ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

معرفی کتاب " شهریار ، انقلبا اسلامی و قفقاز " به قلم استاد جلال محمدی

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

چشمه ی شرق و اجاق خورشید

(معرفی کتاب "شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز " به قلم استاد جلال محمدی )

·        رسول زاهدی

مزیت دیگر کتاب ارزشمند " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " آن است که این کتاب ، نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز پیرامون زندگی ، شعر و شخصیت استاد شهریار به نگارش درآمده و فصلی از کتاب نیز به بررسی مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار اختصاص یافته است...

تردیدی نیست که استاد سید محمدحسین شهریار ، شاعر ملی ایران از " چهره های ماندگار " تاریخ ادبیات و حوزه تمدنی ایران بخصوص قفقاز و برخی کشورهای همسایه و آسیای میانه است که دیرینه ی تاریخی ، فرهنگی ، دینی و مذهبی مشترکی با ایران امروز دارند.درباره ی این شاعر و شخصیت بزرگ ، تاکنون کتابهای متعددی در ایران و خارج از ایران و بخصوص در کشورهایی مانند تاجیکستان ، جمهوری آذربایجان ، ترکیه و افغانستان منتشر شده است. آنچه درباره ی این کتابها گفتنی است اینکه در بیشتر این کتابها کوشش بر آن رفته که شخصیت و اندیشه ی استاد شهریار ، مطابق با علایق و گرایشهای فرهنگی و سیاسی نویسندگان یا نهادهای فرهنگی خاصی که این کتابها را منتشر کرده اند ، معرفی شود. اگر چه این موضوع تا حدی طبیعی به نظر می رسد اما نباید از این نکته غافل شد که معرفی یک شخصیت ملی بر طبق علایق و گرایشهای خاص سیاسی ، می تواند زمینه ساز " تحریف شخصیت " آن چهره ی ملی باشد که امری خسارتبار برای فرهنگ و ادبیات ایران است.چنانکه می بینیم در کتابهای منتشره در افغانستان و تاجیکستان ، بیشتر غزلهای عاشقانه و سروده های دوره ی جوانی استاد شهریار مورد توجه قرار گرفته است. یا در اغلب کتابهایی که در باکو یا ترکیه منتشر شده ، کوشش برآن رفته که از شاعر ملی ایران ، یک چهره ی محدود و قومی ترسیم شود یا حتی بدتر از آن برخی اشعار استاد شهریار درکتابهای منتشره در باکو تحریف شده و واژه هایی نیز در برخی اشعار مطابق میل و سلیقه ی سیاسی و فرهنگی ناشران تغییر یافته است ! چنانکه مصرع معروف : " من علی اوغلویام ، آزاده لرین مردی مرادی " از منظومه ی معروف سهندیه ، در کتابهای منتشره در باکو به صورت : " من ائلین اوغلویام ..." در آمده است ! روشن است که تحریف گران با همین دستکاری به ظاهر کوچک ، برآن بوده اند شاعری را که خود را " فرزند علی علیه السلام " معرفی می کند ، به عنوان " فرزند ایل و قوم !" معرفی کنند !

با این مقدمه ی کوتاه ، نکته ی مهمی را مورد تاکید قرار می دهم و آن اینکه ؛ معرفی صحیح شخصیت و اندیشه ی شاعر ملی ایران – چه در ایران و چه در سایر کشورها – اهمیت بسزایی دارد. و اگر در این راستا کوشش چشمگیر وبسامان و موثری صورت نگیرد ، چه بسا که شاهد باشیم ، شهریاری که مردم در قفقاز و ترکیه و تاجیکستان و ... می شناسند ، متفاوت از شخصیت واقعی شاعر و متفاوت از شهریاری است که هموطنان شاعر می شناسند. اینکه بر " کوشش بسامان و موثر" تاکید می شود ، از آن روست که گاهی همایشهایی پرسرو صدا به نام شاعر ملی ایران برپا می شود ، اما به جای معرفی استاد شهریار " چنانکه بود و هست " ، مسایل فرعی و مطابق با ذائقه ی سیاسی گردانندگان همایشها مورد توجه واقع می شود و یا بدتر از این ،کسانی که در کشورهای دیگر در تحریف شعر و شخصیت شهریار دخیل اند ، به عنوان مهمان دعوت می شوند ، و تحریفات خود را در قالب مقاله و سخنرانی در ایران منتشر می کنند!

کتاب " شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز " از جمله ی کتابهایی است که در آن نویسنده کوشیده است ، استاد شهریار را چنانکه بود و هست ، معرفی کند و از این منظر ، این کتاب از کتابهای ارزشمند و ماندگار در حوزه ی شهریارشناسی است.

مزیت دیگر کتاب ارزشمند " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " آن است که این کتاب ، نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز پیرامون زندگی ، شعر و شخصیت استاد شهریار به نگارش درآمده و فصلی از کتاب نیز به بررسی مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار اختصاص یافته است.

استاد جلال محمدی ، نویسنده ی کتاب ، که خود از شاعران و نویسندگان شناخته شده ی معاصر است و در روزگار حیات استادشهریار نیز با ایشان درارتباط بوده و از سوی دیگر سالها مطالعات فرهنگی گسترده ای در حوزه ی قفقاز داشته و مقالات بسیاری در این زمینه منتشر کرده است، در واقع از چهره هایی است که شایستگی نوشتن در موضوع کتاب را داراست. نویسنده از سویی هم با استاد شهریار و شعر و شخصیت و اندیشه ی وی به صورت عمیق آشناست و هم سالها فعالیت فرهنگی در گستره ی قفقاز – بخصوص مناطق مسلمان نشین قفقاز – و آشنایی نزدیک با شاعران و نویسندگان و فضای فرهنگی وسیاسی و محیط ادبی ومطبوعاتی آن سامان ، این امکان را به نویسنده می دهد که بتواند کتابی ارزشمند به جامعه ی ادبی و علاقمندان شهریارشناسی ارایه کند.علاوه بر این نویسنده ی کتاب ، در سالهای دهه ی هشتاد تلاشهای گسترده ای در راستای ایجاد پلی برای روابط فرهنگی بین شاعران ، نویسندگان و روزنامه نگاران آذربایجان با جامعه ی مسلمانان قفقاز جنوبی انجام داده که سفرهیاتهای متعدد از روزنامه نگاران و شاعران آذربایجان به باکو ، نخجوان ، تفلیس ، گنجه و... را میتوان بخشی از دستاوردهای این تلاشها دانست که از رهگذر این فعالیتها و سفرها علاوه بر انتشار کتابها و گزارشهای مطبوعاتی که در گسترش روابط با قفقاز جنوبی و افزایش اگاهی ایرانیان بخصوص اصحاب مطبوعات از وضعیت فرهنگی و سیاسی آن سامان موثر بود ،  

 زمینه ی شناخت صحیح از آن دیارو مسایل امروزآن ، برای جمعی از نخبگان فرهنگی فراهم شد که اغلب این نخبگان ، امروز از چهره های تاثیر گذار در حوزه ی فرهنگ و ادبیات می باشند.

کتاب " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " در هفت فصل و 302 برگ به شیرازه در آمده است . عنوان فصل نخست کتاب " نگاهی به زندگی ، شعر و اندیشه ی شهریار " است که در آن موضوعاتی مانند " شهریار و اهل بیت علیهم السلام " ، " ایران و شهریار " ، " نثر شهریار " و ... مورد توجه نویسنده قرار گرفته است. " شهریار و انقلاب اسلامی " عنوان فصل دیگری از کتاب است که در آن با استناد به اشعار فارسی و آذربایجانی استاد شهریار و منابع متعدد و کلام بزرگانی مانند روانشاد استاد مهرداد اوستا ،روانشاد آیت ا... ملکوتی و کتابهای متعدد و حتی مقالات منتشر نشده ی برخی پژوهشگران جوان مانند طاهری خسروشاهی نگرش استاد شهریاربه انقلاب اسلامی ونقش بی بدیل وموثر این شاعر بزرگ درشکوفایی و گسترش شعر انقلاب و دفاع مقدس مورد واکاوی و تبیین قرار گرفته است.

" گزیده ای از اشعار دینی و انقلابی استاد شهریار " فصل دیگری از کتاب است که در آن جمعی از سروده های استاد شهریار گنجانده شده است. برخی از این شعرها مانند شعری که با بیت " سلام ای جنگجویان دلاور/ نهنگانی به خاک و خون شناور..." آغاز می شود ، در روزگار دفاع مقدس اشتهارعام یافته بود و بارها و بارها در مطبوعات و کتابهای درسی نیز منتشر شده بود. با دقت عمیق در شعرهای انقلابی و میهنی  اجتماعی استاد شهریار ، این نکته به روشنی قابل درک است که استاد شهریار ، از بینش سیاسی عمیقی برخوردار بود. به عنوان مثال در مثنوی " ارک تبریز " می گوید:

مسجدی قدس و قلعه یی محکم

سنگر و منبرش کنار به هم

پاسگاه سپاه اسلام است

کز سرآغازش این سرانجام است

دیده بان موثق تاریخ

چشم تشویق و چهره ی توبیخ

دوربینش گرفته چون عکاس

عکس شاه اسمعیل و شاه عباس

شاهد آن دو چهره ی صفوی ست

که فروغ چراغ مصطفوی ست

روزها دیده سخت و توفانی

حمله ی روس و جنگ عثمانی

روس ، قفقاز برد و گرجستان

انگلیس آفت بلوچستان

شرح طومارهای مبسوطه ست

شاهد انقلاب مشروطه ست

لیک مشروطه هم صحیح و سقیم

نوعروسی که شد عجوز و عقیم

فتنه یی بود و سخت فتان شد

برد و بازش به سود شیطان شد

باز برگشت دیو استبداد

که به جایی نمی رسد فریاد...

از همین ابیات می توان نگرش دقیق و صحیح استاد شهریار به مسایلی چند را دریافت. نخست اینکه از بنای ارک به عنوان مسجد یاد میکند که درکنارش قلعه ی نظامی یا پاسگاه اسلام نیز بوده است . شاعر بزرگ به تعبیری شیرین و فصیح از کنار هم بودن " سنگر و منبر " سخن می گوید. دیگر اینکه شاعر ، به سیادت شاه اسماعیل صفوی تاکید می ورزد و صفویه را فروغی از چراغ نبوت معرفی می کند. این تاکید شاعر هنگامی معنا دار میشود که بدانیم برخی ازتاریخ پژوهان معاصر در ایران و قفقاز و ترکیه  به علت علایق و اهداف خاص سیاسی ، می کوشند تا انتساب صفویان به خاندان رسول اکرم " صلی ا... علیه و آله " را انکار کنند و حکومت مذهبی و شیعی ایران عصر صفوی را ، لباس حکومتی قومی و قبیله ای بپوشانند !

شاعر با ابیاتی دیگر در" مثنوی ارک " نقش انگلیس و روس و ترکهای عثمانی  را در تکه پاره کردن ایران بزرگ یادآور می شود و از آذربایجان با عنوان " آذرآبادگان " یاد میکند و در ادامه ، مشروطه را به عنوان فتنه و آفتی معرفی می کند که از دل آن استبداد رضاخانی بیرون آمد . این در حالی است که هنوز هم جمعی از اهل سیاست وفرهنگ ، به تبعیت از تاریخ نگاران درباری و غربگرا ، مشروطه را دستاوری عظیم میدانند و هنوز هم برای آن کنگره های بزرگداشت برپا می دارند . اما شهریار ملک سخن با نگاه نافذ سیاسی خود مشروطه را به سان نوعروسی میداند که عجوز و عقیم شد و این یعنی اینکه ؛ اول آن خوش بود و پایانش مصیبت . به عبارت دیگر نهضتی بود که منحرف شد ومشروطه ای که باید " مشروعه " می شد ، لاییک و غربی و سلطنتی و دیکتاتوری شد.

" نگاهی به حیدربابایه سلام و مکاتبات شعرای قفقاز با استاد شهریار " عنوان فصلی مهم از کتاب است که در آن نامه های منظوم شاعران کمونیست قفقاز- که در آن زمان زیر پرچم حکومت کمونیستی شوروی بودند – خطاب به استاد شهریار، اهداف و محتوای این نامه ها ، چگونگی مواجهه ی استاد شهریار با این حرکت ادبی – سیاسی و تحریف اشعار استاد شهریار در باکو مورد بررسی قرار گرفته و از خواندنی ترین فصلهای کتاب است.

در فصل " قفقاز ؛ جنگهای روس – ایران و نگاه شاعران " در باره ی عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای – که جدایی قفقاز از ایران را رقم زد – و بازتاب جنگها و جدایی قفقاز از ایران در اشعار برخی شاعران از جمله میرزا ابوالقاسم فراهانی ، ملا مهرعلی خویی ، عبدالرحمن گنجه ای و استاد شهریار به اجمال بحث شده ، که این فصل به عنوان زمینه ای است برای ورود به فصل پایانی کتاب یعنی " همآوایی شاعران ایران و قفقاز" که با شعر استاد شهریار درباره ی نبرد ایلات قفقاز با دشمنان ایران شروع می شود. در این فصل که حدود 130 برگ از کتاب را دربرگرفته ، اشعار شاعران معاصر ایران و قفقاز درموضوع جدایی قفقاز از ایران و موضوعات مرتبط به سامان درآمده است. این فصل که می تواند به صورت کتاب جداگانه ای منتشر شود ، از اهمیت شایانی در شعر و ادبیات معاصر ایران بخصوص شعر معاصر آذربایجان برخوردار است.اهمیت این فصل از کتاب هنگامی آشکار میشود که بدانیم در تاریخ شعر و ادب ایران ، این تنها مجموعه شعری است که اشعارجمعی از شاعران معاصر ایران و قفقاز در موضوع قفقاز در آن به شیرازه درآمده است و از این روست که امیدواریم استاد محمدی ، این فصل از کتاب را به صورت مجموعه ای مجزا منتشرکنند. دیگر ویژگی این فصل ، آن است که اشعارگنجانده شده در آن به دو زبان فارسی و آذربایجانی است واغلب سرایندگان آنها نیز شاعران آذربایجانی ایران اند . و این یعنی اینکه هنوز هم شاعران ایران و خاصه آذربایجان از جدایی قفقاز شعر می سرایند و زخم جدایی التیام نیافته است...

کتاب ،علیرغم تازگی و اهمیت موضوع و غنای محتوا ، فاقد فهرست و مقدمه می باشد و برخی اشتباهات حروف نگاری نیز در آن به چشم می خورد که البته از اهمیت و ارزش کتاب نمی کاهد و امید است در چاپ دوم کتاب ، نکاتی از این دست  و طراحی روی جلد نیز مورد توجه و دقت ناشرمحترم قرارگیرد.

کتاب " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " به تازگی توسط انتشارات هادی تبریز ، در 2000 نسخه و به قیمت 9500 تومان به کسوت طبع درآمده است. این کتاب گامی ارزشمند در راستای شناخت ابعاد مختلف اندیشه ، شعر و شخصیت و زندگی استاد شهریار شاعر ملی ایران و جایگاه و نقش جدایی قفقاز در شعر معاصر ایران بخصوص شعر معاصر آذربایجان است و نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز در پیوند با استاد شهریار منتشر شده است ، ولی بی گمان نمی تواند آخرین کتاب در این موضوع مهم باشد و امید آن است که همچنان مورد توجه و تحقیق قرار داشته باشد .

سخن را با ابیاتی ازمثنوی استاد شهریار در بیان دفاع ایلات قفقاز از ایران به پایان می برم :

الـوداع، ای افق روشــن و بـاز

شهـره گهـواره ی گيتـي، قفـقـاز!

تاج اعصار و قرون هشته به فرق

پـل تـاريـخي و دروازه شــرق

اي تـو را نـام، بلـند و جـاويد

چشمه ی شرق و اجاق خورشيد

جنگجويان تـو بـا نام و نشان

قهرمانان تو با حشمت و شأن

اي كه تا بازپسين تير و تفنگ

بود با دشمن ايرانــت جنــگ

تا دليران تو در خون نطپيد

پای دشمن به ديارت نرسيد

چوني ای كشور‌آزاده، اسير؟

چوني ای شير ژيان در زنجير؟..

منبع : روزنامه مهد آزادی ، چاپ تبریز ، مورخ 28 /10/1393

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم بهمن 1393ساعت 12:0  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

مسابقه کتاب نویسی سفیران ایران در باکو برای حیدر علی اف!

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

هنگامی که سفیران ایران در باکو 

 نویسنده می شوند ؟

محسن پاک آئین سفیر جمهوری اسلامی ایران در باکو در مصاحبه با روزنامه «سه نقطه» از نوشتن کتابی درباره حیدر علی اف خبر داد !

وی با بیان این که از زمانی که به عنوان سفیر در جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) شروع به فعالیت کردم، متوجه شدم که "الهام علی یف" راه مرحوم "حیدر علی یف" را به طور جدی ادامه می دهد، گفت: «به همین دلیل، کتاب "حیدر علی یف و دیدگاه دوستی دائمی با ایران" که در برگیرنده دیدگاه "حیدر علی یف" نسبت به دوستی با ایران است، را نوشتم. ترجمه آذری این کتاب را به "الهام علی یف"  ارایه نمودم. ضمناً این کتاب به زبان فارسی هم در ایران چاپ شده است. "!؟

شایان ذکر است پیش از محسن پاک آیین ، احدقضایی سفیر اسبق ایران در باکو نیز کتابی درباره حیدرعلی اف با عنوان " حیدر علی اف و شرق " منتشر کرده بود !

گفتنی است حیدر علی اف از چهره های شناخته شده حکومت کمونیستی شوروی بود که دهها سال در سازمان ک گ ب و حزب کمونیست شوروی فعالیت کرده و در گسترش فعالیتهای کمونیستی در ایران پیش از فروپاشی شوروی نقش چشمگیری داشت. وی بعد از فروپاشی شوروی نیز به عنوان رییس مجلس نخجوان در این شهر بود و در این دوره از کمکهای دولت ایران برخوردار بود . نامبرده بعد از رسیدن به قدرت در باکو ، روابط گسترده ای با امریکا و رژیم صهیونیستی برقرار کرد و در سایه مماشات و تغافل دولت های وقت ایران ، اقدامات ضد ایرانی مانند برگزاری کنگره آذری های جهان ، اعلام روزی به عنوان روز همبستگی آذری های جهان ، انتشار کتابها ی درسی ضد ایرانی مانند کتاب " آتا یوردو " و... انجام داد.

تقدیر سفیران ایران در باکو از اقدامات حیدر علی اف – آن هم با نگارش و انتشار کتاب – نشانی آشکار از گمراهی دیپلماتیک و اقدامی خارج از عرف سیاسی و حرکتی در راستای تطهیر متحدان امریکا و رژیم صهیونیستی و دشمنان ملت ایران است . 

انتظار میرود مراجع مسوول در وزارت امور خارجه ، شورای عالی امنیت ملی و سایر مراجع اینگونه اقدامات غیردیپلماتیک و خارج از عرف سیاسی را فارغ از دلیل تراشیهای سفیران کتابنویس مورد بررسی قرار داده و واکنش مناسب نشان دهند.و این سوال نیز پاسخ داده شود که علت فعالیتهای اقتصادی برخی سفرا در خارج از کشور چیست و این فعالیتها چه تاثیرات مخربی بر منافع ملی دارد. احد قضایی که کتاب " حیدر علی اف و شرق " به همت وی منتشر شده بود به فعالیت اقتصادی در باکو مشغول بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن 1393ساعت 12:6  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

تصمیم امریکا برای تغییر دولت باکو و چرخش ریاکارانه این دولت به سمت ایران ...

 

تصمیم امریکا برای تغییر دولت باکو و  

چرخش ریاکارانه این دولت به سمت ایران

در عین تداوم رفتارهای ضد ایرانی

·        عارف جعفری

 

 

در حالی که طی ماههای اخیر مقامات دولتی باکو وتهران با انجام سفرهای متقابل از گرمی روابط و نیز عدم اجازه به مخالفان همدیگر برای فعالیت سخن می گویند ، در اقدامی آشکار ، یک همایش ضد ایرانی و تجزیه طلبانه در باکو برگزار شد. با گذشت بیش از 40 روز از این اقدام ضد ایرانی که طی همکاری مشترک برخی کارکنان شناخته شده دولت باکو و برخی عناصر ضد انقلاب و حقوق بگیران سرویس های بیگانه انجام شد ، هنوز خبری از واکنش دولت جمهوری اسلامی به این اقدام ضد ایرانی منتشر نشده است. طی ماههای اخیر بنا به علل مختلف از جمله تمایل آمریکا برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) که با محملهای خاصی ماند عدم رعایت حقوق بشر توسط دولت باکو آغاز شده و نیز برخی اقدامات خاص دولت امریکا در حمایت از مخالفان غربگرای دولت الهام علی اف و در واقع آشکار شدن حمایت امریکا از یک جریان خاص برای حذف الهام علی اف از صحنه سیاسی ،دولت باکو و مجموعه حزب " آذربایجان نوین " (یئنی آذربایجان ) با درک خطر قریب الوقوع ، چرخشی دیپلماتیک رابه سمت ایران آغاز کرده است. این چرخش دیپلماتیک و ریاکارانه در سالهای قبل نیز تجربه شده است. اما دولت جدید ایران( دولت آقای روحانی ) با استقبال از این رویکرد ریاکارانه و بدون توجه به تجارب گذشته – بخصوص تجربه دولت خاتمی - ، این فرصت را بار دیگر برای دولت خانوادگی باکو فراهم کرده است تا بار دیگر با کارت ایران ، با امریکا و غرب بازی کند. این در حالی است که تغییر قابل ملاحظه ای در رفتار دولت باکو نسبت به جمهوری اسلامی یا جریان اسلامگرای داخل کشور – که دولت باکو آن را به ایران منتسب می کند صورت نگرفته و هنوز هم دهها تن از فعالان شیعه به جرم اعتراض به ممنوعیت حجاب و مسایل مشابه در زندانهای باکو بسر میبرند. بنا به گزارشهای منتشر شده در مطبوعات باکو ،"حزب همبستگی شهروندان" و "کنگره آذربایجانی های جهان" (داک) همایشی در رابطه با آذربایجان ایران برگزار کرده است. این همایش با حضور عناصر ضد انقلاب و تجزیه طلب فراری و نیز عده ای از عوامل ضد ایارنی در مجموعه حاکمیت باکو در تاریخ 19 آذر ماه 93 به بهانه سالگرد سقوط " حکومت جعلی فرقه دمکرات " که توسط شوروی در جریان جنگ دوم جهانی در آذربایجان ایران ایجاد شده بود ، برگزار شد. "صابر رستمخانلی" نماینده پارلمان باکو در این همایش سخنرانی کرد. وی با اعتراف به اینکه رسانه های باکو تمایلی به پخش اینگونه مراسمها ندارند، خواستار توجه رسانه های باکو به آذربایجان ایران شد. فردی به نام " اژدر تقی زاده " که سابقا از فعالان احزاب وابسته به شوروی در ایران بود و بعد از انقلاب به دلیل محدودیت فضا برای فعالیت به نفع بیگانگان به خارج از کشور گریخت ، علیه تمامیت ارضی ایران سخنرانی کرد تا بار دیگر وابستگی خود به بیگانگان را نشان دهد. همچنین عنصری به نام " محمود بیلگین " با بیان این که دلیل شکست فرقه دمکرات عدم حمایت نیروهای خارجی بوده است، اعتراف کرد: اگر ما مورد حمایت قرار نگیریم بار دیگر شکست خواهیم خورد. زیرا نقطه ضعفی داریم. این، عدم حمایت مردم است." وی گفت : باید با فعالیتهای لابیگری برای تجزیه آذربایجان تقویت شود.

" عارف حاجیلی " از اعضای شناخته شده «حزب مساوات» با بیان این که هفتادمین سالگرد اضمحلال فرقه دمکرات باید به طور متفاوتی برگزار شود، گفت: نباید "پیشه وری" را از "الچی بی" جدا کرد.

 برپایی اینگونه همایشهای ضد تمامیت ارضی ایران در باکو در حالی است که در کتابهای درسی باکو نیز ، تاریخ با جهت گیری ضد ایرانی ، تحریف رویدادها و حتی ابداع عبارتهای جغرافیایی به دانش آموزان ودانشجویان تدریس میشود.معروفترین کتاب درسی که در آن تاریخ به صورت گستاخانه تحریف و گذشته ایرانی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) در آن انکار شده و حتی بخشهایی از ایران نیز به عنوان " ایران شمالی " ( جمهوری آذربایجان ) معرفی شده ، کتاب " آتا یوردو " است که توسط عناصر دولتی مانند " یعقوب محموداف" تالیف و توسط وزارت تحصیل ( آموزش و پرورش ) دولت باکو به عنوان کتاب درسی اموزش داده می شود. این کتاب درسی که از زمان حیدر علی اف وارد چرخه نظام آموزشی دولت باکو شده ، کاملا با جهت گیری ضد ایرانی و نگاه تجزیه طلبانه نسبت به آذربایجان تاریخی (آذربایجان ایران ) تالیف شده است.

همچنین در یک اقدام ضد ایرانی دیگر ، کتابی از " رامیز مهدی اف " رییس نهاد ریاست جمهوری باکو درباره شاه اسماعیل صفوی منتشر شد . در این کتاب علاوه برتحریف شخصیت شاه اسماعیل صفوی ، دولت صفوی نه به عنوان یک دولت ایرانی که به عنوان یک دولت قومی معرفی شده و اراضی گسترده ای از قفقاز و ایران و سایر مناطق به عنوان قلمرو دولت آذربایجان (که عمر آن از سال 1991 آغاز می شود ) معرفی شده است. برای این کتاب چندین مراسم رونمایی در مراکز دولتی باکو از جمله " دانشگاه سلاویان " و " موسسه جهانگردی " و " اکادمی ملی علوم " برگزار شد. رامیز مهدی اف که رییس نهاد ریاست جمهوری باکو و از چهره های ضد اسلامی است ، در سخنرانی خود ، گرایش به حجاب را در جامعه مسلمانان این خطه ، گرایش به موهومات خواند!

روزنامه «پارالل»، چاپ باکو در تاریخ 06/08/93 طی خبری نوشت : "به گزارش خبرگزاری «آذرتاج»، " رامیز مهدی یف " رییس نهاد ریاست جمهوری باکو در سخنرانی خود در پانزدهمین سالگرد تأسیس آکادمی اداره دولتی گفت: «من می خواهم به شما خطر روی آوردن مجدد جامعه به سوی جهالت و موهومات و دینداری افراطی را نشان بدهم. جهانگردانی که در سال 1990 به جمهوری آذربایجان(ایران شمالی ) می آمدند، با شگفتی می گفتند که اینجا کشور مسلمان است، ولی ما در اینجا یک خانم محجبه نیز ندیدیم! اما امروز آنها و شما و من نیز می بینیم که تعداد این نوع خانم ها روز به روز به سرعت در حال افزایش است. تعداد خانم هایی که به مؤسسات آموزشی و از جمله به مؤسسات عالی آموزشی می روند، روز به روز در حال افزایش می باشد. من مطمئن نیستم که این کار ناشی از خواست درونی خود خانم ها بوده باشد. تحلیل ها نشان می دهد که بیشتر اینها ناشی از اجبار خانوادگی می باشد و دختران جوان نیز تابع این خواسته می شوند...»

شایان ذکر است ، طی سالهای اخیر و با سیاست های ضد ایرانی دولت باکو، نه تنها روابط اقتصادی باکو با ایران رشد نیافته ، بلکه بیش از 90 درصد از موافقت نامه های امضا شده بین دو کشور نیز به مرحله اجرا نرسیده است. همچنین از فعال شدن بازارچه های مرزی جلوگیری شده و فعالیتهای نهادهای بشر دوستانه مانند " کمیته امداد امام خمینی ره " نیز در باکو متوقف شده است. این در حالی است که فعالتیهای نهادهای منسوب به رژیم صهیونیستی در این کشور همچنان ادامه دارد.تبلیغات علیه ایران در قالب تاریخ و... در کتابهای درسی رژیم باکو نیز ادامه دارد ، در حالی که در کتابهای درسی دولت باکو حتی یک سطر نیز درباره جنایات رژیم صهیونیستی به چشم نمیخورد.

به اعتقاد کارشناسان سیاسی ،طی ماههای اخیر بنا به علل مختلف از جمله تمایل آمریکا برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) که با محملهای خاصی ماند عدم رعایت حقوق بشر توسط دولت باکو آغاز شده و نیز برخی اقدامات خاص دولت امریکا در حمایت از مخالفان غربگرای دولت الهام علی اف و در واقع آشکار شدن حمایت امریکا از یک جریان خاص برای حذف الهام علی اف از صحنه سیاسی ،دولت باکو و مجموعه حزب " آذربایجان نوین " (یئنی آذربایجان ) با درک خطر قریب الوقوع ، چرخشی دیپلماتیک رابه سمت ایران آغاز کرده است. موضوع دیگری که موجب رویکرد ریاکارانه دولت باکو به سمت ایران شده ،خطر گروههای وهابی و تکفیری است که دولت باکو با آن مواجه است.جریان وهابی – تکفیری که طی بیست سال گذشته با حمایت برخی کشورها مانند عربستان ، قطر ، امارات ، کویت در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) گسترش یافته ، در حال تبدیل شدن به یک خطر عینی برای دولت باکو و جامعه این کشور است.دولت باکو طی سالهای گذشته تمام توان خود را معطوف به سرکوب اسلامگرایان شیعه کرده بود و دستگاههای امنیتی و حتی دستگاه دولتی " اداره روحانیت قفقاز " به ریاست " پاشا زاده " با جریان وهابی – تکفیری با تسامح فراوان رفتار کرده و حتی همکاری میکردند. اداره روحانیت دولتی باکو و دستگاههای امنیتی با جلوگیری از سفر جوانان طالب علوم دینی به ایران و تحت فشار قرار دادن طلاب آذری و تبلیغات علیه ایران، آنان را به سوی کشورهایی مانند مصر و عربستان هدایت میکردند.اما با شکل گیری جنگ در سوریه توسط کشورهای غربی – عربی و ترکیه ، ناگهان دولت باکو با حضور صدها تن از وهابی ها و تکفیریهای این کشور در سوریه مواجه شد که عده ای از انها نیز به هلاکت رسیده اند.این موضوع بار دیگر نشان داد که سیاستها و پیش بینی های دستگاه امنیتی دولت باکو اشتباه بوده است. اخیرا بعد از تهدید داعش ، تدابیر امنیتی در مراکز دولتی باکو به شدت افزایش یافته است. خطر جریان وهابیت و تکفیری نیزبه مثابه یکی دیگر از علل رویکرد ناچار و ناخواسته دولت باکو به سمت ایران رازیابی می شود . به عبارت روشن ، دولت باکو در حالی به سمت ایران گرایش یافته ، که امریکا و غرب در اندیشه تغییر در فضای سیاسی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) است و از سوی دیگر نیز خطر داعش تاثیر خود را در باکو نمایان ساخته است. این نکته را نباید از نظر دور داشت که علاوه بر جریان بومی وهابی – تکفیری در جمهوری آذربایجان ، این منطقه ، منطقه ای آشنا برای افراطی ها و تروریستهای چچنی نیز می باشد که سالهای سال با آن در ارتباط بوده اند. در این وضعیت ، بدون انجام تغییرات لازم و اساسی در سیاستهای دولت باکو نسبت به ایران ، آغوش گشودن به روی دولت باکو در قالب " گرمی روابط !" آیا یک اقدام خردمندانه سیاسی ارزیابی می شود ؟ در این وضعیت " گرمی روابط " در واقع معنایی جز حمایت از دولتی ندارد که فاقد پایگاه مردمی است و از سوی دیگر ، زمان آن نیز برای حامیان خارجی و بین الملی اش بسر آمده و آنها میخواهند ، این دولت را به دولتی تغییر دهند که رییس مادام العمر نداشته باشد. و از سوی دیگر با تهدیدات فزاینده داخلی روبروست. مبادا رفتاری را که با " چائوشسکو " داشتیم ،دوباره تکرار کنیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 16:9  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

امضای سند قتل عام ارامنه توسط رییس جمهور رژیم صهیونیستی


رژیم صهیونیستی ، قتل عام ارامنه توسط ترکیه را به رسمیت شناخت

در حالی که  دولت ترکیه نخستین کشور اسلامی بود که کشور جعلی اسراییل را به رسمیت شناخت و در حالی که دولت باکو روابط گسترده امنیتی ، نفتی و نظامی با رژیم صهیونیستی دارد ، رژیم صهیونیستی ماجرای قتل عام و نسل کشی ارامنه ساکن در قلمرو امپراتوری عثمانی را به رسمیت شناخت. این اقدام بعد از ان انجام شد که پارلمانهای برخی کشور غربی مانند فرانسه این قتل عام را به رسمیت شناختند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، خبرگزاری آپا که از رسانه های نزدیک به دولت باکو می باشد ، خبر بهر سمیت شناخته شدن قتل عام ارامنه توسط اسراییل را منتشر کرد.

آپا نوشت : رییس جمهور اسراییل ، سند " قتل عام " را امضا کرد.

امضای سند قتل عام توسط رییس جمهور رژیم صهیونیستی در حالی صورت گرفت که دولتهای باکو و آنکارا طی سالهای متمادی خدمات گسترده سیاسی ، اقتصادی و امنیتی به رژیم صهیونیستی ارایه کرده اند و مقامات باکو بارها اعتراف کرده اند که روابط  دولت باکو با اسراییل در حد روابط استراتژیک است.

برخی تحلیلگران معتقدند ،رژیم صهیونیستی بعد از آنکه باکو را  دام سیاستهای ضد اسلامی و اشغالگرانه خود گرفتار کرده ، اکنون به دنبال آن است تا روابط خود را با ارمنستان گسترش دهد.

شایان ذکر است رسانه های باکو همواره علیه دشمنان اسراییل مانند حزب الله لبنان و دولت سوریه تبلیغات میکردند و همواره حزب الله را به تروریسم متهم میکردند ، و در جریان حمله رژیم صهیونیستی به لبنان و کشتار مردم غیرنظامی ، کسانی را که در باکو و در اعتراض به جنایات اسراییل تظاهرات میکردند ، دستگیر وز ندانی می ساختند. در حالی که اگر در اقدامات سازمانهای مقاومت ، افرادی از صهیونیستها به هلاکت میرسیدند ، رییس جمهور باکو پیام تسلیت به سران رژیم صهیونیستی ارسال میکرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی 1393ساعت 16:2  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گریه رجب طیب اردوغان در حضور مقام معظم رهبری و گستاخی اش در استانبول

اردوغان ؛ از گریه در محضر رهبر انقلاب تا گستاخی در استانبول

رجب طیب اردوغان که با تغییر قانون اساسی ترکیه توانست همچنان بر اریکه قدرت در ترکیه تکیه کند ، اخیرا طی سخنانی با ابراز نارضایتی از حمایت جمهوری اسلامی از محوز مقاومت بخصوص سوریه ، کنایه ای بی ادبانه به مرجعیت و رهبریت دینی نیز داشته است ، هنگام رسیدن به حضور رهبر انقلاب اسلامی در مشهد گریه میکرد.

حجه الاسلام میرتاج الدینی  طی مصاحبه ای با یک پایگاه اطلاع رسانی در تبریز ، درباره دیدار اردوغان با رهبر معظم انقلاب اسلامی در مشهد گفت :" در جریان دیدار در مشهد که خود اردوغان و خانواده اش به مشهد آمده بودند و با آقا دیدار کردند، من هم آنجا بودم. آن ها از دیدن آقا متاثر شده بودند و گریه می کردند."

میر تاج الدینی در پاسخ به سوالی ، ایم ماجرا را فاش کرد . وی در پاسخ به این سوال پایگاه اناج  که : " ترکیه چه اهدافی در مسئله ی سوریه دارد؟" اظهار داشت : " اشتباه استراتژیک دولت اردوغان همین جا بروز کرد و سابقه ی سیاسی آن ها (تسلط بر سوریه و ...) پیش زمینه این قضیه است. در واقع آن ها فریب حرکت های بدلی را خوردند و نتوانستند تفاوت قضیه ی مصر و سوریه را با جاهای دیگر تشخیص دهند. لذا به دام افتاده و با آمریکا و کشورهای مرتجع منطقه هم خط شدند. جالب تر اینکه بیشترین نفع را در این میان اسرائیل برد و به نوعی به امنیت رسید.

در جریان دیدار در مشهد که خود اردوغان و خانواده اش به مشهد آمده بودند و با آقا دیدار کردند، من هم آنجا بودم. آن ها از دیدن آقا متاثر شده بودند و گریه می کردند. در آن جلسه که من هم حاضر بودم، بحث های عمومی مطرح شد اما شنیدم که در جلسه داخلی تعبیر آقا این بوده که قضیه ی جنگ داخلی که در سوریه راه انداخته اند متفاوت از بحث های دیگر است. آقا از وی سوال کرده بود که اگر در داخل کشور شما، عده ای اسلحه به دست بگیرند و با دولت وارد جنگ شوند شما چه می کنید؟ لذا مساله سوریه حرکت مردمی یا بیداری اسلامی نیست."

شایان ذکر است ؛ رجب طیب اردوغان به دلیل مشارکت گسترده در جنگ تحمیلی غرب بر سوریه تاکنون آماج انتقادهای گسترده در داخل و خارج از ترکیه بوده است. به گونه ای که برخی تحلیل گران بر این باورند بعد از پرونده نسل کشی ارامنه که دولت ترکیه همچنان در گرداب آن دست و پا میزند ، پرونده گروههای تروریستی در سوریه که از حمایت گسترده ترکیه برخوردارند ، یکی دیگر از پرونده های تاریخی دولت ترکیه به شمار میرود.  

گفتنی است دولت ترکیه طی سالهای اخیر در راستای تهدید و ضربه زدن به منافع ملی جمهوری اسلامی از طریق تلاش برای سقوط نظام مردمی سوریه و تبدیل آن به یک نظام تکفیری - صهیونیست گرا و ضد مقاومت اسلامی ، اقدام علیه حزب الله لبنان در همکاری با امریکا به صورت بارز اقدام کرده که انتظار میرود جمهوری اسلامی در راستای طراحی پاسخهای عملی به این اقدامات ترکیه برآید. 

اخیر نیز دولت ترکیه با انجام اقدامات خاص مانند افزایش عوارض برای کامیونها و کالاهای ایرانی و جلوگیری از تردد کامیونها و کالاهای ایرانی در صدد اعمال فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی است.اغلب کامیونها و کالاهای ایرانی که به ترکیه وارد میشوند از منطقه آذربایجان ایران است. 

گفتنی است در حالی که در آغاز تحرکات تروریستی در سوریه ، اردوغان وعده داده بود که دولت سوریه ظرف چند ماه سقوط خواهد کرد و بیاناتش در این باره در رسانه ها منتشر شده بود ، با گذشت قریب چهار سال هنوز وعده اردوغان محقق نشده است.

 

 

تبلیغ عناصر ضد اسلام و ضد انقلاب توسط شهرداری تبریز

شهرداری تبریز با انتشار ویژه نامه ای با عنوان "شهر حکیمان" به تبلیغ برخی عناصر ضد اسلام و ضد انقلاب پرداخت. این ویژه نامه که به مناسبت "هفته نکوداشت تبریز!" منتشر شده ، و در صدد معرفی به اصطلاح چهره های "پزشکی تبریز" است، از عناصری مانند سید حسن تقی زاده که در وابستگی به انگلستان، غربزدگی و خدمت به بیگانگان، دست داشتن در ترور برخی روحانیون، خدمت به رژیم ستمشاهی شهرت دارد، تجلیل کرده است.

در این ویژه "غلامحسین ساعدی" که آثار متعددی از وی در ضدیت با اسلام، مذهب و آموزه های دینی منتشر شده، مورد توجه و تبلیغ قرار گرفته است. وی بعد از انقلاب به فرانسه رفت و در آنجا با گروه های ضد انقلاب اسلامی به همکاری پرداخت و مشهور است که بر اثر افراط در شرابخواری مرد.

همچنین در ویژه نامه "شهر حکیمان؟!" از تبلیغ "جواد هیئت" از چهره های پان ترکیستی نیز غفلت نشده است. دکتر جواد هیات از چهره های مورد اعتماد رژیم پهلوی و رئیس تنها بیمارستان شهربانی در زمان طاغوت بود که در اسناد منتشر شده از سوی "سازمان اسناد انقلاب اسلامی" عضویت وی در سازمان فراماسونری مورد تاکید قرار گرفته است.

دکتر جواد هیات که نشریه "وارلیق" را در راستای قومگرایی و تبلیغ پان ترکیسم منتشر می کرد، سالهای آخر عمر خود را در باکو و تحت حمایت رژیم باکو سپری کرد و چندی پیش نیز در همین شهر دفن شد.

گفتنی است افرادی مانند تقی زاده و ساعدی به عنوان پزشک اشتهار ندارند و تبلیغ اینگونه عناصر در ویژه نامه شهرداری تبریز، حاکی از جهت گیری خاص منتشر کنندگان ویژه نامه است. تبلیغ عناصر شناخته شده ضد اسلام و قومگرا با هزینه بیت المال به بهانه "نکوداشت تبریز!" خطای فاحشی است که انتظار می رود از سوی مسئولین و مراجع ذیصلاح مورد دقت و پیگیری قرار گیرد.

شایان ذکر است در حالی که در ویژه نامه شهرداری تبریز از عناصر ضد اسلام و ضدانقلاب و قومگرا تجلیل و تبلیغ شده ، تجلیل از پزشکانی که در سالهای جهاد و شهادت و در روزهای سخت مملکت ، با نهادن جان بر کف ، به جبهه ها شتافته بودند ، مورد غفلت گرفته است !؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 13:31  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

تاثیر انتخابات ریاست جمهوری لوهانسک و دونسک بر جمهوریهای خودمختارقفقاز جنوبی

انتخابات ریاست جمهوری لوهانتسک و دونتسک ؛  

و تاثیر آن بر جمهوریهای خودمختارقفقاز جنوبی

·       جلال محمدی

علایق روسیه به عنوان جمهوری مرکزی اتحاد جماهیر شوروی با جمهوریهای سابق – بر خلاف تصور غربگرایان این جمهوریها – نه تنها به آسانی قابل قطع شدن نیست ، بلکه رشته های پیوندی که میان این جمهوری ها با روسیه برقرار است ، به مرور زمان و با وقوع  حوادثی که از تلاش گسترده غرب برای الحاق این جمهوریها به خود ناشی میشود ، محکمتر نیز میشود. این موضوع قبلا در جمهوری آوستیای جنوبی نیز تجربه شده بود (1387 خورشیدی – 2008 میلادی ) که روسیه با اقدامات نظامی دولت گرجستان برای تصرف این منطقه خودمختار به شدت مقابله کرد و این جنگ که دولت گرجستان آغازگر ان بود ، به تثبیت روند استقلال اوستیای جنوبی و به رسمیت شناختن ان از سوی برخی کشورها مانند روسیه و نیکاراگوئه منجر شد.

بحران اوکراین که ماهها ست ادامه دارد و هنوز به سرانجام خود نرسیده است ، بحرانی است که با تلاش غرب برای الحاق سیاسی و اقتصادی اوکراین به مجموعه غرب با ترکیبی از اقدامات انقلاب رنگی و اقدامات سخت و حتی مسلحانه صورت گرفت و به رویارویی غرب و روسیه انجامید ، در گام اول و به فوریت ، موجب الحاق کریمه به عنوان بخش استراتژیک به روسیه انجامید و نشان داد که روسیه این منطقه را که با امنیت ملی روسیه ارتباط تنگاتنگ و تعیین کننده ای دارد ، با قاطعیت حفاظت میکند و تبعات آن را نیز می پذیرد. به موازات تلاش غرب برای تحکیم نفوذ خود در اوکراین ، روسیه به الحاق کریمه بسنده نکرد و شرق اوکراین را نیز فعال کرد. این منطقه به دلایل ترکیب قومی و ویژگی های تاریخی ، منطقه ای روسگرا محسوب میشود و از زمینه لازم برای تجزیه برخوردار است . روسیه در حالی که شیب رو به رشد تحریمهای غرب را چون شمشیری بر بالای سر داشت ، به بازی در دو عرصه مذاکره و اقدامات میدانی – عملیاتی با غرب ادامه داد و با تمام قدرت به حمایت از روسگرایان شرق اوکراین که آماج حملات ارتش اوکراین بودند ، ادامه داد. این اقدامات از حمایت همه جانبه تسلیحاتی – سیاسی و اقتصادی از استقلال طلبان روسگرا تا گسیل هزاران نیرو به مرزهای اوکراین را شامل میشود.

در نهایت ،بعد از ماهها نبرد و ایستادگی روسگرایان در مقابل ارتش اوکراین – که از حمایت تسلیحاتی و مستشاری امریکا برخوردار است – و عدم رضایت غرب در رعایت منافع تاریخی روسیه در اوکراین ، انتخابات ریاست جمهوری در مناطق دونتسک و لوگانسک برگزار شد و روسای جمهور این دو جمهوری خودمختار مشخص شدند. به گزارش رسانه هادر بیانیه مشترک دو جمهوری خودخوانده جدید که با انتخابات اخیر اعلام خودمختاری کرده اند، آمده است:" ما تاکید می کنیم که به تعهدات خود پایبندیم و به مقام های کی یف یادآور می شویم که شرایط ما را پذیرفته و باید آن را به طور کامل اجرا کنند.

این بیانیه مشترک افزوده است: در صورتی که کی یف، عقلانیت خود را نشان دهد سران دو جمهوری منتخب آماده گفت وگو خواهند بود... ما با شرایط برابر برای ادامه گفت وگو آماده ایم."

تامل در بیانیه مشترک دو جمهوری خود مختار و این جمله که :" ما با شرایط برابر برای ادامه گفت وگو ( با کیف ) آماده ایم." حاکی از آن است که قلمرو این جمهوریها نیز ،با حمایت روسیه از قلمرو اوکراین جدا شده است ، همانگونه که  اوستیای جنوبی از گرجستان و قره باغ از جمهوری آذربایجان جدا شده است.بویژه اینکه اوستیای جنوبی و قره باغ پیش از فروپاشی شوروی نیزبه صورت رسمی " خودمختار " بودند.

پیام خودمختاری دو جمهوری جدا شده از اوکراین برای جمهوری های خودمختار یا رو به استقلال قفقازی مانند اوستیا و قره باغ بسیار روشن است و آن اینکه ؛ الحاق دوباره اوستیای جنوبی به گرجستان،  و قره باغ به باکو و حتی ایروان ممکن نیست . دیگر پیام انتخابات لوهانسک و دونسک به جمهوریهای سابق شوروی بخصوص قفقازیها این است که اگر در روابط خود با غرب بخواهند روسیه را نادیده بگیرند ، باید پیامدهای سختی را متحمل شوند که تجزیه کشور ، از جمله این پیامدهاست ؛ بخصوص اینکه بدانیم روسها در قفقاز با برخی مناطق قومی مانند تالش نشین و لزگ نشین در شمال و جنوب جمهوری آذربایجان، و نیزمناطق ارمنی نشین گرجستان وروسها وبرخی دیگر از اقوام این کشور ارتباطات دیرینه ای دارند . این ارتباطات با توجه به سیاستهای قومگرایانه دولتی تفلیس و باکو نیز امکان رشد بیشتری دارد.

نکته پایانی اینکه روسها درساختن و اداره" جمهوری های خودمختار " تخصص و تجربه تاریخی دارند و از این جمهوری ها برای تامین منافع ملی خود و نیز تجریه کشورهای دیگر بخصوص کشورهای پیرامونی بهره میگیرند. طی سالهای 1320 تا 1325 که ارتش شوروی بخشهای وسیعی از خاک ایران را اشغال کرده بود ، روسها دو حکومت خودخوانده  در بخش هایی از کردستان و آذربایجان ایجاد کردند که به دلایلی مانند عدم نقش آشکار روسها درتشکیل و اداره آنها ، عدم برخورداری حکومتهای یاد شده از پایگاه مردمی و مخالفت عمومی با آنها و تقابل سیاسی شوروی با امریکا در نهایت این حکومتهای خودخوانده بعد از خروج ارتش شوروی از ایران فروپاشیدند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 15:19  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

سفر بیحاصل رییس رسانه ملی به باکو


دستاورد سفر ضرغامی به باکو چیست ؟

 

در حالی که طی روزهای اخیر و در پی مشخص شدن اعزام هواپیمای بدون سرنشین اسراییل از قلمرو دولت باکو به فضای ایران ، این دولت  به شدت برای در امان  ماندن از هر گونه اقدام تنبیهی جمهوری اسلامی در تلاش بوده و کوشش دارد با انجام سفرهای  متقابل مقامات ، و خرید زمان ، موضوع را در ورطه مرور زمان و فراموشی از کانون توجه مقامات ایرانی و افکار عمومی به حاشیه براند ، ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما به باکو سفر کرد.

مطالعه دقیق اخبار منتشر شده از سفر ضرغامی به باکو ، حاکی است که این سفر، یک سفر معمولی و فاقد هر گونه دستاورد سیاسی ، فنی ، رسانه ای و... برای جمهوری اسلامی ایران است ، سفر بنا به دعوت وزیر ارتباطات دولت باکو انجام شده است . مساله " تداخل امواج " که در صحبتهای ضرغامی و وزیر ارتباطات دولت باکو پیرامون آن گفتگو شده ، مساله ای قدیمی است و همواره از سوی دولت باکو مطرح شده و منشا آن ناراحتی دولت باکو از امکان دریافت برخی شبکه های ایرانی بخصوص شبکه آذری سحر در خاک ایران شمالی ( ج آذربایجان ) است.

همچنین اینکه وزیر ارتباطات دولت باکو اظهار داشته : " طرفین با درک متقابل از پخش مطالب و برنامه هایی که مایه آزردگی همدیگر  یا باعث خدشه دارشدن روابط و مصالح ملی و سیاسی یکدیگر شود خودداری می کنند " از جهتی صحیح  و ازجهتی دروغ محض است. بخش صحیح ان مربوط به رسانه جمهوری اسلامی بخصوص شبکه سحر است که با فعالیتهای مشترک سفیر ایران در باکو  و مقامات باکو برخی برنامه های آن مانند " کمپاس " اثر گذاری قبلی خود را از دست داد. و جهت دروغ آن مربوط به دولت باکو است که توسط شبکه های مختلف ( آینس ، آتی وی ، لیدر ، آذ تی وی و...) همچنان علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی با شیوه های خاص رسانه ای از جمله استعمال اسامی جعلی درباره آذربایجان ایران فعالیت دارد. علاوه بر این برپایی همایش ضد ایرانی " داگ " در باکو با فعالیت صابر رستمخانی ( از چهره های وابسته به دولت و منصوب به عنوان " دپوتات " – نماینده – در مجلس از سوی رییس جمهور باکو -) شاهد آشکاری بر تداوم فعالیتهای ضد ایرانی دولت باکو است.

تشکیل کمیته تشریفاتی رسانه ای هم نیازی به سفر رییس رسانه ملی به باکو نداشت و شکل گیری چنین کمیته ای توسط نمایندگی صدا و سیما در باکو به تلویزیون دولتی باکو به راحتی امکان پذیر بود . گذشته از اینکه چنین کمیته ای در واقع کمیته ای تشریفاتی و روی کاغذی است.

در هر حال فقدان هر گونه دستاورد برای سفر آقای ضرغامی به باکو  این سوال را مطرح می سازد که : رییس رسانه ملی برای چه به باکو سفر کرد ؟ چه کسانی در شکل گیری این سفر نقش داشتند و چه فایده ای از آن بردند ؟

گفتنی است چندی پیش نیز رییس رسانه ملی سفری به ترکمنستان انجام داد که مشابه سفر باکو بود .

متن خبرسفر رییس رسانه ملی به باکو از خبرگزاری فارس :

رئیس رسانه ملی پس از دیدار با وزیر ارتباطات دولت  باکو اعلام کرد: درباره تشکیل کمیته مشترک بررسی مسایل رسانه ای در حوزه های فنی و محتوایی به توافق رسیدیم که امیدواریم این کمیته بتواند در جهت پیشبرد فعالیت های رسانه ای و در نهایت ارتقای فعالیت های مشترک دو کشور موثر باشد.

ضرغامی که به دعوت وزیر ارتباطات دولت باکو به این کشور سفر کرده است با اشاره به روابط بسیارخوب دو کشور و دو ملت گفت: در مورد مسائل فنی و وجود برخی تداخلات در امواج سیگنال‌های تلویزیونی صحبت شد و خوشبختانه با همکاری هایی که از گذشته داشتیم و امروز هم آقای وزیر اشاره کرد تا حد زیادی این مشکلات حل شده است.

رئیس رسانه ملی با اشاره به روابط فرهنگی بین دو کشور افزود: بسیاری از سریال‌ های ایرانی در جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) پخش شده است و از لحاظ فرهنگی بسیاری از برنامه‌های تولیدی دو کشور نزدیک به هم هستند بنابراین اگر هم درباره برخی برنامه ها برداشت رسانه ای متفاوتی وجود داشته باشد خیلی مهم نیست بلکه مهم نگاه جامع رسانه ای است که وجود دارد.

ضرغامی به مسائل منطقه ای و موضوعات رسانه ای نیز اشاره کرد و گفت: فضای سایبری موجود کمک زیادی به داعش کرده است و متاسفانه غرب حاضر نیست خدمات فضای مجازی را برای داعش مسدود کند.

وزیر ارتباطات دولت باکو هم در جمع خبرنگاران بیان کرد: همانطور که آقای ضرغامی گفت در حال حاضر مشکلی به نام تداخل امواج و فرکانس های دو کشور وجود ندارد و طرفین با درک متقابل از پخش مطالب و برنامه هایی که مایه آزردگی همدیگر  یا باعث خدشه دارشدن روابط و مصالح ملی و سیاسی یکدیگر شود خودداری می کنند.

وی در پایان عنوان کرد: کمیته مشترک رسانه ای درباره تعمیق و بهبود روابط رسانه ای و محتوای برنامه های رسانه های دو کشور نظارت و فعالیت می‌کند و در جهت تامین منافع و مصالح دو کشور اقدامات لازم را انجام می‌دهد.

در این سفر وزیر ارتباطات دولت باکو با توجه به پیشرفت های فنی صدا و سیما برای خرید فرستنده های پرقدرت دیجیتال از ایران اعلام آمادگی کرد که اولین نمونه این فرستنده ها به زودی به باکو ارسال خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 13:29  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

بازتاب تحریف شده ی گفتگوی استادجلال محمدی با خبرگزاری مهر در رسانه های باکو

 


 

باز تاب گفتگوی استاد جلال محمدی شاعر و نویسنده و شهریار شناس معاصر کشورمان

 - در سایت خبری مدرن آذ :

A A A

İrandan Bakıya növbəti İTTİHAM: “Ustad Şəhriyarın əsərləri təhrif edilir”

 17.09.2014,

 

Modern.az saytı xəbər verir ki, Təbrizdə keçirilən ənənəvi Milli Şeir Günü çərçivəsində Ustad Şəhriyarının vəfatı ilə bağlı tədbirdə Azərbaycan ədəbiyyatşünaslarının ünvanına xeyli ittihamlar səsləndirilib. Tədbirdə çıxış edən “Qafqaz karvanı” kitabının müəllifi, iranlı araşdırmaçı Cəlal Məhəmmədi bildirib ki, xarici ölkələrdə Məhəmmədhüseyn Şəhriyarın əsərləri ciddi təhriflərə məruz qalır. O, bunu “mədəni xəyanət” adlandırıb.

C.Məhəmmədi qeyd edib ki, bir sıra çevrələr mərhum şairi bir vaxtlar İranda fəaliyyət göstərmiş kommunist TUDƏ Partiyası ilə əlaqələndirməyə çalışırlar. Bu mənada ədəbiyyatşünaslıqda geniş məlum olan Şəhriyarın Arazın bu tayındakı şairlərlə mənzum məktublaşmasına toxunan C.Məhəmmədi Bakı nəşrlərinin bir çoxunda mərhum şairə məxsus əsərlərin ciddi təhriflərə məruz qaldırdığını iddia edib. Bununla bağlı, iranlı araşdırmaçı bir sıra poetik nümunələri də tədbir iştirakçılarının nəzərinə çatdırıb.

Araşdırmaçı xüsusi olaraq “Heydərbabaya salam” poemasında İran Azərbaycanının şivəsindən (Təbriz dialekti) istifadə olunduğunu qeyd edərək Azərbaycan Respublikasındakı nəşrlərdə bu şivənin də təhrifə məruz qaldığını vurğulayıb.

Modern.az

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازتاب در روزنامه آزادلیق چاپ باکو:

 

 

İrandan Bakıya növbəti ittiham

 

“Ustad Şəhriyarın əsərləri təhrif edilir”

Təbrizdə keçirilən ənənəvi Milli Şeir Günü çərçivəsində Ustad Şəhriyarının vəfatı ilə bağlı tədbirdə Azərbaycan ədəbiyyatşünaslarının ünvanına xeyli ittihamlar səsləndirilib. Tədbirdə çıxış edən “Qafqaz karvanı” kitabının müəllifi, iranlı araşdırmaçı Cəlal Məhəmmədi bildirib ki, xarici ölkələrdə Məhəmmədhüseyn Şəhriyarın əsərləri ciddi təhriflərə məruz qalır. O, bunu “mədəni xəyanət” adlandırıb.

C.Məhəmmədi qeyd edib ki, bir sıra çevrələr mərhum şairi bir vaxtlar İranda fəaliyyət göstərmiş kommunist TUDƏ Partiyası ilə əlaqələndirməyə çalışırlar. Bu mənada ədəbiyyatşünaslıqda geniş məlum olan Şəhriyarın Arazın bu tayındakı şairlərlə mənzum məktublaşmasına toxunan C.Məhəmmədi Bakı nəşrlərinin bir çoxunda mərhum şairə məxsus əsərlərin ciddi təhriflərə məruz qaldırdığını iddia edib. Bununla bağlı, iranlı araşdırmaçı bir sıra poetik nümunələri də tədbir iştirakçılarının nəzərinə çatdırıb. 

Araşdırmaçı xüsusi olaraq “Heydərbabaya salam” poemasında İran Azərbaycanının şivəsindən (Təbriz dialekti) istifadə olunduğunu qeyd edərək Azərbaycan Respublikasındakı nəşrlərdə bu şivənin də təhrifə məruz qaldığını vurğulayıb

 

http://www.azadliq.info/xeberler-menu/311-son-xbrlr/52552-randan-bakya-noevbti-ittiham.html

 

متن اصلی گفتگو در خبرگزاری مهر و در بسیاری از سایتها و وبلاگها قابل بازیابی و مطالعه است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 15:21  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

پرواز از نخجوان به نطنز!


دولت باکو ؛ همکار اصلی در تجاوز

پهباد اسراییلی به ایران

 

پرواز از نخجوان به طنز... نخجوان که یکی از ایالتهای ایران قبل از انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمنچای بود طی سالهای متمادی بعد از فروپاشی شوروی با کمکهای اساسی ایران ( غذا - آرد - سوخت - مایحتاج روزانه و کمکهای بلاعوض ) به حیات خود ادامه داد.این منطقه که با شهرهایش حدود ۲۵۰ هزار نفر جمعیت دارد طی سالهای اخیر شاهد تحرکات به شدت ضد ایرانی دولت باکو بوده است. دولت باکو طی یک برنامه چند ساله تمام مراکز ایرانی از جمله درمانگاه هلال احمر - رایزنی فرهنگی - دفتر کمیته امداد - مسجد حضرت زهرا س و ... را در این منطقه تعطیل کرد و در مقابل حضور مخفی اسراییل را در آن گسترش داد. گفته می شود پهباد صهیونیستی از این منطقه به سوی ایران پرواز داده شده است.

کسانی که با سامانه سیاسی دولت باکو و دولتهای مشابه تشکیل شده ناشی از فروپاشی شوروی آشنایی دارند ، میدانند که پرتاب این پهباد از قلمرو دولت باکو ، بدون موافقت شخص الهام علی اف ممکن نبوده است و شخص الهام علی اف به علت موافقت با حرکت متجاوزانه صهیونیستی به فضای ایران ، مسوول است .

به دنبال انهدام پهباد اسرائیلی در فضای ایران ، مقامات باکو به صورت سراسیمه ، اظهارات متعددی درباره اهمیت و گسترش روابط با ایران و تکذیب اعزام پهباد صهیونی از خاک نخجوان  داشته و برخی از مقاماتشان را نیز به صورت فوری به تهران اعزام کردند تا گستاخی اساسی خود را در اعزام پهباد به فضای ایران در غبار اظهارات دوستانه و گسترش روابط و از این نوع مسایل  مخفی کنند.

 

 

 

فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تازه ترین گفتگوی رسانه ای خود ، بار دیگر درباره مبداء پهباد صهیونیستی متجاوز به خاک وطنمان سخن گفت .

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ سردار حاجی زاده در گفتگوی  مورخ 7 مهربا خبرگزاری فارس با اشاره به هدف قرار دادن پهپاد متجاوز رژیم صهیونیستی در آسمان ایران طی هفته‌‌های گذشته، اظهار داشت: از مدل این پهپاد در منابع آشکار صهیونیست‌ها هیچ مطلبی وجود نداشت و این پهپاد با مدل‌های دیگر هواپیماهای بدون سرنشین صهیونیستی از قبیل هرون یا مدل‌های دیگر هرمس مثل هرمس 450 یا 900 و مدل‌های دیگری که در منابع آشکار وجود دارد، فرق می‌کند.

 

وی افزود: این یک هواپیمای جاسوسی است و معمولاً کشورها در خصوص اینگونه پهپادها اظهار نظر نمی‌کنند، ولی ما با شناختی که از آنها داشتیم و اتفاقاتی که در سوریه و برخی جاهای دیگر مثل قره‌باغ اتفاق افتاده بود، از قبل با این گونه هواپیماها آشنایی داشتیم.

وی در خصوص مبدأ پروازی این هواپیما نیز گفت: این موضوع معلوم شده است و ما تقریباً از روز اول، مبدأ پرواز این هواپیما را تشخیص دادیم و اعلام کردیم که این هواپیما از یکی از کشورهای منطقه آمده و نمی‌تواند از سرزمینهای فلسطین اشغالی پرواز کرده باشد ولی برای دقت بیشتر و مطالعات کافی، صبر کردیم تا گزارش‌مان تکمیل شود و امروز صد درصد از این مبدأ مطلعیم و این گزارش را هم در اختیار دولت و هم بخش های مرتبط در ستاد کل نیروهای مسلح قراردادیم و می‌دانیم که دولت هم اقدامات خوبی را در پاسخ به این قضیه آغاز کرده است.

شایان ذکر است در پی انهدام پهباد صهیونیستی در فضای ایران ، سردارجزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مبداء ارسال هواپیمای بدون سرنشین صهیونیستی را یکی از کشورهای شمال ایران که سابقا جزو اقلیم اتحاد جماهیر شوروی بوده اعلام کرد. و با دلایل و قراین متعدد از جمله عدم وجود پهباد صهیونیستی ( از نوع منهدم شده ) در سایر کشورهای همسایه شمالی به غیر از جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ، سابقه انهدام نوعی از پهباد صهونیستی در فضای جمهوری قره باغ که از طرف دولت باکو اعزام شده بود ، بر همه معلوم بود که منظور از این " همسایه شمالی " جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی ، جمهوری آذربایجان است.

گفتنی است دولت باکو روابط گسترده نظامی ، اطلاعاتی و امنیتی و سیاسی  با رژیم صهیوینستی برقرار کرده و حتی مقامات دولت باکو اعلام کرده اند که روابط با اسرائیل ، روابط استراتژیک است. دولت باکو عمده ترین تامین کننده انرژی برای رژیم اشغالگر می باشد و با مخالفان رژیم صهیونیستی مانند حزب ا... لبنان ، دولت سوریه ، و مقاومت فلسطین نیز دشمنی میورزد. علاوه بر این ، دولت باکو هر گونه تظاهرات در راستای اعتراض به جنایات ضد بشری ، اشغالگری و نسل کشی این رژیم را ممنوع اعلام کرده و تاکنون دهها تن از اهالی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به علت تظاهرات علیه رژیم صهیونیستی زندانی شده اند.

دولت باکو در حمله امریکا به افغانستان ، عراق و اشغال این کشورها نقش فعالی داشته و هم اکنون نیز عده ای از نیروهای نظامی باکو در افغانستان هستند.

قابل ذکر است ؛ به دنبال انهدام پهباد اسرائیلی در فضای ایران ، مقامات باکو به صورت سراسیمه ، اظهارات متعددی درباره اهمیت و گسترش روابط با ایران و تکذیب اعزام پهباد صهیونی از خاک نخجوان  داشته و برخی از مقاماتشان را نیز به صورت فوری به تهران اعزام کردند تا گستاخی اساسی خود را توجیه کنند.

این در حالی است که به گفته کارشناسان ، پهباد صهیونیستی اعزامی از اقلیم جمهوری آذربایجان به خاک ایران ، از نوع بسیار پیشرفته بوده و مقامات صهیونیستی به دولت باکو اطمینان داده بودند که این پهباد به هیچ وجه توسط ایرانی قابل کشف نیست. به همین دلیل مقامات باکو که کشف و انهدام پهباد را پیش بینی نکرده بودند ، بعد ازانهدام آن در فضای ایران ، در مخمصمه افتاده اند. کسانی که با سامانه سیاسی دولت باکو و دولتهای مشابه تشکیل شده ناشی از فروپاشی شوروی آشنایی دارند ، میدانند که پرتاب این پهباد از قلمرو دولت باکو ، بدون موافقت شخص الهام علی اف ممکن نبوده است و شخص الهام علی اف به علت موافقت با حرکت متجاوزانه صهیونیستی به فضای ایران ، مسوول است .

اما آیا مسوولان ایرانی ، تاوان این گستاخی را از رییس دولت باکو خواهند ستاند ، یا مانند گذشته ، دولت باکو  باز هم به علت مسامحه کاریها یا اقدامات ناشیانه برخی افراد ،تاوان حرکتهای ضد ایرانی خود را نخواهد پرداخت ؟

گفتنی است به دنبال اعلام مبداء پهباد صهیونیستی و اعزام این پهباد از نخجوان ، محسن پاک آیین سفیر جمهوری اسلامی در باکو در حرکتی تعجب آنگیزو ساده لوحانه و و خارج از وظایف و در همسویی آشکار با مقامات باکو  اعلام کرد که این پهباد از جمهوری آذربایجان اعزام نشده است !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 10:26  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گفتگو با استاد جلال محمدی درباره شعر و شخصیت استاد شهریار

 


استاد جلال محمدی شاعر و نویسنده معاصر کشور :

 

تحریف شعر و شخصیت شهریار یک خیانت فرهنگی بزرگ است.

 

تحریف اشعار استاد شهریار از باکو شروع شد

 

خبرگزاری مهر: در حالی به سالگرد درگذشت استاد "سید محمد حسین بهجت تبریزی" ملقب به "شهریار" و روز ملی شعر و ادب فارسی در کشور گرامی داشته می شود که هر از گاهی برخی تلاش ها برای تحریف آثار این ادیب معاصر کشورمان صورت می گیرد، اقدامی که به اعتقاد صاحب نظران این حوزه یک خیانت بزرگ فرهنگی است.

به گزارش خبرنگار مهر، "شهریار ملک سخن" را می توان نام آورترین شاعر معاصر آذربایجان و حتی ایران نامید که بی گمان آثار و اشعار وی جایگاه ویژه ای در میان شعر و ادب دوستان دارد، شاعری که هر چند به زبان آذربایجانی تکلم می کرد و شعر می سرود اما اشعار فارسی او نیز شهرتی مثال زدنی دارند و در این میان شاید اثر معروف "همای رحمت" روشن ترین ادله برای این ادعا باشد.

اما در این میان هر از گاهی برخی شیطنت ها برای تحریف آثار و شخصیت این شاعر پرآوزه ایرانی و آذربایجانی و با اهداف و اغراض خاص صورت می گیرد که به عقیده صاحب نظران حوزه شعر و ادب بی تردید یک خیانت بزرگ فرهنگی محسوب می شود، موضوعی که نویسنده و شاعر معاصر کشور و مولف کتاب "قافله قفقاز" در گفتگویی تفصیلی با مهر به واکاوی آن پرداخته است.

"جهاد قلمی شهریار" عامل دشمنی وابستگان فکری و سیاسی بیگانگان با وی

استاد جلال محمدی که کتاب "قافله قفقاز" از آثار شاخص وی بشمار می رود، درباره تداوم تلاش های وابستگان جریان های سیاسی بیگانه گرا و محافل خاص برای تحریف شعر و شخصیت استاد شهریار گفت: تلاش برای تحریف شخصیت هدایتگران جامعه ی بشری، سابقه ای به درازای تاریخ دارد و تحریف کتاب های آسمانی، تحریف سخنان و شخصیت پیامبران و ائمه دین، تحریف حوادث و رویدادهای تاریخی و تحریف جهت تاریخ و حتی تحریف جغرافیای کشورمان از جمله روش های شناخته شده تحریف گران است.

شاعر و نویسنده معاصر کشورمان افزود : چنانکه در قرآن کریم نیز ذکر شده است ، مشرکان سعی داشتند برای انکار وحی، پیامبر بزرگ اسلام را به عنوان شاعر معرفی کنند و این یکی از بزرگترین ترفندهای مشرکان برای تحریف شخصیت نورانی و عظیم پیغمبر اسلام بود. همین روند نیز به گونه های مختلف بعدها توسط مستشرقین دنبال شد چرا که تحریفگری یکی از اقدامات دائمی جبهه باطل در زمینه های علم و ادب و معارف است تا بتوانند با جبهه حق مقابله کنند اما جبهه حق نه تنها نیازی به تحریف ندارد بلکه یکی از اقدامات دائمی حقیقت جویان تلاش برای تحریف شناسی و تحریف زدایی است.

وی با اشاره به روش های مختلفی که مخالفان حقیقت در ترویج تحریف داشته اند، تحریف شخصیت های بزرگ ادبی به خصوص شاعران را یکی از شیوه های مهم برای تاثیر گذاری به نفع جریان و جبهه باطل در جامعه دانست و در مورد تلاش های انجام شده برای تحریف شعر و شخصیت استاد شهریار نیز تصریح کرد: استاد شهریار به عنوان یک شاعر دینی از آن هنگام که شعر و شخصیت وی در کشور درخشید، آماج حملات و تحریفگری های وابستگان بیگانگان و مخالفان دین قرار گرفت.

محمدی در ادامه اظهار داشت: در دهه 40 و به ویژه پس از آنکه منظومه "حیدربابایه سلام" منتشر شد، عناصر وابسته به حزب توده (حزب کمونیست ایران) با مشاهده ی نفوذ گسترده ی این منظومه بین مردم آذربایجان و آذری های قفقاز مطالب فراوانی علیه شهریار در مطبوعات منتشر کردند چرا که این منظومه جانمایه ای دینی داشت و در واقع تجلی اندیشه ی دینی شهریار در قالب شعر بود.

نویسنده کتاب "قافله ی قفقاز" که به بررسی مکاتبات منظوم برخی شعرای قفقاز با استاد شهریار می پردازد، خاطرنشان کرد: هنگامی که عناصر بیگانه گرا و ضد دین از مخالفت مستقیم با شهریار به جایی نرسیدند، به تحریف شعر و شخصیت وی کمر بستند و برای مثال مصرع "من علی اوغلویام آزاده لرین مردی مرادی " را به " من ائلین اوغلویام ..." تحریف کردند و این تحریفات برای نخستین بار از باکو شروع شد.

وی در ادامه گفت: در مجموعه هایی که به عنوان " گزیده ی شعر شهریار " در باکو منتشر شد، نه تنها اشعاری را که شهریار به زبان آذربایجانی سروده بود تحریف کردند بلکه اشعاری ضعیف و سست و نادرست با عنوان ترجمه اشعار فارسی شهریار منتشر شد که مضامین این اشعار با تفکر شهریار همخوانی ندارد و مشحون از احساسات قومگرایانه و حزبی برخی شاعران دست چندم باکویی است.

محمدی با اشاره به دیگر روش تحریف اشعار استاد شهریار گفت: اشعاری که شهریار به زبان آذربایجانی سروده، در گویش و لهجه ی تبریز است و شهریار در مقدمه ای که بر "حیدربابایه سلام" نوشته ، این نکته را متذکر شده  که "حیدربابا" به لهجه ی محلی است ، اما در سال های گذشته شاهد بوده ایم که "حیدربابا" را به لهجه ی باکویی تغییر داده اند، مثلا شهریار گفته است "حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا / سئللر سولار شاققیلدیوب آخاندا ..." اما تحریفگران این بیت را به صورت "حیدربابا ، ایلدیریملار چاخاندا / سئللر سولار شاققیلداییب آخاندا ..." تغییر داده اند.

وی با بیان اینکه دشمنی دیرین مخالفان دین و انقلاب اسلامی با شهریار هنوز هم ادامه دارد ، گفت : چندی پیش کتاب "پیر پرنیان اندیش" که خاطرات یکی از شاعران عضو حزب توده بود، منتشر شد که در این کتاب اهانت های زیادی به شهریار روا داشته شده وشاعر حزب توده،  استاد شهریار را به صورت فردی نامتعادل به تصویر کشیده است.

 

وی افزود: چنانکه مقام معظم رهبری هم در بیانات خود درباره استاد شهریار تصریح کرده اند، یکی از مهمترین علل دشمنی وابستگان فکری و سیاسی بیگانگان با استاد شهریار، همراهی و همگامی این شاعر بزرگ با انقلاب اسلامی و "جهاد قلمی شهریار" در راه انقلاب اسلامی بود به گونه ای که استاد شهریار نه تنها شعرهای فراوانی درباره انقلاب و دفاع مقدس به زبان های فارسی و آذربایجانی سرود، بلکه شخصا لباس بسیجی وکسوت رزم پوشید و در بدرقه رزمندگان بسیجی به جبهه، برای بسیجیان شعر خواند و گریست.

شهریار شاعر اهل بیت (علیهم السلام) و شاعر انقلاب اسلامی است

محمدی با تاکید بر اینکه شهریار شاعر اهل بیت (علیهم السلام) و شاعران انقلاب اسلامی است، گفت : استاد شهریار صدها بیت شعر درباره ی اهل بیت دارد و بیش از دویست بیت از اشعار استاد درباره ی امام علی (علیهم السلام) یا ترجمه اشعار منسوب به آن حضرت است است و دو شاهکار شهریار که از اشعار ماندگار تاریخ شعرفارسی است ، یعنی شعر " علی ای همای رحمت ..." و مثنوی " شب و علی "  در مدح و تبیین شخصیت مولا علی ( علیه السلام ) سروده شده است و اعاظم شعرای فارسی گوی ایران و جهان اتفاق نظر دارند که این دو شعر از شاهکارهای شعر معاصر است و از لحاظ نفوذ مردمی نیز نظیری ندارند.

این شاعر معاصر در ادامه تصریح کرد: از طرفی اشعاری که شهریار درباره ی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سروده  نیز علاوه بر ارزش ادبی خاص آنها و شهریارانه بودنشان ، تاثیر شگفتی در شکل گیری جریان شعر دفاع مقدس در ایران داشت و بسیاری از مخالفت های عناصر بیگانه گرا بخصوص روشنفکران و قومگرایان با شهریار نیز در همین نکته نهفته است چرا که آنها به شدت تلاش کردند تا شهریار را از همراهی و همگامی با انقلاب و دفاع مقدس و رهبری انقلاب بازدارند ، اما موفق نشدند و کینه ی خود را در قالب هجویه ها و تحریف ها به نمایش گذاشتند.

محمدی با تاکید بر اینکه یکی از خطرناکترین شیوه های تحریف درباره شخصیت شهریار ، تحریف مخملی و نرم است، در تبیین این شیوه گفت : در مواردی ، در قالب کنگره یا همایش بزرگداشت شهریار در داخل کشور که توسط دستگاه های فرهنگی ترتیب داده می شوند، مقالاتی با "عناوین و موضوعات خاص" سفارش داده شده و در قالب مجموعه های یا عنوان "یادنامه" یا "مجموعه مقالات کنگره" منتشر می شوند که در این مقالات، شعرو شخصیت دینی و انقلابی استاد شهریار در غبار فراموشی استتار و مخفی می شود.

وی افزود: در این گونه همایش ها موضوعاتی مانند "ترانه ها و ضرب المثلها در شعر شهریار" ، "نقش موسیقی در شعر شهریار" ، " نوآوریهای ادبی و..."  و موضوعاتی از این دست به عنوان عناوین برای نگارش مقالات تعیین می شود و موضوعاتی مانند "شهریار و اهل بیت ( علیهم السلام )"، "شهریار و انقلاب اسلامی"، "شهریار و دفاع مقدس" و دیگر موضوعاتی که می توانند تبیین گر اندیشه ی دینی و انقلابی وی برای نسل امروز و آینده باشد، به فراموشی سپرده می شود.

محمدی همچنین گفت: در نتیجه ی اینگونه فعالیت های تحریفگرانه، شخصیت و شعر شهریار برای نسل امروز و آینده در هاله ای از ابهام قرار می گیرد و در واقع شخصیتی تحریف شده از شهریار برای نسل امروز معرفی می شود بطوریکه برای نمونه بسیاری از مقالات کتاب "دیدار آشنا" که مجموعه مقالات مجمع جهانی شهریار در سال 1377 بوده، در مخالفت با اندیشه دینی و عرفانی استاد شهریار وحتی علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی است.

نویسنده کتاب "قافله قفقاز" در ادامه افزود: شهریار شاعر قرآنی بود و انس زیادی با قرآن داشت و چنان به قرآن کریم عشق می ورزید که به خط زیبای خود شروع به نگارش قرآن کریم کرد و در حدود ثلث قرآن را با خط خود نوشت و قرآن کریم تجلی گسترده ای در اشعار استاد شهریار دارد و نمی توان آیین و همایشی به یاد شهریار برپا کرد و از بررسی و تبیین تجلی قرآن در شعر شهریار غفلت ورزید.

اهل قلم و ادب و دستگاه های فرهنگی باید به "وظیفه تاریخی" خود در مقابل شهریار ملک سخن عمل کنند

وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در عیادت برخی از اهل هنر و ادب از ایشان درباره ی پروین اعتصامی گفت: پروین اعتصامی نیز به دلیل اندیشه و شعر دینی و اخلاقی و پاکیزه اش مانند شهریار مورد بغض جریانهای آلوده بود و تلاش می کردند برخی شاعران زن را که با عاشقانه سرایی های نازل و در مواردی خلاف عفت بیان، جایگاه والای زن و شعر را زیر سوال می بردند ، در مقابل پروین اعتصامی مطرح کرده و با تبلیغات در برخی مطبوعات داخلی و رسانه ها ی صوتی و تصویری بیگانگان بخصوص در آمریکا و انگلیس و چهره سازی های کاذب از امثال بهبهانی و فرخزاد و از سویی با تحقیر پروین به عنوان " شاعر نخود و لوبیا "، درخشش پروین را در آسمان شعر ایران کم فروغ کنند اما با همه ی تلاش خود نتوانستند به این هدف برسند و امروز دیوان پروین اعتصامی ، یکی از پرتیراژترین کتابهای شعر تاریخ چاپ در ایران است. چنانکه دیوان شهریار نیز چنین است.

 

محمدی که کنگره ی بزرگداشت شهریار در سال 1373 در تبریز با مسئولیت وی برگزار شد ، پیام مقام معظم رهبری بعد از وفات شهریار را سندی بر شناخت و معرفی هویت و شعر و شخصیت شهریار دانست و با اشاره به اینکه تحریف شخصیت شهریار صرفا یک خیانت ادبی نیست بلکه در واقع تحریف تاریخ و ادبیات انقلاب و هویت شعر دینی و یک خیانت فرهنگی بزرگ است، گفت : پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که بعد از درگذشت استاد شهریار از سوی ایشان صادرشد ، می تواند دربرپایی آیین های بزرگداشت و پیشگیری از تحریف شخصیت دینی و انقلابی استاد شهریار ، به عنوان دستورالعملی برای مسوولان فرهنگی در کانون توجه قرار گیرد.

وی افزود:در این پیام آمده است : شهریار شعر و ادب ایران درگذشت، این مرد بزرگ واین شاعر کهن، با دلی جوان و لبالب از شوق و احساس و با درک وظیفه بزرگ شاعر دوران انقلاب، همه ی سرمایه ی عظیم ذوق و هنر خود را در خدمت هدف و راهی گذاشت که کشور او و مردم او برگزیده و برای آن تن به فداکاری داده بودند . او انقلاب را و جهاد و شهادت را در شعر روان و روشن خود سرود و برترین مضمون دوران عمر با برکت خود را، در بخش پایانی شعر ماندگار خویش گنجانید، او پیام انقلاب اسلامی را با دلی نیوشید که از کودکی به پیام قرآن گوش سپرده و در همه ی آخر عمر، در اسرار و معارف آن به غور و تدبر پرداخته بود، او عاشق قرآن بود و قرآن مجسم و زنده را در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مشاهده می کرد، از آنرو خود را در خدمت انقلاب گذاشت و به مردمی که جان در گرو آن نهاده بودند ، پاسخ مثبت داد، درخشانترین هنر شهریار آن است که وظیفه ی تاریخی خود را شناخت و با همه ی وجود و با کمال خلوص به آن عمل کرد."

نویسنده کتاب "قافله قفقاز" در پایان تصریح کرد: مقام معظم رهبری از "شناختن وظیفه تاریخی" به عنوان درخشانترین هنر شهریار یاد کرده اند و امروز وظیفه ی اهل قلم و ادب و بخصوص دستگاه های فرهنگی نیزاین است که در مقابل شهریار ملک سخن، " وظیفه تاریخی " خود را بشناسند و به آن عمل کنند، شناختن وظیفه تاریخی، حاکی از داشتن بصیرت و شجاعت است چنانکه در تاریخ شیعه و ایران شاعرانی مانند دعبل، سید حمیری، فرزدق، مهرداد اوستا و استاد شهریار این وظیفه ی تاریخی را شناختند و با کمال شجاعت وخلوص و بدون هراس از تحقیرها وتهمت ها و تحریف ها و با سرودن اشعار بلند و روشنگر و هدایتگر به این وظیفه تاریخی عمل کردند.

-------------------------------------

گفتگو از:اسد بابایی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 15:6  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

مطالب قدیمی‌تر