات پایه از پدرم بوده..."

متاسفانه دکتر جواد هیئت ، پدرجان خود یعنی علی هیئت را در وصیت نامه معرفی نکرده است تا مردم وی را نیز بشناسند.فقط به « مجتهد ! » بودن پدرش ، اشاره کرده است ! چیزی که می تواند چهره ای مثبت درذهن و فکر مخاطب مسلمان از « علی هیئت » ترسیم کند !

علی هیئت از کارگزاران فعال رژیم پهلوی بوده و در دوره حکومت رضاشاه و محمدرضا شاه نیز جزو مقامات مورد توجه این رژیم بوده است. مطالعه خاطرات آقای مجتهدی درباره فرقه دمکرات که به کوشش رسول جعفریان منتشر شده و نیز کتاب احمد کسروی درباره قیام شیخ محمد خیابانی که به کوشش کاتوزیان منتشر گردیده، حاکی از آن است که علی هیئت نیز ابتدا مانند احمد کسروی در لباس روحانیت بوده است. علی هیئت از مریدان و پیروان احمد کسروی بوده است. جواد هیئت نیز خود را پیرو علی هیئت معرفی میکند . یعنی با عنایت به اینکه علی هیئت پیرو کسروی بوده و جواد هیئت نیز خود را پیرو علی هیئت معرفی می کند ، در واقع جواد هیئت نیز پیرو احمد کسروی است ! احمد کسروی و علی هیئت هر دو از مخالفان سرسخت شیخ محمد خیابانی بوده اند و به همین علت نیز شیخ محمد خیابانی بعد از مخالفت قهرمانانه با قرار داد ننگین 1919 وثوق الدوله -که کشور را در اختیار بیگانگان قرار می داد- و بر افراشتن پرچم قیام آزادیخواهانه در تبریز، احمد کسروی و علی هیئت را از تبریز تبعید کرد. در واقع حضور این دوتن در تبریز خطری برای قیام شیخ محمد خیابانی به شمار می رفت که وی مجبور شد این دو تن را از تبریز بیرون براند. این دو تن به تهران رفته و در تهران به جوسازی علیه شیخ محمد خیابانی پرداختند و حکومت را علیه شیخ تحریک کردند. علی هیئت  ابتدا همانند کسروی لباس روحانیت به تن داشت ، اما همانند احمد کسروی لباس روحانیت را از تن به در آورد و ریش خود را تراشید و وارد دستگاه رضاشاه پهلوی شد و مسوولیت های بالای قضایی به وی سپرده شد. علی هیئت در دوره محمدرضا شاه به وزارت دادگستری نیز رسید. علیرغم اینکه در حکومت دکتر محمد مصدق وزیر دادگستری بود، بعد از کودتای 28مرداد، به عنوان استاندار ایالت بزرگ فارس تعیین شد. در این دوره که قشقایی ها قیام کرده بودند، علی هیئت تلاش گسترده ای برای فرونشاندن قیام سامان داد.

علی هیئت تا سن 75سالگی همچنان در منصب های حکومتی رژیم پهلوی فعالیت می کرد. و این حاکی از وابستگی شدید او به رژیم پهلوی می تواند باشد. با این توضیحات می توان مقصود واقعی دکتر جواد هیئت را از جمله "من در زندگی فردی و اجتماعی تا حد زیادی پیرو پدرم بوده ام" درک کرد!

همانگونه که علی هیئت در خدمت رژیم پهلوی بوده، دکتر جواد هیئت نیز در پیروی از پدرش تا پیروزی انقلاب اسلامی در خدمت رژیم خودکامه و ضد اسلامی پهلوی بوده است.

این پدر و پسر عمری در خدمت رژیم ضد اسلامی پهلوی بوده اند و با این حال دکتر جواد هیئت می نویسد: "من معتقد به خدای یگانه و دین اسلام هستم"

آری، معاویه و ابن ملجم و یزید و ابن زیاد و کسانی که شخصیت هایی مانند شهید مدنی و شهید دستغیب را کشتند، خود را مسلمان و معتقد به خدا معرفی می کردند. کسی که حقیقتا معتقد به خدای یگانه و دین اسلام باشد، باید اعمال او نیز اعمالی باشد که با اصول و احکام اسلامی در حد قابل قبولی منطبق باشد .آیا اعمالی مانند فعالیت در تحکیم پایه های رژیم ضد اسلامی و استبدادی پهلوی، عضویت و فعالیت در سازمان استعماری فراماسونری با عقیده به خدای یگانه و دین اسلام سازگار است؟

جواد هیئت در ادامه مرقوم داشته است: "من با تمام وجودم معتقد به استقلال، تمامیت ارضی و پیشرفت ایران هستم، خودم را ایرانی می دانم و ایران را وطن عزیز خود می شمارم. در اینجا باید کمی توضیح بدهم[!] ... من ایرانی را دوست دارم و برای آن جانفشانی می کنم (آرزو می کنم) که مردم آن دارای حقوق مساوی و خوشبخت باشند. برادری و برابری عملا هم از ارکان ملیت ما می باشد. من حاکمیت یک قوم بر دیگر اقوام را قبول ندارم... من به مردم و ملت ایران افتخار می کنم بدون خود بزرگ بینی و شوونیزم! در ایران اقوام مختلف با زبانها و ویژگی های مختلف زندگی می کنند... من یک آذربایجانی ترک و یا ترک زبان هستم. ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد..."

جواد هیئت می نویسد: "انسان با زبان مادری می اندیشد و اندیشه خود را با آن زبان بیان می کند و یا می نویسد. اگر بخواهد به زبان دیگری سخن بگوید و یا بنویسد، باید اندیشه خود را به آن زبان ترجمه کنند"!؟

اینجاست که جواد هیئت به مبحث اصلی خود یعنی همان بحث ترک گرایی (پان ترکیسم) می پردازد و وارد مساله اصلی یعنی قوم گرایی و تفرقه اندازی در جامعه اسلامی می شود که در این باره هم اصلی ترین بهانه، سوژه زبان مادری است.

بررسی این سطور از وصیت نامه پیر فراماسونر،‌جالب به نظر می رسد، او نوشته که با تمام وجود معتقد به استقلال، تمامیت ارضی و پیشرفت ایران است! همچنانکه خود را معتقد به خدای یگانه و دین اسلام معرفی کرد، اما در عمل خود و پدرش عمری در خدمت رژیم ضد خدایی و ضد اسلامی پهلوی بودند. جواد هیئت خود را معتقد به اسلام معرفی کرد، اما در سازمان استعماری فراماسونری که در استیلای غرب بر مسلمانان نقش مهمی دارد، عضویت داشته است . نیز خود را معتقد به استقلال و تمامیت ارضی و پیشرفت ایران معرفی کرده و در عباراتی شگفت انگیز می نویسد: "ایرانی را دوست دارم و برای آن جانفشانی می کنم" به راستی واژه "جانفشانی" از واژه هایی است که با شخصیت و زندگی کسانی مانند علی هیئت و جواد هیئت بیگانه است. هشت سال جنگ بر این مملکت تحمیل شد و کسانی مانند جواد هیئت غرق در ناز و نعمت و ثروت و رفاه در امنترین و خوش آب و هواترین نقطه تهران، خوش می گذراندند و هرگز برای جانفشانی حتی برای روزهایی معدود به جبهه های جنگ نرفتند ، شاید هم ما خبر نداریم و آقای جواد هیئت در کسوت یک بسیجی گمنام به جبهه رفته و در خط مقدم نبرد، در راه استقال و حفظ تمامیت ارضی ایران جانفشانی فرموده است!‌این از ادعای جانفشانی وی!...

جواد هیئت که مدعی جانفشانی در راه استقلال و تمامیت ارضی و پیشرفت ایران است، بعد از انقلاب اسلامی و در سایه آزادی فراهم آمده از خون صدها هزار شهید، با فعالیت های سیاسی در قالب و پوشش فرهنگ و مطبوعات، در راستای اهداف سازمان استعماری فراماسونری حرکت خود را ادامه داده و در راه تفرقه افکنی قومی، تضعیف وحدت ملی و خدشه به تمامیت ارضی فعالیت کرده است.

نشریه بی مایه "وارلیق" که جواد هیئت صاحب امتیاز و مدیر آن است. طی سی سال گذشته، در مسیر تبلیغ قومگرایی و پان ترکیسم و تبلیغ چهره های ضد ایرانی فعالیت داشته است. این نشریه در بسیاری از شماره های خود از عبارت جعلی جغرافیایی که توسط عناصر ضد ایرانی در باکو به عنوان نامی برای آذربایجان ایران ابداع شده و متعلق به ادبیات تجزیه طلبان وابسته است  ، استفاده کرده است و با همه اینها جواد هیئت خود را فردی مدافع استقلال و تمامیت ارضی ایران معرفی می کند!

اگر واقعا جواد هیئت معتقد به اسلام است چرا هرگز در نشریه « وارلیق » که طی بیش از سی سال در سایه آزادیهای حاصل از خون هزاران فرزند رشید اسلام در اختیار وی بوده  به نشر معارف اسلامی با اقداماتی مانند انتشار مقالات درباره صدها موضوع اسلامی همچون تاریخ اسلام - حیات ائمه اطهار علیهم السلام - فلسفه اسلامی - زندگی نامه های چهره های علمی اسلامی - ادبیات آیینی و عاشورایی - مهدویت - علوم قرآنی و...  نپرداخته است ؟ اما هر شماره از این نشریه ضداسلامی سرشار از مطالب قومگرایانه و تفرقه افکن بین ملت اسلام است و در اغلب شماره های آن مطالبی منتشر میشود که جز القای « ایده های پان ترکیستی » به مخاطب غایتی ندارد...حال اینکه همین نشریه تاکنون میلیاردها ریال از بیت المال مسلمین به صورت کاغذ - فیلم و زینک - و یارانه نقدی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران دریافت کرده است ؟

جواد هیئت با این کارنامه سیاه، از همکاری با دستگاه امنیتی پهلوی تا عضویت در فراماسونری و فعالیت تبلیغی علیه وحدت ملی و اتحاد مسلمین و تلاش در راستای تفرقه افکنی با انتشار نشریه "وارلیق"، می نویسد: "من حاکمیت یک قوم بر دیگر اقوام را قبول ندارم..." به عبارت روشن   ، او با این ترفند و بازی با سوژه زبان مادری، از حاکمیت یک قوم بر اقوام دیگر در ایران سخن می گوید! همان ایده ای که تئوریسین ها و کارگزاران ضد ایرانی در باکو و آنکارا و مراکز ویژه واشنگتن و لندن و رسانه های آذری زبان آمریکا و انگلیس آن را مورد توجه قرار داده اند تا میان ملت بزرگ ایران با سوژه قومیت مرزبندی و خط کشی و تفرقه افکنی کنند.

تاکید جواد هیئت بر زبان مادری و ایجاد تقابل بین زبانهای قومی و محلی با زبان ملی و رسمی و تاریخی کشور نیز همان ترفندی است که از سوی رسانه های وابسته به دستگاه های اطلاعاتی بیگانه و مراکز پژوهشی آنها پیگیری می شود.

ایجاد اختلاف بین اقوام مسلمان از مهمترین راهبردهای استعمار است. و در این راستا، از ابزاری مانند زبان قومی، فرهنگ های محلی و... بهره برداری می شود. بدینگونه که زبان قومی یا عناصر فرهنگی قومی مانند موسیقی و حتی سرزمین قومی را در تقابل با زبان ملی و عناصر فرهنگ ملی و حتی سرزمین ملی و میهن عمومی یک ملت قرار داده و اقوام را علیه همدیگر تحریک می کنند تا بحران و برادرکشی بین اقوام مسلمان ایجاد شود و استعمار بتواند استیلای خود را بر جوامع اسلامی ادامه دهد.

جواد هیئت تحصیلات طبی دارد و هرگز درباره تاریخ ، زبان ، شعر و ادب، سیاست ، قوم شناسی ، جغرافیا ، ژورنالیسم و رشته های متعدد مربوط به این علوم در هیچ مدرسه و دانشگاهی درس نخوانده است ، اما وانمود می کند که از این مسایل معلوماتی دارد و حتی با کمال خامی نظریه نیز ارایه میکند ، نظریه ای که اهل درس و دانش را به خنده وا میدارد ، او می نویسد : « من یک آذربایجانی ترک و یا ترک زبان هستم. ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد . » !!

در اینجا باید از زبان جناب مولوی سخن گفت که :

آن یکی شیر است اندر بادیه

وان یکی شیر است اندر بادیه !

  جواد هیئت می پندارد که با کشیدن شکل مار ، مخاطب را فریب داده است ، حال اینکه در واقع خود را فریب داده و مخاطب فرهیخته به ریش وی می خندد! چنانکه جناب مولوی می فرماید، بین شیر و شیر، و بادیه و بادیه فرق فراوان است و اصلا از جنس هم نیستند ، اگر چه رسم کلماتشان همانند است ! جواد هیئت تصور کرده که « ترک و ترک زبان و ترکی با هم فرقی ندارند ، چون هر سه مقوله  فرهنگی هستند ! »

جناب دکتر جراح قلب با این جمله حد اعلای سواد خود را در مباحث تخصصی نشان داده است : « ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد..."

یعنی اگر کودک آذری مسلمان در میان ارامنه یا روس بزرگ شود و زبان کاربردی او زبان ارمنی یا روسی باشد و زبان ملی خود (مانند فارسی ) و زبان مادری خود ( آذربایجانی یا به قول دوختور هیئت ترکی ) را نداند بنا بر این او دیگر ارمنی یا روس محسوب میشود ! زیرا محور هویت انسان از نگاه جناب دوختور " زبان " است... که در اینصورت بایستی به ریش دوختور محترم و رفقایش خندید . چرا که در اینصورت کسانی که در امریکا و کانادا و هند و پاکستان و... زبان مادری شان " انگلیسی " است بایستی انگلیسی محسوب شوند نه امریکایی و هندی و پاکستانی و...

با مثالی دیگر موضوع روشنتر می شود : درایران دو قوم ترکمن و آذربایجانی هستند که بنا به تعریف عوامانه دکتر جواد هیئت هر دو ترک بوده و فرقی با هم ندارند ، زبانشان هم ترکی است و ترک زبان هستند . درحالی که با اندکی تحقیق روشن میشود که میان این دو قوم تفاوت های گسترده ای وجود دارد . این دو قوم که به قول دکتر جواد هیئت هیچ فرقی با هم ندارند طرز زندگی ، جهان بینی ، مذهب ، آداب و رسوم ولباس و خوراک و در یک کلمه فرهنگ قومی  و مذهبی جداگانه و متفاوتی از هم دارند . این تفاوت چنان است که تاکنون کمتر و شاید نتوان دید که پسر آذربایجانی با دختر ترکمن و یا برعکس ازدواج کنند در حالی که ازدواج میان آذربایجانی ها با کسانی که زبان مادری متفاوتی دارند - مانند فارسی - بسیار معمول است . جواد هیئت می پندارد که چون آذربایجانی را میتوان ترک زبان گفت و از سویی باور دارد و مینویسد که ترک و ترک زبان و ترکی هیچ فرقی با هم ندارند بنا براین نتیجه اینکه فرقی میان ترک ترکیه  و  اویقورهای چینی و آذربایجانی های ایرانی وجود ندارد و این یعنی وحدت فرهنگی ترکها به زعم خام نظریه پردازان پان ترکیسم و پیروان آنها از جمله دکتر هیئت ! اینان تصور می کنند که با محور قرار دادن زبان قومی در تبلیغات می توانند در زندگی واقعی مردم نیز « زبان » را محور تصمیم گیری مردم قرار دهند و اندیشه و ارزشهای انسانی و اخلاقی را که با دین پدید آمده و با دین پایدار مانده اند از جایگاه محوری در زندگی مردم آذربایجان یا دیگر اقوام حذف کنند .

 جواد هیئت نیز همین مسیر را ادامه داده و از نوشتن دروغهای بزرگ پرهیز نمی کند می نویسد: "انسان با زبان مادری می اندیشد و اندیشه خود را با آن زبان بیان می کند و اگر بخواهد به زبان دیگری سخن بگوید و یا بنویسد، باید اندیشه خود را به آن زبان ترجمه کند!"

 

این سخنان جواد هیئت که برگرفته از مطالب تبلیغاتگران و تئوریسین های کشورهای استعماری است، دروغی آشکار و اهانتی به انسانهاست. انسان از چنان استعدادی برخوردار است که می تواند با هر زبانی که آن را آموخته، اندیشه خود را بیان کند و حرف بزند و بنویسد. بسیار مضحک و مسخره است که تصور کنیم استاد سید محمد حسین شهریار، شاعر ملی ایران، که آثار ماندگاری به زبان ملی مان یعنی زبان فارسی خلق کرده، ابتدا به زبان آذری یا آذربایجانی یا ترکی آذری فکر کرده و اندیشیده و سپس ترجمه افکار خود را به زبان فارسی به شعر درآورده و این شعرهای ترجمه شده ، توانسته است در شعر معاصر ایران و در زبانهای فارسی و آذربایجانی ، جایگاه برتر را از آن خود کند!

اینگونه سخنان که توسط دکتر جواد هیئت نوشته میشود حاکی از آن است که نامبرده تعریف اندیشه و زبان را نمیداند.اندیشه جوهر انسان است . همان که مولوی فرموده است : ای برادر  ! تو همه اندیشه ای . اندیشه جوهر وجودی انسان است در حالی زبان فقط در حد ابزار و وسیله است. چنین است که حتی افراد فاقد زبان و کر و بی سواد و فاقد قوه نوشتن نیز می توانند بیاندیشند. بسیار مضحک است که کسی بگوید انسان اول با زبان مادری اندیشه کرده و بعد از آن اندیشه خود را از زبان مادری به زبان دیگر بیان می کند و بنا بر این اگر کسی فاقد زبان و لال باشد نمی تواند اندیشه کند !

بیسوادی و نا آگاهی دکتر جواد هیئت و امثال وی از این همین جمله " انسان با زبان مادری می اندیشد ! " به صورت انکارناپذیری روشن می شود. از همین جمله که جزو جملات کلیدی قوم پرستان جاهل است مشخص می شود که اینان نه تنها تعریف حقیقی زبان را نمی دانند که اندیشه و انسان را نیز نمی شناسند.

زبان چیزی جز وسیله  گفتگو نیست و البته نیز تنها وسیله برای گفتگو نمی باشد. چنانکه انسانهای محروم از زبان  به وسیله حرکات دست و ... با همدیگر گفتگو  می کنند یا از طریق نوشتن . زبان منحصر به انسان نیست. زبان رنگ نیز زبانی است که انسانها با آن می توانند با همدیگر گفتگو کنند. زبان نور نیز چنین است . استفاد از زبان نور از طریق خودرو در حد معینی بین اسنانها رایج است . زبان نماد و نشانه نیز زبان دیگریست و...

جواد هیئت در زندگی شخصی خود نیز به حرف زدن به زبان مادری صادق نبوده است ! و دوستانش می دانند که وی در خانه و با همسر و فرزندانش به زبان ملی یعنی زبان فارسی گفتگو می کند !

آری چنانکه تئوریسین های یهودی و اروپایی ایده های ضد اسلامی مانند پان ترکیسم، پان ایرانیسم، پان عربیسم، پان آذریسم، پان کردیسم و... را ابداع کرده و در میان ملل و اقوام اسلامی ترویج و تبلیغ کردند و می کنند، جزئیات این ایده ها مانند محور قرار دادن زبان قومی و مادری یا رقص بومی و موسیقی و غیره را در جوامع اسلامی ترویج می کنند تا این آموزه های تفرقه افکنانه و ضد انسانی را جایگزین آموزه های اسلامی کنند.

جواد هیئت بعد از تکرار سخنان تئوریسین های غربی درباره زبان و القای قومگرایی به مخاطب، بار دیگر برای تطهیر خود و ترسیم سیمایی قابل قبول از خود می نویسد: "من با هر جور استعمار چه خارجی و چه داخلی مخالفم" این در حالی است که عملکرد دکتر جواد هیئت چه در دوره حکومت شاه و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به روشنی گواه آن است که نامبرده دروغ می گوید. اگر وی با استعمار داخلی و خارجی مخالف بود، چرا ده ها سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی که نماینده شناخته شده استعمار آمریکا بود، سپری کرد؟ چرا به همکاری با نهادهای امنیتی رژیم خونریز پهلوی پرداخت؟ چرا به عضویت سازمان استعماری و اطلاعاتی فراماسونری درآمد؟ و چرا بعد از انقلاب نیز در راستای اهداف استعمار – که از جمله آنها ترویج قومگرایی و مخالفت با انقلاب اسلامی است- فعالیت کرد.

مجله وارلیق علاوه بر اینکه نشریه ای در راستای تحقق اهداف سازمان فراماسونری و استعمارگران است، به عنوان پوششی برای فعالیت شبکه ای از عناصر وابسته به بیگانگان مورد استفاده قرار گرفته است. ارتباطات مستمر جواد هیئت با برخی دولتهای استبدادی و خودکامه خارجی مانند دولت باکو بر کسی پوشیده نیست. این دولت، رکورد تخریب مساجد را به نام خود ثبت کرده است. زندانهای این دولت پر از جوانان مسلمان آذربایجانی است که بزرگترین خواسته آنها، آزادی حجاب و آموزش قرآن و اجرای احکام اسلامی است. نوکری دولت باکو برای استعمار آمریکا و صهیونیسم جهانی بر کسی پنهان نیست، این دولت، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) را در اختیار آمریکا و صهیونیسم قرار داده است. جواد هیئت طی سالهای گذشته، مدتهای متمادی در هتل های اختصاصی این دولت در باکو سپری کرده و حتی به دیدار و خدمت رئیس خودکامه این دولت شتافته است، و این دولت استعماری، به پاس خدمات جواد هیئت، تصویر وی را در کتاب ضد ایرانی "آتایوردو" (کتاب درسی دولت باکو) چاپ کرده است!

ااینگونه است که جواد هیئت، عضو شهربانی (پلیس) رژیم شاه، همکار کمیته مشترک (کمیته مشترک ساواک و شهربانی) عضو سازمان معروف فراماسونری و عضو چند تشکل خارجی دیگر، خود را "مخالف اسعتمار داخلی و خارجی" معرفی می کند!

اما ماه پشت ابر پنهان نمی ماند!


 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 16:50  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

ایده ی پان آذریسم "پان ترکیسم " و پیوند آن با تخریب و تعطیلی مساجد

 

 


 

پان آذریسم ( آذربایجانچی لیق ) و

سیاست مسجدستیزی

 

دکترعارف محمدزاده / عضو تحریریه مجله ایران شمالی

 

 هر حکومتی با توجه به نحوه شکل گیری ، هدف سران حکومت  و عوامل دیگر ، « ایدئولوژی حکومتی یا ملی » خاص خود را دارد. حکومتی که برآمده  از اراده مردم باشد، ایدئولوژی آن نیز « ایدئولوژی ملی » نامیده می شود. فی المثل تشکیل حکومت شیعی در ایران برآمده از نهضت مردمی به رهبری شاه اسماعیل صفوی بود ، این حکومت با حمایت  و اراده ملت ایران  شکل گرفت و با اراده ملی ، دولت فراگیرشیعه  در ایران تشکیل  شد . اراده مردم در تشکیل دولت شیعه نیز منطبق بر حقیقت ، و منبعث از نظریه حکومتی اسلام راستین بود .تشکیل دولت شیعه ، یک هدف بزرگ  تاریخی بود که با پرچمداری شاه اسماعیل صفوی تحقق یافت. این دولت ، چنان در اعتقادات و خواست مردم ، ریشه داشت که با گذشت بیش از پانصد سال ، علیرغم تحولات فراوان و تلاش برای استحاله حکومت با نصب افرادی امثال رضاخان در راس امور توسط ب استعمار ، مذهب رسمی ملت ایران ، مذهب شیعه است. اما برخی حکومتها هستند که بر اساس اراده مردم شکل نگرفته اند و حوادث تاریخی یا جنگها یا اشغال سرزمینهای یک کشور یا علل دیگر ،موجب شکل گیری این حکومتها شده است. دولت باکو از اینگونه حکومتها است. این دولت تا قبل از فروپاشی شوروی (سال 1991) ، به عنوان یک دولت مستقل هیچگونه سابقه تاریخی ندارد ، تنها در دوره جنگ جهانی اول بعد از شکست عثمانی در اروپا ، سران عثمانی در سایه ضعف نظامی روسیه به قفقاز لشکر کشی کرده ، و دولت موقتی تشکیل دادند که به دولت مساوات معروف است . حیات این دولت خودخوانده نیز بعد از پایان جنگ جهانی اول و با ورود نیروهای  کمونیست به باکو و فعالیت کمونیستهای محلی آذری به پایان رسید. بررسی نحوه شکل گیری  دولت باکو بعد از فروپاشی شوروی ، به روشنی حاکی از آن است که این دولت بر اساس اراده ملی شکل نگرفته است. بعد از فروپاشی شوروی ، آشفتگی سیاسی و درگیریهای داخلی و تاثیر مناقشه قره باغ بر جمهوری نوپیدا حاکم شد و در این وضعیت آشفته ، هر گروه و جریان سیاسی به دنبال تصاحب قدرت بود.

شوروی فروپاشید و « ایاز مطلب اف » به عنوان بازمانده از دوره سابق و امضا کننده سند استقلال جمهوری نوپا ،همچنان قدرت را در دست داشت ، اما جریان پان ترکیستی « حزب جبهه خلق » که از حمایت امریکا ، اسراییل و ترکیه برخوردار بود ، با راه اندازی آشوب و اغتشاشهای پی در پی از باکو تا نخجوان ، و در حالی که صدها هزار آواره و بیخانمان و مجروح و کشته  ناشی از مناقشه قره باغ بر جای بود ، برای تصاحب قدرت تلاش کردو فردی به نام ابوالفضل علی اف ( معروف به ائلچی بیگ ) به قدرت رسید  و به شکل علنی شعارهای پان ترکیستی مانند تشکیل دولت بزرگ توران از ترکیه تا چین ، تجزیه آذربایجان ایران و ... را سر داد. در این وضعیت که هر روز بخشی از خاک ایران شمالی ( جمهوری نوپای آذربایجان ) در کام مناقشه قره باغ بلعیده می شد ، رییس دولت باکو ، بی وقفه در مصاحبه ها و سخنرانی ها ، شعارها ی پان ترکیستی سر می داد . وی آشکارا خواستار حمایت  افزونتر امریکا و اسراییل از تجزیه ایران بود و به همین جهت نیز با موافقت وی ، سفارت دولت صهیونیستی در باکو افتتاح و پرچم صهیوینسم بر بام باکو به اهتزاز درآمد.

سیاست و جهان بینی ایلچی بیگ ، جهان بینی و سیاست پان ترکیستی بود . در دوره حکومت ایلچی بیگ ، پان ترکیسم به عنوان «  ایدئولوژی ملی ! » جمهوری آذربایجان جدید ( ایران شمالی ) معرفی گردید و سیاستهای دولت باکو نیز در روابط با کشورهای مختلف بخصوص همسایگان  براین اساس استوار بود . ناامنی ها و اغتشاشات و درگیریهای داخلی مانند قیام سرهنگ صورت حسین اف در گنجه  و لشکرکشی وی به سوی باکو و ناتوانی ایلچی بیگ در مدیریت مناقشه قره باغ و مسایل دیگر به سقوط دولت پان ترکیستی ایلچی بیگ منجر شد ، در حالی که نه در برامدن پیدایش این دولت پان ترکیستی و نه در سقوط وی ، مردم نقش نداشتند.

با کنار رفتن ایلچی بیگ از صحنه ، حیدر علی اف سیاستمدار کهنه کار و از اعضای سابق حزب کمونیست شوروی که سالها از عمر خود را در خدمت سازمان جاسوسی شوروی سپری کرده بود ، به قدرت رسید  و باز هم مردم در این بازی ، فقط نقش تماشاگر داشتند. بعد از به قدرت رسیدن حیدر علی اف ، وی با اجرای  چندین عملیات سیاسی   و امنیتی  و اقتصادی مانند امضای موافقت نامه آتش بس با ارمنستان ، سرکوب اسلامگرایان و تشکلهای مدافع قره باغ ، واگذاری امتیازهای کلان نفتی به امریکا و انگلستان ، گسترش روابط با صهیونیسم ، قدرت خود را تثبیت کرد و اعلام کرد که : « پان آذریسم ( آذربایجانچی لیق ) ایدئولوژی ملی و دولتی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) است . » و باز هم مردم در این ماجرا نقشی نداشتند. اینکه  یک مکتب سیاسی  که مبانی آن ضد اسلام است ،مانند پان ترکیسم یا پان آذریسم به عنوان « ایدئولوژی ملی » اعلام شود ، یادآور اقدامات دیکتاتورهایی مانند رضاخان و آتاترک بود که در سایه پان ترکیسم و پان ایرانیسم ، به مبارزه علنی با اسلام برخاستند و جریان کشف حجاب و ممنوعیت لباس روحانیت  و تعطیلی مساجد و هیاتهای عزاداری و ... را راه انداختند.  قابل پیش بینی بود که  حیدر علی اف نیز همانند رضاخان و آتاترک به مبارزه علنی با اسلام بر خواهد خاست ، این اقتضای « پان آذریسم » ( آذربایجانچی لیق ! ) است ، همانگونه که اقتضای پان ترکیسم آتاترکی و پان ایرانیسم رضاخانی بود. نخستین مسجدی که به دستور حیدرعلی اف تخریب شد ، مسجدی واقع در «کؤهنه گونشلی » بود که اعتراض مردم را بر انگیخت . حذف « مسجد » از زندگی مردم ، همواره یکی از اهداف مهم حکومتهای دیکتاتوری و وابسته در کشورها و مناطق مسلمان نشین بوده است .

 

یکی از گسترده ترین اقدامات ضد دینی  دولت کمونیستی شوروی سابق بخصوص در دوره حاکمیت استالین ، حذف مساجد از زندگی مردم در مناطق مسلمان نشین بود.  طی دوره کمونیستی که حدود هفتاد سال به طول انجامید ، دولت مسکو 99 در صد مساجد را تعطیل و یا تغییر کاربری داد . به گونه ای که بسیاری از مساجد در سراسر مناطق مسلمان نشین شوروی و از جمله منطقه ایران شمالی ( جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی ) برای همیشه تعطیل و یا به انبار کالا و غلات و حتی مراکز آموزش موسیقی و ... تبدیل شدند. دولت شوروی برای استفاده تبلیغاتی  و برای فریب افکار عمومی  کشورهای اسلامی ، تنها برخی مساجد تاریخی در مراکز جمهوریهای مسلمان نشین را باز نگه میداشت و در این مساجد نیز اغلب ماموران سازمان اطلاعات و امنیت شوروی در نقش روحانی فعالیت میکردند. با آغاز روند فروپاشی شوروی  در دوره گورباچف و سست شدن شیرازه اقتدار دولت کمونیستی ، فعالان اسلامی در ایران شمالی به طور خودجوش نسبت به بازگشایی مساجد اقدام کردند. 

بازگشایی مساجد یکی از مطالبات دایمی مسلمانان بود و به همین جهت نیز به محض فراهم شدن امکان بازگشایی مساجد ، مسجدهای باکو و شهرهای دیگر از جمله گنجه ، نخجوان ، لنکران ، ماساللی و.... و زیارتگاههای مقدس  مانند زیارتگاه بی بی هیبت و بی بی رحیمه بازگشایی شدند و شیعیانی که دهها سال از امکان انجام اعمال مذهبی محروم بودند، نسبت به تعمیر و بازسازی اماکن مقدس اقدام کردند.

در فاصله سالهای 1991 ( فروپاشی شوروی و امضای سند استقلال جمهوری آذربایجان توسط ایاز مطلب اف ، نخستین رییس  دولت باکو بعد از استقلال)  تا 1994 ( روی کار آمدن  کمونیست پرسابقه  و از مسوولان ارشد سازمان ک گ ب ؛ حیدر علی اف  و امضای توافق آتش بس با ارمنستان )  به دلیل مناقشه قره باغ و درگیریهای سیاسی داخلی و جنگ قدرت و فلاکت اقتصادی و گرسنگی ، حاکمان باکو فرصتی برای سرکوب گرایشات مذهبی مردم نداشتند ،اما با روی کار آمدن حیدر علی اف و  هماهنگی دقیق وی با امریکا برای طرحریزی آینده  کشور ، تلاش گسترده ای برای پیشگیری از گسترش روحیات مذهبی و ظهور مذهب در جامعه آغاز شد . حیدر علی اف در نخستین اقدام به سرکوب گسترده " حزب اسلام " دست زد . ساختمانهای این حزب را تسخیر کرد .حملات شبانه ماموران امنیتی به سبک دوره شوروی به  خانه های فعالان اسلامی آغاز شد . سران حزب دستگیر و تحت شکنچه های وحشیانه قرار گرفتند . « علی اکرام علی اف » از فعالان اسلامی که بعد از فروپاشی شوروی حزب اسلام را تاسیس کرده بود به 11 سال زندان محکوم گردید و برخی از اعضای عالیرتبه حزب نیز تحت شکنچه به شهادت رسیدند . این نخستین رویارویی حیدر علی اف با اسلام واسلامگرایان بعد از فروپاشی بود . در حقیقت حیدر علی اف نشان داد که همچنان و به شدت به آموزه های  مکتب استالین در مبارزه با مذهب و دین وفادار است.

حیدر علی اف از آن بیم داشت که اسلامگرایان تحت فشارهای شدید دولت دست به اسلحه ببرند و به همین جهت کوشید تا مانع از این کار شود . وی پس از آنکه به امریکا نشان داد در سرکوب اسلامگرایان جدی است ، کوشید تا فضاهایی کنترل شده و بسیار محدود برای فعالیت های  اسلامگرایان باقی بگذارد تا هم از زیر زمینی شدن فعالیتهای اسلامگرایان جلوگیری کند و هم  از وجود حزب اسلام ( در قالب شیر بی یال و دم ) به عنوان نشانه ای برای دمکراسی ادعایی خود سوء استفاد نماید. از سوی دیگر حیدر علی اف همواره به دنبال این بود که به امریکا نشان دهد که اسلامگرایان در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) خطری برای دولت باکو و نیز منافع امریکا محسوب میشوند و اگر علی اف از قدرت کنار نهاده شود این اسلامگرایان هستند که قدرت را در دست خواهند گرفت . در حالی که واقعیت چیز دیگری بود و حیدر علی اف بدینوسیله  و اقدامات دیگر از جمله گسترش روابط با رژیم صهیونیستی ، واگذاری منابع نفتی به شرکتهای امریکایی و غربی ، واگذاری امکانات نظامی  و زمین و آسمان کشور به امریکا در جریان اشغال افغانستان و عراق  ، میکوشید تا از حمایت امریکا برای تداوم حاکمیت خود بهره برداری کند  که البته این سیاست،  منافع امریکا را در حد عالی تامین می کرد و به همین دلیل امریکا هرگز دولت حیدر علی اف را به خاطر سرکوب شدید نیروهای مخالف حتی غربگرایان افراطی مانند احزاب جبهه خلق و مساوات نکوهش نکرد.

با این همه حیدر علی اف از ظهور مذهب در جامعه به شدت نگران بود . وی که در جریان انقلاب اسلامی ایران - وقتی که دردولت مسکو مسوولیت معاون نخست وزیر را برعهده داشت - از گستره و عمق نیروی مذهب و مذهبی های انقلاب برای ایجاد دگرگونی در جامعه آگاهی یافته بود همواره از آن بیم داشت که حکومتش توسط جنبش اسلامی متزلزل و منهدم شود. بنابر این باز هم به مکتب استالین بازگشت . استالین و کمونیستهای شوروی چگونه با مذهب مبارزه کردند ؟ وی پاسخ این سوال را به خوبی میدانست ، چرا که  عمر خود را در مکتب استالین سپری کرده بود. نخستین اقدام حیدر علی اف بعد از سرکوب اسلامگرایان متشکل در قالب حزب اسلامی ، به سوی مساجد معطوف شد . مسجد جامع ( جمعه ) به عنوان سمبل فعالیت جوانان اسلامگرا در باکو محسوب میشد . این مسجد تاریخی هویت اسلامی – ایرانی دارد و شعر زیر از صدها سال قبل بر سر در آن نقش بسته است :

گشاده باد به دولت همیشه این درگاه

به حق اشهد ان لااله الا الله

 

حیدر علی اف در نخستین اقدام به تعطیلی این مسجد تاریخی دست زد . امام جماعت مسجد ( ایلقار ابراهیم اوغلو ) دستگیر و زندانی گردید . علی اف در مرحله بعد آموزش قرآن در مساجد را ممنوع کرد . این در حالی است که آموزش قرآن کریم در مدارس دولتی و غیر دولتی نیز ممنوع است . معروف است که وی خطاب به معلمان آموزش و پروش گفت : « به جای آموزش قرآن به دانش آموزان تاریخ آذربایجان و موسیقی یاد بدهبد »

حیدر علی اف حوزه های علمیه را که بعد از فروپاشی شوروی درشهرهای مختلف تاسیس شده بود ، تعطیل کرد اما به دلیل مواجهه با مرگ نتوانست اقدامات استالینی خود را ادامه دهد . وی هنگامی که در یک مرکز نظامی در حال سخنرانی بود ناگهان از پشت تریبون فرو افتاد و در حالی که دستش را بر روی قلب خود گذاشته بود گفت : « چه کسی مرا زد ؟ » حدود بیست دقیقه بعد وی دوباره به پشت تریبون آمد تا سخنرانی خود را ادامه دهد اما باز هم فرو افتاد اما برای همیشه ... بدینگونه دفتر زندگی  وی برای همیشه در این دنیا بسته شد.اما در آنسوی ، بر وی چه می گذرد ؟

پرونده زندگی حیدر علی اف بسته شد ،اما پرونده مبارزه با مذهب در دولت باکو بسته نشد . و البته مبارزه با دین و مذهب ، معطوف به اسلام و اسلامگرایان است و فعالان ادیان غیر اسلامی مانند مسیحیت و یهودیت و حتی فرقه های ساختگی مانند بهاییت ، وهابیت ،  شیطان گرایی و...از سوی دولت باکو محدودیتی ندارند . مثلا هر یهودی در باکو میتواند کاندیدای نمایندگی مجلس شود ، اما فعالان دینی مسلمان حق  ندارند کاندیدای نمایندگی مجلس شوند. نواختن زنگ کلیساها ممنوع نیست ، اما پخش صدای اذان از مساجد ممنوع است . ساختن کنیسه ها توسط یهودیان مانعی ندارد اما مسلمانان نه تنها نمیتوانند مساجد تازه ای احداث کنند بلکه مساجد ساخته شده یک به یک توسط دولت تخریب میشود.

مقامات باکو اعلام کرده اند که میخواهند بر مساجد تسلط بیشتری داشته باشند ،چرا که ممکن است مورد استفاده نیروهای افراطی و مسلح قرار گیرد و نیز به برخی اقدامات عناصر مسلح اشاره کرده اند . این در حالی است که تاکنون گروههای شیعه در هیچ اقدام مسلحانه ای در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) دست نداشته اند و تنها عناصر و محافل و گروههای وهابی و سلفی سنی درگیریهای معدودی با دولت باکو داشته اند . آن هم در حالی که برخی از نیروهای ارتش و سازمانهای مسلح دولت باکو به این گروهها پیوسته و در حمایت از آنها نقش داشته اند . اگر قرار باشد به دلیل احتمال استفاده عناصر افراطی ( وهابی ) از مساجد ، مساجد شیعیان را تخریب و تعطیل کرد  ، چرا با و جود استفاده این گروهها از افسران و درجه داران ارتش ، پادگانهای باکو تخریب نمیشود ؟

در هر حال به نظر میرسد  دولت باکو در مبارزه با مساجد و اسلامگرایان ؛

-         تحت فشارها و توصیه های بیرونی  بخصوص  امریکا و اسراییل است.

-         دولتمردان باکو اغلب تربیت شدگان دوره کمونیسم هستند و ضدیت عمیقی با مذهب دارند و به همین دلیل مبارزه با مذهب و دین به عادت سیاسی آنها تبدیل شده است .

-         دولت باکو و متحدینش مانند دولت صهیونیستی و امریکا، ظهور مذهب در کشور را به معنای موفقیت ایران میدانند. چرا که ایران دارای یک حکومت اسلامی است.

- مسجد ، از آغاز اسلام « سنگر مسلمین » بوده است و جنبش اسلامی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) نیز به مسجد تکیه دارد . و بدینگونه دولت باکو می خواهد با تخریب مساجد یا تعطیلی آنها – به سبک دوره کمونیستی – مسلمانان و بخصوص جوانان را از مسجد و محراب و منبر جدا سازد.

اما  اگر دولتمردان باکو اندکی دوراندیشی داشته باشند و سرنوشت شوروی  را از نگاه عبرت بنگرند، درمی یابند که حذف مذهب و مسجد از جامعه حتی  به قیمت ریختن خون میلیونها انسان نیز ممکن نیست و تنها نتیجه ای که دولت باکو میتواند از تداوم مبارزه با مسجد و مذهب به چنگ آورد ،کسب نفرت عمومی است . به هر حال و علیرغم حاکمیت هفتاد ساله کمونیستها بر مسلمان قفقاز جنوبی ( با اکثریت قریب به اتفاق شیعه ) این واقعیت قابل تغییر نیست که مردم ایران شمالی  مسلمان  هستند و یک جامعه اسلامی نمیتواند بدون مسجد باشد . تلاش دولت باکو برای تخریب و تعطیل و حذف مساجد از جامعه تنها ماهیت ضد اسلامی این دولت برای مردم روشنتر میسازد.

علیرغم اعتراضهای مداوم مسلمانان ایران شمالی ، اقدامات خشن دولت باکو در تخریب مساجد ادامه یافت. موضوع به رسانه های جهان اسلام کشیده شد. در ترکیه علاوه بر واکنش رسانه ها ، تظاهراتی در اعتراض به اقدامات ضد اسلامی دولت باکو برگزار شد. در ایران – بخصوص در تهران و تبریز و قم – علما و مردم به شدت واکنش نشان دادند. مردم تبریز بخصوص دانشجویان و طلاب علوم اسلامی با برپایی تجمع در مقابل کنسولگری دولت باکو ، از الهام علی اف خواستند تا دست از تخریب مساجد بردارد ، با این حال هر روز خبر تازه ای از تلاش دولت باکو برای تخریب مساجد منتشر می شد.  در این موقعیت ، مراجع تقلید از جمله حضرات آیات عظام سبحانی تبریزی ، صافی گلپایگانی ، مکارم شیرازی و... طی نامه ها و سخنرانی ها خطاب به الهام علی اف ، وی را مورد نصیحت قرار داده و هشدار دادند .

 بی توجهی دولت باکو و الهام علی اف به اعتراضات مردم تبریز و قم و حتی نصایح مشفقانه و هشدارهای روشن مراجع عظام تقلید موجب شد حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی طی سخنانی پیرامون تخریب مساجد در ایران شمالی اظهار داشتند : « به صراحت می گوییم که اگر تخریب مساجد در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ادامه  پیدا کند ،حکم مقاومت میدهیم و اعلام می کنیم که هر کسی در این راه کشته شود ، شهید است. »

صدور چنین حکمی از سوی حضرت آیت الله مکارم شیرازی ، میتوانست تبعات ویرانگری برای دولت باکو در پی داشته باشد. مردم مسلمان ، با تمام امکانات به مقاومت در برابر تخریب مساجد و ماموران دولت برمی خاستند و در صورت وقوع اینگونه درگیری گسترده میان مردم و دولت ضد اسلامی ، دولت باکو به صورت سریع رو به آشفتگی و زوال و سقوط می نهاد. هشدار حضرت آیت الله مکارم شیرازی ، مقامات باکو در آشفتگی فروبرد. پیش از آن دولت باکو از طریق نشریات و رسانه های جیره خوارخود ، اعلام میکرد که ؛« مراجع و علمای ایران در امور داخلی ما حق دخالت ندارند ! » اما بعد از هشدار این مرجع عالیقدر ، مقامات باکو تخریب مساجد را متوقف کردند.

اگر چه تخریب مساجد به علت هراس دولت باکو از صدور حکم مقاومت توسط مراجع تقلید متوقف شد ، اما دولت باکو ، روشهای دیگر خود را برای مبارزه با اسلام گسترش داد. از جمله این روشها ، گسترش دستگیریها فعالان جنبش اسلامی و ترور آنها با اقدامات خاص مانند تزریق داروهای کشنده به زندانیان ، مبتلا کردن زندانیان به بیماریهای مهلک ، کشتن فعالان موثر جنبش اسلامی با استفاده از گاز و اعلام « گازگرفتگی » به عنوان علت مرگ و... می باشد. یعنی دولت باکو در حالی  که نمی تواند سیاست « تخریب مساجد » را اجرا کند ، به سیاست دستگیری و کشتن « اهل مسجد » اقدام می کند.

 اما سخن این است که ؛ آیا این سیاست میتواند مانعی در مسیر حرکت دولت باکو به سوی زوال و تباهی و سقوط ایجاد کند ؟ آیا دولت شوروی سابق – که قدرت دولت باکو در قیاس با آن در حد صفر است – توانست با اجرای سیاستهای ضد دینی و تخریب وتعطیلی مساجد و قتل و تبعید صدها هزار مسلمان ، به حاکمیت خود ادامه دهد ؟ رضاشاه و محمدرضا پهلوی در ایران ، صدام درعراق ، بن علی در تونس ، انورسادات و حسنی مبارک در مصر و... که با اسلام و مسجد و محراب و منبر و حجاب ، همانند الهام علی اف مبارزه می کردند و از حمایتهای امریکا و انگلیس و شوروی سابق و متحدان آنها نیز برخوردار بودند ، عاقبت چه سرنوشتی یافتند ؟ این سرنوشت ، تقدیر محتوم آن کسی است که در باکو فرمان به تخریب و تعطیلی مساجد و ممنوعیت حجاب وآموزش قرآن داده است ... این را خواهیم دید ، همچنانکه سرنوشت دیگران را دیدیم !

 

 منبع : مجله ایران شمالی / شماره ۱۳ و ۱۴

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 15:27  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

جایزه سفیر ایران در باکو به شبکه تلویزیونی " آینس " به خاطر 20 سال فعالیت ضد ایرانی

 


 

اعطای مجوزرسمی فعالیت  در ایران به شبکه صهیونیستی باکو

 

شبکه تلویزیونی " آینس " ( آ . ان . اس) باکو که از ابتدای تاسیس به فعالیت تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران ، و فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی  اشتغال دارد ، مجوز فعالیت رسمی در جمهوری اسلامی ایران را از دست سفیر ایران در باکو دریافت کرد.

به گزارش واحد خبر حرکت ازادیبخش ایران شمالی به نقل از سایت «آینس پرس»، این مجوز در دیدار محسن پاک آیین سفیر کشورمان در جمهوری آذربایجان با «واحد مصطفی یف» رئیس شبکه آینس به وی ارائه شد.

این شبکه تلویزیونی که به ظاهر شبکه خصوصی تلقی می شود ،اما همه میدانند که در قلمرو دولت باکو ، شبکه های خصوصی مانند آینس ، لیدر ، آ تی وی  در واقع شبکه هایی هستند که به حکومت باکو وابسته هستند و عملکرد آنها نیز از بدو تاسیس  موید همین نظر است . اما در این میان شبکه تلویزیونی آینس در فعالیت علیه جمهوری اسلامی ( فعالیت ضد تمامیت ارضی ایران ، حمایت تبلیغاتی از گروهکهای ضد انقلاب و تجزیه طلب ، پوشش خبری فعالیتهای تجزیه طلبان وابسته و بزرگنمایی آنها ، تبلیغات علیه فعالیتهای روزمره نهادهای ایرانی در باکو ، هماهنگی با رسانه های غرب در جریان مسایلی مانند فتنه 88 و رویدادهای مختلف از جمله زلزله ارسباران و...اغتشاشات بیگانه گرایان در موارد مختلف) گوی سبقت را از دیگر شبکه های تلویزیونی باکو ربوده است.

صدور مجوز فعالیت رسمی در ایران به این شبکه تلویزیونی توسط سفیر ایران ، در حالی است که این شبکه با سفارت رژیم اشغالگر قدس در باکو ارتباطات نزدیک دارد و از چند سال پیش نیز دفتر نمایندگی خود را در فلسطین اشغالی دایر کرده است. گفته میشود سفارت رژیم صهیونیستی در باکو در ازای فعالیت ضد ایرانی" واحد مصطفی یف " خواسته های مالی وی را تامین میکند.

شبکه آینس که مدتی در پوشش اپوزوسیون و همنوا با جریان غربگرای رقیب حاکمیت در عرصه افکار عمومی ظاهر میشد ، با حاد شدن رقابت جریان غربگرای رقیب با حاکمیت در مواقع تعیین کننده مانند تلاش جریان غربگرای رقیب برای تصاحب حاکمیت از طریق تظاهرات و تجمع در باکو در ایام انتخابات ریاست جمهوری ، نقاب خود را کنار نهاد و با فعالیت به نفع گروه حاکم ، چهره واقعی و وابستگی خود را گروه حاکم را آشکار ساخت.

شبکه آینس علاوه بر برنامه های تلویزیونی ، مجله ای به نام " حسابات " نیز منتشر میکند که در اغلب شماره های آن ، به شیوه های مختلف علیه ایران اسلامی تبلیغات میشود .

صدور مجوز فعالیت برای شبکه آینس در ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که طی سه سال اخیر مطبوعات کشورمان اخبار متعددی از فشارهای دولت باکو به نمایندگی صداوسیما در باکو منتشر کرده‌اند.

همچنین گفته میشود " احمد کاظمی " مسول نمایندگی صدا و سیما در باکوکه قبلا یکبار مراجعت از ایران به باکو به تهران  برگردانده شده بود ، به دلیل وقوف بر اینکه در صورت بازگشت به ایران ، امکان مراجعت به باکو نخواهد داشت ، از این کشور خارج نمی شود.

صدور مجوز فعالیت برای شبکه آینس در ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که طی سه سال اخیر مطبوعات کشورمان اخبار متعددی از فشارهای دولت باکو به نمهادی ایرانی از جمله نمایندگی صداوسیما در باکو منتشر کرده‌اند.

بازداشت آناربایرامی خبرنگار محلی صداوسیما در باکو و 10 ماه حبس ناعادلانه وی و نیز اخراج خبرنگار واحد مرکزی خبر از باکو در بهمن 90 از جمله این فشارها بود.

اعطای مجوز فعالیت در ایران به شبکه ضد ایرانی و شناخته شده " آینس " در واقع اعطای جایزه ای خاص به این شبکه به خاطر بیست سال فعالیت ضد ایرانی است.هنوز مسولین سفارت ایران در باکو از جمله " محسن پاک آیین " سفیر جمهوری اسلامی درباره این موضوع توضیحی منتشر نکرده اند.

شایان ذکر است اقدامی مانند اعطای مجوز به شبکه تلویزیونی " آینس " در واقع کمک به گسترش دایره فعالیتهای تبلیغی سیاسی رسانه های بیگانه علیه تمامیت ارضی ، وحدت ملی و انقلاب اسلامی تلقی میشود که اقدامی خلاف موازین عقلی ، قانونی و اسلامی است .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 12:54  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

پیامکهای متقابل وزیر اطلاعات و خانم ناشناس

 

 


خبری از سایت مشرق درباره :

پیامک وزیر اطلاعات به یک خانم برای نترسیدن آن خانم...

 

یکی از مجریان خبرسازی که در سفر اخیر هیات دولت جزو همراهان رئیس جمهور بود، در صفحه شخصی خود خاطره‌ای جالب از وزیر اطلاعات نقل کرده است.

 

به گزارش مشرق، ‫یکی از مجریان خبرساز که جزو همراهان رئیس جمهور در سفر وی به زاهدان بوده است در صفحه شخصی خود خاطره ای جالب از وزیر اطلاعات نقل کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست:

حجت الاسلام علوی – وزیر اطلاعات – همیشه به تلفن همراهش پاسخ میدهد چه شماره آشنا و چه ناشناس . امروز خاطره بامزه ای را برایم تعریف کردند که در این بخش سفرنامه عرض می کنم. گفتند سر نماز بودم که تلفنم زنگ زد. بعد از نماز با همان شماره تماس گرفتم. خانم محترمی تلفن را برداشت و گفت که احتمالا خواهرش تماس گرفته و سپس احتمالا اشتباه گرفته است. پس از چند دقیقه پیامک فرستاد که شما کی هستین و من جواب دادم که وزیر اطلاعات!

بلافاصله تماس گرفتم تا خدای ناخواسته نترسیده باشند ولی دیگر برای همیشه تلفنشان را خاموش کرده بودند‬.
منبع: جهان
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 12:57  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

چرخش دولت باکو به سمت ایران : رویکردی واقعی یا تاکتیکی؟

 


به دنبال سفر برخی مقامات باکو از جمله الهام علی اف و نیز حسن اف ( وزیر دفاع باکو ) دکتر عارف محمدزاده که از کارشناسان باسابقه تهران – باکو است ، طی مقاله ای که در برخی سایتها از جمله در سایتهای مربوط به "حرکت آزادیبخش ایران شمالی " منتشرشد ، نوشت : "

تجربه بیش از دو دهه روابط تهران – باکو و بررسی چگونگی روابط و پیوندهای عمیق باکو با رژیم صهیونیستی و عدم تغییر در سیاستهای تبلیغی – فرهنگی دولت باکو ضد تمامیت ارضی جمهوری اسلامی و همکاری این دولت با گروهکهای تجزیه طلب و موارد دیگر همه و همه نشانهای روشنی است حاکی از اینکه سفر الهام علی اف و وزیر دفاعش به ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه برخاسته از رویکرد به واقع گرایی در سیاست خارجی باکو باشد ، ناشی از شرایط منطقه و مسایل نهفته در روابط باکو با امریکا می باشد."

این دیدگاه که مبتنی بر بررسی روند بیش از دو دهه روابط تهران – باکو است ، توسط برخی منابع خارجی از جمله سیاستمدار برجسته روس "ژیرینوفسکی" نیز مورد تایید قرار گرفت.گزارش خبری زیر توسط خبرگزاری مهر در نشانی یاد شده در پایین خبر ، بعد از انتشار مقاله دکتر عارف محمدزاده در معرض بازدید مخاطبان قرار گرفت.طی تماس تلفنی با دکتر محمدزاده در باره این مطلب ، وی در تکمیل دیدگاه خود گفت : سفر مقامات باکو به تهران را نباید حتی به معنای چرخش دولت باکو به سمت ایران ارزیابی کرد. باید این واقعیت را دانست که در این مرحله دولت میخواهد با " کارت ایران " با غرب بازی کند ، یعنی میخواهد پیامی به غرب بخصوص امریکایی ها بدهد که : اگر از ما حمایت نکنید ، ما ایران را در کنار خود داریم و به سوی دشمن شما روی می آوریم. اگر سیاست دولت باکو درباره ایران تغییر عملی نکند ، حساب باز کردن روی اینگونه سفرها که در گذشته بارها تکرار شده است ،ساده انگاری است . البته کسانی هستند که میخواهند از اینگونه سفرهای معمول بین کشورها در شرایط خاص را به حساب موفقیتهای سیاسی خود می گذارند!  از دوره حیدر علی اف هر از گاهی اینگونه چرخشها به سمت ایران از باکو صورت گرفته اما بعد از سپری شدن نیازهای دولت باکوف بدون نتیجه رها شده است . چنانکه حدود 95 درصد توافقات امضا شده بین مقامات طرفین از سوی دولت باکو به مرحله اجرا نرسیده است. مسایلی مثل اختصاص 15 درصد از کنسرسیوم خزر به ایران ، احداث خط لوله نفتی از مسیر آذربایجان ایران به ترکیه ( باکو – جیهان ) که حتی درباره انها مذاکرات اولیه با مقامات ایرانی صورت گرفته بود ، اما این مذاکرات در واقع یک بازی بود که برای ایران نتیجه ای به بار نیاورد... اگر دولت باکو در سیاست چرخش یه سوی ایران صداقت داشته باشد ، باید سیاستهای ضد ایرانی خود را در حوزه مسایل مختلف ( از مسایل فرهنگی و سیاسی و تبلیغات ضد ایرانی در رسانه ها و کتابهای درسی ، روابط امنیتی همسایگی ، روابط مرزنشینان ، حمایت از گروهکهای تجزیه طلب و... ) مورد تجدید نظر قرار دهد. در حالی که افق روشنی در این چشم اندازدیده نمیشود"

 

 

سیاستمدار برجسته روس:

جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )به سمت ایران چرخش کرده است/

 آمریکا و اتحادیه اروپا متحدان قابل اعتمادی نیستند

 

یک سیاستمدار برجسته روس با اشاره به اینکه تحولات اوکراین به  جمهوری آذربایجان نشان داد آمریکا و اتحادیه اروپا متحدان قابل اعتمادی نیستند، به چرخش این کشور به سمت ایران اذعان کرد.به گزارش خبرگزاری مهر، ولادیمیر ژیرینوفسکی رهبر حزب لیبرال دموکرات روسیه در تحلیلی که برای سایت خبری-تحلیلی "وستنیک کافکازا" نوشته است، به بررسی شرایط کشورهای عضو شوروی سابق با توجه به بحران اوکراین پرداخته است و اشاره می‎کند در هر کدام از این کشورها، جمعیت روس زبان یا روس تباری وجود دارد که ممکن است برای آنها دردسر ساز شوند.

 

این سیاستمدار برجسته روس، جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) را به عنوان مثال ذکر می‎کند که به ظاهرا رابطه‎ای میان تحولات کریمه و مساله ناگارنو-قره باغ وجود ندارد اما ممکن است آنها نیز به دنبال راه حلی بروند که ولادیمیر پوتین با تاکید با تعلق تاریخی کریمه، پی گرفت؛ بروند.

 

وی در ادامه می‎نویسد: "اما در چهارچوب تحولات اوکراین، باکو به این نتیجه رسیده است که دیگر در فضای پسا-شوروی (از جمله جنوب قفقاز)، نمی‎توان به اتحادیه اروپا و آمریکا به عنوان متحدان سیاسی اعتماد کرد. مصداق دیگر این درس، گرجستان در سال 2008 است..."

 

کاندیدای سابق ریاست جمهوری روسیه می‎افزاید که برخلاف گرجستان، اوکراین و مولداوی؛ آذربایجان از همان ابتدا به دیده تردید به برنامه همکاری اتحادیه اروپا نگاه کرد و ترجیح داد که مسائل مرتبط با ثبات سیاسی و امنیت را با قدرت‎های منطقه‎ای -روسیه، ترکیه و ایران- حل و فصل کند.

 

ژیرینوفسکی همچنین می‎گوید دولت باکو در حال حاضر تصمیم گرفته است که برخی سوءتفاهمات را در رابطه با ایران حل کند. نشانه این تصمیم، سفر کمال الدین حیدروف (وزیر حالات اضطراری) در مارس به عنوان یکی از ارشدترین مقامات رسمی باکو که به تهران سفر کرده است، بود. هدف از سفر وی آماده سازی شرایط دیپلماتیک بود که در نهایت منجر به سفر رئیس جمهور آذربایجان به تهران و دیدار با مقام معظم رهبری و رئیس جمهور ایران شد.

 

بلافاصله پس از الهام علی‎اف، وزیر دفاع باکو رهسپار تهران شد و قول داد هیچگاه اجازه نخواهند داد از خاک این کشور برای حمله علیه ایران استفاده شود. سفیر ایران در باکو نیز از سفر احتمالی حسن روحانی به باکو خبر داده است که طی آن یادداشت تفاهمی درباره وضعیت دریای خزر به امضا خواهد رسید. علاوه بر این، وزیر اطلاعات و تکنولوژی‎ دولت باکو نیز در آینده نزدیک به تهران خواهد رفت.

 

سیاستمدار روس خاطر نشان می‎کند: "تل‎آویو تحولات در روابط باکو و تهران را به دقت زیر نظر دارد. بلافاصله پس از دیدار علی‎اف از تهران، هیاتی اسرائیلی به ریاست آویگدور لیبرمن (وزیر خارجه) وارد باکو شدند. اما دلیلی برای نگرانی از سطح جدید همکاری ایرانی-آذربایجانی وجود ندارد. زیرا با توجه به اهمیت روابط راهبردی تل‎آویو- باکو، ماهیت ضد اسرائیلی نخواهد داشت... افزایش روابط با ایران در راستای تلاش به این دلیل است که آنها به دنبال جبران کاهش قدرت مانور دیپلماتیک با افزایش نقش روسیه در جنوب قفقاز، هستند. به خصوص که غرب نیز در حال ضعیف شدن است."

 

وی در خاتمه به جنبه دیگری از روابط دولت باکو  با ایران اشاره می‎کند: "گسترش اسلام تندرو به شکل سلفی‎گری در جمهوری آذربایجان که با حمایت برخی از پادشاهی‎های ثروتمند عربی -آن هم حمایت احتمالی آمریکا که فکر می کند می‎تواند از بنیادگرایان برای رسیدن به منافع خود استفاده کند- در حال رخ دادن است... ایران و روسیه با گسترش جنبش سلفی در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )مخالفند و در این حوزه می‎توان شاهد همکاری میان مسکو، باکو و تهران باشیم."

 

منبع : خبرگزاری مهر

http://mehrnews.com/detail/News/2272217

کد خبر: 2272217

تاریخ مخابره : ۱۳۹۳/۱/۲۷ - ۱۵:۴۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 12:46  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

سفر الهام علی اف به تهران/ دکتر عارف محمدزاده

 


نگاهی به سفر خیر الهام علی اف به تهران و نتایج آن

عارف محمدزاده

تجربه بیش از دو دهه روابط تهران – باکو و بررسی چگونگی روابط و پیوندهای عمیق باکو با رژیم صهیونیستی و عدم تغییر در سیاستهای تبلیغی – فرهنگی دولت باکو ضد تمامیت ارضی جمهوری اسلامی و همکاری این دولت با گروهکهای تجزیه طلب و موارد دیگر همه و همه نشانهای روشنی است حاکی از اینکه سفر الهام علی اف و وزیر دفاعش به ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه برخاسته از رویکرد به واقع گرایی در سیاست خارجی باکو باشد ، ناشی از شرایط منطقه و مسایل نهفته در روابط باکو با امریکا می باشد.

 

سفر اخیر الهام علی اف به تهران اگرچه اقدامی مثبت ارزیابی می شود، اما اینکه نتایج و دستاوردهای این سفر چه تاثیر مثبت عینی در روابط دولت باکو با جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت، موضوعی است که نمی توان پاسخ دلگرم کننده ای به آن داد.

طی بیش از بیست سال که حیدر علی اف و پس از وی فرزندش الهام علی اف قدرت را در باکو در دست دارند، هر دو سفرهای متعددی به ایران داشته اند، سفرهایی که همزمان با ریاست جمهوری شخصیتهای محافظه کار و اصلاح طلب و اصولگرا همچون هاشمی رفسنجانی، خاتمی و احمدی نژاد در ایران بوده است. اما بررسی های واقع بینانه حاکی از آن است که این سفرها هرگز نقش موثری در روابط باکو با تهران نداشته است.

برخی ها بخصوص دیپلماتهای ذینفع در ماجرا ، درباره سفرهای متقابل رؤسای جمهور بزرگنمایی می کنند. در دوره حاکمیت اصلاح طلبان، برخی سفر خاتمی رئیس جمهور وقت ایران را به باکو نقطه عطفی در روابط متقابل ارزیابی می کردند. اما علیرغم سفر خاتمی به باکو و موضع گیری اش به نفع باکو بخصوص موضع گیری صریح درباره قره باغ، تغییری در روابط باکو با تهران حاصل نشد. امروز اگر سفر خاتمی به باکو منصفانه ارزیابی شود ، با اطمینان میتوان گفت که سفر وی باکو "هیچ " تاثیری در روابط تهران – باکو نداشت . همچنانکه سفرهای مکرر احمدی نژاد نیز " هیچ " تاثیری در روابط تهران – باکو بر جای نگذاشت.لذا بایستی واقع بینانه موضوع سفر الهام علی اف به تهران را مورد ارزیابی قرار داد.

علی رغم سفرهای متقابل رؤسای جمهور به باکو و تهران، دولت باکو روابط خود با جمهوری اسلامی را بر اساس منافع ملی خود، منافع طرفین، تاریخ و فرهنگ مشترک و حسن همجواری تنظیم نکرده است. طی بیش از ده سال که الهام علی اف قدرت را در باکو در دست دارد، همواره مواضع رسمی اش، منطبق با منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده و در سیاستهای اشغالگرانه نظامی آمریکا نیز مشارکت داشته است ، به گونه ای که مشارکت باکو در فعالیتهای اشغالگری در افغانستان و عراق ،کشته های متعددی نیز برای ارتش باکو بر جای گذاشته است.

باکو خدمات گسترده اقتصادی، اطلاعاتی و سیاسی به رژیم صهیونیستی ارایه می دهد. قسمت عمده نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی توسط دولت باکو تامین می شود. علی اف به هر مناسبتی (مانند سالروز تشکیل رژیم صهیونیستی و...) به سران این رژیم پیام تبریک ارسال می کند. در سیاستهای اشغالگرانه آمریکا در افغانستان و عراق و سوریه، دولت باکو، شریک مورد اطمینان محسوب می شود.

همه اینها در حالی است که علیرغم امیدهای دولت باکو، هیچ تضمینی برای تداوم حمایت غرب و رژیم صهیونیستی از ادامه حاکمیت الهام علی اف وجود ندارد. ریاست جمهوری مادام العمر به دلایل مختلف از جمله بر انگیختن نارضایتی مردم و در نتیجه تهدید منافع غرب ، با سیاست غرب سازگار نیست. دوست دایمی غرب، منافع او است و طبیعی است که الهام علی اف نمی تواند تامین کننده دایمی منافع غرب باشد. از این روست که هیچکس نمی تواند به غرب اعتماد کند.

سفر اخیرالهام علی اف به تهران دستاورد های خاص اقتصادی و سیاسی نداشت. توافق نامه های امضا شده بین طرفین چیزهای چشمگیری نبودند.با این حال سفر وزیر دفاع باکو به تهران بعد از سفر الهام علی اف ، این امید را بین برخی افراد ایجاد کرده است که گویی روابط تهران – باکو در حال تحول است . اما تجربه بیش از دو دهه روابط تهران – باکو و بررسی چگونگی روابط و پیوندهای عمیق باکو با رژیم صهیونیستی و عدم تغییر در سیاستهای تبلیغی – فرهنگی دولت باکو ضد تمامیت ارضی جمهوری اسلامی و همکاری این دولت با گروهکهای تجزیه طلب و موارد دیگر همه و همه نشانهای روشنی است حاکی از اینکه سفر الهام علی اف و وزیر دفاعش به ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه برخاسته از رویکرد به واقع گرایی در سیاست خارجی باکو باشد ، ناشی از شرایط منطقه و مسایل نهفته در روابط باکو با امریکا می باشد.

مهمترین نقطه سفر، دیدار الهام علی اف با مقام معظم رهبری بود. خبر منتشره درباره این دیدار و نکات و نصایح ارایه شده از سوی مقام معظم رهبری به الهام علی اف قابل توجه است. نصایح مشفقانه و روشنگرانه ای که نه تنها در روابط تهران – باکو بلکه برای مردم ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) و شخص  الهام علی اف نیز راهگشاست.ایشان خطاب به الهام علی اف گفتند:

1- "باید با اراده سیاسی و با جدیت در پیگیری توافقات، بر کارشکنی ها فائق آمد و ارتباطات بین دو ملت و دو دولت را روز به روز مستحکم تر کرد."

2- "برخی از جمله رژیم صهیونیستی از روابط مستحکم میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان خشنود نیستند و دایما در این مسیر اخلال می کنند. اما با جدیت و اراده سیاسی می توان برای کارشکنی ها فائق آمد."

3- "نباید اجازه داد برخی جریانها با ترویج افراطگرایی مذهبی و اختلاف افکنی میان مذاهب اسلامی وحدت ملی را منهدم کنند"

4- "سطح مبادلات کنونی دو کشور در مقایسه با ظرفیت ها و امکانات گسترده طرفین بسیار پایین است و امیدواریم این سفر مقدمه توسعه همکاری های اقتصادی و منطقه ای شود."

نصایح مشفقانه و پدرانه مقام معظم رهبری به الهام علی اف، صریح و روشنگر است. با توجه به 4 نکته بالا، این واقعیتها را باید دانست که قسمت اعظم توافقات امضاء شده توسط مقامات باکو طی سالهای متمادی، تا کنون اجرا نشده است. دولت باکو در تنظیم روابط با ایران، تحت تاثیر خرابکاریهای رژیم صهیونیستی و برخی دولتهای بیگانه است. دیگر اینکه رشد جریان سلفی گری در میان اقلیت اهل تسنن ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) که توسط دولتهایی مانند عربستان، قطر، کویت و... تقویت می شود، عامل انهدام وحدت ملی در این کشور است. بخصوص اینکه با توجه به اخبار منتشره در رسانه های باکو صدها تن از وهابی های آذری زبان در جنگ و جنایات در سوریه مشارکت دارندو عده ای از آنها نیز به هلاکت رسیده اند.

و نکته پایانی اینکه آیا می توان امیدوار بود که سفر اخیر الهام علی اف به تهران، مقدمه ای بر توسعه همکاری های اقتصادی و منطقه ای بین دو کشور شود؟ می توان امیدوار بود، به شرط اینکه الهام علی اف به صورت مستقل و مطابق با منافع مردم تصمیم بگیرد. آیا الهام علی اف این قدرت را خواهد داشت؟ یا باز هم روابط تهران- باکو به روال سالهای گذشته ادامه خواهد یافت؟ ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 11:37  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

مطالب قدیمی‌تر