ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

آموزش زبان فارسی در دانشگاه دولتی نخجوان

حرکت آزادیبخش ایران شمالی  


آموزش زبان فارسی در دانشگاه دولتی نخجوان

نیم سال جدید آموزش زبان فارسی دانشگاه دولتی نخجوان روز 30 بهمن ماه 1393 با حضور مدرس ایرانی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه ارومیه در کلاس دانشجویان سال دوم رشته زبان فارسی آغاز شد.


دانشگاه دولتی نخجوان بزرگترین دانشگاه این منطقه 300 هزار نفری است و هم اکنون دو گروه از دانشجویان در سال دوم رشته زبان فارسی  و سال آخر رشته مترجمی زبان فارسی(مجموعاً 28 نفر) در این دانشگاه مشغول تحصیل می باشند و بر اساس هماهنگی های به عمل آمده، دکتر علیرضا مظفری تدریس زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه مذکور برای نخستین بار در دوره روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خود مختار نخجوان آغاز نمود.


نیم سال جدید آموزش زبان فارسی با حضور حسین آقازاده وابسته فرهنگی سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران؛ علیرضا مظفری مدیر کل آموزش و استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه و قربان قربان لی رییس دانشکده روابط بین الملل و زبان های خارجی دانشگاه دولتی نخجوان افتتاح گردید.


گفتنی است؛ تعداد 48 جلد کتاب و لوح های فشرده منابع آموزش زبان فارسی از سوی وابستگی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در نخجوان به دانشکده روابط بین الملل و زبان های خارجی دانشگاه اهداء شد و از آن جمله برای نخستین بار لوح فشرده آموزشی مجموعه کتابهای آزفا در اختیار دانشجویان و اساتید نخجوانی قرار گرفت و امید است با این اقدام، سطح آموزش زبان فارسی در دانشگاه دولتی نخجوان در آینده ارتقاء یابد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:41  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

انتشار کتابی در تبریز : تحریف شناسنامه تبریز و تبلیغ عناصر ضد دین و میهن

 

انتشار کتابی با مدیریت یک تبعه خارجی ؛ تحریف هویت تبریز و تبلیغ عناصر ضد اسلام

انتشار کتابی  با مدیریت یک تبعه خارجی درباره تبریز که مشتمل بر تحریف موضوعات، اطلاعات کذب و تبلیغ عناصر ضد ایرانی و دارای جهت گیری قومگرایانه و ضدوحدت ملی است ، شگفتی و تاسف نویسندگان و اهل کتاب را برانگیخته است .

کتاب " شناسنامه تبریز و پیرامون " که فاقد ارزش علمی است ، با سرمایه گذاری خاص و گویی با اراده سیاسی ویژه منتشر شده است . اگر چه عنوان کتاب " شناسنامه تبریز و پیرامون " است ، اما هرگز محدوده این " پیرامون " ، در کتاب مشخص نشده و ذیل عنوان " تبریز وپیرامون " ، شخصیتهایی چون صفی الدین ارموی ،اویس اردبیلی ، عبدالقادر مراغی ، حکیم هیدجی ، عین القضات همدانی میانجی ( میانه ای )، فارابی ، فتحعلی خان دنبلی ( از شهر شکی در قفقاز ) و... معرفی شده اند ، گویی نویسندگان و سازندگان کتاب ، شهرهایی چون ارومیه ، زنجان ، مراغه ، شکی ، میانه ، اردبیل و همدان را به عنوان " پیرامون یا حومه تبریز ! " شناخته اند !

دراین کتاب " دخیل مراغه ای " از شاعران عصر حاضر معرفی شده است ، در حالی که مرحوم دخیل در قرن سیزدهم هجری می زیسته است ! اینگونه اشتباهات حاکی از عدم رویکرد علمی در کتاب و عدم آشنایی نویسندگان آن با موضوعات مطرح شده می باشد.

علاوه بر عدم برخورداری کتاب از ویژگیهای علمی ، جهت گیری سیاسی کتاب و تبلیغ قوگرایی و معرفی و تبلیغ عناصر شناخته شده ضد اسلامی در آن به روشنی مشهود است ،به عنوان نمونه عناصری مانند جعفر پیشه وری ، سرهنگ آخوندف ،حیدر خان تاروردیف (معروف به عموغلی ، تروریست قفقازی ) ، غلامحسین ساعدی ( نویسنده آثار ضد دینی ) ، محمدعلی فرزانه ( از عناصر قومگرا) ،محمدتقی زهتابی ( همکار دولت صدام قبل از انقلاب و نویسنده کتابهای تاریخی – تخیلی با گرایش پان ترکیستی )، جواد هیئت ( از فعالان پان ترکیسم که چندی قبل در باکودفن شد )  و... در کتاب مورد تبلیغ و تجلیل قرارگرفته اند ، در حالی که دست برخی از این افراد مانند پیشه وری و حیدر خان تارورد یف به خون مردم آذربایجان آغشته بود ، و ضدیت عناصری مانند آخوندف و ساعدی با دین اسلام بر همگان آشکار است. این افراد در حالی در کتاب " شناسنامه تبریز و پیرامون " مورد تجلیل قرار گرفته اند ، که بسیاری از آنها نه در تبریز متولد شده اند و نه در تبریز مرده اند . و مهم تر اینکه با جهت گیری خاص مورد تبلیغ قرار گرفته اند.علاوه بر این حتی در این کتاب بعضا افرادی مورد تبلیغ قرارگرفته اند که در خارج از کشور به فعالیت علیه ملت و نظام اسلامی مشغول اند !

در کتاب ، در مواردی حتی از عبارات جغرافیایی جعلی و کاذب مانند " آذربایجان شمالی !" که از اختراعات دستگاه فرهنگی شوروی در راستای تسری قومگرایی (پان آذریسم ) از قفقاز به جامعه آذری های ایران بود ، استفاده شده است.

در بخشی از کتاب با عنوان "سرنشینان !؟ جغرافیای ایران " با نگرش قومی ، در مورد اقوام ایرانی دروغپردازی شده و کوشش شده با ارایه ارقام جعلی ، یک قوم خاص درسراسر ایران به عنوان " اکثریت ! " معرفی شود که اینگونه دروغپردازیها ، در راستای تفرقه افکنی در جامعه اسلامی است.

یک فعال فرهنگی درباره انتشار این کتاب به روزنامه آذربایجان گفت : کتاب " شناسنامه تبریز و پیرامون " قبل از انتصاب مدیر کل جدید ارشاد آذربایجانشرقی ، توسط چند تن از چهره های شاخص فرهنگی و مسولان ارشاد مورد بررسی قرار گرفته بود که بعد از بررسی های کامل ، به علت ضعف علمی و جهت گیری سیاسی و ضد وحدت ملی و تبلیغ عناصر ضد اسلام ، انتشار آن به تصحیح کتاب موکول شده بود ، ولی گویا بعد از انتصاب مدیرکل جدید و احتمالا با اراده سیاسی خاصی ، این کتاب منتشر شده که باید آن را فاجعه ای فرهنگی محسوب کرد.

شایان ذکر است ؛ از شگفتی های این کتاب ، این است که افرادی مانند دکتر پورمحمدی ( رییس دانشگاه تبریز ) و دکتر صادق نجفی (شهردار تبریز ) برآن مقدمه نوشته اند و گویی این دکترها – که البته متخصص تاریخ و فرهنگ نیستند – حتی به خود زحمت مطالعه این کتاب را نداده اند ، که اگر از محتوای آن آگاه بودند ، بعید به نظر می رسد که نامشان را در مقدمه این کتاب ثبت می کردند.

گفته میشود ، کتاب یاد شده با سرمایه و مدیریت یک تبعه خارجی در تبریز منتشر شده است . اگرچه فعالیت اقتصادی اتباع خارجی چه در تبریز و چه در دیگر نقاط میهن اسلامی مان ، امری مورد استقبال است ، اما آیا بهای این کار ، چشم پوشی از فعالیتهای سیاسی و فرهنگی این افراد ، و نادیده گرفتن نفوذ آنها در مراکز رسانه ای و شهری و ... است ؟

انتظار میرود ؛ نهادها و مراجع مسوول و بخصوص شورای فرهنگ عمومی استان آذربایجانشرقی ،فرمانداری تبریز و استاندار آذربایجانشرقی ضمن پیگیری موضوع  ، تدبیرهای خاصی برای پیشگیری از اینگونه اقدامات بیاندیشند.

منبع : روز نامه آذربایجان ، چاپ تبریز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:32  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

اسراییل در قفقاز به دنبال چیست ؟

گزارش یک بنیاد غربی از نفوذ اسراییل در قفقاز برای فعالیت علیه ایران

شعبه بنیاد صلح بین المللی کارنگی در مسکو در مقاله­‌ای تحلیلی به بررسی حدود و ثغور و الزامات سیاست خارجی رژیم صهیونیستی پرداخته است.

به گفته این مقاله سیاست خارجی رژیم اسرائیل در اکثر مواقع به اشتباه به حوزه ژئوپلتیکی آن تقلیل داده می‌شود. اگر چه منافع حیاتی تل آویو در خاورمیانه متمرکز است، اما منابع اقتصادی، سیاسی و لابی گری آن می‌تواند این رژیم را به عنوان یک قدرت منطقه­‌ای با حوزه نفوذ جهانی معرفی کند.

بنیاد کارنگی در تحلیل خود مکتب رئالیسم را سنت فکری غالب بر دستگاه سیاسی رژیم اسرائیل معرفی کرده است. بدین ترتیب و با استناد به این مکتب، سیاست خارجی این رژیم بر پایه سه اصل بقا در محیطی سرشار از تعارض، تعقیب قدرت و شکل دهی به ائتلاف­ها شکل گرفته است. سیاست خارجی این رژیم با سنت­های دیرینه آن نیز پیوندی عمیق دارد.

«ائتلاف با پیرامون» که در دهه 1950 شکل گرفت، یکی از این سنتهای دیرینه است. دکترین ائتلاف با پیرامون بر پایه توسعه ارتباطات نزدیک با کشورهای مسلمان غیرعرب در منطقه خاورمیانه شکل گرفت. در آن مقطع ترکیه و ایران پیش از انقلاب اهداف این دکترین بودند. با گذر زمان، شرایط تغییر کرد. رفتار ترکیه در حال حاضر در اسرائیل غیر دوستانه تعبیر می­شود و ایران نیز به مثابه یک تهدید جدی نگریسته می­‌شود. بعلاوه با ظهور گروه داعش، وضعیت رژیم اسرائیل در منطقه بیش از پیش به چالش کشیده شده است. به نظر می‌­رسد که در شرایط فعلی دکترین پیرامون که دیرزمانی بود از دستور کار خارج شده بود، مجددا مورد توجه قرار گرفته است. با این تفاوت که این بار، هدف این دکترین یک منطقه است. منطقه هدف قفقاز می­باشد.

به گفته این مقاله حضور تل آویو در قفقاز طی دهه اول قرن بیستم با تاسیس دوایر و ادارات مختلف از سوی وزارت خارجه رژیم اسرائیل در کشورهای مختلف آسیای میانه و قفقاز افزایش یافت. تمرکز رژیم اسرائیل بر قفقاز در این بازه کوتاه خود به دو مرحله تقسیم می­شود؛ اولین مرحله مربوط به سال­های پیش از 2008 است. در این مقطع تل­آویو عمده توجه خود را به گرجستان معطوف کرده بود.  اسرائیل به تعلیم ارتش گرجستان پرداخته و مجوز تسلیح آن به پهپادهای جنگی و سایر تجهیزات پیشرفته  به واسطه شرکت­های خصوصی فعال در زمینه صنایع دفاعی را صادر کرد. پس از جنگ در اوستیای جنوبی در سال 2008، تل آویو برای امتناع از بوجود آمدن تعارض با مسکو، فعالیت ­های خود در گرجستان را کاهش داد. در مقابل جمهوری آذربایجان – که از خاک ایران جدا شده و اشتراکات قوی با ایران دارد - به عنوان گزینه جدید، توجه رژیم اسرائیل را به خود جلب کرد.

در این مرحله حجم مبادلات تجاری دو طرف به بیش از 4میلیارد دلار ارتقا یافت. اسرائیل یکی از مهم­ترین خریداران نفت باکو شد و اعلام کرد که طی یک دهه آینده 12 میلیارد مترمکعب گاز از این کشور وارد خواهد کرد. نکته قابل توجه این است که رژیم اسرائیل دولت باکو را به عنوان کلیدی برای کنترل ایران در منطقه خاورمیانه می­بیند. تهران و باکو در چهار زمینه اساسی اختلاف نظر دارند: 1- وضعیت دریای خزر 2- همکاری باکو با دشمنان ایران بخصوص امریکا و اسراییل 3- هراس باکو از گسترش تفکر اسلامی توسط آذری های ایران به شیعیان جمهوری آذربایجان4- نگرانی باکو از رشد احساسات ایرانی – شیعی و به طور کلی از اسلام سیاسی

 این موارد باعث شده است که توجه رژیم اسرائیل برای عملی کردن استراتژی محاصره ایران به باکو جلب شود،. اگرچه نزدیکی تل آویو-باکو نیز خود با موانع مختلفی از جمله موضع ترکیه، احساسات یهودستیزانه، ارتباط باکو با فلسطین  و مهم تر از همه  مخالفت مردم جمهوری آذربایجان با روابط باکو  با اسراییل ، رو به رو است، اما مقابله با ایران با استناد به دکترین ائتلاف با پیرامون( این بار با دولت باکو) بهترین گزینه موجود برای اسرائیل است.

کارنگی در مقاله خود یکی دیگر از سنت­های دیرینه ای که رژیم صهیونیستی در سیاست خارجی خود همواره بدان متوسل می­‌شود را حمایت از جمعیت های پراکنده یهودی در سراسر جهان معرفی کرده است. در منطقه قفقاز نیز این سیاست مورد توجه قرار گرفته است. بنا بر آمار اعلام شده در 2012 در گرجستان نزدیک به 3هزار 540 یهودی زندگی می­‌کنند. اما آمار غیر رسمی حکایت از رقمی بین 8 تا 12 هزار نفر دارند. تعداد یهودیان ساکن درجمهوری آذربایجان بین 9تا16 هزار نفر تخمین زده شده است. در بسیاری از موارد بویژه در گرجستان شهروندان یهودی مناسب سیاسی و اقتصادی مهمی را در دست دارند. این نکته می­‌تواند فرصتی برای رژیم اسرائیل جهت افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی خود در منطقه قلمداد شود.

باید اذعان کرد که دولت اسراییل توانسته از فاکتور یهودیان ساکن در اطراف باکو که به یهودیان معروفی معروف اند استفاده خوب یکند البته با موافقت باکو ، و آن اینکه نماینده ای از چند هزار یهودی ساکن در پارلمان باکو حضور دارد. در حالی که احزاب و فعالان اسلامی  حق کاندیدا شدن در انتخابات پارلمان را ندارند . اگرچه پارلمان در باکو بیشتر حالت ویترینی دارد و نمایندگان توسط حزب حاکم تعیین می شوند.

بنیاد کارنگی در پایان تحلیل خود این گونه نتیجه گیری کرده است که منافع رژیم صهیونیستی در قفقاز بر پایه سه اصل اساسی استوار است: به لحاظ استراتژیک، قفقاز می ‌تواند ابزاری برای محاصره ایران باشد، در میان مدت، قفقاز می ‌تواند منبعی برای تامین انرژی باشد و در کوتاه مدت می­‌تواند به عنوان بازاری برای فروش تسلیحات پیشرفته نگریسته شود. به این نکته نیز باید توجه داشت که هر سه بعد گفته شده، سه قدرت سنتی منطقه یعنی ترکیه، ایران و روسیه را به چالش می­‌کشد. این سه قدرت طبعا به هر قدرت جدیدی در منطقه واکنش نشان خواهند داد.


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:28  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

شیعه کشی ترکهای تکفیری در سوریه

جنایات مشترک  ترکها و عرب های تکفیری در سوریه

بر اساس بررسی های میدانی صورت گرفته، اغلب عناصر و حتی سرکردگان و فرماندهان میدانی دو گروه تروریستی تکفیری «جبهه النصره» و «ارتش مهاجرین و انصار» که وابسته به گروه تروریستی «القاعده» هستند، را عناصر غیر سوری تشکیل می‌دهند، به گونه‌ای که اغلب عناصر النصره مصری و تونسی هستند که به آنها گروه موسوم به «کتیبه سیف الله چچنی» افزوده می‌شود که تمام عناصر آن چچنی تبار هستند.

همچنین ستون «ارتش مهاجرین و انصار» را گروه موسوم به «کتیبه امام بخاری» تشکیل می‌دهد که گروهی چچنی است.

گروه تروریستی موسوم به «جنبش آزادی ترکستان شرقی» یکی دیگر از گروههای مهم فعال در میان گروههای تروریستی در سوریه است که اغلب عناصر آن از استان سین کیانگ (ترکستان- ترکیه واقعی )هستند . اهالی مسلمان سین کیانگ سنی مذهب هستند اما طی سالهای اخیر برخی دولتهای عربی مانند عربستان سعودی با هزینه های گزاف و اعزام مبلغین و جذب نبرو تلاش کرده اند وهابی گری وافکار تکفیری و افراطی  را در میان اهالی این استان رواج دهند. امریکا نیز که در تلاش برای ایجاد بحران قومی در چین است ، یک زن به نام ربیعه قادیر را به عنوان رهبر تجزیه طلبان سین کیانگی  مورد حمایت قرار داده است . گروه تروریستی «سربازان شام» اغلب عناصرش قفقازی و عرب غیر سوری است. همچنین گروه تروریستی موسوم به «کتیبه توحید و جهاد» عناصر آن دارای تابعیت‌های ازبکستانی و قفقازی هستند.

در میان جنایتکاران تکفیری قفقازی فعال در سوریه که زیر پرچم انواع گروههای تروریستی  به خونریزی و سربریدن اشتغال دارند ، صدها تن از اتباع دولت باکو را بایستی افزود. مقامات باکو طی ماههای اخیر به صراحت از حضور حدود 300 تا 400 وهابی آذری زبان در سوریه خبر داده اند که برخی از آنها به هلاکت رسیده اند.

گفتنی است دولت ترکیه  پایگاه اصلی جذب و انتقال ترکهای تکفیری از قفقاز و آسیای میانه به سوریه می باشد.

گفته میشود ، گروه های تروریستی و بخصوص داعش در مقابل خدمات ترکیه ، علاوه بر تلاش برای تحقق اهداف ضد اسلامی و ضد شیعی دولت ترکیه ، نفت ، آثار باستانی و سایر مواد اولیه را به صورت بسیار ارزان در اختیار ترکها قرار می دهند
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:24  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

معرفی کتاب " شهریار ، انقلبا اسلامی و قفقاز " به قلم استاد جلال محمدی


چشمه ی شرق و اجاق خورشید

(معرفی کتاب "شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز " به قلم استاد جلال محمدی )

·        رسول زاهدی

مزیت دیگر کتاب ارزشمند " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " آن است که این کتاب ، نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز پیرامون زندگی ، شعر و شخصیت استاد شهریار به نگارش درآمده و فصلی از کتاب نیز به بررسی مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار اختصاص یافته است...

تردیدی نیست که استاد سید محمدحسین شهریار ، شاعر ملی ایران از " چهره های ماندگار " تاریخ ادبیات و حوزه تمدنی ایران بخصوص قفقاز و برخی کشورهای همسایه و آسیای میانه است که دیرینه ی تاریخی ، فرهنگی ، دینی و مذهبی مشترکی با ایران امروز دارند.درباره ی این شاعر و شخصیت بزرگ ، تاکنون کتابهای متعددی در ایران و خارج از ایران و بخصوص در کشورهایی مانند تاجیکستان ، جمهوری آذربایجان ، ترکیه و افغانستان منتشر شده است. آنچه درباره ی این کتابها گفتنی است اینکه در بیشتر این کتابها کوشش بر آن رفته که شخصیت و اندیشه ی استاد شهریار ، مطابق با علایق و گرایشهای فرهنگی و سیاسی نویسندگان یا نهادهای فرهنگی خاصی که این کتابها را منتشر کرده اند ، معرفی شود. اگر چه این موضوع تا حدی طبیعی به نظر می رسد اما نباید از این نکته غافل شد که معرفی یک شخصیت ملی بر طبق علایق و گرایشهای خاص سیاسی ، می تواند زمینه ساز " تحریف شخصیت " آن چهره ی ملی باشد که امری خسارتبار برای فرهنگ و ادبیات ایران است.چنانکه می بینیم در کتابهای منتشره در افغانستان و تاجیکستان ، بیشتر غزلهای عاشقانه و سروده های دوره ی جوانی استاد شهریار مورد توجه قرار گرفته است. یا در اغلب کتابهایی که در باکو یا ترکیه منتشر شده ، کوشش برآن رفته که از شاعر ملی ایران ، یک چهره ی محدود و قومی ترسیم شود یا حتی بدتر از آن برخی اشعار استاد شهریار درکتابهای منتشره در باکو تحریف شده و واژه هایی نیز در برخی اشعار مطابق میل و سلیقه ی سیاسی و فرهنگی ناشران تغییر یافته است ! چنانکه مصرع معروف : " من علی اوغلویام ، آزاده لرین مردی مرادی " از منظومه ی معروف سهندیه ، در کتابهای منتشره در باکو به صورت : " من ائلین اوغلویام ..." در آمده است ! روشن است که تحریف گران با همین دستکاری به ظاهر کوچک ، برآن بوده اند شاعری را که خود را " فرزند علی علیه السلام " معرفی می کند ، به عنوان " فرزند ایل و قوم !" معرفی کنند !

با این مقدمه ی کوتاه ، نکته ی مهمی را مورد تاکید قرار می دهم و آن اینکه ؛ معرفی صحیح شخصیت و اندیشه ی شاعر ملی ایران – چه در ایران و چه در سایر کشورها – اهمیت بسزایی دارد. و اگر در این راستا کوشش چشمگیر وبسامان و موثری صورت نگیرد ، چه بسا که شاهد باشیم ، شهریاری که مردم در قفقاز و ترکیه و تاجیکستان و ... می شناسند ، متفاوت از شخصیت واقعی شاعر و متفاوت از شهریاری است که هموطنان شاعر می شناسند. اینکه بر " کوشش بسامان و موثر" تاکید می شود ، از آن روست که گاهی همایشهایی پرسرو صدا به نام شاعر ملی ایران برپا می شود ، اما به جای معرفی استاد شهریار " چنانکه بود و هست " ، مسایل فرعی و مطابق با ذائقه ی سیاسی گردانندگان همایشها مورد توجه واقع می شود و یا بدتر از این ،کسانی که در کشورهای دیگر در تحریف شعر و شخصیت شهریار دخیل اند ، به عنوان مهمان دعوت می شوند ، و تحریفات خود را در قالب مقاله و سخنرانی در ایران منتشر می کنند!

کتاب " شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز " از جمله ی کتابهایی است که در آن نویسنده کوشیده است ، استاد شهریار را چنانکه بود و هست ، معرفی کند و از این منظر ، این کتاب از کتابهای ارزشمند و ماندگار در حوزه ی شهریارشناسی است.

مزیت دیگر کتاب ارزشمند " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " آن است که این کتاب ، نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز پیرامون زندگی ، شعر و شخصیت استاد شهریار به نگارش درآمده و فصلی از کتاب نیز به بررسی مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار اختصاص یافته است.

استاد جلال محمدی ، نویسنده ی کتاب ، که خود از شاعران و نویسندگان شناخته شده ی معاصر است و در روزگار حیات استادشهریار نیز با ایشان درارتباط بوده و از سوی دیگر سالها مطالعات فرهنگی گسترده ای در حوزه ی قفقاز داشته و مقالات بسیاری در این زمینه منتشر کرده است، در واقع از چهره هایی است که شایستگی نوشتن در موضوع کتاب را داراست. نویسنده از سویی هم با استاد شهریار و شعر و شخصیت و اندیشه ی وی به صورت عمیق آشناست و هم سالها فعالیت فرهنگی در گستره ی قفقاز – بخصوص مناطق مسلمان نشین قفقاز – و آشنایی نزدیک با شاعران و نویسندگان و فضای فرهنگی وسیاسی و محیط ادبی ومطبوعاتی آن سامان ، این امکان را به نویسنده می دهد که بتواند کتابی ارزشمند به جامعه ی ادبی و علاقمندان شهریارشناسی ارایه کند.علاوه بر این نویسنده ی کتاب ، در سالهای دهه ی هشتاد تلاشهای گسترده ای در راستای ایجاد پلی برای روابط فرهنگی بین شاعران ، نویسندگان و روزنامه نگاران آذربایجان با جامعه ی مسلمانان قفقاز جنوبی انجام داده که سفرهیاتهای متعدد از روزنامه نگاران و شاعران آذربایجان به باکو ، نخجوان ، تفلیس ، گنجه و... را میتوان بخشی از دستاوردهای این تلاشها دانست که از رهگذر این فعالیتها و سفرها علاوه بر انتشار کتابها و گزارشهای مطبوعاتی که در گسترش روابط با قفقاز جنوبی و افزایش اگاهی ایرانیان بخصوص اصحاب مطبوعات از وضعیت فرهنگی و سیاسی آن سامان موثر بود ،  

 زمینه ی شناخت صحیح از آن دیارو مسایل امروزآن ، برای جمعی از نخبگان فرهنگی فراهم شد که اغلب این نخبگان ، امروز از چهره های تاثیر گذار در حوزه ی فرهنگ و ادبیات می باشند.

کتاب " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " در هفت فصل و 302 برگ به شیرازه در آمده است . عنوان فصل نخست کتاب " نگاهی به زندگی ، شعر و اندیشه ی شهریار " است که در آن موضوعاتی مانند " شهریار و اهل بیت علیهم السلام " ، " ایران و شهریار " ، " نثر شهریار " و ... مورد توجه نویسنده قرار گرفته است. " شهریار و انقلاب اسلامی " عنوان فصل دیگری از کتاب است که در آن با استناد به اشعار فارسی و آذربایجانی استاد شهریار و منابع متعدد و کلام بزرگانی مانند روانشاد استاد مهرداد اوستا ،روانشاد آیت ا... ملکوتی و کتابهای متعدد و حتی مقالات منتشر نشده ی برخی پژوهشگران جوان مانند طاهری خسروشاهی نگرش استاد شهریاربه انقلاب اسلامی ونقش بی بدیل وموثر این شاعر بزرگ درشکوفایی و گسترش شعر انقلاب و دفاع مقدس مورد واکاوی و تبیین قرار گرفته است.

" گزیده ای از اشعار دینی و انقلابی استاد شهریار " فصل دیگری از کتاب است که در آن جمعی از سروده های استاد شهریار گنجانده شده است. برخی از این شعرها مانند شعری که با بیت " سلام ای جنگجویان دلاور/ نهنگانی به خاک و خون شناور..." آغاز می شود ، در روزگار دفاع مقدس اشتهارعام یافته بود و بارها و بارها در مطبوعات و کتابهای درسی نیز منتشر شده بود. با دقت عمیق در شعرهای انقلابی و میهنی  اجتماعی استاد شهریار ، این نکته به روشنی قابل درک است که استاد شهریار ، از بینش سیاسی عمیقی برخوردار بود. به عنوان مثال در مثنوی " ارک تبریز " می گوید:

مسجدی قدس و قلعه یی محکم

سنگر و منبرش کنار به هم

پاسگاه سپاه اسلام است

کز سرآغازش این سرانجام است

دیده بان موثق تاریخ

چشم تشویق و چهره ی توبیخ

دوربینش گرفته چون عکاس

عکس شاه اسمعیل و شاه عباس

شاهد آن دو چهره ی صفوی ست

که فروغ چراغ مصطفوی ست

روزها دیده سخت و توفانی

حمله ی روس و جنگ عثمانی

روس ، قفقاز برد و گرجستان

انگلیس آفت بلوچستان

شرح طومارهای مبسوطه ست

شاهد انقلاب مشروطه ست

لیک مشروطه هم صحیح و سقیم

نوعروسی که شد عجوز و عقیم

فتنه یی بود و سخت فتان شد

برد و بازش به سود شیطان شد

باز برگشت دیو استبداد

که به جایی نمی رسد فریاد...

از همین ابیات می توان نگرش دقیق و صحیح استاد شهریار به مسایلی چند را دریافت. نخست اینکه از بنای ارک به عنوان مسجد یاد میکند که درکنارش قلعه ی نظامی یا پاسگاه اسلام نیز بوده است . شاعر بزرگ به تعبیری شیرین و فصیح از کنار هم بودن " سنگر و منبر " سخن می گوید. دیگر اینکه شاعر ، به سیادت شاه اسماعیل صفوی تاکید می ورزد و صفویه را فروغی از چراغ نبوت معرفی می کند. این تاکید شاعر هنگامی معنا دار میشود که بدانیم برخی ازتاریخ پژوهان معاصر در ایران و قفقاز و ترکیه  به علت علایق و اهداف خاص سیاسی ، می کوشند تا انتساب صفویان به خاندان رسول اکرم " صلی ا... علیه و آله " را انکار کنند و حکومت مذهبی و شیعی ایران عصر صفوی را ، لباس حکومتی قومی و قبیله ای بپوشانند !

شاعر با ابیاتی دیگر در" مثنوی ارک " نقش انگلیس و روس و ترکهای عثمانی  را در تکه پاره کردن ایران بزرگ یادآور می شود و از آذربایجان با عنوان " آذرآبادگان " یاد میکند و در ادامه ، مشروطه را به عنوان فتنه و آفتی معرفی می کند که از دل آن استبداد رضاخانی بیرون آمد . این در حالی است که هنوز هم جمعی از اهل سیاست وفرهنگ ، به تبعیت از تاریخ نگاران درباری و غربگرا ، مشروطه را دستاوری عظیم میدانند و هنوز هم برای آن کنگره های بزرگداشت برپا می دارند . اما شهریار ملک سخن با نگاه نافذ سیاسی خود مشروطه را به سان نوعروسی میداند که عجوز و عقیم شد و این یعنی اینکه ؛ اول آن خوش بود و پایانش مصیبت . به عبارت دیگر نهضتی بود که منحرف شد ومشروطه ای که باید " مشروعه " می شد ، لاییک و غربی و سلطنتی و دیکتاتوری شد.

" نگاهی به حیدربابایه سلام و مکاتبات شعرای قفقاز با استاد شهریار " عنوان فصلی مهم از کتاب است که در آن نامه های منظوم شاعران کمونیست قفقاز- که در آن زمان زیر پرچم حکومت کمونیستی شوروی بودند – خطاب به استاد شهریار، اهداف و محتوای این نامه ها ، چگونگی مواجهه ی استاد شهریار با این حرکت ادبی – سیاسی و تحریف اشعار استاد شهریار در باکو مورد بررسی قرار گرفته و از خواندنی ترین فصلهای کتاب است.

در فصل " قفقاز ؛ جنگهای روس – ایران و نگاه شاعران " در باره ی عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای – که جدایی قفقاز از ایران را رقم زد – و بازتاب جنگها و جدایی قفقاز از ایران در اشعار برخی شاعران از جمله میرزا ابوالقاسم فراهانی ، ملا مهرعلی خویی ، عبدالرحمن گنجه ای و استاد شهریار به اجمال بحث شده ، که این فصل به عنوان زمینه ای است برای ورود به فصل پایانی کتاب یعنی " همآوایی شاعران ایران و قفقاز" که با شعر استاد شهریار درباره ی نبرد ایلات قفقاز با دشمنان ایران شروع می شود. در این فصل که حدود 130 برگ از کتاب را دربرگرفته ، اشعار شاعران معاصر ایران و قفقاز درموضوع جدایی قفقاز از ایران و موضوعات مرتبط به سامان درآمده است. این فصل که می تواند به صورت کتاب جداگانه ای منتشر شود ، از اهمیت شایانی در شعر و ادبیات معاصر ایران بخصوص شعر معاصر آذربایجان برخوردار است.اهمیت این فصل از کتاب هنگامی آشکار میشود که بدانیم در تاریخ شعر و ادب ایران ، این تنها مجموعه شعری است که اشعارجمعی از شاعران معاصر ایران و قفقاز در موضوع قفقاز در آن به شیرازه درآمده است و از این روست که امیدواریم استاد محمدی ، این فصل از کتاب را به صورت مجموعه ای مجزا منتشرکنند. دیگر ویژگی این فصل ، آن است که اشعارگنجانده شده در آن به دو زبان فارسی و آذربایجانی است واغلب سرایندگان آنها نیز شاعران آذربایجانی ایران اند . و این یعنی اینکه هنوز هم شاعران ایران و خاصه آذربایجان از جدایی قفقاز شعر می سرایند و زخم جدایی التیام نیافته است...

کتاب ،علیرغم تازگی و اهمیت موضوع و غنای محتوا ، فاقد فهرست و مقدمه می باشد و برخی اشتباهات حروف نگاری نیز در آن به چشم می خورد که البته از اهمیت و ارزش کتاب نمی کاهد و امید است در چاپ دوم کتاب ، نکاتی از این دست  و طراحی روی جلد نیز مورد توجه و دقت ناشرمحترم قرارگیرد.

کتاب " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " به تازگی توسط انتشارات هادی تبریز ، در 2000 نسخه و به قیمت 9500 تومان به کسوت طبع درآمده است. این کتاب گامی ارزشمند در راستای شناخت ابعاد مختلف اندیشه ، شعر و شخصیت و زندگی استاد شهریار شاعر ملی ایران و جایگاه و نقش جدایی قفقاز در شعر معاصر ایران بخصوص شعر معاصر آذربایجان است و نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز در پیوند با استاد شهریار منتشر شده است ، ولی بی گمان نمی تواند آخرین کتاب در این موضوع مهم باشد و امید آن است که همچنان مورد توجه و تحقیق قرار داشته باشد .

سخن را با ابیاتی ازمثنوی استاد شهریار در بیان دفاع ایلات قفقاز از ایران به پایان می برم :

الـوداع، ای افق روشــن و بـاز

شهـره گهـواره ی گيتـي، قفـقـاز!

تاج اعصار و قرون هشته به فرق

پـل تـاريـخي و دروازه شــرق

اي تـو را نـام، بلـند و جـاويد

چشمه ی شرق و اجاق خورشيد

جنگجويان تـو بـا نام و نشان

قهرمانان تو با حشمت و شأن

اي كه تا بازپسين تير و تفنگ

بود با دشمن ايرانــت جنــگ

تا دليران تو در خون نطپيد

پای دشمن به ديارت نرسيد

چوني ای كشور‌آزاده، اسير؟

چوني ای شير ژيان در زنجير؟..

منبع : روزنامه مهد آزادی ، چاپ تبریز ، مورخ 28 /10/1393

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 12:0  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

مسابقه کتاب نویسی سفیران ایران در باکو برای حیدر علی اف!

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

هنگامی که سفیران ایران در باکو 

 نویسنده می شوند ؟

محسن پاک آئین سفیر جمهوری اسلامی ایران در باکو در مصاحبه با روزنامه «سه نقطه» از نوشتن کتابی درباره حیدر علی اف خبر داد !

وی با بیان این که از زمانی که به عنوان سفیر در جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) شروع به فعالیت کردم، متوجه شدم که "الهام علی یف" راه مرحوم "حیدر علی یف" را به طور جدی ادامه می دهد، گفت: «به همین دلیل، کتاب "حیدر علی یف و دیدگاه دوستی دائمی با ایران" که در برگیرنده دیدگاه "حیدر علی یف" نسبت به دوستی با ایران است، را نوشتم. ترجمه آذری این کتاب را به "الهام علی یف"  ارایه نمودم. ضمناً این کتاب به زبان فارسی هم در ایران چاپ شده است. "!؟

شایان ذکر است پیش از محسن پاک آیین ، احدقضایی سفیر اسبق ایران در باکو نیز کتابی درباره حیدرعلی اف با عنوان " حیدر علی اف و شرق " منتشر کرده بود !

گفتنی است حیدر علی اف از چهره های شناخته شده حکومت کمونیستی شوروی بود که دهها سال در سازمان ک گ ب و حزب کمونیست شوروی فعالیت کرده و در گسترش فعالیتهای کمونیستی در ایران پیش از فروپاشی شوروی نقش چشمگیری داشت. وی بعد از فروپاشی شوروی نیز به عنوان رییس مجلس نخجوان در این شهر بود و در این دوره از کمکهای دولت ایران برخوردار بود . نامبرده بعد از رسیدن به قدرت در باکو ، روابط گسترده ای با امریکا و رژیم صهیونیستی برقرار کرد و در سایه مماشات و تغافل دولت های وقت ایران ، اقدامات ضد ایرانی مانند برگزاری کنگره آذری های جهان ، اعلام روزی به عنوان روز همبستگی آذری های جهان ، انتشار کتابها ی درسی ضد ایرانی مانند کتاب " آتا یوردو " و... انجام داد.

تقدیر سفیران ایران در باکو از اقدامات حیدر علی اف – آن هم با نگارش و انتشار کتاب – نشانی آشکار از گمراهی دیپلماتیک و اقدامی خارج از عرف سیاسی و حرکتی در راستای تطهیر متحدان امریکا و رژیم صهیونیستی و دشمنان ملت ایران است . 

انتظار میرود مراجع مسوول در وزارت امور خارجه ، شورای عالی امنیت ملی و سایر مراجع اینگونه اقدامات غیردیپلماتیک و خارج از عرف سیاسی را فارغ از دلیل تراشیهای سفیران کتابنویس مورد بررسی قرار داده و واکنش مناسب نشان دهند.و این سوال نیز پاسخ داده شود که علت فعالیتهای اقتصادی برخی سفرا در خارج از کشور چیست و این فعالیتها چه تاثیرات مخربی بر منافع ملی دارد. احد قضایی که کتاب " حیدر علی اف و شرق " به همت وی منتشر شده بود به فعالیت اقتصادی در باکو مشغول بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 12:6  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

تصمیم امریکا برای تغییر دولت باکو و چرخش ریاکارانه این دولت به سمت ایران ...

 

تصمیم امریکا برای تغییر دولت باکو و  

چرخش ریاکارانه این دولت به سمت ایران

در عین تداوم رفتارهای ضد ایرانی

·        عارف جعفری

 

 

در حالی که طی ماههای اخیر مقامات دولتی باکو وتهران با انجام سفرهای متقابل از گرمی روابط و نیز عدم اجازه به مخالفان همدیگر برای فعالیت سخن می گویند ، در اقدامی آشکار ، یک همایش ضد ایرانی و تجزیه طلبانه در باکو برگزار شد. با گذشت بیش از 40 روز از این اقدام ضد ایرانی که طی همکاری مشترک برخی کارکنان شناخته شده دولت باکو و برخی عناصر ضد انقلاب و حقوق بگیران سرویس های بیگانه انجام شد ، هنوز خبری از واکنش دولت جمهوری اسلامی به این اقدام ضد ایرانی منتشر نشده است. طی ماههای اخیر بنا به علل مختلف از جمله تمایل آمریکا برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) که با محملهای خاصی ماند عدم رعایت حقوق بشر توسط دولت باکو آغاز شده و نیز برخی اقدامات خاص دولت امریکا در حمایت از مخالفان غربگرای دولت الهام علی اف و در واقع آشکار شدن حمایت امریکا از یک جریان خاص برای حذف الهام علی اف از صحنه سیاسی ،دولت باکو و مجموعه حزب " آذربایجان نوین " (یئنی آذربایجان ) با درک خطر قریب الوقوع ، چرخشی دیپلماتیک رابه سمت ایران آغاز کرده است. این چرخش دیپلماتیک و ریاکارانه در سالهای قبل نیز تجربه شده است. اما دولت جدید ایران( دولت آقای روحانی ) با استقبال از این رویکرد ریاکارانه و بدون توجه به تجارب گذشته – بخصوص تجربه دولت خاتمی - ، این فرصت را بار دیگر برای دولت خانوادگی باکو فراهم کرده است تا بار دیگر با کارت ایران ، با امریکا و غرب بازی کند. این در حالی است که تغییر قابل ملاحظه ای در رفتار دولت باکو نسبت به جمهوری اسلامی یا جریان اسلامگرای داخل کشور – که دولت باکو آن را به ایران منتسب می کند صورت نگرفته و هنوز هم دهها تن از فعالان شیعه به جرم اعتراض به ممنوعیت حجاب و مسایل مشابه در زندانهای باکو بسر میبرند. بنا به گزارشهای منتشر شده در مطبوعات باکو ،"حزب همبستگی شهروندان" و "کنگره آذربایجانی های جهان" (داک) همایشی در رابطه با آذربایجان ایران برگزار کرده است. این همایش با حضور عناصر ضد انقلاب و تجزیه طلب فراری و نیز عده ای از عوامل ضد ایارنی در مجموعه حاکمیت باکو در تاریخ 19 آذر ماه 93 به بهانه سالگرد سقوط " حکومت جعلی فرقه دمکرات " که توسط شوروی در جریان جنگ دوم جهانی در آذربایجان ایران ایجاد شده بود ، برگزار شد. "صابر رستمخانلی" نماینده پارلمان باکو در این همایش سخنرانی کرد. وی با اعتراف به اینکه رسانه های باکو تمایلی به پخش اینگونه مراسمها ندارند، خواستار توجه رسانه های باکو به آذربایجان ایران شد. فردی به نام " اژدر تقی زاده " که سابقا از فعالان احزاب وابسته به شوروی در ایران بود و بعد از انقلاب به دلیل محدودیت فضا برای فعالیت به نفع بیگانگان به خارج از کشور گریخت ، علیه تمامیت ارضی ایران سخنرانی کرد تا بار دیگر وابستگی خود به بیگانگان را نشان دهد. همچنین عنصری به نام " محمود بیلگین " با بیان این که دلیل شکست فرقه دمکرات عدم حمایت نیروهای خارجی بوده است، اعتراف کرد: اگر ما مورد حمایت قرار نگیریم بار دیگر شکست خواهیم خورد. زیرا نقطه ضعفی داریم. این، عدم حمایت مردم است." وی گفت : باید با فعالیتهای لابیگری برای تجزیه آذربایجان تقویت شود.

" عارف حاجیلی " از اعضای شناخته شده «حزب مساوات» با بیان این که هفتادمین سالگرد اضمحلال فرقه دمکرات باید به طور متفاوتی برگزار شود، گفت: نباید "پیشه وری" را از "الچی بی" جدا کرد.

 برپایی اینگونه همایشهای ضد تمامیت ارضی ایران در باکو در حالی است که در کتابهای درسی باکو نیز ، تاریخ با جهت گیری ضد ایرانی ، تحریف رویدادها و حتی ابداع عبارتهای جغرافیایی به دانش آموزان ودانشجویان تدریس میشود.معروفترین کتاب درسی که در آن تاریخ به صورت گستاخانه تحریف و گذشته ایرانی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) در آن انکار شده و حتی بخشهایی از ایران نیز به عنوان " ایران شمالی " ( جمهوری آذربایجان ) معرفی شده ، کتاب " آتا یوردو " است که توسط عناصر دولتی مانند " یعقوب محموداف" تالیف و توسط وزارت تحصیل ( آموزش و پرورش ) دولت باکو به عنوان کتاب درسی اموزش داده می شود. این کتاب درسی که از زمان حیدر علی اف وارد چرخه نظام آموزشی دولت باکو شده ، کاملا با جهت گیری ضد ایرانی و نگاه تجزیه طلبانه نسبت به آذربایجان تاریخی (آذربایجان ایران ) تالیف شده است.

همچنین در یک اقدام ضد ایرانی دیگر ، کتابی از " رامیز مهدی اف " رییس نهاد ریاست جمهوری باکو درباره شاه اسماعیل صفوی منتشر شد . در این کتاب علاوه برتحریف شخصیت شاه اسماعیل صفوی ، دولت صفوی نه به عنوان یک دولت ایرانی که به عنوان یک دولت قومی معرفی شده و اراضی گسترده ای از قفقاز و ایران و سایر مناطق به عنوان قلمرو دولت آذربایجان (که عمر آن از سال 1991 آغاز می شود ) معرفی شده است. برای این کتاب چندین مراسم رونمایی در مراکز دولتی باکو از جمله " دانشگاه سلاویان " و " موسسه جهانگردی " و " اکادمی ملی علوم " برگزار شد. رامیز مهدی اف که رییس نهاد ریاست جمهوری باکو و از چهره های ضد اسلامی است ، در سخنرانی خود ، گرایش به حجاب را در جامعه مسلمانان این خطه ، گرایش به موهومات خواند!

روزنامه «پارالل»، چاپ باکو در تاریخ 06/08/93 طی خبری نوشت : "به گزارش خبرگزاری «آذرتاج»، " رامیز مهدی یف " رییس نهاد ریاست جمهوری باکو در سخنرانی خود در پانزدهمین سالگرد تأسیس آکادمی اداره دولتی گفت: «من می خواهم به شما خطر روی آوردن مجدد جامعه به سوی جهالت و موهومات و دینداری افراطی را نشان بدهم. جهانگردانی که در سال 1990 به جمهوری آذربایجان(ایران شمالی ) می آمدند، با شگفتی می گفتند که اینجا کشور مسلمان است، ولی ما در اینجا یک خانم محجبه نیز ندیدیم! اما امروز آنها و شما و من نیز می بینیم که تعداد این نوع خانم ها روز به روز به سرعت در حال افزایش است. تعداد خانم هایی که به مؤسسات آموزشی و از جمله به مؤسسات عالی آموزشی می روند، روز به روز در حال افزایش می باشد. من مطمئن نیستم که این کار ناشی از خواست درونی خود خانم ها بوده باشد. تحلیل ها نشان می دهد که بیشتر اینها ناشی از اجبار خانوادگی می باشد و دختران جوان نیز تابع این خواسته می شوند...»

شایان ذکر است ، طی سالهای اخیر و با سیاست های ضد ایرانی دولت باکو، نه تنها روابط اقتصادی باکو با ایران رشد نیافته ، بلکه بیش از 90 درصد از موافقت نامه های امضا شده بین دو کشور نیز به مرحله اجرا نرسیده است. همچنین از فعال شدن بازارچه های مرزی جلوگیری شده و فعالیتهای نهادهای بشر دوستانه مانند " کمیته امداد امام خمینی ره " نیز در باکو متوقف شده است. این در حالی است که فعالتیهای نهادهای منسوب به رژیم صهیونیستی در این کشور همچنان ادامه دارد.تبلیغات علیه ایران در قالب تاریخ و... در کتابهای درسی رژیم باکو نیز ادامه دارد ، در حالی که در کتابهای درسی دولت باکو حتی یک سطر نیز درباره جنایات رژیم صهیونیستی به چشم نمیخورد.

به اعتقاد کارشناسان سیاسی ،طی ماههای اخیر بنا به علل مختلف از جمله تمایل آمریکا برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) که با محملهای خاصی ماند عدم رعایت حقوق بشر توسط دولت باکو آغاز شده و نیز برخی اقدامات خاص دولت امریکا در حمایت از مخالفان غربگرای دولت الهام علی اف و در واقع آشکار شدن حمایت امریکا از یک جریان خاص برای حذف الهام علی اف از صحنه سیاسی ،دولت باکو و مجموعه حزب " آذربایجان نوین " (یئنی آذربایجان ) با درک خطر قریب الوقوع ، چرخشی دیپلماتیک رابه سمت ایران آغاز کرده است. موضوع دیگری که موجب رویکرد ریاکارانه دولت باکو به سمت ایران شده ،خطر گروههای وهابی و تکفیری است که دولت باکو با آن مواجه است.جریان وهابی – تکفیری که طی بیست سال گذشته با حمایت برخی کشورها مانند عربستان ، قطر ، امارات ، کویت در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) گسترش یافته ، در حال تبدیل شدن به یک خطر عینی برای دولت باکو و جامعه این کشور است.دولت باکو طی سالهای گذشته تمام توان خود را معطوف به سرکوب اسلامگرایان شیعه کرده بود و دستگاههای امنیتی و حتی دستگاه دولتی " اداره روحانیت قفقاز " به ریاست " پاشا زاده " با جریان وهابی – تکفیری با تسامح فراوان رفتار کرده و حتی همکاری میکردند. اداره روحانیت دولتی باکو و دستگاههای امنیتی با جلوگیری از سفر جوانان طالب علوم دینی به ایران و تحت فشار قرار دادن طلاب آذری و تبلیغات علیه ایران، آنان را به سوی کشورهایی مانند مصر و عربستان هدایت میکردند.اما با شکل گیری جنگ در سوریه توسط کشورهای غربی – عربی و ترکیه ، ناگهان دولت باکو با حضور صدها تن از وهابی ها و تکفیریهای این کشور در سوریه مواجه شد که عده ای از انها نیز به هلاکت رسیده اند.این موضوع بار دیگر نشان داد که سیاستها و پیش بینی های دستگاه امنیتی دولت باکو اشتباه بوده است. اخیرا بعد از تهدید داعش ، تدابیر امنیتی در مراکز دولتی باکو به شدت افزایش یافته است. خطر جریان وهابیت و تکفیری نیزبه مثابه یکی دیگر از علل رویکرد ناچار و ناخواسته دولت باکو به سمت ایران رازیابی می شود . به عبارت روشن ، دولت باکو در حالی به سمت ایران گرایش یافته ، که امریکا و غرب در اندیشه تغییر در فضای سیاسی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) است و از سوی دیگر نیز خطر داعش تاثیر خود را در باکو نمایان ساخته است. این نکته را نباید از نظر دور داشت که علاوه بر جریان بومی وهابی – تکفیری در جمهوری آذربایجان ، این منطقه ، منطقه ای آشنا برای افراطی ها و تروریستهای چچنی نیز می باشد که سالهای سال با آن در ارتباط بوده اند. در این وضعیت ، بدون انجام تغییرات لازم و اساسی در سیاستهای دولت باکو نسبت به ایران ، آغوش گشودن به روی دولت باکو در قالب " گرمی روابط !" آیا یک اقدام خردمندانه سیاسی ارزیابی می شود ؟ در این وضعیت " گرمی روابط " در واقع معنایی جز حمایت از دولتی ندارد که فاقد پایگاه مردمی است و از سوی دیگر ، زمان آن نیز برای حامیان خارجی و بین الملی اش بسر آمده و آنها میخواهند ، این دولت را به دولتی تغییر دهند که رییس مادام العمر نداشته باشد. و از سوی دیگر با تهدیدات فزاینده داخلی روبروست. مبادا رفتاری را که با " چائوشسکو " داشتیم ،دوباره تکرار کنیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 16:9  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

امضای سند قتل عام ارامنه توسط رییس جمهور رژیم صهیونیستی


رژیم صهیونیستی ، قتل عام ارامنه توسط ترکیه را به رسمیت شناخت

در حالی که  دولت ترکیه نخستین کشور اسلامی بود که کشور جعلی اسراییل را به رسمیت شناخت و در حالی که دولت باکو روابط گسترده امنیتی ، نفتی و نظامی با رژیم صهیونیستی دارد ، رژیم صهیونیستی ماجرای قتل عام و نسل کشی ارامنه ساکن در قلمرو امپراتوری عثمانی را به رسمیت شناخت. این اقدام بعد از ان انجام شد که پارلمانهای برخی کشور غربی مانند فرانسه این قتل عام را به رسمیت شناختند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، خبرگزاری آپا که از رسانه های نزدیک به دولت باکو می باشد ، خبر بهر سمیت شناخته شدن قتل عام ارامنه توسط اسراییل را منتشر کرد.

آپا نوشت : رییس جمهور اسراییل ، سند " قتل عام " را امضا کرد.

امضای سند قتل عام توسط رییس جمهور رژیم صهیونیستی در حالی صورت گرفت که دولتهای باکو و آنکارا طی سالهای متمادی خدمات گسترده سیاسی ، اقتصادی و امنیتی به رژیم صهیونیستی ارایه کرده اند و مقامات باکو بارها اعتراف کرده اند که روابط  دولت باکو با اسراییل در حد روابط استراتژیک است.

برخی تحلیلگران معتقدند ،رژیم صهیونیستی بعد از آنکه باکو را  دام سیاستهای ضد اسلامی و اشغالگرانه خود گرفتار کرده ، اکنون به دنبال آن است تا روابط خود را با ارمنستان گسترش دهد.

شایان ذکر است رسانه های باکو همواره علیه دشمنان اسراییل مانند حزب الله لبنان و دولت سوریه تبلیغات میکردند و همواره حزب الله را به تروریسم متهم میکردند ، و در جریان حمله رژیم صهیونیستی به لبنان و کشتار مردم غیرنظامی ، کسانی را که در باکو و در اعتراض به جنایات اسراییل تظاهرات میکردند ، دستگیر وز ندانی می ساختند. در حالی که اگر در اقدامات سازمانهای مقاومت ، افرادی از صهیونیستها به هلاکت میرسیدند ، رییس جمهور باکو پیام تسلیت به سران رژیم صهیونیستی ارسال میکرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 16:2  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

گریه رجب طیب اردوغان در حضور مقام معظم رهبری و گستاخی اش در استانبول

اردوغان ؛ از گریه در محضر رهبر انقلاب تا گستاخی در استانبول

رجب طیب اردوغان که با تغییر قانون اساسی ترکیه توانست همچنان بر اریکه قدرت در ترکیه تکیه کند ، اخیرا طی سخنانی با ابراز نارضایتی از حمایت جمهوری اسلامی از محوز مقاومت بخصوص سوریه ، کنایه ای بی ادبانه به مرجعیت و رهبریت دینی نیز داشته است ، هنگام رسیدن به حضور رهبر انقلاب اسلامی در مشهد گریه میکرد.

حجه الاسلام میرتاج الدینی  طی مصاحبه ای با یک پایگاه اطلاع رسانی در تبریز ، درباره دیدار اردوغان با رهبر معظم انقلاب اسلامی در مشهد گفت :" در جریان دیدار در مشهد که خود اردوغان و خانواده اش به مشهد آمده بودند و با آقا دیدار کردند، من هم آنجا بودم. آن ها از دیدن آقا متاثر شده بودند و گریه می کردند."

میر تاج الدینی در پاسخ به سوالی ، ایم ماجرا را فاش کرد . وی در پاسخ به این سوال پایگاه اناج  که : " ترکیه چه اهدافی در مسئله ی سوریه دارد؟" اظهار داشت : " اشتباه استراتژیک دولت اردوغان همین جا بروز کرد و سابقه ی سیاسی آن ها (تسلط بر سوریه و ...) پیش زمینه این قضیه است. در واقع آن ها فریب حرکت های بدلی را خوردند و نتوانستند تفاوت قضیه ی مصر و سوریه را با جاهای دیگر تشخیص دهند. لذا به دام افتاده و با آمریکا و کشورهای مرتجع منطقه هم خط شدند. جالب تر اینکه بیشترین نفع را در این میان اسرائیل برد و به نوعی به امنیت رسید.

در جریان دیدار در مشهد که خود اردوغان و خانواده اش به مشهد آمده بودند و با آقا دیدار کردند، من هم آنجا بودم. آن ها از دیدن آقا متاثر شده بودند و گریه می کردند. در آن جلسه که من هم حاضر بودم، بحث های عمومی مطرح شد اما شنیدم که در جلسه داخلی تعبیر آقا این بوده که قضیه ی جنگ داخلی که در سوریه راه انداخته اند متفاوت از بحث های دیگر است. آقا از وی سوال کرده بود که اگر در داخل کشور شما، عده ای اسلحه به دست بگیرند و با دولت وارد جنگ شوند شما چه می کنید؟ لذا مساله سوریه حرکت مردمی یا بیداری اسلامی نیست."

شایان ذکر است ؛ رجب طیب اردوغان به دلیل مشارکت گسترده در جنگ تحمیلی غرب بر سوریه تاکنون آماج انتقادهای گسترده در داخل و خارج از ترکیه بوده است. به گونه ای که برخی تحلیل گران بر این باورند بعد از پرونده نسل کشی ارامنه که دولت ترکیه همچنان در گرداب آن دست و پا میزند ، پرونده گروههای تروریستی در سوریه که از حمایت گسترده ترکیه برخوردارند ، یکی دیگر از پرونده های تاریخی دولت ترکیه به شمار میرود.  

گفتنی است دولت ترکیه طی سالهای اخیر در راستای تهدید و ضربه زدن به منافع ملی جمهوری اسلامی از طریق تلاش برای سقوط نظام مردمی سوریه و تبدیل آن به یک نظام تکفیری - صهیونیست گرا و ضد مقاومت اسلامی ، اقدام علیه حزب الله لبنان در همکاری با امریکا به صورت بارز اقدام کرده که انتظار میرود جمهوری اسلامی در راستای طراحی پاسخهای عملی به این اقدامات ترکیه برآید. 

اخیر نیز دولت ترکیه با انجام اقدامات خاص مانند افزایش عوارض برای کامیونها و کالاهای ایرانی و جلوگیری از تردد کامیونها و کالاهای ایرانی در صدد اعمال فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی است.اغلب کامیونها و کالاهای ایرانی که به ترکیه وارد میشوند از منطقه آذربایجان ایران است. 

گفتنی است در حالی که در آغاز تحرکات تروریستی در سوریه ، اردوغان وعده داده بود که دولت سوریه ظرف چند ماه سقوط خواهد کرد و بیاناتش در این باره در رسانه ها منتشر شده بود ، با گذشت قریب چهار سال هنوز وعده اردوغان محقق نشده است.

 

 

تبلیغ عناصر ضد اسلام و ضد انقلاب توسط شهرداری تبریز

شهرداری تبریز با انتشار ویژه نامه ای با عنوان "شهر حکیمان" به تبلیغ برخی عناصر ضد اسلام و ضد انقلاب پرداخت. این ویژه نامه که به مناسبت "هفته نکوداشت تبریز!" منتشر شده ، و در صدد معرفی به اصطلاح چهره های "پزشکی تبریز" است، از عناصری مانند سید حسن تقی زاده که در وابستگی به انگلستان، غربزدگی و خدمت به بیگانگان، دست داشتن در ترور برخی روحانیون، خدمت به رژیم ستمشاهی شهرت دارد، تجلیل کرده است.

در این ویژه "غلامحسین ساعدی" که آثار متعددی از وی در ضدیت با اسلام، مذهب و آموزه های دینی منتشر شده، مورد توجه و تبلیغ قرار گرفته است. وی بعد از انقلاب به فرانسه رفت و در آنجا با گروه های ضد انقلاب اسلامی به همکاری پرداخت و مشهور است که بر اثر افراط در شرابخواری مرد.

همچنین در ویژه نامه "شهر حکیمان؟!" از تبلیغ "جواد هیئت" از چهره های پان ترکیستی نیز غفلت نشده است. دکتر جواد هیات از چهره های مورد اعتماد رژیم پهلوی و رئیس تنها بیمارستان شهربانی در زمان طاغوت بود که در اسناد منتشر شده از سوی "سازمان اسناد انقلاب اسلامی" عضویت وی در سازمان فراماسونری مورد تاکید قرار گرفته است.

دکتر جواد هیات که نشریه "وارلیق" را در راستای قومگرایی و تبلیغ پان ترکیسم منتشر می کرد، سالهای آخر عمر خود را در باکو و تحت حمایت رژیم باکو سپری کرد و چندی پیش نیز در همین شهر دفن شد.

گفتنی است افرادی مانند تقی زاده و ساعدی به عنوان پزشک اشتهار ندارند و تبلیغ اینگونه عناصر در ویژه نامه شهرداری تبریز، حاکی از جهت گیری خاص منتشر کنندگان ویژه نامه است. تبلیغ عناصر شناخته شده ضد اسلام و قومگرا با هزینه بیت المال به بهانه "نکوداشت تبریز!" خطای فاحشی است که انتظار می رود از سوی مسئولین و مراجع ذیصلاح مورد دقت و پیگیری قرار گیرد.

شایان ذکر است در حالی که در ویژه نامه شهرداری تبریز از عناصر ضد اسلام و ضدانقلاب و قومگرا تجلیل و تبلیغ شده ، تجلیل از پزشکانی که در سالهای جهاد و شهادت و در روزهای سخت مملکت ، با نهادن جان بر کف ، به جبهه ها شتافته بودند ، مورد غفلت گرفته است !؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۳ساعت 13:31  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

تاثیر انتخابات ریاست جمهوری لوهانسک و دونسک بر جمهوریهای خودمختارقفقاز جنوبی

انتخابات ریاست جمهوری لوهانتسک و دونتسک ؛  

و تاثیر آن بر جمهوریهای خودمختارقفقاز جنوبی

·       جلال محمدی

علایق روسیه به عنوان جمهوری مرکزی اتحاد جماهیر شوروی با جمهوریهای سابق – بر خلاف تصور غربگرایان این جمهوریها – نه تنها به آسانی قابل قطع شدن نیست ، بلکه رشته های پیوندی که میان این جمهوری ها با روسیه برقرار است ، به مرور زمان و با وقوع  حوادثی که از تلاش گسترده غرب برای الحاق این جمهوریها به خود ناشی میشود ، محکمتر نیز میشود. این موضوع قبلا در جمهوری آوستیای جنوبی نیز تجربه شده بود (1387 خورشیدی – 2008 میلادی ) که روسیه با اقدامات نظامی دولت گرجستان برای تصرف این منطقه خودمختار به شدت مقابله کرد و این جنگ که دولت گرجستان آغازگر ان بود ، به تثبیت روند استقلال اوستیای جنوبی و به رسمیت شناختن ان از سوی برخی کشورها مانند روسیه و نیکاراگوئه منجر شد.

بحران اوکراین که ماهها ست ادامه دارد و هنوز به سرانجام خود نرسیده است ، بحرانی است که با تلاش غرب برای الحاق سیاسی و اقتصادی اوکراین به مجموعه غرب با ترکیبی از اقدامات انقلاب رنگی و اقدامات سخت و حتی مسلحانه صورت گرفت و به رویارویی غرب و روسیه انجامید ، در گام اول و به فوریت ، موجب الحاق کریمه به عنوان بخش استراتژیک به روسیه انجامید و نشان داد که روسیه این منطقه را که با امنیت ملی روسیه ارتباط تنگاتنگ و تعیین کننده ای دارد ، با قاطعیت حفاظت میکند و تبعات آن را نیز می پذیرد. به موازات تلاش غرب برای تحکیم نفوذ خود در اوکراین ، روسیه به الحاق کریمه بسنده نکرد و شرق اوکراین را نیز فعال کرد. این منطقه به دلایل ترکیب قومی و ویژگی های تاریخی ، منطقه ای روسگرا محسوب میشود و از زمینه لازم برای تجزیه برخوردار است . روسیه در حالی که شیب رو به رشد تحریمهای غرب را چون شمشیری بر بالای سر داشت ، به بازی در دو عرصه مذاکره و اقدامات میدانی – عملیاتی با غرب ادامه داد و با تمام قدرت به حمایت از روسگرایان شرق اوکراین که آماج حملات ارتش اوکراین بودند ، ادامه داد. این اقدامات از حمایت همه جانبه تسلیحاتی – سیاسی و اقتصادی از استقلال طلبان روسگرا تا گسیل هزاران نیرو به مرزهای اوکراین را شامل میشود.

در نهایت ،بعد از ماهها نبرد و ایستادگی روسگرایان در مقابل ارتش اوکراین – که از حمایت تسلیحاتی و مستشاری امریکا برخوردار است – و عدم رضایت غرب در رعایت منافع تاریخی روسیه در اوکراین ، انتخابات ریاست جمهوری در مناطق دونتسک و لوگانسک برگزار شد و روسای جمهور این دو جمهوری خودمختار مشخص شدند. به گزارش رسانه هادر بیانیه مشترک دو جمهوری خودخوانده جدید که با انتخابات اخیر اعلام خودمختاری کرده اند، آمده است:" ما تاکید می کنیم که به تعهدات خود پایبندیم و به مقام های کی یف یادآور می شویم که شرایط ما را پذیرفته و باید آن را به طور کامل اجرا کنند.

این بیانیه مشترک افزوده است: در صورتی که کی یف، عقلانیت خود را نشان دهد سران دو جمهوری منتخب آماده گفت وگو خواهند بود... ما با شرایط برابر برای ادامه گفت وگو آماده ایم."

تامل در بیانیه مشترک دو جمهوری خود مختار و این جمله که :" ما با شرایط برابر برای ادامه گفت وگو ( با کیف ) آماده ایم." حاکی از آن است که قلمرو این جمهوریها نیز ،با حمایت روسیه از قلمرو اوکراین جدا شده است ، همانگونه که  اوستیای جنوبی از گرجستان و قره باغ از جمهوری آذربایجان جدا شده است.بویژه اینکه اوستیای جنوبی و قره باغ پیش از فروپاشی شوروی نیزبه صورت رسمی " خودمختار " بودند.

پیام خودمختاری دو جمهوری جدا شده از اوکراین برای جمهوری های خودمختار یا رو به استقلال قفقازی مانند اوستیا و قره باغ بسیار روشن است و آن اینکه ؛ الحاق دوباره اوستیای جنوبی به گرجستان،  و قره باغ به باکو و حتی ایروان ممکن نیست . دیگر پیام انتخابات لوهانسک و دونسک به جمهوریهای سابق شوروی بخصوص قفقازیها این است که اگر در روابط خود با غرب بخواهند روسیه را نادیده بگیرند ، باید پیامدهای سختی را متحمل شوند که تجزیه کشور ، از جمله این پیامدهاست ؛ بخصوص اینکه بدانیم روسها در قفقاز با برخی مناطق قومی مانند تالش نشین و لزگ نشین در شمال و جنوب جمهوری آذربایجان، و نیزمناطق ارمنی نشین گرجستان وروسها وبرخی دیگر از اقوام این کشور ارتباطات دیرینه ای دارند . این ارتباطات با توجه به سیاستهای قومگرایانه دولتی تفلیس و باکو نیز امکان رشد بیشتری دارد.

نکته پایانی اینکه روسها درساختن و اداره" جمهوری های خودمختار " تخصص و تجربه تاریخی دارند و از این جمهوری ها برای تامین منافع ملی خود و نیز تجریه کشورهای دیگر بخصوص کشورهای پیرامونی بهره میگیرند. طی سالهای 1320 تا 1325 که ارتش شوروی بخشهای وسیعی از خاک ایران را اشغال کرده بود ، روسها دو حکومت خودخوانده  در بخش هایی از کردستان و آذربایجان ایجاد کردند که به دلایلی مانند عدم نقش آشکار روسها درتشکیل و اداره آنها ، عدم برخورداری حکومتهای یاد شده از پایگاه مردمی و مخالفت عمومی با آنها و تقابل سیاسی شوروی با امریکا در نهایت این حکومتهای خودخوانده بعد از خروج ارتش شوروی از ایران فروپاشیدند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 15:19  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

مطالب قدیمی‌تر